| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
== فرهنگ در زبان و ادبیات غربی و اروپایی == | == فرهنگ در زبان و ادبیات غربی و اروپایی == | ||
=== | === ریشه شناسی واژهٔ Culture === | ||
فرهنگ در زبانهای اروپایی معادل اصطلاح «کالچر» (Culture) است که ریشه در فعل لاتین ''colo'' و مصدر ''colere'' بهمعنای مستعد ساختن، رشد دادن، پروردن و آمادهٔ کشت نمودن دارد.<ref>پهلوان، فرهنگشناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳-۴؛ ویلیامز، فرهنگ و جامعه، 1398، ص 30-31.</ref> در ریشهشناسی این واژه به دو مفهوم Cultivate و Colere اشاره شده است: ''کالتیویت'' بهمعنای آمادهسازی زمین برای پرورش گیاه، سختکوشی برای توسعهٔ مهارتها و تلاش برای گسترش روابط انسانی است؛<ref>Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006, p. 359.</ref> و ''کالرا'' بهمعنای مراقبت از گیاهان و بارور نمودن زمین بهکار رفته است.<ref>Berger, A. A., "The Meanings of Culture: Culture: Its Many Meanings", ''M/C Journal'', Vol. 3, No. 2, 2000.</ref> بر این اساس، متداولترین معنای لغوی و ریشهای این واژه مراقبت و پرورش دادن» است؛ مفهومی که علاوه بر علوم انسانی، در زیستشناسی نیز برای بیان کشت باکتریها (فراهم کردن محیط مناسب و منابع تغذیه برای رشد) کاربرد دارد. در روند تطور این واژه، تمایل به رشد طبیعی، با استعارهای توسعهیافته به رشد فکری و اخلاقی انسانها بسط یافت. سیسرون، متفکر رومی، مفهوم کالچر را برای رشد شخصیتی و معنوی بهکار برد که همین امر مبدأ توسعهٔ معنایی این واژه در اروپای مدرن قرار گرفت.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، ص ۱۷.</ref> | فرهنگ در زبانهای اروپایی معادل اصطلاح «کالچر» (Culture) است که ریشه در فعل لاتین ''colo'' و مصدر ''colere'' بهمعنای مستعد ساختن، رشد دادن، پروردن و آمادهٔ کشت نمودن دارد.<ref>پهلوان، فرهنگشناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳-۴؛ ویلیامز، فرهنگ و جامعه، 1398، ص 30-31.</ref> در ریشهشناسی این واژه به دو مفهوم Cultivate و Colere اشاره شده است: ''کالتیویت'' بهمعنای آمادهسازی زمین برای پرورش گیاه، سختکوشی برای توسعهٔ مهارتها و تلاش برای گسترش روابط انسانی است؛<ref>Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006, p. 359.</ref> و ''کالرا'' بهمعنای مراقبت از گیاهان و بارور نمودن زمین بهکار رفته است.<ref>Berger, A. A., "The Meanings of Culture: Culture: Its Many Meanings", ''M/C Journal'', Vol. 3, No. 2, 2000.</ref> بر این اساس، متداولترین معنای لغوی و ریشهای این واژه مراقبت و پرورش دادن» است؛ مفهومی که علاوه بر علوم انسانی، در زیستشناسی نیز برای بیان کشت باکتریها (فراهم کردن محیط مناسب و منابع تغذیه برای رشد) کاربرد دارد. در روند تطور این واژه، تمایل به رشد طبیعی، با استعارهای توسعهیافته به رشد فکری و اخلاقی انسانها بسط یافت. سیسرون، متفکر رومی، مفهوم کالچر را برای رشد شخصیتی و معنوی بهکار برد که همین امر مبدأ توسعهٔ معنایی این واژه در اروپای مدرن قرار گرفت.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، ص ۱۷.</ref> | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
تحول معنایی واژهٔ فرهنگ در زبان انگلیسی و سایر جوامع غربی، روندی کموبیش همسو را طی کرده است. | تحول معنایی واژهٔ فرهنگ در زبان انگلیسی و سایر جوامع غربی، روندی کموبیش همسو را طی کرده است. | ||
''' | '''ریشه شناسی و تحول اولیه:''' به گفتهٔ ریموند ویلیامز، ریشهٔ واژهٔ «کالچر» (Culture) به واژهٔ کهن فرانسوی «کوتور» (Couture - بهمعنای دوختودوز) بازمیگردد که بعدها به شکل «کولتور» درآمده و در نیمهٔ نخست قرن پانزدهم میلادی از زبان فرانسوی وارد ادبیات انگلیسی شده است.<ref>پهلوان، ''فرهنگشناسی''، ۱۳۷۸ش، صص ۳-۴.</ref> | ||
'''پیوند با مفهوم تمدن:''' از قرن هجدهم میلادی، معنای کالچر با مفهوم «تمدن» گره خورد و این دو واژه تا قرن بیستم در معنایی مشترک بهکار میرفتند.<ref>پهلوان، ''فرهنگشناسی،'' ۱۳۷۸ش، ص ۵.</ref> این روند در زبان آلمانی نیز طی شد؛ بهنحوی که ابتدا بهصورت Cultur و سپس Kultur بهکار رفت و در نهایت در معنای تمدن رواج یافت.<ref>پهلوان، ''فرهنگشناسی: گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن''، ۱۳۷۸ش، ص ۵.</ref> | '''پیوند با مفهوم تمدن:''' از قرن هجدهم میلادی، معنای کالچر با مفهوم «تمدن» گره خورد و این دو واژه تا قرن بیستم در معنایی مشترک بهکار میرفتند.<ref>پهلوان، ''فرهنگشناسی،'' ۱۳۷۸ش، ص ۵.</ref> این روند در زبان آلمانی نیز طی شد؛ بهنحوی که ابتدا بهصورت Cultur و سپس Kultur بهکار رفت و در نهایت در معنای تمدن رواج یافت.<ref>پهلوان، ''فرهنگشناسی: گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن''، ۱۳۷۸ش، ص ۵.</ref> | ||