| خط ۱۷۸: | خط ۱۷۸: | ||
* '''هدایتگری بنیادین دین:''' در این دیدگاه، فرهنگ مطلوب آن است که مؤلفههای خود را از مبانی و ارزشهای وحیانی تغذیه کند و در مسیر تعالی قرار گیرد.<ref>ذوعلم، علی، ''فرهنگ ناب اسلامی''، 1397ش، ص ۱۶۳.</ref> بازتاب این رویکرد در سیاستگذاریهای کلان نیز مشهود است؛ چنانکه در سند «نقشه مهندسی فرهنگی کشور»، فرهنگ مشتمل بر نظامی از اعتقادات و رفتارها تعریف شده که منبعث از وحی بوده و به بخشهای مختلف جامعه محتوا میبخشد.<ref>[https://rc.majlis.ir/fa/law/show/859054 شورای عالی انقلاب فرهنگی، ''نقشه مهندسی فرهنگی کشور''، 1392ش، ص ۸.]</ref> | * '''هدایتگری بنیادین دین:''' در این دیدگاه، فرهنگ مطلوب آن است که مؤلفههای خود را از مبانی و ارزشهای وحیانی تغذیه کند و در مسیر تعالی قرار گیرد.<ref>ذوعلم، علی، ''فرهنگ ناب اسلامی''، 1397ش، ص ۱۶۳.</ref> بازتاب این رویکرد در سیاستگذاریهای کلان نیز مشهود است؛ چنانکه در سند «نقشه مهندسی فرهنگی کشور»، فرهنگ مشتمل بر نظامی از اعتقادات و رفتارها تعریف شده که منبعث از وحی بوده و به بخشهای مختلف جامعه محتوا میبخشد.<ref>[https://rc.majlis.ir/fa/law/show/859054 شورای عالی انقلاب فرهنگی، ''نقشه مهندسی فرهنگی کشور''، 1392ش، ص ۸.]</ref> | ||
== | == تربیت و فرهنگ == | ||
در رویکردهای فلسفی و الهیاتی، هدف و غایت اصلی فرهنگ، پرورش و به فعلیت رساندن ظرفیتهای وجودی و فطری انسان تعریف شده است. در این دیدگاه، آن دسته از پدیدهها که جنبهٔ ارتقایی و تصعیدی برای فکر و روان انسان ندارند، در زمرهٔ امور فرهنگی اصیل قرار نمیگیرند؛ هرچند ممکن است جذاب یا مفرح باشند.<ref>جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۳ش، ص ۷۶.</ref> متفکرانی چون مرتضی مطهری، با تفکیک میان صنعت (ساختن ابزاری) و تربیت (شکوفا کردن استعدادها)، هدف فرهنگ را از جنس تربیت دانسته و نگاه مدرن به فرهنگ بهعنوان یک صنعت صرف را نقد میکنند.<ref>مطهری، مرتضی، ''یادداشتها''، 1379ش، ج۲، ص ۸۹.</ref> | در رویکردهای فلسفی و الهیاتی، هدف و غایت اصلی فرهنگ، پرورش و به فعلیت رساندن ظرفیتهای وجودی و فطری انسان تعریف شده است. در این دیدگاه، آن دسته از پدیدهها که جنبهٔ ارتقایی و تصعیدی برای فکر و روان انسان ندارند، در زمرهٔ امور فرهنگی اصیل قرار نمیگیرند؛ هرچند ممکن است جذاب یا مفرح باشند.<ref>جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۳ش، ص ۷۶.</ref> متفکرانی چون مرتضی مطهری، با تفکیک میان صنعت (ساختن ابزاری) و تربیت (شکوفا کردن استعدادها)، هدف فرهنگ را از جنس تربیت دانسته و نگاه مدرن به فرهنگ بهعنوان یک صنعت صرف را نقد میکنند.<ref>مطهری، مرتضی، ''یادداشتها''، 1379ش، ج۲، ص ۸۹.</ref> کاپلستون استدلال میکند فرهنگی که عالیترین قوای ذهنی انسان را در ارتباط با شناخت خدا بهعنوان عالیترین موضوع نادیده بگیرد، فرهنگی ناقص و فرومایه است.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، صص ۳۱۵-۳۱۶ و ۱۳۱.</ref> در این دیدگاه، فرهنگ با قانون طبیعی و [[اخلاق]] پیوندی ناگسستنی دارد. جدایی فرهنگ از اخلاق و دین در دنیای مدرن، عامل اصلی انحطاط و تحقیر سرشت انسان معرفی میشود؛ زیرا در تمدنهای کهن، شکوفایی فرهنگی همواره در سایهٔ رعایت اخلاق و دین پدیدار میگشت.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، صص ۳۱۸-۳۲۰.</ref> | ||
کاپلستون استدلال میکند فرهنگی که عالیترین قوای ذهنی انسان را در ارتباط با عالیترین | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||