|
|
| خط ۳: |
خط ۳: |
| تمدّن عیلام<ref group="دیدگاه">هندسه دقیقا با عنوان مدخل شروع شود</ref> با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی، کهنترین نظام در تاریخ فلات ایران به شمار میرود. این تمدّن<ref group="دیدگاه">بین تمدن علامیها و علامیها فرق نیست؟</ref> در پیوند میان دشت حاصلخیز خوزستان و کوههای مرتفع زاگرس شکل گرفته و فراز و فرودهای تاریخی آن از دودمان آوان تا عیلام نو را در بر میگرفت. ساختار حکومتیاش بهجای تمرکزگرایی، بر اتحادی از ایالات خودمختار زیر چتر یک نظام فدرال تکیه داشت و نظام جانشینیاش بر پایۀ مادر تباری استوار شده بود و نظام حقوقی بر سوگند و داوری ایزدی اتکا داشت. دین عیلامیها نیز با لایهای از باورهای نمادین و جادویی<ref group="دیدگاه">لازم است که در همان اغاز با این نکته منفی ذهنیت مخاطب را جهت دهی کنیم؟ </ref> همراه بود که احترام عمیق به اصل مادینگی و پرستش مار از ویژگیهای شاخص آن به شمار میرفت. جامعه نیز ساختاری سلسلهمراتبی داشت و در آن، زنان از جایگاه حقوقی و اقتصادی ممتازی برخوردار بودند. معیشت غالب مردم بر کشاورزی مبتنی بر آبیاری و دامداری کوچرو متکی بود. با این وجود در عرصۀ علم و فناوری، نظام نوشتاری، سنجشگری و مهندسی پیشرفتۀ عیلامیان زمینهساز ورود ایران باستان به دوران تاریخی به حساب میآید. در عرصۀ هنر، عیلامیان آثاری ماندگار از زیگورات باشکوه چغازنبیل تا ظرافت سفالهای منقوش و مهرهای اساطیری پدید آوردند. مهمتر از همه، میراث سیاسی، اداری، هنری و دینی عیلام بود که پس از فروپاشی سیاسیاش، در ساختار امپراتوری هخامنشیان ادغام شده و تداوم یافت. | | تمدّن عیلام<ref group="دیدگاه">هندسه دقیقا با عنوان مدخل شروع شود</ref> با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی، کهنترین نظام در تاریخ فلات ایران به شمار میرود. این تمدّن<ref group="دیدگاه">بین تمدن علامیها و علامیها فرق نیست؟</ref> در پیوند میان دشت حاصلخیز خوزستان و کوههای مرتفع زاگرس شکل گرفته و فراز و فرودهای تاریخی آن از دودمان آوان تا عیلام نو را در بر میگرفت. ساختار حکومتیاش بهجای تمرکزگرایی، بر اتحادی از ایالات خودمختار زیر چتر یک نظام فدرال تکیه داشت و نظام جانشینیاش بر پایۀ مادر تباری استوار شده بود و نظام حقوقی بر سوگند و داوری ایزدی اتکا داشت. دین عیلامیها نیز با لایهای از باورهای نمادین و جادویی<ref group="دیدگاه">لازم است که در همان اغاز با این نکته منفی ذهنیت مخاطب را جهت دهی کنیم؟ </ref> همراه بود که احترام عمیق به اصل مادینگی و پرستش مار از ویژگیهای شاخص آن به شمار میرفت. جامعه نیز ساختاری سلسلهمراتبی داشت و در آن، زنان از جایگاه حقوقی و اقتصادی ممتازی برخوردار بودند. معیشت غالب مردم بر کشاورزی مبتنی بر آبیاری و دامداری کوچرو متکی بود. با این وجود در عرصۀ علم و فناوری، نظام نوشتاری، سنجشگری و مهندسی پیشرفتۀ عیلامیان زمینهساز ورود ایران باستان به دوران تاریخی به حساب میآید. در عرصۀ هنر، عیلامیان آثاری ماندگار از زیگورات باشکوه چغازنبیل تا ظرافت سفالهای منقوش و مهرهای اساطیری پدید آوردند. مهمتر از همه، میراث سیاسی، اداری، هنری و دینی عیلام بود که پس از فروپاشی سیاسیاش، در ساختار امپراتوری هخامنشیان ادغام شده و تداوم یافت. |
|
| |
