علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
نفقه به معنای تأمین هزینههای زندگی افراد واجبالنفقه مانند همسر و فرزندان است و در اسلام بر عهدهٔ مرد گذاشته شده، شامل خوراک، پوشاک، مسکن و درمان میشود؛ زن حتی اگر ثروتمند باشد وظیفهای در تأمین هزینهها ندارد و نفقهاش وابسته به تمکین اوست، همچنین نفقه والدین و فرزندان فقیر در صورت نیاز واجب میشود. ملاک تعیین نفقه نزد فقها یا شأن زن است یا توان مالی مرد و در حقوق کامنلا نفقه حقی متقابل بوده و حتی پس از طلاق نیز میتواند ادامه یابد. | نفقه به معنای تأمین هزینههای زندگی افراد واجبالنفقه مانند همسر و فرزندان است و در اسلام بر عهدهٔ مرد گذاشته شده، شامل خوراک، پوشاک، مسکن و درمان میشود؛ زن حتی اگر ثروتمند باشد وظیفهای در تأمین هزینهها ندارد و نفقهاش وابسته به تمکین اوست، همچنین نفقه والدین و فرزندان فقیر در صورت نیاز واجب میشود. ملاک تعیین نفقه نزد فقها یا شأن زن است یا توان مالی مرد و در حقوق کامنلا نفقه حقی متقابل بوده و حتی پس از طلاق نیز میتواند ادامه یابد. | ||
== مفهومشناسی | == مفهومشناسی == | ||
نفقه بهمعنای کم کردن مال است.<ref>ابنمنظور، لسان العرب، 1414ق، ج10، ص358.</ref> این واژه بهمعنای هزینه و خرج روزمره نیز بیان میشود. زمانی که از نفقه دادن صحبت میکنیم مراد عهدهدار شدن معاش دیگری و پرداخت هزینههای او است.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=نفقه&f=dehkhoda دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژۀ نفقه.]</ref> نفقه بهمعنی هزینه زن و فرزند هم آمده است.<ref>معین، فرهنگ فارسی، 1382ش، ذیل واژهٔ نفقه.</ref> | نفقه اسم مصدر «انفاق»<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، 1412ق، ص816.</ref> و جمع آن «نفقات» و «نفاق» است<ref>فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، 1414ق، ص618.</ref> و در کتابهای لغت معانی متعددی را برای آن بیان کردهاند؛ در یک جا به معنای خروج، هلاکت، نابودی، بذل، بخشش کردن و چشم پوشی کردن از چیزی بیان شده است.<ref>ابن منظور، لسان العرب، 1414ق، ج10، ص357.</ref> گروهی با توجه به موارد کاربرد نفقه، معانی مختلفی برای آن قائل شدهاند؛ مثلاً هنگامی که این واژه در مورد حیوان به کار رود به معنای مرگ و هلاک حیوان است؛ ولی اگر این واژه در مورد معامله به کار رود، به معنای شیوع و رواج آن معامله است.<ref>جوهری، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة، 1376ق، ج4، ص1560.</ref> برخی از لغتشناسان گزارش کردهاند که چون [[زوج]] برای [[همسر]]ش خرج میکند، مال خویش را از ملکش خارج میکند و این هلاکت است.<ref>قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج7، ص97.</ref> در مقابل برخی دیگر بر این باورند که واژه نفقه از نفوق به معنای هلاکت، مشتق نشده است بلکه اسم اشیایی است که [[مرد]] برای خانوادهاش خرج میکند.<ref>ابن عابدین، الدر المختار و حاشیه ابن عابدین (رد المحتار)، 1412ق، ج3، ص 572.</ref> | ||
نفقه در اصطلاح عبارت است از همهٔ نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینههای درمانی، بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطهٔ نقصان یا مرض.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/379887/ارتباط-نفقه-و-تمکین-در-قانون-مدنی صادقی،«ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش6، ص 110.]</ref> اکثر فقها تعریف مشخصی از نفقه بیان نکردهاند؛ اما با توجه به عبارتهایی که در متونشان برای نفقه آوردهاند به برآوردن نیازهای [[زوجه]] بصورت محدود را نفقه میگویند.