حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۸: خط ۱۸:


== ساختار سیاسی ایران در دوره مشروطه ==
== ساختار سیاسی ایران در دوره مشروطه ==
به لحاظ ساخت سیاسی، ایران در آستانه مشروطه همچنان دولتی پاتریمونیال و مبتنی بر نظام ایلی و مالکی بود. شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و فرمانروایی مطلق او جز در چارچوب شرع، محدودیتی نداشت. با پیروزی مشروطه، ساختار سیاسی دگرگون شد: قانون اساسی (۱۲۸۵ش) و متمم آن (۱۲۸۶ش) به تصویب رسید، مجلس شورای ملی به عنوان نهاد قانون‌گذاری تأسیس شد، و اصل تفکیک قوا به رسمیت شناخته شد. با این حال، در عمل، کشاکش میان شاه، مجلس، علمای مشروطه‌خواه و مشروعه‌خواه، روشنفکران و قدرت‌های خارجی، ساختار سیاسی را در وضعیتی ناپایدار و شکننده نگه داشت.
به گفته برخی پژوهشگران، مهم‌ترین ویژگی ساختار قدرت سیاسی ایران در آستانۀ دوره مشروطه، سلطۀ مطلق شاه و استبداد سیاسی بود. در این ساختار، شاه در مرکز نظام قدرت قرار داشت و سایر عناصر از جمله علما، دیوان‌سالاری و نهادهای خارجی در پیرامون او جای می‌گرفتند. شاه توزیع‌کنندۀ مناصب و مراتب قدرت بود؛ عزل و نصب کارگزاران حکومتی، دستورالعمل‌های ولایات و فرمان‌های مربوط به گمرک و اجارات، همگی به تأیید او نیاز داشت.<ref>کریمی زنجانی، م و حسینی،  «نگاهی به ساختار قدرت سیاسی ایران در عصر قاجار (از ابتدا تا ظهور مشروطیت)»، فصلنامه 15خرداد، شمارۀ 23، 1375ش، ص67-69.</ref> از دیدگاه این تحلیلگران، درباریان و کارگزاران حکومتی، وظیفه‌ای در قبال مردم برای خود قائل نبودند و فعالیت‌های آنان به‌طور عمده در جهت تأمین منافع شخصی صورت می‌گرفت. حکام ولایات با پرداخت پیشکش‌های سنگین به مقامات مرکزی، حکومت شهرها را به دست می‌آوردند و شاهزادگان و امرا برای تصاحب املاک و اموال مردم، از شاه و صدراعظم اجازه می‌گرفتند. همچنین نیروهای نظامی به جای تأمین امنیت و حفظ حقوق مردم، خود از جمله عوامل تهدید و آزار آنان به شمار می‌رفتند.<ref>[https://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/6015413934005.pdf فیروز و فیروز، شیخی، «تحلیل جامعه‌شناختی ماهیت، علل وقوع و پیامدهاي جنبش مشروطیت در ایران»، 1390ش، ص83؛]</ref>
 
نظام اداری: نظام اداری دوره قاجار پیش از مشروطه، متأثر از سنت دیوان‌سالاری صفوی و افشاری بود، اما با فساد گسترده، ناکارآمدی و نفوذ خارجی همراه بود. مشروطه تغییرات اداری مهمی ایجاد کرد: تأسیس وزارتخانه‌های تخصصی، تدوین نظامنامه استخدامی، و تلاش برای شفافیت مالی. اما کابینه‌های مشروطه کوتاه‌مدت و بی‌ثبات بودند و دیوان‌سالاری همچنان از نفوذ درباریان و بیگانگان مصون نماند.
 
روابط دیپلماسی:دیپلماسی ایران در دوره مشروطه، بر خلاف صفویه که مبتنی بر توازن قدرت و اتحاد با اروپاییان علیه عثمانی بود، در وضعیتی انفعالی و تحت فشار دو قدرت استعماری روسیه و انگلستان قرار داشت. قرارداد ۱۹۰۷م میان روسیه و انگلستان، ایران را به سه منطقه نفوذ تقسیم کرد. دیپلماسی مشروطه‌خواهان تلاش کرد با توسل به افکار عمومی اروپا و اعزام نمایندگان به کشورهای غربی، از فشار روسیه بکاهد، اما این تلاش‌ها چندان موفقیت‌آمیز نبود


