امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۲۰: خط ۱۲۰:
عناصر فرهنگ به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم شده است.
عناصر فرهنگ به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم شده است.


=== ۱. عناصر ذهنی و درونی ===
=== عناصر ذهنی و درونی ===
این عناصر در ذهن و روان انسان تجلی می‌یابند و شامل دو بخش معنایی و شخصیتی‌اند:<ref>رجب‌زاده، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، ۱۳۷۷ش، ص ۶۴.</ref>
این عناصر در ذهن و روان انسان تجلی می‌یابند و شامل دو بخش معنایی و شخصیتی‌اند:<ref>رجب‌زاده، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، ۱۳۷۷ش، ص ۶۴.</ref>


خط ۱۲۹: خط ۱۲۹:
* حقوق بنیادین انسان: برداشت از حقوق اساسی انسان که سایر اشکال زندگی و هنر از آن تأثیر می‌پذیرند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۵۲.</ref>
* حقوق بنیادین انسان: برداشت از حقوق اساسی انسان که سایر اشکال زندگی و هنر از آن تأثیر می‌پذیرند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۵۲.</ref>


=== ۲. عناصر بیرونی یا مادی ===
=== عناصر بیرونی یا مادی ===
جنبه‌های سخت‌افزاری فرهنگ که عناصر ذهنی در آن‌ها تحقق عینی می‌یابند:
جنبه‌های سخت‌افزاری فرهنگ که عناصر ذهنی در آن‌ها تحقق عینی می‌یابند:


خط ۱۴۷: خط ۱۴۷:


== فرهنگ‌پذیری و نهادهای انتقال فرهنگ ==
== فرهنگ‌پذیری و نهادهای انتقال فرهنگ ==
از آنجا که فرهنگ پدیده‌ای غریزی و ژنتیکی نیست، باید از نسلی به نسل دیگر آموخته و منتقل شود. در علوم اجتماعی به این فرآیندِ یادگیری و درونی‌سازیِ عناصر فرهنگی، '''فرهنگ‌پذیری''' (Enculturation) یا '''جامعه‌پذیری''' (Socialization) می‌گویند. (در صورتی که این الگوبرداری و تأثیرپذیری در اثر برخورد و تعامل مداومِ دو فرهنگ متفاوت با یکدیگر رخ دهد، به آن '''فرهنگ‌گیری''' یا Acculturation گفته می‌شود). انتقال فرهنگ از طریق ساختارها و مجاریِ مشخصی صورت می‌گیرد که به آن‌ها '''نهادهای فرهنگ‌پذیرکننده''' می‌گویند. مهم‌ترینِ این نهادها عبارتند از:
از آنجا که فرهنگ پدیده‌ای غریزی و ژنتیکی نیست، از نسلی به نسل دیگر آموخته و منتقل می‌شود. در علوم اجتماعی به این فرآیند یادگیری و درونی‌سازی عناصر فرهنگی، فرهنگ‌پذیری می‌گویند. به ساختارها و مجاری منتقل کنندۀ فرهنگ، '''ن'''هادهای فرهنگ‌پذیرکننده می‌گویند. مهم‌ترین این نهادها عبارتند از: خانواده به‌مثابه قرارگاه فرهنگ‌پذیری، آموزش و پرورش، گروه همسالان، رسانه‌های جمعی و نهاد دین.
 
* '''خانواده:''' نخستین، غیررسمی‌ترین و مهم‌ترین نهاد که پایه‌ای‌ترین ارزش‌ها، زبان، هنجارها و احساسات را در سال‌های اولیهٔ زندگی به فرد منتقل می‌کند.
* '''آموزش و پرورش (مدرسه و دانشگاه):''' نهاد رسمی و نظام‌مندی که وظیفهٔ انتقال دانش، قوانین، تاریخِ مشترک و مهارت‌های اجتماعیِ مورد تأیید جامعه را بر عهده دارد.
* '''گروه همسالان:''' شبکه‌ای از دوستان که هنجارهای غیررسمی، خرده‌فرهنگ‌ها و الگوهای رفتاریِ هم‌نسلان را مستقل از خانواده ترویج می‌کنند.
* '''رسانه‌های جمعی و نهاد دین:''' رسانه‌ها (مانند تلویزیون، سینما، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی) با انتشار وسیعِ نمادها و اطلاعات، و نهاد دین با تبیین جهان‌بینی و اخلاقیات، نقش کلیدی در جهت‌دهی به فرهنگ عمومی و بازتولید (یا تغییر) ارزش‌های جامعه ایفا می‌کنند.


