صفحه‌ای تازه حاوی «'''تسبیح،''' نوعی مهره به رشته درآمده برای شمارش ذکر. تسبیح از تراشیدن و شکل‌دادن مواد گوناگونی درست شده که از دیرباز برای اهداف مختلفی مانند شمارش اعداد، اوراد، اذکار و ایام مذهبی استفاده می‌شده است. پس از آن و با ورود ذکر تسبیحات در فرهنگ مسل...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''تسبیح،''' نوعی مهره به رشته درآمده برای شمارش ذکر.
'''<big>تسبیح</big>،''' نوعی مهره به رشته درآمده برای شمارش ذکر.


تسبیح از تراشیدن و شکل‌دادن مواد گوناگونی درست شده که از دیرباز برای اهداف مختلفی مانند شمارش اعداد، اوراد، اذکار و ایام مذهبی استفاده می‌شده است. پس از آن و با ورود ذکر تسبیحات در فرهنگ مسلمانان، تسبیح، جنبۀ تقدس به خود گرفته است. امروزه، تسبیح، کاربردهای نمایشی و تزیینی هم دارد.
تسبیح از تراشیدن و شکل‌دادن مواد گوناگونی درست شده که از دیرباز برای اهداف مختلفی مانند شمارش اعداد، اوراد، اذکار و ایام مذهبی استفاده می‌شده است. پس از آن و با ورود ذکر تسبیحات در فرهنگ مسلمانان، تسبیح، جنبۀ تقدس به خود گرفته است. امروزه، تسبیح، کاربردهای نمایشی و تزیینی هم دارد.
خط ۵: خط ۵:
==مفهوم‌شناسی==
==مفهوم‌شناسی==


تسبیح از ریشۀ «سبح» به‌معنای شنا، حرکت سریع و یا دویدن با شتاب اسب است.<ref>. [https://www.cgie.org.ir/fa/article/224224/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD مطیع، «تسبیح»، مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی.]</ref> عمل تسبیح در اصطلاح، به‌معنای توصیف خدا به پاکی و دور دانستن او از هرگونه عیب و بدی است.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD موسوی، «تسبیح»، دانشنامه اسلامی.]</ref> همچنین به دانه‏هاى ساخته‌شده از گِل، سنگ، سفال، صدف، استخوان، چوب، پلیمر و پلاستیک که به نخ کشیده شده و جهت شمارش ذکر خدا استفاده می‌شود، تسبیح می‌گویند.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD «تسبیح»، ویکی شیعه.]</ref>  
تسبیح از ریشۀ «سبح» به‌معنای شنا، حرکت سریع و یا دویدن با شتاب اسب است.<ref>. [https://www.cgie.org.ir/fa/article/224224/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD مطیع، «تسبیح»، مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی.]</ref> عمل تسبیح در اصطلاح، به‌معنای توصیف خدا به پاکی و دور دانستن او از هرگونه عیب و بدی است.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD موسوی، «تسبیح»، دانشنامه اسلامی.]</ref> همچنین به دانه‏‌هاى ساخته‌شده از گِل، سنگ، سفال، صدف، استخوان، چوب، پلیمر و پلاستیک که به نخ کشیده شده و جهت شمارش ذکر خدا استفاده می‌شود، تسبیح می‌گویند.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD «تسبیح»، ویکی شیعه.]</ref> تسبیح در فرهنگ قرآنی، به‌معنی خدای را به پاکی یاد کردن است<ref>بیهقی، تاج المصادر، ج2، ۱۳۷۵ش، ص550.</ref> و در اصطلاح [[مسلمان|مسلمانان]]، رشته‌ای از مهره‌ها است که برای گفتن اذکار و اوراد، استفاده می‌کنند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/تسبیح دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه تسبیح، سایت واژه‌یاب؛]{{سخ}}
قزوینی، «تسبیح به معنی سبحه صحیح و فصیح است»، ۱۳۲۴ش، ص۶–۱۴.</ref> این نوع از تسبیح را با واژه «سبحه» نیز می‌شناسند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/تسبیح دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه تسبیح، سایت واژه‌یاب.]</ref>  


==تاریخچه==
== تاریخچه ==
[[پرونده:تسبیح۱.jpg|جایگزین=تسبیح شاه مقصود ۱۰۱ دانه|بندانگشتی|تسبیح شاه مقصود ۱۰۱ دانه]]هدف اولیۀ استفاده از تسبیح در تمدن‌های کهن، ثبت اعداد و روزها بوده است؛ برای مثال، در چین باستان مردم رشته‌هایی از نخ را با گره‌های مختلف به کار می‌بردند. زنان در آفریقای مرکزی، روزها و ماه‌های بارداری خود را با گره زدن به رشته‌ای نخ محاسبه می‌کردند.<ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح (سبحه)»، ویکی شیعه.]</ref>


هدف اولیۀ استفاده از تسبیح در تمدن‌های کهن، ثبت اعداد و روزها بوده است؛ برای مثال، در چین باستان مردم رشته‌هایی از نخ را با گره‌های مختلف به کار می‌بردند. زنان در آفریقای مرکزی، روزها و ماه‌های بارداری خود را با گره زدن به رشته‌ای نخ محاسبه می‌کردند.<ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح (سبحه)»، ویکی شیعه.]</ref>  
در تمدن‌های ‌کهن یونان، روم، مصر و هند نیز از تسبیح برای شمارش رسیدن به مرحلۀ خاصی از تشرف، ابزاری برای طلسم و تعویذ، تفأل، تزیین و پاسداشت روزهای جشن و آئین‌ها استفاده می‌کردند.<ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح، سبحه»، ویکی شیعه.]</ref>


