زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
در نقاط مختلف جهان، دو نوع آهو وجود دارد: ۱. آهوی سفید؛ ۲. آهوی ختایی (مُشکین). | در نقاط مختلف جهان، دو نوع آهو وجود دارد: ۱. آهوی سفید؛ ۲. آهوی ختایی (مُشکین). | ||
آهوی ختایی، رنگی قهوهای و دو دندان بلند دارد که از دهان او بیرون زده است. این نوع از آهوان، میان ناف و آلت تناسلی خود، کیسهای با دو سوراخ دارند که نوعی ماده خوشبو بهنام مُشک، در آن ترشح و جمع میشود. این [[عطر]]، زمانیکه کل کیسه را فرا بگیرد، از سوراخهای آن، نشت کرده و پخش میشود. بههمین دلیل، شکار آهوی ختایی، از دیرباز، میان مردم جهان مرسوم بوده است. علاوهبر مُشک، پوست و گوشت این نوع از آهوان نیز مورد استفاده | آهوی ختایی، رنگی قهوهای و دو دندان بلند دارد که از دهان او بیرون زده است. این نوع از آهوان، میان ناف و آلت تناسلی خود، کیسهای با دو سوراخ دارند که نوعی ماده خوشبو بهنام مُشک، در آن ترشح و جمع میشود. این [[عطر]]، زمانیکه کل کیسه را فرا بگیرد، از سوراخهای آن، نشت کرده و پخش میشود. بههمین دلیل، شکار آهوی ختایی، از دیرباز، میان مردم جهان مرسوم بوده است. علاوهبر مُشک، پوست و گوشت این نوع از آهوان نیز مورد استفاده قرار میگیرد.<ref>بهرامی، فرهنگ روستایی، ۱۳۱۷ش، ص۱۰۰؛ شمیسا، فرهنگ اشارات ادبیات فارسی، ۱۳۷۷ش، ص۶۹.</ref> | ||
== زیستگاه آهو == | == زیستگاه آهو == | ||
انواع مختلفی از آهوان در [[ایران]]، در مناطق گرمسیری حضور دارند. گونهای از این حیوان بهنام جیبیر، در دامنههای کوهستانی در اطراف گرمسار، دشتهای بیرجند و آشتیان زندگی میکنند. جیبیرها، از نمونههای کمیاب و | انواع مختلفی از آهوان در [[ایران]]، در مناطق گرمسیری حضور دارند. گونهای از این حیوان بهنام جیبیر، در دامنههای کوهستانی در اطراف گرمسار، دشتهای بیرجند و آشتیان زندگی میکنند. جیبیرها، از نمونههای کمیاب و ازجمله حیوانات وحشی در ایران بهحساب میآیند.<ref>اسدی، نگاهی به گرمسار سرزمین خورشید درخشان، ۱۳۷۸ش، ص۷۴؛ بهنیا، بیرجند نگین کویر، ۱۳۸۰ش، ص۱۲۳؛ نجفی آشتیانی، نیمنگاهی به آشتیان، ۱۳۸۵ش، ص۲۶.</ref> | ||
== شکار آهو == | == شکار آهو == | ||
طبقه مرفه و حاکم در ایران، از دیرباز بهمنظور [[تفریح]] و خوردن گوشت، به شکار آهو میپرداختند. این موضوع، در سفرنامههای مکتوب مسافران خارجی نیز بارها ثبت شده است. برای مثال، تاورنیه، در دوره [[صفویه|صفویان]]، به شیوههای مختلف شکار آهو در ایران اشاره کرده است. در آن زمان، ایرانیان، از پرندگان بزرگ شکاری یا یوزپلنگ تربیتشده، برای شکار آهو کمک میگرفتند. در واقع، این نوع پرندگان آموزشدیده، به آزار شکار مورد نظر پرداخته و سرعت او را در هنگام فرار کاهش میدادند، در نتیجه، شکارچی میتوانست بهراحتی، حیوان موردنظر را شکار کند.<ref>تاورنیه، سفرنامه، ۱۳۸۳ش، ص۳۳–۳۵؛ الئاریوس، سفرنامه، بیتا، ص۲۱۳–۲۱۵.