| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
=== '''ایران''' === | === '''ایران''' === | ||
سهم زنان از نیروی کار رسمی در سال ۱۳۹۰ش، ۱۱٪ است که در این میان بالغ بر ۲.۱ میلیون زن شاغل و بیش از ۱۴ میلیون زن در گروههای سنی مختلف خانهدار هستند.<ref>ساروی و همکاران، «مقایسه کیفیت زندگی وابسته بهسلامت زنان شاغل و خانهدار»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۰.</ref> | سهم زنان از نیروی کار رسمی در سال ۱۳۹۰ش، ۱۱٪ است که در این میان بالغ بر ۲.۱ میلیون زن شاغل و بیش از ۱۴ میلیون زن در گروههای سنی مختلف خانهدار هستند.<ref>[https://payeshjournal.ir/article-1-490-fa.html ساروی و همکاران، «مقایسه کیفیت زندگی وابسته بهسلامت زنان شاغل و خانهدار»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۰.]</ref> | ||
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در سال ۱۴۰۱ش، زنان خانهدار حدود ۶۲٪ از کل جمعیت زنان و حدود ۸۰٪ از زنان متأهل را تشکیل میدهند. این آمار معادل حدود ۲۱ میلیون زن خانهدار است که بیشترین تمرکز آنها در گروه سنی ۳۰ تا ۳۴ سال مشاهده میشود. همچنین، نزدیک به ۶٪ از این زنان هرگز ازدواج نکردهاند.<ref>[https://www.rahyaftjournal.ir/article_224838.html سنجریمقدم و همکاران، «بررسی جایگاه اشتغال زنان به خانهداری در سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی ایران»، ۱۴۰۴ش، ص۷۴.]</ref> | بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در سال ۱۴۰۱ش، زنان خانهدار حدود ۶۲٪ از کل جمعیت زنان و حدود ۸۰٪ از زنان متأهل را تشکیل میدهند. این آمار معادل حدود ۲۱ میلیون زن خانهدار است که بیشترین تمرکز آنها در گروه سنی ۳۰ تا ۳۴ سال مشاهده میشود. همچنین، نزدیک به ۶٪ از این زنان هرگز ازدواج نکردهاند.<ref>[https://www.rahyaftjournal.ir/article_224838.html سنجریمقدم و همکاران، «بررسی جایگاه اشتغال زنان به خانهداری در سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی ایران»، ۱۴۰۴ش، ص۷۴.]</ref> | ||
== ''' | == '''پیشینه خانهداری''' == | ||
در گذشته، خانهداری و گرداندنِ کارهای وابسته به خانه، به طور سنتی به زنان اختصاص داشت. پیش از گسترش شهرنشینی، انجام امور خانه به دلیل نبود امکاناتی مانند سیستمهای آبرسانی و انرژی، با دشواریهای فراوانی همراه بود. وظایفی مانند حمل آب، گرم کردن آب برای مصارف عمومی خانواده، آشپزی با اجاقهای هیزمی و نگهداری از وسایل گرمایشی زغالی و چوبی، کار خانهداری را بسیار سخت میکرد. تکنولوژی و صنعتیشدن، منجر به توسعه محصولات و خدمات جدیدی شد که تأثیرات عمیقی بر زندگی خانوادگی و تقسیم کار در خانه و خانواده داشته است. نمونههایی مانند آسیابهای تجاری گندم، تولید کارخانهای محصولات باغداری، جایگزینی و استفاده از اجاق چدنی به جای شومینه، تخصصی شدن فعالیتها قصابی گوشت و تولید نان، غلات و حبوبات و موادغذایی کنسروشده، بخشی از این تغییرات در شکل فرآوردههای صنعتی هستند. این تحولات از حدود سال ۱۸۷۰م، سبب رهایی مردان از مسئولیتهایی مانند ساخت کفش، تهیه سوخت، هیزم و امثال آن شد، اما وظایفی مانند آشپزی، نظافت خانه، شستوشوی لباسها، مراقبت از کودکان و بیماران، همچنان بر عهده زنان باقی ماند.[1] | |||
