بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''<big>عیلامیها: سازندگان کهنترین تمدن دیرپا در تاریخ فلات ایران</big>''' | '''<big>عیلامیها: سازندگان کهنترین تمدن دیرپا در تاریخ فلات ایران</big>''' | ||
تمدّن عیلام با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی، کهنترین نظام در تاریخ فلات ایران به شمار میرود. این تمدّن در پیوند میان دشت حاصلخیز خوزستان و کوههای مرتفع زاگرس شکل گرفته و فراز و فرودهای تاریخی آن از دودمان آوان تا عیلام نو را در بر میگرفت. ساختار حکومتیاش بهجای تمرکزگرایی، بر اتحادی از ایالات خودمختار زیر چتر یک نظام فدرال تکیه داشت و نظام جانشینیاش بر پایۀ مادر تباری استوار شده بود و نظام حقوقی بر سوگند و داوری ایزدی اتکا داشت. دین عیلامیها نیز با لایهای از باورهای نمادین و جادویی همراه بود که احترام عمیق به اصل مادینگی و پرستش مار از ویژگیهای شاخص آن به شمار میرفت. جامعه نیز ساختاری سلسلهمراتبی داشت و در آن، زنان از جایگاه حقوقی و اقتصادی ممتازی برخوردار بودند. معیشت غالب مردم بر کشاورزی مبتنی بر آبیاری و دامداری کوچرو متکی بود. با این وجود در عرصۀ علم و فناوری، نظام نوشتاری، سنجشگری و مهندسی پیشرفتۀ عیلامیان زمینهساز ورود ایران باستان به دوران تاریخی به حساب میآید. در عرصۀ هنر، عیلامیان آثاری ماندگار از زیگورات باشکوه چغازنبیل تا ظرافت سفالهای منقوش و مهرهای اساطیری پدید آوردند. مهمتر از همه، میراث سیاسی، اداری، هنری و دینی عیلام بود که پس از فروپاشی سیاسیاش، در ساختار امپراتوری هخامنشیان ادغام شده و تداوم یافت. | تمدّن عیلام<ref group="دیدگاه">هندسه دقیقا با عنوان مدخل شروع شود</ref> با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی، کهنترین نظام در تاریخ فلات ایران به شمار میرود. این تمدّن<ref group="دیدگاه">بین تمدن علامیها و علامیها فرق نیست؟</ref> در پیوند میان دشت حاصلخیز خوزستان و کوههای مرتفع زاگرس شکل گرفته و فراز و فرودهای تاریخی آن از دودمان آوان تا عیلام نو را در بر میگرفت. ساختار حکومتیاش بهجای تمرکزگرایی، بر اتحادی از ایالات خودمختار زیر چتر یک نظام فدرال تکیه داشت و نظام جانشینیاش بر پایۀ مادر تباری استوار شده بود و نظام حقوقی بر سوگند و داوری ایزدی اتکا داشت. دین عیلامیها نیز با لایهای از باورهای نمادین و جادویی<ref group="دیدگاه">لازم است که در همان اغاز با این نکته منفی ذهنیت مخاطب را جهت دهی کنیم؟ </ref> همراه بود که احترام عمیق به اصل مادینگی و پرستش مار از ویژگیهای شاخص آن به شمار میرفت. جامعه نیز ساختاری سلسلهمراتبی داشت و در آن، زنان از جایگاه حقوقی و اقتصادی ممتازی برخوردار بودند. معیشت غالب مردم بر کشاورزی مبتنی بر آبیاری و دامداری کوچرو متکی بود. با این وجود در عرصۀ علم و فناوری، نظام نوشتاری، سنجشگری و مهندسی پیشرفتۀ عیلامیان زمینهساز ورود ایران باستان به دوران تاریخی به حساب میآید. در عرصۀ هنر، عیلامیان آثاری ماندگار از زیگورات باشکوه چغازنبیل تا ظرافت سفالهای منقوش و مهرهای اساطیری پدید آوردند. مهمتر از همه، میراث سیاسی، اداری، هنری و دینی عیلام بود که پس از فروپاشی سیاسیاش، در ساختار امپراتوری هخامنشیان ادغام شده و تداوم یافت. | ||
== <big>'''بستر و چشمانداز تاریخی'''</big> == | == <big>'''بستر و چشمانداز تاریخی'''</big> <ref group="دیدگاه">عناوین، با ویکی تناسب ندارد. هرچه ساده و عینی باشد بهتر است. عناوین ذیل این عنوان کلان هم با این عنوان تناسب ندارد. خوب بود که قبل از هر چیز یک تعریف ارائه می کردید که معلوم میشد که مدخل چیست</ref> == | ||
=== '''<big>هویت و خاستگاه</big>''' === | === '''<big>هویت</big>'''<ref group="دیدگاه">هویت چه؟ مقصود هویت فرهنگی است؟ هویت ملی است؟ چی است؟ چه مشکل داشت اگر عنوان زبان و نژاد گذاشته میشد. دو خط اول مطالب ذیل عنوان هم در بحث مفهوم شناسی جانمایی میشد</ref> '''<big>و خاستگاه</big>''' === | ||
عیلام در منابع بینالنهرین به معنای بالا یا سرزمین مرتفع و در زبان اکدی اِلامتو و در عبری عیلام نامیده شده است. اما خود عیلامیان سرزمینشان را هَلتَمتی به معنای سرزمین خدا میخواندند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1519121/fa میرقادری و رضائی باغبیدی، «عیلام، ایلام یا هَلتمتی؟»، ۱۴۰۲ش، ص ۲۹۵؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127554.html محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و ...»، ۱۳۹۸ش، ص۳؛] [https://jarcs.ut.ac.ir/article_93113_00b99677f40cb32c75cf930c87718819.pdf انتشاری نجفآبادی و خراشادی، «پژوهشی در چرایی غیبت اینشوشینک...»، ۱۴۰۱-۱۴۰۲ش، ص ۸۱.]</ref> | عیلام در منابع بینالنهرین به معنای بالا یا سرزمین مرتفع و در زبان اکدی اِلامتو و در عبری عیلام نامیده شده است. اما خود عیلامیان سرزمینشان را هَلتَمتی به معنای سرزمین خدا میخواندند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1519121/fa میرقادری و رضائی باغبیدی، «عیلام، ایلام یا هَلتمتی؟»، ۱۴۰۲ش، ص ۲۹۵؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127554.html محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و ...»، ۱۳۹۸ش، ص۳؛] [https://jarcs.ut.ac.ir/article_93113_00b99677f40cb32c75cf930c87718819.pdf انتشاری نجفآبادی و خراشادی، «پژوهشی در چرایی غیبت اینشوشینک...»، ۱۴۰۱-۱۴۰۲ش، ص ۸۱.]</ref><ref group="دیدگاه">توقع بر این است که شما در این قسمت تعریف روشن از عیلام و علامیان ارائه می کردید و به صرف بیان واژه و نام سرزمین اکتفا نمی شد. درنگارش کلمات مرادف ایلام هم تعیین تکلیف شود بهتر است. چنانکه از منابع استفاده شده پیداست که ایلام همان عیلام است. </ref> | ||
