بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
فرهنگ در زبان‌ها و ادبیات گوناگون مسیر تحولی متفاوتی را طی کرده است؛ در زبان فارسی در اصل به معنی «کشیدن» بوده و سپس به معانی دانش، ادب، عقل، کتاب لغت و شاخۀ درختی که به‌منظور جوانه زدن در زمین مدفون می‌گردد، به کار رفته است.<ref>دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۴۱ش، ص ۲۲۷.</ref> در زبان عربی معادل «ثقافه» است که در ریشه به معنی تیزهوشی، پیروزی و مهارت بوده و در اصطلاح برای استعداد و توان فراگیری علوم، صنایع و ادبیات استفاده می‌شود.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص ۱۲۷.</ref> در ادبیات انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، این اصطلاح در ریشه‌های نخستین خود به معنی سکنی گزیدن، کشت کردن، حراست کردن و پرستش به کار می‌رفته است. در قرن شانزدهم،  با مفهوم کشت و زرع به‌عنوان استعاره‌ای از فرآیند توسعه و رشد انسانی وارد حوزه علوم انسانی شد و امروزه دلالت بر یک حقیقت عام و انتزاعی در جوامع بشری دارد.<ref>پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳-۴.</ref>
فرهنگ در زبان‌ها و ادبیات گوناگون مسیر تحولی متفاوتی را طی کرده است؛ در زبان فارسی در اصل به معنی «کشیدن» بوده و سپس به معانی دانش، ادب، عقل، کتاب لغت و شاخۀ درختی که به‌منظور جوانه زدن در زمین مدفون می‌گردد، به کار رفته است.<ref>دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۴۱ش، ص ۲۲۷.</ref> در زبان عربی معادل «ثقافه» است که در ریشه به معنی تیزهوشی، پیروزی و مهارت بوده و در اصطلاح برای استعداد و توان فراگیری علوم، صنایع و ادبیات استفاده می‌شود.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص ۱۲۷.</ref> در ادبیات انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، این اصطلاح در ریشه‌های نخستین خود به معنی سکنی گزیدن، کشت کردن، حراست کردن و پرستش به کار می‌رفته است. در قرن شانزدهم،  با مفهوم کشت و زرع به‌عنوان استعاره‌ای از فرآیند توسعه و رشد انسانی وارد حوزه علوم انسانی شد و امروزه دلالت بر یک حقیقت عام و انتزاعی در جوامع بشری دارد.<ref>پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳-۴.</ref>


== تعاریف اصطلاحی فرهنگ ==
== رهیافت‌های مختلف در مورد فرهنگ ==
فرهنگ به جهت انتزاعی بودن، در اصطلاحات علمی به معانی مختلفی به کار رفته است. دانشنامه‌هایی چون بریتانیکا و دایرةالمعارف بین‌المللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در دسته‌هایی نظیر رویکردهای جهان‌شمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقه‌بندی کرده‌اند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۴-۵.</ref> اما در یک دسته‌بندی دیگر، رهیافت‌های تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم می‌شوند:
فرهنگ به جهت انتزاعی بودن، در اصطلاحات علمی به معانی مختلفی به کار رفته است. دانشنامه‌هایی چون بریتانیکا و دایرةالمعارف بین‌المللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در دسته‌هایی نظیر رویکردهای جهان‌شمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقه‌بندی کرده‌اند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۴-۵.</ref> اما در یک دسته‌بندی دیگر، رهیافت‌های تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم می‌شوند:


