ابرابزار |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
== فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی == | == فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی == | ||
واژهٔ فرهنگ که از دورهٔ پارسی میانه و زبان پارسیک وارد ادبیات نوشتاری و گفتاری تمدن پارس شده است،<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.</ref> از ماده [ف َر هَ ن ک] بر وزن و معنای «فرهنج» از پیشوند فر+ هنگ از ریشه ثنگ (thang) اوستایی به معنای کشیدن و فرهیخت تشکیلشده و به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغات، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز آمده است.<ref>برهان، برهان قاطع، 1362، ج3، ص1480-1481، ذیل واژه فرهنج و فرهنگ؛ دهخدا، لغتنامه دهخدا، 1377، ص، 17132 و 17133، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.</ref> واژهٔ فرهنگ در متون کلاسیک و تراث فارسی در این معانی بهکار رفته است: فضایل اخلاقی و خلقوخوی نیکو،<ref>میرفخرایی، بررسی دینکرد ششم، 1392ش، صص115 و 175؛ بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه مثنوی معنوی، 1392ش، دفتر اول، ص 77؛ سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103؛ جامی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.</ref> | واژهٔ فرهنگ که از دورهٔ پارسی میانه و زبان پارسیک وارد ادبیات نوشتاری و گفتاری تمدن پارس شده است،<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.</ref> از ماده [ف َر هَ ن ک] بر وزن و معنای «فرهنج» از پیشوند فر+ هنگ از ریشه ثنگ (thang) اوستایی به معنای کشیدن و فرهیخت تشکیلشده و به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغات، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز آمده است.<ref>برهان، برهان قاطع، 1362، ج3، ص1480-1481، ذیل واژه فرهنج و فرهنگ؛ دهخدا، لغتنامه دهخدا، 1377، ص، 17132 و 17133، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.</ref> واژهٔ فرهنگ در متون کلاسیک و تراث فارسی در این معانی بهکار رفته است: فضایل اخلاقی و خلقوخوی نیکو،<ref>میرفخرایی، بررسی دینکرد ششم، 1392ش، صص115 و 175؛ بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه مثنوی معنوی، 1392ش، دفتر اول، ص 77؛ سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103؛ جامی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.</ref> دانش، تربیت و یادگیری،<ref>روحالامینی، زمینه فرهنگشناسی، ۱۳۹۴ش، ص ۱۲؛ ابنسینا، ظفرنامه، [بیتا]، ص ۱۰؛ جامی، هفت اورنگ، 1366ش، ج۲، ص ۴۷۸؛ سجاسی، فرائد السلوک، ۱۳۸۶ش، ص ۱۰۵؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۸۵۶، بیت ۳۱۰۶۸ و ص ۱۰۷۲، بیت ۳۸۸۸۰؛ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۹۱ش، ص ۳۲۰.</ref> مهارت و توانمندیهای عملی،<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh74 نظامی گنجوی، ''کلیات خمسه''، خسرو و شیرین، وبسایت گنجور، بخش ۷۴؛] دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۸۳ش، ج3، ص ۱۶۲۲؛ [https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، ''گرشاسپنامه''، وبسایت گنجور، بخش ۹۰؛] اصفهانی، تحفة الملوک، 1382ش، ص ۵؛ مولوی، مثنوی معنوی، تهران، 1391ش، ص ۲۶۲، بیت ۳۱۸۱، ص ۶۴۸، بیت ۱۳۸۰ و ص ۸۸۸، بیت ۳۸۳۲؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۸۹۴، بیت ۳۲۴۲۷؛ طهرانی، دستورالاعقاب، ۱۳۷۶ش، ص ۸۶.</ref> کیاست و فراست،<ref>[https://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghete2/sh147 سعدی، مواعظ، وبسایت گنجور، قطعه ۱۴۷؛] مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۹، بیت ۲۷۴؛ [https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، گرشاسپنامه، وبسایت گنجور، بخش ۹۰.]</ref> و در نهایت در نهایت آداب، منش و رسوم اختصاصی طبقات نخبگانی و درباری.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، مندرج در: رضازاده ملک، رحیم، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه نامه انجمن، ۱۳۸۳ش، شماره ۱۳، ص ۱۲۹؛ [https://ganjoor.net/zahiri/sendbad/sh5 ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، وبسایت گنجور، بخش ۵؛] کوسج، برزونامه (بخش کهن)، ۱۳۸۷ش، صص ۹۶–۹۷؛ مولوی، مثنوی معنوی، 1391، ص ۸۴۱، ابیات ۲۴۷۲–۲۴۷۳ و ۸۴۳، ابیات ۲۵۲۵–۲۵۲۷.</ref> | ||