زبان عیلامی زبانی تکخانواده و مستقل از خانوادههای سامی و هندواروپایی با ساختاری پیوندی بود.<ref>[https://jarcs.ut.ac.ir/article_93113_00b99677f40cb32c75cf930c87718819.pdf انتشاری نجفآبادی و خراشادی، «پژوهشی در چرایی غیبت...»، ۱۴۰۱-۱۴۰۲ش، ص۵۹؛]مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۵؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۳.]</ref> این زبان آواهای ویژهای داشت که تلفظ آن را برای غیر بومیان دشوار میکرد و در طول بیش از دو هزار سال در برابر زبانهای مجاور از خود پایداری نشان داد. اما امروزه کمبود متون طولانی و نبود یک واژگان دوزبانه، فهم کامل آن را با دشواری روبرو کرده است.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۴۶ و ۱۱۴.</ref> نظریهای نیز بر اساس شباهتهای ساختاری با زبانهای دراویدی، احتمال ارتباط ریشههای زبانی عیلامیان با شرق و جنوب آسیا را مطرح کرده است.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۳۵.</ref> | زبان عیلامی زبانی تکخانواده و مستقل از خانوادههای سامی و هندواروپایی با ساختاری پیوندی بود.<ref>[https://jarcs.ut.ac.ir/article_93113_00b99677f40cb32c75cf930c87718819.pdf انتشاری نجفآبادی و خراشادی، «پژوهشی در چرایی غیبت...»، ۱۴۰۱-۱۴۰۲ش، ص۵۹؛]مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۵؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۳.]</ref> این زبان آواهای ویژهای داشت که تلفظ آن را برای غیر بومیان دشوار میکرد و در طول بیش از دو هزار سال در برابر زبانهای مجاور از خود پایداری نشان داد. اما امروزه کمبود متون طولانی و نبود یک واژگان دوزبانه، فهم کامل آن را با دشواری روبرو کرده است.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۴۶ و ۱۱۴.</ref> نظریهای نیز بر اساس شباهتهای ساختاری با زبانهای دراویدی، احتمال ارتباط ریشههای زبانی عیلامیان با شرق و جنوب آسیا را مطرح کرده است.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۳۵.</ref><ref group="دیدگاه">این بحث را مستقل در ذیل بحث فرهنگ عیلامی ها جا نمایی کنید</ref> | ||
اما تبار قومی عیلامیان به دلیل کمبود منابع بومی مبهم است. دیدگاههای اولیه آنان را نژاد سیاه یا حبشی میدانستند، اما پژوهشهای جدیدتر عیلامیان را بومیان کوههای زاگرس میدانند که به مرور به دشت خوزستان راه یافته و دارای نژادی مستقل از سامیها و هندواروپاییها بودند.<ref>[https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن...»، ۱۳۸۹ش، ص۹۶؛] پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۳۰؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۴.</ref> اما پژوهشها در مجموع آنان را بومیان فلات ایران با هویتی مستقل معرفی میکنند که عناصری از فرهنگهای همسایه را نیز جذب کرده بودند. <ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۷-۶۸.</ref> | اما تبار قومی عیلامیان به دلیل کمبود منابع بومی مبهم است. دیدگاههای اولیه آنان را نژاد سیاه یا حبشی میدانستند، اما پژوهشهای جدیدتر عیلامیان را بومیان کوههای زاگرس میدانند که به مرور به دشت خوزستان راه یافته و دارای نژادی مستقل از سامیها و هندواروپاییها بودند.<ref>[https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن...»، ۱۳۸۹ش، ص۹۶؛] پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۳۰؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۴.</ref> اما پژوهشها در مجموع آنان را بومیان فلات ایران با هویتی مستقل معرفی میکنند که عناصری از فرهنگهای همسایه را نیز جذب کرده بودند. <ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۷-۶۸.</ref> | ||
=== '''<big>جغرافیای سیاسی</big>''' === | === '''<big>جغرافیای سیاسی</big>''' <ref group="دیدگاه">دلیل درج سیاسی چیست؟ یعنی غیر از این دو جغرافیا محل های زیست دیگر هم داشته اند که از اقتدار سیاسی برخوردار نبوده باشند؟ مثلا افغانستانی ها در کشورهای مختلف پراکنده هستند ولی قلمرو جغرافیای سیاسی شان فقط افغانستان است. روی کلمات و قیود دقت شود. قلمرو جغرافیایی نگارش شود، مشکل دارد؟ در ویکی نگاری اصل بر خلاصه نویسی است. حتی یک کلمه کمتر بهتر. </ref> === | ||
قلمرو عیلام در طول تاریخ خود مرزهای ثابتی نداشت و متغیر بود. هستۀ اصلی آن را دو منطقۀ مکمل تشکیل میداد: دشت حاصلخیز شوشان (خوزستان) با رودهای پرآب برای کشاورزی و کوههای مرتفع زاگرس با منابع غنی طبیعی و موقعیت دفاعی بینظیر. خود عیلامیان دشت را شوشون و کوهستان شرق را انزان یا انشان مینامیدند و اتکاء آنان بر آن دو مایۀ ثروت و اقتدار سیاسیشان گردیده بود.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵؛ [http://www.ilamstudy.ir/article_127356_44ed5f61310737d0341bc00d50fdf7d1.pdf محمودی، «ساختار شکلگیری اولیۀ تمدن ایلام»، ۱۳۹۸ش، ص۲؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۲۳؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۴۷۴؛ [http://www.ilamstudy.ir/article_127252_8f4fc8517ef09b9d95ccec061c993177.pdf محمودیان، «ارتباط سیاسی-اقتصادی ایلام و بینالنهرین در دوران باستان»، ۱۳۹۷ش، ص۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127181_250d1f6e065c1f52355dbe1088d9f6c6.pdf راد، «گذری بر تاریخ چند هزار سالۀ ایلام»، ۱۳۹۶ش، ص ۵۸.]</ref> | قلمرو عیلام در طول تاریخ خود مرزهای ثابتی نداشت و متغیر بود. هستۀ اصلی آن را دو منطقۀ مکمل تشکیل میداد: دشت حاصلخیز شوشان (خوزستان) با رودهای پرآب برای کشاورزی و کوههای مرتفع زاگرس با منابع غنی طبیعی و موقعیت دفاعی بینظیر. خود عیلامیان دشت را شوشون و کوهستان شرق را انزان یا انشان مینامیدند و اتکاء آنان بر آن دو مایۀ ثروت و اقتدار سیاسیشان گردیده بود.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵؛ [http://www.ilamstudy.ir/article_127356_44ed5f61310737d0341bc00d50fdf7d1.pdf محمودی، «ساختار شکلگیری اولیۀ تمدن ایلام»، ۱۳۹۸ش، ص۲؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۲۳؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۴۷۴؛ [http://www.ilamstudy.ir/article_127252_8f4fc8517ef09b9d95ccec061c993177.pdf محمودیان، «ارتباط سیاسی-اقتصادی ایلام و بینالنهرین در دوران باستان»، ۱۳۹۷ش، ص۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127181_250d1f6e065c1f52355dbe1088d9f6c6.pdf راد، «گذری بر تاریخ چند هزار سالۀ ایلام»، ۱۳۹۶ش، ص ۵۸.]</ref> | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
