بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:
استضعاف زنان ریشه در ساختار متفاوت جسمی، عاطفی و ادراکی زنانه و مردانه دارد. مردان دارای عضلات نیرومند بوده و به‌لحاظ روانی حالات تهاجمی و پرخاشگری دارند، اما زنان از ظرافت بدنی برخوردار بوده و دارای عواطف آرام‌بخش و منعطف هستند.<ref>[http://mohsenzade.com/zm/ravanshenasi_3/ غلامی، «زن، مرد؛ تفاوت‌ها»، وب‌سایت حجت‌الاسلام محسن‌زاده.]</ref>   
استضعاف زنان ریشه در ساختار متفاوت جسمی، عاطفی و ادراکی زنانه و مردانه دارد. مردان دارای عضلات نیرومند بوده و به‌لحاظ روانی حالات تهاجمی و پرخاشگری دارند، اما زنان از ظرافت بدنی برخوردار بوده و دارای عواطف آرام‌بخش و منعطف هستند.<ref>[http://mohsenzade.com/zm/ravanshenasi_3/ غلامی، «زن، مرد؛ تفاوت‌ها»، وب‌سایت حجت‌الاسلام محسن‌زاده.]</ref>   
===خاستگاه ذهنی===
===خاستگاه ذهنی===
از دیدگاه کارول گیلیگان؛ رقابت‌های اجتماعی نیازمند اتخاذ بینش فردگرایانه و رقابتی است و زنان ذاتا با این نوع بینش فاصله دارند؛ مردان، دنیای اجتماعی را دنیایی فردگرایانه و مبتنی بر قواعد و حقوق می‌بینند و زنان آن را دنیای ارتباطات متقابل و مسئولیت‌پذیری در قبال دیگران دانسته و در نتیجه نمی‌توانند با مردان رقابت کنند.   
از دیدگاه کارول گیلیگان؛ رقابت‌های اجتماعی نیازمند اتخاذ بینش فردگرایانه و رقابتی است و زنان ذاتا با این نوع بینش فاصله دارند؛ مردان، دنیای اجتماعی را دنیایی فردگرایانه و مبتنی بر قواعد و حقوق می‌بینند و زنان آن را دنیای ارتباطات متقابل و مسئولیت‌پذیری در قبال دیگران دانسته و در نتیجه نمی‌توانند با مردان رقابت کنند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-68/4069357-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85 حسین‌وند، «تبعیض جنسیتی از دیدگاه سه علم»، روزنامه دنیای اقتصاد.]  </ref>    
===جامعه‌پذیری===
===جامعه‌پذیری===
گروهی دیگر، استضعاف زنان را ناشی از جامعه‌پذیری جنسیتی دانسته و معتقدند؛ تبعیض‌ علیه زنان ناشی از نقش جنسیت مادر در تربیت فرزندان و عدم حضور پدر در این فرآیند است؛ دختران در فرایند جامعه‌پذیری سعی در شکل‌دهی هویت خود مانند مادرشان داشته و مجموعه‌ای از احساساتی را در خود می‌پرورانند که متضمن ساخت ارتباط با دیگران و دیگرخواهی باشد، در مقابل، پسران سعی در تمایز خود از مادران‌شان داشته و در پی آن هستند که بخش نامنعطف وجودی خود را توسعه دهند. این فرایند زمانی منجر به استضعاف زنان و سرکوب نقش‌های زنانه می‌شود که قوانین و هویت زنانه توسط مردان تعریف شده، نقش‌های اجتماعی شکل‌گرفته نیز بر بنیادهای مردسالاری استوار باشند.   
گروهی دیگر، استضعاف زنان را ناشی از جامعه‌پذیری جنسیتی دانسته و معتقدند؛ تبعیض‌ علیه زنان ناشی از نقش جنسیت مادر در تربیت فرزندان و عدم حضور پدر در این فرآیند است؛ دختران در فرایند جامعه‌پذیری سعی در شکل‌دهی هویت خود مانند مادرشان داشته و مجموعه‌ای از احساساتی را در خود می‌پرورانند که متضمن ساخت ارتباط با دیگران و دیگرخواهی باشد، در مقابل، پسران سعی در تمایز خود از مادران‌شان داشته و در پی آن هستند که بخش نامنعطف وجودی خود را توسعه دهند. این فرایند زمانی منجر به استضعاف زنان و سرکوب نقش‌های زنانه می‌شود که قوانین و هویت زنانه توسط مردان تعریف شده، نقش‌های اجتماعی شکل‌گرفته نیز بر بنیادهای مردسالاری استوار باشند.