جز حمید گلزار صفحهٔ تادیب را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به تأدیب منتقل کرد
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''<big>تادیب؛</big>''' ادب‌آموزی.  
<big>'''تأدیب؛'''</big> مبنای سبک زندگی اسلامی مؤدبانه و هدفمند.  


تادیب، نوعی از تربیت اسلامی است که هدایت رفتار انسان را بر اساس آموزه‌های دینی، پیگیری می‌کند. هر منظومۀ فرهنگی و اجتماعی با توجه به جهان‌بینی و سازه‌های معرفتی و ارزشی خود، نظام خاصی از آداب و روش ادب‌آموزی را مورد توجه قرار می‌دهد. تادیب ناظر به قاعده‌مندکردن رفتارها و حالات درونی، طبق قواعدی معین است که در سبک زندگی اسلامی، مهم است.  
تأدیب، نوعی از [[تربیت]] اسلامی است که هدایت رفتار انسان را بر اساس آموزه‌های دینی، پیگیری می‌کند. هر منظومۀ فرهنگی و اجتماعی با توجه به جهان‌بینی و سازه‌های معرفتی و ارزشی خود، نظام خاصی از [[آداب]] و روش ادب‌آموزی را مورد توجه قرار می‌دهد. تأدیب ناظر به قاعده‌مندکردن رفتارها و حالات درونی، طبق قواعدی معین است که در سبک زندگی اسلامی، مهم است.


==مفهوم‌شناسی==
== تعریف تأدیب ==
واژۀ عربی «تأدیب» از ریشۀ «ادب»، به‌معنای آراستن رفتار یا نفس است. تأدیب در متون دینی با مفهوم تربیت و نیز تهذیب نفس، قرابت معنایی دارد. از این منظر، تأدیب به‌معنای ایجاد نیکویی و تغییر مثبت در انسان است.<ref>امامی‌راد و محامی، «بررسی مفهوم ادب و تادیب و نسبت آنها با تربیت و واژه‌های مرتبط دیگر»، 1393ش، ص41.</ref> تأدیب در [[فقه اسلامی|علم فقه]] گاهی به‌معنای [[تربیت دینی کودک|تربیت کودک]] همراه با [[تنبیه کودک|تنبیه]] به‌عنوان وظیفۀ والدین و آموزگار<ref>طباطبایی، العروه الوثقى، 1409ق، ص310.</ref> و گاهی مترادف «تعزیر» به‌معنای مجازات آمده است.<ref>طباطبایی، ریاض المسائل في تحقیق االحکام بالدالئل، 1423ق، ج10؛ صانعی، «بررسی فقهی قلمرو اجرای تعزیر و تأدیب کودک»، 1397ش، ص38.</ref> مفهوم تأدیب سه قلمرو شناختی، عاطفی و رفتاری انسان را دربرمی‌گیرد و متناظر با آنها شامل [[علم‌آموزی]]، [[تربیت اجتماعی]]، اصلاح خلقیات و ویژگی‌های درونی و فراگیری آداب و رفتارهای پسندیده می‌شود.<ref>امامی‌راد و محامی، «بررسی مفهوم ادب و تادیب و نسبت آنها با تربیت و واژه‌های مرتبط دیگر»، 1393ش، ص33.</ref>