== '''خانهداری در | == '''اقسام خانهداری''' == | ||
اقسام خانهداری در مطالعات مرتبط با خانواده و جنسیت، به سه شکل اصلی دستهبندی میشود. | |||
زن خانهدار؛ مسئولیت اصلی اداره و مدیریت امور خانه و خانواده را بر عهده دارد. | |||
مرد خانهدار؛ مردی خانهداری پیشه اصلی وی است. | |||
خانهداری مشترک؛ الگوی ایدهآل در مطالعات مدرن خانواده است که در آن وظایف بین زن و مرد براساس علاقه یا وقت تقسیم میشود. هرچند، زنان بخش عمدهای از بار مسئولیتهای برنامهریزی و مدیریت خانه را بر عهده دارند.[2] | |||
از آنجا که انجام کارهای داخل خانه جزو وظایفی نيست که به موجب ازدواج شرعاً بر عهده زن قرار میگیرد، وظایفی که به موجب زوجیت بر عهده زن میباشد، دو دسته هستند. یک دسته وظایف مشترک میان زوجین و دسته دیگر، وظایف مختص هر یک میباشد.[3] | |||
== '''دیدگاههای نظری''' == | |||
نظریههای جامعهشناختی درباره خانهداری را در یک نگاه کلی میتوان به سه دسته کارکردگرایی، تحلیل تاریخی و فمنیستی دستهبندی کرد.[4] | |||
=== '''نظریههای مدرن''' === | |||
==== '''کارکردگرایی''' ==== | |||
نخستین تحلیل نظاممند از نقشهای جنسیتی مردان و زنان در دیدگاه کارکردی و بهویژه در نظریه نقشهای اجتماعی بیان شده است. طبق این نظریه، نقشهای جنسیتی مردان و زنان مکمل یکدیگر است. از نگاه تالکوت پارسونز، مردان عهدهدار نقش ابزاری بهمعنای تأمین نیازهای مادی و اقتصادی خانواده از طریق نقشهای شغلی مزدبگیر و زنان مسئول نقش اظهاری بهمعنای برآورده کردن نیازهای عاطفی و احساسی خانواده هستند. براساس این نظریه، ورود زنان به بازار کار بهدلیل ایجاد بیثباتی و تزلزل در جایگاه عاطفی آنان و ایجاد رقابت شغلی میتواند به تضعیف و فروپاشی نظام خانواده منجر شود.[5] پارسونز معتقد بود حفظ جدایی نقشهای جنسی، برای اجتناب از ناسازگاری و تنش میان حوزه عمومی و اشتغال و حوزه خصوصی و خانواده ضروری است.[6] | |||
==== '''تحلیل تاریخی''' ==== | |||
کوئن نظریهپرداز تحلیل تاریخی متغیر کلیدی در شکل کنونی تقسیم کار خانگی را ظهور تکنولوژی معرفی میکند. بر مبنای این دیدگاه، برای فعالیت مردان و زنان دو قلمرو مکانی مجزا، یکی قلمرو خصوصی خانه برای زنان و دیگری قلمرو عمومی برای مردان، در نظر گرفته شد.[7] | |||
==== '''فمنیستی''' ==== | |||
