سعید مقدم (بحث | مشارکت‌ها)
سعید مقدم (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴۵: خط ۴۵:
در عصر ایلخانان، جایگاه دستار اهمیت بیشتری یافت. غازان خان دستار را به‌عنوان بخشی از پوشش رسمی دربار تعیین کرد و آن را در میان پوشاک حکومتی رواج داد.<ref>اقبال آشتیانی، عباس، ''تاریخ مغول''، تهران، ۱۳۴۷ش، ص259.</ref> با این حال، در روزگار جانشین او، اولجایتو، به‌دلیل اختلافات مذهبی و کشمکش میان پیروان مذاهب اسلامی، برخی از بزرگان مغول نسبت به دستاربندان  نگاه منفی پیدا کردند و آنان را مورد آزار قرار می‌دادند.<ref>اقبال آشتیانی، عباس، ''تاریخ مغول''، تهران، ۱۳۴۷ش، ص314.</ref>
در عصر ایلخانان، جایگاه دستار اهمیت بیشتری یافت. غازان خان دستار را به‌عنوان بخشی از پوشش رسمی دربار تعیین کرد و آن را در میان پوشاک حکومتی رواج داد.<ref>اقبال آشتیانی، عباس، ''تاریخ مغول''، تهران، ۱۳۴۷ش، ص259.</ref> با این حال، در روزگار جانشین او، اولجایتو، به‌دلیل اختلافات مذهبی و کشمکش میان پیروان مذاهب اسلامی، برخی از بزرگان مغول نسبت به دستاربندان  نگاه منفی پیدا کردند و آنان را مورد آزار قرار می‌دادند.<ref>اقبال آشتیانی، عباس، ''تاریخ مغول''، تهران، ۱۳۴۷ش، ص314.</ref>


در روزگار صفویان، تاج قزلباش مشهورترین پوشش سر بود. این تاج از کلاه نمدی سرخ‌رنگی با نوک بلند تشکیل می‌شد که به یاد دوازده امام شیعه، به دوازده ترک تقسیم می‌گردید. بر گرد آن، دستاری سفید و برای سادات، دستاری سبزرنگ از پشم یا ابریشم می‌پیچیدند.<ref>فلسفی، نصرالله، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج ۱، ۱۳۳۲ ش، ص213.</ref> شاه عباس اول در مراسم رسمی و دیدارهای سیاسی، تاج قزلباش همراه با دستار سبز ابریشمی بر سر می‌گذاشت؛ اما در محافل غیررسمی، از دستارهای ساده و بدون تاج استفاده می‌کرد.<ref>فلسفی، نصرالله، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج ۲، ۱۳۴۴ ش، ص15.</ref>
در روزگار صفویان، تاج قزلباش مشهورترین پوشش سر بود. این تاج از کلاه نمدی سرخ‌رنگی با نوک بلند تشکیل می‌شد که به یاد دوازده امام شیعه، به دوازده ترک تقسیم می‌شد. بر گرد آن، دستاری سفید و برای سادات، دستاری سبزرنگ از پشم یا ابریشم می‌پیچیدند.<ref>فلسفی، نصرالله، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج ۱، ۱۳۳۲ ش، ص213.</ref> شاه عباس اول در مراسم رسمی و دیدارهای سیاسی، تاج قزلباش همراه با دستار سبز ابریشمی بر سر می‌گذاشت؛ اما در محافل غیررسمی، از دستارهای ساده و بدون تاج استفاده می‌کرد.<ref>فلسفی، نصرالله، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج ۲، ۱۳۴۴ ش، ص15.</ref>


در زمان نادر شاه افشار، روحانیان از دستارهای سفید و سیاه برای پوشش سر استفاده می‌کردند.<ref>خزائلی، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص75-74.</ref> نادر شاه افشار نیز تاج و دستار خود را با جواهرات گران‌بها می‌آراست.<ref>هنوی، جونس، ''زندگی نادرشاه''، ترجمۀ اسماعیل دولتشاهی، تهران، ۱۳۶۵ش، ص322.</ref>  