</ref> | طبقه مرفه و حاکم در ایران، از دیرباز بهمنظور [[تفریح]] و خوردن گوشت، به شکار آهو میپرداختند. این موضوع، در سفرنامههای مکتوب مسافران خارجی نیز بارها ثبت شده است. برای مثال، تاورنیه، در دوره [[صفویه|صفویان]]، به شیوههای مختلف شکار آهو در ایران اشاره کرده است. در آن زمان، ایرانیان، از پرندگان بزرگ شکاری یا یوزپلنگ تربیتشده، برای شکار آهو کمک میگرفتند. در واقع، این نوع پرندگان آموزشدیده، به آزار شکار مورد نظر پرداخته و سرعت او را در هنگام فرار کاهش میدادند، در نتیجه، شکارچی میتوانست بهراحتی، حیوان موردنظر را شکار کند.<ref>تاورنیه، سفرنامه، ۱۳۸۳ش، ص۳۳–۳۵؛ الئاریوس، سفرنامه، بیتا، ص۲۱۳–۲۱۵.</ref> شاردن، به فراوانی آهوان در منطقه آذربایجان اشاره کرده است.<ref>شاردن، سیاحتنامه، ۱۳۴۲ش، ص۱۱۸؛ بنتان، سفرنامه، ۱۳۵۴ش، ص۹۵؛ پولاک، سفرنامه، ۱۳۶۱ش، ص۱۲۸–۱۳۳.</ref> | ||
== آهو در ادبیات ایران == | == آهو در ادبیات ایران == | ||
در امثال و حِکم ایرانیان، [[ادبیات داستانی عامیانه|داستانهای عامیانه]]، [[افسانه]]ها و نیز [[ترانه]]ها، همواره از آهو و ویژگیهایی که به او منتسب شده، | در امثال و حِکم ایرانیان، [[ادبیات داستانی عامیانه|داستانهای عامیانه]]، [[افسانه]]ها و نیز [[ترانه]]ها، همواره از آهو و ویژگیهایی که به او منتسب شده، ازجمله [[زیبایی]] ظاهری، خوشبویی (آهوی نر منطقه ختن)، معصومیت و بیگناهی آن، یاد شده است.<ref>[https://gheseheshgh.eramblog.com/post/7oH/آهو-مظهر-عشق-و-زیبایی «آهو مظهر عشق و زیبایی»، وبسایت ارم بلاگ.]</ref> | ||
=== آهو در اشعار فارسی === | === آهو در اشعار فارسی === | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
=== آهو در افسانههای ایرانی === | === آهو در افسانههای ایرانی === | ||
[[پرونده:آهو۱.jpg|جایگزین=تابلوی ضامن آهوی محمود فرشچیان|بندانگشتی|تابلوی ضامن آهوی محمود فرشچیان]] | [[پرونده:آهو۱.jpg|جایگزین=تابلوی ضامن آهوی محمود فرشچیان|بندانگشتی|تابلوی ضامن آهوی محمود فرشچیان]] | ||
آهو، در افسانههای ایرانی، بهعنوان صیدی زیبا و شکاری جذاب برای شکارچیان معرفی شده است. آهوان، در این نوع از افسانهها، همواره به پری، ماهدخت یا موجوداتی خیالی تبدیل میشوند که قهرمان قصه را به ماجرا و حوادثی شگرف هدایت میکردند. | آهو، در افسانههای ایرانی، بهعنوان صیدی زیبا و شکاری جذاب برای شکارچیان معرفی شده است. آهوان، در این نوع از افسانهها، همواره به پری، ماهدخت یا موجوداتی خیالی تبدیل میشوند که قهرمان قصه را به ماجرا و حوادثی شگرف هدایت میکردند. در افسانهای، دختر پادشاه با توسل به جادو، خود را به آهویی تبدیل کرده و قهرمان داستان را به قصر پادشاه کشانده و او را به کشتن میدهد.<ref>درویشیان، فرهنگ افسانههای مردم ایران، ج7، ۱۳۸۱ش، ص509-513.</ref> در برخی دیگر از افسانهها، خوردن گوشت آهو یا مغز آن را تنها راه علاج قهرمان قصه معرفی کردهاند.<ref>درویشیان، فرهنگ افسانههای مردم ایران، ج7، ۱۳۸۱ش، ص113-117.</ref> در گروهی دیگر از افسانهها، آهو نماد یک زن اغواگر و فریبنده است که در نهایت منجر به سست شدن [[ایمان]] قهرمان داستان میشود.<ref>مجمل التواریخ و القصص، ۱۳۱۸ش، ص۱۱۰–۱۱۲.</ref> | ||