# رهیافت کلاسیک: در این رهیافت فرهنگ فرآیند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت می‌رسد.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷.</ref> محققانی نظیر ریموند ویلیامز فرهنگ را به معنی ذهنیت بالنده و فرآیندهای این بالندگی تعریف کرده‌اند.<ref>ویلیامز، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص ۲۵۲.</ref> تی. اس. الیوت نیز فرهنگ را شاخص رشد یک جامعه معرفی می‌کند.<ref>الیوت، درباره فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص ۳۲.</ref>
# رهیافت کلاسیک: در این رهیافت فرهنگ فرآیند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت می‌رسد.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷.</ref> محققانی نظیر ریموند ویلیامز فرهنگ را به معنی ذهنیت بالنده و فرآیندهای این بالندگی تعریف کرده‌اند.<ref>ویلیامز، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص ۲۵۲.</ref> تی. اس. الیوت نیز فرهنگ را شاخص رشد یک جامعه معرفی می‌کند.<ref>الیوت، درباره فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص ۳۲.</ref>
# رهیافت توصیفی:  
# رهیافت توصیفی: این رویکرد که ریشه در اثبات‌گرایی سدۀ نوزدهم دارد، فرهنگ را یک کل نظام‌مند شامل باورها، آیین‌ها و موضوعات مادی می‌داند.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۱.</ref> ادوارد تایلور در عام‌ترین تعریف می‌گوید: فرهنگ کلیت در هم تنیده‌ای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی به عنوان عضو جامعه به دست می‌آورد.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۳۷.</ref> رادکلیف براون ویژگی فرهنگ را در بعد مادی رفتار نهادینه شده و در بعد ذهنی احساسات مشترک معرفی می‌کند که کارکردش حفظ یکپارچگی است.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۴ و ۲۵.</ref>
 
# رهیافت تاریخی: در این رهیافت فرهنگ به‌عنوان میراث اجتماعی یا سنت رسیده از گذشتگان قلمداد می‌شود.<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.</ref> برای فرانتس بوآس فرهنگ را دربرگیرندۀ رفتارهای مشترک انسانی می‌داند که از نسلی به نسلی قابل انتقال است.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۴۴ و ۴۵.</ref>  
این رویکرد که ریشه در اثبات‌گرایی سده نوزدهم دارد، فرهنگ را یک کل نظام‌مند شامل باورها، آیین‌ها و موضوعات مادی می‌داند.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۱.</ref> ادوارد تایلور در عام‌ترین تعریف می‌گوید: فرهنگ کلیت در هم تنیده‌ای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی به عنوان عضو جامعه به دست می‌آورد.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۳۷.</ref> رادکلیف براون ویژگی فرهنگ را در بعد مادی «رفتار نهادینه شده» و در بعد ذهنی «احساسات مشترک» معرفی می‌کند که کارکردش حفظ یکپارچگی است.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۴ و ۲۵.</ref>
# رهیافت هنجاری: در این رهیافت فرهنگ به‌عنوان الگو، قاعده یا راه و روش زندگی تلقی می‌شود. کروبر و کلاک‌هون علاوه بر استانداردهای رفتاری، تلاش‌ها برای موجه‌سازی این سرمشق‌ها را نیز جزء فرهنگ می‌دانند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۷.</ref> گی روشه فرهنگ را شیوه‌های رفتار، احساس و اندیشه‌ی آموخته شده در جامعه می‌داند.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳.</ref>  
 