|
| == <big>'''بستر و چشمانداز تاریخی'''</big> <ref group="دیدگاه">عناوین، با ویکی تناسب ندارد. هرچه ساده و عینی باشد بهتر است. عناوین ذیل این عنوان کلان هم با این عنوان تناسب ندارد. خوب بود که قبل از هر چیز یک تعریف ارائه می کردید که معلوم میشد که مدخل چیست</ref> == | | == عیلام یا ایلام و منابع پژوهش == |
| | دربارۀ املای نام عیلامیها، میان محققان اتفاق نظر کامل وجود ندارد. خود عیلامیان سرزمین خویش را «هَلتَمتی» (Haltamti) به معنای سرزمین خدا مینامیدند، اما نام رایج در متون همسایگان بینالنهرینی (سومری، اکدی و عبری) از ریشۀ «ع ل م» به معنای بلندی و برافراشتگی مشتق شده است. ساکنان جنوب بینالنهرین، به دلیل مشرف بودن کوههای زاگرس بر جلگههای سومر و اکد، این سرزمین را «سرزمین بلند» میخواندند. واژۀ «عَلَم» در عربی نیز دقیقاً بر همین معنا دلالت دارد و کتاب مقدس عبری نیز نام این سرزمین را با حرف «عین» ثبت کرده است. از این رو، نگارش عیلام» هماهنگ با سنت دیرینۀ زبانی سامی و مستندات تاریخی بهشمار میرود. [علیزاده، تئوری و عمل در باستانشناسی، ۱۳۸۶ش، ص ۱۴-۱۵] |
|
| |
|
| === '''<big>هویت</big>'''<ref group="دیدگاه">هویت چه؟ مقصود هویت فرهنگی است؟ هویت ملی است؟ چی است؟ چه مشکل داشت اگر عنوان زبان و نژاد گذاشته میشد. دو خط اول مطالب ذیل عنوان هم در بحث مفهوم شناسی جانمایی میشد</ref> '''<big>و خاستگاه</big>''' ===
| | همچنین شناخت ما از عیلامیان تا پیش از کاوشهای باستانشناسی، عمدتاً بر منابع جانبدارانۀ همسایگانشان متکی بود. کهنترین این منابع، الواح و کتیبههای سومری و اکدی هستند که از عیلام بهعنوان سرزمینی کوهستانی و ثروتمند یاد کردهاند. [بیانی، «عیلام: یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص ۲۱۲] در کتاب مقدس نیز نام عیلام ذکر شده و در بخش استر هجده بار به شوش بهعنوان تختگاه پادشاهان اشاره رفته است. [عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان و نقش این قوم در آغاز تاریخ ایران»، ۱۳۸۴ش، ص ۳۶-۳۷؛ ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «شوش در دوران هخامنشی: پایتخت زمستانی»، ۱۳۹۴ش، ص ۶] عیلام در اساطیر یونانی نیز حضور داشته و اشارۀ استرابون به شوش بهعنوان پایتخت برگزیدۀ کوروش، نمونههایی از این حضور هستند. [سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۶۵ و ۱۲۴] |
| عیلام در منابع بینالنهرین به معنای بالا یا سرزمین مرتفع و در زبان اکدی اِلامتو و در عبری عیلام نامیده شده است. اما خود عیلامیان سرزمینشان را هَلتَمتی به معنای سرزمین خدا میخواندند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1519121/fa میرقادری و رضائی باغبیدی، «عیلام، ایلام یا هَلتمتی؟»، ۱۴۰۲ش، ص ۲۹۵؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127554.html محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و ...»، ۱۳۹۸ش، ص۳؛] [https://jarcs.ut.ac.ir/article_93113_00b99677f40cb32c75cf930c87718819.pdf انتشاری نجفآبادی و خراشادی، «پژوهشی در چرایی غیبت اینشوشینک...»، ۱۴۰۱-۱۴۰۲ش، ص ۸۱.]</ref><ref group="دیدگاه">توقع بر این است که شما در این قسمت تعریف روشن از عیلام و علامیان ارائه می کردید و به صرف بیان واژه و نام سرزمین اکتفا نمی شد. درنگارش کلمات مرادف ایلام هم تعیین تکلیف شود بهتر است. چنانکه از منابع استفاده شده پیداست که ایلام همان عیلام است. </ref>
