Iranbot (بحث | مشارکت‌ها)
حذف رده‌ها
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۳۹: خط ۲۳۹:
*[https://www.cgie.org.ir/fa/article/246109/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C  دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی]
*[https://www.cgie.org.ir/fa/article/246109/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C  دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی]
*[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87_%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ ویکی پدیا]
*[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87_%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ ویکی پدیا]
ویکی ج
'''<big>رابعه بلخی</big>'''؛ نخستین بانوی شاعر بلندآوازۀ فارسی.
رابعه بلخی، دختر دانشمند و هنرمندِ کعب قُزداری حاکم قندهار، بلخ و بست در دورة سلطنت [[سامانیان]] در اوایل قرن چهارم هجری است. رابعه، هم‌دورۀ [[رودکی]] و مورد تحسین او بوده است. داستان عشق او به غلامی به نام بکتاش و اشعار او در شرح این عشق، مشهور است.
==کودکی و جوانی رابعه==
رابعه در اوایل قرن چهارم هجری می‌زیسته و هم‌عصر شاعر نامدار رودکی بوده است.<ref>زمانی و ایران‌زاده، «تحلیل حوزه‌های معنایی اشعار باقیمانده از رابعه بنت کعب قزداری»، 1394ش، ص8.</ref>  پدر رابعه از عرب‌های کوچیده به خراسان و شخصی فاضل و محترم بوده که در تعلیم و تربیت دختر خود بسیار تلاش کرده است.<ref>[https://ganjinefarsi.com/Library?bid=2202 «رابعه بلخی»، وب‌سایت گنجینه فارسی.]</ref>  او در قندهار، بلخ و بست، حکمرانی داشت.<ref>[https://persian-man.ir/senior/poets/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ «زندگی‌نامه رابعه بنت‌ کعب قزداری»، وب‌سایت مردان پارس.] </ref>  رابعه به‌جهت توانایی‌های بی‌نظیر خود در هنر و فنون، با لقب زین‌العرب (زینت عرب) توسط پدر خود خطاب می‌شد. عطار معتقد بود که رابعه در سرودن شعر و هنر نقاشی، بسیار توانمند و در شمشیرزنی و سوارکاری نیز بسیار ماهر بوده‌ است.<ref>[https://www.beytoote.com/art/artist/biography-rabia-balkhi-113.html «زندگی‌نامه رابعه بلخی مادر شعر فارسی»، وب‌سایت بیتوته.]</ref>  اشعار او در میان عارفان و صوفیان رواج داشته و به ‌زبان عربی نیز شعر می‌سروده‌ است.<ref>ترابی، «فقط رابعه بلخی و پروین اعتصامی»، 1379ش، ص76.</ref> 
==اشعار رابعه==
بر اساس اسناد موجود، بسیاری از اشعار عاشقانۀ رابعه توسط برادر او نابود شده و تعدادی هم در گذر زمان از بین رفته و تنها هفت و یا یازده غزل و قطعه از او موجود است. نمونه‌ای از اشعار رابعه چنین است:<ref>[https://www.poempersian.ir/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ پیرانی و پیری، «اشعار رابعه بلخی»، وب‌سایت ادبستان شعر پارسی.]</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|الا ای باد شبگیری پیام من به دلبر بر|بگو آن ماه خوبان را که جان با دل برابر بر}}
{{ب|به قهر از من فگندی دل بیک دیدار مهرویا | چنان چون حیدر کرار در آن حصن خیبر بر}}
{{ب|تو چون ماهی و من ماهی همی سوزم| بتابد بر غم عشقت نه بس باشد جفا بنها دی از بربر}}
{{ب|تنم چون چنبری گشته بدان امید تا روزی | ز زلفت بر فتد ناگه یکی حلقه به چنبر بر}}
{{پایان شعر}} 
{{پایان نستعلیق}}
==رابعه و رودکی==
