برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۳۹: خط ۳۹:
منابع آبی در سرپل چندین رود بزرگ است که از مناطق کوهستانی سرچشمه می‌گیرد:
منابع آبی در سرپل چندین رود بزرگ است که از مناطق کوهستانی سرچشمه می‌گیرد:


====الف) رود سرپل====
====رود سرپل====
رود سرپل از بین شهر عبور کرده و مناطق اطراف را آبیاری می‌کند. دو رود دیگر نیز از منطقهٔ کچن ولسوالی کوهستانات و سانچارک سرچشمه گرفته به‌مصرف آبیاری سرپل می‌رسد. ولایت سرپل دارای صدها [[چشمه|چشمهٔ]] کوچک و بزرگ است که به‌مصرف مردم محلی می‌رسد. در طول سال‌های گذشته [[جنگل]] و منابع طبیعی ولایت سرپل به شدت تخریب شده است و به‌همین دلیل این ولایت در سال‌های اخیر شاهد سیل‌های مخربی بوده است که منجر به تخریب زمین‌های کشاورزی، تلفات انسانی، تخریب خانه‌ها و آوارگی مردم شده است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص32 و 19.</ref>
رود سرپل از بین شهر عبور کرده و مناطق اطراف را آبیاری می‌کند. دو رود دیگر نیز از منطقهٔ کچن ولسوالی کوهستانات و سانچارک سرچشمه گرفته به‌مصرف آبیاری سرپل می‌رسد. ولایت سرپل دارای صدها [[چشمه|چشمهٔ]] کوچک و بزرگ است که به‌مصرف مردم محلی می‌رسد. در طول سال‌های گذشته [[جنگل]] و منابع طبیعی ولایت سرپل به شدت تخریب شده است و به‌همین دلیل این ولایت در سال‌های اخیر شاهد سیل‌های مخربی بوده است که منجر به تخریب زمین‌های کشاورزی، تلفات انسانی، تخریب خانه‌ها و آوارگی مردم شده است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص32 و 19.</ref>


===={{درشت|ب) رود بلخاب}}====
==== {{درشت|رود بلخاب}} ====
'''سرچشمه:''' بسیاری از محققان، کوه بابا را سرچشمه رود بلخاب دانسته‌اند.<ref>مفتاح، جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون و مضافات بلخ، 1386ش، ص43، شورماچ، جغرافیای عمومی افغانستان، 1350ش، ص135.</ref> جبال بامیان،<ref>ابن‌حوقل، صورت الارض، 1345ش، ص54.</ref> چشمه میان کوه‌ها که از دهانهٔ آن تا بلخ ده منزل راه است<ref>یعقوبی، البلدان، 1343ش، ص54.</ref> و چشمهٔ «کُپرُوک» در رشته‌کوه بندامیر در شمال بند ذوالفقار،<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1385ش، ص101.</ref> توسط برخی محققان به‌عنوان سرچشمهٔ این رود، یاد شده‌اند.
'''سرچشمه:''' بسیاری از محققان، کوه بابا را سرچشمه رود بلخاب دانسته‌اند.<ref>مفتاح، جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون و مضافات بلخ، 1386ش، ص43، شورماچ، جغرافیای عمومی افغانستان، 1350ش، ص135.</ref> جبال بامیان،<ref>ابن‌حوقل، صورت الارض، 1345ش، ص54.</ref> چشمه میان کوه‌ها که از دهانهٔ آن تا بلخ ده منزل راه است<ref>یعقوبی، البلدان، 1343ش، ص54.</ref> و چشمهٔ «کُپرُوک» در رشته‌کوه بندامیر در شمال بند ذوالفقار،<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1385ش، ص101.</ref> توسط برخی محققان به‌عنوان سرچشمهٔ این رود، یاد شده‌اند.


خط ۸۴: خط ۸۴:
سرپل بر اساس آمار ۱۳۹۹ش، ۶۲۱ هزار نفر [[جمعیت]] داشته است که در ۱۶۳۸۵ کیلومتر مربع مساحت زندگی می‌کنند. این ولایت دارای ۶۱۲ قریه و ۶۱۲ شورای انکشافی است.<ref>ادارهٔ ملی احصائیه و معلومات افغانستان، برآورد نفوس سال 1399ش.</ref>
سرپل بر اساس آمار ۱۳۹۹ش، ۶۲۱ هزار نفر [[جمعیت]] داشته است که در ۱۶۳۸۵ کیلومتر مربع مساحت زندگی می‌کنند. این ولایت دارای ۶۱۲ قریه و ۶۱۲ شورای انکشافی است.<ref>ادارهٔ ملی احصائیه و معلومات افغانستان، برآورد نفوس سال 1399ش.</ref>


===دین و مذهب===
'''دین و مذهب:''' مردم ولایت سرپل [[مسلمان]] و بیشتر آن‌ها سنی حنفی و حدود یک چهارم جمعیت این ولایت [[شیعه|شیعهٔ]] امامی هستند.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص468.</ref>
مردم ولایت سرپل [[مسلمان]] و بیشتر آن‌ها سنی حنفی و حدود یک چهارم جمعیت این ولایت [[شیعه|شیعهٔ]] امامی هستند.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص468.</ref>


===زبان و اقوام===
'''زبان و اقوام:''' در سرپل همهٔ اقوام کشور اعم از [[قوم ازبک|ازبک‌ها]]، [[قوم هزاره|هزاره‌ها]]، [[تاجیک‌های افغانستان|تاجیک‌ها]]، [[قوم ایماق|ایماق‌ها]]، عرب‌ها، [[قوم پشتون|پشتون‌ها]]، [[قوم بلوچ|بلوچ‌ها]]، [[قزلباش|قزلباش‌ها]] و سایر اقوام سکونت دارند و به زبان‌های [[زبان فارسی|فارسی]]، ازبکی و پشتو صحبت می‌کنند.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص468.</ref>
در سرپل همهٔ اقوام کشور اعم از [[قوم ازبک|ازبک‌ها]]، [[قوم هزاره|هزاره‌ها]]، [[تاجیک‌های افغانستان|تاجیک‌ها]]، [[قوم ایماق|ایماق‌ها]]، عرب‌ها، [[قوم پشتون|پشتون‌ها]]، [[قوم بلوچ|بلوچ‌ها]]، [[قزلباش|قزلباش‌ها]] و سایر اقوام سکونت دارند و به زبان‌های [[زبان فارسی|فارسی]]، ازبکی و پشتو صحبت می‌کنند.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص468.</ref>


==تقسیمات اداری سرپل==
==تقسیمات اداری سرپل==
خط ۱۱۶: خط ۱۱۴:


==اقتصاد سرپل==
==اقتصاد سرپل==
===کشاورزی===
'''کشاورزی:''' کشاورزی از منابع اقتصادی مهم در ولایت سرپل بوده و در این ولایت ۱۱۱ هزار هکتار زمین زراعی وجود دارد که ۵۰ هزار آن آبی و بقیه للمی (دیم) است. محصولات زراعی شامل گندم، جو، جواری (ذرت) زغر، [[کنجد]]، زردک (هویج)، [[خربزه]]، تربوز (هندوانه)، پیاز، کچالو (سیب‌زمینی)، لوبیا و نخود است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص374.</ref>
کشاورزی از منابع اقتصادی مهم در ولایت سرپل بوده و در این ولایت ۱۱۱ هزار هکتار زمین زراعی وجود دارد که ۵۰ هزار آن آبی و بقیه للمی (دیم) است. محصولات زراعی شامل گندم، جو، جواری (ذرت) زغر، [[کنجد]]، زردک (هویج)، [[خربزه]]، تربوز (هندوانه)، پیاز، کچالو (سیب‌زمینی)، لوبیا و نخود است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص374.</ref>


===باغداری===
'''باغداری:''' باغداری، در سرپل سابقهٔ زیادی دارد. کوه‌های سرپل از قدیم جنگل‌زارهای وسیع بوده است. در این ولایت ۱۸ هکتار زمین باغی موجود است که از آن‌ها انواع محصولات به‌دست می‌آید. در سرپل انواع [[انگور]]، انواع زردآلو، بهترین [[توت]] و شاه‌توت، امرود (گلابی)، انواع [[آلو]] و هلو، انواع سیب، [[بادام]]، چهارمغز، لکگ و انواع گیلاس و آلبالو تولید می‌شود.<ref>جاوید انتظار، دورنمای انکشافی سرپل، 1390ش، ص374.</ref>
باغداری، در سرپل سابقهٔ زیادی دارد. کوه‌های سرپل از قدیم جنگل‌زارهای وسیع بوده است. در این ولایت ۱۸ هکتار زمین باغی موجود است که از آن‌ها انواع محصولات به‌دست می‌آید. در سرپل انواع [[انگور]]، انواع زردآلو، بهترین [[توت]] و شاه‌توت، امرود (گلابی)، انواع [[آلو]] و هلو، انواع سیب، [[بادام]]، چهارمغز، لکگ و انواع گیلاس و آلبالو تولید می‌شود.<ref>جاوید انتظار، دورنمای انکشافی سرپل، 1390ش، ص374.</ref>


===دامداری===
'''دامداری:''' در ولایت سرپل ۴۰ درصد مردم به مالداری (دامداری) اشتغال دارند. در ولایت سرپل در حدود ۱۳ نوع حیوانات خانگی وجود دارد.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص374.</ref>
در ولایت سرپل ۴۰ درصد مردم به مالداری (دامداری) اشتغال دارند. در ولایت سرپل در حدود ۱۳ نوع حیوانات خانگی وجود دارد.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص374.</ref>


