امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۶: خط ۶:


=== '''لغت‌شناسی''' ===
=== '''لغت‌شناسی''' ===
واژۀ فرهنگ که از دورۀ پارسی میانه و زبان پارسیک وارد ادبیات نوشتاری و گفتاری تمدن پارس شده است،<ref>Tucker, 1931. [https://www.sagepub.com/sites/default/files/upm-binaries/48150_ch_1.pdf]</ref> از ماده [ف َر هَ ن ک] بر وزن و معنای «فرهنج» از پیشوند فر+ هنگ از ریشه ثنگ (thang) اوستایی به معنای کشیدن و فرهیخت تشکیل‌شده و به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغات، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز آمده است.<ref>Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006, p. 359; Oxford Advanced Learner's Dictionary of current English, Oxford University Press, 2005, p. 375.</ref><ref>Berger, A. A., "The Meanings of Culture: Culture: Its Many Meanings", ''M/C Journal'', Vol. 3, No. 2, 2000.</ref> مطابق معانی فوق اصطلاح وزارت فرهنگ، به‌عنوان نهاد متولی تعلیم و تربیت و یاددادن دانش‌های روز در دورۀ قاجاریه تأسیس و با ارتقاء سطح دانش افراد جامعه و تربیت افراد متخصص، هدف‌گذاری شد.<ref>Berger, 2000.</ref> مجموعۀ آداب‌ورسوم و مجموعۀ علوم، معارف و هنرهای یک قوم و آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت از معانی دیگر فرهنگ است که در کتب لغت ذکرشده است.<ref>همرسلی، مارتین، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ترجمه حجت‌الله خدری غریب‌وند و ولی‌الله نصیری، تهران، نقد فرهنگ، ۱۴۰۰ش، ص ۱۷.</ref>
واژۀ فرهنگ که از دورۀ پارسی میانه و زبان پارسیک وارد ادبیات نوشتاری و گفتاری تمدن پارس شده است،<ref>آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.</ref> از ماده [ف َر هَ ن ک] بر وزن و معنای «فرهنج» از پیشوند فر+ هنگ از ریشه ثنگ (thang) اوستایی به معنای کشیدن و فرهیخت تشکیل‌شده و به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغات، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز آمده است.<ref>برهان، برهان قاطع، 1362، ج3، ص1480-1481، ذیل واژه فرهنج و فرهنگ.</ref><ref>دهخدا، لغتنامه دهخدا، 1377، ص، 17132 و 17133، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.</ref> مطابق معانی فوق اصطلاح وزارت فرهنگ، به‌عنوان نهاد متولی تعلیم و تربیت و یاددادن دانش‌های روز در دورۀ قاجاریه تأسیس و با ارتقاء سطح دانش افراد جامعه و تربیت افراد متخصص، هدف‌گذاری شد.<ref>معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج2، ص پیاپی، 2538، ذیل واژه فرهنگ.</ref> مجموعۀ آداب‌ورسوم و مجموعۀ علوم، معارف و هنرهای یک قوم و آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت از معانی دیگر فرهنگ است که در کتب لغت ذکرشده است.<ref>عمید، فرهنگ عمید،  1387ش، ج2، ص1536. ذیل واژه فرهنگ.</ref>


=== '''ماهیت فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی''' ===
=== '''ماهیت فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی''' ===
خط ۱۲: خط ۱۲:


==== '''اخلاق و فضایل اخلاقی''' ====
==== '''اخلاق و فضایل اخلاقی''' ====
در دینکرد ششم از خرد و هنر در کنار دین، خیم و فرّه در جایگاه نیک‌ترین چیزها برای مردمان یاد شده و آمده است: «از فرهنگ نیک، خرد نیک باشد».<ref>Wyer, Robert S., Chiu, Chi-yue, and Hong, Ying-yi, ''Understanding Culture: Theory, Research, and Application'', New York/London, Psychology Press, 2009, p. 4.</ref> در شاهنامه ابوالقاسم فردوسی (۳۲۹ - ۴۱۱ق) در داستان سیاوش آمده است که رستم با دیدن دلیری‌های فرامرز علت برتری شخص بر انجمن‌ها را هنر، گوهر، خرد و فرهنگ می‌داند.<ref>همرسلی، مارتین، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ص ۱۸.</ref> خاقان چین در نامه‌ای به انوشیروان اعلام می‌دارد دخترش را برای همسری شاه به دربار ایران فرستاده تا از فرّ و فرهنگ (فرهیختگی) او خرد بیاموزد<ref>ولایتی، علی‌اکبر، ''فرهنگ و تمدن اسلامی''، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۷ش.</ref> در گفتگوی سام و سیندخت و کنکاش در مورد ویژگی‌های سیندخت فرهنگ در عرض ویژگی‌های ظاهری و مشعر بر ویژگی‌های باطنی معرفی‌شده است:<ref>Hammersley, Martyn, ''The Concept of Culture'', (ارجاع به متن اصلی یا ترجمه فارسی همرسلی).</ref>
در دینکرد ششم از خرد و هنر در کنار دین، خیم و فرّه در جایگاه نیک‌ترین چیزها برای مردمان یاد شده و آمده است: «از فرهنگ نیک، خرد نیک باشد».<ref>میرفخرایی، بررسی دینکرد ششم، 1392ش، صص115 و  175.</ref> در شاهنامه ابوالقاسم فردوسی (۳۲۹ - ۴۱۱ق) در داستان سیاوش آمده است که رستم با دیدن دلیری‌های فرامرز علت برتری شخص بر انجمن‌ها را هنر، گوهر، خرد و فرهنگ می‌داند.<ref>موسسه تحقیقاتی نور، نرم افزار شاهنامه فردوسی، صفحه 207، بیت 7404.</ref> خاقان چین در نامه‌ای به انوشیروان اعلام می‌دارد دخترش را برای همسری شاه به دربار ایران فرستاده تا از فرّ و فرهنگ (فرهیختگی) او خرد بیاموزد<ref>موسسه تحقیقاتی نور، نرم افزار شاهنامه فردوسی، صفحه 1096، بیت 39760.</ref> در گفتگوی سام و سیندخت و کنکاش در مورد ویژگی‌های سیندخت فرهنگ در عرض ویژگی‌های ظاهری و مشعر بر ویژگی‌های باطنی معرفی‌شده است:<ref>موسسه تحقیقاتی نور، نرم افزار شاهنامه فردوسی، ص87، بیت 3089-3090.</ref>


بـروى و بموى و بخوى و خـرد بمن گوى تا بـا كى اندر خـورد
بـروى و بموى و بخوى و خـرد بمن گوى تا بـا كى اندر خـورد
خط ۱۸: خط ۱۸:
ز بـالا و ديــدار و فرهنگ اوى بران سان كه ديدى يكايك بگوى
ز بـالا و ديــدار و فرهنگ اوى بران سان كه ديدى يكايك بگوى


در ادبیات بیهقی (370-456 ه.ش) فرهنگ شاخه‌ای از معرفت است که به اخلاق می‌پردازد و از ویژگی‌‌های نظام معرفتی تمدن پارس به شمار می‌رود. «هر ولایتی را علم خاص است. رومیان را علم طب است...، هند را تنجیم و حساب و پارسیان را علوم آداب نفس و فرهنگ؛ و این علم اخلاق است».<ref>بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4.</ref> مولانا در معنوی مثنوی به وجه اخلاقی فرهنگ توجه نموده و آن را خلق‌وخوی دیده<ref>موسسه فرهنگی نور، نرم افزار مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 77.</ref> و حکیم سنایی غزنوی فرهنج را سجیه‌ای از جنس مناعت طبع و خوی نیکو و ادب شمرده است.<ref>سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103.</ref> در هفت‌اورنگ جامی (793-871 ه.ش) قناعت، مناعت و ادب و سجیه حسنه با فرهنگ توصیف‌شده.<ref>جامی خراسانی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.</ref>
در ادبیات بیهقی (370-456 ه.ش) فرهنگ شاخه‌ای از معرفت است که به اخلاق می‌پردازد و از ویژگی‌‌های نظام معرفتی تمدن پارس به شمار می‌رود. «هر ولایتی را علم خاص است. رومیان را علم طب است...، هند را تنجیم و حساب و پارسیان را علوم آداب نفس و فرهنگ؛ و این علم اخلاق است».<ref>بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4.</ref> مولانا در معنوی مثنوی به وجه اخلاقی فرهنگ توجه نموده و آن را خلق‌وخوی دیده<ref>موسسه تحقیقاتی نور، نرم افزار مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 77.</ref> و حکیم سنایی غزنوی فرهنج را سجیه‌ای از جنس مناعت طبع و خوی نیکو و ادب شمرده است.<ref>سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103.</ref> در هفت‌اورنگ جامی (793-871 ه.ش) قناعت، مناعت و ادب و سجیه حسنه با فرهنگ توصیف‌شده.<ref>جامی خراسانی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.</ref>


