|
|
| خط ۴: |
خط ۴: |
|
| |
|
| == دوران مشروطه == | | == دوران مشروطه == |
| دوره مشروطه ایران با صدور فرمان نظامنامه مجلس شورای ملی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش/۱۹۰۶م توسط مظفرالدین شاه قاجار آغاز شد و تا پایان سلطنت احمدشاه و انقراض سلسله قاجار در ۱۳۰۴ش/۱۹۲۵م ادامه یافت. در این بازه، سه پادشاه قاجار به ترتیب بر ایران حکومت کردند: مظفرالدین شاه (۱۲۷۵-۱۲۸۵ش) که گرچه با صدور فرمان مشروطه، نظام سیاسی جدید را قانونی کرد، اما چند روز پس از آن درگذشت. جانشین او، محمدعلی شاه (۱۲۸۵-۱۲۸۸ش)، با به توپ بستن مجلس و برقراری استبداد صغیر، کوشید نظام مشروطه را برچیند، اما با فتح تهران توسط مشروطهخواهان وادار به کنارهگیری و تبعید شد. آخرین شاه قاجار، احمدشاه (۱۲۸۸-۱۳۰۴ش)، در شرایطی به سلطنت رسید که کشور با بحرانهایی چون اشغال خارجی در جنگ جهانی اول و کودتای ۱۲۹۹ش مواجه بود و سرانجام با خلع قاجاریه و استقرار پهلوی، دوره مشروطه پایان یافت. | | دوره مشروطه ایران با صدور فرمان نظامنامۀ مجلس شورای ملی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش توسط مظفرالدین شاه قاجار آغاز شد<ref>[https://ical.ir/library%E2%80%93news/%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA%D8%8C-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/407 «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وبسایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.]</ref> و تا پایان سلطنت احمدشاه و انقراض سلسله قاجار در ۱۳۰۴ش/۱۹۲۵م ادامه یافت. در این بازه، سه پادشاه قاجار به ترتیب بر ایران حکومت کردند: مظفرالدین شاه (۱۲۷۵-۱۲۸۵ش) که گرچه با صدور فرمان مشروطه، نظام سیاسی جدید را قانونی کرد، اما چند روز پس از آن درگذشت. جانشین او، محمدعلی شاه (۱۲۸۵-۱۲۸۸ش)، با به توپ بستن مجلس و برقراری استبداد صغیر، کوشید نظام مشروطه را برچیند، اما با فتح تهران توسط مشروطهخواهان وادار به کنارهگیری و تبعید شد. آخرین شاه قاجار، احمدشاه (۱۲۸۸-۱۳۰۴ش)، در شرایطی به سلطنت رسید که کشور با بحرانهایی چون اشغال خارجی در جنگ جهانی اول و کودتای ۱۲۹۹ش مواجه بود و سرانجام با خلع قاجاریه و استقرار پهلوی، دوره مشروطه پایان یافت. |
|
| |
|
| == ایران پیش از مشروطه == | | == ایران پیش از مشروطه == |
| خط ۵۰: |
خط ۵۰: |
|
| |
|
| == نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت == | | == نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت == |
| علما و روحانیت: روحانیت از اواسط دوره صفوی نفوذ سیاسی فراوانی یافت. اعتقادات مذهبی مردم و نفوذ روحانیت در بین اقشار مختلف جامعه، دو عامل مهمی بود که آنان را قادر ساخت نقش رهبری و بسیجگری را در انقلاب ایفا کنند. آنان از داخل و خارج کشور در انقلاب مشروطیت تأثیرگذار بودند و حداقل تا پایان استبداد صغیر، نقش محوری در بسیج مردم و پیشبرد روند انقلاب داشتند.
| |
|
| |
|
| اکثر روحانیون از مجتهدان رده بالا تا درجات پایینتر و طلبههای جوان، انگیزهها و دلایل واحد و یکسانی در مراحل مختلف انقلاب نداشتند. دلایل ایدئولوژیک و انگیزههای اجتماعی در جانبداری یا مخالفت آنان از انقلاب در مراحل مختلف، به ویژه در مراحل اولیه، دخیل بوده است.
