پرش به محتوا

پیش‌نویس:ایران دوره مشروطیت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
<big>'''ایران دوره مشروطیت؛'''</big>  سرزمینی در گذار از استبداد مطلق به نظام قانون‌محور با حاکمیت ملی، تفکیک قوا و حضور نهادهای نوینی چون مجلس و مطبوعات.
<big>'''ایران دوره مشروطیت؛'''</big>  سرزمینی در گذار از استبداد مطلق به نظام قانون‌محور با حاکمیت ملی، تفکیک قوا و حضور نهادهای نوینی چون مجلس و مطبوعات.
انقلاب مشروطه ایران (۱۲۸۴-۱۲۹۰ش/۱۹۰۶-۱۹۱۱م) مهم‌ترین تحول اجتماعی ایران در آغاز قرن بیستم و از انقلاب‌های اجتماعی مهم خاورمیانه به شمار می‌رود. این جنبش که در پاسخ به احساس تحقیر ناشی از شکست‌های نظامی از روسیه، تداوم استبداد قاجاری و نفوذ فزاینده دولت‌های خارجی شکل گرفت، به استقرار نظامی مبتنی بر قانون، تفکیک قوا و حضور مجلس شورای ملی انجامید. با این حال، مشروطه به رغم دستاوردهایی چون تبدیل نظریه شاه‌محوری به قانون‌محوری، به دلیل نابسامانی‌های اقتصادی، فقدان بلوغ فرهنگی عمومی، ضعف نهادهای سیاسی و دخالت قدرت‌های خارجی، نتوانست تمامی اهداف خود را تحقق بخشد و سرانجام با استبداد صغیر و سپس استقرار حکومت پهلوی، مسیر دیگری یافت.
== زمینه‌های شکل‌گیری نهضت مشروطه ==
اوضاع عمومی ایران در آستانه انقلاب مشروطه بسیار نابسامان بود. حکومت خودکامه و مبتنی بر نظام ایلی و مالکی، از میان رفتن استقلال سیاسی و مالی کشور، نابودی هرگونه کوشش اصلاحی، فقر و تنگدستی عمومی، بروز بیماری‌های خطرناک و قحطی، عدم بهداشت عمومی، از میان رفتن کارگاه‌های کوچک و صنایع بومی در رقابت با محصولات اروپایی، فقدان راه‌های ارتباطی مناسب، فساد درباریان و شاهزادگان قاجار، و فرار دهقانان از روستاها به کشورهای همجوار، از جمله عواملی بودند که به درهم‌ریختگی و انقلاب انجامیدند.
شکل‌گیری نهضت مشروطه واکنشی به احساس تحقیر ناشی از شکست‌های ایران در جنگ‌های روسیه بود. در مواجهه با این وضعیت، دو نوع تفکر شکل گرفت: نخست، تفکر علمای دینی که مردم را به جهاد فرامی‌خواندند اما قدرت در دست آنان نبود؛ دوم، تفکر جریان درباری که معتقد بود برای جبران ضعف ایران باید از غرب اقتباس کرد. این جریان اقدام به اعزام دانشجو به غرب، دعوت از مشاوران فنی و تأسیس دارالفنون نمود. حاصل ناخواسته این اقدامات، شکل‌گیری جریان روشنفکری در ایران بود.
== وضعیت اجتماعی و ترکیب جمعیتی ایران در عصر مشروطه ==
جمعیت ایران در عصر مشروطه بین نه تا ده و نیم میلیون برآورد شده است. بیش از نصف جمعیت ایران را دهقانان، یک چهارم آن را ایلات و عشایر، و یک پنجم را شهرنشینان تشکیل می‌دادند. ویژگی‌های عمده جمعیت ایران در این دوره عبارت بود از: غالب جمعیت کشور فاقد سواد و تحصیلات بودند؛ جمعیت شهری کم و عمده جمعیت در روستاها زندگی می‌کردند؛ مردم مذهبی و شیعه بودند و گرایش‌های دینی در تحرکات اجتماعی مؤثر بود؛ در آغاز جنبش، مطالبات توده‌های اجتماعی مشخص و تعریف شده نبود؛ روحانیت گروه اصلی و مرجع در بسیج گروه‌های اجتماعی بود.
== جریان‌های فکری مؤثر پیش از مشروطه ==
جریان علمی اصولی: این جریان ریشه در اواسطه دوره صفویه و تقابل با جریان اخباری داشت و امتداد فقه اجتماعی شیعه از زمان شیخ مفید بود. روح حاکم بر آن، پذیرش روش عرف در برخورد با کلام و معارف حکیم بود.
جریان روشنگری:این جریان حاصل اقدامات عباس میرزا و امیرکبیر بود که به دنبال جبران عقب‌ماندگی از طریق اقتباس فنی از غرب بودند. روشنفکران که به سبب رفتن به غرب یا تحصیل علوم غربی، فرهنگ غرب را پذیرفته بودند، علاج کار را در پذیرش تمام و کمال تمدن غربی می‌دانستند.
== ماهیت نهضت و نظام مشروطه ==
پژوهشگران در تحلیل ماهیت مشروطه،  میان «نهضت» و «نظام» تفکیل قایل شده‌اند. نهضتی که به نام عدالت‌خواهی شکل گرفت و به مشروطه انجامید، محصول جریان دینی بود؛ اما نظام مشروطه، محصول هر دو جریان دینی و روشنفکری است.
اهداف علمای مشروطه‌خواه: علمای مشروطه‌خواه به دنبال «عدالت‌خانه» یا نهادی برای نظارت بر کارگزاران دولتی بودند تا از وقوع ظلم جلوگیری کنند. آنان در مهاجرت صغری و کبری نیز همین هدف را دنبال می‌کردند. عنوان «مشروطه» و «مجلس شورا» بعداً در تهران مطرح شد و علما آن را با آنچه در ذهن داشتند تطبیق دادند. مشروطه برای «تجدید» و «مهار ظلم» بود و به باور برخی تحلیلگران، بیش از این ظرفیت نداشت.
نگاه علمای مشروعه‌خواه (مخالف مشروطه): این گروه مخالف حکومت مشروطه نبودند، بلکه آن را غیرممکن می‌دانستند و می‌ترسیدند که حکومت جائر موجود از کلمه مشروطه سوءاستفاده کرده و خود را حکومت مشروطه جا بزند.
== قانون اساسی و متمم آن ==
پس از صدور فرمان مشروطه در اواسط سال ۱۳۲۴ قمری، انتخابات برگزار و مجلس تشکیل شد. قانون اساسی نوشته شد که به گفته برخی، بیشتر تأمین‌نامه مجلس بود تا قانون اساسی. روشنفکران از این مقطع به بعد، اهداف خود را دنبال کردند تا جایی که برخی مسائل و احکام دینی زیر سؤال رفت.