مفهوم فرهنگ در زبان فارسی سیر تطور مشخصی را طی کرده است: | مفهوم فرهنگ در زبان فارسی سیر تطور مشخصی را طی کرده است: | ||
* پیشامدرن: در متون پارسی میانه، دلالت بر تعلیم و تربیت داشت<ref>عریان، «خسرو قبادان و ریدکی»، ۱۳۶۱ش، ص ۱۰۸۱؛ آذرپاد، ''دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی''، ۱۳۹۱ش، صص ۱۲۲–۱۲۳؛ آشوری، داریوش، ''تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357''، ص ۱۸؛ مشکور، ''کارنامه اردشیر بابکان''، ۱۳۲۹ش، ص ۵.</ref> و در دورهٔ کلاسیک هویتی نخبگانی یافت.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص ۱۲۹؛ غزالی، ''نصیحة الملوک''، ۱۳۱۷ش، ص ۶۵.</ref> از قرن یازدهم با نامگذاری واژهنامهها همگانیتر شد.<ref>اصفهانی، ''جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ''، ۱۰۰۴ق؛ بهرامی، ''فرهنگ روستائی، یا دایرةالمعارف فلاحتی''، ۱۳۱7ش.</ref> | |||
* | * دوران مدرن و دیوانی: در سال ۱۳۱۷ش، با تأسیس وزارت فرهنگ، هویتی حکومتی یافت و معادل آموزش و پرورش رسمی به کار رفت. در این زمان به معلمان فرهگیان گفته شد.<ref>سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱؛ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، قانون توسعه معارف در ولایات، مصوب ۱۳۰۶ش؛ بنیهاشم، نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن، ۱۳۴۰ش؛ کسروی، فرهنگ چیست؟، ۱۳۴۴ش، صص ۳–۴؛ معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج2، ص پیاپی، 2538، ذیل واژه فرهنگ.</ref> با ورود علوم غربی، ابتدا معادل تمدن و سپس معادل اصطلاح جامعهشناختی Culture قرار گرفت.<ref>صدیق، ''یک سال در آمریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور''، ۱۳۲۱ش؛ محمدی، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''، ۱۳۲۳ش، ص ۱۰؛ گارودی، ''کمونیسم و رستاخیز فرهنگ''، ۱۳۲۶ش؛ حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص ۱۱.</ref> | ||
* دوران مدرن و دیوانی: در سال ۱۳۱۷ش، با تأسیس وزارت فرهنگ، هویتی حکومتی یافت و معادل | |||
* دوران معاصر: پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ش، ادبیات رسمی رویکردی ایدئولوژیک به این واژه یافت و مفاهیمی چون تهاجم فرهنگی و امنیت فرهنگی محور سیاستگذاریها شد.<ref>اسلامی ندوشن، فرهنگ و شبهفرهنگ، ۱۳۵۴ش، ص ۲۴؛ حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ۱۳۵۹ش؛ زمانی و شفعی، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، 1386ش، ص 17-18؛ شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.</ref> | * دوران معاصر: پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ش، ادبیات رسمی رویکردی ایدئولوژیک به این واژه یافت و مفاهیمی چون تهاجم فرهنگی و امنیت فرهنگی محور سیاستگذاریها شد.<ref>اسلامی ندوشن، فرهنگ و شبهفرهنگ، ۱۳۵۴ش، ص ۲۴؛ حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ۱۳۵۹ش؛ زمانی و شفعی، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، 1386ش، ص 17-18؛ شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.</ref> | ||
== فرهنگ در زبان و ادبیات غربی و اروپایی == | == فرهنگ در زبان و ادبیات غربی و اروپایی == | ||