آهوان، در برخی افسانهها نیز، نماد حیوانی معصوم در دام صیاد بودهاند، مانند داستان معروف پیامبر و ضمانت آهو، که در آن پیامبر، ضامن آهویی شده که از [[حضرت محمد|پیامبر]] میخواهد او را نجات داده تا به فرزند خود [[شیر]] دهد و سپس بازگردد و پیامبر، او را از دست صیاد نجات میدهد. در باور شیعیان نیز، [[امام رضا]] به ضامن آهو، معروف است که این باور، برگرفته از داستانی حقیقی در منطقه میان سمنان و دامغان است.<ref>بحرالفوائد، ۱۳۴۵ش، ص۳۸۰؛ عوفی، جوامع الحکایات، ۱۳۳۵ش، ص۲۱۰؛ کاشفی، روضة الشهداء، ۱۳۳۴ش، ص۱۳۶–۱۳۷؛ علوی عاملی، قواعد السلاطین، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۵؛ هبلهرودی، جامع التمثیل، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۵–۲۸۶.</ref> | آهوان، در برخی افسانهها نیز، نماد حیوانی معصوم در دام صیاد بودهاند، مانند داستان معروف پیامبر و ضمانت آهو، که در آن پیامبر، ضامن آهویی شده که از [[حضرت محمد|پیامبر]] میخواهد او را نجات داده تا به فرزند خود [[شیر]] دهد و سپس بازگردد و پیامبر، او را از دست صیاد نجات میدهد. در باور شیعیان نیز، [[امام رضا]] به ضامن آهو، معروف است که این باور، برگرفته از داستانی حقیقی در منطقه میان سمنان و دامغان است.<ref>بحرالفوائد، ۱۳۴۵ش، ص۳۸۰؛ عوفی، جوامع الحکایات، ۱۳۳۵ش، ص۲۱۰؛ کاشفی، روضة الشهداء، ۱۳۳۴ش، ص۱۳۶–۱۳۷؛ علوی عاملی، قواعد السلاطین، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۵؛ هبلهرودی، جامع التمثیل، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۵–۲۸۶.</ref> | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
=== آهو در امثال و حکم ایرانیان === | === آهو در امثال و حکم ایرانیان === | ||
[[پرونده:آهو۲.jpg|جایگزین=سنگنگارههای باستانی در درهٔ تیمره، واقع در کوههای زاگرس|بندانگشتی|سنگنگارههای باستانی در درهٔ تیمره، واقع در کوههای زاگرس مربوط به بیش از ۶۰۰۰ سال قبل.]] | [[پرونده:آهو۲.jpg|جایگزین=سنگنگارههای باستانی در درهٔ تیمره، واقع در کوههای زاگرس|بندانگشتی|سنگنگارههای باستانی در درهٔ تیمره، واقع در کوههای زاگرس مربوط به بیش از ۶۰۰۰ سال قبل.]] | ||