| | * علما و روحانیت: روحانیت با بهرهگیری از نفوذ دیرینه خود در میان مردم، نقش محوری در رهبری و بسیج تودهها ایفا کرد و تا پایان استبداد صغیر، مهمترین نیروی پیشبرنده انقلاب بود. روحانیون در مواضع گوناگون (مشروطهخواه، مشروعهخواه و میانه) انگیزههای متفاوتی داشتند. |
| | | * روشنفکران: این جریان که عمدتاً متأثر از پیشرفتهای غرب بود، در نشر مفاهیم مشروطهخواهی و قانونطلبی، به ویژه در آذربایجان، نقشی چشمگیر ایفا کرد. روشنفکران به دو دسته وابسته به دربار و هوادار انقلاب تقسیم میشدند. |
| روشنفکران: جریان روشنفکری در ایران عمدتاً متأثر از پیشرفتهای دنیای غرب بود. روشنفکران این عصر غالباً به میزانی که به غرب روی کرده بودند از مذهب روی گردانده بودند و تحت تأثیر مشروطهخواهی، ناسیونالیسم و سکولاریسم، گذشته را رد میکردند و حال را زیر سؤال میبردند. | | * بازرگانان:بازرگانان که از سیاستهای اقتصادی دولت و رقابت خارجی زیان دیده بودند، با حمایت مالی از بستنشینیها و مجلس، نقشی مهم ایفا کردند، اما با تداوم انقلاب، بخش اعظم آنان به دلیل نگرانی از بیثباتی، حمایت خود را پس گرفتند. |
| | | * پیشهوران و اصناف: این گروه پشتوانه تودهای انقلاب بودند و از بستنشینی تهران تا مقاومت تبریز، پیشگام مبارزات بودند. |
| حضور جریان روشنفکری در شکلگیری و تداوم انقلاب مشهود است، به ویژه در نشر اندیشه و مفاهیم مشروطهخواهی و به خصوص در منطقه آذربایجان (تبریز) که نقش روشنفکران چشمگیرتر از سایر مناطق بوده است. روشنفکران به لحاظ وابستگی سیاسی به دو گروه وابسته و غیروابسته تقسیم میشدند. بخشی از روشنفکران در خدمت سلطنتطلبان بودند و برخی دیگر هوادار و پشتیبان انقلاب مشروطه.
| | * کارگران: جنبش کارگری با مشروطه پدید آمد و از آن حمایت کرد، اما به دلیل تعداد محدود، نتوانست نقش تعیینکنندهای ایفا کند. |
| | | * زنان: زنان با سخنرانی، تأسیس انجمنها، شرکت در نبردها (با پوشش مردانه) و کفنپوشی در برابر اولتیماتوم روسیه، حضوری فعال داشتند و نهضت حقوق زنان ریشه در این دوره دارد، هر چند به حق رأی نرسیدند. |
| بازرگانان:بازرگانان که در این مقطع منافع شغلیشان در نتیجه سیاستهای اقتصادی دولت تهدید شده بود، اتحادیه صنفی قویای به وجود آوردند. آنان از ورشکستگی دولت ناراضی و از امنیت مالکیت طرفداری میکردند و بسیاری نیز با سیاست اعطای مزایای تعرفهای برای سرمایهداران خارجی و بانکهای بیگانه مخالفت داشتند. | | * ایلات و عشایر: ایلات (حدود یکچهارم جمعیت) با ساختار اطاعتمحور و نیروی مسلح، بازیگران مهم تحولات بودند؛ برخی در خدمت محمدعلی شاه و برخی دیگر (مانند بختیاریها) در حمایت از مشروطه عمل کردند. |
| | | * دهقانان: دهقانان (بیش از نیم جمعیت) به دلیل سلطه مالکان، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند حضوری پایدار و مؤثر داشته باشند، هر چند در موارد محدودی دست به اقدامات محلی زدند. |
| قشر بازرگانان به دو دسته موافق و مخالف مشروطه قابل تفکیک هستند. سرمایهداران و تجار وابسته که از دوران محمدشاه در ایران شکل گرفتند، از همان اوایل به شدت با مشروطیت مخالفت کردند. گروه دیگری از بازرگانان نقش مهمی در روند انقلاب مشروطه ایفا کردند و در جریان سه بار بستنشینی و نیز در مجلس اول حضور پررنگی داشتند. اما پایگاه اقتصادی بازرگانان سرانجام باعث شد تا از انقلاب احساس خطر کنند. بخش اعظم بازرگانان حمایت خود را از انقلاب پس گرفتند.
| | * اردوی ضد مشروطیت: درباریان، شاهزادگان، مستمریبگیران و به ویژه طبقه زمیندار و اعیان، با تهدید شدن منافع خود (مانند لغو تیولداری)، به صف مخالفان پیوستند و از سال ۱۲۸۸ش، برخی از آنان (مانند سپهدار تنکابنی) حتی رهبری مشروطه را در دست گرفتند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/popup/fa/system/contentprint/127518 «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.]</ref> |
| | |
| پیشهوران و اصناف: پیشهوران و اصناف (شامل صنعتگران، وردستها و شاگردها، دکانداران خردهپا و طبقه کارگران شهری) پشتوانه تودهای انقلاب بودند. آنان از بستنشینی بزرگ تهران (۱۲۸۵ش) تا مقاومت در برابر روسها در تبریز (۱۲۹۰ش)، همه جا پیشگام انقلاب بودند. در مجلس اول، ۳۲ کرسی به اصناف و ده کرسی به بازرگانان اختصاص داشت. در مجلس دوم تعداد کرسیهای اصناف کاهش یافت. | |
| | |
| کارگران: جنبش کارگری در ایران با ظهور انقلاب مشروطیت پدید آمد و با افول آن از میان رفت. کارگران از نظر تعداد محدود بودند اما حمایت گستردهای از انقلاب داشتند و به علت همین محدودیت نتوانستند همانند پیشهوران، روحانیون و بازرگانان نقش قاطعی ایفا کنند. | |
| | |
| زنان: زنان در انقلاب مشروطیت نقش فعالی داشتند. ایراد سخنرانیهای آتشین، جنگیدن در کنار داوطلبان مبارز، تأسیس انجمنهای خاص خود، و در مواردی پوشیدن لباس مردان و شرکت در نبردها از جمله فعالیتهای زنان به نفع مشروطیت بود. در پی اولتیماتوم روسیه (۱۲۹۰ش)، هزاران زن کفن به تن کردند و همراه مردان آمادگی خود را برای دفاع اعلام کردند. سیصد زن مسلح به مجلس رفتند و به نمایندگان توصیه کردند در برابر روسیه پایداری کنند. | |
| | |
| گرچه زنان حق رأی در مشروطه نیافتند، اما بررسی نامهها، مقالهها و گزارشهای روزنامههای دوره انقلاب مشروطیت نشان میدهد که نهضت مبارزه برای حقوق زن عمدتاً ریشه در انقلاب مشروطیت دارد.
