بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==دیدگاههای عزیزه الحبری== | ==دیدگاههای عزیزه الحبری== | ||
معنای عدالت و رابطه آن با میزان در قرآن | |||
از دیدگاه هبری، فهم عدالت در قرآن بدون توجه به توحید ممکن نیست و مفهوم «میزان» پیوندی اساسی با عدالت دارد. میزان در نظام آفرینش بیانگر نظم و اندازهای است که خداوند در همه موجودات قرار داده و از انسان خواسته شده تا از آن تخطی نکند. این میزان، هم در جهان طبیعی به صورت قوانین طبیعت و هم در جهان انسانی به صورت کمال اخلاقی و ملکه عدالت تجلی مییابد. انسان با اختیار خود میتواند مسیر میزان و عدالت را برگزیند یا با پیروی از امیال شخصی از آن منحرف شود. در این نگاه، میزان معیار سنجش اعمال در آخرت نیز خواهد بود و پیامبران برای برپایی قسط و میزان در میان انسانها مبعوث شدهاند. | |||
استدلال توحیدی در اثبات عدالت | |||
هبری توحید را بنیادیترین اصل قرآنی میداند که همه آموزههای قرآن، از جمله مفهوم عدالت، از آن ناشی میشود. بر اساس این دیدگاه، اعتقاد به خدای یگانه مستلزم پذیرش تعادل و هماهنگی در سراسر نظام آفرینش و روابط انسانی است. غفلت از توحید به برداشتهای نادرست از مفاهیم قرآنی و در نهایت به بیعدالتی در عرصههای اجتماعی و خانوادگی میانجامد. هبری با استناد به صفات رحمان و رحیم خداوند و بخشایش گناه آدم به دلیل ضعف و نه تکبر، استدلال میکند که رحمت فراگیر الهی مستلزم عدالت و نفی هرگونه برتریجویی است. همچنین خلقت همه انسانها از یک نفس، پایه برابری ذاتی آنان و معیار برتری را تنها تقوا معرفی میکند. | |||
نقد استدلال شیطانی و رابطه آن با بیعدالتی | |||
هبری سرچشمه بیعدالتی، برتریجویی و تبعیض را «استدلال شیطانی» مینامد که نقطه مقابل استدلال توحیدی است. نمونه اصلی این استدلال، خودداری ابلیس از سجده به آدم بر اساس ادعای برتری ذاتی (آتش در برابر خاک) بود که به تکبر انجامید. این منطق به حوزههای اجتماعی و خانوادگی نیز سرایت میکند؛ ثروتمندی که خود را برتر از فقیر بداند یا انسانی که نژاد یا جنسیت خود را عامل برتری بشمارد، گرفتار همین استدلال شده است. بنابراین، هرگونه نظام مبتنی بر تبعیض نژادی، طبقاتی، جنسیتی یا اقتدارگرایانه مصداق استدلال شیطانی و در تضاد با عدالت توحیدی است. تواضع و پذیرش برابری ذاتی انسانها نیز مهمترین فضیلت برخاسته از توحید محسوب میشود. | |||
انعکاس عدالت در روابط انسانی: الف) عدالت اجتماعی | |||
در حوزه عدالت اجتماعی، هبری بر آن است که عدالت توحیدی به تخصیص منصفانه و برابر منابع و فرصتها میانجامد. قرآن با توصیه به رفتار حمایتآمیز با یتیمان، زنان و بردگان، بر مسئولیت متقابل انسانها در برابر یکدیگر، بهویژه ضعفا، تأکید کرده است. نهادهای مالی مانند زکات و صدقه و تحریم ربا سازوکارهایی برای برقراری تعادل و هماهنگی اجتماعی و جلوگیری از ستم به نیازمندان هستند. در این دیدگاه، جامعه عادلانه اسلامی بر پایه اصل تساوی شکل میگیرد و نابرابریهای ساختاری ناشی از تکبر و برتریجویی، به تعبیر هبری، مصداق استدلال شیطانی و تکرار منطق قابیل در تضییع حقوق دیگران است. | |||
انعکاس عدالت در روابط انسانی: ب) عدالت سیاسی | |||
عدالت سیاسی در نظریه هبری بر سه اصل گزینش سیاسی برابر، مشارکت سیاسی برابر و امنیت سیاسی برای همگان استوار است. نخست، بیعت زنان و مردان با پیامبر در مدینه نشاندهنده برابری شهروندی و آزادی افراد در انتخاب حاکم و نبود تفاوت جنسیتی در این حق است. دوم، اصل شورا حاکم را ملزم میکند که تصمیمات را بر اساس مشورت با امت اتخاذ کند تا از خودرأیی و تصمیمگیری ناعادلانه پرهیز شود. سوم، امنیت سیاسی با پذیرش تکثر دینی و نفی اجبار در دین تحقق مییابد؛ همانگونه که پیامبر با عقد معاهده با یهودیان مدینه و اعلام نظام حقوقی برابر، این اصل را محقق ساخت. | |||