واژهٔ Culture در زبانهای اروپایی از واژهٔ کهن فرانسوی Couture که در قرن پانزدهم وارد انگلیسی شد اقتباس شده است. این واژه ریشه در فعل لاتین ''colo'' و مصدر ''colere'' بهمعنای کشت، پرورش گیاه و مراقبت دارد.<ref>پهلوان، فرهنگشناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳–۴؛ ویلیامز، فرهنگ و جامعه، 1398، ص 30-31؛ | واژهٔ Culture در زبانهای اروپایی از واژهٔ کهن فرانسوی Couture که در قرن پانزدهم وارد انگلیسی شد اقتباس شده است. این واژه ریشه در فعل لاتین ''colo'' و مصدر ''colere'' بهمعنای کشت، پرورش گیاه و مراقبت دارد.<ref>پهلوان، فرهنگشناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳–۴؛ ویلیامز، فرهنگ و جامعه، 1398، ص 30-31؛ Berger, A. A. , "The Meanings of Culture: Culture: Its Many Meanings", ''M/C Journal'', Vol. 3, No. 2, 2000. Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006, p. 359.</ref> این مفهوم که در اصل کاربردی کشاورزی و زیستشناختی داشت، نخستینبار توسط سیسرون، متفکر رومی، با استعارهای برای توصیف رشد فکری و اخلاقی انسان بهکار رفت و مبدأ توسعهٔ معنایی این واژه در اروپای مدرن شد.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، ص ۱۷.</ref> از قرن هجدهم تا اوایل قرن بیستم، فرهنگ بهویژه در زبان آلمانی بهشکل Kultur با مفاهیمی چون دستاوردهای تمدنی بشریت و شبکهٔ دانش و تعلیموتربیت کاملاً مترادف شد. متفکران با این همانیسازی تلاش میکردند از ارزشهای هنری و ادبی در برابر پیشروی بیروحِ تمدن صنعتی دفاع کنند.<ref>پهلوان، فرهنگشناسی، ۱۳۷۸ش، ص ۵؛ همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ، 1400ش، ص ۱۸.</ref> | ||
== فرهنگ در زبان و ادبیات عربی == | == فرهنگ در زبان و ادبیات عربی == | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۰: | ||
== رویکردهای علمی به فرهنگ == | == رویکردهای علمی به فرهنگ == | ||
فرهنگ به جهت انتزاعی بودن، در اصطلاحات علمی به معانی مختلفی به کار رفته است. دانشنامههایی چون بریتانیکا و دایرةالمعارف بینالمللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در دستههایی نظیر رویکردهای جهانشمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقهبندی کردهاند.<ref>سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۴–۵.</ref> در یک دستهبندی دیگر، رویکردهای تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم میشوند:<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷؛ گوهریپور، «معنا و مفهوم فرهنگ | فرهنگ به جهت انتزاعی بودن، در اصطلاحات علمی به معانی مختلفی به کار رفته است. دانشنامههایی چون بریتانیکا و دایرةالمعارف بینالمللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در دستههایی نظیر رویکردهای جهانشمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقهبندی کردهاند.<ref>سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۴–۵.</ref> در یک دستهبندی دیگر، رویکردهای تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم میشوند:<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷؛ گوهریپور، «معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهانهای ممکن»، 1388ش، صص 149-150.</ref> | ||
* '''رویکرد کلاسیک:''' در این رهیافت فرهنگ فرایند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت میرسد.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷.</ref> محققانی نظیر ریموند ویلیامز فرهنگ را به معنی ذهنیت بالنده و فرآیندهای این بالندگی تعریف کردهاند.<ref>ویلیامز، «به سوی جامعهشناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص ۲۵۲.</ref> تی.اس. الیوت نیز فرهنگ را شاخص رشد یک جامعه معرفی میکند.<ref>الیوت، دربارهٔ فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص ۳۲.</ref> | * '''رویکرد کلاسیک:''' در این رهیافت فرهنگ فرایند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت میرسد.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷.</ref> محققانی نظیر ریموند ویلیامز فرهنگ را به معنی ذهنیت بالنده و فرآیندهای این بالندگی تعریف کردهاند.<ref>ویلیامز، «به سوی جامعهشناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص ۲۵۲.</ref> تی.اس. الیوت نیز فرهنگ را شاخص رشد یک جامعه معرفی میکند.<ref>الیوت، دربارهٔ فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص ۳۲.</ref> | ||