تاریخ عیلام با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی مستقل، به چهار دورۀ اصلی تقسیم میشود<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127554_0ea171b9dcccdd7bc1056ee20e307bdb.pdf محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی ...»، ۱۳۹۸ش، ص ۸]</ref> که البته پیش از آغاز این دورانها، دورۀ نیا-عیلامی (حدود ۳۲۰۰-۲۷۰۰ پ.م) با پیدایش خط تصویری آغازعیلامی، در شوش جریان داشت.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۳.]</ref> | تاریخ عیلام با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی مستقل، به چهار دورۀ اصلی تقسیم میشود<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127554_0ea171b9dcccdd7bc1056ee20e307bdb.pdf محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی ...»، ۱۳۹۸ش، ص ۸]</ref> که البته پیش از آغاز این دورانها، دورۀ نیا-عیلامی (حدود ۳۲۰۰-۲۷۰۰ پ.م) با پیدایش خط تصویری آغازعیلامی، در شوش جریان داشت.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۳.]</ref> | ||
نخستین دورۀ تاریخی، عیلام باستان (حدود ۲۷۰۰-۱۶۰۰ پ.م) با ظهور سلسلههای پادشاهی آغاز شد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.</ref> سلسلۀ آوان (حدود ۲۶۰۰-۲۲۰۰ پ.م) پیوسته با سومر و اکد درگیر بود. اتحاد شاه عیلام با حاکم واراهشی علیه ریموش، پادشاه | نخستین دورۀ تاریخی، عیلام باستان (حدود ۲۷۰۰-۱۶۰۰ پ.م) با ظهور سلسلههای پادشاهی آغاز شد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.</ref> سلسلۀ آوان (حدود ۲۶۰۰-۲۲۰۰ پ.م) پیوسته با سومر و اکد درگیر بود. اتحاد شاه عیلام با حاکم واراهشی علیه ریموش، پادشاه اکد و سپس حملۀ منیشتوسو به انشان و شریعهم، نمونههایی از این رقابتها هستند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_169132_bac760a7f8d532a99e42a69966cc11b5.pdf محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام ...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۷؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127171_1c8f9b1e8a2f69d9ae85268e8854d13b.pdf درویشی و محافظی، «مروری بر گاهنگاری...»، ۱۳۹۶ش، ص۲۴۰.]</ref> یک سند کلیدی این دوره، معاهدۀ صلح هیتا، پادشاه آوان، با نارامسین، پادشاه اکد (حدود ۲۲۸۰ پ.م) است که والتر هینتس آن را قرارداد دیپلماسی میان دو قدرت برابر میداند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_169132_bac760a7f8d532a99e42a69966cc11b5.pdf محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام ...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۷-۳۸.]</ref> اوج قدرت آوان با پوزور-اینشوشیناک (حدود ۲۲۰۰ پ.م) رقم خورد که با استفاده از ضعف اکد، استقلال عیلام را احیا کرد و با ترویج خط عیلامی خطی، نمادی از هویت مستقل عیلامی آفرید.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127171_1c8f9b1e8a2f69d9ae85268e8854d13b.pdf درویشی و محافظی، «مروری بر گاهنگاری...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰.]</ref> البته این قدرت دیری نپایید و آوان فروپاشید. | ||
پس از آن، سلسلۀ سیماشکی (حدود ۲۱۰۰-۱۸۵۰ پ.م) از کوهستانهای شمال، قدرت گرفت. شاهان این سلسله در آغاز زیر نفوذ سلسلۀ سوم اور بودند، اما سرانجام هوتران-تمتی در حدود ۲۰۰۴ پ.م با لشکرکشی به اور، آخرین پادشاه آن، ایبی-سین، را اسیر کرد و به حیات سیاسی آن سلسله پایان داد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۱-۱۵.</ref> | پس از آن، سلسلۀ سیماشکی (حدود ۲۱۰۰-۱۸۵۰ پ.م) از کوهستانهای شمال، قدرت گرفت. شاهان این سلسله در آغاز زیر نفوذ سلسلۀ سوم اور بودند، اما سرانجام هوتران-تمتی در حدود ۲۰۰۴ پ.م با لشکرکشی به اور، آخرین پادشاه آن، ایبی-سین، را اسیر کرد و به حیات سیاسی آن سلسله پایان داد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۱-۱۵.</ref> | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
سپس سلسلۀ اپارتیها یا سوکلمخها (حدود ۱۸۵۰-۱۵۰۰ پ.م) در انشان بنیان نهاده شد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_169132_bac760a7f8d532a99e42a69966cc11b5.pdf محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۸.]</ref> بنیانگذار آن، اپارت، خود را شاه انشان و شوش خواند و با ایجاد نظام حکومتی سهنفره، ثباتی نسبی به ارمغان آورد.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۰۴.</ref> در این دوره، عیلام چنان قدرتی یافت که پادشاهان بینالنهرین، شاه عیلام را پدر خطاب میکردند.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۵۰۳.</ref> | سپس سلسلۀ اپارتیها یا سوکلمخها (حدود ۱۸۵۰-۱۵۰۰ پ.م) در انشان بنیان نهاده شد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_169132_bac760a7f8d532a99e42a69966cc11b5.pdf محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۸.]</ref> بنیانگذار آن، اپارت، خود را شاه انشان و شوش خواند و با ایجاد نظام حکومتی سهنفره، ثباتی نسبی به ارمغان آورد.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۰۴.</ref> در این دوره، عیلام چنان قدرتی یافت که پادشاهان بینالنهرین، شاه عیلام را پدر خطاب میکردند.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۵۰۳.</ref> | ||
