سیسمونی: تفاوت میان نسخهها
حانیه کلهر (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «<big>'''سیسمونی'''</big>؛ پوشاک و لوازم مورد نیاز نوزاد که معمولا والدین عروس برای فرزند اول او، تهیه میکنند. سیسمونی لباس و سایر وسایل نوزاد است که پدر و مادر عروس معمولا قبل از تولد فرزند اول تهیه کرده و با آداب خاصی به خانهی داماد میفرستند.<ref>[...» ایجاد کرد |
ایجاد لینک داخلی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''سیسمونی'''</big>؛ پوشاک و لوازم مورد نیاز نوزاد که معمولا والدین عروس برای فرزند اول او، تهیه میکنند. | <big>'''سیسمونی'''</big>؛ پوشاک و لوازم مورد نیاز نوزاد که معمولا والدین عروس برای فرزند اول او، تهیه میکنند. | ||
سیسمونی لباس و سایر وسایل نوزاد است که پدر و مادر عروس معمولا قبل از تولد فرزند اول تهیه کرده و با آداب خاصی به خانهی داماد میفرستند.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/سیسمونی عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سیسمونی.]</ref> در خوانسار به سیسمونی رخت وچه،<ref>امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۶۴-۶۵.</ref> در خراسان رخت بچه، در شمال خراسان اوشاق پالتاری،<ref>ظفرمحجوب، «آیین زایمان بار اول و آداب حمام رفتن زائو»، ۱۳۴۷ش، ص۸۷۶-۸۷۸. </ref> در شیراز رختک<ref>خدیش، فرهنگ مردم شیراز، ۱۳۷۹ش، ص۲۶۸.</ref> و در ابیانه لباس واچا میگویند.<ref>نظری داشلی برون، مردمشناسی روستای ابیانه، ۱۳۸۴ش، ص۵۳۶-۵۴۰.</ref> | سیسمونی لباس و سایر وسایل نوزاد است که پدر و مادر [[عروس]] معمولا قبل از تولد فرزند اول تهیه کرده و با آداب خاصی به خانهی داماد میفرستند.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/سیسمونی عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سیسمونی.]</ref> در خوانسار به سیسمونی رخت وچه،<ref>امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۶۴-۶۵.</ref> در [[خراسان]] رخت بچه، در شمال خراسان اوشاق پالتاری،<ref>ظفرمحجوب، «آیین زایمان بار اول و آداب حمام رفتن زائو»، ۱۳۴۷ش، ص۸۷۶-۸۷۸. </ref> در شیراز رختک<ref>خدیش، فرهنگ مردم شیراز، ۱۳۷۹ش، ص۲۶۸.</ref> و در ابیانه لباس واچا میگویند.<ref>نظری داشلی برون، مردمشناسی روستای ابیانه، ۱۳۸۴ش، ص۵۳۶-۵۴۰.</ref> | ||
در قم به فردی که بچه خود را به دنیا میآورد (زائو)، زییَسمون میگویند. برخی معتقدند واژهی سیسمونی از این واژه گرفته شده و در اصل زیستمان بوده است.<ref>بلوکباشی، در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگهای دیگر نگریستن، ۱۳۸۸ش، ص۵۰۵، حاشیه ۲.</ref> برخی از فرهنگنامهها این واژه را فارسی و عامیانه میدانند. برخی واژهی سیسمونی را نزدیک به واژهی شیشومان در زبان سنسکریت بهمعنی دارنده بچه میدانند.<ref>داعیالاسلام، فرهنگ نظام، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۴۸۷.</ref> | در قم به فردی که بچه خود را به دنیا میآورد (زائو)، زییَسمون میگویند. برخی معتقدند واژهی سیسمونی از این واژه گرفته شده و در اصل زیستمان بوده است.<ref>بلوکباشی، در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگهای دیگر نگریستن، ۱۳۸۸ش، ص۵۰۵، حاشیه ۲.</ref> برخی از فرهنگنامهها این واژه را فارسی و عامیانه میدانند. برخی واژهی سیسمونی را نزدیک به واژهی شیشومان در زبان سنسکریت بهمعنی دارنده بچه میدانند.<ref>داعیالاسلام، فرهنگ نظام، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۴۸۷.</ref> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۱
سیسمونی؛ پوشاک و لوازم مورد نیاز نوزاد که معمولا والدین عروس برای فرزند اول او، تهیه میکنند.