واژۀ عربی «تادیب» از ریشۀ «ادب»،  به‌معنای آراستن رفتار یا نفس است. تادیب در متون دینی با مفهوم تربیت و نیز تهذیب نفس، قرابت معنایی دارد. از این منظر، تادیب به‌معنای ایجاد نیکویی و تغییر مثبت در انسان است.<ref>امامی‌راد و محامی، «بررسی مفهوم ادب و تادیب و نسبت آنها با تربیت و واژه‌های مرتبط دیگر»،  1393ش، ص41.</ref> تادیب در علم فقه گاهی به‌معنای تربیت کودک همراه با تنبیه به‌عنوان وظیفۀ والدین و آموزگار<ref>طباطبایی، العروه الوثقی، 1409ق، ص310.</ref> و گاهی مترادف «تعزیر» به‌معنای مجازات آمده است.<ref> طباطبایی، ریاض المسائل فی تحقیق االحکام بالدالئل، 1423ق، ج10؛ صانعی، «بررسی فقهی قلمرو اجرای تعزیر و تادیب کودک»،  1397ش، ص38.</ref> مفهوم تادیب سه قلمرو شناختی، عاطفی و رفتاری انسان را دربرمی‌گیرد و متناظر با آنها شامل علم‌آموزی، اصلاح خلقیات و ویژگی‌های درونی و فراگیری آداب و رفتارهای پسندیده می‌شود.<ref>امامی‌راد و محامی، «بررسی مفهوم ادب و تادیب و نسبت آنها با تربیت و واژه‌های مرتبط دیگر»،  1393ش، ص33.</ref>
== زمینه‌های تأدیب ==


==زمینه‌های تادیب==
===الف). زمینه‌های شناختی===
متون دینی «عقل» را اولین و مهم‌ترین زمینۀ پذیرش ادب و رفتار مؤدبانه معرفی کرده است که از عمق [[فطرت]] انسان ناشی شده و به حقیقت باطنی دست می‌یابد.<ref>رضایی و دیگران، «عقل در قرآن از منظر تفسیر المیزان با رویکرد فلسفی»، 1402ش، ص182.</ref> این بعد باطنی و الهی به‌عنوان منبع معرفت به انسان کمک می‌کند که با سامان‌دهی رفتار، سعادت فردی و اجتماعی را فراهم کند.<ref>حسین‌زاده، سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص84.</ref>


===الف). زمینه‌های شناختی===
انسان با عمل‌کردن مطابق عقل، خوشبختی را به‌دست می‌آورد.<ref>حسین‌زاده، سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص83-84.</ref> در همین چارچوب، همراهی با صاحبان عقل انسان را با ادب تربیت می‌کند. ملاک ثواب رفتارهای مثبت افراد نیز به عقل آنها نسبت داده شده و فضایل افراد با میزان فهم آنها سنجیده می‌شود.<ref>کلینی، کافی، 1365ش، ج1، ص12.</ref>


متون دینی «عقل» را اولین و مهم‌ترین زمینۀ پذیرش ادب و رفتار مؤدبانه معرفی کرده است که از عمق فطرت انسان ناشی شده و به حقیقت باطنی دست می‌یابد.<ref>رضایی و دیگران، «عقل در قرآن از منظر تفسیر المیزان با رویکرد فلسفی»،  1402ش، ص182.</ref> این بعد باطنی و الهی به‌عنوان منبع معرفت به انسان کمک می‌کند که با سامان‌دهی رفتار، سعادت فردی و اجتماعی را فراهم کند.<ref>حسین‌زاده، سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص84.</ref> انسان با عمل‌کردن مطابق عقل، خوش‌بختی را به‌دست می‌آورد.<ref>حسین‌زاده، سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص83-84.</ref> در همین چارچوب، همراهی با صاحبان عقل انسان را با ادب تربیت می‌کند. ملاک ثواب رفتارهای مثبت افراد نیز به عقل آنها نسبت داده شده و فضایل افراد با میزان فهم آنها سنجیده می‌شود.<ref>کلینی، کافی، 1365ش، ج1، ص12.</ref> تکیه بر عقل نشانه‌هایی دارد که رفتار و گفتار انسان را از دیگران متمایز می‌کند و آداب متفاوتی را برای او رقم می‌زند. امام علی زبان را ترجمان و بیانگر عقل دانسته است.<ref>آمدی، غرر الحکم، 1366ش، ص209.</ref> از نظر آموزه‌های دینی، عقل نه‌تنها در تحقق ادب میان انسان با سایر مخلوقات بلکه در ارتباط میان مخلوق و خالق زمینۀ برترین عبادت را فراهم می‌کند. امام علی معتقد است که عبادت خدا چیزی برتر از عقل نیست.<ref>حر عاملی، وسائل الیشعه، 1412ق، ج15، ص13.</ref>
تکیه بر عقل نشانه‌هایی دارد که رفتار و گفتار انسان را از دیگران متمایز می‌کند و آداب متفاوتی را برای او رقم می‌زند. [[امام علی]] زبان را ترجمان و بیانگر عقل دانسته است.<ref>آمدی، غرر الحکم، 1366ش، ص209.</ref> از نظر آموزه‌های دینی، عقل نه‌تنها در تحقق ادب میان انسان با سایر مخلوقات بلکه در ارتباط میان مخلوق و خالق زمینۀ برترین [[عبادت]] را فراهم می‌کند. امام علی معتقد است که عبادت خدا چیزی برتر از عقل نیست.<ref>حر عاملی، وسائل الیشعه، 1412ق، ج15، ص13.</ref>


