حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:


=== نوع حکومت ===
=== نوع حکومت ===
از منظر پژوهشگران، اسلام چارچوب‌های کلی برای حکومت ارائه داده است که بر اساس آن، شکل حکومت متناسب با شرایط زمان و مکان طراحی می‌شود. نوع حکومتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس نظریه ولایت فقیه و متناسب با مقتضیات زمانه تجویز شد، «جمهوری اسلامی» نام دارد؛ واژۀ «جمهوری» ناظر بر شکل حکومت و نقش مردم در تعیین سرنوشت خود است و واژۀ «اسلامی» مشروعیت الهی نظام و التزام به احکام شرع را نشان می‌دهد. صاحب‌نظران معتقدند که بر خلاف برخی تصورات، جمهوری‌بودن و اسلامی‌بودن نظام با یکدیگر تعارض ندارند، بلکه اسلامی‌بودن ناظر بر مشروعیت الهی حکومت و جمهوری‌بودن ناظر بر مقبولیت مردمی آن است. بر اساس قانون اساسی، حاکمیت مطلق از آن خدا است، اما خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم ساخته است. از این رو، حق تشریع و قانون‌گذاری به خداوند اختصاص دارد و مردم در چارچوب موازین اسلامی از حق تعیین سرنوشت برخوردارند. از این منظر، رفراندوم‌های برگزارشده نه به‌منظور مشروعیت‌بخشی بلکه به‌منظور تحقق‌بخشی به حاکمیت دینی و جلب مشارکت عمومی صورت گرفته است. از این جهت به نظر پژوهشگران گذشت زمان و تغییر نسل‌ها اعتبار قانون اساسی را مخدوش نمی‌کند؛ زیرا مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران تنها مبتنی بر رأی مقطعی مردم در یک زمان خاص نیست، بلکه به اذن الهی و امضای ولی فقیه استوار است.<ref>مصباح یزدی، حکیمانه‌ترین حکومت: کاوشی در نظریه ولایت فقیه، 1394ش، ص234-239؛ [https://clr.modares.ac.ir/article_14014_2bd0715ad6441bfe81c6644c0c500205.pdf دبیرنیا، «جمهوریّت و اسالمیّت در قانون اساسی ایران؛ حاکمیّت دوگانه یا واحد»،  1397ش، ص88-100.]</ref>
از منظر پژوهشگران، اسلام چارچوب‌های کلی برای حکومت ارائه داده است که بر اساس آن، شکل حکومت متناسب با شرایط زمان و مکان طراحی می‌شود. نوع حکومتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس نظریه ولایت فقیه و متناسب با مقتضیات زمانه تجویز شد، «جمهوری اسلامی» نام دارد؛ واژۀ «جمهوری» ناظر بر شکل حکومت و نقش مردم در تعیین سرنوشت خود است و واژۀ «اسلامی» مشروعیت الهی نظام و التزام به احکام شرع را نشان می‌دهد. صاحب‌نظران معتقدند که بر خلاف برخی تصورات، جمهوری‌بودن و اسلامی‌بودن نظام با یکدیگر تعارض ندارند، بلکه اسلامی‌بودن ناظر بر مشروعیت الهی حکومت و جمهوری‌بودن ناظر بر مقبولیت مردمی آن است. بر اساس قانون اساسی، حاکمیت مطلق از آن خدا است، اما خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم ساخته است. از این منظر، رفراندوم‌های برگزارشده به‌منظور تحقق‌بخشی به حاکمیت دینی و جلب مشارکت عمومی صورت گرفته است نه مشروعیت‌بخشی. از این جهت به نظر پژوهشگران گذشت زمان و تغییر نسل‌ها اعتبار قانون اساسی را مخدوش نمی‌کند؛ زیرا مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران تنها مبتنی بر رأی مقطعی مردم در یک زمان خاص نیست، بلکه به اذن الهی و امضای ولی فقیه استوار است.<ref>مصباح یزدی، حکیمانه‌ترین حکومت: کاوشی در نظریه ولایت فقیه، 1394ش، ص234-239؛ [https://clr.modares.ac.ir/article_14014_2bd0715ad6441bfe81c6644c0c500205.pdf دبیرنیا، «جمهوریّت و اسالمیّت در قانون اساسی ایران؛ حاکمیّت دوگانه یا واحد»،  1397ش، ص88-100.]</ref>


=== تفاوت با سایر جمهوری‌ها ===
=== تفاوت با سایر جمهوری‌ها ===