| |
| | |
| ایلات و عشایر: ایلات و عشایر حدود یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل میدادند. در جامعه ایلاتی، مردم اطاعت پذیری محض از رؤسای خود داشتند و داشتن نیروی مسلح از ضروریات زندگی ایلی بود. این دو مؤلفه، دو اهرم قدرت برای سران ایلات و عشایر فراهم آورده بود و آنان را به یکی از بازیگران مهم تحولات سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه تبدیل نمود. | |
| | |
| محمدعلی شاه با کمک نیروی تعدادی از قبایل علیه مشروطهخواهان تبریز و همچنین پس از سقوط به منظور بازپسگیری تاج و تخت اقدام کرد. بختیاریهای ایالت اصفهان در سال ۱۲۸۸ش به جهت پشتیبانی از مشروطیت به یک قدرت ملی تبدیل شدند. قبایل و ایالات ضمن اینکه انگیزه چندانی برای جنگیدن به نفع یکی از دو طرف نداشتند، در بیثبات کردن اوضاع کشور در فاصله سالهای ۱۲۸۴-۱۲۹۰ش نقشآفرینی داشتند. | |
| | |
| دهقانان: ایران در اوایل قرن بیستم یک کشور فلاحتی بود و بیش از نصف جمعیت را دهقانان تشکیل میدادند. برخی بر این عقیدهاند که دهقانان در انقلاب مشروطیت مداخله نداشتند، اما وقایع ثبت شده حکایت از حضور آنان دارد: روستاییان در سال ۱۲۸۴ش خارجیان و مأموران مالیاتی را از چند روستا اخراج کردند، در چندین روستا دست به تشکیل انجمن زدند، در جاهایی از پرداخت بهره مالکانه امتناع میورزیدند و در پارهای مناطق شمالی انبارهای اربابی را مصادره کردند. با این حال، به دلیل سلطه مالکان بر روستاها، جدایی و پراکندگی روستاها، مشکلات سازماندهی و مشخص نبودن منافع دهقانان در سطح ملی، آنان نتوانستند اقداماتی فراتر از عملیات پراکنده انجام دهند. | |
| | |
| اردوی ضد مشروطیت: طیف گستردهای در اردوی ضد مشروطیت دخیل و مؤثر بودند که مهمترین آنان عبارت بودند از: خانواده و دودمان قاجار و درباریان، وزیران نهادهای کلیدی به ویژه نیروهای مسلح، حکام ایالتها، شاهزادگان قاجاریه، مستمریبگیران، و حدود دو هزار درباری که وسیله معیشت همگی بر اثر قطع بودجه کلان مجلس محدود میشد. | |
| | |
| بزرگترین متحدان دولت در برابر انقلاب مشروطیت، طبقات زمیندار و اعیان کشور بودند. اشرافیت زمیندار که در آن مقطع در آستانه تشکل و سازماندهی بود، متوجه شد چه خطری از جانب مشروطیت موقعیتشان را تهدید میکند. پس از ممنوعیت تیولداری توسط مجلس اول، کل طبقه زمیندار از مشروطیت دور شدند. از سال ۱۲۸۸ش، زمینداران حتی تا رهبری مشروطیت ارتقا پیدا کردند (سپهدار تنکابنی به عنوان وزیر جنگ و نخستوزیر نظام مشروطیت تعیین شد). در مجلس دوم، نسبت تعداد نمایندگان رؤسای قبایل و دیوانسالاری زمیندار قاجار به کل نمایندگان تا ۶۸ درصد افزایش یافت.
| |
|
| |
|
| == وضعیت اقتصادی ایران در عصر مشروطه == | | == وضعیت اقتصادی ایران در عصر مشروطه == |
| خط ۱۷۵: |
خط ۱۵۶: |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
| =منابع= | | =منابع= |
| | «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وبسایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: 13 مرداد 1404ش. |
| | |
| | «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: 29 اردیبهشت 1405ش. |