جنسیت: تفاوت میان نسخهها
سیدحسن حسینی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۲۵: | خط ۱۲۵: | ||
* | * | ||
*Zimmer, L., ''Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory''. Social Problems. Vol, 1988. | *Zimmer, L., ''Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory''. Social Problems. Vol, 1988. | ||
ویکی ج | |||
'''<big>نیایش</big>'''؛ راهی برای ارتباط بنده با پروردگار خود | |||
==معنای لغوی== | |||
نیایش در لغت به معنای دعا، ستایش و آفرین است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%B4 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه نیایش]؛ [https://www.vajehyab.com/?q=%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%B4&f=moein معین، فرهنگ معین، ذیل واژه نیایش].</ref> <br> | |||
«نیایش» مترادف واژه «[[دعا]]» در [[زبان عربی|عربی]] است. دعا در لغت برگرفته از کلمه «دعو» به معنای «متمایل کردن چیزی به سمت خود بهوسیله صدا و بیان» است.<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ج۲، 1404ق، ص۳۵۸.</ref> | |||
==معنای اصطلاحی== | |||
نیایش (دعا) عبارت است از درخواست همراه با [[خضوع]]، تضرع و خاکساری بنده از خداوندگار خود.<ref>حلی، عدة الداعی، 1407ق، ص۹؛ نجفی جواهری، جواهر الکلام، ج7، 1362ش، ص۲۰۰.</ref> | |||
==هدف از نیایش== | |||
هدف از نیایش، جستن ارتباط با موجودیتی است که فردِ نیایشگر او را بهعنوان آفریدگار خود یا موجودی روحانی میداند. معمولاً فرد نیایشگر در دعاهای خود خواستهای از مخاطبِ نیایش طلب و یا از او سپاسگزاری میکند.<br> | |||
نیایشگران از سر نیازمندی با خدای خود راز و نیاز میکنند. نیاز آنها ممکن است متعالی، روانی یا برآمده از مشکلات شخصی باشد. نیایشگران با خداوند متعال در قالب گفتوگویی یکسویه یا دوسویه ارتباط برقرار میکنند. نتیجهی نیایش، در هر زمان (گاه و بیگاه)، مکان (خانه یا مسجد و یا غیر آن) و به هر شیوه (تنها یا با دیگران، با صدای آهسته یا بلند) که باشد، مایهی آرامش است.<ref>خطیب، مهارتهای زندگی، 1396ش، ص325.</ref> | |||
==انواع نیایش== | |||
روانشناسان [[دین]]<ref>اسپیلکا و همکاران، روانشناسی دین: بر اساس رویکرد تجربی، 1397ش، ص۶۷۵.</ref> ، نیایش را به چهار تا نُه گونه تقسیم کردهاند. مشخّصترین نوع نیایشها عبارت است از: حاجتمندانه، آیینگرایانه، مراقبهای، اعترافی، شکرگزارانه، شفاعتخواهانه، اصلاح نفس و عادتی.<br> | |||
مردم در نیایشهای خود گزینشگرند و در شرایط مختلف ممکن است از انواع نیایشها و یا همزمان از چند نوع آن استفاده کنند. برای مثال، بیمارانی که پس از تشخیص ابتدایی [[سرطان]]، زنده میمانند، بر نیایش شکرگزارانه تأکید میکنند. نیایشهای حاجتمندانه ـ که از قدیمیترین و رایجترین نیایشهایند ـ برای مواجهه با ناکامی و خطر بهکار میروند، حال آنکه نیایشهای متفکّرانه با هدف برقراری ارتباط عمیق با خداوند صورت میگیرند و به ظاهر به انسجام درونی نیایشگر کمک میکنند. نیایشهای مراقبهای به ارتباط انسان با خدا توجّه دارند و در ظاهر از [[خشم]] و [[اضطراب]] میکاهند و بر آسودگی خاطر و آرامش درون میافزایند.<ref>اسپیلکا و همکاران، روانشناسی دین: بر اساس رویکرد تجربی، 1397ش، ص 676-677.</ref> | |||
==آداب نیایش== | |||
نیایش در هر [[دین]] و مذهب با آداب خاصی اجرا میشود که برخی از این آداب مربوط به پیش از نیایش، برخی دیگر هنگام نیایش و بعضی برای پس از نیایش است.<ref>خطیب، مهارتهای زندگی، 1396ش، صص 329-330.</ref> | |||
==نیایش در ادیان مختلف== | |||
انسان فطرتی خداجو دارد و دعا بازتاب همین [[فطرت]] است. در هر مکتب و دینی که امری قدسی و ماورایی وجود داشته باشد و در عقاید آن مکتب، موجودی قدسی آفرینش و آراستن عالم را بهعهده داشته باشد، دعا مجال تجلی پیدا میکند. همهی مکاتب غیر مادی به نیایش ارج میگذارند و این مقوله با تمام آدابش در منابع دینی ادیان مختلف بهتفصیل آمده است. | |||
==نمونههایی از کتابهای دعا در ادیان مختلف== | |||
