خط ۱۲: خط ۱۲:
از منظر تفسیر نمونه؛ زنان و مردان از نظر روحى و جسمى تفاوت‌های زيادى دارند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص164. </ref> تفاوت‌هاي طبیعی زن و مرد پايه نظام اجتماعى است. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏3، ص363.</ref> زن پايگاه پيدايش انسان و رشد نونهالان است. همانگونه که جسم زنانه متناسب با حمل آفريده شده است از نظر روحى نیز سهم بيشترى از عواطف و احساسات را دارد. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص164. </ref> مرد متناسب با استعداد خاص بدنى نفوذ بيشترى در جامعه داشته و درآمد بيشتر در دست مردان است. مردان براى انتخاب همسر مجدد امکان بيشترى دارند ولى زنان بيوه مخصوصا با گذشت قسمتى از عمر آنها که زیبایی بدنی‌شان کاهش می‌یابد امكانات‌شان براى انتخاب همسر جديد كمتر می‌شود.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏3، ص264.</ref>  قرآن تفاوت‌های طبیعی را پایه نظام اجتماعی و دارای اسرار می‌داند که بر بنیاد عدالت استوار است.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏3، ص363.</ref> تفاوت‌های طبیعی، تفاوت‌های نسبی در برخی از قوانین حقوقی زن و مرد ايجاد می‌کند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏17، ص313.</ref> تفاوت‌ حقوقی موجب تفاوت در تکالیف می‌شود چون وظیفه و حق مستلزم یکدیگر هستند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص160.</ref>  
از منظر تفسیر نمونه؛ زنان و مردان از نظر روحى و جسمى تفاوت‌های زيادى دارند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص164. </ref> تفاوت‌هاي طبیعی زن و مرد پايه نظام اجتماعى است. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏3، ص363.</ref> زن پايگاه پيدايش انسان و رشد نونهالان است. همانگونه که جسم زنانه متناسب با حمل آفريده شده است از نظر روحى نیز سهم بيشترى از عواطف و احساسات را دارد. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص164. </ref> مرد متناسب با استعداد خاص بدنى نفوذ بيشترى در جامعه داشته و درآمد بيشتر در دست مردان است. مردان براى انتخاب همسر مجدد امکان بيشترى دارند ولى زنان بيوه مخصوصا با گذشت قسمتى از عمر آنها که زیبایی بدنی‌شان کاهش می‌یابد امكانات‌شان براى انتخاب همسر جديد كمتر می‌شود.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏3، ص264.</ref>  قرآن تفاوت‌های طبیعی را پایه نظام اجتماعی و دارای اسرار می‌داند که بر بنیاد عدالت استوار است.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏3، ص363.</ref> تفاوت‌های طبیعی، تفاوت‌های نسبی در برخی از قوانین حقوقی زن و مرد ايجاد می‌کند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏17، ص313.</ref> تفاوت‌ حقوقی موجب تفاوت در تکالیف می‌شود چون وظیفه و حق مستلزم یکدیگر هستند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص160.</ref>  
==تفاوت‌های فرهنگی زن و مرد==
==تفاوت‌های فرهنگی زن و مرد==
از منظر تفسیر نمونه، تفاوت‌های طبیعی زن و مرد موجب تفاوت‌های نسبی در قواعد رفتاری آنها می‌شوند؛ عده طلاق برای زن تشریع شده تا ضمن ایجاد فرصت برای ترمیم آسیب‌دیدگی خانواده از طهارت نسلی اطمینان حاصل شود. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص162-159.</ref> زنان از نظر مقامات معنوى، دانش و تقوا، می‌توانند از بسيارى از مردان پيشرفته‏تر باشند.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص158-157.</ref> رسالت عظیم زن پرورش فرزندان است كه بتوانند جامعه را اداره کنند، اشتغال زنان شخصیت و عواطف انسانی کودکان را دچار اختلال می‌کند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏14، ص448.</ref> قرآن هرچند حفظ عفت و حیا را برای زنان و مردان لازم می‌داند اما نسبت به زنان تأکید بیشتر داشته <ref>سوره نور، آیه 31-30.</ref> و دستور می‌دهد که زنان نباید زينت‌هاي پنهانى خود را آشكار سازند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏14، ص439.</ref> زیرا بدحجابی و برهنگى زنان، مردان را در حالت تحريك دائمی قرار مى‏دهد تحريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجان‌هاى بيمارگونه عصبى در آنها می‌شود. برهنگى، زنان را كالاى جنسى ساخته و خانواده‌ها را به سرعت متلاشى مى‏کند. فرزندان نامشروع افزایش یافته و جامعه را به تباهی می‌کشاند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏14، ص445-443.</ref> بر مبنای رسالت‌های متفاوت زنان و مردان در بالندگی جامعه است که قرآن دستور می‌دهد، زنان و مردان باید به وظایف محوله خود عمل کرده و هرگز آرزوی داشتن موقعیت جنس مخالف‌شان را نداشته باشند.<ref>سوره نساء، آيه 32.</ref>  