در تمدن‌های ‌کهن یونان، روم، مصر و هند نیز از تسبیح برای شمارش رسیدن به مرحلۀ خاصی از تشرف، ابزاری برای طلسم و تعویذ، تفأل، تزیین و پاسداشت روزهای جشن و آئین‌ها استفاده می‌کردند.<ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح، سبحه»، ویکی شیعه.]</ref>  
=== تسبیح در اسلام ===
برخی معتقدند تسبیح از مسیحیت به جهان اسلام وارد شده و نخستین‌بار مسیحیان تسبیح‌های طویلی را که از انتهای آن صلیب آویزان می‌کردند به ‌گردن می‌آویختند.<ref>.[https://www.javaheribina.com/blogs/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD/ «تاریخچه تسبیح»، وب‌سایت جواهر بینا.]</ref> برخی مستشرقان، ورود تسبیح به جهان اسلام را متأثر از فرهنگ هندو و بودایی می‌دانند.<ref>.[https://fa.wikifeqh.ir/%E2%80%8C%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD «تسبیح»، ویکی فقه، دانشنامه حوزوی.]</ref> در میان فرقه‌های مسلمان، پیروان محمد بن عبدالوهاب (۱۱۱۵ـ۱۲۰۶ق) شمارش ذکر با تسبیح را بدعت دانسته و به‌جای آن از انگشتان دست استفاده می‌کنند.<ref>.[https://fa.wikifeqh.ir/%E2%80%8C%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD «تسبیح»، ویکی فقه، دانشنامه حوزوی.]</ref>  


برخی معتقدند تسبیح از مسیحیت به جهان اسلام وارد شده و نخستین‌بار مسیحیان تسبیح‌های طویلی را که از انتهای آن صلیب آویزان می‌کردند به ‌گردن می‌آویختند.<ref>.[https://www.javaheribina.com/blogs/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD/ «تاریخچه تسبیح»، وب‌سایت جواهر بینا.]</ref>  
به‌عقیدۀ شیعیان، سابقۀ شمارش ذکر اسلامی به فاطمه زهرا بر می‌گردد.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7(%D8%B3) .«تسبیح حضرت زهرا»، ویکی شیعه.]</ref> از امام علی روایت شده است که روزی، فاطمه زهرا از کثرت کارهای منزل به مشقت افتاده و از پدر درخواست خادم کرد. پیامبر نیز اذکاری را به فاطمه آموخت که شامل ۳۴ بار الله‌اکبر، ۳۳ بار الحمدلله و ۳۳ بار سبحان‌الله است. حضرت محمد، اثر و اجر این اذکار را از هر خادمی بالاتر دانست.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7(%D8%B3) .«تسبیح حضرت زهرا»، ویکی شیعه.]</ref> امروزه در فرهنگ شیعیان، این اذکار با تسبیح شمرده می‌شود.


==اجزای تسبیح==
== انواع تسبیح ==
[[پرونده:تسبیح.jpg|جایگزین=تسبیح تربت امام حسین|بندانگشتی|تسبیح تربت امام حسین]]
تسبیح در کشورهای اسلامی، گاهی بسیار گران‌قیمت ساخته می‌شد<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.</ref> و با سنگ‌هایی از جواهر مزین می‌گردید. تسبیح نقره شیرازی، از جملهٔ تسبیح‌های معروف ایرانی بود که بزرگان و بازرگانان در دست می‌گرفتند.<ref>ثابت، «واژگان و اصطلاحات نقره‌کاران شیرازی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.</ref> اقشار کم‌درآمد جامعه، از تسبیح‌های ارزان قیمت استفاده می‌کردند. نوعی تسبیح با نام خرمهره نیز وجود داشت که بیش‌تر توسط لوطی‌ها و داش‌مشتی‌ها، استفاده می‌شد. این تسبیح، ۳۳ دانه داشت و از جنس چوب، یشم، عقیق و امثال آن تهیه می‌شد.


تسبیح از اجزای مختلفی تشکیل می‌شود:
تسبیح‌ها، از نظر تعداد دانه‌های آن، به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند. برای مثال، تسبیح «چهاریکه»، تسبیحی ۲۴ دانه‌ای است که در دست گرفتن آن، بیش‌تر جنبه تفننی داشته و جنس دانه‌های آن نیز از کائوچو یا چوب است. نوع دیگر تسبیح، تسبیح ۳۴ دانه‌ای است. گروهی از پژوهشگران، این تسبیح را تسبیح اصلی می‌دانند، زیرا معتقدند که [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] به دخترش، [[حضرت فاطمه|فاطمه زهرا]]، سفارش کرد تا بعد از هر نماز، ۳۴ مرتبه «الله اکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحان‌الله» بگوید. جنس دانه‌های این تسبیح، معمولاً از خاک است. تسبیح ۱۰۰ دانه، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح، به‌جز شیخک‌های آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که این دانه‌ها، توسط شیخک‌ها به سه دسته ۳۳تایی تقسیم می‌شوند.


1. '''منگوله یا سر تسبیح''': سر تسبیح از یک یا دو منگوله از جنس نخ زربافت یا نقره‌بافت است.
برخی از انواع تسبیح‌ها، به‌دلیل شیوه ساخت، جنس و محل ساخت آن‌ها، شهرتی ویژه دارند. تسبیح معروف به «شاه‌مقصود»، در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح، از سنگی خاص، در معادن [[قندهار]] ساخته می‌شود و بسیار کم‌یاب و گران‌بها است. تسبیح عقیق ساخته‌شده از سنگ عقیق یمنی بوده و به تسبیح «یمانی» معروف است.