<ref>شیخ طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، 1387ق، ج6، ص4-5.</ref> ولی به مرور زمان فقها، مصادیق نفقه را گسترش دادند تا جایی که بسیاری بر این عقیدهاند: ضابطه کلی برای نفقه چیزی است که، برای زندگی متعارف مورد نیاز است و [[زن]] در زندگی به آن احتیاج دارد.<ref>محقق حلی، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، 1419ق، ج2، ص293.</ref> اسباب وجوب نفقه زوجیت، [[قرابت]] و ملک است.<ref>سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، 1373ش، ج3، ص2029</ref> نفقه بهمعنای کم کردن مال است.<ref>ابنمنظور، لسان العرب، 1414ق، ج10، ص358.</ref> این واژه بهمعنای هزینه و خرج روزمره نیز بیان میشود. زمانی که از نفقه دادن صحبت میکنیم مراد عهدهدار شدن معاش دیگری و پرداخت هزینههای او است.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=نفقه&f=dehkhoda دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژۀ نفقه.]</ref> نفقه بهمعنی هزینه زن و فرزند هم آمده است.<ref>معین، فرهنگ فارسی، 1382ش، ذیل واژهٔ نفقه.</ref> | |||
نفقه در فقه اسلامی به سه نوع بیان شده است: نفقه [[زوجه]]، نفقه فرزندان، نفقه خویشان یا اقارب.<ref>صفایی؛ امامی؛ مختصر حقوق خانواده، 1386ش، ص 398</ref> | |||
== نفقه در اسلام == | == نفقه در اسلام == | ||
خداوند در قرآن | وجوب نفقه بر مرد در برابر وجوب اطاعت و تمکین بر زن سبب تعامل دوجانبه و تساوی حقوق طرفین است. کاهش توانایی کار کردن زن با تولید نسل کار دایمی بیرون سبب از بین رفتن نشاط و زیبایی زن است که اینها لازمه آسایش در زندگی است. ساختار وجودی زن با کار منزل سازگارتر است.<ref>حسینی و بجنوردی، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، 1388، ص 1</ref> خداوند در قرآن نفقه زن و فرزندان را بر عهدهٔ شوهر قرار داده و بر او واجب کرده است تا به اندازهٔ توان در تأمین زندگی آنان بکوشد.<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 233؛ سورهٔ طلاق، آیهٔ 6؛ سورهٔ نساء، آیهٔ 34.</ref> طبق روایات پیشوایان مذهب شیعه، علاوه بر زن و فرزند نفقه به والدین هم تعلق میگیرد.<ref>[https://lib.eshia.ir/15339/1/248 ابنبابویه، الخصال، 1362ش، ج1، ص248.]</ref> همچنین نفقه شامل فرزندان و نوهها (نتیجهها و هرچه پایینتر روند)، پدربزرگ و مادربزرگ به بالا هم میشود، خواه اینان بزرگ یا کوچک و مسلمان یا کافر باشند.<ref>[https://lib.eshia.ir/21010/2/319/التفصيل خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2،ص319.]</ref> | ||
فقیهان مسلمان برای وجود نفقه به آیاتی از کتاب قرآن همچون آیه ۲۳۳ سوره بقره، آیه ۳ سوره نسا، آیه ۱۹ و ۳۴ سوره نساء، آیه ۲ سوره طلاق، آیات ۶ و۷ سوره طلاق استناد کردهاند. در روایات اسلامی نیز به وجوب نفقه تصریح شده است. اجماع فقها نیز موید همین موضوع است و بسیاری از فقهای شیعه بر اثبات وجوب نفقه ادعای اجماع کردهاند.<ref>حسینی و بجنوردی، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، 1388، ص 3</ref> | |||
=== مصادیق نفقه === | === مصادیق نفقه === | ||