| |
|
| |
|
| زبان عیلامی زبانی تکخانواده و مستقل از خانوادههای سامی و هندواروپایی با ساختاری پیوندی بود.<ref>[https://jarcs.ut.ac.ir/article_93113_00b99677f40cb32c75cf930c87718819.pdf انتشاری نجفآبادی و خراشادی، «پژوهشی در چرایی غیبت...»، ۱۴۰۱-۱۴۰۲ش، ص۵۹؛]مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۵؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۳.]</ref> این زبان آواهای ویژهای داشت که تلفظ آن را برای غیر بومیان دشوار میکرد و در طول بیش از دو هزار سال در برابر زبانهای مجاور از خود پایداری نشان داد. اما امروزه کمبود متون طولانی و نبود یک واژگان دوزبانه، فهم کامل آن را با دشواری روبرو کرده است.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۴۶ و ۱۱۴.</ref> نظریهای نیز بر اساس شباهتهای ساختاری با زبانهای دراویدی، احتمال ارتباط ریشههای زبانی عیلامیان با شرق و جنوب آسیا را مطرح کرده است.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۳۵.</ref><ref group="دیدگاه">این بحث را مستقل در ذیل بحث فرهنگ عیلامی ها جا نمایی کنید</ref>
| | کاوشهای علمی در شوش از دهۀ ۱۸۵۰ میلادی با ویلیام کنت لفتوس آغاز شد و سپس توسط مارسل دیولافوا، ژاک دمرگان و رومن گیرشمن ادامه یافت. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۵] عزتالله نگهبان در هفتتپه و ویلیام سامنر در تل ملیان (انشان باستان) نیز کاوشهای مهمی انجام دادند. [محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و باستانشناختی تمدن ایلام»، ۱۳۹۸ش، ص ۱۱ و ۲۰] |
|
| |
|
| اما تبار قومی عیلامیان به دلیل کمبود منابع بومی مبهم است. دیدگاههای اولیه آنان را نژاد سیاه یا حبشی میدانستند، اما پژوهشهای جدیدتر عیلامیان را بومیان کوههای زاگرس میدانند که به مرور به دشت خوزستان راه یافته و دارای نژادی مستقل از سامیها و هندواروپاییها بودند.<ref>[https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن...»، ۱۳۸۹ش، ص۹۶؛] پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۳۰؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۴.</ref> اما پژوهشها در مجموع آنان را بومیان فلات ایران با هویتی مستقل معرفی میکنند که عناصری از فرهنگهای همسایه را نیز جذب کرده بودند. <ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۷-۶۸.</ref>
| | امروزه اسناد اکدی شوش شامل صدها سند حقوقی، اقتصادی و اداری منابع دستاول ارزشمندی برای فهم تاریخ و فرهنگ عیلامیان بهدست میدهند. [بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان به همراه ویرایش، ترجمۀ فارسی و انگلیسی دو سند ایلامی»، ۱۳۹۲ش، ص ۲۲؛ پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل بر اساس یافتههای باستانشناسی»، ۱۳۹۵ش، ص ۱ و ۵] در این میان، تلاش والتر هینتس در رمزگشایی خطوط عیلامی و پژوهش محققانی چون پیر آمیه، جرج کامرون و یوسف مجیدزاده، شناخت ما را از این تمدن پیوسته گسترش داده است. [عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان و نقش این قوم در آغاز تاریخ ایران»، ۱۳۸۴ش، ص ۳۳] |
|
| |
|