2. '''شیخک''': مهرۀ مخروطی‌شکلی که پس از منگوله قرار گرفته و در برخی مناطق به آن امام، صوفی و محراب سبحه نیز گفته می‌شود.
==اجزای تسبیح==
 
یک تسبیح کامل دارای اجزای زیر است:
3. '''عدسک''': دو مهرۀ شبیه عدس که کوچک‌تر از دیگر مهره‌ها بوده و گاهی از جنس دیگری ساخته می‌شوند، یا بزرگ‌تر از سایر دانه‌ها بوده و دانه‌های تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم می‌کنند.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) .«تسبیح(سبحه)»، ویکی شیعه.]</ref>
#سَره: دانه‌ای به اندازه هسته [[خرما]] که هر دو سر نخ تسبیح از سوراخ طولی آن گذشته و به منگوله‌ها متصل می‌گردند؛
 
#شیخک: دانه‌هایی که نخ تسبیح از وسط آن‌ها گذشته و تعداد دانه‌های اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم می‌کنند؛
4. '''دانه‌ها''': تسبیح از نظر تعداد دانه گاهی هزارتایی است که بیشتر دراویش از آن استفاده می‌کنند. تسبیح بیست و پنج دانه‌ای نیز بیشتر برای سرگرمی کاربرد دارد. تسبیح 34 دانه‌ای برای ذکر است که جنس اصلی آن از خاک اماکن مقدس قالب‌گیری می‌شود. تسبیح 100 دانه‌ای نیز توسط دو عدسی که به سه قسمت تقسیم شده، مورد استفاده قرار می‌گیرد.<ref>[https://virgool.io/@maryyammohammadi123456/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-iuo9nh5hf9ie .«داستان پیدایش تسبیح»، وب‌سایت ویرگول.]</ref>
#منگوله: این قسمت از تسبیح، بیش‌تر از جنس نخ قیطان، نخ‌های ابریشمی زرتاب یا نقره‌تاب است؛
 
#دانه‌های تسبیح: تعداد این دانه‌ها ۹۹ دانه است که بیش‌تر از جنس سنگ‌های قیمتی (مروارید، [[فیروزه]]، [[یاقوت]]، [[زمرد]]، شاه‌مقصود)، چوب (کهور، آبنوس، شمشاد، زیتون)، تربت (خاک)، دانه‌های خوش‌بو (یُسر)، صمغ (تسبیح کهربایی‌رنگ)، شاخ و استخوان حیوانات و شیشه هستند.<ref>علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، ۱۳۴۳ش، ص۳۱–۳۳؛{{سخ}}
==تسبیح در اسلام==
دائرة المعارف تشیع، ج4، ۱۳۸۱ش، ص242.</ref><ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) .«تسبیح(سبحه)»، ویکی شیعه.]</ref><ref>[https://virgool.io/@maryyammohammadi123456/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-iuo9nh5hf9ie .«داستان پیدایش تسبیح»، وب‌سایت ویرگول.]</ref>
 
برخی مستشرقان، ورود تسبیح به جهان اسلام را متأثر از فرهنگ هندو و بودایی می‌دانند؛ برخی دیگر، آن را برگرفته از فرهنگ مسیحیان دانسته‌اند.<ref>.[https://fa.wikifeqh.ir/%E2%80%8C%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD «تسبیح»، ویکی فقه، دانشنامه حوزوی.]</ref> در میان فرقه‌های مسلمان، پیروان محمد بن عبدالوهاب (۱۱۱۵ـ۱۲۰۶ق) شمارش ذکر با تسبیح را بدعت دانسته و به‌جای آن از انگشتان دست استفاده می‌کنند.<ref>.[https://fa.wikifeqh.ir/%E2%80%8C%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD «تسبیح»، ویکی فقه، دانشنامه حوزوی.]</ref> 
 
==تسبیح در باور شیعیان==
 
به‌عقیدۀ شیعیان، سابقۀ شمارش ذکر اسلامی به فاطمه زهرا بر می‌گردد.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7(%D8%B3) .«تسبیح حضرت زهرا»، ویکی شیعه.]</ref> از امام علی روایت شده است که روزی، فاطمه زهرا از کثرت کارهای منزل به مشقت افتاده و از پدر درخواست خادم کرد. پیامبر نیز اذکاری را به فاطمه آموخت که شامل ۳۴ بار الله‌اکبر، ۳۳ بار الحمدلله و ۳۳ بار سبحان‌الله است. حضرت محمد، اثر و اجر این اذکار را از هر خادمی بالاتر دانست.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7(%D8%B3) .«تسبیح حضرت زهرا»، ویکی شیعه.]</ref> امروزه در فرهنگ شیعیان، این اذکار با تسبیح شمرده می‌شود.


