پیشنویس:عزیزه الهبری: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
=== استدلال شیطانی و رابطه آن با بیعدالتی === | === استدلال شیطانی و رابطه آن با بیعدالتی === | ||
الحبری سرچشمۀ بیعدالتی را «استدلال شیطانی» مینامد که نقطه مقابل استدلال توحیدی است. نمونۀ اصلی این استدلال، خودداری ابلیس از سجده به آدم بر اساس ادعای برتری ذاتی بود که به تکبر انجامید. این منطق به حوزههای اجتماعی و خانوادگی نیز سرایت میکند؛ ثروتمندی که خود را برتر از فقیر بداند یا انسانی که نژاد یا جنسیت خود را عامل برتری بشمارد، گرفتار همین استدلال شده است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص63-64.]</ref> | الحبری سرچشمۀ بیعدالتی را «استدلال شیطانی» مینامد که نقطه مقابل استدلال توحیدی است. نمونۀ اصلی این استدلال، خودداری ابلیس از سجده به آدم بر اساس ادعای برتری ذاتی بود که به تکبر انجامید. این منطق به حوزههای اجتماعی و خانوادگی نیز سرایت میکند؛ ثروتمندی که خود را برتر از فقیر بداند یا انسانی که نژاد یا جنسیت خود را عامل برتری بشمارد، گرفتار همین استدلال شده است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص63-64.]</ref> | ||
== روششناسی تفسیری الحبری == | == روششناسی تفسیری الحبری == | ||
* یکی از مؤلفههای روشی الحبری در فهم قرآن، رویکرد اصلاح تدریجی است. وی حقایق قرآنی را هم مطلق و هم دیالکتیک میداند؛ مطلق از آن رو که کلام خدا است و دیالکتیک بهدلیل ماهیت تدریجی پیشرفت فهم بشر. به نظر وی بسیاری از تغییرات اجتماعی به دستور قرآن به مرور زمان صورت گرفته است. برای مثال ممنوعیت شراب در سه مرحله نازل شد. همچنین بردهداری که در آن زمان رواج گسترده داشت، نمیتوانست یکباره لغو شود، بلکه قرآن با احکام تدریجی زمینۀ ریشهکنی آن را فراهم کرد.<ref | * یکی از مؤلفههای روشی الحبری در فهم قرآن، رویکرد اصلاح تدریجی است. وی حقایق قرآنی را هم مطلق و هم دیالکتیک میداند؛ مطلق از آن رو که کلام خدا است و دیالکتیک بهدلیل ماهیت تدریجی پیشرفت فهم بشر. به نظر وی بسیاری از تغییرات اجتماعی به دستور قرآن به مرور زمان صورت گرفته است. برای مثال ممنوعیت شراب در سه مرحله نازل شد. همچنین بردهداری که در آن زمان رواج گسترده داشت، نمیتوانست یکباره لغو شود، بلکه قرآن با احکام تدریجی زمینۀ ریشهکنی آن را فراهم کرد.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص102-103.</ref> | ||
* به باور الحبری، تغییر تدریجی گرچه بلندمدت است، اما پایدارتر از تغییرات اجباری و ناگهانی بوده و آسیب کمتری دارد. وی تأکید میکند اجتهاد در این زمینه نیازمند دانش گسترده به قرآن و سنت و نیز رعایت تقوا است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص100-102.</ref> | * به باور الحبری، تغییر تدریجی گرچه بلندمدت است، اما پایدارتر از تغییرات اجباری و ناگهانی بوده و آسیب کمتری دارد. وی تأکید میکند اجتهاد در این زمینه نیازمند دانش گسترده به قرآن و سنت و نیز رعایت تقوا است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص100-102.</ref> | ||
* الحبری همچنین بر لزوم توجه به بستر تاریخی عصر نزول تأکید دارد. به باور وی، برای فهم برخی احکام | * الحبری همچنین بر لزوم توجه به بستر تاریخی عصر نزول تأکید دارد. به باور وی، برای فهم برخی احکام قرآنی، باید شرایط فرهنگی آن دوره را در نظر گرفت. <ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص102-103.</ref> | ||