| === '''<big>جغرافیای سیاسی</big>''' <ref group="دیدگاه">دلیل درج سیاسی چیست؟ یعنی غیر از این دو جغرافیا محل های زیست دیگر هم داشته اند که از اقتدار سیاسی برخوردار نبوده باشند؟ مثلا افغانستانی ها در کشورهای مختلف پراکنده هستند ولی قلمرو جغرافیای سیاسی شان فقط افغانستان است. روی کلمات و قیود دقت شود. قلمرو جغرافیایی نگارش شود، مشکل دارد؟ در ویکی نگاری اصل بر خلاصه نویسی است. حتی یک کلمه کمتر بهتر. </ref> ===
| | == '''<big>جغرافیا، تاریخ و هویت قومی</big>''' == |
| قلمرو عیلام در طول تاریخ خود مرزهای ثابتی نداشت و متغیر بود. هستۀ اصلی آن را دو منطقۀ مکمل تشکیل میداد: دشت حاصلخیز شوشان (خوزستان) با رودهای پرآب برای کشاورزی و کوههای مرتفع زاگرس با منابع غنی طبیعی و موقعیت دفاعی بینظیر. خود عیلامیان دشت را شوشون و کوهستان شرق را انزان یا انشان مینامیدند و اتکاء آنان بر آن دو مایۀ ثروت و اقتدار سیاسیشان گردیده بود.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵؛ [http://www.ilamstudy.ir/article_127356_44ed5f61310737d0341bc00d50fdf7d1.pdf محمودی، «ساختار شکلگیری اولیۀ تمدن ایلام»، ۱۳۹۸ش، ص۲؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۲۳؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۴۷۴؛ [http://www.ilamstudy.ir/article_127252_8f4fc8517ef09b9d95ccec061c993177.pdf محمودیان، «ارتباط سیاسی-اقتصادی ایلام و بینالنهرین در دوران باستان»، ۱۳۹۷ش، ص۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127181_250d1f6e065c1f52355dbe1088d9f6c6.pdf راد، «گذری بر تاریخ چند هزار سالۀ ایلام»، ۱۳۹۶ش، ص ۵۸.]</ref>
| |
|
| |
|
| اما عیلام در اوج گسترش خود، از اوایل هزارۀ سوم تا اواسط هزارۀ اول پیش از میلاد، استانهای امروزی خوزستان، فارس و بخشهایی از کرمان، لرستان، کردستان و کرمانشاه را در بر میگرفت و مرزهایش از غرب به رود دجله، از جنوب به خلیج فارس و بندر لیان (بوشهر)، از شمال تا مسیر جادۀ خراسان بزرگ (راهی که از بابل به همدان میرفت)، و از شرق تا اصفهان و کرمان امتداد داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۵؛] [https://journals.ut.ac.ir/article_51436_3017a605bdfe9b0cd9ee25c72c33b8a6.pdf دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۸؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_169132_bac760a7f8d532a99e42a69966cc11b5.pdf محمودیان، «همگرایی تاریخی...»، ۱۴۰۲ش، ص ۹.]</ref>
| | === '''<big>تبار و زبان</big>''' === |
| | تبار قومی عیلامیان به دلیل کمبود منابع بومی روشن و مشخص نیست. دیدگاههای اولیه آنان را نژاد سیاه یا حبشی میدانستند، اما پژوهشهای جدیدتر عیلامیان را بومیان کوههای زاگرس میدانند که به مرور به دشت خوزستان راه یافته و از نظر نژادی، مستقل از سامیها و هندواروپاییها بودهاند. [دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص ۹۶؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۱۳۰؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۶۴] با این حال، با دیگر اقوام منطقه درآمیخته و بهتدریج عناصری از جمعیتهای همسایه را در خود جذب کردهاند. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۷-۶۸] |
|
| |