===ب) زمینه‌های اعتقادی===
===ب) زمینه‌های اعتقادی===
هر نظام اعتقادی ادب ویژۀ رفتاری را ایجاد می‌کند. نوع باور به خدا، انسان، طبیعت و سعادت در شیوۀ تأدیب اثرگذار است. برای مثال باور به [[توحید]] خداوند، معاد، [[ولایت‌پذیری در سبک زندگی|ولایت]]، [[امامت]] و [[مرجع دینی]] سبک زندگی خاص را در ابعاد سیاسی، حقوقی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در پی دارد و روش‌های خاصی را برای تأدیب بشر ایجاد می‌کند.<ref>حسین‌زاده سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص86.</ref>


هر نظام اعتقادی ادب ویژۀ رفتاری را ایجاد می‌کند. نوع باور به خدا، انسان، طبعیت و سعادت در شیوۀ تادیب اثرگذار است. برای مثال باور به توحید خداوند سبک زندگی خاص را در ابعاد سیاسی، حقوقی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در پی دارد و روش‌های خاصی را برای تادیب بشر ایجاد می‌کند.<ref>حسین‌زاده سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص86.</ref> کسی که به حضور خدا در همه‌جا باور دارد، حتی در جاهای خلوت گناه نمی‌کند و گناه را بی‌ادبی در برابر خدا می‌داند؛ برای مثال وقتی زلیخا به‌دلیل شرم از بت، روی آن پارچه‌انداخت و از یوسف درخواست بی‌ادبانه کرد، ادب یوسف که ریشه در باور او به حضور خدا در همه‌جا داشت، باعث شد که مرتکب خیانت جنسی نشود.<ref>قمی، تفسیر قمی، 1404ق ج1، ص342.</ref> در همین راستا [[امام خمینی]] عالم (دنیا) را محضر خدا می‌داند و از مردم می‌خواهد که در محضر خدا گناه نکنند.<ref>[https://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh-imam-khomeini/vol/13/page/461 خمینی، صحیفه امام خمینی، 1378ش، ج13، ص461.]</ref>
کسی که به حضور خدا در همه‌جا باور دارد، حتی در جاهای خلوت گناه نمی‌کند و گناه را بی‌ادبی در برابر خدا می‌داند؛ برای مثال وقتی زلیخا به‌دلیل شرم از بت، روی آن پارچه انداخت و از یوسف درخواست بی‌ادبانه کرد، ادب یوسف که ریشه در باور او به حضور خدا در همه‌جا داشت، باعث شد که مرتکب [[خیانت زناشویی|خیانت جنسی]] نشود.<ref>قمی، تفسیر قمی، 1404ق ج1، ص342.</ref> در همین راستا [[امام خمینی]] عالم (دنیا) را محضر خدا می‌داند و از مردم می‌خواهد که در محضر خدا گناه نکنند.<ref>[https://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh-imam-khomeini/vol/13/page/461 خمینی، صحیفه امام خمینی، 1378ش، ج13، ص461.]</ref>


