علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''{{درشت|فطرت}}'''؛ سرشت و آفرینش ویژهٔ انسان. | '''{{درشت|فطرت}}'''؛ سرشت و آفرینش ویژهٔ انسان. | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۶: | ||
== فطرت در قرآن و روایات == | == فطرت در قرآن و روایات == | ||
چندین آیهٔ [[قرآن]] به فطرت توحیدی انسان اشاره کردهاند؛ آیهٔ ۳۰ سورهٔ روم (آیهٔ فطرت)، مراد از فطرت را [[توحید]] و [[دین]] اسلام معرفی کرده که انسانها بر اساس آن و برای تمسک به آن آفریده شدهاند. خداوند انسان را به گونهای آفریده که به حق تمایل دارد و از باطل بیزار است. درست همانند علاقهٔ مادر به فرزند که امری تعلیمی نیست، بلکه فطری و غریزی است.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/12751 قرائتی، تفسیر نور، 1388ش، ج7، ص197.]</ref> آیهٔ ۱۷۲ سورهٔ اعراف (آیهٔ میثاق) نیز اشارهای به «توحید فطری» و وجود [[ایمان]] به خدا در اعماق روح آدمی دارد.<ref>[https://lib.eshia.ir/50082/7/4 مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج7، ص4.]</ref> خداوند، توحید را در فطرت و سرشت انسانها قرار داده و هر انسانی به گونهای ربوبیت و وحدانیت خداوند را دریافته و بر آن گواه است.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/12751/ قرائتی، نفسیر نور، 1388ش، ج3، ص217.]</ref> | چندین آیهٔ [[قرآن]] به فطرت توحیدی انسان اشاره کردهاند؛ آیهٔ ۳۰ سورهٔ روم (آیهٔ فطرت)، مراد از فطرت را [[توحید]] و [[دین]] اسلام معرفی کرده که انسانها بر اساس آن و برای تمسک به آن آفریده شدهاند. خداوند انسان را به گونهای آفریده که به حق تمایل دارد و از باطل بیزار است. درست همانند علاقهٔ مادر به فرزند که امری تعلیمی نیست، بلکه فطری و غریزی است.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/12751 قرائتی، تفسیر نور، 1388ش، ج7، ص197.]</ref> آیهٔ ۱۷۲ سورهٔ اعراف (آیهٔ میثاق) نیز اشارهای به «توحید فطری» و وجود [[ایمان]] به خدا در اعماق روح آدمی دارد.<ref>[https://lib.eshia.ir/50082/7/4 مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج7، ص4.]</ref> خداوند، توحید را در فطرت و سرشت انسانها قرار داده و هر انسانی به گونهای ربوبیت و وحدانیت خداوند را دریافته و بر آن گواه است.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/12751/ قرائتی، نفسیر نور، 1388ش، ج3، ص217.]</ref> | ||
| خط ۴۰: | خط ۳۸: | ||
== فطرت از دیدگاه اندیشمندان مسلمان == | == فطرت از دیدگاه اندیشمندان مسلمان == | ||
اندیشمندان [[مسلمان]] به اصل فطرت در انسان قائلاند و تعاریف گوناگونی برای آن بیان میکنند، برای نمونه محمدتقی جعفری (۱۳۰۲–۱۳۷۷ش)، فطرت را جریان طبیعی و قانونی نیروهای به وجود آمده در انسان دانسته است. بهعقیدهٔ او در هر یک از نیروهای غریزی، مغزی و روانی، فطرتی وجود دارد که جریان طبیعی و منطقی آن نیرو است.<ref>جعفری، ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، 1378ش، ج1، ص141.</ref> | اندیشمندان [[مسلمان]] به اصل فطرت در انسان قائلاند و تعاریف گوناگونی برای آن بیان میکنند، برای نمونه محمدتقی جعفری (۱۳۰۲–۱۳۷۷ش)، فطرت را جریان طبیعی و قانونی نیروهای به وجود آمده در انسان دانسته است. بهعقیدهٔ او در هر یک از نیروهای غریزی، مغزی و روانی، فطرتی وجود دارد که جریان طبیعی و منطقی آن نیرو است.<ref>جعفری، ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، 1378ش، ج1، ص141.</ref> | ||