دومین دوره، عیلام میانه (حدود ۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ.م) عصر طلایی عیلام نامیده میشود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1494771 حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام ...»، ۱۳۸۸ش، ص۵۳.]</ref>در این دوره سه سلسله فرمان راندند: | دومین دوره، عیلام میانه (حدود ۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ.م) عصر طلایی عیلام نامیده میشود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1494771 حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام ...»، ۱۳۸۸ش، ص۵۳.]</ref> در این دوره سه سلسله فرمان راندند: «کیدینویی»<ref group="دیدگاه">معمولا نقل قول مستقیم ها بین گیومه میاید. اسامی لازم نیست که بین گیومه بیاید. استفاده بیش از حد از گیومه و پرانتز استفاده نشود. </ref>ها (حدود ۱۵۰۰-۱۴۰۰ پ.م)، «ایگههلکی»ها (حدود ۱۴۰۰-۱۲۰۰ پ.م) و «شوتروکی»ها (حدود ۱۲۰۰-۱۱۰۰ پ.م).<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۴۶.</ref> شوتروک-ناهونته، مقتدرترین شاه این عصر، با حملۀ ویرانگرانه به بابل، به عمر طولانی سلسلۀ کاسی پایان داد و غنایم بیشماری از جمله سنگنوشتۀ قانون حمورابی و مجسمۀ مردوک را به شوش منتقل کرد.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۵۷.</ref> جانشینانش، کوتیر-ناهونته و شیلهاک-اینشوشیناک، مرزهای عیلام را تا دجله و زاگرس مرکزی گسترش دادند. این دوران طلایی سرانجام در حدود ۱۱۰۰ پ.م با حملۀ نبوکدنصر یکم پادشاه بابل و بازپسگیری مجسمۀ مردوک پایان یافت و عیلام در خاموشی تاریخی فرو رفت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۲۶-30.</ref> | ||
واپسین دورۀ استقلال، عیلام نو (حدود ۷۴۰-۶۴۶ پ.م) با پادشاهی هومبان-تاهرا و رقابت با آشور همراه بود.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۶۳.</ref> نبرد سهمگین هالوله (۶۹۱ پ.م) در کنار دجله، اوج این رقابتها بود که در آن هومبان-نینما در رأس ائتلافی بزرگ از اقوام منطقه در برابر سناخریب ایستاد و منابع هر یک از دو طرف، پیروزی را از آن خود دانستند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۱۷.</ref> اندکی بعد، معاهدۀ صلح اورتاکو با اسرحدون (۶۷۴ پ.م) نیز دیری نپایید.<ref>[https://jhr.ui.ac.ir/article_23861_ecd4e55defe2c0aed71305b6359825fd.pdf بادامچی و شریفی، «پیمان صلح ایلام و آشور...»، ۱۳۹۸ش، ص۳۴-۳۸.]</ref> سرانجام، آشوربانیپال، پادشاه آشور، طی چندین لشکرکشی پیاپی در ۶۴۶ پ.م شوش را تصرف و با خشونت ویران کرد و آخرین پادشاه عیلام، هومبان-هالتاش سوم، را به اسارت گرفت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1770626534-69899de6d4ec8-10712-33-2.pdf پاپیبالاگریوه، حسنی و کلبادینژاد، «آشوربانیپال و پایان هخامنشی...»، ۱۴۰۴ش، ص۴۳-۴۵.]</ref> | واپسین دورۀ استقلال، عیلام نو (حدود ۷۴۰-۶۴۶ پ.م) با پادشاهی هومبان-تاهرا و رقابت با آشور همراه بود.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۶۳.</ref> نبرد سهمگین هالوله (۶۹۱ پ.م) در کنار دجله، اوج این رقابتها بود که در آن هومبان-نینما در رأس ائتلافی بزرگ از اقوام منطقه در برابر سناخریب ایستاد و منابع هر یک از دو طرف، پیروزی را از آن خود دانستند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۱۷.</ref> اندکی بعد، معاهدۀ صلح اورتاکو با اسرحدون (۶۷۴ پ.م) نیز دیری نپایید.<ref>[https://jhr.ui.ac.ir/article_23861_ecd4e55defe2c0aed71305b6359825fd.pdf بادامچی و شریفی، «پیمان صلح ایلام و آشور...»، ۱۳۹۸ش، ص۳۴-۳۸.]</ref> سرانجام، آشوربانیپال، پادشاه آشور، طی چندین لشکرکشی پیاپی در ۶۴۶ پ.م شوش را تصرف و با خشونت ویران کرد و آخرین پادشاه عیلام، هومبان-هالتاش سوم، را به اسارت گرفت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1770626534-69899de6d4ec8-10712-33-2.pdf پاپیبالاگریوه، حسنی و کلبادینژاد، «آشوربانیپال و پایان هخامنشی...»، ۱۴۰۴ش، ص۴۳-۴۵.]</ref> | ||
با وجود این ضربۀ مهلک، حیات سیاسی و فرهنگی عیلام به طور کامل پایان نیافت و حکومتهای محلی عیلامی، مانند پادشاهی آیاپیر در ایذه، به بقای خود ادامه دادند تا آنکه سرانجام در شاهنشاهی هخامنشی استحاله یافتند.<ref>[https://journal.alzahra.ac.ir/article_2066_a94bce4d55b04aceb230e8202c131a3a.pdf کائید و ایمانپور، «وضعیت سیاسی ایلام...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۷؛] [https://iaej.sku.ac.ir/article_10217_8bc56cf0bafb2650146f3e48cb85d257.pdf عبدی فر و فیروزمندی شیرهجینی، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام ...»، ۱۳۹۹ش، ص۱۸۰.]</ref> | با وجود این ضربۀ مهلک، حیات سیاسی و فرهنگی عیلام<ref group="دیدگاه">مقصود نظام سیاسی است یا خود مردم؟</ref> به طور کامل پایان نیافت و حکومتهای محلی عیلامی، مانند پادشاهی آیاپیر در ایذه، به بقای خود ادامه دادند تا آنکه سرانجام در شاهنشاهی هخامنشی استحاله یافتند.<ref>[https://journal.alzahra.ac.ir/article_2066_a94bce4d55b04aceb230e8202c131a3a.pdf کائید و ایمانپور، «وضعیت سیاسی ایلام...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۷؛] [https://iaej.sku.ac.ir/article_10217_8bc56cf0bafb2650146f3e48cb85d257.pdf عبدی فر و فیروزمندی شیرهجینی، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام ...»، ۱۳۹۹ش، ص۱۸۰.]</ref> | ||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|+جدول گاهنگاری سلسلههای عیلام | |+جدول گاهنگاری سلسلههای عیلام<ref group="دیدگاه">در مقالات ویکی از یکی استفاده کنید. یا جدول یا متن. استفاده همزمان از هر دو درست نیست</ref> | ||
!دوره | !دوره | ||
!سلسله | !سلسله | ||
| خط ۸۰: | خط ۸۰: | ||
=== '''<big>شخصیت و خلقیات عیلامیان</big>''' === | === '''<big>شخصیت و خلقیات عیلامیان</big>''' === | ||