در زمان نادر شاه افشار، روحانیان از دستارهای سفید و سیاه برای پوشش سر استفاده می‌کردند.<ref>خزائلی، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص75-74.</ref> نادر شاه افشار نیز تاج و دستار خود را با جواهرات گران‌بها می‌آراست.<ref>هنوی، جونس، ''زندگی نادرشاه''، ترجمۀ اسماعیل دولتشاهی، تهران، ۱۳۶۵ش، ص322.</ref>  
خط ۶۵: خط ۶۵:
عوامل متعددی در بستن دستار دخیل هستند؛ به‌طور مثال سنت‌ها و سفارشات دینی یکی از مواردی است که بر نحوه بستن دستار تأثیر‌گذار بوده است. نوع دیگر آن، تقلید از رفتار مرشد و یا شخصیتی محبوب در اجتماع است که مردم برای نمایش هم‌فکری و هم‌سویی خود با او به تقلید پوشش می‌پردازند. دستار بستن امیرعلی‌شیر نوایی که بعد‌ها به‌طرز میرعلی شیری از آن یاد شده یکی از این برخوردها است و یا ابازه پاشا عثمانی به‌علت محبوبیت باعث ترویج روشی در بستن  دستار پس از مرگ خود شد.<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص150.]</ref>
عوامل متعددی در بستن دستار دخیل هستند؛ به‌طور مثال سنت‌ها و سفارشات دینی یکی از مواردی است که بر نحوه بستن دستار تأثیر‌گذار بوده است. نوع دیگر آن، تقلید از رفتار مرشد و یا شخصیتی محبوب در اجتماع است که مردم برای نمایش هم‌فکری و هم‌سویی خود با او به تقلید پوشش می‌پردازند. دستار بستن امیرعلی‌شیر نوایی که بعد‌ها به‌طرز میرعلی شیری از آن یاد شده یکی از این برخوردها است و یا ابازه پاشا عثمانی به‌علت محبوبیت باعث ترویج روشی در بستن  دستار پس از مرگ خود شد.<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص150.]</ref>


==دستار در فرهنگ ایرانی - اسلامی==
==دستار در شعر و ادب فارسی==
در روایت داستانی بیژن و منیژه زمانی که بیژن در چاهی می‌افتد، منیژه دستاری را برای نجات او درون چاه می‌اندازد. در داستان جنگ گشتاسب و ارجاسب وقتی که اسفندیار برادرانش را بی‌جان در بیابان می‌یابد؛ به‌دلیل نبودن امکانات، دستار و پیراهن برادر را از تن او خارج کرده و با همان پارچه او را کفن کرده و به خاک می‌سپارد.<ref> خالقی مطلق، شاهنامه فردوسی، ج3، 1386ش، ص201-202 و 375.</ref>  
دستار در ادب فارسی، گاه به‌صورت مستقیم و گاه در قالب تشبیه، استعاره و دیگر آرایه‌های ادبی بازتاب یافته است. شاعران فارسی‌زبان از ویژگی‌هایی چون رنگ، اندازه، شکل و شیوۀ قرار گرفتن دستار بر سر، برای تصویرسازی و مضمون‌پردازی بهره برده‌اند. در شعر دوره‌های آغازین، به‌ویژه در آثار شاعرانی چون فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی، دستار بیشتر در توصیف طبیعت و عناصر ظاهری به‌کار رفته است. از قرن پنجم و ششم هجری به بعد، با افزایش انتقادهای اجتماعی و اخلاقی نسبت به برخی دستاربندان و زاهدان ریاکار، دستار در شعر فارسی جنبه‌ای نمادین یافت و به نشانه‌ای از ریا، تظاهر و زهدفروشی تبدیل شد. ازاین‌رو، شاعرانی چون سنایی غزنوی، مولوی و ملک‌الشعرای بهار، در آثار خود از دستار و دستاربندان در نقدهای اخلاقی و اجتماعی بهره گرفته‌اند.<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص148.]</ref>