== تحولات سیاسی ایران در دوره مشروطه ==
== تحولات سیاسی ایران در دوره مشروطه ==
خط ۶۵: خط ۶۱:
* '''دهقانان:''' دهقانان (بیش از نیم جمعیت) به دلیل سلطه مالکان، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند حضوری پایدار و مؤثر داشته باشند، هر چند در موارد محدودی دست به اقدامات محلی زدند.
* '''دهقانان:''' دهقانان (بیش از نیم جمعیت) به دلیل سلطه مالکان، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند حضوری پایدار و مؤثر داشته باشند، هر چند در موارد محدودی دست به اقدامات محلی زدند.
* '''اردوی ضد مشروطیت:''' درباریان، شاهزادگان، مستمری‌بگیران و به‌ویژه طبقه زمیندار و اعیان، با تهدیدشدن منافع خود (مانند لغو تیولداری)، به صف مخالفان پیوستند و از  ۱۲۸۸ش، برخی از آنان (مانند سپهدار تنکابنی) حتی رهبری مشروطه را در دست گرفتند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/popup/fa/system/contentprint/127518 «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.]</ref>
* '''اردوی ضد مشروطیت:''' درباریان، شاهزادگان، مستمری‌بگیران و به‌ویژه طبقه زمیندار و اعیان، با تهدیدشدن منافع خود (مانند لغو تیولداری)، به صف مخالفان پیوستند و از  ۱۲۸۸ش، برخی از آنان (مانند سپهدار تنکابنی) حتی رهبری مشروطه را در دست گرفتند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/popup/fa/system/contentprint/127518 «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.]</ref>
== نقش دین و مذهب در ایران دوره مشروطه ==
در ایران دوره مشروطه، دین به‌عنوان یکی از نیروهای محرکه اصلی تحولات سیاسی-اجتماعی ایفای نقش می‌کرد. آموزه‌ها، مفاهیم و مناسک دینی، بستری را فراهم آورد که از طریق آن، گروه‌ها و طبقات مختلف اجتماعی برای اعتراض به وضع موجود و مطالبه تغییر، همگرایی یافتند. نهاد روحانیت به‌عنوان متولی و مفسر دین، حلقه ارتباطی این نیروی محرکه با توده‌های مردم بود.<ref>امام‌‏جمعه‏‌زاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.</ref>
'''در ساختار سیاسی:''' به گفته برخی پژوهشگران، در گفتمان سیاسی رایج در ایران آن دوره، الگوی «سلطنت مشروطه» در برابر «سلطنت استبدادی» تعریف می‌شد و کمتر به اشکال دیگر حکومت اشاره می‌رفت. دین در این چارچوب، منبع مشروعیت‌بخشی به محدودیت قدرت شاه و تأسیس نهادهایی چون مجلس به شمار می‌رفت. با این حال، تفسیرهای متفاوت از نسبت دین با سیاست، موجب شکل‌گیری دو جریان دینی شد: جریانی که مشروطه را با شریعت قابل جمع می‌دانست و جریانی که آن را مغایر با مبانی دینی می‌انگاشت.<ref>امام‌‏جمعه‏‌زاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.</ref>
'''در تحولات پس از مشروطه:''' دین در دوره پس از استقرار نظام مشروطه، از دو طریق به تحولات جهت می‌داد. نخست، از طریق مشروعیت‌بخشی به نهادهای نوین؛ به گونه‌ای که قانون اساسی با تلاش علما و مراجع، اصولی مبتنی بر موازین شرعی پیدا کرد. مانند اصل دوم متمم قانون اساسی که نظارت مجتهدان بر مصوبات مجلس را پیش‌بینی می‌کرد. دوم، از طریق مقاومت در برابر سکولاریزاسیون؛ جریان مشروعه‌خواه به رهبری شیخ فضل‌الله نوری، تلاش کرد مانع تهی‌شدن نظام سیاسی از محتوای دینی شود که این تلاش با اعدام وی و کنار رفتن بخشی از روحانیان از صحنه سیاسی روبه‌رو شد.<ref>امام‌‏جمعه‏‌زاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.</ref>
'''افول نقش دین در عرصه سیاسی:''' به تدریج، دین از مرکز تصمیم‌گیری‌های سیاسی در ایران دوره مشروطه فاصله گرفت. با تسلط روشنفکران بر مجلس و تدوین قوانین مبتنی بر الگوهای غربی از جمله اقتباس از مجموعه حقوق بلژیک، جایگاه احکام دینی در نظام سیاسی نوپا تضعیف شد. اختلاف گفتمانی میان دو قرائت از دین یکی همسو با مشروطه و دیگری مخالف با آن و نیز عدم ارائه نظریه منسجم از سوی جریان دینی برای اداره حکومت، به انزوای تدریجی دین از عرصه قدرت انجامید. در دوره رضاشاه، این روند شتاب بیشتری گرفت و حضور نمادین دین در نهادهای سیاسی نیز کاهش یافت.<ref>امام‌‏جمعه‏‌زاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.</ref>


==پانویس==
==پانویس==
خط ۷۰: خط ۷۵:
=منابع=
=منابع=


* امام‌‏جمعه‏‌زاده، سید جواد، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، فصلنامۀ شیعه‌شناسی، شمارۀ 39، 1391ش.
* امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
* امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
* خارابی، فاروق، انجمن‌های عصر مشروطه، تهران، موسسه‌ی تحقیقات و توسعه‌ی علوم انسانی، 1386ش.
* خارابی، فاروق، انجمن‌های عصر مشروطه، تهران، موسسه‌ی تحقیقات و توسعه‌ی علوم انسانی، 1386ش.