# رهیافت روان‌شناختی: در این دیدگاه، فرهنگ دربرگیرندۀ تمام وسایلی است که انسان‌ها به کمک آنها هدف‌های فردی و اجتماعی خود را تأمین می‌نمایند.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۵۳.</ref>  
=== ۳. رهیافت تاریخی ===
# رهیافت نمادین: فرهنگ نظام‌های نمادین هر جامعه و اطلاعات نهفته در آن‌ها است.<ref>نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۳.</ref> برای مثال لسلی وایت فرهنگ را سازمانی از پدیده‌ها وابسته به نمادها می‌داند که فرایندی مداوم، تراکمی و پیشرونده است.<ref>لاور، دیدگاه‌ها درباره دگرگونی اجتماعی، ۱۳۷۳ش، ص ۲۰۱-۲۰۲.</ref> ارنست کاسیرر کلیه صور حیات فرهنگی (دین، هنر، اسطوره، زبان و علم) را صورت‌های سمبولیک می‌نامد.<ref>کاسیرر، فلسفه و فرهنگ، ۱۳۶۰ش، ص ۳۸ و ۹۹.</ref>  
این رهیافت فرهنگ را به عنوان میراث اجتماعی یا سنت رسیده از گذشتگان قلمداد می‌کند. فرانتس بوآس فرهنگ را دربرگیرنده رفتارهای مشترک انسانی می‌داند که از نسلی به نسلی قابل انتقال است.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۴۴ و ۴۵.</ref> بر این اساس هر آنچه از گذشته به ارث می‌رسد فرهنگ محسوب می‌شود.<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.</ref>
# رهیافت ساختاری: تأکید این رهیافت بر خصلت نظام‌مندی است. فرهنگ صورت‌های نمادین در بافت‌های اجتماعی ساختمند است<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۹.</ref> و ویژگی‌های مادی و معنوی سازمان‌یافته برای تأمین نیازهای اساسی بشری را شامل می‌شود.<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.</ref>  
 
# رهیافت تکوینی: فرهنگ به‌عنوان فرآورده و ساختۀ انسان و به‌مثابه شناخت مشترک میان اعضای جامعه تلقی می‌گردد.<ref>ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۳.</ref>  
=== ۴. رهیافت هنجاری ===
فرهنگ در این رویکرد به عنوان الگو، قاعده یا راه و روش زندگی تلقی می‌شود. کروبر و کلاک‌هون علاوه بر استانداردهای رفتاری، تلاش‌ها برای موجه‌سازی این سرمشق‌ها را نیز جزء فرهنگ می‌دانند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۷.</ref> گی روشه فرهنگ را شیوه‌های رفتار، احساس و اندیشه‌ی آموخته شده در جامعه می‌داند.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳.</ref>
 
=== ۵. رهیافت روان‌شناختی ===
در این دیدگاه، فرهنگ ساز و برگ و وسیله‌ای برای انطباق با محیط و حل مسائل است. فرهنگ دربرگیرنده تمام وسایلی است که انسان‌ها به کمک آنها هدف‌های فردی و اجتماعی خود را تأمین می‌نمایند.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۵۳.</ref>
 
=== ۶. رهیافت نمادین ===
فرهنگ نظام‌های نمادین هر جامعه و اطلاعات نهفته در آن‌ها است.<ref>نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۳.</ref> لسلی وایت فرهنگ را سازمانی از پدیده‌ها وابسته به نمادها می‌داند که فرایندی مداوم، تراکمی و پیشرونده است.<ref>لاور، دیدگاه‌ها درباره دگرگونی اجتماعی، ۱۳۷۳ش، ص ۲۰۱-۲۰۲.</ref> ارنست کاسیرر کلیه صور حیات فرهنگی (دین، هنر، اسطوره، زبان و علم) را صورت‌های سمبولیک می‌نامد.<ref>کاسیرر، فلسفه و فرهنگ، ۱۳۶۰ش، ص ۳۸ و ۹۹.</ref>
 
=== ۷. رهیافت ساختاری ===
تأکید این رهیافت بر خصلت نظام‌مندی است. فرهنگ صورت‌های نمادین در بافت‌های اجتماعی ساختمند است<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۹.</ref> و ویژگی‌های مادی و معنوی سازمان‌یافته برای تأمین نیازهای اساسی بشری را شامل می‌شود.<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.</ref>
 
=== ۸. رهیافت تکوینی ===
فرهنگ به عنوان فرآورده و ساخته‌ی انسان در نظر گرفته می‌شود و به مثابه معرفت و شناخت مشترک میان اعضای جامعه تلقی می‌گردد.<ref>ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۳.</ref>
 
'''تعریف جامع:''' با بررسی ابعاد مختلف، می‌توان فرهنگ را این‌گونه تعریف کرد: «فرهنگ به نظام معرفتی مشترک میان انسان‌ها اطلاق می‌شود که در امور مادی تجلی می‌یابد، دائماً از نسلی به نسل دیگر منتقل گردیده و شیوه زندگی را مهیا می‌سازد.»


