حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:


'''عزیزه الحبری'''؛ فمینیست اسلامی، معتقد به خوانشی نو در متون دینی است.
'''عزیزه الحبری'''؛ فمینیست اسلامی، معتقد به خوانشی نو در متون دینی.


هر‌چند رویکرد اصلی عزیزه الحبری فقهی -حقوقی است، اما وی به عنوان یک مسلمان به‌طور جدی به مباحث قرآنی نیز پرداخته است، زیرا یکی از دلایل ضعف و نقص فقه کنونی را ناشی از فهم نادرست از قرآن کریم به‌عنوان متن اصلی دین اسلام می‌داند. الحبری با کمک از نظریات [[فضل‌الرحمن ملک]]<ref>فضل‌الرحمن به خاطر اندیشه‌های  متجددانه‌اش دربارهٔ اسلام و همچنین مطالعاتی که در مورد هرمنیوتیک و فهم قرآن انجام داده‌است، شهرت دارد.</ref>  برخی آیات حقوقی مرتبط با [[زنان]] را بازتفسیر کرده‌ است.
عزیزه الحبری با رویکردی فقهی-حقوقی و با بهره‌گیری از نظریات فضل‌الرحمن ملک، به بازتفسیر آیات حقوقی مرتبط با زنان می‌پردازد. وی عدالت قرآنی را بر پایۀ توحید و مفهوم میزان تبیین می‌کند و معتقد است استدلال شیطانی (برتری‌جویی) سرچشمۀ بی‌عدالتی است. او با روش‌های اصلاح تدریجی و بستر‌مندسازی تاریخی، مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، سیاسی و خانوادگی را به‌معنای تساوی و تعادل در روابط انسانی تفسیر می‌کند. در مقابل، منتقدان بر این باورند که استنتاج تساوی مطلق حقوقی از اصل توحید با وجود تفاوت‌های روشن فقهی در قرآن مانند تفاوت در قصاص، دیه، جهاد و احکام خانوادگی، ناسازگار است. همچنین تفسیر خاص وی از واژگانی چون «نشوز» و «ضرب» با شأن نزول، منابع لغوی و روایات معتبر همخوانی ندارد و مبانی حدیثی مذهب اهل سنت با اصل تساوی وجودی زن و مرد در تعارض است.


== زندگی‌نامه ==
== زندگی‌نامه ==
=== تولد ===
عزیزه الحبری در لبنان و در خانواده‌ای اهل علم متولد شد. پدربزرگ وی، شیخ توفیق الحبری، بنیان‌گذار نخستین جنبش دیده‌بانی در جهان عرب بود. وی هم‌زمان با اوج گیری جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا، به این کشور مهاجرت کرد. در این دوره با مالکوم ایکس، فعال برجسته حقوق مدنی، دیدار کرد و مالکوم وی را به نقش‌آفرینی مؤثر در عرصه رهبری اجتماعی تشویق کرد.<ref>هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.</ref> الحبری در دوران جوانی دیدگاه انتقادی نسبت به رویکردهای پدرسالارانه در اسلام داشت، اما در دوره‌های بعدی به این باور رسید که اسلام با نظام طبقاتی جنسیتی سازگار نیست. وی گاه از رویکرد خود در بازخوانی قرآن با عنوان «زن‌گرایی» یاد کرده است.<ref>[https://www.academia.edu/29552443/%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A8%D8%B1%DB%8C بدره و دیگران، «چشم‌انداز جریان موسوم به فمینیسم اسلامی به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاه‌های عزیزه الحبری و کشیا علی»، 1394ش، ص362؛] [http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref>
عزیزه الحبری در لبنان و در خانواده‌ای اهل علم متولد شد. پدربزرگ وی، شیخ توفیق الحبری، بنیان‌گذار نخستین جنبش دیده‌بانی در جهان عرب بود. وی هم‌زمان با اوج گیری جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا، به این کشور مهاجرت کرد. در این دوره با مالکوم ایکس، فعال برجسته حقوق مدنی، دیدار کرد و مالکوم وی را به نقش‌آفرینی مؤثر در عرصه رهبری اجتماعی تشویق کرد.<ref>هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.</ref> الحبری در دوران جوانی دیدگاه انتقادی نسبت به رویکردهای پدرسالارانه در اسلام داشت، اما در دوره‌های بعدی به این باور رسید که اسلام با نظام طبقاتی جنسیتی سازگار نیست. وی گاه از رویکرد خود در بازخوانی قرآن با عنوان «زن‌گرایی» یاد کرده است.<ref>[https://www.academia.edu/29552443/%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A8%D8%B1%DB%8C بدره و دیگران، «چشم‌انداز جریان موسوم به فمینیسم اسلامی به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاه‌های عزیزه الحبری و کشیا علی»، 1394ش، ص362؛] [http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref>