|
| از نظر ساختار سیاسی-جغرافیایی، عیلام مجموعهای از ایالتهای خودمختار زیر چتر یک حکومت فدرال بود. مهمترین این ایالتها عبارت بودند از: اوان (شوشتر یا دزفول امروزی)، انشان/انزان (فارس، به مرکزیت تل ملیان)، سیماشکی (کوهستانهای شمال شوشان، احتمالاً حوالی خرمآباد)، شریعوم (سواحل خلیج فارس، نزدیک بوشهر) و پارسوماش (احتمالاً مسجد سلیمان امروزی). این ایالات اغلب خودمختار بودند و تنها در برابر تهدید خارجی متحد میشدند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی...»، ۱۳۹۶ش، ص ۳۹؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715902 سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام...»، ۱۴۰۵ش، ص ۲۲۸-۲۳۰؛] گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص ۳۳</ref> | | زبان عیلامیها نیز مستقل از زبانهای سامی و هندواروپایی بوده، تکخانواده با ساختاری پیوندی محسوب میشود. [انتشاری نجفآبادی و خراشادی، «پژوهشی در چرایی غیبت اینشوشینک در متون مذهبی باروی تخت جمشید»، ۱۴۰۱-۱۴۰۲ش، ص ۵۹؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۵؛ آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص ۳۱۳] این زبان آواهای ویژهای داشت که تلفظ آن را برای غیر بومیان دشوار میکرد و در طول بیش از دو هزار سال در برابر زبانهای مجاور از خود پایداری نشان داد. اما امروزه کمبود متون طولانی و نبود یک واژگان دوزبانه، فهم کامل آن را با دشواری روبرو کرده است. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۴۶ و ۱۱۴] همسو با هویت سیاهتباری عیلامیها، نظریهای نیز بر اساس شباهتهای ساختاری با زبانهای دراویدی، احتمال ارتباط ریشههای زبانی عیلامیان با شرق و جنوب آسیا را مطرح کرده است. [گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص ۳۵] |
|
| |
|
| شهرهای باستانی عیلام نیز بازتابی از این دوگانگی جغرافیایی و سیاسی بودند. شوش در دشت خوزستان، مرکز اصلی سیاسی و مذهبی و یکی از چهارراههای تجاری دنیای باستان بود. دیگر شهرهای مهم شامل انشان (پایتخت کوهستانی در تل ملیان)، دور-اونتاش (چغازنبیل، شهری مذهبی)، و ماداکتو و خایدالو (احتمالاً خرمآباد، پایتختهای سیاسی دورۀ عیلام نو) میشدند. دیگر مراکز مهم نیز هفتتپه (کَبنَک باستان)، چغامیش، لیان و ارجان (بهبهان) بودند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1983779 غفوریان، «بررسی ساختار مدیریتی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2129973 نمیرانیان و فتحاللهی، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی...»، ۱۴۰۱ش، ص۴۸؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل...»، ۱۳۹۵ش، ص۳؛] مشکور، ایران در عهد باستان، ۱۳۶۳ش، ص ۱۲۸؛ </ref>
| | === '''<big>قلمرو و گسترش جغرافیایی</big>''' === |
| | قلمرو عیلام در طول تاریخ خود مرزهای ثابتی نداشت و متغیر بود. هستۀ اصلی آن را دو منطقۀ مکمل تشکیل میداد: دشت حاصلخیز شوشان (خوزستان) با رودهای پرآب برای کشاورزی و کوههای مرتفع زاگرس با منابع غنی طبیعی و موقعیت دفاعی. خود عیلامیان دشت را شوشون و کوهستان شرق را انزان یا انشان مینامیدند. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵؛ محمودی، «ساختار شکلگیری اولیۀ تمدن ایلام»، ۱۳۹۸ش، ص ۲؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۲۳؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۴۷۴] |