رابعه با رودکی، شاعر دورة سامانیان، هم‌عصر است. در ملاقاتی که با رودکی داشته، در ازای هر شعری که رودکی می‌گفته، رابعه شعری را در پاسخ می‌سروده است. مهارت و تسلط رابعه در سرودن اشعار نغز، موجب تحسین و تمجید رودکی بوده است.<ref>[https://ganjoor.net/attar/elahiname/ebkhsh21/sh3 عطار نیشابوری، الهی‌نامه، حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او، به‌نقل از وب‌سایت گنجور.]</ref>
==رابعه و بکتاش==
پدر رابعه به پسر خود حارث وصیت می‌کند بعد از او، از خواهر خود به‌شایستگی مراقبت کند. حارث هم به‌خوبی به گفته‌های کعب عمل می‌کند تا اینکه خبری عجیب نظر نیک او را نسبت به خواهرش عوض می‌کند. حارث، غلامی به‌نام بکتاش داشت که بسیار خوش قد‌و‌قامت و زیبارو بوده‌ است. رابعه که دلباختۀ او شده بود<ref>[https://mandegar.tarikhema.org/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%B4 کاظمی، «رابعه و داستان عاشقی او با بکتاش»، وب‌سایت تاریخ ما.]</ref>  از خواب و خوراک افتاده بود. دایۀ رابعه با زیرکی، از راز او باخبر می‌شود و رابعه از او می‌خواهد که خبر دلباختگی‌اش را به بکتاش برساند. رابعه، اشعار عاشقانه‌ای که برای بکتاش سروده بود همراه نگاره‌ای از صورت خود، به‌صورت نامه برای بکتاش می‌فرستد. بکتاش نیز با خواندن اشعار عاشقانه و دیدن نقاشی صورت رابعه، عاشق او می‌شود. پس از مدتی، بکتاش رابعه را در باغ قصر می‌بیند و آستین وی را می‌گیرد؛ اما رابعه با عتاب از وی فاصله می‌گیرد و عشق هوس‌آلود او را نکوهش کرده و بکتاش را به عشق آسمانی متوجه می‌کند.<ref>جامی، نفحات الانس، ص564، به نقل از: بینوا، «میرمن رابعه بلخی»، 1323ش، ص31.</ref> 
==رابعه در میدان رزم==
زمانی‌که بلخ مورد هجوم سپاه دشمن قرار می‌گیرد، حارث و لشکریان او به دفاع بر می‌خیزند. در این میان بکتاش به‌شدت مجروح می‌شود. رابعه وقتی حال او را می‌بیند به قلب دشمن می‌تازد. افراد زیادی از دشمن را کشته و در حالی‌که صورت خود را پوشانده، خود را به بکتاش رسانده و او را نجات می‌دهد. پس از آن، رابعه با سرعت از جلوی چشم همگان ناپدید می‌شود تا کسی او را نشناسد.<ref>[https://www.beytoote.com/art/artist/biography-rabia-balkhi-113.html «زندگی‌نامه رابعه بلخی مادر شعر فارسی»، وب‌سایت بیتوته.]</ref>
==دیدگاه‌ها در مورد رابعه==
1. رابعه در الهی‌نامۀ عطار:
عطار نیشابوری در الهی‌نامۀ خود نزدیک به 500 بیت راجع به احوالات رابعه سروده است. عطار، رابعه را دختری زیبارو و هنرمند معرفی کرده که نقاش و شاعر چیره‌دست بوده و سوارکاری و جنگیدن با شمشیر را در میدان رزم به‌خوبی آموخته است.<ref>[https://ganjoor.net/attar/elahiname/ebkhsh21/sh3 عطار نیشابوری، الهی‌نامه، حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او، به‌نقل از وب‌سایت گنجور.]</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|جمالش را صفت گفتن محالست | که از من آن صفت کردن خیالست}}
{{ب|چنان در شعر گفتن خوش زبان بود | که گویی از لبش طعمی در آن بود}}
{{ب|بتازم رخش و بگشایم در فصل | که من در رزم رُستَم، رستمم ز اصل}}
{{پایان شعر}} 
{{پایان نستعلیق}}
2. [[ابوسعید ابوالخیر]]: او در اشعار خود، رابعه را ستوده و عشق او را نه از جنس عشق‌های زمینی بلکه آسمانی می‌خواند. او، عشق رابعه به بکتاش را وسیله‌ای برای بیان دلدادگی به خدا معرفی می‌کند. <ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/246109/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C جمشیدنژاد اول، «رابعه قزداری بلخی»، وب‌سایت مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
==یادمان‌ها==