== تفسیر آیه ضرب از دیدگاه الحبری == | == تفسیر آیه ضرب از دیدگاه الحبری == | ||
الحبری | عزیزه الحبری با استناد به جهانبینی توحیدی قرآن معتقد است که هرگونه تفسیر خشونتآمیز از آیه ۳۴ سوره نساء مبتنی بر استدلال شیطانی (برتریجویی جنسیتی) بوده و با اصل توحید که بر تساوی و عدالت استوار است، تعارض دارد. به باور وی، ضرب زنان نشانۀ برتری مرد بر زن و موجبات شرک محسوب میشود، زیرا اطاعت از شوهر را در عرض اطاعت از خداوند قرار میدهد. او با استناد به روایات نبوی که بر تکریم زنان تأکید دارند، ضرب را عملی ناسازگار با سیرۀ پیامبر میداند و با توجه به اصل «تغییر تدریجی احکام» و شرایط تاریخی نزول آیه (خشونت مردان مکه)، معتقد است حکم ضرب با تحول زمان و مکان قابل تغییر یا نسخ است.<ref>[https://tqh.alzahra.ac.ir/article_3520_af2629883af28834aef06427e5ba2f10.pdf محمدجعفری و صیدی، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، 1397ش، 38-50.]</ref> همچنین وی واژۀ نشوز را به ارتکاب زنای محصنه تفسیر میکند و ضرب را اقدامی نمادین، غیرآسیبزا و مشروط به ناکارآمدی موعظه و ترک بستر میداند. هدف قرآن را اصلاح تدریجی فرهنگ جاهلی و هدایت به سوی روابط مبتنی بر مودت و رحمت معرفی میکند.<ref>هدایتزاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص103-107.</ref> | ||
== انتقاد به دیدگاههای الحبری == | == انتقاد به دیدگاههای الحبری == | ||
=== انتقاد به استدلال توحیدی در اثبات | === انتقاد به استدلال توحیدی در اثبات تساوی حقوق === | ||
به نظر منتقدان الحبری از یک اصل وجودشناسانه (توحید) بهطور مستقیم، نتایج هنجاری و حقوقی را استنتاج کرده است، اما در خود قرآن موارد نقض این استنتاج وجود دارد. برای مثال همسران پیامبر در احکامی مانند دو برابربودن عذاب در صورت ارتکاب گناه آشکار با دیگر زنان یکسان شمرده نشدهاند. این تمایز نشان میدهد که توحید لزوماً به تساوی حقوقی یکسان در همه موارد منجر نمیشود. دوم آنکه، تأکید الحبری بر دلالت میزان بر تساوی مطلق با کاربرد جمع این واژه در قرآن (الموازین) به چالش کشیده میشود؛ زیرا جمعبستن میزان بیانگر تعدد معیارهای سنجش است و ملازمۀ آن با یک معنای واحد را مخدوش میکند.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص58-60.]</ref> | به نظر منتقدان الحبری از یک اصل وجودشناسانه (توحید) بهطور مستقیم، نتایج هنجاری و حقوقی را استنتاج کرده است، اما در خود قرآن موارد نقض این استنتاج وجود دارد. برای مثال همسران پیامبر در احکامی مانند دو برابربودن عذاب در صورت ارتکاب گناه آشکار با دیگر زنان یکسان شمرده نشدهاند. این تمایز نشان میدهد که توحید لزوماً به تساوی حقوقی یکسان در همه موارد منجر نمیشود. دوم آنکه، تأکید الحبری بر دلالت میزان بر تساوی مطلق با کاربرد جمع این واژه در قرآن (الموازین) به چالش کشیده میشود؛ زیرا جمعبستن میزان بیانگر تعدد معیارهای سنجش است و ملازمۀ آن با یک معنای واحد را مخدوش میکند.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص58-60.]</ref> | ||
=== شیطانی | === انتقاد به استدلال شیطانی در اثبات بیعدالتی و عدم تساوی === | ||