===صنایع محلی===
'''صنایع محلی:''' در سرپل در گذشته تعدای از اهالی به صنایع محلی اشتغال داشتند. [[صنایع دستی]] از قبیل کرباس، الاچه‌بافی، [[گلیم افغانستان|گلیم]] و [[قالی بافی|قالین‌بافی]]، نمدمالی، مسگری، زرگری، چرمگری، کفش‌دوزی (چارُوق، پیزار، بُوت، سِلِّیپَر، پاپوش‌های زنانه، مردانه و بچه‌گانه)، بافت پارچه‌های ابریشمی (شاهی و قناویز)، بافت شال‌های راهدار و متنوع، ساختن چراغ‌های‌مختلف انوع، ساخت خرگاه‌ها و الاچوق‌ها و کلاه‌دوزی زری و دست‌دوزی، حجاری، بافندگی، روغن‌کشی (جواز)، ریخته‌گری، ساخت دیگ‌های چدنی غذاپزی، تال دندانه (تیش)، افزار قلبهٔ زمین و مرغک سندان آسیای آبی و هاون چودنی از حرفه‌هایی رایج بود. در سال‌های اخیر در سرپل بسیاری از این حرفه‌ها از رواج افتاده و برخی به سختی به حیات خود ادامه داده است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص25.</ref>
در سرپل در گذشته تعدای از اهالی به صنایع محلی اشتغال داشتند. [[صنایع دستی]] از قبیل کرباس، الاچه‌بافی، [[گلیم افغانستان|گلیم]] و [[قالی بافی|قالین‌بافی]]، نمدمالی، مسگری، زرگری، چرمگری، کفش‌دوزی (چارُوق، پیزار، بُوت، سِلِّیپَر، پاپوش‌های زنانه، مردانه و بچه‌گانه)، بافت پارچه‌های ابریشمی (شاهی و قناویز)، بافت شال‌های راهدار و متنوع، ساختن چراغ‌های‌مختلف انوع، ساخت خرگاه‌ها و الاچوق‌ها و کلاه‌دوزی زری و دست‌دوزی، حجاری، بافندگی، روغن‌کشی (جواز)، ریخته‌گری، ساخت دیگ‌های چدنی غذاپزی، تال دندانه (تیش)، افزار قلبهٔ زمین و مرغک سندان آسیای آبی و هاون چودنی از حرفه‌هایی رایج بود. در سال‌های اخیر در سرپل بسیاری از این حرفه‌ها از رواج افتاده و برخی به سختی به حیات خود ادامه داده است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص25.</ref>


===تجارت===
'''تجارت:''' روند اقتصادی سرپل هنوز به‌شکل سنتی و ابتدایی باقی مانده است. مردم به امور زراعی اشتغال دارند و [[تجارت]] در اقتصاد سرپل رونق زیادی ندارد. کسب‌وکار تجاری کمتر به‌عنوان یک حرفه در سرپل به‌رسمیت شناخته می‌شود. [[بازار]] سرپل رونق زیادی ندارد و بیشتر جوابگوی نیازهای مردم روستاهای اطراف است. در ولسوالی‌ها نیز بازارهای کوچکی وجود دارد که پاسخگوی نیازهای مردم محلی است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص372.</ref>
روند اقتصادی سرپل هنوز به‌شکل سنتی و ابتدایی باقی مانده است. مردم به امور زراعی اشتغال دارند و [[تجارت]] در اقتصاد سرپل رونق زیادی ندارد. کسب‌وکار تجاری کمتر به‌عنوان یک حرفه در سرپل به‌رسمیت شناخته می‌شود. [[بازار]] سرپل رونق زیادی ندارد و بیشتر جوابگوی نیازهای مردم روستاهای اطراف است. در ولسوالی‌ها نیز بازارهای کوچکی وجود دارد که پاسخگوی نیازهای مردم محلی است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص372.</ref>


===معادن===
'''معادن:''' ولایت سرپل از ساحات نفت‌خیز کشور محسوب می‌شود. چاه نفت انگوت در ۵ کیلومتری شرق شهر سرپل، چاه نفت قشقری در ۱۲ کیلومتری غرب سرپل و منطقهٔ زمردسای در فاصلهٔ ۵۵ کیلومتری شمال‌غرب شهر سرپل چاه‌های نفت کشف شده است. در ولسوالی صیاد نفت و ذغال سنگ، در ولسوالی بلخاب مس و ذغال سنگ فراوان است. بخشی از ذغال سنگ این ولایت به خارج از کشور صادر می‌شود. زمینه استخراج معدن مس بلخاب که بزرگ‌ترین معدن مس دنیا شمرده می‌شود، هنوز فراهم نشده است.<ref>یعقوب‌زاده، «چاه‌های نفت و تفحص آن در سرپل»، نشریهٔ سرپل، 1390ش؛ جاوید انتظار، انرژی در جوزجان، 1392ش، ص317. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ص51</ref>
ولایت سرپل از ساحات نفت‌خیز کشور محسوب می‌شود. چاه نفت انگوت در ۵ کیلومتری شرق شهر سرپل، چاه نفت قشقری در ۱۲ کیلومتری غرب سرپل و منطقهٔ زمردسای در فاصلهٔ ۵۵ کیلومتری شمال‌غرب شهر سرپل چاه‌های نفت کشف شده است. در ولسوالی صیاد نفت و ذغال سنگ، در ولسوالی بلخاب مس و ذغال سنگ فراوان است. بخشی از ذغال سنگ این ولایت به خارج از کشور صادر می‌شود. زمینه استخراج معدن مس بلخاب که بزرگ‌ترین معدن مس دنیا شمرده می‌شود، هنوز فراهم نشده است.<ref>یعقوب‌زاده، «چاه‌های نفت و تفحص آن در سرپل»، نشریهٔ سرپل، 1390ش؛ جاوید انتظار، انرژی در جوزجان، 1392ش، ص317. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ص51</ref>


==زیرساخت‌های سرپل==
==زیرساخت‌های سرپل==
خط ۱۴۰: خط ۱۳۲:


==فرهنگ، هنر و جامعه در سرپل==
==فرهنگ، هنر و جامعه در سرپل==
===رسانه‌ها===
'''رسانه‌ها:''' در ولایت سرپل علاوه‌بر تلویزیون ملی، برنامهٔ تلویزیون‌های طلوع، آریانا و شمشاد نیز قابل دریافت است. در سال‌های قبل یک رادیوی محلی موسوم به بانو و چند جریدهٔ محلی از جمله پیام شورا، سیمای زن، آینهٔ زن، انبیر و سرپل نیز در این ولایت فعال بودند. مدیریت آژانس اطلاعاتی باختر از ۱۳۸۰ش در سرپل ایجاد شده است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص221.</ref>
در ولایت سرپل علاوه‌بر تلویزیون ملی، برنامهٔ تلویزیون‌های طلوع، آریانا و شمشاد نیز قابل دریافت است. در سال‌های قبل یک رادیوی محلی موسوم به بانو و چند جریدهٔ محلی از جمله پیام شورا، سیمای زن، آینهٔ زن، انبیر و سرپل نیز در این ولایت فعال بودند. مدیریت آژانس اطلاعاتی باختر از ۱۳۸۰ش در سرپل ایجاد شده است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص221.</ref>


===غذاهای محلی===
'''غذاهای محلی:''' در این منطقه اقوام مختلف، غذاهای محلی گوناگونی دارند از جمله:
در این منطقه اقوام مختلف، غذاهای محلی گوناگونی دارند از جمله:
#آش بریده (کیسکن آش): نوعی آش که در فصل [[زمستان]] تهیه می‌شود.
#آش بریده (کیسکن آش): نوعی آش که در فصل [[زمستان]] تهیه می‌شود.
#آش کلان (کته آش): کته آش از خانوادهٔ برگو است.
#آش کلان (کته آش): کته آش از خانوادهٔ برگو است.
خط ۱۶۰: خط ۱۵۰:


===معارف و تحصیلات عالی===
===معارف و تحصیلات عالی===
====الف) معارف (آموزش و پرورش)====
'''معارف (آموزش و پرورش):''' در ولایت سرپل ۳۸۹ باب مکتب فعال است و ۱۶۰ هزار محصل مشغول تحصیل هستند که ۴۰ درصد آن را در دورن جمهوری اسلام افغانستان دختران تشکیل می‌دادند. تعداد ۳۵۰۰ معلم در این مکاتب تدریس می‌کردند. یک مرکز تربیه معلم با ۵ بخش (در پنج ولسوالی) و پنج باب مکتب مسلکی در ولایت فعال است. لیسهٔ خصوصی راه‌دانش در سرپل فعالیت دارد.<ref>جاوید انتظار، دورنمای انکشافی سرپل، 1390ش، ص373.</ref>
در ولایت سرپل ۳۸۹ باب مکتب فعال است و ۱۶۰ هزار محصل مشغول تحصیل هستند که ۴۰ درصد آن را در دورن جمهوری اسلام افغانستان دختران تشکیل می‌دادند. تعداد ۳۵۰۰ معلم در این مکاتب تدریس می‌کردند. یک مرکز تربیه معلم با ۵ بخش (در پنج ولسوالی) و پنج باب مکتب مسلکی در ولایت فعال است. لیسهٔ خصوصی راه‌دانش در سرپل فعالیت دارد.<ref>جاوید انتظار، دورنمای انکشافی سرپل، 1390ش، ص373.</ref>


====ب) تحصیلات عالی====
'''[[تحصیلات عالی افغانستان|تحصیلات عالی]]:''' در سرپل با فعال شدن پوهنحی (دانشکدهٔ) تعلیم و تربیه از سال ۱۳۹۲ش آغاز به فعالیت کرده است. دانشگاه خصوصی [[امیر علیشیر نوایی|امیر علی‌شیر نوایی]] در این ولایت فعال است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص373.</ref>
[[تحصیلات عالی افغانستان|تحصیلات عالی]] در سرپل با فعال شدن پوهنحی (دانشکدهٔ) تعلیم و تربیه از سال ۱۳۹۲ش آغاز به فعالیت کرده است. دانشگاه خصوصی [[امیر علیشیر نوایی|امیر علی‌شیر نوایی]] در این ولایت فعال است.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص373.</ref>


====مدارس دینی====
'''مدارس دینی:''' در سرپل حدود ۱۲ مدرسه و در ولسوالی‌های دیگر حدود ۵۰ مدرسه علوم دینی به آموزش و تربیت طلاب مشغول‌اند که بسیاری متعلق به اهل‌سنت‌ند .<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص111.</ref>
مدارس علوم دینی بسیاری مربوط به اهل سنت و مردم شیعه نیز در ولایت فعال است. در سرپل حدود ۱۲ مدرسه و در ولسوالی‌های دیگر حدود ۵۰ مدرسه علوم دینی به آموزش و تربیت طلاب مشغول‌اند.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص111.</ref>


====کتابخانه‌ها====
'''[[کتابخانه|کتابخانه‌ها]]:''' کتابخانهٔ داملا عبدالرحمن مفتی، کتابخانهٔ مدرسه خانقاه تاریخی شهر سرپل، کتابخانهٔ امیر علی‌شیر نوایی، کتابخانهٔ امام‌زاده یحیی بن زید شهید و کتابخانهٔ ولی‌عصر بلخاب.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص146.</ref>
[[کتابخانه|کتابخانهٔ]] داملا عبدالرحمن مفتی، کتابخانهٔ [[مدرسه]] خانقاه تاریخی شهر سرپل، کتابخانهٔ امیر علی‌شیر نوایی، کتابخانهٔ امام‌زاده یحیی بن زید شهید و کتابخانهٔ ولی‌عصر بلخاب.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص146.</ref>