در جریان نگارش و تصویب متمم قانون اساسی، سه جریان وجود داشت: علمای مشروطه‌خواه با رویکرد انتقالی، علمای مشروعه‌خواه (که کنار کشیده بودند) و جریان روشنفکری. از آنجا که قوانین متمم، به ویژه اصلاحات انجام شده توسط علما، کش‌دار و قابل تفسیرهای مختلف بود، هم علمای مشروطه‌خواه و هم روشنفکران با آن مشکلی نداشتند. فضای اجتماعی (افکار عمومی) علیه نویسندگان متون قانون اساسی بود و آنان مجبور شدند برخی خواسته‌های شیخ فضل‌الله نوری را در متون بگنجانند. با این حال، مفاهیم اصلی متون قانون اساسی مبتنی بر نگاه روشنفکران بود.
== نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ==
علما و روحانیت: روحانیت از اواسط دوره صفوی نفوذ سیاسی فراوانی یافت. اعتقادات مذهبی مردم و نفوذ روحانیت در بین اقشار مختلف جامعه، دو عامل مهمی بود که آنان را قادر ساخت نقش رهبری و بسیج‌گری را در انقلاب ایفا کنند. آنان از داخل و خارج کشور در انقلاب مشروطیت تأثیرگذار بودند و حداقل تا پایان استبداد صغیر، نقش محوری در بسیج مردم و پیشبرد روند انقلاب داشتند.
اکثر روحانیون از مجتهدان رده بالا تا درجات پایین‌تر و طلبه‌های جوان، انگیزه‌ها و دلایل واحد و یکسانی در مراحل مختلف انقلاب نداشتند. دلایل ایدئولوژیک و انگیزه‌های اجتماعی در جانبداری یا مخالفت آنان از انقلاب در مراحل مختلف، به ویژه در مراحل اولیه، دخیل بوده است.
روشنفکران: جریان روشنفکری در ایران عمدتاً متأثر از پیشرفت‌های دنیای غرب بود. روشنفکران این عصر غالباً به میزانی که به غرب روی کرده بودند از مذهب روی گردانده بودند و تحت تأثیر مشروطه‌خواهی، ناسیونالیسم و سکولاریسم، گذشته را رد می‌کردند و حال را زیر سؤال می‌بردند.
حضور جریان روشنفکری در شکل‌گیری و تداوم انقلاب مشهود است، به ویژه در نشر اندیشه و مفاهیم مشروطه‌خواهی و به خصوص در منطقه آذربایجان (تبریز) که نقش روشنفکران چشمگیرتر از سایر مناطق بوده است. روشنفکران به لحاظ وابستگی سیاسی به دو گروه وابسته و غیروابسته تقسیم می‌شدند. بخشی از روشنفکران در خدمت سلطنت‌طلبان بودند و برخی دیگر هوادار و پشتیبان انقلاب مشروطه.
بازرگانان:بازرگانان که در این مقطع منافع شغلی‌شان در نتیجه سیاست‌های اقتصادی دولت تهدید شده بود، اتحادیه صنفی قوی‌ای به وجود آوردند. آنان از ورشکستگی دولت ناراضی و از امنیت مالکیت طرفداری می‌کردند و بسیاری نیز با سیاست اعطای مزایای تعرفه‌ای برای سرمایه‌داران خارجی و بانک‌های بیگانه مخالفت داشتند.
قشر بازرگانان به دو دسته موافق و مخالف مشروطه قابل تفکیک هستند. سرمایه‌داران و تجار وابسته که از دوران محمدشاه در ایران شکل گرفتند، از همان اوایل به شدت با مشروطیت مخالفت کردند. گروه دیگری از بازرگانان نقش مهمی در روند انقلاب مشروطه ایفا کردند و در جریان سه بار بست‌نشینی و نیز در مجلس اول حضور پررنگی داشتند. اما پایگاه اقتصادی بازرگانان سرانجام باعث شد تا از انقلاب احساس خطر کنند. بخش اعظم بازرگانان حمایت خود را از انقلاب پس گرفتند.
پیشه‌وران و اصناف: پیشه‌وران و اصناف (شامل صنعتگران، وردست‌ها و شاگردها، دکان‌داران خرده‌پا و طبقه کارگران شهری) پشتوانه توده‌ای انقلاب بودند. آنان از بست‌نشینی بزرگ تهران (۱۲۸۵ش) تا مقاومت در برابر روس‌ها در تبریز (۱۲۹۰ش)، همه جا پیشگام انقلاب بودند. در مجلس اول، ۳۲ کرسی به اصناف و ده کرسی به بازرگانان اختصاص داشت. در مجلس دوم تعداد کرسی‌های اصناف کاهش یافت.
کارگران: جنبش کارگری در ایران با ظهور انقلاب مشروطیت پدید آمد و با افول آن از میان رفت. کارگران از نظر تعداد محدود بودند اما حمایت گسترده‌ای از انقلاب داشتند و به علت همین محدودیت نتوانستند همانند پیشه‌وران، روحانیون و بازرگانان نقش قاطعی ایفا کنند.
زنان: زنان در انقلاب مشروطیت نقش فعالی داشتند. ایراد سخنرانی‌های آتشین، جنگیدن در کنار داوطلبان مبارز، تأسیس انجمن‌های خاص خود، و در مواردی پوشیدن لباس مردان و شرکت در نبردها از جمله فعالیت‌های زنان به نفع مشروطیت بود. در پی اولتیماتوم روسیه (۱۲۹۰ش)، هزاران زن کفن به تن کردند و همراه مردان آمادگی خود را برای دفاع اعلام کردند. سیصد زن مسلح به مجلس رفتند و به نمایندگان توصیه کردند در برابر روسیه پایداری کنند.
گرچه زنان حق رأی در مشروطه نیافتند، اما بررسی نامه‌ها، مقاله‌ها و گزارش‌های روزنامه‌های دوره انقلاب مشروطیت نشان می‌دهد که نهضت مبارزه برای حقوق زن عمدتاً ریشه در انقلاب مشروطیت دارد.
ایلات و عشایر: ایلات و عشایر حدود یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می‌دادند. در جامعه ایلاتی، مردم اطاعت پذیری محض از رؤسای خود داشتند و داشتن نیروی مسلح از ضروریات زندگی ایلی بود. این دو مؤلفه، دو اهرم قدرت برای سران ایلات و عشایر فراهم آورده بود و آنان را به یکی از بازیگران مهم تحولات سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه تبدیل نمود.
