|
|
| خط ۱۴۰: |
خط ۱۴۰: |
| در مطالعات جامعهشناختی و انسانشناسی، برای تحلیل دقیقتر پویاییها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایهای زیر مورد توجه قرار میگیرند: | | در مطالعات جامعهشناختی و انسانشناسی، برای تحلیل دقیقتر پویاییها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایهای زیر مورد توجه قرار میگیرند: |
|
| |
|
| * '''خردهفرهنگ و ضدفرهنگ:''' در درون هر فرهنگ مسلط، همواره گروههایی وجود دارند که دارای ارزشها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در تعارض بنیادین نیستند، خردهفرهنگ میگویند؛ مانند فرهنگ اقوام، اقلیتها یا جوانان. اما اگر یک گروه اجتماعی در تقابل، ستیز و طرد آشکار ارزشها و هنجارهای فرهنگ مسلط قرار گیرد، الگوی رفتاری آنها ضدفرهنگ نامیده میشود.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 79. </ref>
| | '''خردهفرهنگ و ضدفرهنگ:''' در درون هر فرهنگ مسلط، همواره گروههایی وجود دارند که دارای ارزشها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در تعارض بنیادین نیستند، خردهفرهنگ میگویند؛ مانند فرهنگ اقوام، اقلیتها یا جوانان. اما اگر یک گروه اجتماعی در تقابل، ستیز و طرد آشکار ارزشها و هنجارهای فرهنگ مسلط قرار گیرد، الگوی رفتاری آنها ضدفرهنگ نامیده میشود.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 79. </ref> |
| * '''قوممداری و نسبیت فرهنگی:''' تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگهای دیگر بر اساس معیارها و استانداردهای فرهنگ خودی، قوممداری نامیده میشود که غالباً با احساس برتری فرهنگی همراه است.<ref>گیدنز، جامعه شناسی، 1381ش، ص63.</ref> در نقطهٔ مقابل، نسبیت فرهنگی بر این اصل علمی و روششناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها بر اساس معیارها، منطق و ارزشهای درون همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 76.</ref>
| |
| * '''تأخر فرهنگی:''' در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخشهای مادی فرهنگ مانند تکنولوژی، ماشینآلات و ابزار بسیار بیشتر از بخشهای غیرمادی نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزشها است. این عدم هماهنگی و شکاف ناشی از عقبماندگی فرهنگ غیرمادی از فرهنگ مادی تأخر فرهنگی نامیده است.<ref>[https://www.ricac.ac.ir/en/page/1155/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C#_ftn1 «تأخر فرهنگی»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.] </ref>
| |
| * '''شوک فرهنگی:''' برخورد ناگهانی و عمیق یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن عناصر فرهنگ پیشین فرد کارکرد خود را از دست میدهند، به پدیدهای روانی و اجتماعی به نام شوک فرهنگی منجر میشود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 75.</ref>
| |
| * فرهنگ واقی و آرمانی: به فرهنگ رایج فرهنگ واقعی و به فرهنگ که بدنبال آن یک جامعه است، فرهنگ آرمانی گفته میشود.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 78.</ref>
| |
|
| |
|
| === مفاهیم در مطالعات فرهنگی معاصر ===
| | '''قوممداری و نسبیت فرهنگی:''' تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگهای دیگر بر اساس معیارها و استانداردهای فرهنگ خودی، قوممداری نامیده میشود که غالباً با احساس برتری فرهنگی همراه است.<ref>گیدنز، جامعه شناسی، 1381ش، ص63.</ref> در نقطهٔ مقابل، نسبیت فرهنگی بر این اصل علمی و روششناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها بر اساس معیارها، منطق و ارزشهای درون همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 76.</ref> |
| با گسترش حوزهٔ مطالعات فرهنگی در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیستویکم، مفاهیم نوینی برای تحلیل مناسبات قدرت، تکنولوژی و تنوعات انسانی در عرصهٔ فرهنگ شکل گرفت که مهمترین آنها عبارتند از: | |
|
| |
|
| * '''هژمونی فرهنگی:''' این مفهوم که توسط متفکر ایتالیایی، آنتونیو گرامشی، بسط یافت، نشان میدهد که چگونه طبقهٔ حاکم یا مسلط در یک جامعه، عناصر فرهنگی خود را از طریق نهادهای مدنی مانند مدرسه، کلیسا و رسانه در جامعه ترویج میکند. در نتیجهٔ این فرآیند، جهانبینیِ طبقهٔ مسلط بهجای آنکه تحمیلی به نظر برسد، توسط طبقات فرودست بهعنوان عقل سلیم و وضعیتی طبیعی و بدیهی پذیرفته میشود. هژمونی فرهنگی تبیین میکند که سلطه در جوامع مدرن بیش از نیروی قهرآمیز، بر پایهٔ اقناع و رضایت فرهنگی استوار است.