=== تحصیلات ===
وی دکترای فلسفه را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد و سپس در سال ۱۹۸۵م، از همان دانشگاه، مدرک دکترای حقوق را نیز اخذ نمود. الحبری در سال ۱۹۹۲م به‌عنوان نخستین زن مسلمان در ایالات متحده، به مرتبه استاد دانشگاه در دانشکده حقوق نائل آمد و از آن پس، آثار متعددی در زمینه‌های حقوق زنان، دموکراسی و حقوق بشر از منظر اسلامی منتشر کرد. پیش از آن، وی در رشتۀ فلسفه تدریس می‌کرد.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref>
وی دکترای فلسفه را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد و سپس در سال ۱۹۸۵م، از همان دانشگاه، مدرک دکترای حقوق را نیز اخذ نمود. الحبری در سال ۱۹۹۲م به‌عنوان نخستین زن مسلمان در ایالات متحده، به مرتبه استاد دانشگاه در دانشکده حقوق نائل آمد و از آن پس، آثار متعددی در زمینه‌های حقوق زنان، دموکراسی و حقوق بشر از منظر اسلامی منتشر کرد. پیش از آن، وی در رشتۀ فلسفه تدریس می‌کرد.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref>


خط ۲۷: خط ۲۴:
# '''عدالت اجتماعی:''' در حوزه عدالت اجتماعی، الحبری بر آن است که عدالت توحیدی به تخصیص منصفانه منابع و فرصت‌ها می‌انجامد. قرآن با توصیه به رفتار حمایت‌آمیز با یتیمان، زنان و بردگان، بر مسئولیت متقابل انسان‌ها در برابر یکدیگر، به‌ویژه ضعفا، تأکید کرده است. نهادهای مالی مانند زکات و صدقه و تحریم ربا سازوکارهایی برای برقراری تعادل و هماهنگی اجتماعی و جلوگیری از ستم به نیازمندان هستند. در این دیدگاه، جامعه عادلانه اسلامی بر پایه اصل تساوی شکل می‌گیرد و نابرابری‌های ساختاری ناشی از تکبر و برتری‌جویی، به تعبیر الحبری، مصداق استدلال شیطانی و تکرار منطق قابیل در تضییع حقوق دیگران است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص65-66.]</ref>
# '''عدالت اجتماعی:''' در حوزه عدالت اجتماعی، الحبری بر آن است که عدالت توحیدی به تخصیص منصفانه منابع و فرصت‌ها می‌انجامد. قرآن با توصیه به رفتار حمایت‌آمیز با یتیمان، زنان و بردگان، بر مسئولیت متقابل انسان‌ها در برابر یکدیگر، به‌ویژه ضعفا، تأکید کرده است. نهادهای مالی مانند زکات و صدقه و تحریم ربا سازوکارهایی برای برقراری تعادل و هماهنگی اجتماعی و جلوگیری از ستم به نیازمندان هستند. در این دیدگاه، جامعه عادلانه اسلامی بر پایه اصل تساوی شکل می‌گیرد و نابرابری‌های ساختاری ناشی از تکبر و برتری‌جویی، به تعبیر الحبری، مصداق استدلال شیطانی و تکرار منطق قابیل در تضییع حقوق دیگران است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص65-66.]</ref>
# '''عدالت سیاسی:''' عدالت سیاسی در نظریه الحبری بر سه اصل گزینش سیاسی برابر، مشارکت سیاسی برابر و امنیت سیاسی برای همگان استوار است. نخست، بیعت زنان و مردان با پیامبر در مدینه نشان‌دهندۀ برابری شهروندی و آزادی افراد در انتخاب حاکم و نبود تفاوت جنسیتی در این حق است. دوم، اصل شورا حاکم را ملزم می‌کند که تصمیمات را بر اساس مشورت با امت اتخاذ کند تا از تصمیم‌گیری ناعادلانه پرهیز شود. سوم، امنیت سیاسی با پذیرش تکثر دینی و نفی اجبار در دین تحقق می‌یابد؛ همان‌گونه که پیامبر با عقد معاهده با یهودیان مدینه و اعلام نظام حقوقی برابر، این اصل را محقق ساخت.