والتر هینتس عیلامیان را مردمانی با شخصیتی دوگانه و دشوار برای درک، توصیف کرده است. از سویی قوۀ تخیل زندهای داشتند که در آفرینش موجودات تخیلی در هنر مُهرسازی تجلی یافته، و از سوی دیگر روحیهای سرسخت و واقعگرا نشان میدادند که مجموع این ویژگیها با نوعی بدبینی کلی همراه بود. موریس لامبرت نیز آنان را «بیرحم، خشن، بیش از حد محتاط و بیش از حد توانا» وصف کرده و بر این باور است که گویی هرگز نمیخندیدند. این جدیت در چهرۀ یک سر مفرغی عیلامی نیز دیده میشود که به گفتۀ آندره پارو، نگاهش خیره و خالی از فریبخوردگی است.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۳۳.</ref> | والتر هینتس عیلامیان را مردمانی با شخصیتی دوگانه و دشوار برای درک، توصیف کرده است. از سویی قوۀ تخیل زندهای داشتند که در آفرینش موجودات تخیلی در هنر مُهرسازی تجلی یافته، و از سوی دیگر روحیهای سرسخت و واقعگرا نشان میدادند که مجموع این ویژگیها با نوعی بدبینی کلی همراه بود. موریس لامبرت نیز آنان را «بیرحم، خشن، بیش از حد محتاط و بیش از حد توانا»<ref group="دیدگاه">نقل قول مستقیم استفاده نمیشود</ref> وصف کرده و بر این باور است که گویی هرگز نمیخندیدند. این جدیت در چهرۀ یک سر مفرغی عیلامی نیز دیده میشود که به گفتۀ آندره پارو، نگاهش خیره و خالی از فریبخوردگی است.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۳۳.</ref> | ||
همسایگان بین النهرینی نیز با بدگمانی و هراس به عیلام مینگریستند و آن را سرزمین ساحران و شیاطین مینامیدند؛ تصویری که ریشه در احترام عیلامیان به سحر و جادو و نیروهای جهان زیرین و پرستش مارداشت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵۰؛ [https://adyan.urd.ac.ir/article_111592.html سبزی، حاتمی کنکبود و رایگانی، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی...»، ۱۳۹۶ش، ص۹۶.]</ref> با این حال، عیلامیان به داشتن احساس وفاداری به خانواده نیز مشهور بودند. با وجود همۀ این توصیفات، هینتس اذعان میکند که با هر میزان همدلی هم بکوشیم، همیشه پدیدهای غیرقابل درک در مرکز شخصیت عیلامی باقی خواهد ماند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۳۳.</ref> | همسایگان بین النهرینی نیز با بدگمانی و هراس به عیلام مینگریستند و آن را سرزمین ساحران و شیاطین مینامیدند؛ تصویری که ریشه در احترام عیلامیان به سحر و جادو و نیروهای جهان زیرین و پرستش مارداشت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵۰؛ [https://adyan.urd.ac.ir/article_111592.html سبزی، حاتمی کنکبود و رایگانی، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی...»، ۱۳۹۶ش، ص۹۶.]</ref> با این حال، عیلامیان به داشتن احساس وفاداری به خانواده نیز مشهور بودند. با وجود همۀ این توصیفات، هینتس اذعان میکند که با هر میزان همدلی هم بکوشیم، همیشه پدیدهای غیرقابل درک در مرکز شخصیت عیلامی باقی خواهد ماند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۳۳.</ref> | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۷: | ||
=== '''<big>نظام حکومتی</big>''' === | === '''<big>نظام حکومتی</big>''' === | ||
عیلام یک دولت کاملاً متمرکز نبود، بلکه از اتحادی از ایالات خودمختار تشکیل میشد که دنیل پاتس آن را حکومت تکهتکه توصیف میکند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۵؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520115623-9910-10.pdf علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان...»، ۱۳۹۲ش، ص۳۳-۳۴.]</ref> این ایالات در بیشتر مواقع خودمختار بودند و تنها در برابر تهدید خارجی متحد میشدند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشه مایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۳۹؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1983754 راد، «گذری بر تاریخ چند هزار سالۀ ایلام»، ۱۳۹۶ش، ص۵۸.]</ref> وحدت سیاسی در این ساختار نه از طریق سرکوب، که با اتحاد و ازدواجهای سیاسی میان خاندانهای حاکم شکل میگرفت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.</ref> | عیلام<ref group="دیدگاه">عیلام اسم یک مردم است یا حکومت؟ </ref> یک دولت کاملاً متمرکز نبود، بلکه از اتحادی از ایالات<ref group="دیدگاه">در متون هم ایالات آمده است؟ دلیل پرسش من این است که ایالات یک مفهوم مدرن است. در گذشته کلمات چون ایلات یا بعدا ولایات رایج بوده است که با ایالات فرق دارد. </ref> خودمختار تشکیل میشد که دنیل پاتس آن را حکومت تکهتکه توصیف میکند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۵؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520115623-9910-10.pdf علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان...»، ۱۳۹۲ش، ص۳۳-۳۴.]</ref> این ایالات در بیشتر مواقع خودمختار بودند و تنها در برابر تهدید خارجی متحد میشدند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشه مایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۳۹؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1983754 راد، «گذری بر تاریخ چند هزار سالۀ ایلام»، ۱۳۹۶ش، ص۵۸.]</ref> وحدت سیاسی در این ساختار نه از طریق سرکوب، که با اتحاد و ازدواجهای سیاسی میان خاندانهای حاکم شکل میگرفت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.</ref> | ||
