امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{درشت|'''آفتابه لگن'''}}؛ وسیله‌ای سنتی برای شستن دست‌ها، پیش و پس از غذا.{{سخ}}در گذشته، استفاده از آفتابه‌لگن به‌منظور شستن دست‌ها، اغلب در مجالس، مهمانی‌ها و خانواده‌های اشراف، مرسوم بوده است. آفتابه لگن‌های قدیمی، معمولاً از جنس مس یا برنج ساخته می‌شدند و دارای دو تکهٔ، آفتابه و لگن بودند. آفتابه، ظرفی است که در آن، [[آب]] می‌ریزند و لگن، ظرفی است که دست را در آن می‌شویند.
{{درشت|'''آفتابه لگن'''}}؛ وسیله‌ای سنتی برای شستن دست‌ها، پیش و پس از غذا.
 
در گذشته، استفاده از آفتابه‌لگن به‌منظور شستن دست‌ها، اغلب در مجالس، مهمانی‌ها و خانواده‌های اشراف، مرسوم بوده است. آفتابه لگن‌های قدیمی، معمولاً از جنس مس یا برنج ساخته می‌شدند و دارای دو تکهٔ آفتابه و لگن بودند. آفتابه، ظرفی است که در آن، [[آب]] می‌ریزند و لگن، ظرفی است که دست را در آن می‌شویند.


== پیشینه آفتابه لگن ==
== پیشینه آفتابه لگن ==
خط ۵: خط ۷:


== انواع آفتابه لگن ==
== انواع آفتابه لگن ==
مسگرها، آفتابه‌لگن را بر اساس شکل ظاهری آن‌ها شناخته و تقسیم‌بندی می‌کنند. برای مثال، آفتابه دو ترک، تخت یا پهن؛ آفتابه چهار ترک با گردن دراز؛ آقتابه شش ترک و شش زاویه که هر زاویه یک ترک را تشکیل می‌دهد؛ آفتابه گرد و معمولی.
مسگرها، آفتابه‌لگن را بر اساس شکل ظاهری آن‌ها شناخته و تقسیم‌بندی می‌کنند. برای مثال، آفتابه دو ترک، تخت یا پهن؛ آفتابه چهار ترک با گردن دراز؛ آقتابه شش ترک و شش زاویه که هر زاویه یک ترک را تشکیل می‌دهد؛ آفتابه گرد و معمولی.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/238017/%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D9%84%DA%AF%D9%86 تراب‌زاده، «آفتابه لگن»، وب‌سایت دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>


آفتابه‌لگن، از نظر جنس، طرح و نقوش روی بدنه‌های خود نیز تفاوت‌هایی دارند. در گذشته، طرح‌های بدنهٔ آفتابه‌لگن‌ها، نشان از منزلت، جایگاه اجتماعی و توان مالی افراد داشت. برای مثال، آفتابه‌های خانواده‌های اشراف، بزرگ و منقوش بود. نقوش روی این وسیله‌ها نیز، معمولاً به‌صورت خطوط و اشکال هنری، گل و بته، مناظر شکار، تصاویر انسان و حیوانات بود که به‌روش قلم‌زنی روی آن‌ها حکاکی می‌شد.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/238017/آفتابه-لگن تراب‌زاده، «آفتابه لگن»، وب‌سایت دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
آفتابه‌لگن، از نظر جنس، طرح و نقوش روی بدنه‌های خود نیز تفاوت‌هایی دارند. در گذشته، طرح‌های بدنهٔ آفتابه‌لگن‌ها، نشان از منزلت، جایگاه اجتماعی و توان مالی افراد داشت. برای مثال، آفتابه‌های خانواده‌های اشراف، بزرگ و منقوش بود. نقوش روی این وسیله‌ها نیز، معمولاً به‌صورت خطوط و اشکال هنری، گل و بته، مناظر شکار، تصاویر انسان و حیوانات بود که به‌روش قلم‌زنی روی آن‌ها حکاکی می‌شد.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/238017/آفتابه-لگن تراب‌زاده، «آفتابه لگن»، وب‌سایت دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>