سیسمونی لباس و سایر وسایل نوزاد است که پدر و مادر عروس معمولا قبل از تولد فرزند اول تهیه کرده و با آداب خاصی به خانهی داماد میفرستند.[۱] در خوانسار به سیسمونی رخت وچه،[۲] در خراسان رخت بچه، در شمال خراسان اوشاق پالتاری،[۳] در شیراز رختک[۴] و در ابیانه لباس واچا میگویند.[۵]
در قم به فردی که بچه خود را به دنیا میآورد (زائو)، زییَسمون میگویند. برخی معتقدند واژهی سیسمونی از این واژه گرفته شده و در اصل زیستمان بوده است.[۶] برخی از فرهنگنامهها این واژه را فارسی و عامیانه میدانند. برخی واژهی سیسمونی را نزدیک به واژهی شیشومان در زبان سنسکریت بهمعنی دارنده بچه میدانند.[۷]
در خوانسار، پدر و مادر عروس به اندازه جهاز عروسی، سیسمونی تهیه کرده و به خانه داماد میفرستند.[۸] در گذشته در خراسان برای سیسمونی فقط لباس، قنداق و بند قنداق تهیه کرده و به خانه دختر میفرستادند. امروزه در خراسان، مادر عروسی که باردار شده، برای فرزندش سه دست یا بیشتر، لباس تهیه کرده و به خانهی عروس میفرستد. روغن، آرد برنج، نبات، خاکشیر، بارهنگ، بادام، پرسیاوشان، عناب، سپستان، سرکه انگور، گل زوفا، شیرخشت، ترنجبین، تخت و گهواره، اسباببازی، شیشه شیر، اسباب حمام و چراغ خوراکپزی، از مواردی است که همراه لباس نوزاد بهعنوان سیسمونی، تهیه میشود. معمولا سیسمونی در ماه هفتم بارداری، به خانهی عروس فرستاده میشود.[۹] در اراک وسایل سیسمونی شامل لباس تا چهل روزگی بچه، لباس و وسایل حمام و چهل قطعه کوچک حلبی یا نقره که بر روی آنها «بسم الله» حک شده و قیطان سبزرنگی از تمام آنها گذرانده شده است، روی لباس کودک دوخته میشود تا از چشمزخم در امان باشد.[۱۰] در شیراز در ماه هفتم یا نهم بارداری، مادر عروس لباسهای کودک را درون چمدان یا سینیهای تزیین شده، قرار داده و برای عروس میفرستد. اقوام و فامیل، سینیها را به خانه عروس برده و با شادی به اتاق کودک میبرند. عروس به آنها انعام داده و وسایل را باز میکند تا همه بتوانند ببینند. شیرازیها وسایلی مانند سوسَک، گوشماهی، مهره آبیرنگ، دعای حرز جواد، بازوبند شامل ۴۰ دعای «و إن یکاد» برای بستن دور بازوی کودک، بند سیاه، بند سفید، پستانک، اسباببازی و رختخواب زن حامله در سیسمونی قرار میدهند.[۱۱] در گیل و دیلم به لباس نوزاد «چلهرخت»[۱۲] یا «گوارهدسه» میگویند. دختران و زنان همسایه در خانه عروس جمع شده و طی مراسمی، لباس نوزاد شامل گیلگیلی، سینهپوش، ارخالق و قنداقپیچ را در خوانچهای چیده و همراه با انواع شیرینیها به خانه عروس میبرند.[۱۳] در اردکان وقتی عروس حامله شد این شعر را میخوانند: این عروس دو روزه**سر دلش مسوزه**خبر به مادرش دی**رخت بچه بدوزه. آنها با این شعر به مادر عروس خبر میدهند که سیسمونی را آماده کند. یکی از مهمترین وسایل سیسمونی در این منطقه، «مشمع» است. آنها برای تهیه مشمع، یک متر کرباس را تهیه کرده و روی سینی بزرگی پهن میکنند. روی کرباس، موم و پیه ذوبشده گوسفند ریخته و با هاون آنها را روی کرباس میکشند. از وسایل دیگر سیسمونی «تهبری» نام دارد. تهبری جلیقهای است که در میان آن پنبه قرار میدهند و زیر لباس، بر تن نوزاد میکنند. آنها دستمال پیشانی تهیه میکنند تا پیشانی نوزاد صاف و قشنگ بماند و مانع سرماخوردگی او شود. از دیگر وسایل سیسمونی «چشگ» است. چشگ، پارچهی سفید کوچکی است که به شکل دایره بریده شده و روی آن کلمه «ما شاء الله» گلدوزی شده است. مادران با خواندن نام کسانی که گمان دارند شورچشم هستند، سوراخی با نوک قیچی روی پارچه ایجاد میکنند. آنها چشگ را پشت لباس کودک یا روی دستمال پیشانی او وصل میکنند تا مانع از چشمزخم او شود.[۱۴]
در کازرون، مردم باور دارند اگر هنگام دوختن سیسمونی، مرد یا پسری وارد شود، نوزاد پسر خواهد بود و اگر زن یا دختری وارد شود، نوزاد دختر میشود.[۱۵] در جزیره کیش، خرید سیسمونی بر عهدهی پدر نوزاد است.[۱۶]
پانویس
- ↑ عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سیسمونی.