کتابهای مقدس؛ از جمله مزامیر داوود، تورات، انجیل و [[قرآن]]، علاوه بر مطالب متنوع و گوناگون، فرازهایی از دعا را نیز در خود دارند، اما برخی کتابها با هدف جمعآوری دعا نگاشته شدهاند. اینگونه کتابها در منابع شیعی بیشتر از مذاهب دیگر دیده میشود؛ مانند: | |||
* کلیات مفاتیح الجنان :مجموعهای از ادعیه، زیارات و نمازهای مستحبی، دعاهای آلام و اسقام، دعاهای ساعات روز، حرزها و موارد دیگر. | |||
* منتخب صحیفه مهدیه :مجموعهای از نمازها، دعاها و زیارتهای امام دوازدهم [[شیعیان]] است که یا از سوی او صادر و یا درباره وی نقل شده است. | |||
* صحیفه فاطمیه :دعاهای صادره از سوی فاطمه، دختر [[پیامبر اکرم|پیامبر]] [[مسلمانان]] است. | |||
* صحیفه سجادیه :دعاهای صادره از سوی [[زینالعابدین]] امام چهارم [[شیعیان]] است. | |||
* صحیفه رضویه :دعاهای صادره از سوی [[علی بن موسیالرضا]] امام هشتم شیعیان است. | |||
==نمونههایی از دعاهای معروف در ادیان مختلف== | |||
در ادیان مختلف دعاهای فراوان با کاربردهای گوناگون وجود دارد که فقط به برخی از آنها در زیر اشاره میشود: | |||
* دعای ربانی مسیحیان که در همهی مذاهب [[مسیحیت]] مشهور و مورد استفاده است. | |||
* شِماع یهودیان که فرازی از تورات در آن خوانده میشود؛ در این بخش از تورات، آموزه توحید، پاداش و مجازات الهی و توجه به احکام خداوند مورد تاکید قرار گرفته است.<ref>«نماز در یهود»، در سایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: 12 اردیبهشت 1391ش.</ref> | |||
* در آیین زردشت، نیایشهای بسیاری هست که با آداب خاص خوانده میشود، مانند نیایش «تندرستی«، نیایش «سروش یشت» و نیایش «سروش هادخت یشت».<ref>«سروش یشت»، در وبسایت تاریخ پارسی؛ «نماز و نیایش در آئین زرتشتی»، در وبسایت اَمُرداد: تارنمای خبری زرتشتیان.</ref> | |||
* در مذهب [[شیعه]] نیز دعاهای زیادی وارد شده که برخی از آنها به این قرار است: [[دعا کمیل|کمیل]]، سمات، مجیر، [[دعا عرفه|عرفه]]، [[دعا ندبه|ندبه]]، ابوحمزه ثمالی، جوشن کبیر و توسل. هرچند مفهوم این دعاها فراگیر است و به زمان خاصی اختصاص ندارد، اما خواندن هرکدامشان در روز یا شب و یا ماه خاصی سفارش شده است. | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | |||
==منابع== | |||
* ابنفارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404ق. | |||
* اسپیلکا، برنارد و همکاران، روانشناسی دین: بر اساس رویکرد تجربی، ترجمه محمد دهقان، تهران، جوانه رشد، 1397ش. | |||
* حلی، احمد بن محمد بن فهد، عدة الداعی، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407ق. | |||
* خطیب، سیدمهدی، مهارتهای زندگی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1396ش. | |||
* دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، در سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش. | |||
* «سروش یشت»، در وبسایت تاریخ پارسی، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش. | |||
* معین، محمد، فرهنگ معین، در سایت واژهیاب، تاريخ بازدید: 28 آبان 1400ش. | |||
* نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحياء التراث العربي، 1362ش. | |||
* «نماز در یهود»، در سایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: 12 اردیبهشت 1391ش. | |||
* «نماز و نیایش در آئین زرتشتی»، در وبسایت اَمُرداد: تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش. | |||
ویکی ز | |||
نسخهٔ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۹
جنسیت؛ تکالیف و رفتارهای مورد انتظار یا منتسب به جنس.
جنسیت (Gender) بهمعنای فاصلۀ حداکثری میان جنس (بیولوژی و ذخیره ژنتیکی هر فرد) و انتظارات منتسب به آن است. اگر جنس به خصوصیات ثابت، طبیعی و همیشگی اطلاق میشود، جنسیت به خصوصیات فرهنگی، تربیتی، وابسته به شرایط و محیط زیست، تغییرپذیر و تاریخی مربوط است. گروههای حامی حقوق زنان واضع واژه و مفهوم جنسیت بودهاند. بنابراین تا زمانهای اخیر، جنسیت انحصاری زنانه داشته است و مردان خارج از بررسی رابطه میان جنس طبیعی (تذکیر) و تکالیف مرتبط با آن (مردانگی) بودهاند.