در ادب فارسی، از خصوصیات آهو به صورتی رمزگونه یاد شده است. برای مثال، تشبیهات متعددی از واژه آهو، در راستای وصف یار و زیبایی زیبارویان، وجود دارد، مانند: آهوچشم، آهوپای، آهودل، آهوخرام، | در ادب فارسی، از خصوصیات آهو به صورتی رمزگونه یاد شده است. برای مثال، تشبیهات متعددی از واژه آهو، در راستای وصف یار و زیبایی زیبارویان، وجود دارد، مانند: آهوچشم، آهوپای، آهودل، آهوخرام، آهوپرواز و نیز کنایههایی همچون آهوی مانده گرفتن و آهوی ناگرفته بخشیدن.<ref>نظامی گنجهای، لیلی و مجنون، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۲–۱۶۵ و ۲۱۲–۲۱۷؛ سنایی، حدیقة الحقیقة، ۱۳۵۹ش، ص۴۵۷ و ۴۵۸؛ خاقانی شروانی، دیوان، ۱۳۳۶ش، ص۴۵۴؛ حافظ، دیوان، ۱۳۸۱ش، ۶۹۴–۶۹۵؛ جامی، هفت اورنگ، بیتا، ص۱۵۵.</ref> | ||
در امثال و حکم فارسیزبانان، آهو و ویژگیهای او نیز حضور دارند. برای مثال بیرجندیها میگویند: آهو اگر جست و خیز دارد، خرگوش هم میتواند بدود، مردم لرزبان ایران نیز معتقدند که آهو در هر کوهی که گوشت گرفت، در همان کوه گوشتش را هم میریزد، شوشتریها نیز مثلی دارند، مانند آهو را گفتند: برای که میدوی؟ گفت: برای جانم، تازی را گفتند: برای که میدوی؟ گفت: برای اربابم، مردم [[ایل سنگسر|سنگسر]] نیز میگویند: آهو نچرد پنبهٔ ما را، ما گذشتیم از پشمش.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۴.</ref> | در امثال و حکم فارسیزبانان، آهو و ویژگیهای او نیز حضور دارند. برای مثال بیرجندیها میگویند: آهو اگر جست و خیز دارد، خرگوش هم میتواند بدود، مردم لرزبان ایران نیز معتقدند که آهو در هر کوهی که گوشت گرفت، در همان کوه گوشتش را هم میریزد، شوشتریها نیز مثلی دارند، مانند آهو را گفتند: برای که میدوی؟ گفت: برای جانم، تازی را گفتند: برای که میدوی؟ گفت: برای اربابم، مردم [[ایل سنگسر|سنگسر]] نیز میگویند: آهو نچرد پنبهٔ ما را، ما گذشتیم از پشمش.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۴.</ref> | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
آهو در فرهنگ و باورهای ایرانیان، از جایگاهی ویژه برخودار است. دیدن آهو در [[خواب]] را نشانی از دوشیزهای زیباروی میدانند.<ref>خوابگزاری، ۱۳۸۵ش، ص۲۷۶.</ref> باورهایی دیگر نیز نسبت به آهو در نقاط مختلف [[ایران]] وجود دارد. برای مثال، در درگز، بارش باران در هوای آفتابی را نشانهٔ زایش بچه توسط آهویی در کوهستان میدانند.<ref>تکلیفی چاپشلو، ادبیات عامهٔ شهرستان درگز، ۱۳۷۹ش، ص۲۴۲.</ref> در [[قشم]]، باوری مشابه وجود دارد و بارش باران در هوای ابری و آفتابی را نشانهٔ زایش بره آهویی ماده در نظر میگیرند.<ref>اسدیان خرمآبادی، گوشهای از دانشها و باورهای عامه در شهر قشم، ۱۳۸۳ش، ص۳۰.</ref> | آهو در فرهنگ و باورهای ایرانیان، از جایگاهی ویژه برخودار است. دیدن آهو در [[خواب]] را نشانی از دوشیزهای زیباروی میدانند.<ref>خوابگزاری، ۱۳۸۵ش، ص۲۷۶.</ref> باورهایی دیگر نیز نسبت به آهو در نقاط مختلف [[ایران]] وجود دارد. برای مثال، در درگز، بارش باران در هوای آفتابی را نشانهٔ زایش بچه توسط آهویی در کوهستان میدانند.<ref>تکلیفی چاپشلو، ادبیات عامهٔ شهرستان درگز، ۱۳۷۹ش، ص۲۴۲.</ref> در [[قشم]]، باوری مشابه وجود دارد و بارش باران در هوای ابری و آفتابی را نشانهٔ زایش بره آهویی ماده در نظر میگیرند.<ref>اسدیان خرمآبادی، گوشهای از دانشها و باورهای عامه در شهر قشم، ۱۳۸۳ش، ص۳۰.</ref> | ||