===زیارتگاه‌ها===
'''زیارتگاه‌ها:''' از جمله مزارات این ولایت عبارتند:
سرپل اماکن مذهبی زیادی دارد که به چند دسته تقسیم می‌شوند. از جمله مزارات مهم این ولایت عبارتند:
#امام خُرد (یحیی): مدفن امام خرد یا امام‌زاده یحیی بن زید در شرق شهر سرپل قرار دارد. این قبر متعلق به یحیی بن زید بن علی است که در سال ۱۲۳ هجری در قریه ارغوی (قراغو امروزی) سرپل به [[شهادت]] رسیده است؛
#امام خُرد (یحیی): مدفن امام خرد یا امام‌زاده یحیی بن زید در شرق شهر سرپل قرار دارد. این قبر متعلق به یحیی بن زید بن علی است که در سال ۱۲۳ هجری در قریه ارغوی (قراغو امروزی) سرپل به [[شهادت]] رسیده است؛
#امام کلان: امام کلان، بنای تاریخی است در غرب شهر سرپل و در منطقهٔ به‌همین نام قرار دارد؛
#امام کلان: امام کلان، بنای تاریخی است در غرب شهر سرپل و در منطقهٔ به‌همین نام قرار دارد؛
خط ۱۸۲: خط ۱۶۷:
#مرقد خواجه‌محمد شاه در قریه سیدآباد مرکز سرپل؛
#مرقد خواجه‌محمد شاه در قریه سیدآباد مرکز سرپل؛
#لنگر شاه عبدالله در ولسوالی سوزمه‌قلعه.<ref>میرحسینی، سانچارک در بستر زمان، 1388ش، ص95.</ref>
#لنگر شاه عبدالله در ولسوالی سوزمه‌قلعه.<ref>میرحسینی، سانچارک در بستر زمان، 1388ش، ص95.</ref>
 
'''ورزش‌های محلی:''' مهم‌ترین [[ورزش]] مردم این ولایت [[بزکشی]] و کشتی‌گیری است. در بسیاری از محافل و به‌خصوص در ایام نوروز، عروسی و روزهای عید، مردم مناطق مختلف سرپل به مسابقهٔ بزکشی می‌پردازند. کشتی‌گیری در [[جشن|جشن‌ها]] و اعیاد مرسوم است و هر منطقه پهلوانانی دارد که در این ایام به زورآزمایی می‌پردازند.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص23.</ref>
===ورزش‌های محلی===
مهم‌ترین [[ورزش]] مردم این ولایت [[بزکشی]] و کشتی‌گیری است. در بسیاری از محافل و به‌خصوص در ایام نوروز، عروسی و روزهای عید، مردم مناطق مختلف سرپل به مسابقهٔ بزکشی می‌پردازند. کشتی‌گیری در [[جشن|جشن‌ها]] و اعیاد مرسوم است و هر منطقه پهلوانانی دارد که در این ایام به زورآزمایی می‌پردازند.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص23.</ref>


==جاذبه‌های گردشگری==
==جاذبه‌های گردشگری==
===مناظر دیدنی طبیعی===
===مناظر دیدنی طبیعی===
===={{درشت|۱. جِه (سد طبیعی) پیغوله}}====
===={{درشت|جِه (سد طبیعی) پیغوله}}====
جه پیغوله یکی از سدهای بزرگ طبیعی در منطقهٔ بلخاب سرپل و یکی از مناظر مهم توریستی در شمال افغانستان است که حالتی اسطوره‌ای دارد. منبع آب این سد طبیعی بندها و کوه‌های اطراف آن است. بند دُلدُل در غرب روستای ورزان از منابع اصلی آب آن به‌شمار می‌رود. آب منطقهٔ سَگمان (درحدود یک آسیاب)، آب روستای قِشلاق که از چشمه «چَکَو» و کوه «قلفی» تأمین می‌شود، آب منطقهٔ جَنگَلَگ، آب روستای تَیلُوچ (شهرستان) که از بند «رُواَو» می‌آید، آب منطقهٔ خَم لُوچ‌اَو (حدود سه آسیاب) و آب روستای کَمَرَک نیز از دیگر منابع آبی جه پیغوله است.<ref>رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، ص361.</ref>
جه پیغوله یکی از سدهای طبیعی در منطقهٔ بلخاب سرپل و یکی از مناظر توریستی در شمال افغانستان است که حالتی اسطوره‌ای دارد. منبع آب این سد بندها و کوه‌های اطراف آن است. بند دُلدُل در غرب روستای ورزان از منابع اصلی [[آب]] آن به‌شمار می‌رود. آب منطقهٔ سَگمان (درحدود یک آسیاب)، آب روستای قِشلاق که از چشمه «چَکَو» و کوه «قلفی» تأمین می‌شود، آب منطقهٔ جَنگَلَگ، آب روستای تَیلُوچ (شهرستان) که از بند «رُواَو» می‌آید، آب منطقهٔ خَم لُوچ‌اَو (حدود سه آسیاب) و آب روستای کَمَرَک نیز از دیگر منابع آبی جه پیغوله است.<ref>رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، ص361.</ref>


'''وسعت:''' طول جه حدود ۱ کیلومتر و عرض آن حداکثر ۵۰۰ متر است. برخی مردم محلی بر این باورند که عمق این جه در حدود ۳۰ متر بوده که در سال‌های اخیر به‌دلیل ریزش کوه، از این عمق کاسته شده است. در سال‌های اخیر عمیق‌ترین قسمت این جه یعنی «کَجِی ماهی‌خانه» را حدود ۹ متر تخمین زده‌اند.<ref>«دره‌مزار بلخاب افغانستان سرزمین دریاچه‌ها و چشمه‌ها»، وب‌سایت فارس.</ref>
'''وسعت:''' طول جه حدود ۱ کیلومتر و عرض آن حداکثر ۵۰۰ متر است. برخی مردم محلی بر این باورند که عمق این جه در حدود ۳۰ متر بوده که در سال‌های اخیر به‌دلیل ریزش کوه، از این عمق کاسته شده است. در سال‌های اخیر عمیق‌ترین قسمت این جه یعنی «کَجِی ماهی‌خانه» را حدود ۹ متر تخمین زده‌اند.<ref>«دره‌مزار بلخاب افغانستان سرزمین دریاچه‌ها و چشمه‌ها»، وب‌سایت فارس.</ref>
خط ۲۰۹: خط ۱۹۲:
'''آبشار انگشت شاه سانچارک''': درهٔ انگشت شاه در یازده کیلومتری مرکز سانچارک و در انتهای قریه شبوکند، آبشاری دارد که آب آن از دو سوراخ بیرون می‌آید. اهالی عقیده دارند که حضرت شاه اولیا به این دره آمده و دو انگشت خود را به کوه فروکرده که بر اثر آن تا امروز از محل انگشتان، آب صاف و گوارا بیرون می‌آید.
'''آبشار انگشت شاه سانچارک''': درهٔ انگشت شاه در یازده کیلومتری مرکز سانچارک و در انتهای قریه شبوکند، آبشاری دارد که آب آن از دو سوراخ بیرون می‌آید. اهالی عقیده دارند که حضرت شاه اولیا به این دره آمده و دو انگشت خود را به کوه فروکرده که بر اثر آن تا امروز از محل انگشتان، آب صاف و گوارا بیرون می‌آید.


'''۲. کوه خواجه صاف'''
'''کوه خواجه صاف:''' کوه خواجه صاف در جنوب تگاب اوقاف یکی دیگر از محل‌های توریستی سانچارک است. بر فراز آن کوه، زیارتی واقع است.
 
کوه خواجه صاف در جنوب تگاب اوقاف یکی دیگر از محل‌های توریستی و مهم سانچارک است. بر فراز آن کوه، زیارتی واقع است.
 
'''۳. آبشار دره تاجیک کوهستانات'''
 
در آخر دره تاجیک یک [[آبشار]] زیبا واقع شده است که همانند انگشت‌شاه سانچارک، آب از دو قسمت یک سنگ به ارتفاع حدود ۱۰ متر خارج شده و فواره می‌زند.
 
'''۴. چشمه گرم بلخاب'''


در قریهٔ چشمه گرم تگاب لوله، چشمه آب‌گرم مشهوری وجود دارد؛<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ص51</ref>
'''آبشار دره تاجیک کوهستانات:''' در آخر دره تاجیک یک [[آبشار]] زیبا واقع شده است که همانند انگشت‌شاه سانچارک، آب از دو قسمت یک سنگ به ارتفاع حدود ۱۰ متر خارج شده و فواره می‌زند.


'''۵. دره و تخت میرزااولنگ'''
'''چشمه گرم بلخاب:''' در قریهٔ چشمه گرم تگاب لوله، چشمه آب‌گرم مشهوری وجود دارد؛<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ص51</ref>


در اطراف سرپل کوه بزرگ و بلندی به نام کوه میرزااولنگ و تخت میرزا وجود دارد.
'''دره و تخت میرزااولنگ:''' در اطراف سرپل کوه بزرگ و بلندی به نام کوه میرزااولنگ و تخت میرزا وجود دارد.


'''۶. آق‌دریا (آب سفید)''': این رود از سلسله کوه‌های تیربند ترکستان سرازیر می‌شود.
'''آق‌دریا (آب سفید)''': این رود از سلسله کوه‌های تیربند ترکستان سرازیر می‌شود.