با خواندن صیغهٔ نکاح، تمام حقوق و تکالیف بین زن و شوهر برقرار خواهد شد و هر دو مکلف به انجام آن هستند.<ref>قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ماده 1102.</ref> از جمله این حقوق نفقه است که شامل همهٔ نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینههای درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج بهواسطهٔ نقصان یا مرض.<ref>قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ماده 1107.</ref> | با خواندن صیغهٔ نکاح، تمام حقوق و تکالیف بین زن و شوهر برقرار خواهد شد و هر دو مکلف به انجام آن هستند.<ref>قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ماده 1102.</ref> از جمله این حقوق نفقه است که شامل همهٔ نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینههای درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج بهواسطهٔ نقصان یا مرض.<ref>قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ماده 1107.</ref> تشخیص اینکه کدام وسیله را باید از ارکان نفقه زوجه شمرد با عرف است و ملاک ثابتی ندارد.<ref>حسینی و بجنوردی، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، 1388، ص 7</ref> | ||
از دیدگاه اسلام، افراد واجبالنفقه به دو گروه تقسیم میشوند: نخست، کسانی که از طریق سبب با منفق نسبت دارند؛ مانند زوجه در عقد دائم و نیز زن در عقد موقت در صورتی که پرداخت نفقه در عقد شرط شده باشد. دوم، کسانی که از طریق نسب با شخص منفق مرتبطاند، مانند پدران، مادران و اجداد که نفقه آنان واجب است. در مجموع، نفقه بر چند دسته لازم شمرده میشود: خود شخص، همسر، نزدیکان، خویشاوند فقیر، نیازمند، فرد گمشده، و حتی در حوزههایی مانند حفظ مال از تلف یا تأمین هزینه برای استیفای حق. در این میان، نفقه زوجه ویژگیهایی دارد که آن را از سایر اقسام نفقه متمایز میکند: نیازمندی زن شرط واجب شدن آن نیست و شوهر در هر حال مکلف به پرداخت است؛ عدم پرداخت موجب سقوط حق زن نمیشود و شوهر موظف است آن را قضا کند؛ نفقه همسر بر نفقه سایر خویشاوندان مقدم است؛ و اگر شوهر از پرداخت امتناع کند، زن میتواند به دادگاه مراجعه نماید، در نتیجه مرد ناچار خواهد بود بین پرداخت نفقه یا جدایی یکی را انتخاب کند.<ref>نجفی، جواهرالکلام، بیتا، ص301</ref><ref>بستان، خانواده در اسلام، 1390ش، ص147.</ref><ref>جلالیزاده، مبادی و اصطلاحات علم فقه، 1387ش، ص231.</ref> | |||
=== شروط پرداخت نفقه === | === شروط پرداخت نفقه === | ||
اگر زن دارای ثروت کلانی هم باشد، هیچ الزامی ندارد که از اموال شخصی خویش مایحتاج خود یا خانوادهاش را تأمین کند و این امر بر عهدهٔ مرد است؛<ref>محقق داماد، تحلیل فقهی حقوق خانواده، 1365ش، ص۲۸۳.</ref> اما شروطی برای وجوب پرداخت نفقه زن نیز بیان شده است: | در فقه امامیه سه مبنا درباره استحقاق نفقه مطرح شده است. بر اساس مبنای نخست، نفقه در گرو تمکین خاص زن دانسته میشود؛ بدین معنا که تمکین شرط استحقاق نفقه و نشوز مانع آن است و مطابق نظر مشهور فقهای امامیه، وجوب نفقه مشروط به وجوب تمکین خواهد بود. مبنای دوم، عقد نکاح را منشأ استحقاق نفقه میداند؛ به این معنا که زن با انعقاد عقد صحیح مستحق نفقه میشود و در صورت مطالبه با ارائه قباله ازدواج، شوهر مکلف به پرداخت است مگر آنکه نشوز زن را اثبات کند، هرچند این دیدگاه محل تأمل است، زیرا اگر عقد صحیح مبنای استقرار نفقه باشد، محرومیت از نفقه نباید به نشوز بلکه باید به بطلان عقد مرتبط شود و در واقع نشوز در برابر تمکین قرار میگیرد نه در برابر اصل عقد. مبنای سوم، رابطه ریاست شوهر با نفقه را مطرح میکند؛ برخی با تفسیر موسع از تمکین و آن را به معنای اطاعت زوجه از زوج دانستهاند.<ref>صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 116.</ref> همچنین، اگر زن دارای ثروت کلانی هم باشد، هیچ الزامی ندارد که از اموال شخصی خویش مایحتاج خود یا خانوادهاش را تأمین کند و این امر بر عهدهٔ مرد است؛<ref>محقق داماد، تحلیل فقهی حقوق خانواده، 1365ش، ص۲۸۳.</ref> اما شروطی برای وجوب پرداخت نفقه زن نیز بیان شده است: | ||