غازان‌خان نیز دستار را از اجزای مهم و رسمی لباس اعلام کرد و این پوشش وجه تمایزی میان دولت ایلخانیان و تمدن ماقبل خود شد‌.<ref>  اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، 1397ش،ص259.</ref> در زمان شاه‌عباس صفوی (‌996-1038ق) پادشاه در مراسم‌های رسمی که سفیران خارجی و مهمانان ویژه حضور داشتند، کلاه قزلباش به‌همراه دستاری سبز‌رنگ از جنس ابریشم بر سر می‌نهاد و در روزهای عادی دستاری با پارچه ساده سفید‌رنگ که به‌صورتی پراکنده در بالای سر بسته شده بود، استفاده می‌کرد.<ref>  فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج1، 1347ش،ص102.</ref>  شاردن سیاح فرانسوی در سده یازدهم قمری از دستار ایرانی با نام «دلنواز» یاد کرده است. در زمان نادرشاه نیز روحانیون از دستار سفید استفاده می‌کردند و پادشاه تاج و دستار خود را با جواهرات می‌آراست.<ref>  شارن، سیاحت‌نامه شارحان، 1335ش، ص51.</ref>
==دستار در اشعار فارسی==
دستار در ادبیات فارسی با اشاره‌ای مستقیم و یا با واسطه همچون تشبیه و استعاره ادبی همواره مورد توجه بوده است:<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص148.]</ref>
سه کاسه نهادی بر او از گهر
به دستار زربفت پوشیده سر<ref>  [https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/anooshirvan/sh4 فردوسی، شاهنامه، بخش 4- داستان مهبود با زروان، وب‌سایت گنجور.] </ref> 
برای شبم [[سربند زنان کرد|سربند]]، برای روزم عمامه، برای بازار بردنم زنبیل<ref>  الهی، پوشاک در امثال و حکم فارسی، 1392ش،ص190.</ref>
اگر در مغز شوری هست ظاهر می‌کند خود را
که مستی مست را از پیچش دستار می‌ریزد.<ref>  [https://ganjoor.net/saeb/divan-saeb/ghazalkasa/sh3055 صائب تبریزی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شمارۀ 3055، وب‌سایت گنجور.]</ref>
از منظر ‌صائب تبریزی، دستار نماد خودتزیینی، نمایش‌ خود، سبک‌سری و بی‌خردی، ریا و فریبکاری است.<ref>  [https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، 1399ش، ص43.]</ref>
==دستار زنان==
==دستار زنان==
برخی معتقدند تنها مردان از دستار استفاده می‌کردند؛ اما در عصر صفوی زنان نیز از دستار در پوشش خود استفاده کرده‌اند. ترکیبی از دستار و تاج همزمان زیبایی خاصی به پوشش زنان عصر صفوی می‌بخشید.<ref>  شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، 1374ش، ص131.</ref>  
برخی معتقدند تنها مردان از دستار استفاده می‌کردند؛ اما در عصر صفوی زنان نیز از دستار در پوشش خود استفاده کرده‌اند. ترکیبی از دستار و تاج همزمان زیبایی خاصی به پوشش زنان عصر صفوی می‌بخشید.<ref>  شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، 1374ش، ص131.</ref>  
خط ۸۴: خط ۷۳:
[[پرونده:دستار۱.png|جایگزین=پیرمرد بلوچ با دستار|بندانگشتی|پیرمرد بلوچ با دستار|387x387پیکسل]]
[[پرونده:دستار۱.png|جایگزین=پیرمرد بلوچ با دستار|بندانگشتی|پیرمرد بلوچ با دستار|387x387پیکسل]]