برخی از مردم، | برخی از مردم، ازجمله در [[گیلان]]، شاخ و سُم آهو را، رمانندهٔ [[جن]] و [[پری]] میدانند.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ۱۳۸۸ش، ص۲۷۸.</ref> در میان مردم [[کرمان]]، نگهداری حیواناتی مانند کبک و آهو را، بهدلیل شورچشمی آنها، بد دانسته و شکار آنها را [[تفریح|تفریحی]] شوم میدانند.<ref>مرادی، ترانهها، زبانزدها و فرهنگ عامهٔ مردم کرمان، ۱۳۸۷ش، ص۲۸۲ و ۲۸۵؛ مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۸ و ۴۸۳.</ref> | ||
در [[کازرون]]، مردم، شاخ آهو را با قطعهای نمک، به دیوار خانه نصب میکنند و معتقدند که این کار، منجر به دورماندن [[خانه]] و اعضای آن، از [[چشمزخم|چشم]] و نظر بد خواهد شد.<ref>شیخالحکمایی، کازرونیه، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۶.</ref> در میان تهرانیها نیز، کشتن حیوانات بیآزار مانند آهو و گنجشک را منجر به فقر و تنگدستی میدانستند.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج2، ۱۳۴۸ش، ص324.</ref> | در [[کازرون]]، مردم، شاخ آهو را با قطعهای نمک، به دیوار خانه نصب میکنند و معتقدند که این کار، منجر به دورماندن [[خانه]] و اعضای آن، از [[چشمزخم|چشم]] و نظر بد خواهد شد.<ref>شیخالحکمایی، کازرونیه، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۶.</ref> در میان تهرانیها نیز، کشتن حیوانات بیآزار مانند آهو و گنجشک را منجر به فقر و تنگدستی میدانستند.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج2، ۱۳۴۸ش، ص324.</ref> | ||
== آهو در نظام غذایی ایرانیان == | == آهو در نظام غذایی ایرانیان == | ||
گوشت آهو نزد ایرانیان، از بهترین گوشتهای خوراکی دانسته میشد و اغلب توسط اقشار پردرآمد، [[مصرف]] میشده است. کباب گوشت آهو، که در | گوشت آهو نزد ایرانیان، از بهترین گوشتهای خوراکی دانسته میشد و اغلب توسط اقشار پردرآمد، [[مصرف]] میشده است. کباب گوشت آهو، که در دورهٔ صفویان به آن دو غرمه (قرمه) آهو میگفتند، بسیار پرطرفدار بوده است.<ref>نورالله، «مادة الحیاة، رساله در علم طباخی»، آشپزی دورهٔ صفوی، ۱۳۶۰ش، ص۲۰۵.</ref> خوراکی بهنام قلیه سنگ سیر نیز در همین دوره مرسوم بوده که از گوشت پختهشده آهو همراه با [[سیر]]، نعناع خشک و [[کشک]] تهیه میشد.<ref>نورالله، «مادة الحیاة، رساله در علم طباخی»، آشپزی دورهٔ صفوی، ۱۳۶۰ش، ص۲۰۵-206 و 237.</ref> جهانگردان نیز، در دورههای مختلف، از خوراکهای لذیذ تهیهشده از گوشت آهو، یاد کردهاند.<ref>دروویل، سفرنامه، ۱۳۴۸ش، ص82-83.</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||