|
| |
|
| === '''<big>توالی سلسلهها و تحولات سیاسی-نظامی</big>''' ===
| | این سرزمین در اوج گسترش خود، از اوایل هزارۀ سوم تا اواسط هزارۀ اول پیش از میلاد، استانهای امروزی خوزستان، فارس و بخشهایی از کرمان، لرستان، کردستان و کرمانشاه را در بر میگرفت و مرزهایش از غرب به رود دجله، از جنوب به خلیج فارس و بندر بوشهر، از شمال تا مسیر جادۀ خراسان بزرگ (راهی که از بابل به همدان میرفت) و از شرق تا اصفهان و کرمان امتداد مییافت. [توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۲۵؛ دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه در تمدن ایلام (از اوایل هزارۀ سوم تا اواسط هزارۀ اول ق.م)»، ۱۳۹۳ش، ص ۱۸؛ محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، ۱۴۰۲ش، ص ۹] |
| تاریخ عیلام با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی مستقل، به چهار دورۀ اصلی تقسیم میشود<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127554_0ea171b9dcccdd7bc1056ee20e307bdb.pdf محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی ...»، ۱۳۹۸ش، ص ۸]</ref> که البته پیش از آغاز این دورانها، دورۀ نیا-عیلامی (حدود ۳۲۰۰-۲۷۰۰ پ.م) با پیدایش خط تصویری آغازعیلامی، در شوش جریان داشت.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۳.]</ref>
| |
| | |
| نخستین دورۀ تاریخی، عیلام باستان (حدود ۲۷۰۰-۱۶۰۰ پ.م) با ظهور سلسلههای پادشاهی آغاز شد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.</ref> سلسلۀ آوان (حدود ۲۶۰۰-۲۲۰۰ پ.م) پیوسته با سومر و اکد درگیر بود. اتحاد شاه عیلام با حاکم واراهشی علیه ریموش، پادشاه اکد و سپس حملۀ منیشتوسو به انشان و شریعهم، نمونههایی از این رقابتها هستند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_169132_bac760a7f8d532a99e42a69966cc11b5.pdf محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام ...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۷؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127171_1c8f9b1e8a2f69d9ae85268e8854d13b.pdf درویشی و محافظی، «مروری بر گاهنگاری...»، ۱۳۹۶ش، ص۲۴۰.]</ref> یک سند کلیدی این دوره، معاهدۀ صلح هیتا، پادشاه آوان، با نارامسین، پادشاه اکد (حدود ۲۲۸۰ پ.م) است که والتر هینتس آن را قرارداد دیپلماسی میان دو قدرت برابر میداند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_169132_bac760a7f8d532a99e42a69966cc11b5.pdf محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام ...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۷-۳۸.]</ref> اوج قدرت آوان با پوزور-اینشوشیناک (حدود ۲۲۰۰ پ.م) رقم خورد که با استفاده از ضعف اکد، استقلال عیلام را احیا کرد و با ترویج خط عیلامی خطی، نمادی از هویت مستقل عیلامی آفرید.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127171_1c8f9b1e8a2f69d9ae85268e8854d13b.pdf درویشی و محافظی، «مروری بر گاهنگاری...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰.]</ref> البته این قدرت دیری نپایید و آوان فروپاشید.