# همسر دائمی باشد. | # همسر دائمی باشد. | ||
# زن تمکین کند، اگر زن ناشزه باشد یا طلاق بگیرد نفقه از او ساقط میشود. | # زن تمکین کند، اگر زن ناشزه باشد یا طلاق بگیرد نفقه از او ساقط میشود. | ||
# زن بدون اجازهٔ شوهر بیرون از منزل یا به سفر مستحب یا مباح نرود.<ref>[https://lib.eshia.ir/21010/2/314/بإذن خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص314.]</ref> | # زن بدون اجازهٔ شوهر بیرون از منزل یا به سفر مستحب یا مباح نرود.<ref>[https://lib.eshia.ir/21010/2/314/بإذن خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص314.]</ref> | ||
# زن به ارتداد نیافتد.<ref>موسوی خمینی، تحریرالوسیله، بیتا، ج۲، ص۳۱۴–۳۱۴</ref> | |||
# در اینکه هزینه درمان زوجه، جزء نفقه بهشمار میرود، اختلاف است. برخی قائل به تفصیل شده و گفتهاند: داروهایی که نیاز به آنها متعارف است و در مداوای بیماریهای جزئی و رایج به کار میرود، جزء نفقه محسوب میگردد؛ امّا داروهایی که در بیماریهای صعبالعلاج و نامتعارف کاربرد دارد، بویژه در صورتی که تأمین آنها مستلزم پرداخت مبلغی زیاد باشد، جزء نفقه بهشمار نمیرود.<ref>نجفی، جواهرالکلام، بیتا، ج31، ص335- 338؛ موسوی خمینی، تحریرالوسیلة، بیتا، ج2، ص316- 317.</ref> | |||
نفقهٔ خویشاوندان در موارد زیر واجب میشود: | نفقهٔ خویشاوندان در موارد زیر واجب میشود: | ||
# بالفعل فقیر باشد؛ یعنی در حال حاضر قادر به تأمین معاش خود نباشد.<ref>[https://lib.eshia.ir/21010/2/320/فقره خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص320.]</ref> | # بالفعل فقیر باشد؛ یعنی در حال حاضر قادر به تأمین معاش خود نباشد.<ref>[https://lib.eshia.ir/21010/2/320/فقره خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص320.]</ref> | ||
| خط ۲۳: | خط ۳۳: | ||
# فرزندان پسر تا سن بیست سالگی و بعد از این سن، منوط بر معلولیت یا اشتغال به تحصیل ایشان است.<ref>قانون حمایت از خانواده، ماده 48، بند 3.</ref> | # فرزندان پسر تا سن بیست سالگی و بعد از این سن، منوط بر معلولیت یا اشتغال به تحصیل ایشان است.<ref>قانون حمایت از خانواده، ماده 48، بند 3.</ref> | ||
# نفقه زن باید ابتدا پرداخت شده باشد<ref>قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ماده 1203.</ref> و مرد پس از محاسبهٔ آن و مخارج خودش، اگر توانش را داشت باید نفقهٔ سایرین که بر عهدهٔ اوست بپردازد و در غیر این صورت تکلیفی ندارد.<ref>[https://lib.eshia.ir/21010/2/320/قدرة خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص320.]</ref> | # نفقه زن باید ابتدا پرداخت شده باشد<ref>قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ماده 1203.</ref> و مرد پس از محاسبهٔ آن و مخارج خودش، اگر توانش را داشت باید نفقهٔ سایرین که بر عهدهٔ اوست بپردازد و در غیر این صورت تکلیفی ندارد.<ref>[https://lib.eshia.ir/21010/2/320/قدرة خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص320.]</ref> | ||
نفقه زوجه در مقایسه با نفقه خویشاوندان نسبی از مزایای حقوقی ویژهای برخوردار است که آن را به یک حق ممتاز تبدیل میکند؛ از جمله اینکه نفقه زن بر نفقه سایر اقارب اولویت دارد و برخلاف نفقه خویشاوندان، زن میتواند برای مطالبه نفقه ایام گذشته خود نیز در دادگاه اقامه دعوی کند. علاوه بر این، استحقاق زن برای دریافت نفقه مشروط به فقر او یا تمکن مالی خاص مرد نیست و این تکلیف در حقوق ایران ماهیتی یکجانبه دارد، به گونهای که زن هرگز مکلف به تأمین هزینههای شوهر نخواهد بود. در نهایت، طلب زن بابت نفقه یک طلب ممتاز محسوب میشود که در صورت فوت یا ورشکستگی شوهر و عدم کفایت دارایی او، پرداخت آن بر سایر بدهیها و دیون شوهر مقدم خواهد بود.<ref>حسینی و بجنوردی، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، 1388، ص 9</ref> | |||