- ↑ امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۶۴-۶۵.
- ↑ ظفرمحجوب، «آیین زایمان بار اول و آداب حمام رفتن زائو»، ۱۳۴۷ش، ص۸۷۶-۸۷۸.
- ↑ خدیش، فرهنگ مردم شیراز، ۱۳۷۹ش، ص۲۶۸.
- ↑ نظری داشلی برون، مردمشناسی روستای ابیانه، ۱۳۸۴ش، ص۵۳۶-۵۴۰.
- ↑ بلوکباشی، در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگهای دیگر نگریستن، ۱۳۸۸ش، ص۵۰۵، حاشیه ۲.
- ↑ داعیالاسلام، فرهنگ نظام، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۴۸۷.
- ↑ امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۶۴-۶۵.
- ↑ ظفرمحجوب، «آیین زایمان بار اول و آداب حمام رفتن زائو»، ۱۳۴۷ش، ص۸۷۶-۸۷۸.
- ↑ محتاط، سیمای شهر اراک، ۱۳۶۷ش، ج۲، ص۲۸۳-۲۸۴.
- ↑ همایونی، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، ۱۳۵۳ش، ص۳۳-۳۵.
- ↑ پاینده لنگرودی، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۶۶۲.
- ↑ پاینده لنگرودی، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۲۳-۲۴.
- ↑ طباطبایی اردکانی، فرهنگ عامه اردکان، ۱۳۸۱ش، ص۳۵۴-۳۵۶.
- ↑ حاتمی، باورها و رفتارهای گذشته در کازرون، ۱۳۸۵ش، ص۴۴و۵۱.
- ↑ مختارپور، دو سال با بومیان جزیره کیش، ۱۳۸۷ش، ص۵۷۰.
منابع
- امیری خوانساری، هوشنگ، فرهنگ باستانی خوانسار، تهران، دلآگاه، ۱۳۸۱ش.
- بلوکباشی، علی، در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگهای دیگر نگریستن، تهران، گل آذین، ۱۳۸۸ش.
- پاینده لنگرودی، محمود، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۵ش.
- پاینده لنگرودی، محمود، فرهنگ گیل و دیلم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶ش.
- حاتمی، حسن، باورها و رفتارهای گذشته در کازرون، شیراز، ایلاف، ۱۳۸۵ش.
- خدیش، حسین، فرهنگ مردم شیراز، شیراز، نوید شیراز، ۱۳۷۹ش.
- داعیالاسلام، محمدعلی، فرهنگ نظام، تهران، [بینا]، ۱۳۶۳ش.
- طباطبایی اردکانی، محمود، فرهنگ عامه اردکان، یزد، شورای فرهنگ عمومی استان یزد، ۱۳۸۱ش.
- ظفرمحجوب، ایران، «آیین زایمان بار اول و آداب حمام رفتن زائو»، مجله سخن، تهران، شماره ۸-۹، ۱۳۴۷ش.
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۴ خرداد ۱۴۰۱ش.
- محتاط، محمدرضا، سیمای شهر اراک، اراک، مولف، چ۱، ۱۳۶۷ش.
- مختارپور، رجبعلی، دو سال با بومیان جزیره کیش، تهران، ورجاوند، ۱۳۸۷ش.
- نظری داشلی برون، زلیخا و دیگران، مردمشناسی روستای ابیانه، تهران، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، ۱۳۸۴ش.
- همایونی، صادق، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، شیراز، اداره کل فرهنگ و هنر استان فارس، ۱۳۵۳ش.