حمید گلزار (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''سبزی'''}}؛ گیاهی که خام یا پختهٔ آن خورده میشود. | {{درشت|'''سبزی'''}}؛ گیاهی که خام یا پختهٔ آن خورده میشود. | ||
| خط ۵: | خط ۴: | ||
==سبزی؛ معنا و کاربردها== | ==سبزی؛ معنا و کاربردها== | ||
سبزی، بهمعنای حالت و چگونگی سبز بودن، رنگ سبز داشتن،<ref>[https://vajehyab.com/amid/سبزی عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سبزی، سایت واژهیاب.]</ref> خرمی و طراوت، علف، سبزه، گیاه رستنی و سبزی خوردن است.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/سبزی-3 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه سبزی، سایت واژهیاب.]</ref> سبزی، گیاهی است که بهصورت خام و پخته خورده میشود. از جمله سبزیهای خوردنی متداول در ایران میتوان به نعنا، ریحان و تره اشاره کرد.<ref>[https://vajehyab.com/moein/سبزی-2 معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سبزی، سایت واژهیاب.]</ref> در بسیاری از فرهنگهای کهن فارسی، از سبزیها با عنوان کلی «تره» یاد شده است. برای مثال، در بندهش، تره را هر آن چیزی معرفی کردهاند که با نان و خوراک خورده میشود، مانند [[اسفناج]]، کرفس و گشنیز.<ref>بندهش، ترجمهٔ مهرداد بهار، ۱۳۶۹ش، ص7-8.</ref> این نوع از گیاهان خوردنی، علاوه بر کاربرد مصرفی و خوراکی، کاربردهای درمانی متعددی نیز دارند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/257578/سبزی افتخاری، «سبزی»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>{{سخ}}برخی منابع کهن، از تره بهعنوان سبزی خوردن و برخی دیگر، آن را هر نوع سبزی دانستهاند که بهصورت خودرو روییده یا کِشت میشوند.<ref>برهان قاطع، محمد حسین بن خلف، 1361ش، ذیل واژه تره.</ref> اصطلاحاتی دیگر همچون «سبزی خوردن» در اشاره به انواع سبزی که بهصورت خام و در کنار غذا خورده میشود و «ترهبار» یا «سبزیجات» نیز در اشاره به انواع سبزیهای روییدنی مانند هویج، [[بادمجان]] و پیاز بهکار میرود.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج1، ص320.</ref> | سبزی، بهمعنای حالت و چگونگی سبز بودن، رنگ سبز داشتن،<ref>[https://vajehyab.com/amid/سبزی عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سبزی، سایت واژهیاب.]</ref> خرمی و طراوت، علف، سبزه، گیاه رستنی و سبزی خوردن است.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/سبزی-3 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه سبزی، سایت واژهیاب.]</ref> سبزی، گیاهی است که بهصورت خام و پخته خورده میشود. از جمله سبزیهای خوردنی متداول در ایران میتوان به نعنا، ریحان و تره اشاره کرد.<ref>[https://vajehyab.com/moein/سبزی-2 معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سبزی، سایت واژهیاب.]</ref> در بسیاری از فرهنگهای کهن فارسی، از سبزیها با عنوان کلی «تره» یاد شده است. برای مثال، در بندهش، تره را هر آن چیزی معرفی کردهاند که با نان و خوراک خورده میشود، مانند [[اسفناج]]، کرفس و گشنیز.<ref>بندهش، ترجمهٔ مهرداد بهار، ۱۳۶۹ش، ص7-8.</ref> این نوع از گیاهان خوردنی، علاوه بر کاربرد مصرفی و خوراکی، کاربردهای درمانی متعددی نیز دارند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/257578/سبزی افتخاری، «سبزی»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>{{سخ}}برخی منابع کهن، از تره بهعنوان سبزی خوردن و برخی دیگر، آن را هر نوع سبزی دانستهاند که بهصورت خودرو روییده یا کِشت میشوند.<ref>برهان قاطع، محمد حسین بن خلف، 1361ش، ذیل واژه تره.</ref> اصطلاحاتی دیگر همچون «سبزی خوردن» در اشاره به انواع سبزی که بهصورت خام و در کنار غذا خورده میشود و «ترهبار» یا «سبزیجات» نیز در اشاره به انواع سبزیهای روییدنی مانند هویج، [[بادمجان]] و پیاز بهکار میرود.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج1، ص320.</ref> | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۱: | ||