===آثار تاریخی===
===آثار تاریخی===
خط ۲۳۳: خط ۲۰۸:
#[[مسجد جامع]] و مدرسه گذرشاهان.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص189.</ref>
#[[مسجد جامع]] و مدرسه گذرشاهان.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص189.</ref>


==روستاهای تاریخی سرپل==
==روستاهای سرپل==
'''{{درشت|۱. آسیاب هندو}}'''
'''{{درشت|آسیاب هندو}}'''


نام این روستا برگرفته از یک آسیاب قدیمی مشهور به آسیاب هندو است که در همین روستا واقع شده است. روستا بر اساس تیره‌ها و خانواده‌های بزرگ ساکن در آسیاب هندو، تقسیم شده است.<ref>رهیاب (بلخی)، «آسیاب هندو»، در دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص65.</ref> آسیاب هندو از مناطق قدیمی سرپل است. این منطقه از گذشته‌های بسیار دور محل زندگی مردم بوده است که نشانه آن وجود تپهٔ تاریخی مشهور به «آسیاب هندو» واقع در شمال سوزمه‌قلعه است.
نام این روستا برگرفته از یک آسیاب قدیمی مشهور به آسیاب هندو است که در همین روستا واقع شده است. روستا بر اساس تیره‌ها و خانواده‌های بزرگ ساکن در آسیاب هندو، تقسیم شده است.<ref>رهیاب (بلخی)، «آسیاب هندو»، در دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص65.</ref> آسیاب هندو از مناطق قدیمی سرپل است. این منطقه از گذشته‌های بسیار دور محل زندگی مردم بوده است که نشانه آن وجود تپهٔ تاریخی مشهور به «آسیاب هندو» واقع در شمال سوزمه‌قلعه است.
خط ۲۴۰: خط ۲۱۵:
این تپه به‌شدت آسیب دیده و بخش‌هایی از آن به زمین زراعتی تبدیل شده است. مردم این روستا در تحولات دوران بنی‌امیه نقش داشته‌اند؛ مردم انبار یا منطقهٔ سرپل بعد از قیام [[یحیی بن زید]] و حضور او در سرپل، به کمک او شتافتند. بعد از [[شهادت]] یحیی بن زید مردم سرپل و جوزجان به خونخواهی [[اهل‌بیت]] [[حضرت محمد|پیامبر اسلام]] همراه با ابومسلم خراسانی از همین منطقه قیام کردند. مناطق سرپل و اطراف آن در دوره‌های بعدی نیز شاهد حضور گستردهٔ علویان و حوادث خونباری بوده است. روستای آسیاب هندو در جنگ‌های پس از کودتای ۱۳۵۷ش نیز آسیب فیزیکی زیادی دید که آثار آن در منطقه مشهود است.<ref>میرحسینی، سانچارک در بستر زمان، 1388ش، ج1، ص96؛ علیزاده، سوزمه‌قلعه در سیر جهاد و هجرت، 1380ش، ص55.</ref>
این تپه به‌شدت آسیب دیده و بخش‌هایی از آن به زمین زراعتی تبدیل شده است. مردم این روستا در تحولات دوران بنی‌امیه نقش داشته‌اند؛ مردم انبار یا منطقهٔ سرپل بعد از قیام [[یحیی بن زید]] و حضور او در سرپل، به کمک او شتافتند. بعد از [[شهادت]] یحیی بن زید مردم سرپل و جوزجان به خونخواهی [[اهل‌بیت]] [[حضرت محمد|پیامبر اسلام]] همراه با ابومسلم خراسانی از همین منطقه قیام کردند. مناطق سرپل و اطراف آن در دوره‌های بعدی نیز شاهد حضور گستردهٔ علویان و حوادث خونباری بوده است. روستای آسیاب هندو در جنگ‌های پس از کودتای ۱۳۵۷ش نیز آسیب فیزیکی زیادی دید که آثار آن در منطقه مشهود است.<ref>میرحسینی، سانچارک در بستر زمان، 1388ش، ج1، ص96؛ علیزاده، سوزمه‌قلعه در سیر جهاد و هجرت، 1380ش، ص55.</ref>


====موقعیت جغرافیای آسیاب هندو====
==== '''موقعیت جغرافیای آسیاب هندو''' ====
آسیاب هندو، روستایی است در ولسوالی سوزمه‌قلعهٔ ولایت سرپل که در جنوب‌شرق بازار ولسوالی قرار دارد. این روستا از جنوب با روستای فیض‌آباد، از جنوب‌شرق با قشلاق ازبکیه، از غرب با روستای زیرسرخی، از شمال‌غرب با بازار سوزمه‌قلعه، از شمال با روستای زیرچَغت، از شمال‌شرق با روستای دیبجر و از سمت شرق با ارتفاعات تُرخزار ارتباط دارد.<ref>رهیاب (بلخی)، «آسیاب هندو»، در دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص65.</ref>
آسیاب هندو، روستایی است در ولسوالی سوزمه‌قلعهٔ ولایت سرپل که در جنوب‌شرق بازار ولسوالی قرار دارد. این روستا از جنوب با روستای فیض‌آباد، از جنوب‌شرق با قشلاق ازبکیه، از غرب با روستای زیرسرخی، از شمال‌غرب با بازار سوزمه‌قلعه، از شمال با روستای زیرچَغت، از شمال‌شرق با روستای دیبجر و از سمت شرق با ارتفاعات تُرخزار ارتباط دارد.<ref>رهیاب (بلخی)، «آسیاب هندو»، در دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص65.</ref>


====آب‌وهوای آسیاب هندو====
==== '''آب‌وهوای آسیاب هند''' ====
آّب و هوای روستای آسیاب هندو متعادل است. در گذشته‌های نه چندان دور ارتفاعات شرق روستا پوشش گیاهی وسیعی داشته است اما در دهه‌های گذشته پوشش گیاهی توسط مردم نابود و به زمین‌های زراعتی تبدیل شده است.<ref>علیزاده، حماسه‌های ماندگار در سرپل، 1388ش، ص124.</ref>
آب و هوای روستای آسیاب هندو متعادل است. در گذشته‌های نه چندان دور ارتفاعات شرق روستا پوشش گیاهی وسیعی داشته است اما در دهه‌های گذشته پوشش گیاهی توسط مردم نابود و به زمین‌های زراعتی تبدیل شده است.<ref>علیزاده، حماسه‌های ماندگار در سرپل، 1388ش، ص124.</ref>


====جمعیت و اقوام آسیاب هندو====
==== '''جمعیت و اقوام آسیاب هندو''' ====
[[جمعیت]] روستای آسیاب هندو حدود ۵۰۰ خانوار است که بخشی از آنها در دههٔ ۶۰ شمسی به‌دلیل [[جنگ|جنگ‌ها]] و حملات قوای دولت کمونیستی وقت، مجبور به [[مهاجرت]] از منطقه شدند. بخشی از مردم به خارج از کشور و بخشی به مناطق اطراف کوچیدند. بسیاری از مهاجران هنوز هم به منطقه بازنگشته‌اند. از نظر قومی، بیشتر ساکنان آسیاب هندو را بلوچ‌ها تشکیل می‌دهند که از نظر مذهبی به دو گروهٔ شیعه دوازده امامی و سنی حنفی تقسیم می‌شوند. هزاره‌ها، تاجیک‌ها و ازبک‌ها در این روستا بسیار کم هستند.<ref>علیزاده، حماسه‌های ماندگار در سرپل، 1388ش، ص124.</ref>
[[جمعیت]] روستای آسیاب هندو حدود ۵۰۰ خانوار است که بخشی از آنها در دههٔ ۶۰ شمسی به‌دلیل [[جنگ|جنگ‌ها]] و حملات قوای دولت کمونیستی وقت، مجبور به [[مهاجرت]] از منطقه شدند. بخشی از مردم به خارج از کشور و بخشی به مناطق اطراف کوچیدند. بسیاری از مهاجران هنوز هم به منطقه بازنگشته‌اند. از نظر قومی، بیشتر ساکنان آسیاب هندو را بلوچ‌ها تشکیل می‌دهند که از نظر مذهبی به دو گروهٔ شیعه دوازده امامی و سنی حنفی تقسیم می‌شوند. هزاره‌ها، تاجیک‌ها و ازبک‌ها در این روستا بسیار کم هستند.<ref>علیزاده، حماسه‌های ماندگار در سرپل، 1388ش، ص124.</ref>


====فرهنگ و معارف در آسیاب هندو====
==== '''فرهنگ و معارف در آسیاب هندو''' ====
روستای آسیاب هندو دارای مراکز فعال دینی است. این روستا با مکتب ابتدایی و لیسه (دبیرستان) حدود ۵۰۰ متر فاصله دارد. بسیاری از [[کودک|کودکان]] و [[نوجوانی|نوجوانان]] منطقه در مکاتب محل، مشغول تحصیل هستند. روستا برق رسمی و آب بهداشتی ندارد. در شمال‌غرب قریه یک زیارتگاه وجود دارد. گفته می‌شود این زیارتگاه مربوط به یکی از یاران حضرت یحیی بن زید (مدفون شده در شهر سرپل) است.<ref>رهیاب (بلخی)، «آسیاب هندو»، در دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص65.</ref>
روستای آسیاب هندو دارای مراکز فعال دینی است. این روستا با مکتب ابتدایی و لیسه (دبیرستان) حدود ۵۰۰ متر فاصله دارد. بسیاری از [[کودک|کودکان]] و [[نوجوانی|نوجوانان]] منطقه در مکاتب محل، مشغول تحصیل هستند. روستا برق رسمی و آب بهداشتی ندارد. در شمال‌غرب قریه یک زیارتگاه وجود دارد. گفته می‌شود این زیارتگاه مربوط به یکی از یاران حضرت یحیی بن زید (مدفون شده در شهر سرپل) است.<ref>رهیاب (بلخی)، «آسیاب هندو»، در دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص65.</ref>


خط ۲۶۲: خط ۲۳۷:
در روستای آسیاب هندو در گذشته مناظر زیادی وجود داشت که بسیاری از آنها در جنگ‌های دههٔ شصت شمسی از بین رفت. یکی از دیدنی‌های این روستا، یک آبشار در کنار آسیاب روستا است که اگر آب جریان داشته باشد، منظرهٔ بسیار دیدنی در محل پدیدمی‌آورد.<ref>علیزاده، سوزمه‌قلعه در سیر جهاد و هجرت، 1380ش، ص55.</ref>
در روستای آسیاب هندو در گذشته مناظر زیادی وجود داشت که بسیاری از آنها در جنگ‌های دههٔ شصت شمسی از بین رفت. یکی از دیدنی‌های این روستا، یک آبشار در کنار آسیاب روستا است که اگر آب جریان داشته باشد، منظرهٔ بسیار دیدنی در محل پدیدمی‌آورد.<ref>علیزاده، سوزمه‌قلعه در سیر جهاد و هجرت، 1380ش، ص55.</ref>


==={{درشت|۲. باجگاه}}===
==={{درشت|باجگاه}}===
باجگاه به‌عنوان روستای قدیمی در بلخاب از قدیم مالچَر (مرتع) مردم مناطق اطراف بوده و اقتصاد دامداری نقش مهم داشته است. با تهاجم امیر عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱م) به مناطق مرکزی افغانستان، بخشی از ساکنان آواره شدهٔ آن منطقه به شمال کشور مهاجرت کرده و از حدود ۱۳۰۰ش تعدادی در این منطقه ساکن شدند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص314.</ref>
باجگاه به‌عنوان روستای قدیمی در بلخاب از قدیم مالچَر (مرتع) مردم مناطق اطراف بوده و اقتصاد دامداری نقش مهم داشته است. با تهاجم امیر عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱م) به مناطق مرکزی افغانستان، بخشی از ساکنان آواره شدهٔ آن منطقه به شمال کشور مهاجرت کرده و از حدود ۱۳۰۰ش تعدادی در این منطقه ساکن شدند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص314.</ref>