| | '''تأخر فرهنگی:''' در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخشهای مادی فرهنگ مانند تکنولوژی، ماشینآلات و ابزار بسیار بیشتر از بخشهای غیرمادی نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزشها است. این عدم هماهنگی و شکاف ناشی از عقبماندگی فرهنگ غیرمادی از فرهنگ مادی تأخر فرهنگی نامیده است.<ref>[https://www.ricac.ac.ir/en/page/1155/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C#_ftn1 «تأخر فرهنگی»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.] </ref> |
|
| |
|
| * '''چندفرهنگگرایی و همانندسازی:''' این دو مفهوم نمایانگر دو استراتژی کلان در مواجهه با تنوع فرهنگی در جوامع مدرن و مهاجرپذیر هستند. همانندسازی یا ادغام فرهنگی، سیاستی است که در آن اقلیتهای قومی و مهاجران تشویق یا مجبور میشوند تا فرهنگ بومی خود را کنار گذاشته و در فرهنگ مسلط جامعه هضم شوند. در مقابل، چندفرهنگگرایی بر پذیرش، احترام و حفظ تفاوتهای فرهنگی تأکید دارد و معتقد است گروههای مختلف میتوانند با حفظ هویت متمایز خود، در یک ساختار سیاسی واحد همزیستی مسالمتآمیز داشته باشند.
| | '''شوک فرهنگی:''' برخورد ناگهانی و عمیق یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن عناصر فرهنگ پیشین فرد کارکرد خود را از دست میدهند، به پدیدهای روانی و اجتماعی به نام شوک فرهنگی منجر میشود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 75.</ref> |
|
| |
|
| * '''فرهنگ سایبری:''' با ظهور اینترنت و فناوریهای اطلاعاتی، لایهٔ جدیدی از حیات بشری تحت عنوان فرهنگ دیجیتال یا سایبری شکل گرفته است. این فرهنگ دربرگیرندهٔ اجتماعات مجازی، هویتهای آنلاین، شبکههای اجتماعی، بازیهای ویدئویی و الگوهای نوین ارتباطی است. فرهنگ سایبری مرزهای سنتی جغرافیا و زمان را کمرنگ کرده و به تولید، بازتولید و مصرف بیواسطه و جهانی عناصر فرهنگی سرعت بخشیده است.
| | '''فرهنگ واقی و آرمانی:''' به فرهنگ رایج فرهنگ واقعی و به فرهنگ که بدنبال آن یک جامعه است، فرهنگ آرمانی گفته میشود.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 78.</ref> |
| | |
| * '''تصاحب فرهنگی:''' این اصطلاح عموماً زمانی بهکار میرود که یک فرهنگ غالب و قدرتمند، عناصر فرهنگ اقلیت یا حاشیهای را مصادره میکند. این عمل معمولاً بدون درک معنای عمیق، تاریخی و معنوی آن عناصر و صرفاً با اهداف زیباییشناختی، سرگرمی یا سودآوری اقتصادی انجام میشود که غالباً با اعتراضِ صاحبان فرهنگ اصلی همراه است.
| |
| | |
| * '''سیاستگذاری فرهنگی:''' به مجموعهٔ اصول، قوانین، برنامهریزیها و اقدامات اجرایی دولتها و نهادهای حاکمیتی برای مدیریت، هدایت و حمایت از عرصهٔ فرهنگ اطلاق میشود. این سیاستها حوزههای متنوعی نظیر تخصیص یارانههای هنری و نشر، مدیریت میراث فرهنگی، دیپلماسی فرهنگی، آموزش هنر، و همچنین اعمال قوانین ممیزی و نظارت را در بر میگیرند و ارتباط تنگاتنگی با تأمین [[امنیت فرهنگی]] و حفظ هویت ملی دارند.
| |
| | |
| * '''جبرگرایی فرهنگی:''' نظریهای در انسانشناسی و جامعهشناسی که معتقد است فرهنگ، یگانه عامل تعیینکنندهٔ رفتار، شخصیت، جهانبینی و سرنوشت افراد و جوامع است. در این دیدگاه رادیکال، تأثیر قالبهای فرهنگی بر انسان چنان عمیق و همهجانبه است که نقش وراثت و همچنین ارادهٔ آزاد فردی تا حد زیادی نادیده گرفته میشود.