===ج) زمینه‌های آموزشی===
===ج) زمینه‌های آموزشی===
در سبک زندگی اسلامی، آموزش ادب جایگاه بالایی دارد و در این میان بر آموزش ادب به [[کودک|کودکان]] به‌دلیل موقعیت سنی و ویژگی‌های خاص [[روانشناسی|روانشناختی]]، تأکید بسیار شده است<ref>حسین‌زاده سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص150.</ref>


در سبک زندگی اسلامی، آموزش ادب جایگاه بالایی دارد و در این میان بر آموزش ادب به کودکان به‌دلیل موقعیت سنی و ویژگی‎های خاص روانشناختی، تاکید بسیار شده است.<ref>حسین‌زاده سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص150.</ref> در روایت‌های دینی به مراحل سه‌گانۀ تربیت فرزند و ادب‌آموزی او، از تولد تا 21سالگی اشاره شده است. بر اساس این روایات، کودک تا هفت‌سالگی در خانه مقام سروری دارد. هفت سال دوم، سن تعلیم و ادب‌پذیری و فرمان‌برداری بوده و هفت سال سوم، سن نظرخواهی و مشورت است. ‌<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، 1412ق، ج، 15 ص195.</ref> کارشناسان این مرحله‌بندی تربیتی را مطابق با اقتضائات سنی و روانی فرزند دانسته و معتقدند که کودکان در هفت سال اول برای آموزش‌های غیرمستقیم و هفت سال دوم برای آداب‌آموزی مستقیم آمادگی دارند، اما فرزند در هفت سال سوم زندگی به تناسب فطرت خود، برای پذیرش نیازمند استدلال عقلی است و از طرف دیگر مانند یک وزیر باید مورد مشورت قرار بگیرد.<ref> [https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3814/6530/75026/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA «قرائتی از یک حدیث نبوی پیرامون مراحل و دوره‌های تربیتی؛ راهنمای تربیت»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.]</ref> امروزه مدرسه به‌عنوان خانۀ دوم کودکان، محیط مناسبی برای تادیب شناخته می‌شود. علاوه‌بر برنامه‎ریزی‌های درسی و آموزش، محیط‌آرایی و رفتار عوامل مدرسه نیز در ادب‌آموزی دانش‌آموزان مؤثر است. به‌طور مثال داشتن روابط نیکو در میان معلمان و مدیران با یکدیگر و همچنین احترام به افکار دانش‌آموزان می‌تواند به‌صورت پنهانی در آداب دانش‌آموزان مؤثر واقع شود. همچنین استفاده از تحقیق و کتاب‌های داستانی و کلیپ‌های مربوط با آداب نیز می‌تواند در ادب‌آموزی دانش آموزان تاثیر گذار باشد.<ref>ندیمی شاهوردی، «نقش مدارس در پرورش اخلاق و ادب دانش‌آموزان»، زمستان 1396ش، ص125.</ref>
در روایت‌های رسیده از [[اهل‌بیت]] [[پیامبر اسلام]] به مراحل سه‌گانۀ [[فرزندپروری|فرزند پروری]] و ادب‌آموزی او، از تولد تا 21سالگی اشاره شده است. بر اساس این روایات، کودک تا هفت‌سالگی در خانه مقام سروری دارد. هفت سال دوم، سن تعلیم و ادب‌پذیری و فرمان‌برداری بوده و هفت سال سوم، سن نظرخواهی و [[مشاوره|مشورت]] است.‌<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، 1412ق، ج،15 ص195.</ref>
 