خط ۲۹۷: خط ۲۷۲:
امکان کاشت انواع درختان میوه در باجگاه وجود ندارد. در برخی از مناطق باجگاه درختانی چون زردآلو، سیب، توت، سنجد و چهارمغز می‌روید. در سال‌های اخیر باغداری رونق بیش‌تری داشته است. مالداری نیز در باجگاه اهمیت دارد، زیرا این منطقه، مراتع و مالچرهای زیادی دارد. گلیم‌بافی، خورجین‌بافی، بافت کلاه و دستکش، [[جاجیم|جاجیم‌بافی]]، نمدمالی، گلدوزی، [[خیاطی]] و بافتن جوراب و گَردَن‌پیچ (شال) در باجگاه مرسوم است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص319.</ref>
امکان کاشت انواع درختان میوه در باجگاه وجود ندارد. در برخی از مناطق باجگاه درختانی چون زردآلو، سیب، توت، سنجد و چهارمغز می‌روید. در سال‌های اخیر باغداری رونق بیش‌تری داشته است. مالداری نیز در باجگاه اهمیت دارد، زیرا این منطقه، مراتع و مالچرهای زیادی دارد. گلیم‌بافی، خورجین‌بافی، بافت کلاه و دستکش، [[جاجیم|جاجیم‌بافی]]، نمدمالی، گلدوزی، [[خیاطی]] و بافتن جوراب و گَردَن‌پیچ (شال) در باجگاه مرسوم است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص319.</ref>


==={{درشت|۳. ترخوج}}===
==={{درشت|ترخوج}}===
ترخوج از شمال با کوه‌های باجگاه و آب‌کلان شهرستان سانچارک، از جنوب با کوه گیرو و درهٔ مزار، از شرق با روستاهای توغی و خالر و از غرب با کوه‌های جِرگَک و گَنده‌اَو همسایگی دارد.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص380.</ref> کشف آثار باستانی و تاریخی در شیرقلعه، دشت‌قلعه، قلعهٔ سرخک، تپهٔ کوزه‌گران، گل‌بوته، گُورزان، کهدانک و برخی دیگر از مناطق ترخوج، نشان‌گر قدمت سکونت انسان در این منطقه است.<ref>احمدی‌نژاد، سیمای بلخاب، 1396ش، ص107.</ref>
ترخوج از شمال با کوه‌های باجگاه و آب‌کلان شهرستان سانچارک، از جنوب با کوه گیرو و درهٔ مزار، از شرق با روستاهای توغی و خالر و از غرب با کوه‌های جِرگَک و گَنده‌اَو همسایگی دارد.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص380.</ref> کشف آثار باستانی و تاریخی در شیرقلعه، دشت‌قلعه، قلعهٔ سرخک، تپهٔ کوزه‌گران، گل‌بوته، گُورزان، کهدانک و برخی دیگر از مناطق ترخوج، نشان‌گر قدمت سکونت انسان در این منطقه است.<ref>احمدی‌نژاد، سیمای بلخاب، 1396ش، ص107.</ref>


خط ۳۲۲: خط ۲۹۷:
از دیدنی‌های ترخوج سنگ‌های عجیبی است که شکل‌های غیرطبیعی دارند از جمله خره چاک در گلبوته که گویا توسط شمشیر از وسط دونیم شده است. خره سفید، خره لمبان، منار خلیفه، گهواره سنگ، مرغ سنگ و خره باران از دیگر سنگ‌های شکیل و دیدنی ترخوج است. همچنین «تاقینک سنگ» در بین رود بلخاب و در قریه دهنه قرار دارد. باغ‌ها، مناظر روستاها، کوه‌ها و چمن‌زارها از دیگر مناظر زیبای ترخوج هستند.<ref>. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص389.</ref>
از دیدنی‌های ترخوج سنگ‌های عجیبی است که شکل‌های غیرطبیعی دارند از جمله خره چاک در گلبوته که گویا توسط شمشیر از وسط دونیم شده است. خره سفید، خره لمبان، منار خلیفه، گهواره سنگ، مرغ سنگ و خره باران از دیگر سنگ‌های شکیل و دیدنی ترخوج است. همچنین «تاقینک سنگ» در بین رود بلخاب و در قریه دهنه قرار دارد. باغ‌ها، مناظر روستاها، کوه‌ها و چمن‌زارها از دیگر مناظر زیبای ترخوج هستند.<ref>. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص389.</ref>


==={{درشت|۴. آبکلان}}===
==={{درشت|آبکلان}}===
آب‌کلان به‌معنای جاری بودن [[آب]]<nowiki/>های زیاد است. در آن منطقهٔ کوهستانی برف و باران زیادی می‌بارد و [[چشمه]]‌های بسیاری از دل کوه‌ها جوشیده و منطقه را آبیاری می‌کنند.<ref>رهیاب و اخلاقی، «آبکلان»، دانشنامه هزاره، 1399ش، ص75.</ref> آبکلان دارای ۱۸ قریهٔ کوچک است که به دو بخش پایین یا کبودآب شامل ۸ قشلاق و بخش بالا شامل ۱۰ قشلاق تقسیم می‌شوند.<ref>رهیاب و اخلاقی، «آبکلان»، دانشنامه هزاره، 1399ش، ص75.</ref>
آب‌کلان به‌معنای جاری بودن [[آب]]<nowiki/>های زیاد است. در آن منطقهٔ کوهستانی برف و باران زیادی می‌بارد و [[چشمه]]‌های بسیاری از دل کوه‌ها جوشیده و منطقه را آبیاری می‌کنند.<ref>رهیاب و اخلاقی، «آبکلان»، دانشنامه هزاره، 1399ش، ص75.</ref> آبکلان دارای ۱۸ قریهٔ کوچک است که به دو بخش پایین یا کبودآب شامل ۸ قشلاق و بخش بالا شامل ۱۰ قشلاق تقسیم می‌شوند.<ref>رهیاب و اخلاقی، «آبکلان»، دانشنامه هزاره، 1399ش، ص75.</ref>


خط ۳۶۲: خط ۳۳۷:
منطقهٔ آبکلان یک مرکز صحی (درمانی) دارد. برق منطقه بیشتر از طریق دستگاه‌های خورشیدی (سولر) تأمین می‌شود. منطقهٔ آبکلان سرک (جادهٔ) خامه به سانچارک و بلخاب دارد اما رفت‌وآمد در آن دشوار است. این راه در [[زمستان]] غیرقابل استفاده است.<ref>رهیاب و اخلاقی، «آبکلان»، دانشنامه هزاره، 1399ش، ص75.</ref>
منطقهٔ آبکلان یک مرکز صحی (درمانی) دارد. برق منطقه بیشتر از طریق دستگاه‌های خورشیدی (سولر) تأمین می‌شود. منطقهٔ آبکلان سرک (جادهٔ) خامه به سانچارک و بلخاب دارد اما رفت‌وآمد در آن دشوار است. این راه در [[زمستان]] غیرقابل استفاده است.<ref>رهیاب و اخلاقی، «آبکلان»، دانشنامه هزاره، 1399ش، ص75.</ref>


==={{درشت|۵. بهارک}}===
==={{درشت|بهارک}}===
بَهارَک از روستاهای دیدنی ولسوالی (شهرستان) سانچارک واقع در ولایت سرپل در شمال افغانستان است. وضعیت کوهپایه‌ای، سرسبزی و باغ‌های فراوان انگور در این روستا، بر [[سبک زندگی]] و نحوهٔ استفاده مردم از محیط، حیوانات و گیاهان اثر گذاشته است. برخی اعتقاد دارند این مناطق از زمان کیانیان مسکونی بوده است. برمکیان از اهالی همین مناطق بوده‌اند که در دولت عباسیان نفوذ زیادی داشته‌اند.
بَهارَک از روستاهای دیدنی ولسوالی (شهرستان) سانچارک واقع در ولایت سرپل در شمال افغانستان است. وضعیت کوهپایه‌ای، سرسبزی و باغ‌های فراوان انگور در این روستا، بر [[سبک زندگی]] و نحوهٔ استفاده مردم از محیط، حیوانات و گیاهان اثر گذاشته است. برخی اعتقاد دارند این مناطق از زمان کیانیان مسکونی بوده است. برمکیان از اهالی همین مناطق بوده‌اند که در دولت عباسیان نفوذ زیادی داشته‌اند.


خط ۳۹۵: خط ۳۷۰:
بهارک و مناطق اطراف آن به‌دلیل داشتن آب‌وهوای مناسب، مناظر دیدنی دارد که در [[بهار]] و تابستان بسیار زیبا است. در [[زمستان]] برف زیادی در بهارک می‌بارد و چهرهٔ روستا سفیدپوش می‌شود و در پاییز به‌دلیل وجود باغ‌های فراوان، تمام روستا زردپوش شده و مناظر زیبایی خلق می‌شود. برق روستا بیشتر از طریق دستگاه‌های «سولر آفتابی» تأمین می‌شود. بهارک از طریق راه روستایی خامه به مرکز ولسوالی و به روستای شبوکند وصل می‌شود.<ref>میرحسینی، سانچارک در بستر زمان، 1388ش، ص43.</ref>
بهارک و مناطق اطراف آن به‌دلیل داشتن آب‌وهوای مناسب، مناظر دیدنی دارد که در [[بهار]] و تابستان بسیار زیبا است. در [[زمستان]] برف زیادی در بهارک می‌بارد و چهرهٔ روستا سفیدپوش می‌شود و در پاییز به‌دلیل وجود باغ‌های فراوان، تمام روستا زردپوش شده و مناظر زیبایی خلق می‌شود. برق روستا بیشتر از طریق دستگاه‌های «سولر آفتابی» تأمین می‌شود. بهارک از طریق راه روستایی خامه به مرکز ولسوالی و به روستای شبوکند وصل می‌شود.<ref>میرحسینی، سانچارک در بستر زمان، 1388ش، ص43.</ref>


==={{درشت|۶. پیغوله}}===
==={{درشت|پیغوله}}===
پیغوله در اصل پیغله، بیغله یا بیغوله به‌معنی کُنج و گوشه است که در [[زبان فارسی|زبان]] و اشعار فارسی نیز به کار رفته است؛ برای مثال [[نظامی گنجوی|نظامی]] گفته است «ز هیبت به پیغوله‌ای در گریخت». پیغوله یا بیغوله، همچنین، به کنج و گوشهٔ [[خانه]] و چشم اشاره دارد. منطقهٔ پیغوله نیز در کنج و گوشهٔ غربی بلخاب قرار دارد.
پیغوله در اصل پیغله، بیغله یا بیغوله به‌معنی کُنج و گوشه است که در [[زبان فارسی|زبان]] و اشعار فارسی نیز به کار رفته است؛ برای مثال [[نظامی گنجوی|نظامی]] گفته است «ز هیبت به پیغوله‌ای در گریخت». پیغوله یا بیغوله، همچنین، به کنج و گوشهٔ [[خانه]] و چشم اشاره دارد. منطقهٔ پیغوله نیز در کنج و گوشهٔ غربی بلخاب قرار دارد.