در تمام دوره‌های تاریخی ایران، دستار از میان انواع پوشاک، دارای اهمیت بیشتری بوده است؛<ref>  [https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، 1399ش، ص36.] </ref> از جمله عوامل مهم در گسترش استفاده از دستار در میان مسلمانان، علاوه بر جایگاه فرهنگی و اجتماعی آن، تأکیدها و روایات موجود در سنت اسلامی نیز بوده است.<ref>  حیدرمیرزا دوغلات، تاریخ رشیدی، 1383ش، ص86.</ref> این پوشش، علاوه بر کارکرد اصلی خود در پوشاندن سر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های بدن، به سبب قرار گرفتن در بالاترین بخش اندام انسان، امکان نمایش جایگاه اجتماعی و جلوه‌های ظاهری فرد را نیز فراهم می‌کرد.<ref>ذکاء، «نگاهی به کلاه پارسیان در روزگار هخامنشیان»، 1342ش، 28.</ref> همان‌قدر که دستار بر سر داشتن اهمیت داشت، بی‌دستار شدن، تحقیر به شمار می‌آمد.<ref>  [https://ensani.ir/file/download/article/1554534928-9952-19-3.pdf موسوی، «بی‌دستار شدن، اشکال و دلایل»، 1397ش، ص51.]</ref> به دلیل اهمیت دستار در فرهنگ مردم، فقط در موارد خاصی افراد بدون دستار دیده می‌شدند:
در تمام دوره‌های تاریخی ایران، دستار از میان انواع پوشاک، دارای اهمیت بیشتری بوده است؛<ref>  [https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، 1399ش، ص36.] </ref> از جمله عوامل مهم در گسترش استفاده از دستار در میان مسلمانان، علاوه بر جایگاه فرهنگی و اجتماعی آن، تأکیدها و روایات موجود در سنت اسلامی نیز بوده است.<ref>  حیدرمیرزا دوغلات، تاریخ رشیدی، 1383ش، ص86.</ref> این پوشش، علاوه بر کارکرد اصلی خود در پوشاندن سر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های بدن، به سبب قرار گرفتن در بالاترین بخش اندام انسان، امکان نمایش جایگاه اجتماعی و جلوه‌های ظاهری فرد را نیز فراهم می‌کرد.<ref>ذکاء، «نگاهی به کلاه پارسیان در روزگار هخامنشیان»، 1342ش، 28.</ref> همان‌قدر که دستار بر سر داشتن اهمیت داشت، بی‌دستار شدن، تحقیر به شمار می‌آمد.<ref>  [https://ensani.ir/file/download/article/1554534928-9952-19-3.pdf موسوی، «بی‌دستار شدن، اشکال و دلایل»، 1397ش، ص51.]</ref> به دلیل اهمیت دستار در فرهنگ مردم، فقط در موارد خاصی افراد بدون دستار دیده می‌شدند:
#برداشتن دستار در مراسم سوگواری؛
*برداشتن دستار در مراسم سوگواری؛
#برداشتن دستار در مراسم پایکوبی؛
*برداشتن دستار در مراسم پایکوبی؛
#برداشتن دستار در اندوه و بی‌قراری؛
*برداشتن دستار در اندوه و بی‌قراری؛
#برداشتن دستار برای توبه؛
*برداشتن دستار برای توبه؛
#فروختن دستار در مواقع تنگ‌دستی؛
*فروختن دستار در مواقع تنگ‌دستی؛
#بخشیدن دستار از روی کرم و لطف؛
*بخشیدن دستار از روی کرم و لطف؛
#جابه‌جایی دستار به منظور جابه‌جایی قدرت؛
*جابه‌جایی دستار به منظور جابه‌جایی قدرت؛
#خلع دستار توسط دیگری برای گرفتن مقام و منصب؛
*خلع دستار توسط دیگری برای گرفتن مقام و منصب؛
#دزدیدن دستار؛
*دزدیدن دستار؛
#برداشتن دستار برای مجازات شخص (مثلاً حلقه کردن به دور گردن خود شخص‌).<ref>  [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص146.]</ref>
*برداشتن دستار برای مجازات شخص (مثلاً حلقه کردن به دور گردن خود شخص‌).<ref>  [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص146.]</ref>


==کاربردهای دستار==
==کاربردهای دستار==