در رأس هرم قدرت، پادشاه با لقب کهن عیلامی هلمنیک و عنوان سومری سوکَلمَخ قرار داشت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶؛ [https://sid.ir/paper/210685/fa بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان»، ۱۳۹۲ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> قدرت او ریشه در نیروی الهی کیتن داشت و باور بر این بود که از جانب خدایان به شاه اعطا میشود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.]</ref>در کنار پادشاه، نهادهای مشورتی مانند یک مجلس شورای چهار نفره (مرکب از راهب بزرگ، منشی، فرماندۀ نظامی و قاضی بزرگ) وجود داشت که شاه شخصاً ریاست آن را بر عهده میگرفت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۰.]</ref> در مراحل اولیۀ شکلگیری حکومت، معبد نیز مرکز ادارۀ امور شهر بود و رئیس روحانی همزمان ریاست آن را بر عهده داشت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۴.]</ref> | در رأس هرم قدرت، پادشاه با لقب کهن عیلامی هلمنیک و عنوان سومری سوکَلمَخ قرار داشت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶؛ [https://sid.ir/paper/210685/fa بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان»، ۱۳۹۲ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> قدرت او ریشه در نیروی الهی کیتن داشت و باور بر این بود که از جانب خدایان به شاه اعطا میشود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.]</ref>در کنار پادشاه، نهادهای مشورتی مانند یک مجلس شورای چهار نفره (مرکب از راهب بزرگ، منشی، فرماندۀ نظامی و قاضی بزرگ) وجود داشت که شاه شخصاً ریاست آن را بر عهده میگرفت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۰.]</ref> در مراحل اولیۀ شکلگیری حکومت، معبد نیز مرکز ادارۀ امور شهر بود و رئیس روحانی همزمان ریاست آن را بر عهده داشت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۴.]</ref> | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۳: | ||
این نظام پیچیده که در آن قدرت از برادر به برادر منتقل میشد، با وجود ایجاد انسجام، همواره مستعد تنشهای درونی و رقابتهای خاندانی بود و شایان ذکر است که این ساختار پس از فروپاشی سیاسی عیلام نیز به شکلی کوچکتر تداوم یافت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۴؛] [https://journal.alzahra.ac.ir/article_2066_a94bce4d55b04aceb230e8202c131a3a.pdf کائید و ایمانپور، «وضعیت سیاسی ایلام...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۶۴.]</ref> | این نظام پیچیده که در آن قدرت از برادر به برادر منتقل میشد، با وجود ایجاد انسجام، همواره مستعد تنشهای درونی و رقابتهای خاندانی بود و شایان ذکر است که این ساختار پس از فروپاشی سیاسی عیلام نیز به شکلی کوچکتر تداوم یافت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۴؛] [https://journal.alzahra.ac.ir/article_2066_a94bce4d55b04aceb230e8202c131a3a.pdf کائید و ایمانپور، «وضعیت سیاسی ایلام...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۶۴.]</ref> | ||
=== '''<big>مشروعیت حاکمان و ازدواج محارم</big> ''' === | === '''<big>مشروعیت حاکمان و ازدواج محارم</big>'''<ref group="دیدگاه">قرار گرفتن ازدواج با محارم در کنار مشروعیت حاکمان در بدو امر خیلی به ذوق میزند. چون ازدواج با محارم مربوط به جنسیت و حوزه خانواده است. ضمن اینکه مشروعیت و مقبولیت یک مفهوم جدید است که در کانتکس دنیای مدرن و حقوق شهروندی مطرح شد. از عناوین چون نحوه انتقال قدرت اگر استفاده شود شاید بهتر باشد. هدف این ست که نیاز به دقت دارد</ref>''' ''' === | ||
نظام جانشینی در عیلام مبتنی بر تبار مادری بود و مشروعیت پادشاهی از طریق مادر به ارث میرسید.<ref>[https://sanad.iau.ir/Journal/aoi/Article/1103847 فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگی...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۰-۳۱؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۱.]</ref> در این نظام، انتقال قدرت از برادر به برادر صورت میگرفت؛ به این ترتیب که پس از مرگ شاه، برادر کوچکتر او که نایبالسلطنه بود، جانشین میشد و برای حفظ مشروعیت، با بیوۀ شاه که غالباً خواهر هر دو بود، ازدواج میکرد. تنها در صورت نبود برادر یا عموزاده، پسر شاه متوفی به این مقام میرسید.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۶-۱۷؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۰-۳۱۲.]</ref> | نظام جانشینی در عیلام مبتنی بر تبار مادری بود و مشروعیت پادشاهی از طریق مادر به ارث میرسید.<ref>[https://sanad.iau.ir/Journal/aoi/Article/1103847 فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگی...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۰-۳۱؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۱.]</ref> در این نظام، انتقال قدرت از برادر به برادر صورت میگرفت؛ به این ترتیب که پس از مرگ شاه، برادر کوچکتر او که نایبالسلطنه بود، جانشین میشد و برای حفظ مشروعیت، با بیوۀ شاه که غالباً خواهر هر دو بود، ازدواج میکرد. تنها در صورت نبود برادر یا عموزاده، پسر شاه متوفی به این مقام میرسید.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۶-۱۷؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۰-۳۱۲.]</ref> | ||
این شیوۀ جانشینی با سنت ازدواج محارم برای صیانت از خلوص خون شاهی پیوند خورده بود و تنها کسانی حق دستیابی به مقام سوکلمخ (شاه شاهان) را داشتند که از نسل «خواهر سیلههه»، جد مادری سلسله، باشند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۷؛ [https://sid.ir/paper/160635/fa افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۱ و ۴۴۰؛] [https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فزهتگی زن در تمدن عیلام...»، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۳.]</ref> البته مشروعیت حاکمان محلی در هر ایالت، ریشه در سنتها، نیاکان و خدایان ویژهٔ همان ایالت داشت.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۳۹.]</ref> ارتباط این دو سطح از مشروعیت، نه با ادعای تبار مشترک، بلکه از طریق پیمانهای اتحاد و ازدواجهای سیاسی میان خاندانهای حاکم محلی و خاندان مرکزی سلطنتی برقرار و تثبیت میشد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.