* '''رویکرد توصیفی:''' در این رویکرد فرهنگ یک کل نظاممند شامل باورها، آیینها و موضوعات مادی است.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۱.</ref> ادوارد تایلور در عامترین تعریف میگوید: فرهنگ کلیت در هم تنیدهای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی بهعنوان عضو جامعه به دست میآورد.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۳۷.</ref> رادکلیف براون ویژگی فرهنگ را در بعد مادی رفتار نهادینه شده و در بعد ذهنی احساسات مشترک معرفی میکند که کارکردش حفظ یکپارچگی است.<ref>سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۴ و ۲۵.</ref> | * '''رویکرد توصیفی:''' در این رویکرد فرهنگ یک کل نظاممند شامل باورها، آیینها و موضوعات مادی است.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۱.</ref> ادوارد تایلور در عامترین تعریف میگوید: فرهنگ کلیت در هم تنیدهای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی بهعنوان عضو جامعه به دست میآورد.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۳۷.</ref> رادکلیف براون ویژگی فرهنگ را در بعد مادی رفتار نهادینه شده و در بعد ذهنی احساسات مشترک معرفی میکند که کارکردش حفظ یکپارچگی است.<ref>سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۴ و ۲۵.</ref> | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۱: | ||
== ویژگیهای فرهنگ == | == ویژگیهای فرهنگ == | ||
* '''عمومیت:''' فرهنگ یک معرفت مشترک و فراگیر در سطح یک جامعه یا گروههای اجتماعی (خرده فرهنگ) است. | * '''عمومیت:''' فرهنگ یک معرفت مشترک و فراگیر در سطح یک جامعه یا گروههای اجتماعی (خرده فرهنگ) است. | ||
* '''ضرورت:''' جامعهای بدون فرهنگی که اکثریت از آن پیروی نمایند، قابل تصور نیست. | * '''ضرورت:''' جامعهای بدون فرهنگی که اکثریت از آن پیروی نمایند، قابل تصور نیست. | ||
| خط ۸۸: | خط ۸۵: | ||
== انواع فرهنگ == | == انواع فرهنگ == | ||
فرهنگ پدیدهای چند بعدی است که جامعهشناسان و انسانشناسان آن را بر اساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دستههای گوناگونی تقسیم کردهاند؛ بر اساس سطح فراگیری و لایههای اجتماعی به فرهنگ ملی، عمومی، حرفهای و سازمانی، براساس گسترهٔ جغرافیایی و هویتی به فرهنگ قومی و بومی، فرهنگ ملی، فرهنگ جهانی و از تعابیر چون فرهنگ اسلامی، فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامیایرانی، فرهنگ غربی و فرهنگ سکولار نیز استفاده شده است.<ref>دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، 1392ش، صص 7-9، 16، 22-23 و 86.</ref> برخی فرهنگ را به فرهنگ رسوبی، مایع و بیرنگ، پیرو و پیشرو تقسیم نموده است.<ref>جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشروف، 1379ش، ص 151-153.</ref> | فرهنگ پدیدهای چند بعدی است که جامعهشناسان و انسانشناسان آن را بر اساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دستههای گوناگونی تقسیم کردهاند؛ بر اساس سطح فراگیری و لایههای اجتماعی به فرهنگ ملی، عمومی، حرفهای و سازمانی، براساس گسترهٔ جغرافیایی و هویتی به فرهنگ قومی و بومی، فرهنگ ملی، فرهنگ جهانی و از تعابیر چون فرهنگ اسلامی، فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامیایرانی، فرهنگ غربی و فرهنگ سکولار نیز استفاده شده است.<ref>دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، 1392ش، صص 7-9، 16، 22-23 و 86.</ref> برخی فرهنگ را به فرهنگ رسوبی، مایع و بیرنگ، پیرو و پیشرو تقسیم نموده است.<ref>جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشروف، 1379ش، ص 151-153.</ref> | ||