| |
|
| |
|
| == گونهشناسی و دستهبندیهای فرهنگ == | | == گونهشناسی و دستهبندیهای فرهنگ == |
| فرهنگ پدیدهای چند بعدی است که جامعهشناسان و انسانشناسان آن را بر اساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دستههای گوناگونی تقسیم کردهاند: | | فرهنگ پدیدهای چند بعدی است که جامعهشناسان و انسانشناسان آن را بر اساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دستههای گوناگونی تقسیم کردهاند؛ بر اساس سطح فراگیری و لایههای اجتماعی به فرهنگ ملی، عمومی، حرفهای و سازمانی،<ref>دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، 1392ش، ص16. </ref> براساس گسترۀ جغرافیایی و هویتی به فرهنگ قومی و بومی، فرهنگ ملی، فرهنگ جهانی و براساس خاستگاه و معرفت به فرهنگی دینی، علمی و عرفی تقسیم شده است. برخی فرهنگ را به فرهنگ رسوبی، مایع و بیرنگ، پیرو و پیشرو تقسیم نموده است.<ref>جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشروف، 1379ش، ص 151-153.</ref> |
|
| |
|
| === بر اساس سطح فراگیری و لایههای اجتماعی === | | == کارکردهای اساسی فرهنگ == |
| | از منظر رویکرد کارکردگرایی و بهطور خاص در اندیشه برونیسلاو مالینوفسکی، مهمترین کارکرد فرهنگ، برآورده ساختن نیازهای زندگی اجتماعی انسان و نیازهای بنیادین او برای انطباق با محیط اطراف است.<ref>مالینوفسکی، ۱۳۷۹ش، ص ۶۱.</ref> مالینوفسکی نیازهای بشر و پاسخهای فرهنگی جامعه به آنها را به سه دسته کلی تقسیم میکند: |
|
| |
|
| * '''فرهنگ عمومی:''' اکثریت قاطع افراد یک جامعه در آن اشتراک دارند. این فرهنگ، شالودهٔ تعاملات روزمرهٔ مردم عادی را میسازد و معمولاً از طریق نهادهای فرهنگپذیری بازتولید میشود.
| | '''نیازهای بنیادین (زیستی):''' شامل نیازهای اولیهای نظیر سوختوساز، تولیدمثل، رفاه بدنی، امنیت، تحرک، رشد و تندرستی است. فرهنگ در پاسخ به این نیازها، نهادهایی چون نظام معیشت، نظام خویشاوندی، مسکن و سرپناه، سازوکارهای محافظتی، آموزشوپرورش و سیستمهای بهداشتی را به وجود میآورد. |
| * '''فرهنگ نخبگانی یا عالی:''' به الگوهای فرهنگی، مصرفی و زیباییشناختی طبقات بالا، روشنفکران و نخبگان جامعه اطلاق میشود؛ نظیر ادبیات کلاسیک، موسیقی سمفونیک و هنرهای تجسمی فاخر که معمولاً نیازمند آموزش و درک تخصصی است و در تقابل با فرهنگ عامه قرار میگیرد.
| |
| * '''فرهنگ حرفهای و سازمانی:''' خرده فرهنگی که اعضای یک صنف، حرفه یا سازمان مشخص در محیط کار خود به آن پایبندند؛ مانند فرهنگ پزشکی، فرهنگ دانشگاهی یا فرهنگ نظامی.
| |
|
| |
|
| === بر اساس گسترهٔ جغرافیایی و هویتی ===
| | '''نیازهای اشتقاقی (نمادین):''' این نیازها پس از پاسخگویی به نیازهای اولیه و در بستر زندگی جمعی ظاهر میشوند و اموری چون نیاز به ارتباط، تفاهم، مبادله و همزیستی فکری را در بر میگیرند. فرهنگ از طریق نهادهایی چون زبان، اخلاق، دین، ایدئولوژی، جهانبینیها و نظامهای ارتباطی به این دسته از نیازها پاسخ میدهد.<ref>فوکوهی، ''تاریخ اندیشه و نظریههای انسان شناسی''، 1386ش، صص 167-170.</ref> فردریک کاپلستون، تأکید میکند که فرهنگ دلالت بر تهذیب و توسعهٔ عالیترین قوای ذهنی انسان دارد؛ قوایی که او را از دنیای نبات و حیوان متمایز میکند.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص ۳۱۱.</ref> |
| | |
| * '''فرهنگ قومی و بومی:''' ویژگیهای فرهنگی متمایز یک قوم یا منطقهٔ جغرافیایی خاص که شامل زبان مادری، گویشها، آدابورسوم محلی، پوشش و آیینهای بومی میشود. این فرهنگها معمولاً ذیل چتر گستردهتر فرهنگ ملی حیات دارند.