نقد اصلی به این بخش از نظریه الحبری آن است که لازمۀ منطقی دیدگاه او، شیطانی و | نقد اصلی به این بخش از نظریه الحبری آن است که لازمۀ منطقی دیدگاه او، شیطانی و غیرتوحیدیخواندن دستهای از آیات قرآن است که خود احکامی مبتنی بر تفاوت را بیان میدارند. قرآن در عین تأکید بر عدالت، تفاوتهای حقوقی متعددی را میان انسانها نظیر تفاوت میان زن و مرد، آزاد و برده و مسلمان و اهل ذمه، تشریع کرده است. اگر هرگونه عدم تساوی ملازم با بیعدالتی و استدلال شیطانی باشد، لازم میآید که در قرآن نوعی ناسازگاری درونی وجود داشته باشد، حال آنکه قرآن خود را مجموعهای بدون اختلاف معرفی میکند. از این رو، به نظر منتقدان عدالت قرآنی بهمعنای تساوی مطلق در همه احکام نیست، بلکه متناظر با تفاوتها، احکام متفاوتی را نیز عادلانه تفسیر میشود.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص63-64.]</ref> | ||
=== انتقاد به تفسیر آیه ضرب === | === انتقاد به تفسیر آیه ضرب === | ||
منتقدان در پاسخ به الحبری معتقدند» نخست آنکه برتریهای تکوینی و تشریعی در قرآن مانند برتری برخی انسانها بر دیگران در رزق، دانش، یا جهاد، بهمعنای برتریجویی شیطانی نبوده و پذیرش ضرب تأدیبی بهمعنای شرک یا نفی توحید نیست. دوم، روایات تکریم زنان با روایات ضرب تأدیبی منافاتی ندارد؛ همان گونه که خداوند کرامت انسانی را با وضع مجازات برای گناهان مانند شلاق، قطع دست، قصاص، جمع کرده است، ضرب تأدیبی زن نیز در چارچوب اجرای حکم الهی و با استناد به داستان حضرت ایوب (ضرب با دستهای سبک) قابل توجیه است. سوم، حکم ضرب از احکام ثابت نصوص شرعی است نه اجتهادی و ادعای تغییر آن با گذشت زمان مستلزم اجتهاد در مقابل نص صریح است. چهارم، آیه ۳۴ سوره نساء در سال پنجم هجرت در مدینه نازل شده و شأن نزول آن مربوط به مردان انصار است، نه خشونت مردان مکه. پنجم، اطاعت از شوهر در چارچوب شرع، عین اطاعت از خداوند محسوب میشود (چنانکه اطاعت از رسول و اولی الامر نیز همین گونه است) و تفسیر «نشوز» به فحشا با سیاق آیه و روایات معتبر همخوانی ندارد.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf محمدجعفری و صیدی، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، 1397ش، 38-50.]</ref> | |||
== فعالیتهای عزیزه الحبری == | == فعالیتهای عزیزه الحبری == | ||
نسخهٔ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۵۳
عزیزه الحبری؛ نظریهپرداز فمنیست اسلامی با تأکید بر بازتفسیر منابع دینی در جهت برابری جنسیتی.
عزیزه الحبری با رویکردی فقهی-حقوقی و با بهرهگیری از نظریات فضلالرحمن ملک، به بازتفسیر آیات حقوقی مرتبط با زنان میپردازد. وی عدالت قرآنی را بر پایۀ توحید و مفهوم میزان تبیین میکند و معتقد است استدلال شیطانی (برتریجویی) سرچشمۀ بیعدالتی است. او با روشهای اصلاح تدریجی و بسترمندسازی تاریخی، مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، سیاسی و خانوادگی را بهمعنای تساوی و تعادل در روابط انسانی تفسیر میکند. در مقابل، منتقدان بر این باورند که استنتاج تساوی مطلق حقوقی از اصل توحید با وجود تفاوتهای روشن فقهی در قرآن مانند تفاوت در قصاص، دیه، جهاد و احکام خانوادگی، ناسازگار است. همچنین تفسیر خاص وی از واژگانی چون «نشوز» و «ضرب» با شأن نزول، منابع لغوی و روایات معتبر همخوانی ندارد و مبانی حدیثی مذهب اهل سنت با اصل تساوی وجودی زن و مرد در تعارض است.