==کاربردها==
==کاربردها==


استفاده از تسبیح علاوه بر شمارش اذکار، در برخی کشورها جنبۀ تفننی-نمایشی نیز دارد. گاهی تسبیح از مواد و سنگ‌های قیمتی مانند سندلوس ساخته می‌شود و برای آن خواصی بیان شده است.<ref>.[https://silver110.ir/blog/sandeloos-stone/ «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگ‌های آن+ تشخیص اصالت»، وب‌سایت سیلور 110.]</ref> در فرهنگ عامه، استفاده از تسبیح برای چرخاندن و سرگرمی، مذموم محسوب می‌شود.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref>
استفاده از تسبیح علاوه بر شمارش اذکار، در برخی کشورها جنبۀ تفننی-نمایشی نیز دارد. گاهی تسبیح از مواد و سنگ‌های قیمتی مانند سندلوس ساخته می‌شود و برای آن خواصی بیان شده است.<ref>.[https://silver110.ir/blog/sandeloos-stone/ «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگ‌های آن+ تشخیص اصالت»، وب‌سایت سیلور 110.]</ref> در فرهنگ عامه، استفاده از تسبیح برای چرخاندن و سرگرمی، مذموم محسوب می‌شود.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref> امروزه استفاده از تسبیح در محافل و ملاقات‌های سیاسی نیز رایج است که بیشتر برای تمرکز ذهن به‌‌کار می‌رود. در این‌گونه ملاقات‌ها استفاده از نوع تسبیح و نحوۀ به‌دست گرفتن آن نیز ممکن است حامل معنا و پیام باشد. برخی رواج تسبیح در محافل سیاسی را ناشی از ورود روحانیون به‌ عرصۀ سیاست و تقلید از فرهنگ مخصوص علما، می‌دانند.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref>


امروزه استفاده از تسبیح در محافل و ملاقات‌های سیاسی نیز رایج است که بیشتر برای تمرکز ذهن به‌‌کار می‌رود. در این‌گونه ملاقات‌ها استفاده از نوع تسبیح و نحوۀ به‌دست گرفتن آن نیز ممکن است حامل معنا و پیام باشد. برخی رواج تسبیح در محافل سیاسی را ناشی از ورود روحانیون به‌ عرصۀ سیاست و تقلید از فرهنگ مخصوص علما، می‌دانند.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref>
== در فرهنگ و ملل ==
استفاده از تسبیح در بین عامۀ مردم به‌ویژه زنان در مجالس به‌صورت گروهی انجام می‌شود که به آن سفرۀ صلوات گفته و با آداب و تشریفات خاصی انجام می‌شود. همچنین باورهای دیگر عامیانه نیز رایج است که بسیاری از آنها در سنت اسلامی و شیعی تأیید نشده است.<ref>[https://www.niksalehi.com/din-andishe/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA.html .«نحوه برگزاری مجلس ختم صلوات» وبسایت نیکی صالحی.]</ref> برای نمونه، در برخی مناطق، زنان نقش‌هایی را که بر روی‌ آش، حلوا و غذاهای دیگر نذری می‌افتد، علامتی از شکل تسبیح، مهر و پنجۀ ام‌البنین یا فاطمه زهرا پنداشته و آن را نشانۀ قبولی نذر و نیاز خود می‌دانند. همچنین با گرداندن تسبیح تربت کربلا و خواندن ذکر و ادعیه بر سفره‌های نذری، قبولی نذر را از خداوند و امامان می‌طلبند.<ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح، سبحه»، ویکی شیعه.]</ref> در باور عامیانه، گسستن یک‌بارۀ رشتـۀ تسبیح و پراکنده شـدن مهره‌ها را علامت رواشدن حاجات و برخی دیگر نشانۀ پریشانی و پراکندگی می‌دانند.


==مردم‌نگاری تسبیح==
همچنین در برخی از نقاط، پس از غسل مردگان، به‌دست مردگان مرد تسبیحی ۱۰۰ یا ۳۳ دانه‌ای از تربت کربلا می‌دهند و مردگان زن را با دست‌بند و انگشتر و گلوبندی تسبیح مانند که از خاک کربلا تهیه شده و نام «‌پنج تن‌» بر آن حک شده است، می‌آرایند. <ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح، سبحه»، ویکی شیعه.]</ref>


استفاده از تسبیح در بین عامۀ مردم به‌ویژه زنان در مجالس به‌صورت گروهی انجام می‌شود که به آن سفرۀ صلوات گفته و با آداب و تشریفات خاصی انجام می‌شود. همچنین باورهای دیگر عامیانه نیز رایج است که بسیاری از آنها در سنت اسلامی و شیعی تأیید نشده است.<ref>[https://www.niksalehi.com/din-andishe/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA.html .«نحوه برگزاری مجلس ختم صلوات» وبسایت نیکی صالحی.]</ref> برای نمونه، در برخی مناطق، زنان نقش‌هایی را که بر روی‌ آش، حلوا و غذاهای دیگر نذری می‌افتد، علامتی از شکل تسبیح، مهر و پنجۀ ام‌البنین یا فاطمه زهرا پنداشته و آن را نشانۀ قبولی نذر و نیاز خود می‌دانند. همچنین با گرداندن تسبیح تربت کربلا و خواندن ذکر و ادعیه بر سفره‌های نذری، قبولی نذر را از خداوند و امامان می‌طلبند.<ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح، سبحه»، ویکی شیعه.]</ref>
ایرانیان [[مسلمان]] از تسبیح، برای ذکر و [[دعا]] بهره می‌گیرند. همچنین تسبیح، در افسانه‌ها، امثال و حکم، شعر و نثر ایرانیان نیز حضوری پررنگ دارد. در لرستان، به تسبیح‌هایی که از [[تربت امام حسین|تربت]] کربلا ساخته شده، قسم می‌خورند.<ref>عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج2، ۱۳۸۷ش، ص131.</ref> مردم اراک، برای حاجت‌روایی خود، در امام‌زاده‌ها، [[نذر]] تسبیح می‌کنند. اگر فردی در این منطقه به حاجت خود برسد، ابتدا تعدادی تسبیح خریده، آن‌ها را در [[مسجد جمکران]] تبرک کرده و سپس در میان مردم توزیع می‌کند.<ref>پویا، «بررسی باورهای مردم‌شناختی امامزاده عبدالله و آمنه‌خاتون شهر اراک»، ۱۳۸۷ش، ص۸۶.</ref>