محمدعلی شاه با کمک نیروی تعدادی از قبایل علیه مشروطه‌خواهان تبریز و همچنین پس از سقوط به منظور بازپس‌گیری تاج و تخت اقدام کرد. بختیاری‌های ایالت اصفهان در سال ۱۲۸۸ش به جهت پشتیبانی از مشروطیت به یک قدرت ملی تبدیل شدند. قبایل و ایالات ضمن اینکه انگیزه چندانی برای جنگیدن به نفع یکی از دو طرف نداشتند، در بی‌ثبات کردن اوضاع کشور در فاصله سال‌های ۱۲۸۴-۱۲۹۰ش نقش‌آفرینی داشتند.
دهقانان: ایران در اوایل قرن بیستم یک کشور فلاحتی بود و بیش از نصف جمعیت را دهقانان تشکیل می‌دادند. برخی بر این عقیده‌اند که دهقانان در انقلاب مشروطیت مداخله نداشتند، اما وقایع ثبت شده حکایت از حضور آنان دارد: روستاییان در سال ۱۲۸۴ش خارجیان و مأموران مالیاتی را از چند روستا اخراج کردند، در چندین روستا دست به تشکیل انجمن زدند، در جاهایی از پرداخت بهره مالکانه امتناع می‌ورزیدند و در پاره‌ای مناطق شمالی انبارهای اربابی را مصادره کردند. با این حال، به دلیل سلطه مالکان بر روستاها، جدایی و پراکندگی روستاها، مشکلات سازماندهی و مشخص نبودن منافع دهقانان در سطح ملی، آنان نتوانستند اقداماتی فراتر از عملیات پراکنده انجام دهند.
اردوی ضد مشروطیت: طیف گسترده‌ای در اردوی ضد مشروطیت دخیل و مؤثر بودند که مهم‌ترین آنان عبارت بودند از: خانواده و دودمان قاجار و درباریان، وزیران نهادهای کلیدی به ویژه نیروهای مسلح، حکام ایالت‌ها، شاهزادگان قاجاریه، مستمری‌بگیران، و حدود دو هزار درباری که وسیله معیشت همگی بر اثر قطع بودجه کلان مجلس محدود می‌شد.
بزرگترین متحدان دولت در برابر انقلاب مشروطیت، طبقات زمیندار و اعیان کشور بودند. اشرافیت زمیندار که در آن مقطع در آستانه تشکل و سازماندهی بود، متوجه شد چه خطری از جانب مشروطیت موقعیتشان را تهدید می‌کند. پس از ممنوعیت تیولداری توسط مجلس اول، کل طبقه زمیندار از مشروطیت دور شدند. از سال ۱۲۸۸ش، زمینداران حتی تا رهبری مشروطیت ارتقا پیدا کردند (سپهدار تنکابنی به عنوان وزیر جنگ و نخست‌وزیر نظام مشروطیت تعیین شد). در مجلس دوم، نسبت تعداد نمایندگان رؤسای قبایل و دیوان‌سالاری زمیندار قاجار به کل نمایندگان تا ۶۸ درصد افزایش یافت.
== وضعیت اقتصادی ایران در عصر مشروطه ==
اقتصاد ایران در دوره مشروطه در شرف نابودی بود. وضع کشاورزی بسیار بد بود و اگر فعالیتی در این زمینه بود، به سختی کفاف امور خود کشاورز را می‌داد. صنایع داخلی و کارگاهی در حال برچیده شدن بود. تجار ایرانی، کالاهای ایرانی را توزیع و خرید و فروش نمی‌کردند و در عمل به صورت واسطه و دلال محصولات خارجی درآمده بودند. تجار ایرانی خود را تحت حمایت سفارتخانه‌های خارجی در می‌آوردند تا از آسیب در امان باشند.
بخش‌های بزرگی از تجارت پر سود روس‌ها با ایران توسط بازرگانان خود آنان انجام می‌گرفت و جایی برای تجار ایرانی باقی نمی‌گذاشت. دهقانان به بدترین وضع امرار معاش می‌کردند. اغلب آنان همراه با صاحبان کارگاه‌ها و کارگرانی که در اثر رقابت خارجی و فقر عمومی مردم، کارگاه‌هایشان به حال تعطیل درآمده بود، جهت کار مزدوری در داخل و خارج به مهاجرت دست می‌زدند.
اقتصاد کشور در پی جنگ و از دست رفتن پاره‌ای از مناطق فقیرتر شد. از جمله پیامدهای این امر، انعقاد موافقت‌نامه‌های تعرفه‌ای ویژه‌ای بود که صنعت داخلی را در رقابت با محصولات ماشینی ارزان‌قیمت بی‌دفاع گذاشت. حاصل این فرآیند، از دست دادن صادرات کالاهای ساخته شده، گرایش به سمت تولید فرآورده‌های کشاورزی تجاری، کاهش تولید مواد غذایی اصلی و افزایش عمومی واردات بود.
در نتیجه تسلط سیاسی روسیه و انگلستان، تغییراتی در تجارت ایران رخ داد و تجارت با اروپا افزایش یافت. تعرفه‌های گمرکی متفاوت برای کالاهای مربوط به ملیت واردکننده یا صادرکننده که طبق پیمان ترکمانچای (۱۸۲۸م) معمول شده بود، برای تجار ایرانی زیان‌آور بود. رقابت اروپاییان تأثیرات زیان‌باری بر بسیاری از صنایع محلی، به ویژه صنعت نساجی، داشت.
== روسیه و انگلستان در انقلاب مشروطیت ==
احتمالاً مهم‌ترین دلیل قطع حمایت فعال انگلستان از انقلاب، پیمان مخفی ۱۹۰۷م بین روسیه و انگلستان و تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ بین این دو دولت و یک منطقه بی‌طرف بود. منافع مادی بریتانیا در ایران (مناسبات بازرگانی، میدان‌های پر ارزش نفت جنوب) بر اثر این قرارداد که نوعی «مصالحه تاریخی» در آسیا بود، تضمین شد. بریتانیا بدان وسیله خواست مستملکات خود در هندوستان را حفظ نموده و در عوض دست روسیه را در شمال ایران، یعنی عمده‌ترین کانون انقلاب، باز بگذارد. با امضای این قرارداد، مهر پایان بر حمایت جدی انگلستان از انقلاب زده شد و مخالفت با نقشه‌های ضد مشروطه‌خواهی روسیه کنار نهاده شد. دولت روسیه در سراسر دوران انقلاب مشروطیت به مخالفت علنی و عملی با آن پرداخت.