خط ۴۲۹: خط ۴۰۴:
در بَند دُلدُل سنگ‌هایی همانند کاشی‌های بزرگ وجود دارند که گویا یک گلهٔ اسب از روی آن‌ها عبور کرده و جای پای آن‌ها باقی است. مردم محل معتقدند که [[امام علی|حضرت علی]] با اسب از آنجا عبور کرده و به‌همین دلیل به آن بند دلدل می‌گویند. در بالای سُم دلدل هم یک همواری وجود دارد که روی سنگ‌ها آثاری شبیه جای زانوی پا و کف دست انسان وجود دارد. بر اساس برخی باورهای محلی، حضرت علی در آن مکان نماز خوانده است. جه دلدل در بالای روستای ورزان ماهی‌های متنوع و فراوانی دارد. وجود ماهی فراوان در این جه، در باور مردم، به اعجاز حضرت علی است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش. ص361.</ref>
در بَند دُلدُل سنگ‌هایی همانند کاشی‌های بزرگ وجود دارند که گویا یک گلهٔ اسب از روی آن‌ها عبور کرده و جای پای آن‌ها باقی است. مردم محل معتقدند که [[امام علی|حضرت علی]] با اسب از آنجا عبور کرده و به‌همین دلیل به آن بند دلدل می‌گویند. در بالای سُم دلدل هم یک همواری وجود دارد که روی سنگ‌ها آثاری شبیه جای زانوی پا و کف دست انسان وجود دارد. بر اساس برخی باورهای محلی، حضرت علی در آن مکان نماز خوانده است. جه دلدل در بالای روستای ورزان ماهی‌های متنوع و فراوانی دارد. وجود ماهی فراوان در این جه، در باور مردم، به اعجاز حضرت علی است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش. ص361.</ref>


==={{درشت|۷. اسمیدان}}===
==={{درشت|اسمیدان}}===
اسمیدان در اصل مرکب از دو کلمهٔ «اِسپِی» و «میدان» بوده که به‌مرور زمان به اسمیدان تبدیل شده است. برخی گفته‌اند «اِسپِی» در زبان مردم [[قوم هزاره|هزاره]] و «سپین» در زبان مردم [[قوم پشتون|پشتون]] به‌معنای «سفید» است؛ بنابراین، اسمیدان را «میدان سفید» معنا کرده‌اند. برخی نام این منطقه را به‌همین دلیل «سفیدمیدان» تلفظ می‌کنند. گروهی دیگر اعتقاد دارند نام این منطقه در اصل «اسپ میدان» بوده است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ص282.</ref>
اسمیدان در اصل مرکب از دو کلمهٔ «اِسپِی» و «میدان» بوده که به‌مرور زمان به اسمیدان تبدیل شده است. برخی گفته‌اند «اِسپِی» در زبان مردم [[قوم هزاره|هزاره]] و «سپین» در زبان مردم [[قوم پشتون|پشتون]] به‌معنای «سفید» است؛ بنابراین، اسمیدان را «میدان سفید» معنا کرده‌اند. برخی نام این منطقه را به‌همین دلیل «سفیدمیدان» تلفظ می‌کنند. گروهی دیگر اعتقاد دارند نام این منطقه در اصل «اسپ میدان» بوده است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ص282.</ref>


خط ۴۷۸: خط ۴۵۳:
ییلاق بندمغزار واقع در شرق روستای اسپیچ و غرب تیخوج، طبیعت زیبایی دارد و ییلاق مردم قلعه‌میانه اسپیچ است. بندجوک واقع در جنوب اسپیچ و شمال قیراق، ییلاق ملایان و ییلاق آغیل‌سنگ به‌عنوان ییلاق مردم اسپیچ است. بندتخته‌جی واقع در شمال شنیه و بندهای پیغوله و دیگک ییلاق شنیه است. همچنین بندنی‌دراز واقع در غرب پشته و بندهای چراس، ییلاق مردم پشته است. ییلاق بنداغلان و شورخرک، بندخارزار و بندچمبر واقع در بین قیراق و کاشان و آدیره ییلاق مردم قیراق است.<ref>رهیاب (بلخی)، اسمیدان، دانشنامه هزاره، 1399ش، ص451.</ref>
ییلاق بندمغزار واقع در شرق روستای اسپیچ و غرب تیخوج، طبیعت زیبایی دارد و ییلاق مردم قلعه‌میانه اسپیچ است. بندجوک واقع در جنوب اسپیچ و شمال قیراق، ییلاق ملایان و ییلاق آغیل‌سنگ به‌عنوان ییلاق مردم اسپیچ است. بندتخته‌جی واقع در شمال شنیه و بندهای پیغوله و دیگک ییلاق شنیه است. همچنین بندنی‌دراز واقع در غرب پشته و بندهای چراس، ییلاق مردم پشته است. ییلاق بنداغلان و شورخرک، بندخارزار و بندچمبر واقع در بین قیراق و کاشان و آدیره ییلاق مردم قیراق است.<ref>رهیاب (بلخی)، اسمیدان، دانشنامه هزاره، 1399ش، ص451.</ref>


==={{درشت|۸. هوش}}===
==={{درشت|هوش}}===
برخی معتقدند «هوش» در اصل «اوش» است. کلمه اوش از «اُوشو زرتشت» گرفته شده است. بر این اساس، اوش زادگاه، محل ولادت و رسالت پیامبر اوستایی «زرتشت» است که حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد در کنار رود بلخاب متولد شده و در بلخ به قتل رسیده است. برخی معتقدند که نام هوش به مفهوم رایج کلمه در زبان فارسی (توانایی ذهنی، تفکر، خرد، درایت و تدبیر) به کار رفته است.<ref>فرنبغ دادگی، بندهش ایرانی ج 1 و 4، 1385ش. 24/ 15، رضی، هاشم، وندیداد، 1381ش. فرگرد 19/11 و 4، رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش. ص661.</ref>
برخی معتقدند «هوش» در اصل «اوش» است. کلمه اوش از «اُوشو زرتشت» گرفته شده است. بر این اساس، اوش زادگاه، محل ولادت و رسالت پیامبر اوستایی «زرتشت» است که حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد در کنار رود بلخاب متولد شده و در بلخ به قتل رسیده است. برخی معتقدند که نام هوش به مفهوم رایج کلمه در زبان فارسی (توانایی ذهنی، تفکر، خرد، درایت و تدبیر) به کار رفته است.<ref>فرنبغ دادگی، بندهش ایرانی ج 1 و 4، 1385ش. 24/ 15، رضی، هاشم، وندیداد، 1381ش. فرگرد 19/11 و 4، رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش. ص661.</ref>


خط ۵۱۳: خط ۴۸۸:
در قسمت شرقی کته‌ولنگ هوش، جایی به‌نام بند دُلدُل وجود دارد. در آن‌جا سنگی است که در آن، نقشی به شکل سُم اسب دیده می‌شود. برخی، آن نقش‌ها را به سم اسب حضرت علی، منتسب کرده‌اند. همچنین در قسمت غربی هوش، یک دره به‌نام پَیزَک است که با انواع درختان خار و سنجد کوهی پوشیده شده است. مردم معتقدند که در داخل دره، غاری پر از گنج وجود دارد و اژدهایی بالای آن خوابیده است. آن اژدها گاهی برای خوردن آب، به دریای کَبُود (رود بلخاب) می‌رود. در محدودهٔ آن دره، سروصدای زیادی از بین درختان شنیده می‌شود. سالانه مارهای بزرگی از این محل، وارد هوش و روستای خالر می‌شوند. یک‌بار ماری در خم سیاه‌خاک دیده شد که سه نفر نمی‌توانستند آن را بلند کنند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ص678.</ref>
در قسمت شرقی کته‌ولنگ هوش، جایی به‌نام بند دُلدُل وجود دارد. در آن‌جا سنگی است که در آن، نقشی به شکل سُم اسب دیده می‌شود. برخی، آن نقش‌ها را به سم اسب حضرت علی، منتسب کرده‌اند. همچنین در قسمت غربی هوش، یک دره به‌نام پَیزَک است که با انواع درختان خار و سنجد کوهی پوشیده شده است. مردم معتقدند که در داخل دره، غاری پر از گنج وجود دارد و اژدهایی بالای آن خوابیده است. آن اژدها گاهی برای خوردن آب، به دریای کَبُود (رود بلخاب) می‌رود. در محدودهٔ آن دره، سروصدای زیادی از بین درختان شنیده می‌شود. سالانه مارهای بزرگی از این محل، وارد هوش و روستای خالر می‌شوند. یک‌بار ماری در خم سیاه‌خاک دیده شد که سه نفر نمی‌توانستند آن را بلند کنند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ص678.</ref>


==={{درشت|۹. پای‌زیارت}}===
==={{درشت|پای‌زیارت}}===
پای‌زیارت روستایی است که مدفن میرسیدعلی ولی (جد بزرگ بخشی از سادات ساکن در شمال افغانستان) و فرزندان او، میرسیدمحمد و میرسیدحسین، در آن قرار دارد. بارگاه میرسید علی، از زیارت‌گاه‌های معروف در شمال [[افغانستان]] است که همه ساله هزاران نفر از راه‌های دور و نزدیک برای [[زیارت]] به آن‌جا مسافرت می‌کنند. بارگاه شیخ احمد پیران (از عارفان به‌نام منطقه و جد بزرگ بخشی از تاجیک‌های ساکن در بلخاب) نیز در همان نزدیکی در محلی به‌نام دِه‌ملایان قرار دارد.<ref>رهیاب (بلخی)، «ابوالبرکات»، دانشنامه هزاره، ج1، 1397ش. ص425.</ref>
پای‌زیارت روستایی است که مدفن میرسیدعلی ولی (جد بزرگ بخشی از سادات ساکن در شمال افغانستان) و فرزندان او، میرسیدمحمد و میرسیدحسین، در آن قرار دارد. بارگاه میرسید علی، از زیارت‌گاه‌های معروف در شمال [[افغانستان]] است که همه ساله هزاران نفر از راه‌های دور و نزدیک برای [[زیارت]] به آن‌جا مسافرت می‌کنند. بارگاه شیخ احمد پیران (از عارفان به‌نام منطقه و جد بزرگ بخشی از تاجیک‌های ساکن در بلخاب) نیز در همان نزدیکی در محلی به‌نام دِه‌ملایان قرار دارد.<ref>رهیاب (بلخی)، «ابوالبرکات»، دانشنامه هزاره، ج1، 1397ش. ص425.</ref>