=== میزان نفقه === | === میزان نفقه === | ||
دربارهٔ میزان نفقه دو نظریه مطرح است؛ ملاک مشهور نزد فقها وضعیت و شأن زن است.<ref>[https://lib.eshia.ir/21010/2/315 خمینی ، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص315.]</ref> اما شیخ طوسی معتقد است که ملاک وضعیت مرد است، اگر مرد قادر باشد، باید برای زن نفقه را توسعه دهد و اگر توانایی مالی نداشته باشد، به اندازهٔ وسع به تأمین نیاز زن موظف است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10015/5/112/مقدار_نفقه طوسی، الخلاف، 1407ق، ج5، ص112.]</ref> | دربارهٔ میزان نفقه دو نظریه مطرح است؛ ملاک مشهور نزد فقها وضعیت و شأن زن است.<ref>[https://lib.eshia.ir/21010/2/315 خمینی ، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص315.]</ref> اما شیخ طوسی معتقد است که ملاک وضعیت مرد است، اگر مرد قادر باشد، باید برای زن نفقه را توسعه دهد و اگر توانایی مالی نداشته باشد، به اندازهٔ وسع به تأمین نیاز زن موظف است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10015/5/112/مقدار_نفقه طوسی، الخلاف، 1407ق، ج5، ص112.]</ref> | ||
== | ==== نفقه عرفی ==== | ||
تحول مفهوم نفقه زوجه از «مقدر» (تعیینشده) به «عرفی» در فقه امامیه، با کتاب ''مبسوط'' شیخ طوسی آغاز شد که نقطه عطفی در تاریخ این مسئله محسوب میشود. پیش از شیخ طوسی، روایات معتبر و فتاوای فقیهان متقدم غالباً بر حداقلهای خوراک و پوشاک تأکید داشتند، اما شیخ طوسی با تأثیرپذیری از فقه شافعی و بهویژه کتاب ''الحاوی الکبیر'' ماوردی، گستره و مصادیق نفقه را توسعه داد. بررسیهای تطبیقی نشان میدهد که شیخ در تدوین این بخش، بسیاری از مسائل، ساختار استدلالها و حتی جزئیات فرعی نظیر نفقه خادم را از ماوردی اقتباس کرده است؛ هرچند او با پالایش ادله و حذف مبانی ناسازگار با مذهب شیعه (مانند قیاس)، سعی کرد این مباحث را با منابع امامیه هماهنگ سازد. | |||
پیامد این رویکرد شیخ طوسی، حاکمیت نگاه عرفی بر فقهِ پس از او بود، بهطوریکه بسیاری از فقیهان بزرگ نظیر ابنبراج، طبرسی و ابنحمزه تحت تأثیر مستقیم آرای ''مبسوط'' قرار گرفتند و این روند تا زمان علامه حلی تثبیت شد. اگرچه فقیهانی چون شهید ثانی در کتاب ''مسالک'' برای نخستین بار به منشأ غیرشیعی این آرا اشاره کردند و صاحبجواهر نیز به واکاوی تعارضات ادله پرداخت، اما همچنان دیدگاه «عرفی بودن نفقه» بهعنوان نظر غالب در میان فقهای معاصر باقی مانده است. در واقع، مقاله با نقد الگوی توسعه فقهی شیخ طوسی، نشان میدهد که چگونه مفاهیم وارداتی از فقه اهل سنت، با وجود نقدهای ساختاری، به بدنه اصلی فقه امامیه راه یافته و مبنای عمل قرار گرفتهاند. | |||
== نفقه در قانون == | |||
=== در ایران === | |||
هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند، به حبس تعزیری درجه شش محکوم میشود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت گذشت وی از شکایت، در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف میشود.<ref>قانون حمایت خانواده، 1391ش، ماده53.</ref> | هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند، به حبس تعزیری درجه شش محکوم میشود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت گذشت وی از شکایت، در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف میشود.<ref>قانون حمایت خانواده، 1391ش، ماده53.</ref> | ||