== رویدادهای پس از مشروطه و استبداد صغیر ==
در تحلیل به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه، معمولاً بر اقدامات مشروطه‌خواهان تندرو و افراطی که اقتدار دولت و شاه را کاسته بودند، توجه کافی نمی‌شود. نارضایتی مردم از وضعیت شکل‌گرفته در مشروطه اول به گونه‌ای بود که ناظران مشروطه‌خواه (مانند ناظم‌الاسلام کرمانی) از «عموم اهل تهران» نقل می‌کنند که از شاه تعریف می‌کردند. احتمال داشت همان مردمی که برای تحصیل مشروطه قیام کردند، برای تعطیل مجلس و برچیدن بساط انجمن‌ها و جراید قیام کنند.
محمدعلی شاه قصد نداشت نظام مشروطه را ملغی کند. در دستخطی که پس از به توپ بستن مجلس صادر کرد، هدف خود را مقابله با تندروها اعلام و تأکید کرد که سه ماه بعد انتخابات مجدد برگزار خواهد شد. اما علمای مخالف مشروطه که پس از تلاش‌های فراوان به این نتیجه رسیده بودند که مشروطه قابلیت تصحیح ندارد، با انتخابات مجدد مخالفت کردند. در اینجا بود که محمدعلی شاه دستخط الغای مشروطه را صادر کرد.
== وضعیت ایران در سال‌های پس از مشروطه ==
حکومت مشروطه در میان توده مردم و طبقه دهقانان تحولات عمیقی به جای نگذارد. ایران زیربار قروض کمرشکن و قیود سیاسی و اقتصادی دولت‌های استعماری به سختی می‌نالید. حکومت مشروطه ایران، هر چند رکن اعظم آن، یعنی مجلس شورای ملی، توسط مردانی پرشور و وطن‌دوست و با ایمان تشکیل شده بود، اما آن امتیاز را نسبت به حکومت‌های سابق نداشت که از عهده انجام اصلاحات اساسی برآید. جزء از جنبه قانون‌گذاری، در ماهیت حکومت ایران نسبت به دوران استبداد و در ماهیت عناصر تشکیل‌دهنده آن نسبت به هیئت حاکمه دوره استبداد، تغییر اساسی روی نداده بود.
== احزاب سیاسی در دوره مشروطه ==
اولین احزاب سیاسی در ایران همزمان با نهضت مشروطیت، پیشتر از غالب کشورهای آسیایی، به وجود آمدند. هرچند اولین احزاب رسمی همزمان با دوره دوم مجلس شورای ملی ایجاد شدند، سال‌ها پیش از آن، انجمن‌های مخفی با اهداف سیاسی و مبارزاتی، با اقتباسی از تشکل‌های پنهان و نیمه‌پنهان غربی و بهره‌گیری از پیشینه انجمن‌های سیاسی و عملیاتی جنبش‌های شورشی در تاریخ ایران، به وجود آمدند و الگوی اولیه احزاب سیاسی در ایران شدند.
فرایند شکل‌گیری احزاب در ایران با اقتباس سطحی از گروه‌های چریکی و مبارز مارکسیست و شبه‌مارکسیست روسیه در دوران انقلاب روسیه، وجوه مرموز، پنهان، عملیاتی، غیرپاسخگو، غیردموکراتیک و اقتدارگرای احزاب سیاسی در ایران را تقویت کرد و نخبگان ایران را از تأسیس یک سامان سیاسی حزبی دموکراتیک برای رقابت سیاسی مسالمت‌آمیز دور کرد.
شیفتگی نخبگان (به ویژه عرف‌گرا) به بیگانگان و تقلید سطحی از الگوهای غربی، عدم درک آنان از شرایط جامعه و فرهنگ عمومی، فقدان تعلقات ملی عمیق و اهتمام به استقلال ملی در میان نخبگان ایران و احزاب سیاسی، انجام فعالیت‌های ماجراجویانه پنهان احزاب (از جمله ترور و ایجاد هرج و مرج)، اختلافات و درگیری‌های میان احزاب سیاسی و انزوای آنان در میان مردم، اختلافات میان نخبگان روحانی و نخبگان عرف‌گرا، کناره‌گیری روحانیت از فعالیت‌های حزبی، و نهایتاً عدم درک درست نخبگان جامعه از نقش و ضرورت احزاب در یک نظام دموکراتیک، همه در نابه‌سامانی و نهادینه نشدن احزاب سیاسی در ایران و عدم استقرار یک سامان سیاسی مستحکم، پس از نهضت مشروطیت مؤثر بودند. این فرایند در نهایت، بیگانگان را بار دیگر برای دخالت استعمارگرانه در ایران به طمع انداخت و به فروپاشی نظام مشروطه و استقرار یک دولت اقتدارگرا منجر شد.
== دستاوردها و چالش‌های مشروطه ==
دستاوردهای مشروطه: کمترین اتفاقی که در مشروطه رخ داد، تبدیل نظریه شاه‌محوری به قانون‌محوری بود. اینکه به لحاظ نظری قرار شد از آن پس قانون محور باشد، برای فقیهان دوره‌های بعد ظرفیت‌سازی کرد. در گفتمان انقلاب اسلامی، کار ناتمام مشروطه تمام شد. مشروطه قرار بود مرحله «نظارت شرعی بر عرف» باشد و شاه‌محوری به قانون‌محوری تبدیل شد که با مدیریت کامل‌تر، می‌توانست بر کل فضای عرف نظارت پیدا کند.
چالش‌های مشروطه: مشکل اساسی مشروطه این بود که فرهنگ عمومی جامعه ایران به اندازه کافی به بلوغ نرسیده بود. انتظار اینکه مشروطه باید به حکومت اسلامی انجامد، انتظاری فراتر از ظرفیت آن بود و تنها در میان مشروطه‌خواهان مطرح بود. برخی از سکولارها توانستند با هدایت مطبوعاتی و توجیه شخصیت‌ها، اهداف مستبدانه خود را پیش برند.
از منظری کلان، وقوع مشروطه و تحولات آن، حتی اگر غرب و جریان روشنفکری هم نبودند، باز هم با کمی تفاوت در زمان و مکان رخ می‌داد. این تحولات لازمه بسط و تکامل اجتهاد شیعی و مناسبات فقه و اجتماع بود. غرب و جریان روشنفکر نقش کاتالیزوری داشتند و ممکن است موجب تسریع این امر شده باشند.