نظریه فمینیستی نخستین نظریه اجتماعی است که خانهداری را مسئلهای تعیینکننده در روابط اجتماعی و جنسیتی معرفی میکند. نظریههای فمینیستی علیرغم تفاوتی که در تبیین فرودستی و چگونگی رهاییبخشی زنان دارند، در باب ساختارهای نابرابر و ضرورت اقدام برای رهایی متفقالقول هستند.[8] جامعهشناسان فمینیست از جمله مرلین فرنچ[9]، آن اکلی[10]، اسکات هیلدا و مارگارت بنستون[11] و دیگران با تأثیرپذیری از نظریات کارل مارکس، در جامعه سرمایهداری، کار زنان را بیاهمیت و فاقد ارزش اقتصادی شمردهاند. همچنین آنان استدلال میکنند که خانهداری، علاوه بر آن، زنان را درگیر حمایت از مردان و نظام سرمایهداری میکند. از این منظر، خانهداری نمونهای کلیدی از تقسیم جنسی کار و ابزاری برای سرکوب زنان به شمار میرود.[12] کتاب «زن خانهدار» اثر ان اکلی از نخستین مطالعات جامعهشناختی در مورد کار خانگی محسوب میشود.[13] | |||
فمینیسم لیبرال بر نابرابری فرصتها و توزیع نادعلانه مسئولیتها میان زنان و مردان تأکید دارد و معتقد است خانهداری ناعادلانه است؛ زیرا قانون ارزش کار خانگی را به رسمیت نمیشناسد، هرچند در گذشته چنین امری رایج بوده و امروزه در شاخصها منظور میشود. فمینیستهای رادیکال معتقدند خانهداری همواره کار زنان است؛ بنابراین باید کل نهاد ازدواج و ناهمجنسگرایی را زیر سؤال برد. این نظریه با تأکید بر نقش مردمسالاری بهعنوان گفتمان، بر آن است که زنان در خانه و همچنین بازار کار مورد استثمار قرار میگیرند. خانهداری نه صرفاْ یک مسئولیت اجتماعی، بلکه ابزاری برای وابستگی و کنترل زنان و بازتولید نقشهای جنسیتی است. فمینیستهای مارکسیستی نیز ایفای نقش دوگانه زنان را محصول ساختارهای سرمایهدری میدانند و معتقدند زنان در جامعه سرمایهداری مصرفکننده محض و بدون مزد هستند. فمینیستهای سوسیالیستی دوگانگی نقش زنان را استثمار مضاعف مینامد. بدین معنا که زنان هم در محل کار توسط کارفرما و هم در خانه توسط ساختارهای مردسالارانه استثمار میشوند.[14] با توجه به این نگرشها، فمینیستها رویکردهای مختلفی در برابر خانهداری اتخاذ کردهاند؛ از جمله دالاکّستا که مدعی است برنامه مبارزاتی او به معنای دستمزد در مقابل خانهداری میتواند مشکل خانهداری را حل کند. افراد دیگری از فمینیستها موافق نیستند و میگویند خانهداری در مقابل دستمزد زنان را به انزوا میکشاند، خانواده هستهای را استحکام میبخشد و هیچکاری برای حل مشکل تقسیم جنسی کار انجام نمیدهد.[15] | |||
مسئله خانهداری بخش عمدهای از نظریههای فمینیسم را تشکیل میدهد. دامنه مباحث مربوط به خانهداری از دیدگاه مخالفتجویانه دوبووار در کتاب جنس دوم تا دیدگاههایی که خانهداری را جایگاه فرهنگی زنانه برخوردار از تداوم، توصیف میکنند، گسترده است.[16] | |||
=== '''نظریههای پستمدرن''' === | |||
متفکران پستمدرن مانند ژانفرانسوا لیوتار با نقد فراروایتها، بر تنوع و چندپارگی تجربهها تأکید دارند. طبق این نظریه، هر زن شاغل روایت منحصربهفردی از تجربه خانهداری دارد که میتواند با روایتهای غالب در تضاد باشد. پستمدرنها این تضادها را فراتر از تبیینهای معمول میبرند و هر تجربه را بهصورت منحصربهفرد در زمینه تاریخی، فرهنگی و زبانی خود تحلیل میکنند. دریدا، با استفاده از مفهوم واسازی که امری ساختگی و محصول زبان است، دوگانههای سنتی مانند عمومی-خصوصی، کار-خانه یا زنان-مردان را به چالش میکشد. فوکو به بازنمایی قدرت در گفتمانها و