== نفقه در کامنلا == | ==== اثبات تمکین از طرف زوجه ==== | ||
اگر [[زن]] نفقه را مطالبه نماید از جهت بار اثباتی قضیه که چه کسی مدعی یا مدعی علیه است، مطابق مبانی مختلف احکام متفاوتی خواهد داشت. مطابق مبنای اول (رابطه تمکین خاص با نفقه) زن، گذشته از رابطهٔ زوجیت باید [[تمکین]] خود را نیز اثبات نماید. اثبات چنین امری برای زن مشکل خواهد بود.<ref>صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 118.</ref> مطابق مبنای دوم (رابطهٔ عقد با نفقه) به مجرد عقد، نفقه بر عهده [[شوهر]]، واجب میشود. اگر [[مرد]]، مدعی [[نشوز]] زن باشد، باید به عنوان مدعی آن را اثبات نماید. در واقع مطابق مبنای دوم، بار اثباتی قضیه از دوش [[زن]] برداشته شده است.<ref>صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 119.</ref> اما مطابق مبنای سوم (رابطهٔ ریاست [[شوهر]] با نفقه)، ریاست [[زوج]] یکی از قواعد و آثار احکام بر نکاح در [[عقد دائم]] است که به محض انعقاد [[نکاح]]، این آثار بار میشود و [[زن]] ریاست شوهر را پذیرفته و با ورود در منزل شوهر بهطور عملی در مواردی که قانون قرار داده، باید از شوهر اطاعت کند، خود را مطیع شوهر قرار دهد. به این ترتیب، نفقه بر شوهر واجب میشود مگر این که شوهر، نشوز زن را در عدم اطاعت وی اثبات کند. پس شوهر باید برای [[نشوز]] زن دلیل اقامه نماید.<ref>صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 120.</ref> | |||
==== ضمانت اجرای نفقه ==== | |||
در خصوص راههای دریافت نفقهٔ [[زن]] از [[شوهر]]، در صورت خودداری شوهر از پرداخت آن، از دو طریق میشود اقدام کرد: اول شکایت کیفری: هر کس با داشتن استطاعت مالی، نفقهٔ [[زن]] خود را در صورت [[تمکین]] او ندهد یا از تأدیهٔ سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند، به حبس تعزیری درجه شش (بیش از ۶ ماه تا ۲ سال) محکوم میشود.<ref>لطفی، حقوق خانواده، 1393ش، ج1، ص 259</ref> راه دوم، دعوای حقوقی: [[زن]] میتواند در صورت استنکاف [[شوهر]] از پرداخت نفقه به محکمه رجوع کند. در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.<ref>لطفی، حقوق خانواده، 1393ش، ج1، ص 260</ref> | |||
=== حقوق کامنلا === | |||
بنا بر قانون خانواده ۱۹۳۸م حقوق کامنلا (Common law)<ref>نظامهای حقوقی کامنلا از انگلستان قرون وسطی سرچشمه گرفته است و امروزه بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد و در کشورها یا مناطقی که میراث قانونی خود را به انگلستان بهعنوان مستعمرات سابق امپراتوری بریتانیا میرسانند، شامل میشود. امروزه کشورهای ایالات متحده آمریکا، مالزی، سنگاپور، بنگلادش، پاکستان، سریلانکا، هند، کامرون، کانادا، ایرلند، نیوزلند، آفریقای جنوبی، زیمبابوه، هنگ کنگ و استرالیا از این نظام حقوقی استفاده میکنند.</ref> اگر یکی از زوجین فوت کند، زوج دیگر مستحق نفقه خواهد بود که البته محدود به دوران مخصوصی به نام دوران عده نیست. در کمیت و کیفیت نفقه در حقوق کامنلا، بهویژه در آمریکا، عواملی از قبیل سن زوجین، طول مدت ازدواج و مهارتهای شغلی زوجین مؤثر است. | بنا بر قانون خانواده ۱۹۳۸م حقوق کامنلا (Common law)<ref>نظامهای حقوقی کامنلا از انگلستان قرون وسطی سرچشمه گرفته است و امروزه بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد و در کشورها یا مناطقی که میراث قانونی خود را به انگلستان بهعنوان مستعمرات سابق امپراتوری بریتانیا میرسانند، شامل میشود. امروزه کشورهای ایالات متحده آمریکا، مالزی، سنگاپور، بنگلادش، پاکستان، سریلانکا، هند، کامرون، کانادا، ایرلند، نیوزلند، آفریقای جنوبی، زیمبابوه، هنگ کنگ و استرالیا از این نظام حقوقی استفاده میکنند.