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
=منابع=
=منابع=

نسخهٔ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۱۳

ایران دوره مشروطیت؛ سرزمینی در گذار از استبداد مطلق به نظام قانون‌محور با حاکمیت ملی، تفکیک قوا و حضور نهادهای نوینی چون مجلس و مطبوعات.

انقلاب مشروطه ایران (۱۲۸۴-۱۲۹۰ش/۱۹۰۶-۱۹۱۱م) مهم‌ترین تحول اجتماعی ایران در آغاز قرن بیستم و از انقلاب‌های اجتماعی مهم خاورمیانه به شمار می‌رود. این جنبش که در پاسخ به احساس تحقیر ناشی از شکست‌های نظامی از روسیه، تداوم استبداد قاجاری و نفوذ فزاینده دولت‌های خارجی شکل گرفت، به استقرار نظامی مبتنی بر قانون، تفکیک قوا و حضور مجلس شورای ملی انجامید. با این حال، مشروطه به رغم دستاوردهایی چون تبدیل نظریه شاه‌محوری به قانون‌محوری، به دلیل نابسامانی‌های اقتصادی، فقدان بلوغ فرهنگی عمومی، ضعف نهادهای سیاسی و دخالت قدرت‌های خارجی، نتوانست تمامی اهداف خود را تحقق بخشد و سرانجام با استبداد صغیر و سپس استقرار حکومت پهلوی، مسیر دیگری یافت.

زمینه‌های شکل‌گیری نهضت مشروطه

اوضاع عمومی ایران در آستانه انقلاب مشروطه بسیار نابسامان بود. حکومت خودکامه و مبتنی بر نظام ایلی و مالکی، از میان رفتن استقلال سیاسی و مالی کشور، نابودی هرگونه کوشش اصلاحی، فقر و تنگدستی عمومی، بروز بیماری‌های خطرناک و قحطی، عدم بهداشت عمومی، از میان رفتن کارگاه‌های کوچک و صنایع بومی در رقابت با محصولات اروپایی، فقدان راه‌های ارتباطی مناسب، فساد درباریان و شاهزادگان قاجار، و فرار دهقانان از روستاها به کشورهای همجوار، از جمله عواملی بودند که به درهم‌ریختگی و انقلاب انجامیدند.

شکل‌گیری نهضت مشروطه واکنشی به احساس تحقیر ناشی از شکست‌های ایران در جنگ‌های روسیه بود. در مواجهه با این وضعیت، دو نوع تفکر شکل گرفت: نخست، تفکر علمای دینی که مردم را به جهاد فرامی‌خواندند اما قدرت در دست آنان نبود؛ دوم، تفکر جریان درباری که معتقد بود برای جبران ضعف ایران باید از غرب اقتباس کرد. این جریان اقدام به اعزام دانشجو به غرب، دعوت از مشاوران فنی و تأسیس دارالفنون نمود. حاصل ناخواسته این اقدامات، شکل‌گیری جریان روشنفکری در ایران بود.

وضعیت اجتماعی و ترکیب جمعیتی ایران در عصر مشروطه

جمعیت ایران در عصر مشروطه بین نه تا ده و نیم میلیون برآورد شده است. بیش از نصف جمعیت ایران را دهقانان، یک چهارم آن را ایلات و عشایر، و یک پنجم را شهرنشینان تشکیل می‌دادند. ویژگی‌های عمده جمعیت ایران در این دوره عبارت بود از: غالب جمعیت کشور فاقد سواد و تحصیلات بودند؛ جمعیت شهری کم و عمده جمعیت در روستاها زندگی می‌کردند؛ مردم مذهبی و شیعه بودند و گرایش‌های دینی در تحرکات اجتماعی مؤثر بود؛ در آغاز جنبش، مطالبات توده‌های اجتماعی مشخص و تعریف شده نبود؛ روحانیت گروه اصلی و مرجع در بسیج گروه‌های اجتماعی بود.

جریان‌های فکری مؤثر پیش از مشروطه

جریان علمی اصولی: این جریان ریشه در اواسطه دوره صفویه و تقابل با جریان اخباری داشت و امتداد فقه اجتماعی شیعه از زمان شیخ مفید بود. روح حاکم بر آن، پذیرش روش عرف در برخورد با کلام و معارف حکیم بود.

جریان روشنگری:این جریان حاصل اقدامات عباس میرزا و امیرکبیر بود که به دنبال جبران عقب‌ماندگی از طریق اقتباس فنی از غرب بودند. روشنفکران که به سبب رفتن به غرب یا تحصیل علوم غربی، فرهنگ غرب را پذیرفته بودند، علاج کار را در پذیرش تمام و کمال تمدن غربی می‌دانستند.

ماهیت نهضت و نظام مشروطه

پژوهشگران در تحلیل ماهیت مشروطه، میان «نهضت» و «نظام» تفکیل قایل شده‌اند. نهضتی که به نام عدالت‌خواهی شکل گرفت و به مشروطه انجامید، محصول جریان دینی بود؛ اما نظام مشروطه، محصول هر دو جریان دینی و روشنفکری است.

اهداف علمای مشروطه‌خواه: علمای مشروطه‌خواه به دنبال «عدالت‌خانه» یا نهادی برای نظارت بر کارگزاران دولتی بودند تا از وقوع ظلم جلوگیری کنند. آنان در مهاجرت صغری و کبری نیز همین هدف را دنبال می‌کردند. عنوان «مشروطه» و «مجلس شورا» بعداً در تهران مطرح شد و علما آن را با آنچه در ذهن داشتند تطبیق دادند. مشروطه برای «تجدید» و «مهار ظلم» بود و به باور برخی تحلیلگران، بیش از این ظرفیت نداشت.

نگاه علمای مشروعه‌خواه (مخالف مشروطه): این گروه مخالف حکومت مشروطه نبودند، بلکه آن را غیرممکن می‌دانستند و می‌ترسیدند که حکومت جائر موجود از کلمه مشروطه سوءاستفاده کرده و خود را حکومت مشروطه جا بزند.

قانون اساسی و متمم آن

پس از صدور فرمان مشروطه در اواسط سال ۱۳۲۴ قمری، انتخابات برگزار و مجلس تشکیل شد. قانون اساسی نوشته شد که به گفته برخی، بیشتر تأمین‌نامه مجلس بود تا قانون اساسی. روشنفکران از این مقطع به بعد، اهداف خود را دنبال کردند تا جایی که برخی مسائل و احکام دینی زیر سؤال رفت.