==== '''دانش و تربیت''' ====
==== '''دانش و تربیت''' ====
خط ۴۶: خط ۴۶:
'''ورود به ساختار حکومتی (دوره دیوانی):''' در سال ۱۳۱۷ش با تغییر نام وزارت معارف به وزارت فرهنگ، این واژه هویت رسمی و دولتی پیدا کرد. پیش از آن نیز با تأسیس شورای عالی معارف (۱۳۰۰ش)، پایه‌های این نهادسازی شکل گرفته بود.<ref>مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، قانون توسعه معارف در ولایات، مصوب ۱۳۰۶ش.</ref> در اسناد دولتی این دوره نظیر آمار آموزگاران و گزارش‌های توسعه<ref>سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶ ، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱.</ref> و کتاب‌هایی نظیر ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن،''<ref>بنی‌هاشم، ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن''، ۱۳۴۰ش.</ref> منظور از فرهنگ صراحتاً آموزش و پرورش رسمی بود. احمد کسروی نیز در رسالهٔ ''فرهنگ چیست؟'' ضمن انتقاد از ابهام این واژه، آن را معادل یادگیری دانش‌ها و مهارت‌های لازم برای زندگی و همپایی در جامعه تعریف می‌کند.<ref>کسروی، ''فرهنگ چیست؟''، ۱۳۴۴ش، صص ۳-۴.</ref>
'''ورود به ساختار حکومتی (دوره دیوانی):''' در سال ۱۳۱۷ش با تغییر نام وزارت معارف به وزارت فرهنگ، این واژه هویت رسمی و دولتی پیدا کرد. پیش از آن نیز با تأسیس شورای عالی معارف (۱۳۰۰ش)، پایه‌های این نهادسازی شکل گرفته بود.<ref>مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، قانون توسعه معارف در ولایات، مصوب ۱۳۰۶ش.</ref> در اسناد دولتی این دوره نظیر آمار آموزگاران و گزارش‌های توسعه<ref>سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶ ، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱.</ref> و کتاب‌هایی نظیر ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن،''<ref>بنی‌هاشم، ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن''، ۱۳۴۰ش.</ref> منظور از فرهنگ صراحتاً آموزش و پرورش رسمی بود. احمد کسروی نیز در رسالهٔ ''فرهنگ چیست؟'' ضمن انتقاد از ابهام این واژه، آن را معادل یادگیری دانش‌ها و مهارت‌های لازم برای زندگی و همپایی در جامعه تعریف می‌کند.<ref>کسروی، ''فرهنگ چیست؟''، ۱۳۴۴ش، صص ۳-۴.</ref>


'''تلاقی با مفاهیم مدرن (دوره ترجمه):''' با ورود علوم مدرن به ایران، واژهٔ فرهنگ به‌عنوان معادل اصطلاحات غربی Culture و Kultur انتخاب شد. در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ش، در آثاری چون ''یک سال در آمریکا،''<ref>صدیق، ''یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور''، ۱۳۲۱ش.</ref>، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''<ref>محمدی، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''، ۱۳۲۳ش، ص ۱۰.</ref> و ترجمهٔ آثاری از روژه گارودی و واسیلی بارتولد،<ref>گارودی، ''کمونیسم و رستاخیز فرهنگ''، ۱۳۲۶ش.</ref> فرهنگ عمدتاً هم‌معنای تمدن و مظاهر پیشرفت تلقی می‌شد.<ref>حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص ۱۱.</ref> اما از اواسط دههٔ ۱۳۴۰ش و با ترجمهٔ متون پایه‌ای جامعه‌شناسی نظیر ''زمینه جامعه‌شناسی''<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، ''زمینه جامعه‌شناسی''، ۱۳۸۰ش، ص ۱۳۸.</ref> و انتشار کتاب‌شناسی‌های فرهنگ عامه، فرهنگ معنای تخصصیِ مدرن خود (مجموعه‌ای از باورها، هنجارها، رسوم و فولکلور) را پیدا کرد.<ref>زمانی، ''کتاب‌شناسی فرهنگ عامه و مردم‌شناسی ایران''، ۱۳۵۰ش.</ref>
'''تلاقی با مفاهیم مدرن (دوره ترجمه):''' با ورود علوم مدرن به ایران، واژهٔ فرهنگ به‌عنوان معادل اصطلاحات غربی Culture و Kultur انتخاب شد. در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ش، در آثاری چون ''یک سال در آمریکا،''<ref>صدیق، ''یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور''، ۱۳۲۱ش.</ref> ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''<ref>محمدی، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''، ۱۳۲۳ش، ص ۱۰.</ref> و ترجمهٔ آثاری از روژه گارودی و واسیلی بارتولد،<ref>گارودی، ''کمونیسم و رستاخیز فرهنگ''، ۱۳۲۶ش.</ref> فرهنگ عمدتاً هم‌معنای تمدن و مظاهر پیشرفت تلقی می‌شد.<ref>حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص ۱۱.</ref> اما از اواسط دههٔ ۱۳۴۰ش و با ترجمهٔ متون پایه‌ای جامعه‌شناسی نظیر ''زمینه جامعه‌شناسی''<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، ''زمینه جامعه‌شناسی''، ۱۳۸۰ش، ص ۱۳۸.</ref> و انتشار کتاب‌شناسی‌های فرهنگ عامه، فرهنگ معنای تخصصیِ مدرن خود (مجموعه‌ای از باورها، هنجارها، رسوم و فولکلور) را پیدا کرد.<ref>زمانی، ''کتاب‌شناسی فرهنگ عامه و مردم‌شناسی ایران''، ۱۳۵۰ش.</ref>