در باور عامیانه، گسستن یک‌بارۀ رشتـۀ تسبیح و پراکنده شـدن مهره‌ها را علامت رواشدن حاجات و برخی دیگر نشانۀ پریشانی و پراکندگی می‌دانند.
در برخی از نقاط ایران، اگر روی غذای نذری آن‌ها، شکلی همچون تسبیح ظاهر شود، آن غذا را نظرکرده ائمه و نمادی از برآورده شدن مراد دل خود می‌دانند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۹ و ۶۳.</ref> پاره شدن ناگهانی بند تسبیح نیز نشانه حاجت‌روایی انگاشته می‌شود.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص631.</ref> مردم [[سیرجان]] برای شفای بیمار خود، بالای سر او نشسته و یک دست بر سر بیمار گذاشته و با دست دیگر، تسبیح می‌گردانند و ذکر می‌گویند.<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۶ش، ۳۲۴ و ۳۱۹.</ref> همچنین به بیماری که دچار تنگی‌نفس یا تپش قلب است، سفارش می‌شود که تسبیج کهربایی به‌دست گرفته و دعا بخواند.<ref>Massé, Croyances et coutumes persanes, 1938, V.II, P335.</ref> تسبیح‌های ساخته‌شده از خاک کربلا، نزد مردم ایران بسیار باارزش بوده و آن را در جانماز<ref>Aubin, La Perse d’aujourd’hui, 1908, P387.</ref> و [[سفره نذری|سفره‌های نذری]]<ref>کریمی فروتقه، «نگاهی به سفره‌های نذری در مزارات کاشمر»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۷؛{{سخ}}
برزویی، آیین‌ها و باورهای مذهبی مردم لرستان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۰.</ref> خود قرار می‌دهند. نقش حک شدهٔ تسبیح بر روی سنگ مزار درگذشتگان نیز نشان از ارزش بسیار آن دارد.<ref>پورکریم، «نقش‌ونگارهای عامیانهٔ ایران و اهمیت گردآوری و بررسی آن‌ها»، ۱۳۵۳ش، ص۲۶؛{{سخ}}
عناصری، «پایگاه هنرهای تجسمی در باورهای عامه»، ۱۳۶۱ش، ص۱۲۸.</ref>


همچنین در برخی از نقاط، پس از غسل مردگان، به‌دست مردگان مرد تسبیحی ۱۰۰ یا ۳۳ دانه‌ای از تربت کربلا می‌دهند و مردگان زن را با دست‌بند و انگشتر و گلوبندی تسبیح مانند که از خاک کربلا تهیه شده و نام «‌پنج تن‌» بر آن حک شده است، می‌آرایند. <ref>.[https://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD_(%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D9%87) «تسبیح، سبحه»، ویکی شیعه.]</ref>
=== استخاره با تسبیح ===
 
استخاره، بیش‌تر با تسبیح ۱۰۰ دانه انجام می‌شود. در فرهنگ عامیانه برای [[استخاره]] با تسبیح، ابتدا سوره‌ای از [[قرآن]] خوانده می‌شود و سپس با دو دست، بخشی از دانه‌های تسبیح را جدا می‌کنند. پس از آن از سمت راست، دانه‌های تسبیح را یکی‌یکی به‌نام آدم، حوا و ابلیس می‌شمرند. اگر آخرین دانه به‌نام آدم بیفتد، انجام آن کار خوب؛ اگر به‌نام حوا بیفتد، انجام آن کار میانه و اگر به‌نام ابلیس بیفتد، انجام آن کار، بد دانسته می‌شود.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ج1، ۱۳۷۵ش، ص42.</ref> برخی، از واژه‌های «خیر» و «شر» برای شمارش دانه‌های تسبیح استفاده می‌کردند. در صورتی‌که آخرین دانه به واژه خیر ختم می‌شد، انجام آن کار خوب بود و برعکس.<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۳۷۱.</ref> در برخی از کتاب‌های دعا نیز با تکیه بر روایات و احادیث پیشوایان مذهب [[شیعه]]، روش‌هایی برای استخاره با تسبیح، بیان شده است.
==تسبیح در ادبیات==


== در ادبیات فارسی ==
واژۀ تسبیح در ادبیات فارسی‌زبانان نیز حضور یافته است؛ برای مثال، قائم‌مقام فراهانی می‌گويد:
واژۀ تسبیح در ادبیات فارسی‌زبانان نیز حضور یافته است؛ برای مثال، قائم‌مقام فراهانی می‌گويد:


خط ۶۳: خط ۶۵:
رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار *** دستم اندر دامن ساقي سيمين ساق بود<ref>.[https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh206 حافظ، «غزلیات»،] وب‌سایت گنجور.</ref>
رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار *** دستم اندر دامن ساقي سيمين ساق بود<ref>.[https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh206 حافظ، «غزلیات»،] وب‌سایت گنجور.</ref>


==پانویس==
تسبیح یا سبحه، در دایره واژگان کاربردی شاعران و نویسندگان پارسی‌زبان، همواره حضور داشته است. برای مثال، [[سعدی شیرازی|سعدی]] در شعر خود می‌گوید:<ref>[https://ganjoor.net/saadi/boostan/bab1/sh9 سعدی، بوستان، باب اول، بخش 9، بیت 7، سایت گنجور.]</ref>
{{پانویس}}
 
