imported>Fatemehdadashi تغییرمسیر به مسالگی زن در غرب حذف شد |
imported>Fatemehdadashi بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== ادعای روشنفکران در خصوص خاستگاه مسالگی زن در غرب== | == ادعای روشنفکران در خصوص خاستگاه مسالگی زن در غرب== | ||
برخی روشنفکران غربی اینگونه ادعا میکنند که حساسیت نسبت به مسائل زن پدیدهای مدرن و ناشی از دغدغههای انقلابی و [[حقوق بشر]]ی سکولار غرب نسبت به سلطههای سنتی و دینی است. حساسیت در مورد مسائل زنان و حرکتهای انقلابی در دفاع از هویت، منزلت و [[حقوق زن]] به طور خاص از لوازم انقلابهای فکری- فرهنگی، [[نهضت اصلاح دینی]]، انقلابهای سیاسی و مبانی حقوق بشری غرب بعد از [[رنسانس]] و خصوصا بعد از [[انقلاب فرانسه]] است. <ref> . رک: محمدتقی کرمی، مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیئت امنای پژوهشکده زن و خانواده حوزه علمیه قم.</ref> | برخی روشنفکران غربی اینگونه ادعا میکنند که حساسیت نسبت به مسائل زن پدیدهای مدرن و ناشی از دغدغههای انقلابی و [[حقوق بشر]]ی سکولار غرب نسبت به سلطههای سنتی و دینی است. حساسیت در مورد مسائل زنان و حرکتهای انقلابی در دفاع از هویت، منزلت و [[حقوق زن]] به طور خاص از لوازم انقلابهای فکری- فرهنگی، [[نهضت اصلاح دینی]]، انقلابهای سیاسی و مبانی حقوق بشری غرب بعد از [[رنسانس]] و خصوصا بعد از [[انقلاب فرانسه]] است. <ref> . رک: محمدتقی کرمی، مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیئت امنای پژوهشکده زن و خانواده حوزه علمیه قم.</ref> | ||
== پاسخ به ادعا== | === پاسخ به ادعا=== | ||
این گونه موضعگیریها عمدتا ریشه در انگاره بتسازی از غرب مدرن و منجیسازی از اندیشمندان دوران مدرن دارد از جهات مختلف قابل بررسی است. ضمن اینکه نمیتوان منکر این حقیقت شد که شکل جدیدی از دغدغهمندی نسبت به مسائل زنان، در دل دوران مدرن اتفاق افتاده و غرب و بتبع آن جهان را تحت تأثیر قرارداده است، ولی ریشه داشتن آن در انقلابهای فکری و فرهنگی یا حتی سیاسی غرب آن هم بهگونهای انقلابی مورد تردید جدی است. حال برخی از ادعاهای مطروحه را بررسی می کنیم. | این گونه موضعگیریها عمدتا ریشه در انگاره بتسازی از غرب مدرن و منجیسازی از اندیشمندان دوران مدرن دارد از جهات مختلف قابل بررسی است. ضمن اینکه نمیتوان منکر این حقیقت شد که شکل جدیدی از دغدغهمندی نسبت به مسائل زنان، در دل دوران مدرن اتفاق افتاده و غرب و بتبع آن جهان را تحت تأثیر قرارداده است، ولی ریشه داشتن آن در انقلابهای فکری و فرهنگی یا حتی سیاسی غرب آن هم بهگونهای انقلابی مورد تردید جدی است. حال برخی از ادعاهای مطروحه را بررسی می کنیم. | ||
===خاستگاه حقوق بشری جنبش های زنانه مبتنی انقلاب های فکری=== | ====خاستگاه حقوق بشری جنبش های زنانه مبتنی انقلاب های فکری==== | ||