کارشناسان این مرحله‌بندی تربیتی را مطابق با اقتضائات سنی و روانی فرزند دانسته و معتقدند که کودکان در هفت سال اول برای آموزش‌های غیرمستقیم و هفت سال دوم برای آداب‌آموزی مستقیم آمادگی دارند، اما فرزند در هفت سال سوم زندگی به تناسب فطرت خود، برای پذیرش نیازمند استدلال عقلی است و از طرف دیگر مانند یک وزیر باید مورد مشورت قرار بگیرد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3814/6530/75026/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9 «قرائتی از یک حدیث نبوی پیرامون مراحل و دوره های تربیتی; راهنمای تربیت»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.]</ref>
 
امروزه [[مدرسه]] به‌عنوان خانۀ دوم کودکان، محیط مناسبی برای تأدیب شناخته می‌شود. علاوه‌بر برنامه‌ریزی‌های درسی و آموزش، محیط‌آرایی و رفتار عوامل مدرسه نیز در ادب‌آموزی دانش‌آموزان مؤثر است. به‌طور مثال داشتن روابط نیکو در میان [[نقش تربیتی معلم|معلمان]] و مدیران با یکدیگر و همچنین احترام به افکار دانش‌آموزان می‌تواند به‌صورت پنهانی در آداب دانش‌آموزان مؤثر واقع شود. همچنین استفاده از تحقیق و [[کتاب|کتاب‌های]] داستانی و کلیپ‌های مربوط با آداب نیز می‌تواند در ادب‌آموزی دانش آموزان تأثیر گذار باشد.<ref>ندیمی شاهوردی، «نقش مدارس در پرورش اخلاق و ادب دانش‌آموزان»، زمستان 1396ش، ص125.</ref>


===د) همنشینی===
===د) همنشینی===
بر اساس آموزه‌های دینی بسیاری از آداب رفتار در زمینه‌های مختلف و رشد اخلاق و پیشرفت در تربیت نفس از طریق معاشرت با دیگران حاصل می‌شود.<ref>حسین‌زاده سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص187.</ref> نقش همنشین در تکوین یا تغییر آداب تا آن حد با اهمیت است که [[حضرت محمد|رسول خدا]] انسان را به دین‌دوست و همنشین خود دانسته و به همگان توصیه کرده است که در انتخاب دوستان خود دقت داشته باشند.<ref>کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۳۷۵.</ref>


بر اساس آموزه‌های دینی بسیاری از آداب رفتار در زمینه‌های مختلف و رشد اخلاق و پیشرفت در تربیت نفس از طریق معاشرت با دیگران حاصل می‌شود.<ref>حسین‌زاده سبک زندگی: زمینه‌های پذیرش آداب، 1393ش، ص187.</ref> نقش همنشین در تکوین یا تغییر آداب تا آن حد با اهمیت است که رسول خدا انسان را به دین دوست و همنشین خود دانسته و به همگان توصیه کرده است که در انتخاب دوستان خود دقت داشته باشند.<ref>کلینی، الکافی، 1365ش، ج2، ص375.</ref> پیشوایان دین، مجالست با دانشمندان را دارای برکت برشمرده<ref>بغدادی، تاریخ بغداد، 1417ق، ج4، ص160.</ref> و به همنشینی با عالمان، <ref>متقی هندی، کنزالعمال، 1989م، ج10، ص170.</ref> مؤمنان<ref>دیلمی، اعلام‌الدین، 1408ق، ص198.</ref> و نیکان سفارش کرده‌اند.<ref>ورام، مجموعه ورام، بی‌تا، ج2، ص122.</ref>
پیشوایان [[دین]]، مجالست با دانشمندان را دارای [[برکت]] برشمرده<ref>بغدادی، تاریخ بغداد، 1417ق، ج۴، ص۱۶۰.</ref> و به همنشینی با عالمان،<ref>متقی هندی، کنزالعمال، 1989م، ج۱۰، ص۱۷۰.</ref> مؤمنان<ref>دیلمی، اعلام‌الدین، ۱۴۰۸ق، ص198.</ref> و نیکان سفارش کرده‌اند.<ref>ورام، مجموعه ورام، بی‌تا، ج۲، ص۱۲۲.</ref>