تاریخچه مفهوم جنسیت
در نیمۀ دوم قرن بیستم میلادی، گسترش مطالعات انسانشناختی و افزایش آگاهی دربارۀ تفاوت رفتارهای وابسته به جنس در قومیتها و ملل گوناگون، سرآغاز تردید در جهانشمول بودن زنانگی و مردانگی (با استناد به وضعیت ثابت زیستشناسی) شد.[۱]
جنسیت بهعنوان مفهومی اجتماعی، فرهنگی و برساختی، در مقابل دیدگاه طبیعی جنسمحور (Sex-oriented) ظهور یافت و زمینهساز حوزه جدیدی با عنوان جامعهشناسی بدن شد. جنسیت در این دیدگاه، مجموعه رفتارها، تکالیف و حقوق را انتسابات توافقی و تاریخی میشناسد. توافقی یا برساختی بودن این انتسابات به آن معنا است که جنس شخص، پیوند ذاتی و همیشگی با رفتارهای مورد انتظار از او ندارد؛ بلکه حاصل انتخاب شخص یا تحمیل ساختارهای اجتماعی بر او است.[۲]
ریزمن و دیویس اشاره دارند که جنسیت، ساختاری اجتماعی است که افراد در آن مشغول تکرار و انجام تجویزات آن هستند.[۳] جنسیت در این دیدگاه، مناسباتی انجامشدنی است[۴] نه تعریف کسی که آن را اجرا می کند.[۵]
دیدگاههای نظری دربارۀ جنسیت
رویکرد برساختی
نگاه برساختمحور[۶] که در میان فمینیستها مدافعانی چون سیمون دوبوار دارد، رویکرد تربیتمحور یا فرهنگی[۷] نیز نامیده میشود، اساس شکلگیری جنسیت را «تحول»[۸] میداند و بر زمانمندی و موقعیتمندی تمرکز دارد. در این نگرش ارتباط وثیق و قطعی میان ذخیرۀ ژنتیکی زن و نقشهای همیشگی او وجود ندارد.[۹]
مطالعات تاریخی و انسانشناختی، صورتهای متنوعی از زنانگی را در فرهنگهای متعدد آشکار کرده است و بیانگر تاثیر ضرورتهای اجتماعیفرهنگی است که بر حسب آنها زنانگی تعریف شده است. در چنین نگرشی طبیعت و ذات، کمترین تاثیر را در تعریف زنانگی و نقشهای منتسب به آن دارد. علاوه بر آن دسترسی به تحصیلات، پیشرفتهای تکنولوژیکی و اقتصادی، زنانگی وابسته به مردان را تغییر داده است.[۱۰]
بر اساس رویکرد برساختمحور، در دورههای زمانی و متناسب با تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، بازنگری در نقشهای انتسابی به زنان ضروری است. از مهمترین این موارد تولیدمثل و مادری در خانوادۀ هستهای است. در نگرش برساختمحور، بهدنیا آوردن نوزاد ضرورتاً زن را به مادر تبدیل نمیکند، بلکه فرایند جامعهپذیری، چینش نهادهای حاکم و سیاستهای حمایتی یا بازدارنده است که اولویت زن را مادری، فرزندپروری و چشمپوشی از حضور در هر موقعیتی ازجمله عرصۀ عمومی، تعیین کرده است. از این جهت است که این تکلیف طبیعینما امروزه دچار چالش جدی است.[۱۱]
از منظر این رویکرد تحولمحور، آنچه به زن منتسب است قابلیت بازنگری و تغییر متناسب با اقتضائات را دارد. در وضعیتی که فرایند مدرنیته در برخی جوامع مظاهر سنت را به حاشیه رانده است، لازم است خصوصیات جنسیتی زنانه نیز متناسب با آن تغییر کند. تحصیل، اشتغال، تشویق به استقلال اقتصادی، جدایی مادری تماموقت از فرزندآوری، تلاش جهت فراهمآوردن تسهیلات اجتماعی اشتغال چون مرخصی زایمان و مهدهای کودک در پی این نگرش، پیشنهاد شده است و نقش و مظاهر زن و زنانگی را متحول ساخته است.[۱۲]
گسترش قلمرو جنسیت به مردانگی
نگرش برساختی به جنسیت، آن را از انصراف زنانهاش خارج کرده و دایرۀ شمول و اثرگذاری (ساختار جنسیت) را شامل مرد نیز ساخته است. از منظر این نگرش، مردانگی نیز همچون زنانگی حامل و واجد انتسابات فرهنگی، زمانمند و موقعیتی است. همچنین مردانگی نیاز به بازنگری و پیرایش از خصوصیاتی دارد که از منظر این رویکرد حاصل تحمیل گفتمانهای حاکم است؛ در حالیکه لازم است امکان متناسبسازی آن با تحولات دوران جدید مدنظر باشد. از این منظر لازم است مردانگیها در پاسخ یا به تناسب تحولات وابسته به زمان، برساخت و بازتعریف شود.[۱۳]