در جریان نگارش و تصویب متمم قانون اساسی، سه جریان وجود داشت: علمای مشروطه‌خواه با رویکرد انتقالی، علمای مشروعه‌خواه (که کنار کشیده بودند) و جریان روشنفکری. از آنجا که قوانین متمم، به ویژه اصلاحات انجام شده توسط علما، کش‌دار و قابل تفسیرهای مختلف بود، هم علمای مشروطه‌خواه و هم روشنفکران با آن مشکلی نداشتند. فضای اجتماعی (افکار عمومی) علیه نویسندگان متون قانون اساسی بود و آنان مجبور شدند برخی خواسته‌های شیخ فضل‌الله نوری را در متون بگنجانند. با این حال، مفاهیم اصلی متون قانون اساسی مبتنی بر نگاه روشنفکران بود.

نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت

علما و روحانیت: روحانیت از اواسط دوره صفوی نفوذ سیاسی فراوانی یافت. اعتقادات مذهبی مردم و نفوذ روحانیت در بین اقشار مختلف جامعه، دو عامل مهمی بود که آنان را قادر ساخت نقش رهبری و بسیج‌گری را در انقلاب ایفا کنند. آنان از داخل و خارج کشور در انقلاب مشروطیت تأثیرگذار بودند و حداقل تا پایان استبداد صغیر، نقش محوری در بسیج مردم و پیشبرد روند انقلاب داشتند.

اکثر روحانیون از مجتهدان رده بالا تا درجات پایین‌تر و طلبه‌های جوان، انگیزه‌ها و دلایل واحد و یکسانی در مراحل مختلف انقلاب نداشتند. دلایل ایدئولوژیک و انگیزه‌های اجتماعی در جانبداری یا مخالفت آنان از انقلاب در مراحل مختلف، به ویژه در مراحل اولیه، دخیل بوده است.

روشنفکران: جریان روشنفکری در ایران عمدتاً متأثر از پیشرفت‌های دنیای غرب بود. روشنفکران این عصر غالباً به میزانی که به غرب روی کرده بودند از مذهب روی گردانده بودند و تحت تأثیر مشروطه‌خواهی، ناسیونالیسم و سکولاریسم، گذشته را رد می‌کردند و حال را زیر سؤال می‌بردند.

حضور جریان روشنفکری در شکل‌گیری و تداوم انقلاب مشهود است، به ویژه در نشر اندیشه و مفاهیم مشروطه‌خواهی و به خصوص در منطقه آذربایجان (تبریز) که نقش روشنفکران چشمگیرتر از سایر مناطق بوده است. روشنفکران به لحاظ وابستگی سیاسی به دو گروه وابسته و غیروابسته تقسیم می‌شدند. بخشی از روشنفکران در خدمت سلطنت‌طلبان بودند و برخی دیگر هوادار و پشتیبان انقلاب مشروطه.

بازرگانان:بازرگانان که در این مقطع منافع شغلی‌شان در نتیجه سیاست‌های اقتصادی دولت تهدید شده بود، اتحادیه صنفی قوی‌ای به وجود آوردند. آنان از ورشکستگی دولت ناراضی و از امنیت مالکیت طرفداری می‌کردند و بسیاری نیز با سیاست اعطای مزایای تعرفه‌ای برای سرمایه‌داران خارجی و بانک‌های بیگانه مخالفت داشتند.

قشر بازرگانان به دو دسته موافق و مخالف مشروطه قابل تفکیک هستند. سرمایه‌داران و تجار وابسته که از دوران محمدشاه در ایران شکل گرفتند، از همان اوایل به شدت با مشروطیت مخالفت کردند. گروه دیگری از بازرگانان نقش مهمی در روند انقلاب مشروطه ایفا کردند و در جریان سه بار بست‌نشینی و نیز در مجلس اول حضور پررنگی داشتند. اما پایگاه اقتصادی بازرگانان سرانجام باعث شد تا از انقلاب احساس خطر کنند. بخش اعظم بازرگانان حمایت خود را از انقلاب پس گرفتند.

پیشه‌وران و اصناف: پیشه‌وران و اصناف (شامل صنعتگران، وردست‌ها و شاگردها، دکان‌داران خرده‌پا و طبقه کارگران شهری) پشتوانه توده‌ای انقلاب بودند. آنان از بست‌نشینی بزرگ تهران (۱۲۸۵ش) تا مقاومت در برابر روس‌ها در تبریز (۱۲۹۰ش)، همه جا پیشگام انقلاب بودند. در مجلس اول، ۳۲ کرسی به اصناف و ده کرسی به بازرگانان اختصاص داشت. در مجلس دوم تعداد کرسی‌های اصناف کاهش یافت.

کارگران: جنبش کارگری در ایران با ظهور انقلاب مشروطیت پدید آمد و با افول آن از میان رفت. کارگران از نظر تعداد محدود بودند اما حمایت گسترده‌ای از انقلاب داشتند و به علت همین محدودیت نتوانستند همانند پیشه‌وران، روحانیون و بازرگانان نقش قاطعی ایفا کنند.

زنان: زنان در انقلاب مشروطیت نقش فعالی داشتند. ایراد سخنرانی‌های آتشین، جنگیدن در کنار داوطلبان مبارز، تأسیس انجمن‌های خاص خود، و در مواردی پوشیدن لباس مردان و شرکت در نبردها از جمله فعالیت‌های زنان به نفع مشروطیت بود. در پی اولتیماتوم روسیه (۱۲۹۰ش)، هزاران زن کفن به تن کردند و همراه مردان آمادگی خود را برای دفاع اعلام کردند. سیصد زن مسلح به مجلس رفتند و به نمایندگان توصیه کردند در برابر روسیه پایداری کنند.

گرچه زنان حق رأی در مشروطه نیافتند، اما بررسی نامه‌ها، مقاله‌ها و گزارش‌های روزنامه‌های دوره انقلاب مشروطیت نشان می‌دهد که نهضت مبارزه برای حقوق زن عمدتاً ریشه در انقلاب مشروطیت دارد.

ایلات و عشایر: ایلات و عشایر حدود یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می‌دادند. در جامعه ایلاتی، مردم اطاعت پذیری محض از رؤسای خود داشتند و داشتن نیروی مسلح از ضروریات زندگی ایلی بود. این دو مؤلفه، دو اهرم قدرت برای سران ایلات و عشایر فراهم آورده بود و آنان را به یکی از بازیگران مهم تحولات سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه تبدیل نمود.