== فرهنگ در اندیشه متفکران مسلمان ==
== فرهنگ در اندیشه متفکران مسلمان ==
اندیشمندان مسلمان بر اساس هستی‌شناسی و انسان‌شناسی اسلامی، از منظرهای مختلفی به تبیین و تعریف ماهیت فرهنگ پرداخته‌اند:
اندیشمندان مسلمان بر اساس هستی‌شناسی و انسان‌شناسی اسلامی، از منظرهای مختلفی به تبیین و تعریف ماهیت فرهنگ پرداخته‌اند:


=== مرتضی مطهری ===
# مرتضی مطهری: [[مرتضی مطهری|مطهری]] فرهنگ را به‌مثابه «روح» یا «ساختار معنوی و هویتی جامعه» تعریف می‌کند.<ref>مطهری، ''مجموعه آثار''، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۴۶.</ref>  
مطهری فرهنگ را به‌مثابه «روح» یا «ساختار معنوی و هویتی جامعه» تعریف می‌کند.<ref>مطهری، ''مجموعه آثار''، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۴۶.</ref> وی همچنین با تأکید بر برخورداری انسان از علم و ایمان، او را ذاتاً موجودی فرهنگی معرفی می‌نماید.<ref>مطهری، ''مجموعه آثار''، ۱۳۷۴ش، ج۲، صص ۲۱-۲۵.</ref>
# سید علی خامنه‌ای: [[سید علی خامنه‌ای|خامنه‌ای]] فرهنگ را «روح حاکم بر کالبد اجتماعی» می‌داند<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، ۱۳۸۱ش.</ref><ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.</ref> که بر سه رکن استوار است:
 
=== علی خامنه‌ای ===
خامنه‌ای فرهنگ را «روح حاکم بر کالبد اجتماعی» می‌داند<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، ۱۳۸۱ش.</ref><ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.</ref> که بر سه رکن اساسی استوار است:
 
# '''ساختار شناختی-اعتقادی:''' شامل نظام باورها، ارزش‌ها و انگاره‌های فکری که پایه‌های معرفتی جامعه را تشکیل می‌دهند.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.</ref>
# '''ساحت رفتاری-عملی:''' متجلی در قالب الگوهای کنشی، آداب اجتماعی و سبک زندگی که نمود عینی فرهنگ محسوب می‌شوند.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، ۱۳۹۳ش.</ref>
# '''کارکرد هویت‌ساز:''' عاملی که «شخصیت جمعی» ملت و «خلقیات فردی» را شکل داده و جهت‌دهنده حرکات فردی و اجتماعی است.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.</ref><ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.</ref>


در این نگاه، فرهنگ به‌مثابه «نظام پویای معناساز» صورت‌بندی می‌شود که هم‌زمان هم برآمده از باورهای عمیق جامعه است و هم بر کلیه سطوح زندگی اجتماعی تأثیر می‌گذارد.
** '''ساختار شناختی-اعتقادی:''' شامل نظام باورها، ارزش‌ها و انگاره‌های فکری که پایه‌های معرفتی جامعه را تشکیل می‌دهند.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.</ref>
** '''ساحت رفتاری-عملی:''' متجلی در قالب الگوهای کنشی، آداب اجتماعی و سبک زندگی که نمود عینی فرهنگ محسوب می‌شوند.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، ۱۳۹۳ش.</ref>
** '''کارکرد هویت‌ساز:''' عاملی که «شخصیت جمعی» ملت و «خلقیات فردی» را شکل داده و جهت‌دهنده حرکات فردی و اجتماعی است.<ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.</ref><ref>خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.</ref>


=== محمدتقی جعفری ===
=== محمدتقی جعفری ===