== کارکردهای اساسی فرهنگ == | == کارکردهای اساسی فرهنگ == | ||
کارکردهای فرهنگ بسته به رویکرد متفکران، از منظرهای متفاوتی تبیین شده است؛ برای مثال: | کارکردهای فرهنگ بسته به رویکرد متفکران، از منظرهای متفاوتی تبیین شده است؛ برای مثال: | ||
* '''رویکرد کارکردگرایی (پاسخ به نیازها):''' در انسانشناسی، برونیسلاو مالینوفسکی مهمترین کارکرد فرهنگ را برآورده ساختن نیازهای انسان برای انطباق با محیط میداند. وی نیازهای بشر و پاسخهای فرهنگی را به سه دسته تقسیم میکند:<ref>مالینوفسکی، مطالعه علمی فرهنگ، ۱۳۷۹ش، ص ۶۱.</ref> | * '''رویکرد کارکردگرایی (پاسخ به نیازها):''' در انسانشناسی، برونیسلاو مالینوفسکی مهمترین کارکرد فرهنگ را برآورده ساختن نیازهای انسان برای انطباق با محیط میداند. وی نیازهای بشر و پاسخهای فرهنگی را به سه دسته تقسیم میکند:<ref>مالینوفسکی، مطالعه علمی فرهنگ، ۱۳۷۹ش، ص ۶۱.</ref> | ||
** ''نیازهای بنیادین:'' مانند تغذیه، امنیت و تندرستی که فرهنگ از طریق نهادهایی چون نظام معیشت و سازوکارهای محافظتی به آنها پاسخ میدهد. | ** ''نیازهای بنیادین:'' مانند تغذیه، امنیت و تندرستی که فرهنگ از طریق نهادهایی چون نظام معیشت و سازوکارهای محافظتی به آنها پاسخ میدهد. | ||
| خط ۹۹: | خط ۹۵: | ||
* '''رویکرد تعالیگرا:''' فردریک کاپلستون کارکرد فرهنگ را معطوف به تهذیب و توسعهٔ عالیترین قوای ذهنی انسان میداند؛ قوایی که او را از دنیای نبات و حیوان متمایز میسازد. وی با تأکید بر سرشت اجتماعی فرهنگ، معتقد است رشد استعدادهای فردی و ارتقای ذوق و سلیقه، تنها در سایهٔ همبستگی اجتماعی محقق میشود.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص ۳۱۱.</ref> | * '''رویکرد تعالیگرا:''' فردریک کاپلستون کارکرد فرهنگ را معطوف به تهذیب و توسعهٔ عالیترین قوای ذهنی انسان میداند؛ قوایی که او را از دنیای نبات و حیوان متمایز میسازد. وی با تأکید بر سرشت اجتماعی فرهنگ، معتقد است رشد استعدادهای فردی و ارتقای ذوق و سلیقه، تنها در سایهٔ همبستگی اجتماعی محقق میشود.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص ۳۱۱.</ref> | ||
* '''رویکرد راهبردی و سیاستگذارانه:''' از این منظر، فرهنگ دارای تقدم رتبی و نقش عِلّی بر سایر شئون حیات است. کارکردهای فرهنگ در این رویکرد عبارتند از: | * '''رویکرد راهبردی و سیاستگذارانه:''' از این منظر، فرهنگ دارای تقدم رتبی و نقش عِلّی بر سایر شئون حیات است. کارکردهای فرهنگ در این رویکرد عبارتند از: | ||
** ''جهتبخشی و مفهومسازی:'' فرهنگ با ترکیب چهار مؤلفهٔ بینشها، منشها، | ** ''جهتبخشی و مفهومسازی:'' فرهنگ با ترکیب چهار مؤلفهٔ بینشها، منشها، کششها و کنشها، کانون اصلی شکلگیری سبک زندگی است. | ||
** ''نهادینهسازی:'' فرهنگ ارزشها و هنجارها را بهگونهای پایدار و درونی میکند که افراد جامعه بدون نیاز به الزام بیرونی و با حسن قبول به آنها عمل میکنند. | ** ''نهادینهسازی:'' فرهنگ ارزشها و هنجارها را بهگونهای پایدار و درونی میکند که افراد جامعه بدون نیاز به الزام بیرونی و با حسن قبول به آنها عمل میکنند. | ||
** ''مهندسی فرهنگی:'' فرهنگ به دلیل ماهیت ابزارسان خود، میتواند بهصورت آگاهانه برای بازسازی، هدایت و اصلاح سایر مناسبات جامعه نظیر نظام اقتصادی، سیاسی و امنیتی به کار گرفته شود.<ref>[https://eshia.ir/feqh/archive/text/rashad/falsafeh_farhang/91/910810/ رشاد، | ** ''مهندسی فرهنگی:'' فرهنگ به دلیل ماهیت ابزارسان خود، میتواند بهصورت آگاهانه برای بازسازی، هدایت و اصلاح سایر مناسبات جامعه نظیر نظام اقتصادی، سیاسی و امنیتی به کار گرفته شود.<ref>[https://eshia.ir/feqh/archive/text/rashad/falsafeh_farhang/91/910810/ رشاد، «کارکردشناسی فرهنگ»، وبسایت ارتباط شیعی.]</ref> | ||
== صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ == | == صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ == | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۱۶: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۵۲: | خط ۱۴۷: | ||
