| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
* '''نمادها:''' حاملهای اطلاعاتی که بیان ایدهها را ممکن میسازند. نماد به هر نوع ژست، شیء، علامت یا زبانی اطلاق میشود. کارکردهایی نظیر نامگذاری، درک محیط و تفکر انتزاعی به نمادها وابسته است.<ref>ریتزر، نظریههای معاصر در جامعهشناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۲۸۵-۲۸۶.</ref> | * '''نمادها:''' حاملهای اطلاعاتی که بیان ایدهها را ممکن میسازند. نماد به هر نوع ژست، شیء، علامت یا زبانی اطلاق میشود. کارکردهایی نظیر نامگذاری، درک محیط و تفکر انتزاعی به نمادها وابسته است.<ref>ریتزر، نظریههای معاصر در جامعهشناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۲۸۵-۲۸۶.</ref> | ||
* '''تکنولوژی:''' فنون و ابزارهایی که برای ارضاء نیازها استفاده میشوند.<ref>ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۴.</ref> این مفهوم شامل تکنولوژی مادی (دانش ساخت ابزار)<ref>گولد و کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ۱۳۷۶ش، ص ۲۶۱.</ref> و تکنولوژی اجتماعی (دانش نهادسازی و مدیریت جوامع) میشود.<ref>اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبههای منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص ۳۶-۳۸.</ref> | * '''تکنولوژی:''' فنون و ابزارهایی که برای ارضاء نیازها استفاده میشوند.<ref>ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۴.</ref> این مفهوم شامل تکنولوژی مادی (دانش ساخت ابزار)<ref>گولد و کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ۱۳۷۶ش، ص ۲۶۱.</ref> و تکنولوژی اجتماعی (دانش نهادسازی و مدیریت جوامع) میشود.<ref>اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبههای منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص ۳۶-۳۸.</ref> | ||
* '''هنر:''' نظام زیباییشناختی جامعه نظیر شعر، موسیقی و معماری. | * '''هنر:''' نظام زیباییشناختی جامعه نظیر شعر، ادبیات، موسیقی و معماری. | ||
== ویژگیهای فرهنگ == | == ویژگیهای فرهنگ == | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
# '''قابل فراگیری:''' فرهنگ غریزی و ژنتیکی نیست، بلکه از طریق فرآیند فرهنگپذیری و اجتماعی شدن آموخته میشود. | # '''قابل فراگیری:''' فرهنگ غریزی و ژنتیکی نیست، بلکه از طریق فرآیند فرهنگپذیری و اجتماعی شدن آموخته میشود. | ||
# '''تحولپذیری:''' فرهنگها همواره در حال تغییر و نو شدن هستند؛ زیرا انسانها در تعامل دائم با یکدیگرند. از این رو فرهنگ پدیدهای پویا و غیرایستا است.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳-۱۲۵؛ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۰-۱۱۲.</ref> | # '''تحولپذیری:''' فرهنگها همواره در حال تغییر و نو شدن هستند؛ زیرا انسانها در تعامل دائم با یکدیگرند. از این رو فرهنگ پدیدهای پویا و غیرایستا است.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳-۱۲۵؛ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۰-۱۱۲.</ref> | ||
== کارکردهای اساسی فرهنگ == | |||
از منظر رویکرد کارکردگرایی و بهطور خاص در اندیشه برونیسلاو مالینوفسکی، مهمترین کارکرد فرهنگ، برآورده ساختن نیازهای زندگی اجتماعی انسان و نیازهای بنیادین او برای انطباق با محیط اطراف است.<ref>مالینوفسکی، ۱۳۷۹ش، ص ۶۱.</ref> مالینوفسکی نیازهای بشر و پاسخهای فرهنگی جامعه به آنها را به سه دسته کلی تقسیم میکند: | |||
* '''نیازهای بنیادین (زیستی):''' شامل نیازهای اولیهای نظیر سوختوساز، تولیدمثل، رفاه بدنی، امنیت، تحرک، رشد و تندرستی است. فرهنگ در پاسخ به این نیازها، نهادهایی چون نظام معیشت، نظام خویشاوندی، مسکن و سرپناه، سازوکارهای محافظتی، آموزشوپرورش و سیستمهای بهداشتی را به وجود میآورد. | |||
* '''نیازهای اشتقاقی (نمادین):''' این نیازها پس از پاسخگویی به نیازهای اولیه و در بستر زندگی جمعی ظاهر میشوند و اموری چون نیاز به ارتباط، تفاهم، مبادله و همزیستی فکری را در بر میگیرند. فرهنگ از طریق نهادهایی چون زبان، اخلاق، دین، ایدئولوژی، جهانبینیها و نظامهای ارتباطی به این دسته از نیازها پاسخ میدهد. | |||
* '''نیازهای یکپارچهساز:''' این دسته شامل نیازهای شناختی و عاطفی افراد است و به اموری چون تقویت اعتبار، احترام، منزلت اجتماعی، اطمینان، ثبات و نیازهای روانی-اجتماعی مانند عزت نفس مربوط میشود.<ref>مالینوفسکی، ''نظریه علمی درباره فرهنگ''، ۱۳۷۹ش.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||