| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
'''تلاقی با مفاهیم مدرن (دوره ترجمه):''' با ورود علوم مدرن به ایران، واژهٔ فرهنگ بهعنوان معادل اصطلاحات غربی Culture و Kultur انتخاب شد. در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ش، در آثاری چون ''یک سال در آمریکا،''<ref>صدیق، ''یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور''، ۱۳۲۱ش.</ref> ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''<ref>محمدی، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''، ۱۳۲۳ش، ص ۱۰.</ref> و ترجمهٔ آثاری از روژه گارودی و واسیلی بارتولد،<ref>گارودی، ''کمونیسم و رستاخیز فرهنگ''، ۱۳۲۶ش.</ref> فرهنگ عمدتاً هممعنای تمدن و مظاهر پیشرفت تلقی میشد.<ref>حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص ۱۱.</ref> اما از اواسط دههٔ ۱۳۴۰ش و با ترجمهٔ متون پایهای جامعهشناسی نظیر ''زمینه جامعهشناسی''<ref>آگبرن و نیمکوف، ''زمینه جامعهشناسی''، ۱۳۸۰ش، ص ۱۳۸.</ref> و انتشار کتابشناسیهای فرهنگ عامه، فرهنگ معنای تخصصیِ مدرن خود (مجموعهای از باورها، هنجارها، رسوم و فولکلور) را پیدا کرد.<ref>زمانی، ''کتابشناسی فرهنگ عامه و مردمشناسی ایران''، ۱۳۵۰ش.</ref> | '''تلاقی با مفاهیم مدرن (دوره ترجمه):''' با ورود علوم مدرن به ایران، واژهٔ فرهنگ بهعنوان معادل اصطلاحات غربی Culture و Kultur انتخاب شد. در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ش، در آثاری چون ''یک سال در آمریکا،''<ref>صدیق، ''یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور''، ۱۳۲۱ش.</ref> ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''<ref>محمدی، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''، ۱۳۲۳ش، ص ۱۰.</ref> و ترجمهٔ آثاری از روژه گارودی و واسیلی بارتولد،<ref>گارودی، ''کمونیسم و رستاخیز فرهنگ''، ۱۳۲۶ش.</ref> فرهنگ عمدتاً هممعنای تمدن و مظاهر پیشرفت تلقی میشد.<ref>حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص ۱۱.</ref> اما از اواسط دههٔ ۱۳۴۰ش و با ترجمهٔ متون پایهای جامعهشناسی نظیر ''زمینه جامعهشناسی''<ref>آگبرن و نیمکوف، ''زمینه جامعهشناسی''، ۱۳۸۰ش، ص ۱۳۸.</ref> و انتشار کتابشناسیهای فرهنگ عامه، فرهنگ معنای تخصصیِ مدرن خود (مجموعهای از باورها، هنجارها، رسوم و فولکلور) را پیدا کرد.<ref>زمانی، ''کتابشناسی فرهنگ عامه و مردمشناسی ایران''، ۱۳۵۰ش.</ref> | ||
'''رویکرد | '''رویکرد انتقادی:''' از اواخر دههٔ ۱۳۴۰ش و بهویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷، معنای فرهنگ در ادبیات رسمی ایران چرخشی انتقادی پیدا کرد. در این دوره، با نقد فرهنگ غربی، متفکرانی چون محمدعلی اسلامی ندوشن فرهنگ را چکیدهٔ معنویات و موازین اخلاقی یک قوم دانستند.<ref>اسلامی ندوشن، ''فرهنگ و شبهفرهنگ''، ۱۳۵۴ش، ص ۲۴.</ref> سید موسی صدر نیز در مقالهای، فرهنگ را زندگی عقلانی و مبتنی بر جهانبینی و تعالیم الهی تعریف کرد.<ref>صدر، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، ۱۳۴۵ش، صص ۳۰۵-۳۰۸.</ref> این رویکرد انتقادی و ارزشمحور در آثاری چون ''فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی''<ref>حداد عادل، ''فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی''، ۱۳۵۹ش.</ref> و اسناد سیاستگذاری نظیر تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی تثبیت شد.<ref>شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.</ref> | ||
'''رویکرد علمی (دوره علوم انسانی):''' با بسط رشتههای علوم انسانی در دانشگاهها، تعریف کلاسیک و جامع ادوارد برنت تایلر از فرهنگ مرجعیت یافت. | '''رویکرد علمی (دوره علوم انسانی):''' با بسط رشتههای علوم انسانی در دانشگاهها، تعریف کلاسیک و جامع ادوارد برنت تایلر از فرهنگ مرجعیت یافت. | ||