== موارد استفاده از آفتابه لگن ==
== موارد استفاده از آفتابه لگن ==
استفاده از آفتابه‌لگن، پیش و پس از صرف غذا، از جمله آداب مهمان‌داری، در ایران بوده است. مکتوبات تاریخی بسیاری، در هنگام سخن گفتن از آداب سفره‌نشینی و مهمان‌داری به گرداندن آفتابه‌لگن در مهمانی‌ها اشاره کرده‌اند.<ref>شجاع، انیس الناس، ۱۳۵۶ش، ص۲۷۳؛ احسن، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۲؛ مستوفی، شرح زندگانی من، ج1، ۱۳۸۶ش، ص413.</ref> در برخی مناطق روستایی و شهری ایران، در مراسم عروسی، رسمی به‌نام پاشوران وجود دارد. در این رسم از آفتابه‌لگن استفاده شده و ساق پای عروس و داماد را در آن می‌شویند. برخی، از گلاب برای این کار استفاده می‌کنند. سپس، داماد، سکه‌ای را به‌منظور رونما، در لگن می‌اندازد.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۰۳؛ حاتمی، باورها و رفتارها، گذشته در کازرون، ۱۳۸۵ش، ص۳۳–۳۴؛ ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج1، ۱۳۵۵ش، ص104-105؛ معصومی، «عروسی در ایل کلهر»، ۱۳۵۴ش، ص۶۶.</ref> در شاهرود، داماد در اتاق حجله، با آفتابه‌لگن وضو گرفته و نماز حاجت می‌خواند.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ج2، ۱۳۷۱ش، ص275.</ref> در تهران نیز، از آفتابه‌لگنی منقوش برای شستن حنای دستان عروس، استفاده می‌کردند.<ref>شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۳ش، ص78.</ref>
استفاده از آفتابه‌لگن، پیش و پس از صرف غذا، ازجمله آداب مهمان‌داری، در ایران بوده است. مکتوبات تاریخی بسیاری، در هنگام سخن گفتن از آداب سفره‌نشینی و مهمان‌داری به گرداندن آفتابه لگن در مهمانی‌ها اشاره کرده‌اند.<ref>شجاع، انیس الناس، ۱۳۵۶ش، ص۲۷۳؛ احسن، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۲؛ مستوفی، شرح زندگانی من، ج1، ۱۳۸۶ش، ص413.</ref> در برخی مناطق روستایی و شهری ایران، در مراسم عروسی، رسمی به‌نام پاشوران وجود دارد. در این رسم از آفتابه لگن استفاده شده و ساق پای عروس و داماد را در آن می‌شویند. برخی، از گلاب برای این کار استفاده می‌کنند. سپس، داماد، سکه‌ای را به‌منظور رونما، در لگن می‌اندازد.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۰۳؛ حاتمی، باورها و رفتارها، گذشته در کازرون، ۱۳۸۵ش، ص۳۳–۳۴؛ ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج1، ۱۳۵۵ش، ص104-105؛ معصومی، «عروسی در ایل کلهر»، ۱۳۵۴ش، ص۶۶.</ref> در شاهرود، داماد در اتاق حجله، با آفتابه‌لگن وضو گرفته و نماز حاجت می‌خواند.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ج2، ۱۳۷۱ش، ص275.</ref> در تهران نیز، از آفتابه لگنی منقوش برای شستن حنای دستان عروس، استفاده می‌کردند.<ref>شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۳ش، ص78.</ref>


== آفتابه لگن در ادبیات ایران ==
== آفتابه لگن در ادبیات ایران ==
آفتابه‌لگن، در چیستان‌ها، اشعار و مَثَل‌های ایرانیان، بسیار استفاده شده که از جمله می‌توان به این ضرب‌المثل‌ها اشاره کرد: «آفتابه لگن هفت دس (دست)، شام و ناهار هیچی»؛<ref>شهری، قند و نمک، ضرب‌المثل‌های تهرانی، ۱۳۷۰ش، ص۲۷؛{{سخ}}
«آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی» یکی از ضرب‌المثل‌های زبان فارسی است که برای توصیف غلبه ظواهر و تشریفات بر ماهیت و اصل یک موضوع به کار می‌رود. این ضرب‌المثل کنایه از موقعیتی است که در آن امکانات ظاهری و تجملات به شکلی افراطی فراهم شده، اما محتوای اصلی و نیاز بنیادین نادیده گرفته شده است؛ مانند مهمانی مجللی که در آن اسباب و ظروف پذیرایی بسیار چشمگیر است، اما از ارائه غذای مناسب خبری نیست.<ref>شهری، قند و نمک، ضرب‌المثل‌های تهرانی، ۱۳۷۰ش، ص۲۷؛ رضایی، شهر من فسا، ۱۳۸۷ش، ص۴۸۲؛ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ص۲۲۵؛ خلعتبری لیماکی، جایگاه مهمان و مهمان‌نوازی در فرهنگ مردم ایران، ۱۳۸۸ش، ص۴۰.</ref>
رضایی، شهر من فسا، ۱۳۸۷ش، ص۴۸۲؛{{سخ}}
ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ص۲۲۵؛{{سخ}}
خلعتبری لیماکی، جایگاه مهمان و مهمان‌نوازی در فرهنگ مردم ایران، ۱۳۸۸ش، ص۴۰.</ref> «آفتابه و لولهنگ یک کار می‌کنند، اما موقع گرو گذاشتن، ارزش هرکدام معلوم می‌شود؛»<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص547؛{{سخ}}
عاطفی، لغات و ضرب‌المثل‌های کاشانی، ۱۳۸۶ش، ص۹۳؛{{سخ}}
بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۱ش، ص۳۱؛{{سخ}}
امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۷۱ش، ۲۶؛{{سخ}}
شهری، طهران قدیم، ج2، ۱۳۸۳ش، ص203.</ref> «آفتابه خرج لحیم کردن»، «آفتابه خرج لولهنگ کردن»: اشاره به تعمیر اشیاء کهنه با هزینه بالا؛<ref>شهری، قند و نمک، ضرب‌المثل‌های تهرانی، ۱۳۷۰ش، ص۲۶؛ عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ۱۳۸۷ش، ص۵۶؛ ضیاء، فرهنگ امثال و حکم، ۱۳۸۶ش، ص۳۱.</ref> «آبکش به آفتابه می‌گه: دو سوراخه»: اشاره به عیب‌جویی از دیگران؛<ref>بختیاری، سیرجان در آیینهٔ زمان، ۱۳۷۸ش، ص۳۶۳؛ شاملو، کتاب کوچه، ج2، ۱۳۶۱ش، ص548.</ref> «لولهنگش آب می‌گیرد»: اشاره به ثروتمند شدن افراد؛<ref>محتاط، سیمای اراک، ۱۳۶۸ش، ص۲۴۸؛ رحماندوست، فوت کوزه‌گری، ج2، ۱۳۸۸ش، ص883.</ref> «با آفتابهٔ زن نباید طهارت گرفت»: اشاره به چشم نداشتن به ثروت زنان؛ «آفتابه اگر از طلا است، باز جاش تو خلاس» اشاره به اشاره به ذات و اصل شخص<ref>رضایی، شهر من فسا، ۱۳۸۷ش، ص۴۹۷.</ref> و «کوزه‌گر کوزه ندارد، آفتابه‌ساز، آفتابه».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1464.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==