</ref> این پیوندها، حاکمان محلی را در ساختار فدرال سهیم میکرد و به آنان در چهارچوب امپراتوری، نقشی مشروع میبخشید. | این شیوۀ جانشینی با سنت ازدواج محارم برای صیانت از خلوص خون شاهی پیوند خورده بود و تنها کسانی حق دستیابی به مقام سوکلمخ (شاه شاهان) را داشتند که از نسل «خواهر سیلههه»، جد مادری سلسله، باشند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۷؛ [https://sid.ir/paper/160635/fa افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۱ و ۴۴۰؛] [https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فزهتگی زن در تمدن عیلام...»، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۳.]</ref> البته مشروعیت حاکمان محلی در هر ایالت، ریشه در سنتها، نیاکان و خدایان ویژهٔ همان ایالت داشت.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۳۹.]</ref> ارتباط این دو سطح از مشروعیت، نه با ادعای تبار مشترک، بلکه از طریق پیمانهای اتحاد و ازدواجهای سیاسی میان خاندانهای حاکم محلی و خاندان مرکزی سلطنتی برقرار و تثبیت میشد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.</ref> این پیوندها، حاکمان محلی را در ساختار فدرال<ref group="دیدگاه">فدرال به معنای امروز به مثابه یک شکل جدید حکومت داری؟</ref> سهیم میکرد و به آنان در چهارچوب امپراتوری، نقشی مشروع میبخشید.<ref group="دیدگاه">منبع؟</ref> | ||
توان مشروعیتبخشی زنان خاندان سلطنتی جایگاهی فراتر از تشریفات به آنان داده بود؛ چنانکه میشیمروه مادر یکی از شاهان، اعطای پادشاهی به پسرش را تضمین کرده بود.<ref>[https://irhj.sbu.ac.ir/article_100952.html رحمتی کیا و غضنفری، «نقش سیاسی زنان...»، ۱۳۹۹ش، ص۹۲؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۱۲.</ref> البته این وضعیت، ضمن تضمین وحدت، به دلیل پویاییهای درونی، زمینهساز رقابتهای خاندانی نیز گردیده بود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص ۲۱۴.]</ref> | توان مشروعیتبخشی زنان خاندان سلطنتی جایگاهی فراتر از تشریفات به آنان داده بود؛ چنانکه میشیمروه مادر یکی از شاهان، اعطای پادشاهی به پسرش را تضمین کرده بود.<ref>[https://irhj.sbu.ac.ir/article_100952.html رحمتی کیا و غضنفری، «نقش سیاسی زنان...»، ۱۳۹۹ش، ص۹۲؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۱۲.</ref> البته این وضعیت، ضمن تضمین وحدت، به دلیل پویاییهای درونی، زمینهساز رقابتهای خاندانی نیز گردیده بود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص ۲۱۴.]</ref> | ||
=== '''<big>پایتختها و کانونهای قدرت</big>''' === | === '''<big>پایتختها و کانونهای قدرت</big>''' === | ||
ساختار سیاسی عیلام که بر پایۀ کنفدراسیونی از ایالتهای خودمختار شکل گرفته بود، دارای یک پایتخت واحد و ثابت نبود. با این وجود، شوش در دشت خوزستان، مهمترین مرکز شهری و قلب سیاسی-مذهبی این تمدن به شمار میرفت<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf. بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127261_708d7246fd34ae11f2eeca41d4e698bd.pdf غفوریان، «بررسی ساختار مدیریتی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱.]</ref>و در عین حال اهمیت و رونق آن در طول اعصار یکسان نبود و برای نمونه، در دورۀ آغازعیلامی با کاهش چشمگیر جمعیت و وسعت روبرو شده بود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۲.]</ref> | ساختار سیاسی عیلام که بر پایۀ کنفدراسیونی از ایالتهای خودمختار شکل گرفته بود، دارای یک پایتخت واحد و ثابت نبود. با این وجود، شوش در دشت خوزستان، مهمترین مرکز شهری و قلب سیاسی-مذهبی این تمدن به شمار میرفت<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf. بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127261_708d7246fd34ae11f2eeca41d4e698bd.pdf غفوریان، «بررسی ساختار مدیریتی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱.]</ref> و در عین حال اهمیت و رونق آن در طول اعصار یکسان نبود و برای نمونه، در دورۀ آغازعیلامی با کاهش چشمگیر جمعیت و وسعت روبرو شده بود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۲.]</ref> | ||
البته قدرت سیاسی همواره در انحصار شوش نبود و انشان بهعنوان پایتخت کهن کوهستانی، نقشی محوری و مکمل ایفا میکرد و پایگاه نظامی و خاستگاه بسیاری از خاندانهای حاکم نیز به حساب میآمد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2129973 نمیرانیان و فتحاللهی، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی...»، ۱۴۰۱ش، ص۴۸-۴۹.]</ref> افزون بر این دو قطب، دور-اونتاش (چغازنبیل) که توسط اونتاش-نپیریشا ساخته شده بود، شهری کاملاً مذهبی بود و زیگورات عظیم آن، با تقدیم مشترک به اینشوشیناک (خدای شوش) و نپیریشا (خدای انشان)، نمادی از اتحاد سیاسی-مذهبی دو بخش جلگهای و کوهستانی عیلام به حساب میآمد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی...»، ۱۳۹۵ش، ص۳؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1655004032-10518-1400-1-34.pdf شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص۵۸۲.]</ref> | البته قدرت سیاسی همواره در انحصار شوش نبود و انشان بهعنوان پایتخت کهن کوهستانی، نقشی محوری و مکمل ایفا میکرد و پایگاه نظامی و خاستگاه بسیاری از خاندانهای حاکم نیز به حساب میآمد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2129973 نمیرانیان و فتحاللهی، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی...»، ۱۴۰۱ش، ص۴۸-۴۹.]</ref> افزون بر این دو قطب، دور-اونتاش (چغازنبیل) که توسط اونتاش-نپیریشا ساخته شده بود، شهری کاملاً مذهبی بود و زیگورات عظیم آن، با تقدیم مشترک به اینشوشیناک (خدای شوش) و نپیریشا (خدای انشان)، نمادی از اتحاد سیاسی-مذهبی دو بخش جلگهای و کوهستانی عیلام به حساب میآمد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی...»، ۱۳۹۵ش، ص۳؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1655004032-10518-1400-1-34.pdf شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص۵۸۲.]</ref> | ||