تحتتأثیر مفهوم جنسیت، جنس مرد و مردانگی، که تا پیش از این معیار انسان بودن محسوب میشد، بازنگری و تحول در مردانگی و خصوصیات منتسب به آن نیز آغاز شده است.[۱۴]
گسترش قلمرو جنسیت به دگرباشان جنسی
نگرش برساختی، جنسیت و خصوصیات انتسابی به جنس افراد را گستردهتر کرده و آن را به گرایشهای جنسی نیز مرتبط کرده است. پیامد چنین نگرشی ایجاد گروه دگرباشان جنسی و طیف LGBTQAI+ (اینترسکس، کوئیر، لزبین، کوئسشنینگ، ترنسجندر، همجنسگرایی) است. به زغم این دیدگاه هر فرد اعم از زن و مرد میتواند در هر نقطه از این طیف قرار گرفته و آنها را از محدودیت تعلق به مذکر یا مونث بودن و گرایش به جنس مخالف رها کند. این نگرش زنانگی و مردانگی را نیز از وضعیت بیولوژیک خارج کرده و آن را به ترجیح و انتخاب کنشگران وابسته کرده است.[۱۵]
جنسیت و سنت
در فضای سنت، مفهوم جنسیت بهعنوان برساخت اجتماعی وجود ندارد. زنانگی و مردانگی با طبیعت بیولوژیک افراد گره خورده است. افراد در فرایند جامعهپذیری و بر اساس نسخۀ از پیش موجود (سنت) در راستای نقشهای از پیش تعریفشده تربیت میشوند و برای زندگی خانوادگی، بهعنوان مهمترین مسئولیت فردی و جمعی در قبال جامعه آماده میشوند.[۱۶]
رویکرد طبیعی
رویکرد طبیعی[۱۷] با باور عمیق به ارتباط وثیق و محکم میان جنس و انتظارات جنسیتی، از واژۀ جنسیت به معنای انتظارات وابسته به جنس استفاده میکند. این رویکرد را ذاتمحور[۱۸] یا نظممحور[۱۹] نیز میگویند. جنسیت در این رویکرد از معنای اصلی خود دور شده و در اشاره به صفات ریشهدار در جنس زیستی استفاده میشود. در این رویکرد از دلایل زیستی (ثابت) به جای شواهد فرهنگی و اجتماعی (متحول، زمانمند و مکانمند) برای اثبات ارتباط مستحکم میان جنس و جنسیت استفاده میشود. این رویه در ادامه موجب شد که در برگهها و فرمها از اصطلاح جنسیت بهجای جنس استفاده شود.[۲۰]
در نگرش طبیعتمحور (ذاتمحور)، جنسیت مجموعه رفتارها و انتظارات اجتماعی گرهخورده به زن معنا میشود که در جنس بیولوژیک او ریشه دارد. جنسیت در این نگرش، ارتباطی ذاتی میان ذخیرۀ ژنتیکی فرد، رفتارها و نقشهای اجتماعیفرهنگی او است. آنچه زنانگی را رقم میزند طبیعت زن است و خروج از این حوزه مخالفت با طبیعت است. بر این اساس جایگاه و موقعیت زن در جامعه معلول طبیعتی است که با آن به دنیا آمده است.[۲۱]
پیروی از رفتارهای طبیعی زنانه، استقرار نظم اجتماعی در امور جامعه و منویات دین (در جوامع قائل به ادیان و غیرسکولار) را در پی دارد. در پی وجود این نظم است که جامعه ثبات مییابد و زنان (و مردان) در مسیر مورد انتظار طبیعت از آنان گام بر میدارند. نگرش ذاتمحور نوعی فرایند خطی و منظم از تبیین پدیدههای اجتماعی را مد نظر دارد: طبیعی، ذاتی، ثابت، سختتغییر، تکرارشونده و بیتاریخی، پایههای این رویکرد به جنسیت است.[۲۲]
رویکرد دینی به جنسیت
ادیان، نگرشی طبیعی و نظممحور به مفهوم جنسیت دارند. جنسیت در دیدگاههایی دینی چون حکمت متعالیه، تفسیر نور، تفسیر نمونه، ابعاد متنوعی یافته است. در بحث تکالیف، تطبیق حداکثری جنس و نقش و انتظارات مرتبط با آن مورد تاکید قرار گرفته است. تفاوت مفهوم جنسیت در این رویکرد با رویکرد برساختی، ارتباط وثیق و ثابت میان وضعیت بیولوژیک فرد با تکالیف مورد انتظار از او است که بر اساس حکمت دینی توجیه میشود. اگر جنسیت بر برساختی، فرهنگی، زمانمندی و موقعیتی بودن تکالیف زنان و مردان اصرار دارد، نگرش دینی به همیشگی و ثبات آنها تاکید دارد. در این نگرش نیز نظم و مرز مشخصی میان زن-مرد و زنانگی-مردانگی وجود دارد و از پیروان ادیان انتظار میرود این تکالیف را انجام داده و از تخطی یا انحراف از آن اجتناب کنند.[۲۳] البته در این دیدگاه تنها تکالیف و امور مبتنی بر تفاوتهای اثبات شده زیستی و روانی، میان زن و مرد آن هم مبتنی بر عدالت جنسیتی متفاوت و ثابت است.