زندگینامه
عزیزه الحبری در لبنان و در خانوادهای اهل علم متولد شد. پدربزرگ وی، شیخ توفیق الحبری، بنیانگذار نخستین جنبش دیدهبانی در جهان عرب بود. وی همزمان با اوج گیری جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا، به این کشور مهاجرت کرد. در این دوره با مالکوم ایکس، فعال برجستۀ حقوق مدنی، دیدار کرد و مالکوم وی را به نقشآفرینی مؤثر در عرصۀ رهبری اجتماعی تشویق کرد.[۱] الحبری در دوران جوانی دیدگاه انتقادی نسبت به رویکردهای پدرسالارانه در اسلام داشت، اما در دورههای بعدی به این باور رسید که اسلام با نظام طبقاتی جنسیتی سازگار نیست. وی گاه از رویکرد خود در بازخوانی قرآن با عنوان «زنگرایی» یاد کرده است.[۲]
وی دکترای فلسفه را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد و سپس در ۱۹۸۵م، از همان دانشگاه، مدرک دکترای حقوق را نیز گرفت. الحبری در ۱۹۹۲م بهعنوان نخستین زن مسلمان در ایالات متحده، به مرتبه استاد دانشگاه حقوق نائل آمد و از آن پس، آثار متعددی در زمینههای حقوق زنان، دموکراسی و حقوق بشر از منظر اسلامی منتشر کرد. پیش از آن، وی در رشتۀ فلسفه تدریس کرد.[۳]
دیدگاههای عزیزه الحبری
معنای عدالت و رابطه آن با میزان در قرآن
از دیدگاه الحبری، فهم عدالت در قرآن بدون توجه به توحید ممکن نیست و مفهوم میزان پیوندی اساسی با عدالت دارد. میزان در نظام آفرینش بیانگر نظم و اندازهای است که خداوند در همه موجودات قرار داده و از انسان خواسته شده تا از آن تخطی نکند. این میزان، هم در جهان طبیعی بهصورت قوانین طبیعت و هم در جهان انسانی به صورت کمال اخلاقی و ملکۀ عدالت تجلی مییابد. انسان با اختیار خود میتواند مسیر میزان و عدالت را برگزیند یا با پیروی از امیال شخصی از آن منحرف شود. در این نگاه، میزان معیار سنجش اعمال در آخرت نیز خواهد بود و پیامبران برای برپایی قسط و میزان در میان انسانها مبعوث شدهاند.[۴]
استدلال توحیدی در اثبات عدالت
وی توحید را بنیادیترین اصل قرآنی میداند که همه آموزههای قرآن، از جمله مفهوم عدالت، از آن ناشی میشود. بر اساس این دیدگاه، اعتقاد به خدای یگانه مستلزم پذیرش تعادل و هماهنگی در سراسر نظام آفرینش و روابط انسانی است. غفلت از توحید به برداشتهای نادرست از مفاهیم قرآنی و در نهایت به بیعدالتی در عرصههای اجتماعی و خانوادگی میانجامد. الحبری با استناد به صفات رحمان و رحیم خداوند و بخشایش گناه آدم بهدلیل ضعف و نه تکبر، استدلال میکند که رحمت فراگیر الهی مستلزم عدالت و نفی هرگونه برتریجویی است. همچنین خلقت همه انسانها از یک نفس، پایۀ برابری ذاتی آنان و معیار برتری را تنها تقوا معرفی میکند.[۵]
استدلال شیطانی و رابطه آن با بیعدالتی
الحبری سرچشمۀ بیعدالتی را «استدلال شیطانی» مینامد که نقطه مقابل استدلال توحیدی است. نمونۀ اصلی این استدلال، خودداری ابلیس از سجده به آدم بر اساس ادعای برتری ذاتی بود که به تکبر انجامید. این منطق به حوزههای اجتماعی و خانوادگی نیز سرایت میکند؛ ثروتمندی که خود را برتر از فقیر بداند یا انسانی که نژاد یا جنسیت خود را عامل برتری بشمارد، گرفتار همین استدلال شده است.[۶]
روششناسی تفسیری الحبری
- یکی از مؤلفههای روشی الحبری در فهم قرآن، رویکرد اصلاح تدریجی است. وی حقایق قرآنی را هم مطلق و هم دیالکتیک میداند؛ مطلق از آن رو که کلام خدا است و دیالکتیک بهدلیل ماهیت تدریجی پیشرفت فهم بشر. به نظر وی بسیاری از تغییرات اجتماعی به دستور قرآن به مرور زمان صورت گرفته است. برای مثال ممنوعیت شراب در سه مرحله نازل شد. همچنین بردهداری که در آن زمان رواج گسترده داشت، نمیتوانست یکباره لغو شود، بلکه قرآن با احکام تدریجی زمینۀ ریشهکنی آن را فراهم کرد.[۷]