خط ۵۴۷: خط ۵۲۲:
====آثار باستانی پای‌زیارت====
====آثار باستانی پای‌زیارت====
طی سال‌های اخیر حفاری‌های غیرقانونی بسیاری توسط اهالی روستا در برخی از محله‌ها صورت گرفته است. برخی معتقدند که حفاران از مناطقی به‌نام سُولَری، قلعه لنگر یا کافر قلعه و گور دختر پادشاه (به باور مردم محلی مرقد دختر شاهرخ‌میرزا و همسر میرسید علی) آثار بسیار قدیمی از جمله کوزه‌های شکسته، مهره و برخی آثار دیگر به دست آورده‌اند.<ref>احمدی‌نژاد، سیمای بلخاب، 1396ش. ص65.</ref>
طی سال‌های اخیر حفاری‌های غیرقانونی بسیاری توسط اهالی روستا در برخی از محله‌ها صورت گرفته است. برخی معتقدند که حفاران از مناطقی به‌نام سُولَری، قلعه لنگر یا کافر قلعه و گور دختر پادشاه (به باور مردم محلی مرقد دختر شاهرخ‌میرزا و همسر میرسید علی) آثار بسیار قدیمی از جمله کوزه‌های شکسته، مهره و برخی آثار دیگر به دست آورده‌اند.<ref>احمدی‌نژاد، سیمای بلخاب، 1396ش. ص65.</ref>
==آبخور==
آبخور در اصل آبخَر بوده است. آبخَر نیز نام محلی بوده که آبِ آن خریداری شده است. به‌همین دلیل به آن آبخر گفته شده اما به‌مرور زمان این نام به آبخور تغییر کرده است.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
=== تاریخچه ===
آثار تاریخی و قلعه‌های آبخور گویای قدمت آن است. ساکنان فعلی روستا در دورۀ عبدالرحمن مهاجر شده و به حدود آبخور آمده‌اند. فرد مالداری از مهاجرین ولسوالی یکاولنگ ولایت [[بامیان]]، به‌نام خدای‌قول‌بای، آب روستای آبخور فعلی را خریداری می‌کند تا به مصرف گوسفندان برساند. پیرو این کار، خدای‌قول‌بای در آبخور ساکن می‌شود. با گذشت زمان اقوام و نزدیکان او که در دیگر مناطق پراکنده بودند به آبخور آمده و در آن‌‌جا ساکن می‌شوند. آبخور در طول تاریخ جدید خود تحت تأثیر مناطق شمالی کشور و به‌خصوص ولسوالی سنگچارک بوده است. در پی کودتای 7 ثور 1357ش مردم آبخور نیز در قیام‌های مردمی اولیه و حضور احزاب در منطقه مشارکت داشتند، اما در این دوره تنها 4 نفر از مردم آن روستا کشته شدند. آبخور در بین سال‌های 1377 تا 1380ش به صحنۀ نبرد بین طالبان و جبهۀ متحد شمال تبدیل شد. طالبان با یورش به آبخور، خانه‌ها و مزارع مردم را به آتش کشیدند. پس از این واقعه، روستا به‌طور کامل سوخت و به روستای سوخته معروف شد. طالبان، همچنین، اموال مردم را غارت کردند و بیش از 35 تن از مردان روستا را با دست‌های بسته کشتند. در پیِ این یورش، نیمی از اهالی آبخور به خارج از کشور مهاجر شدند.<ref>فهیمی، در پگاه بلخاب ( مجموعه خاطرات افغانستان -5)، 1375ش، ص50، 61 و 63؛ مصباحزاده، شیعیان افغانستان: گروهها و گرفتاریها، ۱۳۹۰ش، ص73؛ رهیاب، آبخور، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
==== جمعیت‌ و موقعیت جغرافیایی ====
قبل از حملۀ طالبان به آبخور در سال 1377ش، جمعیت روستا در حدود 800 خانوار بود. اهالی آبخور به پنج قوم یا وند به‌نام‌های غلام‌حسینی، محمد مراتی، کجک، صفایی و خریده تقسیم می‌شوند. از نظر نژادی بیشتر اهالی این منطقه، [[تاجیک‌های افغانستان|تاجیک]] و بخشی [[قوم هزاره|هزاره]] هستند. برخی بر این باورند که تاجیک‌های آبخور از طایفۀ [[پیر هرات|خواجه عبدالله انصاری]] هستند. تمام مردم آبخور [[شیعه|شیعۀ امامی]] هستند.<ref>میرحسینی، سانچارک در بستر زمان، ۱۳۸۸ش، ص90 و 93</ref>
در آبخور زمینه برای آموزش تا صنف 12 (دپیلم) وجود دارد. بیش از 800 نفر از پسران و دختران روستا در دو شیفت در مکاتب تحصیل می‌کنند. این منطقه تعدادی طلبه و دانشجو نیز دارد. سطح سواد در آبخور حدود 40 درصد است.<ref>غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب.</ref>
آبخور از غرب با روستای خاسار، از شرق با روستای صیاد، از جنوب با روستای آب‌دره و از سمت شمال با روستاهای قلاچه، کَران و کوران ارتباط داشته و 20 کیلومتر با قلاچَه مرکز ولسوالی فاصله دارد.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
زیارت خواجه «اَلَم» از آثار تاریخی آبخور محسوب می‌شود که در زیر آن چند زیر‌زمین پیدا شده است. همچنین خواجه‌بینی گاو، محلی است شبیه سر گاو که از دو سوراخ بینی آن آب خارج می‌شود. محل دیگر «غورغورو» است که زیر یک «کَمَر» بزرگ قرار داشته و از درون آن صدای غور‌غور آب شنیده می‌شود. آبخور، دره‌ها، کوه‌ها، چشمه‌ها و رودهای دیدنی دارد. در [[زمستان]] نیز مناظر دیدنی و زیبایی در آبخور خلق می‌شود.<ref>غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب و رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
==== اقتصاد ====
اقتصاد مردم روستا مبتنی بر زراعت (کشاورزی)، مالداری (دامپروری) و باغداری است. 99 درصد کشاورزی آبخور دیم و حدود 1 درصد آن آبی است. بیشتر زمین‌های کشاورزی آبخور در ییلاق‌های آن قرار دارد. اهالی آبخور، بخشی از معیشت خود را از گله‌داری تأمین می‌کنند. همچنین [[تاک|باغ‌های انگور]] آبخور معروف بوده و کشمش آن شهرت دارد. [[توت]]، زردآلو، شفتالو (هلو)، [[انگور]]، چهارمغز (گردو)، اَمرود (گلابی)، [[پسته]]، [[سیب]]، [[بادام]]، تربوز (هندوانه) و خربوزه از دیگر محصولات آبخور هستند. جمع‌آوری و فروش مُولُوخش (شیرین بیان)، بوته و چوب نیز در آبخور رواج دارد. آبخور معادنی نیز دارد که تا هنوز مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است. در حال حاضر از سنگ‌های موجود در کوه‌های آبخور برای کارخانه‌های سنگ‌بری استفاده می‌شود.<ref>غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب</ref> زنان در آبخور بیشتر به گلیم‌بافی و دِستَرخان‌بافی (سفره) ‌مشغول هستند. محصولات روستایی این منطقه به مناطق اطراف صادر می‌شود.<ref>غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب</ref>
==== آداب‌ورسوم ====
در اعیاد به‌ویژه [[عید نوروز]] مردم هفت‌میوه را در ظرفی پر از آب تَر می‌کنند. غذاهای نذری درست کرده و سر قبرها برده، پخش می‌کنند و به دید‌و‌بازدید اقوام می‌روند. در شب چهارده ماه [[رمضان]] مردم روستا، چهاردهی می‌گیرند. در طی این مراسم، در ظرفی آب و انگشتر و دیگر سنگ‌های قیمتی را ریخته و آن را پیش کودکی قرار داده و بر روی او چادر می‌اندازند. سپس شعری می‌خوانند و افراد نیت کرده و کودک چیزی از درون ظرف برداشته به آنها می‌دهد که به نوعی جواب نیت (فال) آنها محسوب می‌شود.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75</ref>
بزکشی، پهلوانی، توپ‌بازی، غله‌بازی (شکستن تخم مرغ در عید نوروز) و دوره خطک برخی از بازی‌های محلی مردم آبخور است که در بهار و زمستان انجام می‌شود.<ref>غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب</ref>
==== پوشش گیاهی و حیات وحش ====
گیاهانی همچون اسپرک، اسپند، زیره، چکری، شونغله، توتمان، بوغمگی، چکه، اسفناج، بدره، کوریا، (پیاز)، کوکتی، کدو‌گگ، پرنقیش، رسن، پودینه، شکسته‌بند، لربند (شبیه گیلاس)، آلوچک، اسفرینج، استق و مولوخش در این روستا می‌رویند.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
کوگ (کبک)، قجیر، بودنه، بلبل، ساهره، قمری، مینا، باز، بوم (جغد)، غليماج، عقاب، کبوتر، کورزاغ، سنگ کویک، مرغابی دشتی، خفاش، بادخورک، انواع اسب، شتر، قاطر، مرکب، گاو، انواع گوسفند (معمولی، عربی، دیگیل)، بز، [[آهو]]، گرگ، شغور و روباه از حیوانات اهلی و وحشی موجود در این روستا هستند. <ref>غفاری،ـ«آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب.</ref>
==== امکانات رفاهی ====
روستای آبخور دارای چندین [[مسجد]]، تکیه‌خانه‌ و [[حسینیه]] است که [[عزاداری امام حسین|مراسم عزاداری]] [[عزاداری امام حسین|امام حسین]] در [[ماه محرم]] و [[ماه صفر]] و دیگر مناسبت‌های دینی در آنها برگزار می‌شود. مردم قریه از برق توسط باتری خورشیدی، مکتب پسرانه و دخترانه و سرک خامه (جاده شوسه) برخوردار هستند. در آبخور، درمانگاه و مرکز درمانی وجود ندارد. مردم برای مشکلات صحی (درمانی) مجبور هستند به قَلاچَه یا تُکزار (مرکز سانچارک) مراجعه کنند. یک سرک خامه آبخور را از طریق قلاچه به مرکز گوسفندی و سرک دیگر از طریق سربند‌تخته به آب‌دره، وصل می‌کند.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>


==مشکلات زیست‌محیطی سرپل==
==مشکلات زیست‌محیطی سرپل==
خط ۶۴۹: خط ۶۵۵:


***
***
<big>'''آبخور؛'''</big> از روستاهای دیدنی در شمال افغانستان.
*
 
آبخور از روستاهای بزرگ و دیدنی ولسوالی (شهرستان) گوسفندی ولایت (استان) سرپل در شمال افغانستان است.
==نام‌گذاری==
آبخور در اصل آبخَر بوده است. آبخَر نیز نام محلی بوده که آبِ آن خریداری شده است. به‌همین دلیل به آن آبخر گفته شده اما به‌مرور زمان این نام به آبخور تغییر کرده است.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
==تاریخچه==
آثار تاریخی و قلعه‌های آبخور گویای قدمت آن است. ساکنان فعلی روستا در دورۀ پادشاهی عبدالرحمن مهاجر شده و به حدود آبخور آمده‌اند. فرد مالداری از مهاجرین ولسوالی (شهرستان) یکاولنگ ولایت بامیان، به‌نام خدای‌قول‌بای، آب روستای آبخور فعلی را خریداری می‌کند تا به مصرف گوسفندان برساند. پیرو این کار، خدای‌قول‌بای در آبخور ساکن می‌شود. با گذشت زمان اقوام و نزدیکان او که در دیگر مناطق پراکنده بودند به آبخور آمده و در آن‌‌جا ساکن می‌شوند. آبخور در طول تاریخ جدید خود تحت تأثیر مناطق شمالی کشور و به‌خصوص ولسوالی سنگچارک بوده است. در پی کودتای 7 ثور 1357ش مردم آبخور نیز در قیام‌های مردمی اولیه و حضور احزاب در منطقه مشارکت داشتند اما در این دوره تنها 4 نفر از مردم آن روستا کشته شدند. آبخور در بین سال‌های 1377 تا 1380ش به صحنۀ نبرد بین طالبان و جبهۀ متحد شمال تبدیل شد. طالبان با یورش به آبخور، خانه‌ها و مزارع مردم را به آتش کشیدند. پس از این واقعه، روستا به‌طور کامل سوخت و به روستای «سوخته» معروف شد. طالبان، همچنین، اموال مردم را غارت کردند و بیش از 35 تن از مردان روستا را با دست‌های بسته کشتند. در پیِ این یورش، نیمی از اهالی آبخور به خارج از کشور مهاجر شدند.<ref>فهیمی، در پگاه بلخاب ( مجموعه خاطرات افغانستان -5)، 1375ش، ص50، 61 و 63؛ مصباحزاده، شیعیان افغانستان: گروهها و گرفتاریها، ۱۳۹۰ش، ص73؛ رهیاب، آبخور، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
 
==جمعیت‌شناسی==
قبل از حملۀ طالبان به آبخور در سال 1377ش، جمعیت روستا در حدود 800 خانوار بود. اهالی آبخور به پنج قوم یا وند به‌نام‌های غلام‌حسینی، محمد مراتی، کجک، صفایی و خریده تقسیم می‌شوند. از نظر نژادی بیشتر اهالی این منطقه، تاجیک و بخشی هزاره هستند. برخی بر این باورند که تاجیک‌های آبخور از طایفۀ خواجه عبدالله انصاری هستند. تمام مردم آبخور شیعۀ امامی هستند.<ref>میرحسینی، سانچارک در بستر زمان، ۱۳۸۸ش، ص90 و 93</ref>
 
==موقعیت جغرافیایی==
آبخور از غرب با روستای خاسار، از شرق با روستای صیاد، از جنوب با روستای آب‌دره و از سمت شمال با روستاهای قلاچه، کَران و کوران ارتباط داشته و 20 کیلومتر با قلاچَه مرکز ولسوالی فاصله دارد.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
==اقتصاد==
اقتصاد مردم روستا مبتنی بر زراعت (کشاورزی)، مالداری (دامپروری) و باغداری است. کشاورزی یکی از مهم‌ترین مشاغل مردم آبخور است. 99 درصد کشاورزی آبخور دیم و حدود 1 درصد آن آبی است. بیشتر زمین‌های کشاورزی آبخور در ییلاق‌های آن قرار دارد. اهالیِ آبخور، بخشی از معیشت خود را از گله‌داری تأمین می‌کنند. همچنین باغ‌های انگور آبخور معروف بوده و کشمش آن شهرت دارد. توت، زردآلو، شفتالو (هلو)، انگور، چهارمغز (گردو)، اَمرود (گلابی)، [[پسته]]، [[سیب]]، [[بادام]]، تربوز (هندوانه) و خربوزه از دیگر محصولات آبخور هستند. مردم آبخور برخی از محصولات باغی خود را در انبار ذخیره کرده و تا اواخر [[پاییز]] از آنها استفاده می‌کنند. جمع‌آوری و فروش مُولُوخش (شیرین بیان)، بوته و چوب نیز در آبخور رواج دارد. آبخور معادنی نیز دارد که تا هنوز مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است. در حال حاضر از سنگ‌های موجود در کوه‌های آبخور برای کارخانه‌های سنگ‌بری استفاده می‌شود.<ref>غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب</ref> 
==فرهنگ و معارف==
در آبخور زمینه برای آموزش تا صنف 12 (دپیلم) وجود دارد. بیش از 800 نفر از پسران و دختران روستا در دو شیفت در مکاتب تحصیل می‌کنند. این منطقه تعدادی طلبه و دانشجو نیز دارد. سطح سواد در آبخور حدود 40 درصد است.<ref> غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب.</ref> 
==گردشگری==
زیارت خواجه «اَلَم» از آثار تاریخی آبخور محسوب می‌شود که در زیر آن چند زیر‌زمین پیدا شده است. همچنین خواجه‌بینی گاو، محلی است شبیه سر گاو که از دو سوراخ بینی آن آب خارج می‌شود. محل دیگر «غورغورو» است که زیر یک «کَمَر» بزرگ قرار داشته و از درون آن صدای غور‌غور آب شنیده می‌شود.
 
بهار آبخور با وجود طبیعت بکر و باغ‌های فراوان بسیار دیدنی است. آبخور، دره‌ها، کوه‌ها، چشمه‌ها و رودهای دیدنی داشته و هر بیننده را مجذوب خود می‌کند. در [[زمستان]] نیز مناظر دیدنی و زیبایی در آبخور خلق می‌شود. مردم این روستا سه ماه [[بهار]] را به ییلاق‌های خود رفته و به کشاورزی می‌پردازند. با رسیدن فصل توت مردم به خانه‌های خود بر می‌گردند.<ref>غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب و رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
==صنایع محلی==
زنان در آبخور بیشتر به گلیم‌بافی و دِستَرخان‌بافی (سفره) ‌مشغول هستند. محصولات روستایی این منطقه به مناطق اطراف صادر می‌شود.<ref> غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب</ref>
==آداب‌ورسوم==
در اعیاد به‌ویژه [[عید نوروز]] مردم هفت‌میوه را در ظرفی پر از آب تَر می‌کنند. غذاهای نذری درست کرده و سر قبرها برده، پخش می‌کنند و به دید‌و‌بازدید اقوام می‌روند. در شب چهارده ماه [[رمضان]] مردم روستا، چهاردهی می‌گیرند. در طی این مراسم، در ظرفی آب و انگشتر و دیگر سنگ‌های قیمتی را ریخته و آن را پیش کودکی قرار داده و بر روی او چادر می‌اندازند. سپس شعری می‌خوانند و افراد نیت کرده و کودک چیزی از درون ظرف برداشته به آنها می‌دهد که به نوعی جواب نیت (فال) آنها محسوب می‌شود.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75</ref>
==بازی‌های محلی==
بزکشی، پهلوانی، توپ‌بازی، غله‌بازی (شکستن تخم مرغ در عید نوروز) و دوره خطک برخی از بازی‌های محلی مردم آبخور است که در بهار و زمستان انجام می‌شود.<ref>غفاری، «آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب </ref>
==حیات وحش==
کوگ )کبک(، قجیر، بودنه، بلبل، ساهره، قمری، مینا، باز، بوم (جغد)، غليماج، عقاب، کبوتر، کورزاغ، سنگ کویک، مرغابی دشتی، خفاش، بادخورک، انواع اسب، شتر، قاطر، مرکب، گاو، انواع گوسفند (معمولی، عربی، دیگیل)، بز، [[آهو]]، گرگ، شغور و روباه از حیوانات اهلی و وحشی موجود در این روستا هستند. <ref> غفاری،ـ«آبخور دیار آفتاب» » وبلاگ آبخور دیار آفتاب.</ref>
==پوشش گیاهی==
گیاهانی همچون اسپرک، اسپند، زیره، چکری، شونغله، توتمان، بوغمگی، چکه، اسفناج، بدره، کوریا، (پیاز)، کوکتی، کدو‌گگ، پرنقیش، رسن، پودینه، شکسته‌بند، لربند (شبیه گیلاس)، آلوچک، اسفرینج، استق و مولوخش در این روستا می‌رویند.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
 
==امکانات رفاهی==
روستای آبخور دارای چندین [[مسجد]]، تکیه‌خانه‌ و منبرهای زیادی است که مراسم عزاداری [[محرم]] و [[صفر]] و دیگر مناسبت‌های دینی در آنها برگزار می‌شود. مردم قریه از نعمت برق توسط باتری خورشیدی، مکتب پسرانه و دخترانه و سرک خامه (جاده شوسه) برخوردار هستند. در آبخور، کلینیک و مرکز درمانی وجود ندارد. مردم برای مشکلات صحی (درمانی) مجبور هستند به قَلاچَه یا تُکزار (مرکز سانچارک) مراجعه کنند. یک سرک خامه آبخور را از طریق قلاچه به مرکز گوسفندی و سرک دیگر از طریق سربند‌تخته به آب‌دره، وصل می‌کند.<ref>رهیاب، «آبخور»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص75.</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
 
==منابع==
* رهیاب (بلخی)، سیدحسین، «آبخور»، دانشنامه هزاره، کابل، امیری، 1397ش.
* رهیاب (بلخی)، سیدحسین، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، کابل، صبح امید، 1398ش.
* غفاری، سلمان، «آبخور دیار آفتاب» وبلاگ آبخور دیار آفتاب، تاریخ بارگذاری: تابستان 1396ش. 
* فهیمی، عبدالرحیم، در پگاه بلخاب (مجموعه خاطرات افغانستان-5)، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1375ش.
* مصباحزاده، سیدمحمدباقر، شیعیان افغانستان: گروهها و گرفتاریها، کابل، سعید، 1390ش.
* میرحسینی، سیدعلی‌نقی، سانچارک در بستر زمان، قم، اشراق، 1388ش.
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/سرپل»