بدون خلاصۀ ویرایش
جز ویکی سازی و تمیزکاری
 
خط ۲۹: خط ۲۹:
| آثار مرتبط        =  
| آثار مرتبط        =  
}}
}}
<big>'''دَستار؛'''</big> پارچه‌ای که آن را به‌شکل ویژه‌ای به دور سر می‌پیچند. <br>دستار پوششی از پارچه بلند است که به شیوه‌های گوناگون بر سر پیچیده می‌شود و از [[ایران]] تا [[افغانستان]]، [[هند]] و [[شمال آفریقا]] رواج داشته است و همواره فراتر از یک پوشش ساده، معنایی فرهنگی و اجتماعی نیز همراه خود داشته است. پیشینۀ دستار در ایران به دوران باستان بازمی‌گردد و شواهد آن در میان مادها، هخامنشیان و ساسانیان دیده می‌شود. پس از گسترش اسلام، استفاده از دستار در میان علما، حاکمان، صوفیان و مردم رواج بیشتری یافت و در دوره‌هایی چون صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه به یکی از مهم‌ترین اجزای پوشاک مردان تبدیل شد. دستار در فرهنگ و ادب فارسی نیز جایگاهی برجسته دارد و در اشعار و متون تاریخی، گاه نماد بزرگی، وقار و دانایی و گاه کنایه‌ای از غرور یا دگرگونی احوال انسان دانسته شده است. این پوشش در میان اقوام مختلف ایرانی مانند بلوچ‌ها، کردها و بختیاری‌ها، و همچنین در کشورهایی چون افغانستان و هند، همچنان بخشی از پوشش سنتی و هویت فرهنگی مردم به‌ شمار می‌رود.
<big>'''دَستار؛'''</big> پارچه‌ای که آن را به‌شکل ویژه‌ای به دور سر می‌پیچند. <br>دستار پوششی از پارچه بلند است که به شیوه‌های گوناگون بر سر پیچیده می‌شود و از [[ایران]] تا [[افغانستان]]، [[هند]] و [[شمال آفریقا]] رواج داشته است و همواره فراتر از یک پوشش ساده، معنایی فرهنگی و اجتماعی نیز همراه خود داشته است. پیشینۀ دستار در ایران به دوران باستان بازمی‌گردد و شواهد آن در میان [[مادها]]، [[هخامنشیان]] و [[ساسانیان]] دیده می‌شود. پس از گسترش اسلام، استفاده از دستار در میان علما، حاکمان، صوفیان و مردم رواج بیشتری یافت و در دوره‌هایی چون صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه به یکی از مهم‌ترین اجزای پوشاک مردان تبدیل شد. دستار در فرهنگ و ادب فارسی نیز جایگاهی برجسته دارد و در اشعار و متون تاریخی، گاه نماد بزرگی، وقار و دانایی و گاه کنایه‌ای از غرور یا دگرگونی احوال انسان دانسته شده است. این پوشش در میان اقوام مختلف ایرانی مانند بلوچ‌ها، کردها و بختیاری‌ها، و همچنین در کشورهایی چون افغانستان و هند، همچنان بخشی از پوشش سنتی و هویت فرهنگی مردم به‌ شمار می‌رود.


==مفهوم‌شناسی==
==مفهوم‌شناسی==
خط ۳۷: خط ۳۷:


==پیشینه دستار در ایران==
==پیشینه دستار در ایران==
پیشینۀ دستار در ایران به دوران باستان بازمی‌گردد. مادها به کلاه خود دستاری می‌بستند.<ref>ضیاءپور،‌ پوشاک ایرانیان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۷.</ref> در تخت جمشید، نقش برجسته خدمت‌گذار پارسی دیده می‌شود که دستاری بر سر دارد.<ref>ضیاءپور، پوشاک هخامنشی‌ها و مادیها در تخت جمشید، ۱۳۵۰ش، ص۱۳.</ref> خسرو پرویز ساسانی (۵۹۰-۶۲۸) دستاری داشت که در آتش نمی‌سوخت.<ref>بلعمی، تاریخ بلعمی، ۱۳۴۱ش، ص۱۰۹۲.</ref>  
پیشینۀ دستار در ایران به دوران باستان بازمی‌گردد. [[مادها]] به کلاه خود دستاری می‌بستند.<ref>ضیاءپور،‌ پوشاک ایرانیان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۷.</ref> در تخت جمشید، نقش برجسته خدمت‌گذار پارسی دیده می‌شود که دستاری بر سر دارد.<ref>ضیاءپور، پوشاک هخامنشی‌ها و مادیها در تخت جمشید، ۱۳۵۰ش، ص۱۳.</ref> خسرو پرویز ساسانی (۵۹۰-۶۲۸) دستاری داشت که در آتش نمی‌سوخت.<ref>بلعمی، تاریخ بلعمی، ۱۳۴۱ش، ص۱۰۹۲.</ref>  


عمامه‌پوشی از صدر اسلام، رواج داشت.<ref>[https://lib.eshia.ir/11013/2/214 ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۱۴.] </ref> پس از گسترش اسلام در ایران، بر سر نهادن عمّامه در میان گروه‌های برگزیده جامعه، افزایش یافت.<ref>خزائلی، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۷ و ۶۹.</ref> در زمان امویان (۴۱-۱۳۲ق) و عباسیان (۱۳۲-۶۵۶ق) در شهر بم دستارهایی بافته می‌شد که به دستار بمی معروف بود. در سدۀ چهارم هجری قمری، برخی شهرهای ایران به تولید دستارهای خاص شهرت داشتند؛ از جمله شهر آمل که به بافت دستارچه‌های زربافت معروف بود.<ref>متین، پوشاک ایرانیان، ۱۳۸۳ش، ص۳۶ و ۱۴۵.</ref>  
عمامه‌پوشی از صدر اسلام، رواج داشت.<ref>[https://lib.eshia.ir/11013/2/214 ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۱۴.] </ref> پس از گسترش اسلام در ایران، بر سر نهادن عمّامه در میان گروه‌های برگزیده جامعه، افزایش یافت.<ref>خزائلی، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۷ و ۶۹.</ref> در زمان امویان (۴۱-۱۳۲ق) و عباسیان (۱۳۲-۶۵۶ق) در شهر بم دستارهایی بافته می‌شد که به دستار بمی معروف بود. در سدۀ چهارم هجری قمری، برخی شهرهای ایران به تولید دستارهای خاص شهرت داشتند؛ از جمله شهر آمل که به بافت دستارچه‌های زربافت معروف بود.<ref>متین، پوشاک ایرانیان، ۱۳۸۳ش، ص۳۶ و ۱۴۵.</ref>