==منابع==
 
* «تاریخچه تسبیح»، وب‌سایت جواهر بینا، تاریخ بازدید: 23 بهمن 1401ش.
* «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگ‌های آن+ تشخیص اصالت»، وب‌سایت سیلور 110، تاریخ‌ بازدید: 24 بهمن 1401ش.
* «تسبیح»، ویکی شیعه، تاریخ‌ بازدید: 23 بهمن 1401ش.
* «تسبیح»، ویکی فقه: دانشنامۀ حوزوی، تاریخ‌ بازدید: 25 بهمن 1401ش.
* «داستان پیدایش تسبیح»، وب‌سایت ویرگول، تاریخ‌ بازدید: 24 بهمن 1401ش.
* شکری، حسین، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه، تاریخ ‌درج مطلب: 7 تیر 1393ش.
* صائب، تبریزی، دیوان اشعار، تاریخ بازدید: 24 بهمن 1401ش.
* موسوی، مهدی، «تسبیح»، وب‌سایت دانشنامه اسلامی، تاریخ درج مطلب: 7 اسفند 1398ش.
* مهدی مطیع، «تسبیح»، وب‌سایت مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ ‌درج مطلب: 7 مهر 1398ش.
* «نحوه برگزاری سفره صلوات»، وب‌سایت نیکی صالحی، تاریخ‌ بازدید: 25 بهمن 1401ش.
++++++++++
[[پرونده:تسبیح.jpg|جایگزین=تسبیح تربت امام حسین|بندانگشتی|تسبیح تربت امام حسین]]
{{درشت|'''تسبیح'''}}؛ دانه‌های به رشته کشیده شده که هنگام ذکر و دعا در دست می‌گیرند.
 
تسبیح در فرهنگ قرآنی، به‌معنی خدای را به پاکی یاد کردن است<ref>بیهقی، تاج المصادر، ج2، ۱۳۷۵ش، ص550.</ref> و در اصطلاح [[مسلمان|مسلمانان]]، رشته‌ای از مهره‌ها است که برای گفتن اذکار و اوراد، استفاده می‌کنند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/تسبیح دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه تسبیح، سایت واژه‌یاب؛]{{سخ}}
قزوینی، «تسبیح به معنی سبحه صحیح و فصیح است»، ۱۳۲۴ش، ص۶–۱۴.</ref> این نوع از تسبیح را با واژه «سبحه» نیز می‌شناسند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/تسبیح دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه تسبیح، سایت واژه‌یاب.]</ref>
 
==انواع مختلف تسبیح==
تسبیح در کشورهای اسلامی، گاهی بسیار گران‌قیمت ساخته می‌شد<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.</ref> و با سنگ‌هایی از جواهر مزین می‌گردید. تسبیح نقره شیرازی، از جملهٔ تسبیح‌های معروف ایرانی بود که بزرگان و بازرگانان در دست می‌گرفتند.<ref>ثابت، «واژگان و اصطلاحات نقره‌کاران شیرازی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.</ref> اقشار کم‌درآمد جامعه، از تسبیح‌های ارزان قیمت استفاده می‌کردند. نوعی تسبیح با نام خرمهره نیز وجود داشت که بیش‌تر توسط لوطی‌ها و داش‌مشتی‌ها، استفاده می‌شد. این تسبیح، ۳۳ دانه داشت و از جنس چوب، یشم، عقیق و امثال آن تهیه می‌شد.
 
==اجزاء تسبیح==
[[پرونده:تسبیح۱.jpg|جایگزین=تسبیح شاه مقصود ۱۰۱ دانه|بندانگشتی|تسبیح شاه مقصود ۱۰۱ دانه]]
یک تسبیح کامل دارای اجزای زیر است:
#سَره: دانه‌ای به اندازه هسته [[خرما]] که هر دو سر نخ تسبیح از سوراخ طولی آن گذشته و به منگوله‌ها متصل می‌گردند؛
#شیخک: دانه‌هایی که نخ تسبیح از وسط آن‌ها گذشته و تعداد دانه‌های اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم می‌کنند؛
#منگوله: این قسمت از تسبیح، بیش‌تر از جنس نخ قیطان، نخ‌های ابریشمی زرتاب یا نقره‌تاب است؛
#دانه‌های تسبیح: تعداد این دانه‌ها ۹۹ دانه است که بیش‌تر از جنس سنگ‌های قیمتی (مروارید، [[فیروزه]]، [[یاقوت]]، [[زمرد]]، شاه‌مقصود)، چوب (کهور، آبنوس، شمشاد، زیتون)، تربت (خاک)، دانه‌های خوش‌بو (یُسر)، صمغ (تسبیح کهربایی‌رنگ)، شاخ و استخوان حیوانات و شیشه هستند.<ref>علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، ۱۳۴۳ش، ص۳۱–۳۳؛{{سخ}}
دائرة المعارف تشیع، ج4، ۱۳۸۱ش، ص242.</ref>
 
برخی از انواع تسبیح‌ها، به‌دلیل شیوه ساخت، جنس و محل ساخت آن‌ها، شهرتی ویژه دارند. تسبیح معروف به «شاه‌مقصود»، در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح، از سنگی خاص، در معادن [[قندهار]] ساخته می‌شود و بسیار کم‌یاب و گران‌بها است. تسبیح عقیق ساخته‌شده از سنگ عقیق یمنی بوده و به تسبیح «یمانی» معروف است.
 