===ه) زمینه‌های محیطی===
===ه) زمینه‌های محیطی===
از زمینه‌های مهم مؤثر بر ادب‌آموزی، عوامل محیطی مانند جغرافیا، نوع [[خانواده]]، آب‌وهوا، شهرنشینی یا روستانشینی است که بر گرایش و نحوۀ ادب‌آموزی اثرگذار است. برای مثال صاحب‌نظران حتی رحم مادر را در گرایش به نوع آداب و تربیت مؤثر می‎‌‌دانند و معتقدند که شرایط روحی مادر در دورۀ [[بارداری]] نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت کودک دارد و به شکوفایی برخی ویژگی‌های ارثی کمک و یا از شکوفایی آن ممانعت می‌کند و تأثیر مستقیم در ادب‌آموزی، شخصیت اخلاقی و صفات روحی فرزند دارد.


از زمینه‌های مهم مؤثر بر ادب‌آموزی، عوامل محیطی مانند جغرافیا، نوع خانواده، آب‌وهوا، شهرنشینی یا روستانشینی است که بر گرایش و نحوۀ ادب‌آموزی اثرگذار است. برای مثال صاحب‌نظران حتی رحم مادر را در گرایش به نوع آداب و تربیت مؤثر می‎دانند و معتقدند که شرایط روحی مادر در دورۀ بارداری نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت کودک دارد و به شکوفایی برخی ویژگی‌های ارثی کمک و یا از شکوفایی آن ممانعت می‌کند و تاثیر مستقیم در ادب‌آموزی، شخصیت اخلاقی و صفات روحی فرزند دارد. همچنین به نظر کارشناسان، وراثت (ژنتیک) می‌تواند زمینه‌ساز آداب‌پذیری یا آداب‌گریزی را فراهم کند اما این‌ نقش به‌معنای جبرگرایی و ایجاد خلقیات جدیدی‌ نیست بلکه فقط از جهت شدت و ضعف بر روحیات اثرگذار است.<ref>مصباح یزدی، جامعه‌ و تاریخ‌ از‌ دیدگاه قرآن، 1391ش، ج1، ص94-95.</ref>
همچنین به نظر کارشناسان، وراثت (ژنتیک) می‌تواند زمینه‌ساز آداب‌پذیری یا آداب‌گریزی را فراهم کند اما این‌ نقش به‌معنای جبرگرایی و ایجاد خلقیات جدیدی‌ نیست بلکه فقط از جهت شدت و ضعف بر روحیات اثرگذار است.<ref>مصباح یزدی، جامعه‌ و تاریخ‌ از‌ دیدگاه قرآن، 1391ش، ج۱، ص۹۴-۹۵.</ref>


==بایسته‌های ادب‌آموزی==
==بایسته‌های ادب‌آموزی==


1. آراسته‌بودن آموزگار به ادب؛  
# آراسته‌بودن آموزگار به ادب؛
 
# آموزش با كردار، پيش از آموختن ادب با گفتار؛
2. آموزش با کردار، پیش از آموختن ادب با گفتار؛
# انتخاب مناسب‌ترين زمان براى آموزش؛
 
# مديريت و برنامه‌ريزىِ تربيتى؛
3. انتخاب مناسب‌ترین زمان برای آموزش؛  
# روان‌‌شناسى مخاطب و برخورد صحيح و علمى با وى؛
 
# تشويق نيكوكار براى تنبيه بدكار؛
4. مدیریت و برنامه‌ریزیِ تربیتی؛
# [[مدارا]]؛
 
# تصريح نكردن به لغزش‌ها؛
5. روان‌‌شناسی مخاطب و برخورد صحیح و علمی با وی؛
# اجتناب از خشونت بدون ضرورت؛
 
# عدالت در كيفر هنگام ضرورت. <ref>[https://hadith.net/post/27475/%d8%a7%d8%af%d8%a8/p13/ «ادب»، پایگاه اطلاع‌رسانی حدیث شیعه.]</ref>
6. تشویق نیکوکار برای تنبیه بدکار؛
# از نظر قرآن [[خانواده]] مسئوليت اصلی تأديب را به‌عهده دارد و مسئوليت [[پدر]] دوچندان است.<ref>سورۀ تحریم، آیۀ 6.</ref>
 