محمدعلی شاه با کمک نیروی تعدادی از قبایل علیه مشروطه‌خواهان تبریز و همچنین پس از سقوط به منظور بازپس‌گیری تاج و تخت اقدام کرد. بختیاری‌های ایالت اصفهان در سال ۱۲۸۸ش به جهت پشتیبانی از مشروطیت به یک قدرت ملی تبدیل شدند. قبایل و ایالات ضمن اینکه انگیزه چندانی برای جنگیدن به نفع یکی از دو طرف نداشتند، در بی‌ثبات کردن اوضاع کشور در فاصله سال‌های ۱۲۸۴-۱۲۹۰ش نقش‌آفرینی داشتند.

دهقانان: ایران در اوایل قرن بیستم یک کشور فلاحتی بود و بیش از نصف جمعیت را دهقانان تشکیل می‌دادند. برخی بر این عقیده‌اند که دهقانان در انقلاب مشروطیت مداخله نداشتند، اما وقایع ثبت شده حکایت از حضور آنان دارد: روستاییان در سال ۱۲۸۴ش خارجیان و مأموران مالیاتی را از چند روستا اخراج کردند، در چندین روستا دست به تشکیل انجمن زدند، در جاهایی از پرداخت بهره مالکانه امتناع می‌ورزیدند و در پاره‌ای مناطق شمالی انبارهای اربابی را مصادره کردند. با این حال، به دلیل سلطه مالکان بر روستاها، جدایی و پراکندگی روستاها، مشکلات سازماندهی و مشخص نبودن منافع دهقانان در سطح ملی، آنان نتوانستند اقداماتی فراتر از عملیات پراکنده انجام دهند.

اردوی ضد مشروطیت: طیف گسترده‌ای در اردوی ضد مشروطیت دخیل و مؤثر بودند که مهم‌ترین آنان عبارت بودند از: خانواده و دودمان قاجار و درباریان، وزیران نهادهای کلیدی به ویژه نیروهای مسلح، حکام ایالت‌ها، شاهزادگان قاجاریه، مستمری‌بگیران، و حدود دو هزار درباری که وسیله معیشت همگی بر اثر قطع بودجه کلان مجلس محدود می‌شد.

بزرگترین متحدان دولت در برابر انقلاب مشروطیت، طبقات زمیندار و اعیان کشور بودند. اشرافیت زمیندار که در آن مقطع در آستانه تشکل و سازماندهی بود، متوجه شد چه خطری از جانب مشروطیت موقعیتشان را تهدید می‌کند. پس از ممنوعیت تیولداری توسط مجلس اول، کل طبقه زمیندار از مشروطیت دور شدند. از سال ۱۲۸۸ش، زمینداران حتی تا رهبری مشروطیت ارتقا پیدا کردند (سپهدار تنکابنی به عنوان وزیر جنگ و نخست‌وزیر نظام مشروطیت تعیین شد). در مجلس دوم، نسبت تعداد نمایندگان رؤسای قبایل و دیوان‌سالاری زمیندار قاجار به کل نمایندگان تا ۶۸ درصد افزایش یافت.

وضعیت اقتصادی ایران در عصر مشروطه

اقتصاد ایران در دوره مشروطه در شرف نابودی بود. وضع کشاورزی بسیار بد بود و اگر فعالیتی در این زمینه بود، به سختی کفاف امور خود کشاورز را می‌داد. صنایع داخلی و کارگاهی در حال برچیده شدن بود. تجار ایرانی، کالاهای ایرانی را توزیع و خرید و فروش نمی‌کردند و در عمل به صورت واسطه و دلال محصولات خارجی درآمده بودند. تجار ایرانی خود را تحت حمایت سفارتخانه‌های خارجی در می‌آوردند تا از آسیب در امان باشند.

بخش‌های بزرگی از تجارت پر سود روس‌ها با ایران توسط بازرگانان خود آنان انجام می‌گرفت و جایی برای تجار ایرانی باقی نمی‌گذاشت. دهقانان به بدترین وضع امرار معاش می‌کردند. اغلب آنان همراه با صاحبان کارگاه‌ها و کارگرانی که در اثر رقابت خارجی و فقر عمومی مردم، کارگاه‌هایشان به حال تعطیل درآمده بود، جهت کار مزدوری در داخل و خارج به مهاجرت دست می‌زدند.

اقتصاد کشور در پی جنگ و از دست رفتن پاره‌ای از مناطق فقیرتر شد. از جمله پیامدهای این امر، انعقاد موافقت‌نامه‌های تعرفه‌ای ویژه‌ای بود که صنعت داخلی را در رقابت با محصولات ماشینی ارزان‌قیمت بی‌دفاع گذاشت. حاصل این فرآیند، از دست دادن صادرات کالاهای ساخته شده، گرایش به سمت تولید فرآورده‌های کشاورزی تجاری، کاهش تولید مواد غذایی اصلی و افزایش عمومی واردات بود.

در نتیجه تسلط سیاسی روسیه و انگلستان، تغییراتی در تجارت ایران رخ داد و تجارت با اروپا افزایش یافت. تعرفه‌های گمرکی متفاوت برای کالاهای مربوط به ملیت واردکننده یا صادرکننده که طبق پیمان ترکمانچای (۱۸۲۸م) معمول شده بود، برای تجار ایرانی زیان‌آور بود. رقابت اروپاییان تأثیرات زیان‌باری بر بسیاری از صنایع محلی، به ویژه صنعت نساجی، داشت.

روسیه و انگلستان در انقلاب مشروطیت

احتمالاً مهم‌ترین دلیل قطع حمایت فعال انگلستان از انقلاب، پیمان مخفی ۱۹۰۷م بین روسیه و انگلستان و تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ بین این دو دولت و یک منطقه بی‌طرف بود. منافع مادی بریتانیا در ایران (مناسبات بازرگانی، میدان‌های پر ارزش نفت جنوب) بر اثر این قرارداد که نوعی «مصالحه تاریخی» در آسیا بود، تضمین شد. بریتانیا بدان وسیله خواست مستملکات خود در هندوستان را حفظ نموده و در عوض دست روسیه را در شمال ایران، یعنی عمده‌ترین کانون انقلاب، باز بگذارد. با امضای این قرارداد، مهر پایان بر حمایت جدی انگلستان از انقلاب زده شد و مخالفت با نقشه‌های ضد مشروطه‌خواهی روسیه کنار نهاده شد. دولت روسیه در سراسر دوران انقلاب مشروطیت به مخالفت علنی و عملی با آن پرداخت.