==شمار دانه‌های تسبیح==
تسبیح‌ها، از نظر تعداد دانه‌های آن، به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند. برای مثال، تسبیح «چهاریکه»، تسبیحی ۲۴ دانه‌ای است که در دست گرفتن آن، بیش‌تر جنبه تفننی داشته و جنس دانه‌های آن نیز از کائوچو یا چوب است.
 
نوع دیگر تسبیح، تسبیح ۳۴ دانه‌ای است. گروهی از پژوهشگران، این تسبیح را تسبیح اصلی می‌دانند، زیرا معتقدند که [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] به دخترش، [[حضرت فاطمه|فاطمه زهرا]]، سفارش کرد تا بعد از هر نماز، ۳۴ مرتبه «الله اکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحان‌الله» بگوید. جنس دانه‌های این تسبیح، معمولاً از خاک است.
 
تسبیح ۱۰۰ دانه، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح، به‌جز شیخک‌های آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که این دانه‌ها، توسط شیخک‌ها به سه دسته ۳۳تایی تقسیم می‌شوند.
 
==کاربرد تسبیح==
در تمدن‌های کهن، از تسبیح برای ثبت اعداد، روزها، برقراری ارتباط از راه نظام گره‌نویسی (هر گره، دارای معنایی خاص) و نشانه‌های یادآورنده، استفاده می‌کردند. برخی، از تسبیح برای طلسم، تفأل و تزئین کمک می‌گرفتند. امروزه، کاربرد تسبیح به استفاده آئینی و دینی آن، محدود شده است.
 
==تسبیح در فرهنگ مردم ایران==
ایرانیان [[مسلمان]] از [[تسبیح]]، برای ذکر و [[دعا]] بهره می‌گیرند. همچنین تسبیح، در افسانه‌ها، امثال و حکم، شعر و نثر ایرانیان نیز حضوری پررنگ دارد. در لرستان، به تسبیح‌هایی که از [[تربت امام حسین|تربت]] کربلا ساخته شده، قسم می‌خورند.<ref>عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج2، ۱۳۸۷ش، ص131.</ref> مردم اراک، برای حاجت‌روایی خود، در امام‌زاده‌ها، [[نذر]] تسبیح می‌کنند. اگر فردی در این منطقه به حاجت خود برسد، ابتدا تعدادی تسبیح خریده، آن‌ها را در [[مسجد جمکران]] تبرک کرده و سپس در میان مردم توزیع می‌کند.<ref>پویا، «بررسی باورهای مردم‌شناختی امامزاده عبدالله و آمنه‌خاتون شهر اراک»، ۱۳۸۷ش، ص۸۶.</ref>
 
در برخی از نقاط ایران، اگر روی غذای نذری آن‌ها، شکلی همچون تسبیح ظاهر شود، آن غذا را نظرکرده ائمه و نمادی از برآورده شدن مراد دل خود می‌دانند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۹ و ۶۳.</ref> پاره شدن ناگهانی بند تسبیح نیز نشانه حاجت‌روایی انگاشته می‌شود.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص631.</ref> مردم [[سیرجان]] برای شفای بیمار خود، بالای سر او نشسته و یک دست بر سر بیمار گذاشته و با دست دیگر، تسبیح می‌گردانند و ذکر می‌گویند.<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۶ش، ۳۲۴ و ۳۱۹.</ref>
 
همچنین به بیماری که دچار تنگی‌نفس یا تپش قلب است، سفارش می‌شود که تسبیج کهربایی به‌دست گرفته و دعا بخواند.<ref>Massé, Croyances et coutumes persanes, 1938, V.II, P335.</ref> تسبیح‌های ساخته‌شده از خاک کربلا، نزد مردم ایران بسیار باارزش بوده و آن را در جانماز<ref>Aubin, La Perse d’aujourd’hui, 1908, P387.</ref> و [[سفره نذری|سفره‌های نذری]]<ref>کریمی فروتقه، «نگاهی به سفره‌های نذری در مزارات کاشمر»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۷؛{{سخ}}
برزویی، آیین‌ها و باورهای مذهبی مردم لرستان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۰.</ref> خود قرار می‌دهند. نقش حک شدهٔ تسبیح بر روی سنگ مزار درگذشتگان نیز نشان از ارزش بسیار آن دارد.<ref>پورکریم، «نقش‌ونگارهای عامیانهٔ ایران و اهمیت گردآوری و بررسی آن‌ها»، ۱۳۵۳ش، ص۲۶؛{{سخ}}
عناصری، «پایگاه هنرهای تجسمی در باورهای عامه»، ۱۳۶۱ش، ص۱۲۸.</ref>
 
==استخاره با تسبیح==
استخاره، بیش‌تر با تسبیح ۱۰۰ دانه انجام می‌شود. در فرهنگ عامیانه برای [[استخاره]] با تسبیح، ابتدا سوره‌ای از [[قرآن]] خوانده می‌شود و سپس با دو دست، بخشی از دانه‌های تسبیح را جدا می‌کنند. پس از آن از سمت راست، دانه‌های تسبیح را یکی‌یکی به‌نام آدم، حوا و ابلیس می‌شمرند. اگر آخرین دانه به‌نام آدم بیفتد، انجام آن کار خوب؛ اگر به‌نام حوا بیفتد، انجام آن کار میانه و اگر به‌نام ابلیس بیفتد، انجام آن کار، بد دانسته می‌شود.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ج1، ۱۳۷۵ش، ص42.</ref> برخی، از واژه‌های «خیر» و «شر» برای شمارش دانه‌های تسبیح استفاده می‌کردند. در صورتی‌که آخرین دانه به واژه خیر ختم می‌شد، انجام آن کار خوب بود و برعکس.<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۳۷۱.</ref> در برخی از کتاب‌های دعا نیز با تکیه بر روایات و احادیث پیشوایان مذهب [[شیعه]]، روش‌هایی برای استخاره با تسبیح، بیان شده است.
 