- به باور الحبری، تغییر تدریجی گرچه بلندمدت است، اما پایدارتر از تغییرات اجباری و ناگهانی بوده و آسیب کمتری دارد. وی تأکید میکند اجتهاد در این زمینه نیازمند دانش گسترده به قرآن و سنت و نیز رعایت تقوا است.[۸]
- الحبری همچنین بر لزوم توجه به بستر تاریخی عصر نزول تأکید دارد. به باور وی، برای فهم برخی احکام قرآنی، باید شرایط فرهنگی آن دوره را در نظر گرفت. [۹]
تفسیر آیه ضرب از دیدگاه الحبری
عزیزه الحبری با استناد به جهانبینی توحیدی قرآن معتقد است که هرگونه تفسیر خشونتآمیز از آیه ۳۴ سوره نساء مبتنی بر استدلال شیطانی (برتریجویی جنسیتی) بوده و با اصل توحید که بر تساوی و عدالت استوار است، تعارض دارد. به باور وی، ضرب زنان نشانۀ برتری مرد بر زن و موجبات شرک محسوب میشود، زیرا اطاعت از شوهر را در عرض اطاعت از خداوند قرار میدهد. او با استناد به روایات نبوی که بر تکریم زنان تأکید دارند، ضرب را عملی ناسازگار با سیرۀ پیامبر میداند و با توجه به اصل «تغییر تدریجی احکام» و شرایط تاریخی نزول آیه (خشونت مردان مکه)، معتقد است حکم ضرب با تحول زمان و مکان قابل تغییر یا نسخ است.[۱۰] همچنین وی واژۀ نشوز را به ارتکاب زنای محصنه تفسیر میکند و ضرب را اقدامی نمادین، غیرآسیبزا و مشروط به ناکارآمدی موعظه و ترک بستر میداند. هدف قرآن را اصلاح تدریجی فرهنگ جاهلی و هدایت به سوی روابط مبتنی بر مودت و رحمت معرفی میکند.[۱۱]
انتقاد به دیدگاههای الحبری
انتقاد به استدلال توحیدی در اثبات تساوی حقوق
به نظر منتقدان الحبری از یک اصل وجودشناسانه (توحید) بهطور مستقیم، نتایج هنجاری و حقوقی را استنتاج کرده است، اما در خود قرآن موارد نقض این استنتاج وجود دارد. برای مثال همسران پیامبر در احکامی مانند دو برابربودن عذاب در صورت ارتکاب گناه آشکار با دیگر زنان یکسان شمرده نشدهاند. این تمایز نشان میدهد که توحید لزوماً به تساوی حقوقی یکسان در همه موارد منجر نمیشود. دوم آنکه، تأکید الحبری بر دلالت میزان بر تساوی مطلق با کاربرد جمع این واژه در قرآن (الموازین) به چالش کشیده میشود؛ زیرا جمعبستن میزان بیانگر تعدد معیارهای سنجش است و ملازمۀ آن با یک معنای واحد را مخدوش میکند.[۱۲]
انتقاد به استدلال شیطانی در اثبات بیعدالتی و عدم تساوی
نقد اصلی به این بخش از نظریه الحبری آن است که لازمۀ منطقی دیدگاه او، شیطانی و غیرتوحیدیخواندن دستهای از آیات قرآن است که خود احکامی مبتنی بر تفاوت را بیان میدارند. قرآن در عین تأکید بر عدالت، تفاوتهای حقوقی متعددی را میان انسانها نظیر تفاوت میان زن و مرد، آزاد و برده و مسلمان و اهل ذمه، تشریع کرده است. اگر هرگونه عدم تساوی ملازم با بیعدالتی و استدلال شیطانی باشد، لازم میآید که در قرآن نوعی ناسازگاری درونی وجود داشته باشد، حال آنکه قرآن خود را مجموعهای بدون اختلاف معرفی میکند. از این رو، به نظر منتقدان عدالت قرآنی بهمعنای تساوی مطلق در همه احکام نیست، بلکه متناظر با تفاوتها، احکام متفاوتی را نیز عادلانه تفسیر میشود.[۱۳]
انتقاد به تفسیر آیه ضرب
منتقدان در پاسخ به الحبری معتقدند» نخست آنکه برتریهای تکوینی و تشریعی در قرآن مانند برتری برخی انسانها بر دیگران در رزق، دانش، یا جهاد، بهمعنای برتریجویی شیطانی نبوده و پذیرش ضرب تأدیبی بهمعنای شرک یا نفی توحید نیست. دوم، روایات تکریم زنان با روایات ضرب تأدیبی منافاتی ندارد؛ همان گونه که خداوند کرامت انسانی را با وضع مجازات برای گناهان مانند شلاق، قطع دست، قصاص، جمع کرده است، ضرب تأدیبی زن نیز در چارچوب اجرای حکم الهی و با استناد به داستان حضرت ایوب (ضرب با دستهای سبک) قابل توجیه است. سوم، حکم ضرب از احکام ثابت نصوص شرعی است نه اجتهادی و ادعای تغییر آن با گذشت زمان مستلزم اجتهاد در مقابل نص صریح است. چهارم، آیه ۳۴ سوره نساء در سال پنجم هجرت در مدینه نازل شده و شأن نزول آن مربوط به مردان انصار است، نه خشونت مردان مکه. پنجم، اطاعت از شوهر در چارچوب شرع، عین اطاعت از خداوند محسوب میشود (چنانکه اطاعت از رسول و اولی الامر نیز همین گونه است) و تفسیر «نشوز» به فحشا با سیاق آیه و روایات معتبر همخوانی ندارد.[۱۴]