نقد استدلال توحیدی در اثبات عدالت | |||
نخستین نقد این است که هبری از یک اصل وجودشناسانه (توحید) مستقیماً نتایج هنجاری و حقوقی (برابری مطلق و تساوی) را استنتاج کرده است، اما در خود قرآن موارد نقض این استنتاج وجود دارد. برای نمونه، همسران پیامبر در احکامی مانند دو برابر بودن عذاب در صورت ارتکاب گناه آشکار با دیگر زنان یکسان شمرده نشدهاند. این تمایز نشان میدهد که توحید لزوماً به تساوی حقوقی یکسان در همه موارد منجر نمیشود. دوم آنکه، تأکید هبری بر دلالت «میزان» بر تساوی مطلق با کاربرد جمع این واژه در قرآن (الموازین) به چالش کشیده میشود. جمع بستن میزان بیانگر تعدد معیارهای سنجش است و ملازمه آن با یک معنای واحد یعنی تساوی را مخدوش میکند. | |||
قد استدلال شیطانی در اثبات بیعدالتی و عدم تساوی | |||
نقد اصلی به این بخش از نظریه هبری آن است که لازمه منطقی دیدگاه او، شیطانی و غیرتوحیدی خواندن دستهای از آیات قرآن است که خود احکامی مبتنی بر تفاوت را بیان میدارند. قرآن در عین تأکید بر عدالت، تفاوتهای حقوقی متعددی را میان انسانها (نظیر تفاوت میان زن و مرد، آزاد و برده، و مسلمان و اهل ذمه) تشریع کرده است. اگر هرگونه عدم تساوی ملازم با بیعدالتی و استدلال شیطانی باشد، لازم میآید که در قرآن نوعی ناسازگاری درونی وجود داشته باشد، حال آنکه قرآن خود را مجموعهای منسجم و بدون اختلاف معرفی میکند. بنابراین، عدالت قرآنی به معنای تساوی مطلق در همه احکام نیست، بلکه متناظر با تفاوتها، احکام متفاوتی را نیز عادلانه میداند. | |||
نقد عدالت اجتماعی به معنای تساوی | |||
در نقد این بخش بیان میشود که هرچند قرآن به رعایت عدالت با یتیمان، زنان و بردگان فرمان داده، این به معنای تساوی مطلق حقوقی آنان با سایر گروهها نیست. نمونه بارز آن، حکم قصاص و دیه است که در آن میان انسان آزاد و برده و نیز میان مرد و زن تفاوتهای حقوقی وجود دارد. همچنین تکلیف جهاد در میدان نبرد از عهده زنان برداشته شده و جهاد بردگان نیز منوط به اذن مالک دانسته شده است. این تمایزات نشان میدهد که عدالت اجتماعی در قرآن الزاماً به یکسانی همه احکام و تکالیف برای همگان نمیانجامد و دیدگاه هبری مبنی بر تساوی کامل با این موارد نقض روبهرو است. | |||
نقد عدالت سیاسی | |||
نخست، در موضوع گزینش سیاسی برابر، این دیدگاه مطرح میشود که در قرآن انتخاب پیامبران و جانشینان آنان به اراده و اصطفای الهی صورت میگیرد، نه به انتخاب و بیعت مردم. مردم در این موارد حق اختیار و انتخاب ندارند و موظف به اطاعت از فرمان خدا و پیامبر هستند. در خصوص استناد هبری به آیه بیعت زنان (ممتحنه/۱۲) نیز اشکال شده که واژه «بیعت» در لغت به معنای اطاعت است، نه گزینش سیاسی، و این آیه در مقام بیان شرایط پذیرش این اطاعت بوده است. همچنین این آیه سخنی از بیعت «نمایندگان» زنان به میان نیاورده است. دوم، در زمینه امنیت سیاسی، نقد بر این است که اصل نفی اجبار در دین و برخورداری همه افراد از امنیت سیاسی، شامل کافران حربی نمیشود و آنان در جامعه اسلامی از امنیت سیاسی یا اجتماعی برخوردار نیستند. | |||
عزیزه الحبری به جاودانگی قرآن کریم و شمول پیامهای آن برای تمامی انسانها در همۀ اعصار اعتقاد دارد. به باور وی، قرآن همانگونه که برای مخاطبان عصر نزول راهنما بوده، برای مردم امروز نیز میتواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد. وی بر این باور است که مفهوم برابری جنسیتی در قرآن تأیید شده است؛ چنانکه در آیات متعدد، زنان و مردان دوست و یار یکدیگر معرفی شدهاند و هر دو از یک نفس واحد آفریده شدهاند. الحبری این توجه قرآن به برابری جنسیتی را نشانهای بر جاودانگی کلام الهی میداند، زیرا در دورهای که سخنی از حقوق زنان نبود، قرآن بدان توجه داشته است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص96-97.