== مفاهیم کلیدی در جامعه‌شناسی فرهنگ ==
== مفاهیم کلیدی در جامعه‌شناسی فرهنگ ==
در مطالعات جامعه‌شناختی و انسان‌شناسی، برای تحلیل دقیق‌تر پویایی‌ها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایه‌ای زیر مورد توجه قرار می‌گیرند:
در مطالعات جامعه‌شناختی و انسان‌شناسی، برای تحلیل دقیق‌تر پویایی‌ها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایه‌ای زیر مورد توجه قرار می‌گیرند:


* '''خرده‌فرهنگ و ضدفرهنگ:''' در درون هر «فرهنگ مسلط» (Dominant Culture)، همواره گروه‌هایی وجود دارند که دارای ارزش‌ها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در تعارضِ بنیادین نیستند، '''خرده‌فرهنگ''' (Subculture) می‌گویند (مانند فرهنگ اقوام، اقلیت‌ها یا جوانان). اما اگر یک گروه اجتماعی در تقابل، ستیز و طردِ آشکارِ ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگِ مسلط قرار گیرد، الگوی رفتاریِ آن‌ها '''ضدفرهنگ''' (Counterculture) نامیده می‌شود.
* '''خرده‌فرهنگ و ضدفرهنگ:''' در درون هر فرهنگ مسلط، همواره گروه‌هایی وجود دارند که دارای ارزش‌ها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در تعارضِ بنیادین نیستند، خرده‌فرهنگ می‌گویند؛ مانند فرهنگ اقوام، اقلیت‌ها یا جوانان. اما اگر یک گروه اجتماعی در تقابل، ستیز و طرد آشکار ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگ مسلط قرار گیرد، الگوی رفتاری آن‌ها ضدفرهنگ نامیده می‌شود.
* '''قوم‌مداری و نسبیت فرهنگی:''' تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگ‌های دیگر بر اساس معیارها و استانداردهای فرهنگِ خودی، '''قوم‌مداری''' (Ethnocentrism) نامیده می‌شود که غالباً با احساس برتریِ فرهنگی همراه است. در نقطهٔ مقابل، '''نسبیت فرهنگی''' (Cultural Relativism) بر این اصل علمی و روش‌شناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها بر اساس معیارها، منطق و ارزش‌های درونِ همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی.
* '''قوم‌مداری و نسبیت فرهنگی:''' تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگ‌های دیگر بر اساس معیارها و استانداردهای فرهنگ خودی، قوم‌مداری نامیده می‌شود که غالباً با احساس برتری فرهنگی همراه است. در نقطهٔ مقابل، نسبیت فرهنگی بر این اصل علمی و روش‌شناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها بر اساس معیارها، منطق و ارزش‌های درون همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی.
* '''تأخر فرهنگی:''' در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخش‌های مادیِ فرهنگ (مانند تکنولوژی، ماشین‌آلات و ابزار) بسیار بیشتر از بخش‌های غیرمادی (نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزش‌ها) است. ویلیام آگ‌برن این عدم هماهنگی و شکافِ ناشی از عقب‌ماندگیِ فرهنگِ غیرمادی از فرهنگِ مادی را '''تأخر فرهنگی''' یا پس‌افتادگی فرهنگی (Cultural Lag) نامید.
* '''تأخر فرهنگی:''' در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخش‌های مادی فرهنگ مانند تکنولوژی، ماشین‌آلات و ابزار بسیار بیشتر از بخش‌های غیرمادی نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزش‌ها است. ویلیام آگ‌برن این عدم هماهنگی و شکاف ناشی از عقب‌ماندگی فرهنگِ غیرمادی از فرهنگ مادی را تأخر فرهنگی یا پس‌افتادگی فرهنگی نامید.
* '''شوک فرهنگی:''' برخورد ناگهانی و عمیقِ یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن نمادها، نشانه‌ها و هنجارهای پیشینِ فرد کارکرد خود را از دست می‌دهند، به پدیده‌ای روانی و اجتماعی به نام '''شوک فرهنگی''' (Culture Shock) منجر می‌شود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است.
* '''شوک فرهنگی:''' برخورد ناگهانی و عمیق یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن عناصر فرهنگ پیشین فرد کارکرد خود را از دست می‌دهند، به پدیده‌ای روانی و اجتماعی به نام شوک فرهنگی منجر می‌شود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است.