از شروع انقلابهای فکری و فرهنگی غرب تا شکلگیری جنبشهای دفاع از زنان فترتی نزدیک به پانصد سال وجود دارد. بنابراین جای این سئوال مطرح میشود که: فاصله زمانی 500 ساله بین شروع مباحث [[حقوق بشر]]ی از [[رنسانس]] (ابتدای قرن چهاردهم) تا شکلگیری جنبشهای دفاع از زن در اواخر قرن نوزدهم، چگونه قابل توجیه است؟ | از شروع انقلابهای فکری و فرهنگی غرب تا شکلگیری جنبشهای دفاع از زنان فترتی نزدیک به پانصد سال وجود دارد. بنابراین جای این سئوال مطرح میشود که: فاصله زمانی 500 ساله بین شروع مباحث [[حقوق بشر]]ی از [[رنسانس]] (ابتدای قرن چهاردهم) تا شکلگیری جنبشهای دفاع از زن در اواخر قرن نوزدهم، چگونه قابل توجیه است؟ | ||
سکولار شدن جامعه غربی و رهایی از سلطه کلیسا، اگر چه دفاع از [[حقوق «بشر»]] با قرائت خاص اومانیستی را نهادینه نمود، ولی الزاماً به معنای شکلگیری جنبش دفاع از منزلت و حقوق زنان بهعنوان بخشی از جامعه بشری نبود. توجه به واقعیات تاریخی غرب مدرن از سه جهت ادعای خاستگاه حقوق بشری، جنبش دفاع از زنان را با چالش روبرو میسازد که در ادامه بررسی می کنیم: | سکولار شدن جامعه غربی و رهایی از سلطه کلیسا، اگر چه دفاع از [[حقوق «بشر»]] با قرائت خاص اومانیستی را نهادینه نمود، ولی الزاماً به معنای شکلگیری جنبش دفاع از منزلت و حقوق زنان بهعنوان بخشی از جامعه بشری نبود. توجه به واقعیات تاریخی غرب مدرن از سه جهت ادعای خاستگاه حقوق بشری، جنبش دفاع از زنان را با چالش روبرو میسازد که در ادامه بررسی می کنیم: | ||
==== بی توجهی به حقوق زنان در دوره های انقلاب فکری==== | ===== بی توجهی به حقوق زنان در دوره های انقلاب فکری===== | ||
جرقه آغازین دفاع از حقوق بشر با رویکرد سکولار، از [[رنسانس]] و انقلاب فرهنگی و فکری در ابتدای قرن چهارده شروع شد؛ با جنبش دائره المعارف نویسی تئوریزه شد و با رفرمیسم و [[نهضت اصلاح دینی]] در قرن 16 و 17 به بوته آزمون و خطا گذاشته شد؛ در قرون 18 و 19، همزمان با انقلابهای سیاسی و [[انقلاب صنعتی]] به بار نشست؛ و در قرن 20 به اوج خود رسید. اما تحرکات دفاع از منزلت و [[حقوق زن]]، عملاً در اواخر قرن نوزده شکل «جنبش» به خود گرفت و بعد از چند دهه فترت در نیمه دوم قرن بیستم به شکل نظریههای اجتماعی مطرح شد. <ref> . چاندلر، لورا (۱۳۸۹) «تاریخ نگاری فمینیستی آغاز عصر مدرنیته» ترجمه نرگس صاحبی، مجله اطلاعات حکمت و معرفت، سال پنجم، شماره ۴.</ref> | جرقه آغازین دفاع از حقوق بشر با رویکرد سکولار، از [[رنسانس]] و انقلاب فرهنگی و فکری در ابتدای قرن چهارده شروع شد؛ با جنبش دائره المعارف نویسی تئوریزه شد و با رفرمیسم و [[نهضت اصلاح دینی]] در قرن 16 و 17 به بوته آزمون و خطا گذاشته شد؛ در قرون 18 و 19، همزمان با انقلابهای سیاسی و [[انقلاب صنعتی]] به بار نشست؛ و در قرن 20 به اوج خود رسید. اما تحرکات دفاع از منزلت و [[حقوق زن]]، عملاً در اواخر قرن نوزده شکل «جنبش» به خود گرفت و بعد از چند دهه فترت در نیمه دوم قرن بیستم به شکل نظریههای اجتماعی مطرح شد. <ref> . چاندلر، لورا (۱۳۸۹) «تاریخ نگاری فمینیستی آغاز عصر مدرنیته» ترجمه نرگس صاحبی، مجله اطلاعات حکمت و معرفت، سال پنجم، شماره ۴.</ref> | ||