'''رویکرد ارزشی (دوره انقلاب اسلامی):''' از اواخر دههٔ ۱۳۴۰ش و به‌ویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷، معنای فرهنگ در ادبیات رسمی ایران چرخشی ایدئولوژیک پیدا کرد. در این دوره، با نقد فرهنگ غربی، متفکرانی چون محمدعلی اسلامی ندوشن فرهنگ را چکیدهٔ معنویات و موازین اخلاقی یک قوم دانستند.<ref>اسلامی ندوشن، ''فرهنگ و شبه‌فرهنگ''، ۱۳۵۴ش، ص ۲۴.</ref> سید موسی صدر نیز در مقاله‌ای، فرهنگ را زندگی عقلانی و مبتنی بر جهان‌بینی و تعالیم الهی تعریف کرد.<ref>صدر، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، ۱۳۴۵ش، صص ۳۰۵-۳۰۸.</ref> این رویکرد انتقادی و ارزش‌محور در آثاری چون ''فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی''<ref>حداد عادل، ''فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی''، ۱۳۵۹ش.</ref> و اسناد سیاست‌گذاری نظیر تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی تثبیت شد.<ref>شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.</ref>
'''رویکرد ارزشی (دوره انقلاب اسلامی):''' از اواخر دههٔ ۱۳۴۰ش و به‌ویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷، معنای فرهنگ در ادبیات رسمی ایران چرخشی ایدئولوژیک پیدا کرد. در این دوره، با نقد فرهنگ غربی، متفکرانی چون محمدعلی اسلامی ندوشن فرهنگ را چکیدهٔ معنویات و موازین اخلاقی یک قوم دانستند.<ref>اسلامی ندوشن، ''فرهنگ و شبه‌فرهنگ''، ۱۳۵۴ش، ص ۲۴.</ref> سید موسی صدر نیز در مقاله‌ای، فرهنگ را زندگی عقلانی و مبتنی بر جهان‌بینی و تعالیم الهی تعریف کرد.<ref>صدر، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، ۱۳۴۵ش، صص ۳۰۵-۳۰۸.</ref> این رویکرد انتقادی و ارزش‌محور در آثاری چون ''فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی''<ref>حداد عادل، ''فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی''، ۱۳۵۹ش.</ref> و اسناد سیاست‌گذاری نظیر تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی تثبیت شد.<ref>شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.</ref>
خط ۶۲: خط ۶۲:
'''فرهنگ به‌مثابه شبکهٔ دانش:''' در این معنا، فرهنگ از سنخ دانش و در چارچوب نظام تعلیم و تربیت تعریف می‌شود و به‌عنوان شبکه‌های دانش شناخته می‌شود.<ref>Wyer, Robert S., Chiu, Chi-yue, and Hong, Ying-yi, ''Understanding Culture: Theory, Research, and Application'', 2009, p. 4.</ref>
'''فرهنگ به‌مثابه شبکهٔ دانش:''' در این معنا، فرهنگ از سنخ دانش و در چارچوب نظام تعلیم و تربیت تعریف می‌شود و به‌عنوان شبکه‌های دانش شناخته می‌شود.<ref>Wyer, Robert S., Chiu, Chi-yue, and Hong, Ying-yi, ''Understanding Culture: Theory, Research, and Application'', 2009, p. 4.</ref>