زبان اجتماعی میپردازد؛ آنجا که نقشهای جنسیتی از طریق سازوکارهای گفتمانی، نه از طریق یک ساختار واحد، بازتولید میشوند. تأکید بر سیالیت و چندگانگی هویت نیز از دیگر مفروضات نظریههای پستمدرن است. نظریه هال نشان میدهد که هویت در حال مذاکره مداوم است. این امر میتواند چگونگی مذاکره مداوم زنان میان نقشهای شغلی و خانگی و ارائه راهبردهایی برای مدیریت این نقشها را توضیح دهد. باتلر براساس نظریه عملکرد جنسیتی، جنسیت را یک برساخته اجتماعی میداند. او معتقد است هویت و بهخصوص هویت جنسیتی، نه یک ذات، بلکه یک عملکرد است که از طریق تکرار رفتارها اجرا میشود. بر طبق این رویکرد، اگرچه انتظارات جنسیتی و هنجارهای اجتماعی تجربه زنان از کار خانگی را شکل میدهند، اما زنان میتوانند با بازتعریف هویت خود، این نقشها را به شیوهای متفاوت اجرا و به چالش بکشند.[17] | |||
== '''خانهداری از دیدگاه فقه''' == | |||
در اندیشه اسلامی، تفکیک حوزه عمومی از خصوصی و رعایت حریم میان زن و مرد مبتنی بر ارزشهای انسانی و عفت اسلامی تأکید شده است. با این وجود، در فقه امامیه، انجام امور خانه بهعنوان وظیفهای خاص برای زنان در نظر گرفته نشده است. اسلام نه تنها خانهداری را تکلیف زنان ندانسته، بلکه برای آنها امکان دریافت اجرتالمثل در قبال کارهای خانگی را به رسمیت شناخته است.<ref>بجنوردی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۹ق، ص۱۶۷-۱۶۶.</ref> از این منظر، خانهداری فعالیتی است که قابل محاسبه، دارای اجرت و مزایا بوده و در جایگاه یک شغل تلقی میشود. در فقه، راههایی مانند حق دریافت مزد برای شیردهی، دریافت نفقه و امکان مطالبه اجرتالمثل برای کارهای انجامشده در خانه، بهعنوان سازوکارهای حمایت از زنان در نظر گرفته شدهاند.<ref>[https://cjd.razavi.ac.ir/article_131.html شریفی و همکاران، «عدالتسنجی «شغل خانهداری» زنان خانهدار»، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۶.]</ref> | در اندیشه اسلامی، تفکیک حوزه عمومی از خصوصی و رعایت حریم میان زن و مرد مبتنی بر ارزشهای انسانی و عفت اسلامی تأکید شده است. با این وجود، در فقه امامیه، انجام امور خانه بهعنوان وظیفهای خاص برای زنان در نظر گرفته نشده است. اسلام نه تنها خانهداری را تکلیف زنان ندانسته، بلکه برای آنها امکان دریافت اجرتالمثل در قبال کارهای خانگی را به رسمیت شناخته است.<ref>بجنوردی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۹ق، ص۱۶۷-۱۶۶.</ref> از این منظر، خانهداری فعالیتی است که قابل محاسبه، دارای اجرت و مزایا بوده و در جایگاه یک شغل تلقی میشود. در فقه، راههایی مانند حق دریافت مزد برای شیردهی، دریافت نفقه و امکان مطالبه اجرتالمثل برای کارهای انجامشده در خانه، بهعنوان سازوکارهای حمایت از زنان در نظر گرفته شدهاند.<ref>[https://cjd.razavi.ac.ir/article_131.html شریفی و همکاران، «عدالتسنجی «شغل خانهداری» زنان خانهدار»، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۶.]</ref> | ||