رابعۀ بلخی امروزه نه‌تنها به‌عنوان یک شاعر و هنرمند بلکه به‌عنوان نماد زن آزادی‌خواه و روشنفکر شناخته می‌شود.<ref>[https://www.beytoote.com/art/artist/biography-rabia-balkhi-113.html «زندگی‌نامه رابعه بلخی مادر شعر فارسی»، وب‌سایت بیتوته.] </ref>  در سال 2010م، کنفرانس علمی در بزرگداشت رابعه با حضور شاعران، نویسندگان و پژوهشگرانی از کشورهای [[افغانستان]]، [[ایران]] و تاجیکستان در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان برگزار شد. در قرن سیزدهم داستان عاشقانۀ غم‌انگیز رابعه با عنوان «گلستان ارم» به نظم آورده شده و در مجلۀ مجمع‌الفصحا به چاپ رسید. در سال 1344ش نیز داستان شورانگیز رابعه را در قالب کتابی به‌نام «شعلۀ بلخ» به نظم درآورده و در کابل چاپ کردند. در افغانستان، همچنین، مکاتب، خیابان‌ها و میادین ‌زیادی به‌نام این بانوی شاعر نام‌گذاری شده ‌است.<ref>[https://www.beytoote.com/art/artist/biography-rabia-balkhi-113.html «زندگی‌نامه رابعه بلخی مادر شعر فارسی»، وب‌سایت بیتوته.] </ref>
==درگذشت==
[[رودکی]] از بلخ به ‌بخارا مراجعت و در مجلس حاکم بخارا شرکت می‌کند. حاکم از شاعر نامدار بخارا می‌خواهد شعری را به مجلس عرضه کند. رودکی بی‌خبر از حارث که به دیدار حاکم بخارا آمده، شعری از رابعه می‌خواند. حاکم خیلی ‌زود به ظرافت و قوت ادبی شعر پی برده و از سرایندۀ آن می‌پرسد. سپس، رودکی بدون درنگ رابعه دختر کعب را معرفی می‌کند. همچنین رودکی از عشق رابعه به بکتاش غلام حارث و اشعار عاشقانۀ او برای بکتاش، پرده برداشته است. حارث از شنیدن این خبر سخت خشمگین می‌شود، اما، به ‌روی خود نمی‌آورد. پس از مراجعت به بلخ مدتی به‌صورت مخفیانه کارهای خواهر را زیر نظر می‌گیرد. کسی از دربار به نامه‌ها و اشعار رابعه که نزد بکتاش بوده دست می‌یابد. او همۀ آنها را به حارث تحویل می‌دهد. حارث که تمام دلایل را علیه خواهر هنرمند و عاشق‌پیشۀ خود می‌بیند، غلام را زندانی کرده و دستور می‌دهد رابعه را در حمامی برده رگ‌های دست او را بریده و درب حمام را با سنگ و گچ ببندند تا رابعه نتواند از آن بیرون آید. فردای آن روز که درب حمام را باز می‌کنند، با جسد بی‌جان بانوی شاعر مواجه می‌شوند. رابعه لحظۀ مرگ نیز با خون خود اشعاری بر دیوار حمام می‌نویسد تا اینکه به‌ کناری افتاده و با وضع دلخراش جان می‌دهد.<ref> [https://ganjoor.net/attar/elahiname/ebkhsh21/sh3 عطار نیشابوری، الهی‌نامه، حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او، به‌نقل از وب‌سایت گنجور.]</ref>  وقتی بکتاش از مرگ رابعه آگاه می‌شود، به‌سختی از زندان فرار کرده خود را به حارث می‌رساند و او را می‌کشد. پس از آن سر مزار رابعه رفته آه و زاری کرده و خنجری به قلب خود فرو برده و به‌ زندگی خود پایان می‌دهد.<ref>[https://mandegar.tarikhema.org/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%B4 کاظمی، « رابعه و داستان عاشقی او با بکتاش»، وب‌سایت تاریخ ما.]</ref>
==آرامگاه==
قبر رابعه در پارک کوچکی در بلخ قرار دارد. در سال‌های اخیر از سوی کشور [[آلمان]] بنایی روی مزار این هنرمند بلند آوازه ساخته شده ‌است.<ref> [https://atis.af/amp/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ نظری، «رابعه بلخی»، وب‌سایت سیستم جامع معلومات گردشگری افغانستان.]</ref> مردم بلخ از دیرباز به زیارت قبر وی رفته و برای او احترام زیادی قائل‌ هستند. <ref> [https://atis.af/amp/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C/ نظری، «رابعه بلخی»، وب‌سایت سیستم جامع معلومات گردشگری افغانستان.]</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
ویکی ز