در نگرش دینی نظممحور دو رویکرد قابل تشخیص است؛ رویکرد اول که ریشه در پایگاه دینی دارد و از یافتههای علوم زیستی استفاده میکند، بخش قابل توجهی از آنچه جنسیت خوانده میشود را امری طبیعی و وابسته به صفات خاصی میداند که در جنس افراد تعبیه شده است. در این نگاه زن و مرد بهجهت صفات وابسته به جنس، هویت ثابت و متفاوت با یکدیگر داشته و جایگاه اجتماعی متمایزی نیز به آنها تعلق خواهد گرفت. در چنین رویکردی زن و مرد علاوه بر خصوصیات زیستی، با کیفیات غیر زیستی (روحی) متفاوتی از یکدیگر آفریده شدهاند که وظایف و حدود فعالیت اجتماعی ویژهای را برای آنان رقم میزند.[۲۴]
در این نگاه میتوان از هستها، بایدها را استخراج کرد[۲۵] و از خلقت زیست هدفمند مونث و مذکر، قوانین، حقوق و تکالیف متفاوتی را استخراج و فهم کرد.[۲۶]
جنسیت از دیدگاه متفکران مسلمان
جنسیت از دیدگاه علامه طباطبایی، و شاگردان ایشان چون مصباح یزدی، مطهری و جوادی آملی مبتنی بر تفکیک شباهتها و تفاوتهای زنان و مردان به دو دسته طبیعی و اجتماعی، قابل طرح است. بحث جنسیت و عقل و تاثیر انوثت در عقل ابزاری از جمله مباحث مرتبط با این مبنا است.
جنسیت در رویکرد دین مداران روشنفکر
برخی افراد با نگاه دینی و طبیعی به جنسیت، بر این نظرند که برجسته شدن برخی صفات زیستی در زن و مرد تنها میتواند نتیجه فرایندی تاریخی باشد. بهعنوان مثال مشهور شدن مرد به فردی عاقل و زن به فردی احساساتی میتواند تنها نتیجۀ فرایندی باشد که زن را از تصمیمگیریهای جدی و نیازمند تعقل دور نگه داشته و مرد را در این فرایند ماهر و ورزیده کرده است.
بر این اساس تصور ذاتی بودن قدرت تعقل بیشتر مردان و احساسات بیشتر زنان، نادرست و تمامی مناسبات وابسته به آن نیز محل تردید خواهد بود. لذا لازم است در خصوص دامنۀ اختیارات، امتیازات و محدودیتهای وابسته به این صفات، در شرایط تاریخی و اجتماعی جدید بازبینی و بازنگری صورت گیرد.[۲۷] در این رویکرد از هستها (صفات طبیعی)، بایدها استنباط و استخراج نخواهد شد.[۲۸]
رویکرد تعاملی
در طیف رویکردهای نظری به جنسیت که نگرش طبیعی و نگرش برساختی، دو سر آن را تشکیل دادهاند، نگرش جدیدی، در پی تلفیق جنبههای اساسی رویکرد طبیعی و برساختی است. بر اساس این نگرش خصوصیات انتسابی به زن و مرد ریشه در خصوصیات طبیعی (بیولوژیک) دارد، اما مواجهۀ فرهنگ، اجتماع و تاریخ با آنها، صورتهای متنوع از زنانگی و مردانگی را ایجاد کرده است.
بر اساس این دیدگاه آنچه اصالت دارد برخی خصوصیات زیستی مشخص، متفاوت و آشکار چون میزان متفاوت هورمونها یا توان فرزندآوری میان زن و مرد است و آنچه محل تأمل و بازنگری است، نحوۀ مواجهه و تعامل فرهنگهای مختلف با این خصوصیات است.