==انواع سبزی== | ==انواع سبزی== | ||
===سبزی کوهی=== | ===سبزی کوهی=== | ||
انواع مختلفی از سبزیهای خودرو در مناطق کوهستانی و صحرایی، توسط مردم، بهویژه زنان، شناسایی و جمعآوری میشوند. از جملهٔ این سبزیها میتوان به شبدر، پونه، شنگ، گزرک، گنهگنه، هنگ ([[آنغوزه]]) و غازایاغی اشاره کرد که دارای مصارف خوراکی و درمانی هستند.<ref>جعفرزادهٔ دستجردی، «گلگشتهای فصلی و موسمی مخصوص زنان و دختران کهک قم»، ۱۳۸۸ش، ص۸۵–۹۰.</ref> برخی از این سبزیها، در مناطق مختلفی از [[ایران]] روییده یا مصرف میشوند، مانند شبدر و شنگ تازه در [[تهران]]،<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۳۲.</ref> شیرینبیان، یونجه، چوبک و [[آویشن]] در فارس؛<ref>خیراندیش، بل بر بلندای فارس، ۱۳۸۹ش، ص۹۶.</ref> برگ موسیر، بنسرخ، غلفه (خرفه)، گزگزه (گزنه)، پونهٔ کوهی و پنیرک در [[کازرون]]؛<ref>ثواقب، جهانبخش، دریاچهٔ پریشان و فرهنگ منطقهٔ فامور، ۱۳۸۶ش، ص۲۶۴–۲۶۵.</ref> گیلاخه، کنگر، شاهی آبی و سورهبنه در سقز.<ref>فاروقی، فصلنامهٔ فرهنگ مردم سقز، بیتا، ص۳۲.</ref> | |||
برخی از مردم، در نقاط مختلف ایران، به طبخ خوراکهایی متناسب با نوع سبزی آن فصل میپردازند. برای مثال، در میناب، گلبار، خوراکی است که در فصل [[بهار]] و همزمان با رویش این گیاه طبخ میشود.<ref>سعیدی، فرهنگ مردم میناب، ۱۳۸۶ش، ص۲۵۱.</ref> «علف سرخکرده» و «علف ماس» توسط بختیاریها تهیه میشود که خوراکی از سبزی صحرایی سرخشده بههمراه ماست است.<ref>سرلک، آداب و رسوم و فرهنگ عامهٔ ایل بختیاری چهارلنگ، ۱۳۸۵ش، ص۱۹۵.</ref> | برخی از مردم، در نقاط مختلف ایران، به طبخ خوراکهایی متناسب با نوع سبزی آن فصل میپردازند. برای مثال، در میناب، گلبار، خوراکی است که در فصل [[بهار]] و همزمان با رویش این گیاه طبخ میشود.<ref>سعیدی، فرهنگ مردم میناب، ۱۳۸۶ش، ص۲۵۱.</ref> «علف سرخکرده» و «علف ماس» توسط بختیاریها تهیه میشود که خوراکی از سبزی صحرایی سرخشده بههمراه ماست است.<ref>سرلک، آداب و رسوم و فرهنگ عامهٔ ایل بختیاری چهارلنگ، ۱۳۸۵ش، ص۱۹۵.</ref> | ||
===سبزی خشک=== | ===سبزی خشک=== | ||
مردم، در ایران، سبزیهای مختلفی را در فصل رویش آنها جمعآوری کرده و خشک میکنند. برای مثال، در جاسب، سبزیهایی همچون سلمه و غازیاغی برای طبخ خوراکی بهنام «آش شب اسفند» خشک میشود.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲ش، ج1، ص44.</ref> پیش از ماه رمضان نیز بسیاری از خانوادهها، به خشک کردن سبزی، بهمنظور استفاده از آنها در طول ماه مبارک، میپرداختند.<ref>آژنگ، «رمضان در همدان»، ۱۳۸۷ش، ص۲۷۳.</ref> بسیاری از سبزیهای خشک شده، در طبخ انواع دمپخت و آش استفاده میشوند. از آن جمله میتوان به پیازک، سیر چمنی، بابونه، [[شنبلیله]] و شوید اشاره کرد.<ref>رحمانینژاد، سفرهٔ ایل قشقایی، ۱۳۸۸ش، ص۲۷ و ۳۸ و ۱۲۶.</ref> استفاده از سبزی خشک، در پخت غذاهایی همچون انواع کوفته (شوید، ترخون)<ref>جانباللهی، چهل گفتار در مردمشناسی میبد، ۱۳۸۵ش، ص۵۹.</ref> و تزئین و چاشنی خوراکهای مختلف مانند آش (نعنا) متداول است.<ref>بلوکباشی، آشپز و آشپزخانه، ۱۳۹۲ش، ص93.</ref> برخی از زنان، در هنگام پخت نان نیز از سبزی خشک، بهمنظور افزایش طعم و [[عطر]] نان، استفاده میکنند.<ref>دانش، «انواع نان در یزد»، ۱۳۸۸ش، ص۱۴۸.</ref> | |||
==خواص سبزی== | ==خواص سبزی== | ||