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص65-68.]</ref>
# '''عدالت سیاسی:''' عدالت سیاسی در نظریه الحبری بر سه اصل گزینش سیاسی برابر، مشارکت سیاسی برابر و امنیت سیاسی برای همگان استوار است. نخست، بیعت زنان و مردان با پیامبر در مدینه نشان‌دهندۀ برابری شهروندی و آزادی افراد در انتخاب حاکم و نبود تفاوت جنسیتی در این حق است. دوم، اصل شورا حاکم را ملزم می‌کند که تصمیمات را بر اساس مشورت با امت اتخاذ کند تا از تصمیم‌گیری ناعادلانه پرهیز شود. سوم، امنیت سیاسی با پذیرش تکثر دینی و نفی اجبار در دین تحقق می‌یابد؛ همان‌گونه که پیامبر با عقد معاهده با یهودیان مدینه و اعلام نظام حقوقی برابر، این اصل را محقق ساخت.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص65-68.]</ref>
# '''عدالت خانوادگی:''' الحبری با استناد به آیه 1 سورۀ نساء معتقد است که زن و مرد از حقیقت وجودی مشترکی آفریده شده‌اند؛ ازاین‌رو رابطه خانواده در قرآن مبتنی بر عشق، تسکین و مهربانی است و مفهوم عدالت در این حوزه با اصل تساوی و تعادل میان همسران گره خورده است. مطابق این دیدگاه، ازدواج نیازمند رضایت کامل و آزادانۀ طرفین است، در صورت بروز اختلال، حکمیت دو داور از خانواده زن و مرد توصیه شده<ref>سورۀ نساء، آیۀ ۳۵.</ref> و طلاق نیز به‌عنوان آخرین راهکار مشروع برای جلوگیری از بی‌عدالتی و ستم طراحی شده است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص72-73.]</ref>


== مولفه‌های روش‌شناختی تفسیری الحبری ==
== روش‌شناسی تفسیری الحبری ==


=== اصلاح تدریجی ===
=== اصلاح تدریجی ===
خط ۳۷: خط ۳۵:


== تفسیر آیه ضرب از دیدگاه الحبری ==
== تفسیر آیه ضرب از دیدگاه الحبری ==
الحبری در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء از هر دو مؤلفه روشی خود استفاده می‌کند. وی ابتدا شأن نزول آیه را بیان می‌کند که پیامبر به مردی که همسرش را می‌زد، حق قصاص داد، اما آن مرد اعتراض کرد و آیه نازل شد.
الحبری در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء از هر دو مؤلفه روشی خود استفاده می‌کند و معتقد است  که تفسیر خشونت‌آمیز از این آیه مبتنی بر «استدلال شیطانی» (برتری‌جویی جنسیتی) بوده و با جهان‌بینی توحیدی قرآن که بر تساوی و عدالت استوار است، تعارض دارد. به باور وی، آیه در دوره کوتاهی پس از جاهلیت و به‌منظور محدودکردن سنت خشونت مردان مکه نازل شد.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf محمدجعفری و صیدی، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، 1397ش، 38-50.]</ref> وی واژه نشوز را به ارتکاب زنای محصنه تفسیر می‌کند و ضرب را اقدامی نمادین، غیرآسیب‌زا و مشروط به ناکارآمدی موعظه و ترک بستر می‌داند. هدف قرآن را اصلاح تدریجی فرهنگ جاهلی و هدایت به سوی روابط مبتنی بر مودت و رحمت معرفی می‌نماید.<ref>هدایت‌زاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص103-107.</ref>
 