==تسبیح در ادبیات فارسی==
تسبیح یا سبحه، در دایره واژگان کاربردی شاعران و نویسندگان پارسی‌زبان، همواره حضور داشته است. برای مثال، [[سعدی شیرازی|سعدی]] در شعر خود می‌گوید:<ref>[https://ganjoor.net/saadi/boostan/bab1/sh9 سعدی، بوستان، باب اول، بخش 9، بیت 7، سایت گنجور.]</ref>{{سخ}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
  {{شعر|نستعلیق}}
  {{شعر|نستعلیق}}
خط ۱۲۹: خط ۷۲:
  {{پایان نستعلیق}}
  {{پایان نستعلیق}}


[[خاقانی]] در شعر از این واژه، بارها، استفاده کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/khaghani/divankh/ghasidekh/sh98 خاقانی، دیوان اشعار، قصاید، قصیده شماره 98، بیت 2، سایت گنجور.]</ref>{{سخ}}
[[خاقانی]] در شعر از این واژه، بارها، استفاده کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/khaghani/divankh/ghasidekh/sh98 خاقانی، دیوان اشعار، قصاید، قصیده شماره 98، بیت 2، سایت گنجور.]</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
  {{شعر|نستعلیق}}
  {{شعر|نستعلیق}}
خط ۱۳۵: خط ۷۸:
  {{پایان شعر}}
  {{پایان شعر}}
  {{پایان نستعلیق}}
  {{پایان نستعلیق}}
در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژه تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانه‌های محلی بسیاری، در این‌باره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاه‌زاده به‌کمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج می‌کند.<ref>کوهی، افسانه‌های دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.</ref>
در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژه تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانه‌های محلی بسیاری، در این‌باره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاه‌زاده به‌کمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج می‌کند.<ref>کوهی، افسانه‌های دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.</ref> امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بی‌بهره نبوده است. از آن جمله می‌توان به ضرب‌المثل‌های «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» (کنایه از بدبیاری)؛ «مثل مهر و تسبیح» (کنایه از وفور هر چیز)؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.</ref> «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آن‌جا خبر داری؟»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.</ref> «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» (کنایه از زهدفروشی و ریا)؛<ref>بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.</ref> «تسبیح آب کشیدن» (کنایه از خودنمایی)؛ «تسبیح انداز» (سخت‌گیر)<ref>پرچمی، پس‌کوچه‌های فرهنگ، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۹.</ref> و «تسبیح دستتم» (اظهار کوچکی).<ref>اکرامی، مردم‌شناسی اصطلاحات خودمانی، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶.</ref>
 
امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بی‌بهره نبوده است. از آن جمله می‌توان به ضرب‌المثل‌های «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» (کنایه از بدبیاری)؛ «مثل مهر و تسبیح» (کنایه از وفور هر چیز)؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.</ref> «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آن‌جا خبر داری؟»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.</ref> «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» (کنایه از زهدفروشی و ریا)؛<ref>بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.</ref> «تسبیح آب کشیدن» (کنایه از خودنمایی)؛ «تسبیح انداز» (سخت‌گیر)<ref>پرچمی، پس‌کوچه‌های فرهنگ، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۹.</ref> و «تسبیح دستتم» (اظهار کوچکی).<ref>اکرامی، مردم‌شناسی اصطلاحات خودمانی، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶.</ref>


==پانویس==
==پانویس==
خط ۱۷۲: خط ۱۱۳:
* Massé, H. , Croyances et coutumes persanes, Paris, 1938
* Massé, H. , Croyances et coutumes persanes, Paris, 1938
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
فاضل
 
*«تاریخچه تسبیح»، وب‌سایت جواهر بینا، تاریخ بازدید: 23 بهمن 1401ش.
* «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگ‌های آن+ تشخیص اصالت»، وب‌سایت سیلور 110، تاریخ‌ بازدید: 24 بهمن 1401ش.
* «تسبیح»، ویکی شیعه، تاریخ‌ بازدید: 23 بهمن 1401ش.
* «تسبیح»، ویکی فقه: دانشنامۀ حوزوی، تاریخ‌ بازدید: 25 بهمن 1401ش.
* «داستان پیدایش تسبیح»، وب‌سایت ویرگول، تاریخ‌ بازدید: 24 بهمن 1401ش.
* شکری، حسین، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه، تاریخ ‌درج مطلب: 7 تیر 1393ش.
* صائب، تبریزی، دیوان اشعار، تاریخ بازدید: 24 بهمن 1401ش.
* موسوی، مهدی، «تسبیح»، وب‌سایت دانشنامه اسلامی، تاریخ درج مطلب: 7 اسفند 1398ش.
* مهدی مطیع، «تسبیح»، وب‌سایت مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ ‌درج مطلب: 7 مهر 1398ش.
* «نحوه برگزاری سفره صلوات»، وب‌سایت نیکی صالحی، تاریخ‌ بازدید: 25 بهمن 1401ش.