رویدادهای پس از مشروطه و استبداد صغیر

در تحلیل به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه، معمولاً بر اقدامات مشروطه‌خواهان تندرو و افراطی که اقتدار دولت و شاه را کاسته بودند، توجه کافی نمی‌شود. نارضایتی مردم از وضعیت شکل‌گرفته در مشروطه اول به گونه‌ای بود که ناظران مشروطه‌خواه (مانند ناظم‌الاسلام کرمانی) از «عموم اهل تهران» نقل می‌کنند که از شاه تعریف می‌کردند. احتمال داشت همان مردمی که برای تحصیل مشروطه قیام کردند، برای تعطیل مجلس و برچیدن بساط انجمن‌ها و جراید قیام کنند.

محمدعلی شاه قصد نداشت نظام مشروطه را ملغی کند. در دستخطی که پس از به توپ بستن مجلس صادر کرد، هدف خود را مقابله با تندروها اعلام و تأکید کرد که سه ماه بعد انتخابات مجدد برگزار خواهد شد. اما علمای مخالف مشروطه که پس از تلاش‌های فراوان به این نتیجه رسیده بودند که مشروطه قابلیت تصحیح ندارد، با انتخابات مجدد مخالفت کردند. در اینجا بود که محمدعلی شاه دستخط الغای مشروطه را صادر کرد.

وضعیت ایران در سال‌های پس از مشروطه

حکومت مشروطه در میان توده مردم و طبقه دهقانان تحولات عمیقی به جای نگذارد. ایران زیربار قروض کمرشکن و قیود سیاسی و اقتصادی دولت‌های استعماری به سختی می‌نالید. حکومت مشروطه ایران، هر چند رکن اعظم آن، یعنی مجلس شورای ملی، توسط مردانی پرشور و وطن‌دوست و با ایمان تشکیل شده بود، اما آن امتیاز را نسبت به حکومت‌های سابق نداشت که از عهده انجام اصلاحات اساسی برآید. جزء از جنبه قانون‌گذاری، در ماهیت حکومت ایران نسبت به دوران استبداد و در ماهیت عناصر تشکیل‌دهنده آن نسبت به هیئت حاکمه دوره استبداد، تغییر اساسی روی نداده بود.

احزاب سیاسی در دوره مشروطه

اولین احزاب سیاسی در ایران همزمان با نهضت مشروطیت، پیشتر از غالب کشورهای آسیایی، به وجود آمدند. هرچند اولین احزاب رسمی همزمان با دوره دوم مجلس شورای ملی ایجاد شدند، سال‌ها پیش از آن، انجمن‌های مخفی با اهداف سیاسی و مبارزاتی، با اقتباسی از تشکل‌های پنهان و نیمه‌پنهان غربی و بهره‌گیری از پیشینه انجمن‌های سیاسی و عملیاتی جنبش‌های شورشی در تاریخ ایران، به وجود آمدند و الگوی اولیه احزاب سیاسی در ایران شدند.

فرایند شکل‌گیری احزاب در ایران با اقتباس سطحی از گروه‌های چریکی و مبارز مارکسیست و شبه‌مارکسیست روسیه در دوران انقلاب روسیه، وجوه مرموز، پنهان، عملیاتی، غیرپاسخگو، غیردموکراتیک و اقتدارگرای احزاب سیاسی در ایران را تقویت کرد و نخبگان ایران را از تأسیس یک سامان سیاسی حزبی دموکراتیک برای رقابت سیاسی مسالمت‌آمیز دور کرد.

شیفتگی نخبگان (به ویژه عرف‌گرا) به بیگانگان و تقلید سطحی از الگوهای غربی، عدم درک آنان از شرایط جامعه و فرهنگ عمومی، فقدان تعلقات ملی عمیق و اهتمام به استقلال ملی در میان نخبگان ایران و احزاب سیاسی، انجام فعالیت‌های ماجراجویانه پنهان احزاب (از جمله ترور و ایجاد هرج و مرج)، اختلافات و درگیری‌های میان احزاب سیاسی و انزوای آنان در میان مردم، اختلافات میان نخبگان روحانی و نخبگان عرف‌گرا، کناره‌گیری روحانیت از فعالیت‌های حزبی، و نهایتاً عدم درک درست نخبگان جامعه از نقش و ضرورت احزاب در یک نظام دموکراتیک، همه در نابه‌سامانی و نهادینه نشدن احزاب سیاسی در ایران و عدم استقرار یک سامان سیاسی مستحکم، پس از نهضت مشروطیت مؤثر بودند. این فرایند در نهایت، بیگانگان را بار دیگر برای دخالت استعمارگرانه در ایران به طمع انداخت و به فروپاشی نظام مشروطه و استقرار یک دولت اقتدارگرا منجر شد.

دستاوردها و چالش‌های مشروطه

دستاوردهای مشروطه: کمترین اتفاقی که در مشروطه رخ داد، تبدیل نظریه شاه‌محوری به قانون‌محوری بود. اینکه به لحاظ نظری قرار شد از آن پس قانون محور باشد، برای فقیهان دوره‌های بعد ظرفیت‌سازی کرد. در گفتمان انقلاب اسلامی، کار ناتمام مشروطه تمام شد. مشروطه قرار بود مرحله «نظارت شرعی بر عرف» باشد و شاه‌محوری به قانون‌محوری تبدیل شد که با مدیریت کامل‌تر، می‌توانست بر کل فضای عرف نظارت پیدا کند.

چالش‌های مشروطه: مشکل اساسی مشروطه این بود که فرهنگ عمومی جامعه ایران به اندازه کافی به بلوغ نرسیده بود. انتظار اینکه مشروطه باید به حکومت اسلامی انجامد، انتظاری فراتر از ظرفیت آن بود و تنها در میان مشروطه‌خواهان مطرح بود. برخی از سکولارها توانستند با هدایت مطبوعاتی و توجیه شخصیت‌ها، اهداف مستبدانه خود را پیش برند.

از منظری کلان، وقوع مشروطه و تحولات آن، حتی اگر غرب و جریان روشنفکری هم نبودند، باز هم با کمی تفاوت در زمان و مکان رخ می‌داد. این تحولات لازمه بسط و تکامل اجتهاد شیعی و مناسبات فقه و اجتماع بود. غرب و جریان روشنفکر نقش کاتالیزوری داشتند و ممکن است موجب تسریع این امر شده باشند.

پانویس

منابع