افزایش دانش، گستردهشدن رویکردهای مطالعاتی جنس و جنسیت، تردید در قطعیت خصوصیاتی که بهعنوان صفات و خصوصیات وابسته به جنس فرض میشوند، ورود زنان و مردان به حوزههای اختصاصی یکدیگر و انجام باکفایت تکالیف اختصاصی جنس دیگر (بهجز بارداری و زایمان)، امکان این بازنگری را فراهم کرده است. از آن جمله میتوان به مادری بهعنوان نقطه ثقل وابستهکردن، تکلیف و توصیه زنان به خانهماندن (خانهداری) و فرزندان (مادری) اشاره کرد.
مطالعات تاریخیِ مادرانگی، این وابستگی را امری متأخر و ناشی از تولد خانوادۀ هستهای میدانند، در حالیکه پیش از آن مادری نه مسئولیت زنان بلکه مسئولیت جمعی خانواده گسترده بوده است.[۲۹] همچنین تجربیات جدید مردان از امر فرزندپروری بیانگر آن است که توانش والدگری در مردان نیز وجود دارد و تنها لازم است فرصت و مهارت لازم به آنان آموزش داده شود؛ چنانچه زنان نیز به هر دوی فرصت و مهارت نیاز دارند.[۳۰]
پانویس
- ↑ . رید، فمنیسم و مردمشناسی؛ زن در تحلیلها و دیدگاههای انسانشناختی، 1387ش، ص145.
- ↑ . رفعتجاه، هویت و امر زنانه، 1384ش، ص5.
- ↑ . Risman & Davis, From sex roles to gender structure,2013, 734
- ↑ Gender is what we are doing not who we are.
- ↑ . Zimmer, 1988, Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory
- ↑ . Constructed-oriented
- ↑ . Nurture-oriented/ Cultural
- ↑ Transformative.
- ↑ . Goffman, 1977, The arrangement between the sexes, 301
- ↑ . هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، 1389ش، ص290.
- ↑ . بوذرینژاد و اقبالی، «مناقشات نظری ابنسینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، 1398ش، ص219.
- ↑ . رودگر، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، 1394ش، ص70.
- ↑ .Connell, Masculinities, 2005:37
- ↑ . Gardiner, Men, masculinities and feminist theory, 2005, 40
- ↑ . تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی، 1385ش، ص349.
- ↑ .عرب خراسانی، «فرایند شکلگیری معنا ی ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، 1401ش، ص142.
- ↑ Nature- Oriented.
- ↑ .Essence-oriented
- ↑ . Order-oriented
- ↑ . Pilcher & Whelehan, 50 key concepts in gender studies,2004, 57
- ↑ .Biology is destiny
- ↑ . سفيري و ايمانيان، جامعهشناسي جنسيت، 1388ش، ص18؛ گرت، جامعهشناسی جنسیت، 1380ش، ص15- 17.
- ↑ . زیبایینژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص84.
- ↑ . زیبایینژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص84.
- ↑ .مصباح یزدی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، 1388ش،ص203.
- ↑ . زیبایینژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص108.
- ↑ . ملکیان، «زن، مرد، کدام تصویر»، 1379ش، ص34؛ سروش، «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص32؛ مجتهد شبستری، «زنان، کتاب و سنت»، 1378ش، ص19-22؛ باقی، «مساله زنان: کدام مساله»، 1378ش، ص23-24؛ محمدی، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، 1378ش، ص41.
- ↑ . سروش, «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص35-37.
- ↑ . مورداک، ژرفای زن بودن، 1393ش، ص17.
- ↑ . Biblarz & Stacey, 2010, How Does the Gender of Parents Matter,2010, 17
منابع
- باقی، عمادالدین، «مساله زنان: کدام مساله؟»، مجله زنان، شماره 57، 1378ش.
- بوذرینژاد، یحیی و اقبالی، ابوالفضل، «مناقشات نظری ابنسینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، دوفصلنامه علمی حکمت سینوی، شماره 61، 1398ش.
- تانگ، رزمری، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی، ترجمه: منیژه نجمعراقی، تهران، نی، 1385ش.
- رفعتجاه، مریم، هویت و امر زنانه، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، 1384ش.
- رودگر، نرجس، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، گرایشها و نقد، قم، مرکز تحقیقات زن و خانواده، 1394ش.
- رید، اولین، فمنیسم و مردمشناسی؛ زن در تحلیلها و دیدگاههای انسانشناختی، ترجمه افشنگ مقصودی، تهران، گلآذین، 1378ش.
- زیبایینژاد، محمدرضا، هویت و نقشهای جنسیتی، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، 1388ش.
- سروش، عبدالکریم، «قبض و بسط حقوق زنان»، مجله زنان، شماره 5، 1378ش.
- سفيری، خديجه و ايمانيان، سارا، جامعهشناسي جنسيت، تهران، جامعهشناسان، 1388ش.
- عرب خراسانی، سمیه، «فرایند شکلگیری معنای ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، مطالعات زن و خانواده، شماره 26، 1401ش.