به باور الحبری، هدف قرآن از طرح ضرب، محدود کردن این سنت جاهلی بوده است. وی استدلال می‌کند که قرآن در گام نخست، ضرب را به حالت خاص نشوز محدود کرد. او با تحلیل لغوی و استناد به خطبه پیامبر و آیات دیگر، نشوز را به‌معنای زنا تفسیر می‌کند. بدین ترتیب، ضرب تنها در صورت ارتکاب زنا و پس از ناکارآمدی موعظه و ترک بستر مجاز می‌شود.
 
در گام دوم، الحبری ضرب را به عملی نمادین و غیرخشن تقلیل می‌دهد. با استناد به داستان حضرت ایوب که مأمور شد با دسته‌ای گندم همسرش را بزند تا به سوگند خود وفا کند اما آسیبی نرساند، و نیز با توجه به روایات نبوی که ضرب باید با ابزار سبک و بدون آسیب باشد، نتیجه می‌گیرد که ضرب قرآنی با خشونت خانگی تفاوت اساسی دارد. همچنین سیاق آیه که پس از ضرب به راهکار داوری خانوادگی اشاره می‌کند، نشان می‌دهد ضرب نباید مشکلی ایجاد کند که با وساطت قابل حل نباشد.
 
در گام سوم، الحبری به مدل آرمانی قرآن اشاره می‌کند که روابط زناشویی را بر اساس آرامش، مودت و رحمت بنا نهاده است. حتی در صورت جدایی، قرآن الگوی طلاق را با نیکی و احسان معرفی می‌کند. به این ترتیب، قرآن ضمن محدود کردن تدریجی سنت جاهلی، مسلمانان را به سوی الگوی برتر روابط انسانی سوق داده است.<ref>هدایت‌زاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص103-107.</ref>


== انتقاد به دیدگاه‌های الحبری ==
== انتقاد به دیدگاه‌های الحبری ==
خط ۵۴: خط ۴۶:


=== عدالت در روابط انسانی ===
=== عدالت در روابط انسانی ===
پژوهشگران معتقدند که هرچند قرآن به رعایت عدالت با یتیمان، زنان و بردگان فرمان داده، این به‌معنای تساوی مطلق حقوقی آنان با سایر گروه‌ها نیست. نمونه بارز آن، حکم قصاص و دیه است که در آن میان انسان آزاد و برده و نیز میان مرد و زن تفاوت‌های حقوقی وجود دارد. همچنین تکلیف جهاد در میدان نبرد از عهده زنان برداشته شده و جهاد بردگان نیز منوط به اذن مالک دانسته شده است. این تمایزات نشان می‌دهد که عدالت اجتماعی در قرآن الزاماً به یکسانی همه احکام و تکالیف برای همگان نمی‌انجامد و دیدگاه هبری مبنی بر تساوی کامل با این موارد نقض روبه‌رو است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص67-68.]</ref>
اما عدالت سیاسی نیز در موضوع گزینش سیاسی برابر، این دیدگاه مطرح می‌شود که در قرآن انتخاب پیامبران و جانشینان آنان به ارادۀ الهی صورت می‌گیرد، نه به انتخاب  مردم. در خصوص استناد هبری به آیه بیعت زنان<ref>سورۀ ممتحنه، آیۀ۱۲.</ref> نیز اشکال شده که واژه «بیعت» در لغت به‌معنای اطاعت است، نه گزینش سیاسی و آیۀ قرآن در مقام بیان شرایط پذیرش این اطاعت بوده است. همچنین آیه سخنی از بیعت «نمایندگان» زنان به میان نیاورده است. دوم، در زمینۀ امنیت سیاسی، نقد بر این است که اصل نفی اجبار در دین و برخورداری همه افراد از امنیت سیاسی، شامل کافران حربی نمی‌شود و آنان در جامعۀ اسلامی از امنیت سیاسی یا اجتماعی برخوردار نیستند.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص70-71.]</ref>