در مقاطعی از تاریخ، بهویژه در دورۀ عیلام نو که شوش ناامن میشد، پایتخت سیاسی به شهرهای دیگری مانند ماداکتو و خایدالو نیز منتقل میگردید.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۳۲؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/309412 اکبری، «عیلام و عیلامیها»، ۱۳۸۱ش، ص۲۴.]</ref> این جابهجاییها نشاندهندۀ انعطافپذیری ساختار سیاسی عیلام در واکنش به تهدیدات خارجی میباشد. | در مقاطعی از تاریخ، بهویژه در دورۀ عیلام نو که شوش ناامن میشد، پایتخت سیاسی به شهرهای دیگری مانند ماداکتو و خایدالو نیز منتقل میگردید.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۳۲؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/309412 اکبری، «عیلام و عیلامیها»، ۱۳۸۱ش، ص۲۴.]</ref> این جابهجاییها نشاندهندۀ انعطافپذیری ساختار سیاسی عیلام در واکنش به تهدیدات خارجی میباشد.<ref group="دیدگاه">بحث ها به نحوی تکرار می شود. یک بار همین مابحث ذیل عنوان جغرافیای سیاسی نیز مطرح شد. مباحث یک جا منظم و دقیق و بدون تکرار مطرح شود. </ref> | ||
== '''<big>جامعه و نهادهای اجتماعی</big>''' == | == '''<big>جامعه و نهادهای اجتماعی</big>''' == | ||
| خط ۱۱۷: | خط ۱۱۷: | ||
=== '''<big>خانواده و جایگاه زنان</big>''' === | === '''<big>خانواده و جایگاه زنان</big>''' === | ||
در عیلام باستان، خانواده هستۀ اصلی نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بود و در غیاب | در عیلام باستان، خانواده هستۀ اصلی نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بود و در غیاب دولت متمرکز، واحدهای خویشاوندی با اتکا به اموال و نیروی کار جمعی، تولید را به گردش درمیآوردند. این واحد اما پایۀ استواری نداشت و با مرگ رئیس خانواده، اعضا میتوانستند با سهمالارث خود به خانوادههای بزرگ دیگر بپیوندند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۴۶.</ref> جان آلدن نشان داد که مساحت پنجاه هکتاری تل ملیان در دورۀ بائش میانه بهطور کامل مسکونی نبوده، بلکه فصلی و توسط خاندانهای درگیر در تجارت و فعالیتهای سیاسی اشغال میشده است.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۳۰۶.</ref> این شیوۀ زندگی که ترکیبی از یکجانشینی و کوچروی فصلی بود، بستر اقتصاد عیلام را تشکیل میداد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1671425066-10184-20-2.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدارشوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۴۴ و ۵۰.]</ref><ref group="دیدگاه">از جان تا این قسمت چه ربطی به خانواده دارد؟</ref> | ||
زنان ایلامی از جایگاهی ممتاز و آزادی عمل چشمگیری در زمینههای حقوقی، اقتصادی و سیاسی برخوردار بودند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127208_c57da8927ddf163c947c733ad5e36550.pdf اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰-۱۱.]</ref> ریشۀ این جایگاه والا<ref group="دیدگاه">تعابیر مثل «جایگاهی ممتاز و آزادی عمل چشمگیری» و والا و امثال آن که بیانگر کیفیت است، اگر در متن گزارش ها آمده است در مقاله شما هم باید مشکل ندارد. منتها به نحوی درج شود که بیانگر نقل دیدگاه دیگران باشد نه بیانگر قضاوت شما. و الا از چنین تعابیری نباید استفاده شود. شما به مصادیق اشاره کنید و قضاوت را به مخاطب بسپارید. برای مثال زن دارای حق مالکیت بوده، پرستش می شده و .... خود مخاطب با خواندن این امور متوجه خوبی یا بدی جایگاه زن میشود</ref> را باید در باورهای دینی ایلامیان و احترام عمیق آنان به «اصل مادینه هستی» جستجو کرد؛ باوری که نیروی خلاقه و حیاتبخش زنانه را در جهان مؤثر میدانست و در پرستش ایزدبانوانی چون پینیکیر و کیریریشا تجلی یافته بود.<ref>[https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن ایلام»، ۱۳۸۹ش، ص ۱۰۵ و ۱۰۹.]</ref> ثمرۀ عینی این باورها، در ساختار حقوقی جامعه نیز نمایان بود.<ref group="دیدگاه">امثال این عبارت ها که در متن کم نیست کاملا قلم فرسایی و تحلیلی است: «را باید در باورهای دینی ایلامیان و احترام عمیق آنان به «اصل مادینه هستی» جستجو کرد؛ باوری که نیروی خلاقه و حیاتبخش زنانه را در جهان مؤثر میدانست و در پرستش ایزدبانوانی چون پینیکیر و کیریریشا تجلی یافته بود» از باید و نباید استفاده نکنید. مصادیق را درج کنید کافی است. | |||
«ثمرۀ عینی این باورها، در ساختار حقوقی جامعه نیز نمایان بود». چنین تعابیری از کل مقاله حذف شود</ref> اسناد شوش گواهی میدهند که زنان از حق وصیت و ارثبری برابر با مردان برخوردار بوده و میتوانستند بدون نیاز به قیم، بهعنوان موصی یا وارث در اسناد حقوقی ظاهر شوند.<ref>[https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۷.]</ref> آنان بهطور مستقل در معاملات اقتصادی شرکت کرده، اسناد را با اثر انگشت خود مهر و بهعنوان شاهد یا طرف دعوا در محاکم حضور مییافتند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی...»، ۱۳۹۶ش، ص۲۰-۲۱؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۳۸.</ref> حق مالکیت و ارث برای زنان همتراز با مردان بود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۱.]</ref> این استقلال اقتصادی تنها به زنان عادی محدود نماند و راهبهها و کاهنهها نیز مانند کاهنان مرد، به مدیریت املاک معابد و سرمایهگذاری در فعالیتهای تجاری میپرداختند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۰.]</ref> | |||
'''<big>نظام حقوقی و قضایی</big>''' | '''<big>نظام حقوقی و قضایی</big>''' | ||