اگرچه از روم و یونان باستان گرفته تا قرون وسطی و متعاقب آن در دوران [[رنسانس]] و [[نهضت اصلاح دینی]] و بعد از آن در حال و هوای [[انقلاب صنعتی]]، همواره اندیشمندانی بودهاند که در صدد دفاع از شخصیت و [[حقوق زن]] برآمده و دادخواست بشربودن زن را مطرح کردند لکن این دادخواهیها آنقدر کم اثر و در محاق بود که شنیده نمیشد و در چارچوب مهندسی علمی و اجتماعی رسمیت نمییافت. بیش از پنج قرن از انقلاب فکری و فرهنگی غرب گذشت، انقلابی که بشرمحوری و [[حقوق بشر]] را مبنای شکلگیری و نضج و تکامل خویش قرار داد، لکن تا اواخر قرن نوزدهم نه تنها از زن به مثابه عضوی از بشریت خبری نبود بلکه در صحنه علم و عمل، بشربودن و حقوق بشری زن انکار و بهشدت سرکوب میشد. | اگرچه از روم و یونان باستان گرفته تا قرون وسطی و متعاقب آن در دوران [[رنسانس]] و [[نهضت اصلاح دینی]] و بعد از آن در حال و هوای [[انقلاب صنعتی]]، همواره اندیشمندانی بودهاند که در صدد دفاع از شخصیت و [[حقوق زن]] برآمده و دادخواست بشربودن زن را مطرح کردند لکن این دادخواهیها آنقدر کم اثر و در محاق بود که شنیده نمیشد و در چارچوب مهندسی علمی و اجتماعی رسمیت نمییافت. بیش از پنج قرن از انقلاب فکری و فرهنگی غرب گذشت، انقلابی که بشرمحوری و [[حقوق بشر]] را مبنای شکلگیری و نضج و تکامل خویش قرار داد، لکن تا اواخر قرن نوزدهم نه تنها از زن به مثابه عضوی از بشریت خبری نبود بلکه در صحنه علم و عمل، بشربودن و حقوق بشری زن انکار و بهشدت سرکوب میشد. | ||
====دیدگاه اندیشمندان دوران مدرن نسبت به زنان==== | =====دیدگاه اندیشمندان دوران مدرن نسبت به زنان===== | ||
در اوج دوران مدرن بسیاری از نظریهپردازان تاثیرگذار مباحث حقوق بشری بر اساس مبانی سکولاریستی، در مورد به رسمیت شناختن زن بهعنوان بشر تردید داشته یا از اساس انکار میکردند. توصیف زن به عنوان موجودی فرودست، در بیان مشهورترین شاعران، رمان نویسان، ادیبان، دانشمندان علوم تجربی و علوم اجتماعی و فلسفی در دوران مدرن بسیار گسترده است. نگاهی به نقطه نظرات دانشمندان دوران [[رنسانس]]، رفرمیسم، انقلاب سیاسی و صنعتی تا اواخر قرن نوزدهم، دلیل این ادعاست. اشاره به برخی جهتگیریهای، تاثیرگذارترین دانشمندان این دورانها در کتب علمیشان بخشی از این واقعیت را نمایان میسازد. | در اوج دوران مدرن بسیاری از نظریهپردازان تاثیرگذار مباحث حقوق بشری بر اساس مبانی سکولاریستی، در مورد به رسمیت شناختن زن بهعنوان بشر تردید داشته یا از اساس انکار میکردند. توصیف زن به عنوان موجودی فرودست، در بیان مشهورترین شاعران، رمان نویسان، ادیبان، دانشمندان علوم تجربی و علوم اجتماعی و فلسفی در دوران مدرن بسیار گسترده است. نگاهی به نقطه نظرات دانشمندان دوران [[رنسانس]]، رفرمیسم، انقلاب سیاسی و صنعتی تا اواخر قرن نوزدهم، دلیل این ادعاست. اشاره به برخی جهتگیریهای، تاثیرگذارترین دانشمندان این دورانها در کتب علمیشان بخشی از این واقعیت را نمایان میسازد. | ||