</ref> اگر یکی از زوجین فوت کند، زوج دیگر مستحق نفقه خواهد بود که البته محدود به دوران مخصوصی به نام دوران عده نیست. در کمیت و کیفیت نفقه در حقوق کامنلا، بهویژه در آمریکا، عواملی از قبیل سن زوجین، طول مدت ازدواج و مهارتهای شغلی زوجین مؤثر است. | ||
در کامنلا حتی زن موظف به پرداخت نفقه است. در این مجموعهٔ حقوقی زن و شوهر از حق یکسانی در زمینه دریافت نفقه برخوردارند؛ اما اغلب خانمها نفقه را پس از انحلال نکاح دریافت میکنند. در برخی موارد دادگاه خانوادهٔ شوهر را ۵ تا ۱۱ سال پس از انحلال نکاح، ملزم به پرداخت نفقه به همسر نیازمند کرده است؛ با تکیه بر این استدلال که زن با خانهداری و مراقبت از فرزندان شانس کمتری برای برخورداری از تحصیلات عالی و مقام اجتماعی نسبت به مرد در طول دوران ازدواج داشته است.<ref>گواهی و هژبری، «بررسی تطبیقی نفقه در حقوق ایران، انگلیس و آمریکا»، 1393ش، ص39-40.</ref> | در کامنلا حتی زن موظف به پرداخت نفقه است. در این مجموعهٔ حقوقی زن و شوهر از حق یکسانی در زمینه دریافت نفقه برخوردارند؛ اما اغلب خانمها نفقه را پس از انحلال نکاح دریافت میکنند. در برخی موارد دادگاه خانوادهٔ شوهر را ۵ تا ۱۱ سال پس از انحلال نکاح، ملزم به پرداخت نفقه به همسر نیازمند کرده است؛ با تکیه بر این استدلال که زن با خانهداری و مراقبت از فرزندان شانس کمتری برای برخورداری از تحصیلات عالی و مقام اجتماعی نسبت به مرد در طول دوران ازدواج داشته است.<ref>گواهی و هژبری، «بررسی تطبیقی نفقه در حقوق ایران، انگلیس و آمریکا»، 1393ش، ص39-40.</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
* قرآن کریم | |||
*قرآن کریم | |||
* ابنبابویه، محمد بن علی، الخصال، بهتصحیح علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش. | * ابنبابویه، محمد بن علی، الخصال، بهتصحیح علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش. | ||
* ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بهتحقیق جمالالدین میردامادی، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دار صادر، ۱۴۱۴ق. | * ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بهتحقیق جمالالدین میردامادی، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دار صادر، ۱۴۱۴ق. | ||
| خط ۴۹: | خط ۷۳: | ||
* محقق داماد، مصطفی، تحلیل فقهی حقوق خانواده، تهران، نشر علوم اسلامی، ۱۳۶۵ش. | * محقق داماد، مصطفی، تحلیل فقهی حقوق خانواده، تهران، نشر علوم اسلامی، ۱۳۶۵ش. | ||
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، زرین، ۱۳۸۲ش. | * معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، زرین، ۱۳۸۲ش. | ||
* ابن عابدین، محمد امین بن عمرو بن عبدالعزیز، الدر المختار و حاشیه ابن عابدین (رد المحتار)، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق - ۱۹۹۲م. | * ابن عابدین، محمد امین بن عمرو بن عبدالعزیز، الدر المختار و حاشیه ابن عابدین (رد المحتار)، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق - ۱۹۹۲م. | ||
* ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، | * ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، | ||
| خط ۱۷۵: | خط ۹۵: | ||
{{حقوق}} | {{حقوق}} | ||
{{اسلام}} | {{اسلام}} | ||