=== انتقاد به دیدگاه الحبری درباره معنای نشوز ===
* پژوهشگران معتقدند که هرچند قرآن به رعایت عدالت با یتیمان، زنان و بردگان فرمان داده، این به‌معنای تساوی مطلق حقوقی آنان با سایر گروه‌ها نیست. نمونه بارز آن، حکم قصاص و دیه است که در آن میان انسان آزاد و برده و نیز میان مرد و زن تفاوت‌های حقوقی وجود دارد. همچنین تکلیف جهاد در میدان نبرد از عهده زنان برداشته شده و جهاد بردگان نیز منوط به اذن مالک دانسته شده است. این تمایزات نشان می‌دهد که عدالت اجتماعی در قرآن الزاماً به یکسانی همه احکام و تکالیف برای همگان نمی‌انجامد و دیدگاه هبری مبنی بر تساوی کامل با این موارد نقض روبه‌رو است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص67-68.]</ref>
دیدگاه عزیزه الحبری درباره تفسیر «نشوز» به‌معنای زنای اثبات‌شده، با نقدهایی روبه‌رو شده است که اعتبار این برداشت را محل تردید قرار می‌دهد.
* اما عدالت سیاسی نیز در موضوع گزینش سیاسی برابر، این دیدگاه مطرح می‌شود که در قرآن انتخاب پیامبران و جانشینان آنان به ارادۀ الهی صورت می‌گیرد، نه به انتخاب  مردم. در خصوص استناد هبری به آیه بیعت زنان<ref>سورۀ ممتحنه، آیۀ۱۲.</ref> نیز اشکال شده که واژه «بیعت» در لغت به‌معنای اطاعت است، نه گزینش سیاسی و آیۀ قرآن در مقام بیان شرایط پذیرش این اطاعت بوده است. همچنین آیه سخنی از بیعت «نمایندگان» زنان به میان نیاورده است. دوم، در زمینۀ امنیت سیاسی، نقد بر این است که اصل نفی اجبار در دین و برخورداری همه افراد از امنیت سیاسی، شامل کافران حربی نمی‌شود و آنان در جامعۀ اسلامی از امنیت سیاسی یا اجتماعی برخوردار نیستند.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص70-71.]</ref>
* بر عدالت خانوادگی نیز دو دسته اشکال وارد شده است: نخست آنکه قرآن تفاوت‌های حقوقی روشنی میان زن و مرد وضع کرده است که نشان می‌دهد عدالت خانوادگی در قرآن بهمعنای تساوی مطلق حقوقی نیست. دوم آنکه الحبری خود از پیروان مذهب اهل سنت است و در منابع حدیثی این مذهب روایاتی وجود دارد که زنان را مخلوقی از دندۀ مرد و به‌طور طبیعی دارای نقصان وجودی، و نیز تابع کامل مردان معرفی می‌کند. این مبانی با اصل تساوی و عدالت وجودی مورد استناد وی ناسازگار است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسن‌نیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص73-74.]</ref>