| |
| | |
| پس از آن، سلسلۀ سیماشکی (حدود ۲۱۰۰-۱۸۵۰ پ.م) از کوهستانهای شمال، قدرت گرفت. شاهان این سلسله در آغاز زیر نفوذ سلسلۀ سوم اور بودند، اما سرانجام هوتران-تمتی در حدود ۲۰۰۴ پ.م با لشکرکشی به اور، آخرین پادشاه آن، ایبی-سین، را اسیر کرد و به حیات سیاسی آن سلسله پایان داد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۱-۱۵.</ref>
| |
| | |
| سپس سلسلۀ اپارتیها یا سوکلمخها (حدود ۱۸۵۰-۱۵۰۰ پ.م) در انشان بنیان نهاده شد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_169132_bac760a7f8d532a99e42a69966cc11b5.pdf محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۸.]</ref> بنیانگذار آن، اپارت، خود را شاه انشان و شوش خواند و با ایجاد نظام حکومتی سهنفره، ثباتی نسبی به ارمغان آورد.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۰۴.</ref> در این دوره، عیلام چنان قدرتی یافت که پادشاهان بینالنهرین، شاه عیلام را پدر خطاب میکردند.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۵۰۳.</ref>
| |
| | |
| دومین دوره، عیلام میانه (حدود ۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ.م) عصر طلایی عیلام نامیده میشود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1494771 حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام ...»، ۱۳۸۸ش، ص۵۳.]</ref> در این دوره سه سلسله فرمان راندند: «کیدینویی»<ref group="دیدگاه">معمولا نقل قول مستقیم ها بین گیومه میاید. اسامی لازم نیست که بین گیومه بیاید. استفاده بیش از حد از گیومه و پرانتز استفاده نشود. </ref>ها (حدود ۱۵۰۰-۱۴۰۰ پ.م)، «ایگههلکی»ها (حدود ۱۴۰۰-۱۲۰۰ پ.م) و «شوتروکی»ها (حدود ۱۲۰۰-۱۱۰۰ پ.م).<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۴۶.</ref> شوتروک-ناهونته، مقتدرترین شاه این عصر، با حملۀ ویرانگرانه به بابل، به عمر طولانی سلسلۀ کاسی پایان داد و غنایم بیشماری از جمله سنگنوشتۀ قانون حمورابی و مجسمۀ مردوک را به شوش منتقل کرد.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۵۷.</ref> جانشینانش، کوتیر-ناهونته و شیلهاک-اینشوشیناک، مرزهای عیلام را تا دجله و زاگرس مرکزی گسترش دادند. این دوران طلایی سرانجام در حدود ۱۱۰۰ پ.م با حملۀ نبوکدنصر یکم پادشاه بابل و بازپسگیری مجسمۀ مردوک پایان یافت و عیلام در خاموشی تاریخی فرو رفت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۲۶-30.</ref>
| |
| | |
| واپسین دورۀ استقلال، عیلام نو (حدود ۷۴۰-۶۴۶ پ.م) با پادشاهی هومبان-تاهرا و رقابت با آشور همراه بود.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۶۳.</ref> نبرد سهمگین هالوله (۶۹۱ پ.م) در کنار دجله، اوج این رقابتها بود که در آن هومبان-نینما در رأس ائتلافی بزرگ از اقوام منطقه در برابر سناخریب ایستاد و منابع هر یک از دو طرف، پیروزی را از آن خود دانستند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۱۷.</ref> اندکی بعد، معاهدۀ صلح اورتاکو با اسرحدون (۶۷۴ پ.م) نیز دیری نپایید.<ref>[https://jhr.ui.ac.ir/article_23861_ecd4e55defe2c0aed71305b6359825fd.pdf بادامچی و شریفی، «پیمان صلح ایلام و آشور...»، ۱۳۹۸ش، ص۳۴-۳۸.]</ref> سرانجام، آشوربانیپال، پادشاه آشور، طی چندین لشکرکشی پیاپی در ۶۴۶ پ.م شوش را تصرف و با خشونت ویران کرد و آخرین پادشاه عیلام، هومبان-هالتاش سوم، را به اسارت گرفت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1770626534-69899de6d4ec8-10712-33-2.pdf پاپیبالاگریوه، حسنی و کلبادینژاد، «آشوربانیپال و پایان هخامنشی...»، ۱۴۰۴ش، ص۴۳-۴۵.]</ref>
| |
| | |
| با وجود این ضربۀ مهلک، حیات سیاسی و فرهنگی عیلام<ref group="دیدگاه">مقصود نظام سیاسی است یا خود مردم؟</ref> به طور کامل پایان نیافت و حکومتهای محلی عیلامی، مانند پادشاهی آیاپیر در ایذه، به بقای خود ادامه دادند تا آنکه سرانجام در شاهنشاهی هخامنشی استحاله یافتند.<ref>[https://journal.alzahra.ac.ir/article_2066_a94bce4d55b04aceb230e8202c131a3a.pdf کائید و ایمانپور، «وضعیت سیاسی ایلام...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۷؛] [https://iaej.sku.ac.ir/article_10217_8bc56cf0bafb2650146f3e48cb85d257.pdf عبدی فر و فیروزمندی شیرهجینی، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام ...»، ۱۳۹۹ش، ص۱۸۰.]</ref> | |
| {| class="wikitable"
| |
| |+جدول گاهنگاری سلسلههای عیلام<ref group="دیدگاه">در مقالات ویکی از یکی استفاده کنید. یا جدول یا متن. استفاده همزمان از هر دو درست نیست</ref>
| |
| !دوره
| |
| !سلسله
| |
| !بازۀ تقریبی
| |
| !رویداد کلیدی
| |
| |-
| |
| |نیا-عیلامی
| |
| | ----
| |
| |۳۲۰۰-۲۷۰۰ پ.م.