فعالیتهای عزیزه الحبری
الحبری بهعنوان استاد بازنشسته و افتخاری دانشکده حقوق دانشگاه ریچموند در ویرجینیا فعالیت کرده است.[۱۵] در ژوئن ۲۰۱۱م، باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، الحبری را بهعنوان نماینده در کمیسیون بینالمللی آزادی مذهبی منصوب کرد. وی در ۱۹۹۲م مؤسسه کرامه را با هدف حمایت از حقوق زنان مسلمان در سراسر جهان تأسیس کرد. این مؤسسه از طریق برنامههای آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکهای از حقوقدانان و رهبران مسلمان فعالیت میکند. افزون بر این، وی عضو هیأت مؤسس مجلۀ فلسفۀ فمینیستی هیپاتیا نیز بوده است.[۱۶]
آثار عزیزه الحبری
کتابهای «بازتعریف نقشهای زنان مسلمان در قرن آینده»، «جهانبینی اسلامی: فقه اسلامی، از دیدگاه یک مسلمان آمریکایی» و «میل جنسی، ازدواج و خانواده در ادیان جهان» از آثار مکتوب الحبر است. وی در مجلات حقوقی نیز مقاله «چشمانداز اسلام نسبت به خشونت خانگی» را نوشته است.[۱۷]
پانویس
- ↑ هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.
- ↑ بدره و دیگران، «چشمانداز جریان موسوم به فمینیسم اسلامی به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاههای عزیزه الحبری و کشیا علی»، 1394ش، ص362؛ هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2
- ↑ هدایتزاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص10
- ↑ صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص58-60.
- ↑ صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص60-62.
- ↑ صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص63-64.
- ↑ هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص102-103.
- ↑ هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص100-102.
- ↑ هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص102-103.
- ↑ محمدجعفری و صیدی، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، 1397ش، 38-50.
- ↑ هدایتزاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص103-107.
- ↑ صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص58-60.
- ↑ صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص63-64.
- ↑ محمدجعفری و صیدی، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، 1397ش، 38-50.
- ↑ هدایتزاده و دیگران، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص95.
- ↑ هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2
- ↑ هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.
دیدگاههای ارزیابان
منابع
- «اسلام و مساله ضرب زن»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 11 تیر 1387ش.
- بدره، محسن و دیگران، «چشمانداز جریان موسوم به "فمینیسم اسلامی" به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاههای عزیزه الحبری و کشیا علی»، مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شمارۀ 3، 1394ش،
- صیدی، محمود و حسننیا، علی، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، مجلۀ پژوهشهای قرآنی، شمارۀ 81، 1395ش.
- محمدجعفری، رسول و صیدی، محمود، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، شمارۀ 2، 1397ش.
- هدایتزاده، محمدصادق، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، مجلۀ گلستان قرآن، شمارۀ 9، 1395ش.
- هدایتزاده، محمدصادق و دیگران، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»، فصلنامه کتاب قیم، شماره 22، 1399ش.