* این تفسیر با شأن نزولی که خود او نقل می‌کند سازگار نیست. در آن گزارش، پیامبر مردی را که همسرش را زده بود سرزنش کرد و حتی حکم به قصاص داد. اگر نشوز به معنای زنای محصنه باشد، انتظار می‌رود واکنش پیامبر متوجه جرم سنگین زن باشد، نه محکومیت شوهر. این ناسازگاری پرسش‌برانگیز است.
=== انتقاد به تفسیر آیه ضرب ===
* روایاتی که کیفیت «ضرب» را بسیار خفیف و غیرآسیب‌زا توصیف می‌کنند، با فرض ارتکاب زنای محصنه تناسبی ندارند. افزون بر این، در فقه اسلامی مجازات زنا با شرایط اثبات خاص، در صلاحیت حاکم شرع است و نه همسر؛ بنابراین سپردن واکنش به شوهر با ماهیت آن جرم همخوانی ندارد.
ناقدان بر این باورند که الحبری میان برتری‌جویی شیطانی و تفضیل‌های تکوینی و تشریعی خداوند در قرآن خلط کرده است، در حالی که آیات متعددی بر برتری برخی انسان‌ها بر برخی دیگر از جمله انبیا، بنی‌اسرائیل و نیز تفضیل مردان در سرپرستی خانواده به دلیل انفاق و ویژگی‌های تکوینی، تصریح دارند. همچنین وی به صدر آیه ۳۴ نساء که قیومیت مرد را مستند به همین تفضیلات می‌داند، توجه نکرده است. از نظر منتقدان، سبب ضرب در آیه، نشوز است و احادیث نبوی نیز مراحل سه‌گانه تربیتی موعظه، هجر در بستر، ضرب غیرآسیب‌زا را تأیید کرده‌اند. افزون بر این، داستان حضرت ایوب که به دستور خدا همسر خود را با دسته‌ای سبک تأدیب کرد، مؤید جواز تنبیه بدنی ملایم در چارچوب شرع است. ناقدان همچنین استناد وی به تغییر حکم با تحول زمان و مکان را نادرست می‌دانند؛ زیرا حکم ضرب از احکام ثابت نصوص شرعی است و علت آن  تا زمانی باقی است که طبیعت روابط انسانی تغییر نیافته است. همچنین به باور منتقدان تفسیر نشوز به زنا با سیاق آیات و روایات همخوانی ندارد و در آن صورت، اجرای حد شرعی لازم می‌آمد، نه ضرب تأدیبی سبک.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf محمدجعفری و صیدی، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، 1397ش، 38-50.]</ref>  
* از منظر لغوی نیز شواهد معتبری برای تفسیر نشوز به معنای زنا ارائه نشده است. منابع مهم لغت عرب چنین معنایی را برای این واژه ذکر نکرده‌اند و استناد مشخصی نیز برای این برداشت ارائه نشده است.
* کاربرد دیگر واژه نشوز در همان سوره، در مورد بیم زن از نشوز یا اعراض شوهر، نشان می‌دهد که این واژه بیشتر به‌معنای سرکشی یا ناسازگاری در روابط زناشویی است. هم‌نشینی آن با «اعراض» نیز قرابت معنایی این دو را تقویت می‌کند و با معنای زنا فاصله دارد.<ref>هدایت‌زاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص107-108.</ref>
* تفسیر محدود از تعابیری چون «زنان صالح» و «نگهبانان در غیاب» به‌معنای صرفاً حفظ پاکدامنی، با تنوع دیدگاه‌های تفسیری سازگار نیست. مفسران این عبارات را ناظر به جنبه‌هایی مانند حفظ اسرار خانوادگی یا پاسداری از اموال نیز دانسته‌اند.<ref>مکارم شیرازی،  تفسیر نمونه، 1374ش ج3، ص371.</ref>
* استناد به آیاتی که درباره ارتکاب فاحشه و لزوم شهادت چهار شاهد سخن می‌گویند، با توجه به تفاوت آشکار مجازات‌ها، دچار تعارض است. در آن آیات، مجازاتی سنگین و رسمی مطرح شده، در حالی که در روایات مربوط به آیه ۳۴، تنها جدایی در بستر و ضرب غیرآسیب‌زا ذکر شده است. این تفاوت نشان می‌دهد که موضوع دو حکم یکسان نیست.<ref>هدایت‌زاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص107-108.</ref>