| |
| * '''فرهنگ ملی:''' فرهنگی که به یک ملت ساکن در مرزهای یک دولت-ملت هویت میبخشد و انسجام سیاسی و اجتماعیِ آنها را در سطح کلان حفظ میکند؛ مانند زبان رسمی، پرچم، قوانین ملی و اعیاد سراسری.
| |
| * '''فرهنگ جهانی:''' الگوهای فرهنگی و سبکهای زندگی که بهواسطهٔ جهانیشدن، رسانههای فراملی و توسعهٔ ارتباطات، مرزهای ملی را درنوردیده و در میان ملل مختلف به شکل مشترک پذیرفته شدهاند؛ نظیر فرهنگ مصرفگرایی، حقوق بشر یا اینترنت.
| |
| | |
| === بر اساس خاستگاه و منشأ معرفتی ===
| |
| | |
| * '''فرهنگ دینی:''' فرهنگی که هستهٔ مرکزی آن مستقیماً از متون مقدس، وحی و تعالیم مذهبی نشئت گرفته است. در این نوع فرهنگ، سبک زندگی و قوانین اجتماعی بر پایهٔ جهانبینی الهی تنظیم میشود.
| |
| * '''فرهنگ علمی:''' فرهنگی که بر پایهٔ خردورزی، تجربه، روش علمی و دستاوردهای آکادمیک شکل میگیرد. در این فرهنگ، حل مسائل جامعه مبتنی بر استدلال، پژوهش و شواهد عینی است.
| |
| * '''فرهنگ عرفی یا سکولار:''' فرهنگی که در آن، نهادها، قوانین و ارزشهای اجتماعی از نهاد دین مستقل شدهاند و خاستگاه عناصر آن، قراردادهای بشری و عقلانیت مادی زمانه است.
| |
| | |
| === بر اساس حوزههای نهادی و ساختاری ===
| |
| | |
| * '''فرهنگ سیاسی:''' فرهنگ مشترک مردم یک جامعه معطوف به نظام سیاسی، ساختار قدرت، قانون و نقش شهروندان. اندیشمندانی چون گابریل آلموند و سیدنی وربا، فرهنگ سیاسی را به دستههایی چون فرهنگ مشارکتی، تبعی و محدود یا محلی تقسیم کردهاند. فرهنگ سیاسی تعیین میکند که جامعه تا چه حد به قانون احترام میگذارد، الگوی مشارکت انتخاباتی آن چگونه است و چه نگاهی به مشروعیتِ نهادهای حاکمیتی دارد.
| |
| * '''فرهنگ اقتصادی:''' شامل نگرشها و هنجارهای حاکم بر جامعه در حوزهٔ تولید، مصرف، کار، پسانداز و انباشت ثروت است؛ نظیر وجدان کاری، فرهنگ مصرفگرایی یا عبادت انگاری کار.
| |
| | |
| == کارکردهای اساسی فرهنگ ==
| |
| از منظر رویکرد کارکردگرایی و بهطور خاص در اندیشه برونیسلاو مالینوفسکی، مهمترین کارکرد فرهنگ، برآورده ساختن نیازهای زندگی اجتماعی انسان و نیازهای بنیادین او برای انطباق با محیط اطراف است.<ref>مالینوفسکی، ۱۳۷۹ش، ص ۶۱.</ref> مالینوفسکی نیازهای بشر و پاسخهای فرهنگی جامعه به آنها را به سه دسته کلی تقسیم میکند: | |
|
| |
|
| * '''نیازهای بنیادین (زیستی):''' شامل نیازهای اولیهای نظیر سوختوساز، تولیدمثل، رفاه بدنی، امنیت، تحرک، رشد و تندرستی است. فرهنگ در پاسخ به این نیازها، نهادهایی چون نظام معیشت، نظام خویشاوندی، مسکن و سرپناه، سازوکارهای محافظتی، آموزشوپرورش و سیستمهای بهداشتی را به وجود میآورد.