</ref> | عزیزه الحبری به جاودانگی قرآن کریم و شمول پیامهای آن برای تمامی انسانها در همۀ اعصار اعتقاد دارد. به باور وی، قرآن همانگونه که برای مخاطبان عصر نزول راهنما بوده، برای مردم امروز نیز میتواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد. وی بر این باور است که مفهوم برابری جنسیتی در قرآن تأیید شده است؛ چنانکه در آیات متعدد، زنان و مردان دوست و یار یکدیگر معرفی شدهاند و هر دو از یک نفس واحد آفریده شدهاند. الحبری این توجه قرآن به برابری جنسیتی را نشانهای بر جاودانگی کلام الهی میداند، زیرا در دورهای که سخنی از حقوق زنان نبود، قرآن بدان توجه داشته است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص96-97.</ref> | ||
| خط ۲۲: | خط ۶۰: | ||
==== اصل تنوع ==== | ==== اصل تنوع ==== | ||
الحبری با استناد به آیهای که انسانها را به اقوام و قبایل مختلف تقسیم کرده، این تنوع را نه دلیل برتری، بلکه عامل شناخت متقابل میداند. وی تأکید میکند تنها معیار برتری، | الحبری با استناد به آیهای که انسانها را به اقوام و قبایل مختلف تقسیم کرده، این تنوع را نه دلیل برتری، بلکه عامل شناخت متقابل میداند. وی تأکید میکند تنها معیار برتری، تقوا است. او به بیعت زنان با پیامبر در صدر اسلام اشاره کرده و نتیجه میگیرد که بیعت و شورا اصول بنیادین حکومت اسلامیاند و بیعت زنان نیز بدون کم و کاست پذیرفته شده که نشانه برابری زن و مرد است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص99.</ref> | ||
==== اصل سازگاری ==== | ==== اصل سازگاری ==== | ||
| خط ۵۶: | خط ۹۴: | ||
== فعالیت == | == فعالیت == | ||
الحبری بهعنوان استاد بازنشسته و افتخاری دانشکده حقوق دانشگاه ریچموند در ویرجینیا فعالیت کرده است.<ref>[http://www.law.richmond.edu/faculty/aalhibri «Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند]</ref> در ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، الحبری را به عنوان نماینده در کمیسیون بینالمللی آزادی مذهبی منصوب کرد. وی در ۱۹۹۲م مؤسسه «کرامه» را با هدف حمایت از حقوق زنان مسلمان در سراسر جهان تأسیس کرد. این مؤسسه از طریق برنامههای آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکهای از حقوقدانان و رهبران مسلمان فعالیت میکند. افزون بر این، وی عضو هیأت مؤسس مجله فلسفه فمینیستی «هیپاتیا» نیز بوده است.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref> | الحبری بهعنوان استاد بازنشسته و افتخاری دانشکده حقوق دانشگاه ریچموند در ویرجینیا فعالیت کرده است.<ref>[http://www.law.richmond.edu/faculty/aalhibri «Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند]</ref> در ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، الحبری را به عنوان نماینده در کمیسیون بینالمللی آزادی مذهبی منصوب کرد. وی در ۱۹۹۲م مؤسسه «کرامه» را با هدف حمایت از حقوق زنان مسلمان در سراسر جهان تأسیس کرد. این مؤسسه از طریق برنامههای آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکهای از حقوقدانان و رهبران مسلمان فعالیت میکند. افزون بر این، وی عضو هیأت مؤسس مجله فلسفه فمینیستی «هیپاتیا» نیز بوده است.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref> | ||
== آثار == | |||
کتابهای «بازتعریف نقشهای زنان مسلمان در قرن آینده»، «جهانبینی اسلامی: فقه اسلامی، از دیدگاه یک مسلمان آمریکایی»، و «میل جنسی، ازدواج، و خانواده در ادیان جهان» از آثار مکتوب الحبر است. وی در مجلات حقوقی «چشمانداز اسلام نسبت به خشونت خانگی» را نوشته است.<ref>هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||