- گرت، استفانی، جامعهشناسی جنسیت، ترجمة کتایون بقایی، تهران، دیگر، 1380ش.
- مجتهد شبستری، محمد، «زنان،کتاب و سنت»، مجله زنان، شماره 57، 1378ش.
- محمدی، مجید، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، مجله زنان، شماره 58، 1378ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1388ش.
- ملکیان، مصطفی، «زن، مرد، کدام تصویر»، مجله زنان، شماره 64، 1379ش.
- مورداک، مورین، ژرفای زن بودن، ترجمه سیمین موحد، تهران، بنیاد فرهنگ زندگی، 1393ش.
- هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریههای فمینیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، فرخ قرهداغی و نوشین احمدی خراسانی، تهران، توسعه، 1384ش.
- Biblarz, Timothy J. & Stacey, Judith., How Does the Gender of Parents Matter? Journal of Marriage and Family, Vol. 72, 2010.
- Connell, R.W., Masculinities, Polity Press, 2005.
- Gardiner, Judith Kegan Men, masculinities and feminist theory. In Handbook of studies on men & masculinities, Kimmel, Michael; Hean, Jeff & Connell, R.W, Sage Publication, 2005.
- Goffman, Erving, The Arrangement between the Sexes, Theory and Society, Vol. 4(3), 1977.
- Pilcher, Jan & Whelehan, Imelda, 50 key concepts in gender studies, Sage publication, 2004.
- Risman, Barbara J. & Davis, Georgian, From sex roles to gender structure. Current Sociology Review, 2013.
- Risman, Barbara J., Gender as social structure. In Hand book of Sociology of gender, Second edition Barbara J. Risman, Carissa M. Froyum William J. Scarborough, Springer, 2018.
- Zimmer, L., Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory. Social Problems. Vol, 1988.
ویکی ج
نیایش؛ راهی برای ارتباط بنده با پروردگار خود
معنای لغوی
نیایش در لغت به معنای دعا، ستایش و آفرین است.[۱]
«نیایش» مترادف واژه «دعا» در عربی است. دعا در لغت برگرفته از کلمه «دعو» به معنای «متمایل کردن چیزی به سمت خود بهوسیله صدا و بیان» است.[۲]
معنای اصطلاحی
نیایش (دعا) عبارت است از درخواست همراه با خضوع، تضرع و خاکساری بنده از خداوندگار خود.[۳]
هدف از نیایش
هدف از نیایش، جستن ارتباط با موجودیتی است که فردِ نیایشگر او را بهعنوان آفریدگار خود یا موجودی روحانی میداند. معمولاً فرد نیایشگر در دعاهای خود خواستهای از مخاطبِ نیایش طلب و یا از او سپاسگزاری میکند.
نیایشگران از سر نیازمندی با خدای خود راز و نیاز میکنند. نیاز آنها ممکن است متعالی، روانی یا برآمده از مشکلات شخصی باشد. نیایشگران با خداوند متعال در قالب گفتوگویی یکسویه یا دوسویه ارتباط برقرار میکنند. نتیجهی نیایش، در هر زمان (گاه و بیگاه)، مکان (خانه یا مسجد و یا غیر آن) و به هر شیوه (تنها یا با دیگران، با صدای آهسته یا بلند) که باشد، مایهی آرامش است.[۴]
انواع نیایش
روانشناسان دین[۵] ، نیایش را به چهار تا نُه گونه تقسیم کردهاند. مشخّصترین نوع نیایشها عبارت است از: حاجتمندانه، آیینگرایانه، مراقبهای، اعترافی، شکرگزارانه، شفاعتخواهانه، اصلاح نفس و عادتی.
مردم در نیایشهای خود گزینشگرند و در شرایط مختلف ممکن است از انواع نیایشها و یا همزمان از چند نوع آن استفاده کنند. برای مثال، بیمارانی که پس از تشخیص ابتدایی سرطان، زنده میمانند، بر نیایش شکرگزارانه تأکید میکنند. نیایشهای حاجتمندانه ـ که از قدیمیترین و رایجترین نیایشهایند ـ برای مواجهه با ناکامی و خطر بهکار میروند، حال آنکه نیایشهای متفکّرانه با هدف برقراری ارتباط عمیق با خداوند صورت میگیرند و به ظاهر به انسجام درونی نیایشگر کمک میکنند. نیایشهای مراقبهای به ارتباط انسان با خدا توجّه دارند و در ظاهر از خشم و اضطراب میکاهند و بر آسودگی خاطر و آرامش درون میافزایند.[۶]
آداب نیایش
نیایش در هر دین و مذهب با آداب خاصی اجرا میشود که برخی از این آداب مربوط به پیش از نیایش، برخی دیگر هنگام نیایش و بعضی برای پس از نیایش است.[۷]
نیایش در ادیان مختلف
انسان فطرتی خداجو دارد و دعا بازتاب همین فطرت است. در هر مکتب و دینی که امری قدسی و ماورایی وجود داشته باشد و در عقاید آن مکتب، موجودی قدسی آفرینش و آراستن عالم را بهعهده داشته باشد، دعا مجال تجلی پیدا میکند. همهی مکاتب غیر مادی به نیایش ارج میگذارند و این مقوله با تمام آدابش در منابع دینی ادیان مختلف بهتفصیل آمده است.