== گونه‌شناسی و دسته‌بندی‌های فرهنگ ==
== گونه‌شناسی و دسته‌بندی‌های فرهنگ ==
فرهنگ پدیده‌ای چندوجهی است که جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان آن را بر اساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دسته‌های گوناگونی تقسیم کرده‌اند:
فرهنگ پدیده‌ای چند بعدی است که جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان آن را بر اساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دسته‌های گوناگونی تقسیم کرده‌اند:


=== بر اساس سطح فراگیری و لایه‌های اجتماعی ===
=== بر اساس سطح فراگیری و لایه‌های اجتماعی ===


* '''فرهنگ عمومی (General/Mass Culture):''' شامل باورها، ارزش‌ها، هنجارها و رفتارهایی است که اکثریت قاطع افراد یک جامعه در آن اشتراک دارند. این فرهنگ، شالودهٔ تعاملات روزمرهٔ مردم عادی را می‌سازد و معمولاً از طریق خانواده، آموزش عمومی و رسانه‌های جمعی بازتولید می‌شود.
* '''فرهنگ عمومی:''' اکثریت قاطع افراد یک جامعه در آن اشتراک دارند. این فرهنگ، شالودهٔ تعاملات روزمرهٔ مردم عادی را می‌سازد و معمولاً از طریق نهادهای فرهنگ‌پذیری بازتولید می‌شود.
* '''فرهنگ نخبگانی یا عالی (High/Elite Culture):''' به الگوهای فرهنگی، مصرفی و زیبایی‌شناختیِ طبقات بالا، روشنفکران و نخبگان جامعه اطلاق می‌شود (نظیر ادبیات کلاسیک، موسیقی سمفونیک و هنرهای تجسمی فاخر) که معمولاً نیازمند آموزش و درک تخصصی است و در تقابل با «فرهنگ عامه» (Popular Culture) قرار می‌گیرد.
* '''فرهنگ نخبگانی یا عالی:''' به الگوهای فرهنگی، مصرفی و زیبایی‌شناختی طبقات بالا، روشنفکران و نخبگان جامعه اطلاق می‌شود؛ نظیر ادبیات کلاسیک، موسیقی سمفونیک و هنرهای تجسمی فاخر که معمولاً نیازمند آموزش و درک تخصصی است و در تقابل با فرهنگ عامه قرار می‌گیرد.
* '''فرهنگ حرفه‌ای و سازمانی (Professional/Organizational Culture):''' مجموعه‌ای از ارزش‌ها، ادبیات، هنجارها و اخلاقیات خاص که اعضای یک صنف، حرفه یا سازمانِ مشخص در محیط کارِ خود به آن پایبندند (مانند فرهنگ پزشکی، فرهنگ دانشگاهی یا فرهنگ نظامی).
* '''فرهنگ حرفه‌ای و سازمانی:''' خرده فرهنگی که اعضای یک صنف، حرفه یا سازمان مشخص در محیط کار خود به آن پایبندند؛ مانند فرهنگ پزشکی، فرهنگ دانشگاهی یا فرهنگ نظامی.


=== بر اساس گسترهٔ جغرافیایی و هویتی ===
=== بر اساس گسترهٔ جغرافیایی و هویتی ===


* '''فرهنگ ملی (National Culture):''' مجموعهٔ عناصر فرهنگی، تاریخی و نمادینی است که به یک ملتِ ساکن در مرزهای یک دولت-ملت (Nation-State) هویت می‌بخشد و انسجام سیاسی و اجتماعیِ آن‌ها را در سطح کلان حفظ می‌کند (مانند زبان رسمی، پرچم، قوانین ملی و اعیاد سراسری).
* '''فرهنگ قومی و بومی:''' ویژگی‌های فرهنگی متمایز یک قوم یا منطقهٔ جغرافیایی خاص که شامل زبان مادری، گویش‌ها، آداب‌ورسوم محلی، پوشش و آیین‌های بومی می‌شود. این فرهنگ‌ها معمولاً ذیل چتر گسترده‌تر فرهنگ ملی حیات دارند.
* '''فرهنگ قومی و بومی (Ethnic/Local Culture):''' ویژگی‌های فرهنگیِ متمایزِ یک قوم یا منطقهٔ جغرافیاییِ خاص که شامل زبان مادری، گویش‌ها، آداب‌ورسوم محلی، پوشش و آیین‌های بومی می‌شود. این فرهنگ‌ها معمولاً ذیل چتر گسترده‌ترِ فرهنگ ملی حیات دارند.
* '''فرهنگ ملی:''' فرهنگی که به یک ملت ساکن در مرزهای یک دولت-ملت هویت می‌بخشد و انسجام سیاسی و اجتماعیِ آن‌ها را در سطح کلان حفظ می‌کند؛ مانند زبان رسمی، پرچم، قوانین ملی و اعیاد سراسری.
* '''فرهنگ جهانی (Global Culture):''' الگوهای فرهنگی و سبک‌های زندگی که به‌واسطهٔ جهانی‌شدن، رسانه‌های فراملی و توسعهٔ ارتباطات، مرزهای ملی را درنوردیده و در میان ملل مختلف به شکل مشترک پذیرفته شده‌اند (نظیر فرهنگ مصرف‌گرایی، حقوق بشر یا اینترنت).
* '''فرهنگ جهانی:''' الگوهای فرهنگی و سبک‌های زندگی که به‌واسطهٔ جهانی‌شدن، رسانه‌های فراملی و توسعهٔ ارتباطات، مرزهای ملی را درنوردیده و در میان ملل مختلف به شکل مشترک پذیرفته شده‌اند؛ نظیر فرهنگ مصرف‌گرایی، حقوق بشر یا اینترنت.