7. مدارا؛ 8. تصریح نکردن به لغزش‌ها؛  
 
9. اجتناب از خشونت بدون ضرورت؛  
 
10. عدالت در کیفر هنگام ضرورت. <ref> [https://hadith.net/post/27475/%d8%a7%d8%af%d8%a8/p13/ «ادب»، پایگاه اطلاع‌رسانی حدیث شیعه.]</ref>
 
11. از نظر قرآن خانواده مسئولیت اصلی تادیب را به‌عهده دارد و مسئولیت پدر دوچندان است.<ref>سورۀ تحریم، آیۀ 6.</ref>
 
==آفات تادیب==
 
آفات ادب‌آموزی در خانواده‌ها عبارت است از: افراط در محبّت، برخوردهای تند و خشن، عصبانیت، تحقیر و سرزنش و ناسزاگویی. برخی آفات نیز به سیاست‌گزار فرهنگی بازمی‌گردد، مانند اکتفاکردن به موعظه، به کارگیریِ خشونت بدون ضرورت و تجاوز از مرز عدالت در کیفر.<ref> «ادب»،  پایگاه اطلاع‌رسانی حدیث شیعه.</ref>


==مناسب‌ترین زمان تادیب==
== آفات تأدیب ==
آفات ادب‌آموزى در خانواده‌ها عبارت است از: افراط در محبّت، برخوردهاى تند و [[خشونت خانگی|خشن]]، عصبانيت، تحقير و سرزنش و ناسزاگويى. برخی آفات نیز به سیاست‌گزار فرهنگی بازمی‌گردد، مانند اكتفاكردن به موعظه، به كارگيرىِ خشونت بدون ضرورت و تجاوز از مرز عدالت در كيفر.<ref>[https://hadith.net/post/27475/%d8%a7%d8%af%d8%a8/p13/ «ادب»، پایگاه اطلاع‌رسانی حدیث شیعه.]</ref>


تادیب یک فرایند مستمر است که از بدو تولد شروع می‌شود و تا پیری ادامه پیدا می‌کند؛ اما کارشناسان بهترین و مناسب‌ترین دوران برای این آموزش را دوران کودکی و به‌ویژه هفت سال دوم زندگی کودک می‌دانند. در این دوران که آن را دوران تعلیم خوانده‌اند، کودک نرمش بیشتری برای فراگیری دارد و می‌توان از این فرصت برای آموزش ادب درست زندگی برای او سود جست.<ref>یوسفیان، مدیریت در خانه و خانواده، 1378ش، ص91.</ref> امام علی دل نوجوان را به زمینی تشبیه می‌کند که برای پذیرش هر بذری آماده است.<ref>نهج‌البلاغه، ترجمۀ شهیدی، ص297.</ref>
== مناسب‌ترین زمان تأدیب ==
تأدیب یک فرایند مستمر است که از بدو تولد شروع می‌شود و تا پیری ادامه پیدا می‌کند؛ اما کارشناسان بهترین و مناسب‌ترین دوران برای این آموزش را دوران کودکی و به‌ویژه هفت سال دوم [[زندگی]] کودک می‌دانند. در این دوران که آن را دوران تعلیم خوانده‌اند، کودک نرمش بیشتری برای فراگیری دارد و می‌توان از این فرصت برای آموزش ادب درست زندگی برای او سود جست.<ref>سورۀ تحریم، آیۀ 6.</ref> امام علی دل [[نوجوانی|نوجوان]] را به زمینی تشبیه می‌کند که برای پذیرش هر بذری آماده است.<ref>یوسفیان، مدیریت در خانه و خانواده، 1378ش، ص91.</ref>