'''ژان ژاک روسو''' (۱۷۱۲-۱۷۷۸) نظریه پرداز قرارداد اجتماعی و حقوق شهروندی، زنان را طبیعتاً ضعیف توصیف میکرد. با این استدلال که حقوق برای انسانی است که به واسطه خردمندی از حیوان متمایز شده است و چون در خردورزی زن تردید است نمیتوان او را واجد حقوقی که به بشر تعلق میگیرد، دانست. از این رو زن را فاقد مشخصههای بالفعل برای شهروندی میدانست.<ref> . حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی (تاریخ دو قرن فمینیسم)، همان، ص 12</ref> '''شوپنهاور''' فیلسوف مشهور آلمانی (۱۷۸۸-۱۸۶۰)، تا نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی هنوز زن را چون حیوانی با گیسوان بلند و افکار کوتاه معرفی کرده و او را از دایره انسانیت خارج میدانست. '''نیچه''' (1844-1900) در اوج دوران مدرن، با تشبیه زنان به برخی حیوانات، از ضرورت مملوکیت و محبوس کردن زن برای خدمت کاری سخن به میان آورد. '''فروید''' (1856) با تاکید بر واقعیت اختگی زن، بر کهتری او نسبت به مرد همواره تاکید داشت. '''آگوست کنت''' (۱۷۹۸-۱۸۵۷)، نظریهپرداز مشهور اثباتگرایی، مرد را اصالتاً برای اندیشیدن و زن را برای دوست داشتن میداند، '''لومبروزو''' جرم شناس اثباتگرا، زن را موجودی میدانست که فطرتاً به کارهایی تمایل دارد که نیازی به ابتکار ندارد و به طور غیر ارادی با تکرار بهصورت بیاختیار صورت میگیرند. <ref> . بنوات گرو. زن از دید مردان، ترجمه: محمد جعفر پوینده. چاپ اول 1377. چاپ دیبا. انتشارات: جامی ص 80 به بعد</ref> | '''ژان ژاک روسو''' (۱۷۱۲-۱۷۷۸) نظریه پرداز قرارداد اجتماعی و حقوق شهروندی، زنان را طبیعتاً ضعیف توصیف میکرد. با این استدلال که حقوق برای انسانی است که به واسطه خردمندی از حیوان متمایز شده است و چون در خردورزی زن تردید است نمیتوان او را واجد حقوقی که به بشر تعلق میگیرد، دانست. از این رو زن را فاقد مشخصههای بالفعل برای شهروندی میدانست.<ref> . حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی (تاریخ دو قرن فمینیسم)، همان، ص 12</ref> '''شوپنهاور''' فیلسوف مشهور آلمانی (۱۷۸۸-۱۸۶۰)، تا نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی هنوز زن را چون حیوانی با گیسوان بلند و افکار کوتاه معرفی کرده و او را از دایره انسانیت خارج میدانست. '''نیچه''' (1844-1900) در اوج دوران مدرن، با تشبیه زنان به برخی حیوانات، از ضرورت مملوکیت و محبوس کردن زن برای خدمت کاری سخن به میان آورد. '''فروید''' (1856) با تاکید بر واقعیت اختگی زن، بر کهتری او نسبت به مرد همواره تاکید داشت. '''آگوست