'''فرهنگ به‌مثابه تمدن بشری:''' در این تعریف، فرهنگ مساوی با تمدن انسانی و دستاوردهای بشری در نظر گرفته می‌شود. نویسندگان قرن نوزدهم با استفاده از این مفهوم، تلاش می‌کردند تناقض‌های میان ادبیات، هنر و صنایع‌دستی را در برابر پیشروی تمدن صنعتی و فناوری‌های جدید تبیین کنند.<ref>همرسلی، مارتین، ''مفهوم فرهنگ، 1400ش''، ص ۱۸.</ref> این هم‌معنایی در برخی از متون فارسی نیز بازتاب یافته است؛ چنان‌که دستاوردهای تمدنی با عنوان دستاوردهای فرهنگی توصیف می‌شوند.<ref>ولایتی، علی‌اکبر، ''فرهنگ و تمدن اسلامی''، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۷ش.</ref>
'''فرهنگ به‌مثابه تمدن بشری:''' در این تعریف، فرهنگ مساوی با تمدن انسانی و دستاوردهای بشری در نظر گرفته می‌شود. نویسندگان قرن نوزدهم با استفاده از این مفهوم، تلاش می‌کردند تناقض‌های میان ادبیات، هنر و صنایع‌دستی را در برابر پیشروی تمدن صنعتی و فناوری‌های جدید تبیین کنند.<ref>همرسلی، مارتین، ''مفهوم فرهنگ، 1400ش''، ص ۱۸.</ref> این هم‌معنایی در برخی از متون فارسی نیز بازتاب یافته است؛ چنان‌که دستاوردهای تمدنی با عنوان دستاوردهای فرهنگی توصیف می‌شوند.<ref>ولایتی، ''فرهنگ و تمدن اسلامی''، ۱۳۸۷ش.</ref>


'''فرهنگ به‌مثابه شیوهٔ زندگی:''' در این تعریف فرهنگ چیزی جز «شیوهٔ زندگی» جوامع انسانی نیست. بر این اساس، مردم‌شناسان الگوهای زندگی بشر در ادوار تاریخی و ملل مختلف را تحت عنوان فرهنگ مطالعه می‌کنند.<ref>همرسلی، مارتین، ''مفهوم فرهنگ، 1400ش''، ص ۱۸.</ref>
'''فرهنگ به‌مثابه شیوهٔ زندگی:''' در این تعریف فرهنگ چیزی جز «شیوهٔ زندگی» جوامع انسانی نیست. بر این اساس، مردم‌شناسان الگوهای زندگی بشر در ادوار تاریخی و ملل مختلف را تحت عنوان فرهنگ مطالعه می‌کنند.<ref>همرسلی، مارتین، ''مفهوم فرهنگ، 1400ش''، ص ۱۸.</ref>
خط ۲۲۵: خط ۲۲۵:
* مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج1، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج1، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
* مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ش.
* مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ش.
* مطهری، مرتضی، ''فلسفه تاریخ''، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.
* مطهری، مرتضی، ''فلسفه تاریخ''، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.  
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، 1360ش.
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، 1360ش.
* مولانا جلال الدین بلخی، معنوی مثنوی، تهران، آدینه سبز،  1391ش.
* مولانا جلال الدین بلخی، معنوی مثنوی، تهران، آدینه سبز،  1391ش.
خط ۲۳۶: خط ۲۳۶:
* ویلیامز، ریموند، فرهنگ و جامعه، ترجمه علی اکبر معصوم بیگی و نسترن موسوی، تهران، نگاه، 1398ش.
* ویلیامز، ریموند، فرهنگ و جامعه، ترجمه علی اکبر معصوم بیگی و نسترن موسوی، تهران، نگاه، 1398ش.
* همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ترجمه حجت‌الله خدری غریب‌وند و ولی‌الله نصیری، تهران، نقد فرهنگ، ۱۴۰۰ش.
* همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ترجمه حجت‌الله خدری غریب‌وند و ولی‌الله نصیری، تهران، نقد فرهنگ، ۱۴۰۰ش.
*  Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006
Oxford Advanced Learner's Dictionary of current English, oxford university press, 2005'''.'''
* Wyer, Robert S., Chiu, Chi-yue, and    Hong, Ying-yi, ''Understanding    Culture: Theory, Research, and Application'', New    York/London, Psychology Press, 2009.