نمونههایی از کتابهای دعا در ادیان مختلف
کتابهای مقدس؛ از جمله مزامیر داوود، تورات، انجیل و قرآن، علاوه بر مطالب متنوع و گوناگون، فرازهایی از دعا را نیز در خود دارند، اما برخی کتابها با هدف جمعآوری دعا نگاشته شدهاند. اینگونه کتابها در منابع شیعی بیشتر از مذاهب دیگر دیده میشود؛ مانند:
- کلیات مفاتیح الجنان :مجموعهای از ادعیه، زیارات و نمازهای مستحبی، دعاهای آلام و اسقام، دعاهای ساعات روز، حرزها و موارد دیگر.
- منتخب صحیفه مهدیه :مجموعهای از نمازها، دعاها و زیارتهای امام دوازدهم شیعیان است که یا از سوی او صادر و یا درباره وی نقل شده است.
- صحیفه فاطمیه :دعاهای صادره از سوی فاطمه، دختر پیامبر مسلمانان است.
- صحیفه سجادیه :دعاهای صادره از سوی زینالعابدین امام چهارم شیعیان است.
- صحیفه رضویه :دعاهای صادره از سوی علی بن موسیالرضا امام هشتم شیعیان است.
نمونههایی از دعاهای معروف در ادیان مختلف
در ادیان مختلف دعاهای فراوان با کاربردهای گوناگون وجود دارد که فقط به برخی از آنها در زیر اشاره میشود:
- دعای ربانی مسیحیان که در همهی مذاهب مسیحیت مشهور و مورد استفاده است.
- شِماع یهودیان که فرازی از تورات در آن خوانده میشود؛ در این بخش از تورات، آموزه توحید، پاداش و مجازات الهی و توجه به احکام خداوند مورد تاکید قرار گرفته است.[۸]
- در آیین زردشت، نیایشهای بسیاری هست که با آداب خاص خوانده میشود، مانند نیایش «تندرستی«، نیایش «سروش یشت» و نیایش «سروش هادخت یشت».[۹]
- در مذهب شیعه نیز دعاهای زیادی وارد شده که برخی از آنها به این قرار است: کمیل، سمات، مجیر، عرفه، ندبه، ابوحمزه ثمالی، جوشن کبیر و توسل. هرچند مفهوم این دعاها فراگیر است و به زمان خاصی اختصاص ندارد، اما خواندن هرکدامشان در روز یا شب و یا ماه خاصی سفارش شده است.
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه نیایش؛ معین، فرهنگ معین، ذیل واژه نیایش.
- ↑ ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ج۲، 1404ق، ص۳۵۸.
- ↑ حلی، عدة الداعی، 1407ق، ص۹؛ نجفی جواهری، جواهر الکلام، ج7، 1362ش، ص۲۰۰.
- ↑ خطیب، مهارتهای زندگی، 1396ش، ص325.
- ↑ اسپیلکا و همکاران، روانشناسی دین: بر اساس رویکرد تجربی، 1397ش، ص۶۷۵.
- ↑ اسپیلکا و همکاران، روانشناسی دین: بر اساس رویکرد تجربی، 1397ش، ص 676-677.
- ↑ خطیب، مهارتهای زندگی، 1396ش، صص 329-330.
- ↑ «نماز در یهود»، در سایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: 12 اردیبهشت 1391ش.
- ↑ «سروش یشت»، در وبسایت تاریخ پارسی؛ «نماز و نیایش در آئین زرتشتی»، در وبسایت اَمُرداد: تارنمای خبری زرتشتیان.
منابع
- ابنفارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404ق.
- اسپیلکا، برنارد و همکاران، روانشناسی دین: بر اساس رویکرد تجربی، ترجمه محمد دهقان، تهران، جوانه رشد، 1397ش.
- حلی، احمد بن محمد بن فهد، عدة الداعی، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407ق.
- خطیب، سیدمهدی، مهارتهای زندگی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1396ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، در سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش.
- «سروش یشت»، در وبسایت تاریخ پارسی، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش.
- معین، محمد، فرهنگ معین، در سایت واژهیاب، تاريخ بازدید: 28 آبان 1400ش.
- نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحياء التراث العربي، 1362ش.
- «نماز در یهود»، در سایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: 12 اردیبهشت 1391ش.
- «نماز و نیایش در آئین زرتشتی»، در وبسایت اَمُرداد: تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش.
ویکی ز