کنت''' (۱۷۹۸-۱۸۵۷)، نظریهپرداز مشهور اثباتگرایی، مرد را اصالتاً برای اندیشیدن و زن را برای دوست داشتن میداند، '''لومبروزو''' جرم شناس اثباتگرا، زن را موجودی میدانست که فطرتاً به کارهایی تمایل دارد که نیازی به ابتکار ندارد و به طور غیر ارادی با تکرار بهصورت بیاختیار صورت میگیرند. <ref> . بنوات گرو. زن از دید مردان، ترجمه: محمد جعفر پوینده. چاپ اول 1377. چاپ دیبا. انتشارات: جامی ص 80 به بعد</ref> | ||
تنها اشاره اجمالی و فهرستوار به نظر اندیشمندانی مثل '''کانت'''، '''مونتسکیو'''، '''پل بروکا'''، '''ژوژ ساند'''، '''جان لاک''' و صدها فیلسوف و روانشناس و دانشمند اجتماعی دیگر حتی با نادیده گرفتن اظهار نظرهای شخصیتهای مطرح در ادبیات و شعر و رمان، کتابی مفصل را رقم خواهد زد. <ref>. بنوات گرو. زن از دید مردان، ترجمه: محمد جعفر پوینده. چاپ اول 1377. چاپ دیبا. انتشارات: جامی ص 80 به بعد</ref> | تنها اشاره اجمالی و فهرستوار به نظر اندیشمندانی مثل '''کانت'''، '''مونتسکیو'''، '''پل بروکا'''، '''ژوژ ساند'''، '''جان لاک''' و صدها فیلسوف و روانشناس و دانشمند اجتماعی دیگر حتی با نادیده گرفتن اظهار نظرهای شخصیتهای مطرح در ادبیات و شعر و رمان، کتابی مفصل را رقم خواهد زد. <ref>. بنوات گرو. زن از دید مردان، ترجمه: محمد جعفر پوینده. چاپ اول 1377. چاپ دیبا. انتشارات: جامی ص 80 به بعد</ref> | ||
====نمود عملی دیدگاه اندیشمندان نسبت به زن==== | =====نمود عملی دیدگاه اندیشمندان نسبت به زن===== | ||
نمود عملی این دیدگاههای دانشمندان نیز در جامعه غربی بعد از [[رنسانس]] تا اواخر قرن نوزدهم هویدا است. زنان در واقع، از بسیاری از حقوق اجتماعی، سیاسی وحتی فردی محروم بودند. جان لاک (1704) نظریه پرداز مشهور لیبرالیسم و دموکراسی و [[حقوق بشر]]، نامهای به یکی از دانشمندان معاصرش مینویسد و همراه با نامه زنی را که از شوهرش خریداری کرده بود را بهعنوان هدیه برایش میفرستد و پیشنهاد میدهد که بعد از لذتجویی از او میتواند او را به شخص دیگری اجاره دهد! <ref> . John Locke : selected correspondence. Oxford: Oxford University Press. p. 76-77</ref> | نمود عملی این دیدگاههای دانشمندان نیز در جامعه غربی بعد از [[رنسانس]] تا اواخر قرن نوزدهم هویدا است. زنان در واقع، از بسیاری از حقوق اجتماعی، سیاسی وحتی فردی محروم بودند. جان لاک (1704) نظریه پرداز مشهور لیبرالیسم و دموکراسی و [[حقوق بشر]]، نامهای به یکی از دانشمندان معاصرش مینویسد و همراه با نامه زنی را که از شوهرش خریداری کرده بود را بهعنوان هدیه برایش میفرستد و پیشنهاد میدهد که بعد از لذتجویی از او میتواند او را به شخص دیگری اجاره دهد! <ref> . John Locke : selected correspondence. Oxford: Oxford University Press. p. 76-77</ref> | ||
==رفتار غرب در مواجهه با زنان== | ==رفتار غرب در مواجهه با زنان== | ||