از منظر تفسیر نمونه، تفاوت‌های طبیعی زن و مرد موجب تفاوت‌های نسبی در قواعد رفتاری آنها می‌شوند؛ عده طلاق برای زن تشریع شده تا ضمن ایجاد فرصت برای ترمیم آسیب‌دیدگی خانواده از طهارت نسلی اطمینان حاصل شود. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص162-159.</ref> زنان از نظر مقامات معنوى، دانش و تقوا، می‌توانند از بسيارى از مردان پيشرفته‏‌تر باشند.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص158-157.</ref> رسالت عظیم زن پرورش فرزندان است كه بتوانند جامعه را اداره کنند، اشتغال زنان شخصیت و عواطف انسانی کودکان را دچار اختلال می‌کند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏14، ص448.</ref> قرآن هرچند حفظ عفت و حیا را برای زنان و مردان لازم می‌داند اما نسبت به زنان تأکید بیشتر داشته <ref>سوره نور، آیه 31-30.</ref> و دستور می‌دهد که زنان نباید زينت‌هاي پنهانى خود را آشكار سازند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏14، ص439.</ref> زیرا بدحجابی و برهنگى زنان، مردان را در حالت تحريك دائمی قرار مى‏‌دهد تحريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجان‌هاى بيمارگونه عصبى در آنها می‌شود. برهنگى، زنان را كالاى جنسى ساخته و خانواده‌ها را به سرعت متلاشى مى‌‏کند. فرزندان نامشروع افزایش یافته و جامعه را به تباهی می‌کشاند. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏14، ص445-443.</ref> بر مبنای رسالت‌های متفاوت زنان و مردان در بالندگی جامعه است که قرآن دستور می‌دهد، زنان و مردان باید به وظایف محوله خود عمل کرده و هرگز آرزوی داشتن موقعیت جنس مخالف‌شان را نداشته باشند.<ref>سوره نساء، آيه 32.</ref>  
==تفاوت‌های اجتماعى‏ زن و مرد==
==تفاوت‌های اجتماعى‏ زن و مرد==
تفسیر نمونه، تفاوت‌های اجتماعی زنان و مردان را نیز ناشی از تفاوت‌های طبیعی دانسته و پرداختن هرکس به وظایفی متناسب با جنسیت‌اش را اقتضای حكمت الهى می‌داند.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص159-158.</ref>  جنس زن احساسات متفاوتى با مرد داشته و براى انجام وظايفى نسبتا عاطفی آفريده شده است، نقش محوری زن متناسب با نظام آفرينش، وظيفه حساس و عاطفی مادرى است، در مقابل؛ مرد متناسبت با توانمندی جسمی و فکری خود عهده‌دار ظايف اجتماعى خشن و مبتنی بر دقت فکری است. چنین تقسیم کار اجتماعی مقتضای عدالت بوده و باید وظايف اجتماعى كه نياز بيشترى به انديشه و تحمل دارد بر عهده مردان و وظايفى كه عواطف بيشترى را مى‏طلبد بر عهده زنان گذاشته شوند. لذا؛ اسلام وظایف خشن را بر عهده مرد و معاونت آن بر عهده زن گذاشته است، زنان حق دارند با انجام وظایف مادری، عهده‌دار وظایفی در جامعه شوند كه با ساختمان جسم و جان آنها سازگار است.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص158-157.</ref>  وظیفه قضاوت از وظایف مردانه است و مردان در احراز مديريت سياسى، نظامى و سرپرستى مقدم بر زن بوده و زنان در مقام معاونت آن‌ها دارای نقش هستند. مؤیدی چنین الگویی، تجربه زیسته بشری است و شکست جریان یکسان‌سازی موقعیت‌های زنانه و مردانه در دنیای غرب، حاکی از طبیعی بودن این الگو است. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص165-164.</ref> البته زنان در دیگر موقعیت‌های اجتماعی که ربطی به تفاوت‌های جنسیتی نداشته و امور اکتسابی به‌شمار می‌آیند، مانند مردان هستند و متناسب با سعی و توانمندی‌های خود از امتیازات آن موقعیت‌ها برخوردار خواهند شد.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏11، ص392.</ref>  
تفسیر نمونه، تفاوت‌های اجتماعی زنان و مردان را نیز ناشی از تفاوت‌های طبیعی دانسته و پرداختن هرکس به وظایفی متناسب با جنسیت‌اش را اقتضای حكمت الهى می‌داند.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص159-158.</ref>  جنس زن احساسات متفاوتى با مرد داشته و براى انجام وظايفى نسبتا عاطفی آفريده شده است، نقش محوری زن متناسب با نظام آفرينش، وظيفه حساس و عاطفی مادرى است، در مقابل؛ مرد متناسبت با توانمندی جسمی و فکری خود عهده‌دار ظايف اجتماعى خشن و مبتنی بر دقت فکری است. چنین تقسیم کار اجتماعی مقتضای عدالت بوده و باید وظايف اجتماعى كه نياز بيشترى به انديشه و تحمل دارد بر عهده مردان و وظايفى كه عواطف بيشترى را مى‏طلبد بر عهده زنان گذاشته شوند. لذا؛ اسلام وظایف خشن را بر عهده مرد و معاونت آن بر عهده زن گذاشته است، زنان حق دارند با انجام وظایف مادری، عهده‌دار وظایفی در جامعه شوند كه با ساختمان جسم و جان آنها سازگار است.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص158-157.</ref>  وظیفه قضاوت از وظایف مردانه است و مردان در احراز مديريت سياسى، نظامى و سرپرستى مقدم بر زن بوده و زنان در مقام معاونت آن‌ها دارای نقش هستند. مؤیدی چنین الگویی، تجربه زیسته بشری است و شکست جریان یکسان‌سازی موقعیت‌های زنانه و مردانه در دنیای غرب، حاکی از طبیعی بودن این الگو است. <ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏2، ص165-164.</ref> البته زنان در دیگر موقعیت‌های اجتماعی که ربطی به تفاوت‌های جنسیتی نداشته و امور اکتسابی به‌شمار می‌آیند، مانند مردان هستند و متناسب با سعی و توانمندی‌های خود از امتیازات آن موقعیت‌ها برخوردار خواهند شد.<ref>مکارم‌شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج‏11، ص392.</ref>