* پهلوان، چنگیز، فرهنگشناسی، تهران، تهران، پیام امروز، ۱۳۷۸ش. | * پهلوان، چنگیز، فرهنگشناسی، تهران، تهران، پیام امروز، ۱۳۷۸ش. | ||
* پیروزمند، علیرضا، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، قم، تمدن نوین اسلامی، ۱۳۹۵ش. | * پیروزمند، علیرضا، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، قم، تمدن نوین اسلامی، ۱۳۹۵ش. | ||
* پیروزمند، علیرضا، نظریه بنیادین مناسبات دین و فرهنگ، قم، دفتر نشر معارف، | * پیروزمند، علیرضا، نظریه بنیادین مناسبات دین و فرهنگ، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۲ش. | ||
* «تأخر فرهنگی»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تاریخ بازدید: ۱ خرداد ۱۴۰۵ش. | * «تأخر فرهنگی»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تاریخ بازدید: ۱ خرداد ۱۴۰۵ش. | ||
* تامپسون، جان. ب. ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش. | * تامپسون، جان. ب. ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش. | ||
| خط ۱۷۱: | خط ۱۶۶: | ||
* رابرتسون، یان، درآمدی بر جامعه، ترجمه حسین بهروان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش. | * رابرتسون، یان، درآمدی بر جامعه، ترجمه حسین بهروان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش. | ||
* رجبزاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش. | * رجبزاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش. | ||
* رشاد، علیاکبر، | * رشاد، علیاکبر، «کارکردشناسی فرهنگ»، وبسایت ارتباط شیعی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ آبان ۱۳۹۱ش. | ||
* رفیع، جلال، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش. | * رفیع، جلال، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش. | ||
* رفیعپور، فرامرز، آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰ش. | * رفیعپور، فرامرز، آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰ش. | ||
| خط ۲۰۵: | خط ۲۰۰: | ||
* گیدنز، آنتونی، جامعهشناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۸۱ش. | * گیدنز، آنتونی، جامعهشناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۸۱ش. | ||
* گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل. فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه گروه مترجمان، تهران، انتشارات مازیار، ۱۳۷۶ش. | * گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل. فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه گروه مترجمان، تهران، انتشارات مازیار، ۱۳۷۶ش. | ||
* گوهریپور، «معنا و مفهوم فرهنگ | * گوهریپور، «معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهانهای ممکن»، نامهٔ پژوهش فرهنگی، سال دهم، دورهٔ سوم، شمارهٔ هفتم، ۱۳۸۸ش، | ||
* گوییگان، توبی، مطالعات فرهنگی و سیاستهای فرهنگی، ترجمه نیلوفر قادری، تهران، رخداد نو، ۱۳۸۸ش. | * گوییگان، توبی، مطالعات فرهنگی و سیاستهای فرهنگی، ترجمه نیلوفر قادری، تهران، رخداد نو، ۱۳۸۸ش. | ||
* لاور، رابرت اچ. دیدگاهها دربارهٔ دگرگونی اجتماعی، ترجمه کاووس سیدامامی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش. | * لاور، رابرت اچ. دیدگاهها دربارهٔ دگرگونی اجتماعی، ترجمه کاووس سیدامامی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش. | ||