== فعالیت ==
== فعالیت‌های عزیزه الحبری ==
الحبری به‌عنوان استاد بازنشسته و افتخاری دانشکده حقوق دانشگاه ریچموند در ویرجینیا فعالیت کرده است.<ref>[http://www.law.richmond.edu/faculty/aalhibri «Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند]</ref> در ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، الحبری را به ‌عنوان نماینده در کمیسیون بین‌المللی آزادی مذهبی منصوب کرد. وی در ۱۹۹۲م مؤسسه «کرامه» را با هدف حمایت از حقوق زنان مسلمان در سراسر جهان تأسیس کرد. این مؤسسه از طریق برنامه‌های آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکه‌ای از حقوقدانان و رهبران مسلمان فعالیت می‌کند. افزون بر این، وی عضو هیأت مؤسس مجله فلسفه فمینیستی «هیپاتیا» نیز بوده است.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref>
الحبری به‌عنوان استاد بازنشسته و افتخاری دانشکده حقوق دانشگاه ریچموند در ویرجینیا فعالیت کرده است.<ref>[http://www.law.richmond.edu/faculty/aalhibri «Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند]</ref> در ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، الحبری را به ‌عنوان نماینده در کمیسیون بین‌المللی آزادی مذهبی منصوب کرد. وی در ۱۹۹۲م مؤسسه «کرامه» را با هدف حمایت از حقوق زنان مسلمان در سراسر جهان تأسیس کرد. این مؤسسه از طریق برنامه‌های آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکه‌ای از حقوقدانان و رهبران مسلمان فعالیت می‌کند. افزون بر این، وی عضو هیأت مؤسس مجله فلسفه فمینیستی «هیپاتیا» نیز بوده است.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref>


== آثار ==
== آثار عزیزه الحبری ==
کتاب‌های «بازتعریف نقش‌های زنان مسلمان در قرن آینده»، «جهان‌بینی اسلامی: فقه اسلامی، از دیدگاه یک مسلمان آمریکایی»، و «میل جنسی، ازدواج، و خانواده در ادیان جهان» از آثار مکتوب الحبر است. وی در مجلات حقوقی «چشم‌انداز اسلام نسبت به خشونت خانگی» را نوشته است.<ref>هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.</ref>
کتاب‌های «بازتعریف نقش‌های زنان مسلمان در قرن آینده»، «جهان‌بینی اسلامی: فقه اسلامی، از دیدگاه یک مسلمان آمریکایی»، و «میل جنسی، ازدواج، و خانواده در ادیان جهان» از آثار مکتوب الحبر است. وی در مجلات حقوقی «چشم‌انداز اسلام نسبت به خشونت خانگی» را نوشته است.<ref>هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.</ref>


خط ۸۰: خط ۶۶:
*صیدی، محمود و  حسن‌نیا، علی، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، مجلۀ پژوهش‌های قرآنی، شمارۀ 81، 1395ش.
*صیدی، محمود و  حسن‌نیا، علی، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، مجلۀ پژوهش‌های قرآنی، شمارۀ 81، 1395ش.
*«Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند، تاریخ بازدید: 18 بهمن 1401ش.
*«Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند، تاریخ بازدید: 18 بهمن 1401ش.
*محمدجعفری، رسول و صیدی، محمود، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، شمارۀ 2، 1397ش.
*مکارم شیرازی، ناصر، تفسری نمونه، تهران،دار الكتب اسلامیه،، 1374ش.
*مکارم شیرازی، ناصر، تفسری نمونه، تهران،دار الكتب اسلامیه،، 1374ش.
*هدایت‌زاده، محمدصادق، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، مجلۀ گلستان قرآن، شمارۀ 9، 1395ش.
*هدایت‌زاده، محمدصادق، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، مجلۀ گلستان قرآن، شمارۀ 9، 1395ش.
*هدایت‌زاده، محمدصادق و دیگران، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»، فصلنامه کتاب قیم، شماره 22، 1399ش.
*هدایت‌زاده، محمدصادق و دیگران، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»، فصلنامه کتاب قیم، شماره 22، 1399ش.