==الزامات ادب‌آموزی==
==الزامات ادب‌آموزی==


#توجه به تادیب؛ کارشناسان، توجه والدین به ادب‌آموزی از همان ماه‌ها و سال‌های ابتدایی کودک را توصیه می‌کنند.<ref>یوسفیان، مدیریت در خانه و خانواده، 1378ش، ص92.</ref>
# '''توجه به تأدیب؛''' کارشناسان، توجه والدین به ادب‌آموزی از همان ماه‌ها و سال‌های ابتدایی کودک را توصیه می‌کنند.<ref>نهج‌البلاغه، ترجمۀ شهیدی، ص297.</ref>
#دانش لازم برای تادیب؛ ادب‌آموزی کودکان از راه‌های توام با محبت و مهربانی و در قالب بازی و آموزش‌های کودکانه و با ارائه محتوای صحیح و متناسب، بهتر صورت گیرد؛ از رسول خدا نقل شده که هرکس کودکی دارد، باید با او کودکانه‏‎ ‎‏رفتار کند.<ref>ابن‌بابویه، من لایحضره الفقیه، 1413ق‏، ج3، ص484.</ref>
# '''دانش لازم برای تأدیب؛''' ادب‌آموزی کودکان از راه‌های توأم با [[محبت در خانواده|محبت]] و مهربانی و در قالب [[بازی]] و آموزش‌های کودکانه و با ارائه محتوای صحیح و متناسب، بهتر صورت گیرد؛ از رسول خدا نقل شده که هرکس کودکی دارد، باید با او کودکانه‏‎ ‎‏رفتار کند.<ref>ابن‌بابويه، من لايحضره الفقيه، 1413ق‏، ج3، ص484.</ref>
#تلاش و جدیت؛ قرآن کریم دست‌آوردهای تربیتی و غیرتربیتی انسان را حاصل تلاش او می‌داند.<ref>سوره نجم، آیه 39.</ref>
# '''تلاش و جدیت؛''' قرآن کریم دست‌آوردهای تربیتی و غیرتربیتی انسان را حاصل تلاش او می‌داند.<ref>سوره نجم، آیه 39.</ref>
#عادت به آداب شایسته.<ref>قمی، تفسیر القمی‏، 1404ق‏، ج2، ص164.</ref>
# '''عادت به آداب شایسته'''.<ref>قمی، تفسیر القمی‏، 1404ق‏، ج2، ص164.</ref>


==تادیب در ادبیات فارسی==
==تادیب در ادبیات فارسی==


تادیب به‌معنای ادب‌آموزی و تربیت، در آثار منظوم و منثور فارسی و [[ضرب‌المثل‌|ضرب‌المثل‌ها]] بازتاب گسترده پیدا کرده است و شاعران و نویسندگان مشهور ایرانی دربارۀ آن سروده‌ و نوشته‌اند؛ از جمله مولانا در سروده‌ای، ادب را لطف حق توصیف کرده است:  
تأدیب به‌معنای ادب‌آموزی و تربیت، در آثار [[شعر فارسی|منظوم]] و منثور فارسی و [[ضرب‌المثل|ضرب‌المثل‌ها]] بازتاب گسترده پیدا کرده است و شاعران و نویسندگان مشهور ایرانی دربارۀ آن سروده‌ و نوشته‌اند؛ از جمله [[مولانا]] در سروده‌ای، ادب را لطف حق توصیف کرده است:  


{{شعر جدید
{{شعر جدید
خط ۸۱: خط ۸۱:
منقطع شد خوان و نان از آسمان \\ ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان.<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh4 مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش چهار، وب‌سایت گنجور.]</ref>
منقطع شد خوان و نان از آسمان \\ ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان.<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh4 مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش چهار، وب‌سایت گنجور.]</ref>
}}
}}
==پانویس==
{{پانویس}}


==پانویس==
==پانویس==