=== بر اساس خاستگاه و منشأ معرفتی ===
=== بر اساس خاستگاه و منشأ معرفتی ===


* '''فرهنگ دینی (Religious Culture):''' فرهنگی که هستهٔ مرکزیِ باورها، ارزش‌ها و هنجارهای آن مستقیماً از متون مقدس، وحی و تعالیم مذهبی نشئت گرفته است. در این نوع فرهنگ، سبک زندگی و قوانین اجتماعی بر پایهٔ جهان‌بینیِ الهی تنظیم می‌شود.
* '''فرهنگ دینی:''' فرهنگی که هستهٔ مرکزی آن مستقیماً از متون مقدس، وحی و تعالیم مذهبی نشئت گرفته است. در این نوع فرهنگ، سبک زندگی و قوانین اجتماعی بر پایهٔ جهان‌بینی الهی تنظیم می‌شود.
* '''فرهنگ علمی (Scientific Culture):''' الگویی از تفکر و عمل که بر پایهٔ خردورزی، تجربه، روش علمی و دستاوردهای آکادمیک شکل می‌گیرد. در این فرهنگ، حل مسائل جامعه مبتنی بر استدلال، پژوهش و شواهد عینی است.
* '''فرهنگ علمی:''' فرهنگی که بر پایهٔ خردورزی، تجربه، روش علمی و دستاوردهای آکادمیک شکل می‌گیرد. در این فرهنگ، حل مسائل جامعه مبتنی بر استدلال، پژوهش و شواهد عینی است.
* '''فرهنگ عرفی یا سکولار (Secular Culture):''' فرهنگی که در آن، نهادها، قوانین و ارزش‌های اجتماعی از نهاد دین مستقل شده‌اند و خاستگاه هنجارها، قراردادهای بشری و عقلانیتِ مادیِ زمانه است.
* '''فرهنگ عرفی یا سکولار:''' فرهنگی که در آن، نهادها، قوانین و ارزش‌های اجتماعی از نهاد دین مستقل شده‌اند و خاستگاه عناصر آن، قراردادهای بشری و عقلانیت مادی زمانه است.


=== بر اساس حوزه‌های نهادی و ساختاری ===
=== بر اساس حوزه‌های نهادی و ساختاری ===


* '''فرهنگ سیاسی (Political Culture):''' مجموعه‌ای از نگرش‌ها، باورها، احساسات و ارزش‌های مشترکِ مردمِ یک جامعه نسبت به نظام سیاسی، ساختار قدرت، قانون و نقش شهروندان است. اندیشمندانی چون گابریل آلموند و سیدنی وربا، فرهنگ سیاسی را به دسته‌هایی چون فرهنگ مشارکتی (فعال بودن شهروندان در سرنوشت سیاسی)، تبعی (پذیرش منفعلانهٔ تصمیمات حاکمیت) و محدود یا محلی تقسیم کرده‌اند. فرهنگ سیاسی تعیین می‌کند که جامعه تا چه حد به قانون احترام می‌گذارد، الگوی مشارکتِ انتخاباتیِ آن چگونه است و چه نگاهی به مشروعیتِ نهادهای حاکمیتی دارد.
* '''فرهنگ سیاسی:''' فرهنگ مشترک مردم یک جامعه معطوف به نظام سیاسی، ساختار قدرت، قانون و نقش شهروندان. اندیشمندانی چون گابریل آلموند و سیدنی وربا، فرهنگ سیاسی را به دسته‌هایی چون فرهنگ مشارکتی، تبعی و محدود یا محلی تقسیم کرده‌اند. فرهنگ سیاسی تعیین می‌کند که جامعه تا چه حد به قانون احترام می‌گذارد، الگوی مشارکت انتخاباتی آن چگونه است و چه نگاهی به مشروعیتِ نهادهای حاکمیتی دارد.
* '''فرهنگ اقتصادی:''' شامل نگرش‌ها و هنجارهای حاکم بر جامعه در حوزهٔ تولید، مصرف، کار، پس‌انداز و انباشت ثروت است (نظیر وجدان کاری، فرهنگ مصرف‌گرایی یا اخلاق پروتستانیِ کار که ماکس وبر آن را موتور محرک سرمایه‌داری می‌دانست).
* '''فرهنگ اقتصادی:''' شامل نگرش‌ها و هنجارهای حاکم بر جامعه در حوزهٔ تولید، مصرف، کار، پس‌انداز و انباشت ثروت است؛ نظیر وجدان کاری، فرهنگ مصرف‌گرایی یا عبادت انگاری کار.


== کارکردهای اساسی فرهنگ ==
== کارکردهای اساسی فرهنگ ==