| | '''نیازهای یکپارچهساز:''' این دسته شامل نیازهای شناختی و عاطفی افراد است و به اموری چون تقویت اعتبار، احترام، منزلت اجتماعی، اطمینان، ثبات و نیازهای روانی-اجتماعی مانند عزت نفس مربوط میشود.<ref>فوکوهی، ''تاریخ اندیشه و نظریههای انسان شناسی''، 1386ش، صص 167-170.</ref> کاپلستون تأکید دارد که فرهنگ دارای سرشتی کاملاً اجتماعی است و رشد استعدادهای فردی جز در سایهٔ [[همبستگی اجتماعی]] و برای خدمت به بشر محقق نمیشود.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص ۳۱۱.</ref> بخشی از این پرورش ذوقی، ارتقای سلیقه از یک حس ظاهری به یک ادراک متعالی و فطری است.<ref>مهدوی کنی، دین و سرمایه اجتماعی، ۱۳۹۰ش، ص ۶۵.</ref> |
| * '''نیازهای اشتقاقی (نمادین):''' این نیازها پس از پاسخگویی به نیازهای اولیه و در بستر زندگی جمعی ظاهر میشوند و اموری چون نیاز به ارتباط، تفاهم، مبادله و همزیستی فکری را در بر میگیرند. فرهنگ از طریق نهادهایی چون زبان، اخلاق، دین، ایدئولوژی، جهانبینیها و نظامهای ارتباطی به این دسته از نیازها پاسخ میدهد.<ref>فوکوهی، ''تاریخ اندیشه و نظریههای انسان شناسی''، 1386ش، صص 167-170.</ref> فردریک کاپلستون، تأکید میکند که فرهنگ دلالت بر تهذیب و توسعهٔ عالیترین قوای ذهنی انسان دارد؛ قوایی که او را از دنیای نبات و حیوان متمایز میکند.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص ۳۱۱.</ref>
| |
| * '''نیازهای یکپارچهساز:''' این دسته شامل نیازهای شناختی و عاطفی افراد است و به اموری چون تقویت اعتبار، احترام، منزلت اجتماعی، اطمینان، ثبات و نیازهای روانی-اجتماعی مانند عزت نفس مربوط میشود.<ref>فوکوهی، ''تاریخ اندیشه و نظریههای انسان شناسی''، 1386ش، صص 167-170.</ref> کاپلستون تأکید دارد که فرهنگ دارای سرشتی کاملاً اجتماعی است و رشد استعدادهای فردی جز در سایهٔ [[همبستگی اجتماعی]] و برای خدمت به بشر محقق نمیشود.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص ۳۱۱.</ref> بخشی از این پرورش ذوقی، ارتقای سلیقه از یک حس ظاهری به یک ادراک متعالی و فطری است.<ref>مهدوی کنی، دین و سرمایه اجتماعی، ۱۳۹۰ش، ص ۶۵.</ref>
| |
|
| |
|
| === صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ === | | === صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ === |
| خط ۲۷۸: |
خط ۲۴۶: |
| * خامنهای، سید علی، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۱ فروردین ۱۳۹۳ش. | | * خامنهای، سید علی، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۱ فروردین ۱۳۹۳ش. |
| * خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳78ش. | | * خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳78ش. |
| | * دبیر خانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، ''نقشه مهندسی فرهنگی کشور''، وبسایت مجلس شورای اسلامی، تاریخ ابلاغ 1392ش. |
| * دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، چاپ افست، ۱۳۴۱ش. | | * دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، چاپ افست، ۱۳۴۱ش. |
| * دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، تهران، ایران، 1383ش. | | * دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، تهران، ایران، 1383ش. |
| خط ۲۹۶: |
خط ۲۶۵: |
| * سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، 1387ش. | | * سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، 1387ش. |
| * شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، 1358ش. | | * شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، 1358ش. |
| * شورای عالی انقلاب فرهنگی، ''نقشه مهندسی فرهنگی کشور''، وبسایت مجلس شورای اسلامی، تاریخ ابلاغ 1392ش.
| | * صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش. |
| * صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش. | |
| * صدیق، عیسی، یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور و چگونگی اخلاق و افکار و روحیات ملت امریکا که در مدت اقامت یک ساله مشاهده شده، تهران، بنگاه پروین، 1321ش. | | * صدیق، عیسی، یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور و چگونگی اخلاق و افکار و روحیات ملت امریکا که در مدت اقامت یک ساله مشاهده شده، تهران، بنگاه پروین، 1321ش. |
| * «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق میگویند؟» وبسایت اندیشکده هاتف، تاریخ درج مطلب: 22 اسفند 1401ش. | | * «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق میگویند؟» وبسایت اندیشکده هاتف، تاریخ درج مطلب: 22 اسفند 1401ش. |