| |
| |پیدایش خط تصویری آغازایلامی در شوش
| |
| |-
| |
| | rowspan="3" |عیلام باستان
| |
| |آوان
| |
| |۲۶۰۰-۲۲۰۰ پ.م.
| |
| |معاهدۀ صلح با نارامسین؛ اوج قدرت با پوزور-اینشوشیناک
| |
| |-
| |
| |سیماشکی
| |
| |۲۱۰۰-۱۸۵۰ پ.م.
| |
| |فتح اور و پایان سلسلۀ سوم اور توسط هوتران-تمتی
| |
| |-
| |
| |اپارتی (سوکلمخها)
| |
| |۱۸۵۰-۱۵۰۰ پ.م.
| |
| |ایجاد نظام سهنفرۀ حکومتی؛ شکلگیری اوج قدرت عیلام
| |
| |-
| |
| | rowspan="3" |عیلام میانه
| |
| |کیدینوییها
| |
| |۱۵۰۰-۱۴۰۰ پ.م.
| |
| |اوج شکوفایی هفتتپه در دوران تپتی-آهار<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۸؛ درویشی و محافظی، «مروری بر گاهنگاری دوران ایلامی...»، ۱۳۹۶ش، ص13.</ref>
| |
| |-
| |
| |ایگههلکیها
| |
| |۱۴۰۰-۱۲۰۰ پ.م.
| |
| |ساخت چغازنبیل توسط اونتاش-نپیریشا<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۵۶؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۹-۲۰.</ref>
| |
| |-
| |
| |شوتروکیها
| |
| |۱۲۰۰-۱۱۰۰ پ.م.
| |
| |فتح بابل و انتقال غنایم توسط شوتروک-ناهونته
| |
| |-
| |
| |عیلام نو
| |
| | ----
| |
| |۷۴۰-۶۴۶ پ.م.
| |
| |سقوط شوش توسط آشوربانیپال
| |
| |}
| |
|
| |
|
| === '''<big>شخصیت و خلقیات عیلامیان</big>''' === | | === '''<big>شخصیت و خلقیات عیلامیان</big>''' === |
| والتر هینتس عیلامیان را مردمانی با شخصیتی دوگانه و دشوار برای درک، توصیف کرده است. از سویی قوۀ تخیل زندهای داشتند که در آفرینش موجودات تخیلی در هنر مُهرسازی تجلی یافته، و از سوی دیگر روحیهای سرسخت و واقعگرا نشان میدادند که مجموع این ویژگیها با نوعی بدبینی کلی همراه بود. موریس لامبرت نیز آنان را «بیرحم، خشن، بیش از حد محتاط و بیش از حد توانا»<ref group="دیدگاه">نقل قول مستقیم استفاده نمیشود</ref> وصف کرده و بر این باور است که گویی هرگز نمیخندیدند. این جدیت در چهرۀ یک سر مفرغی عیلامی نیز دیده میشود که به گفتۀ آندره پارو، نگاهش خیره و خالی از فریبخوردگی است.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۳۳.</ref> | | والتر هینتس عیلامیان را مردمانی با شخصیتی دوگانه و دشوار برای درک، توصیف کرده است. قوۀ تخیل زندهای داشتهاند که در آفرینش موجودات تخیلی در هنر مُهرسازی تجلی یافته، و از سوی دیگر روحیهای سرسخت و واقعگرا نشان میدادهاند که با نوعی بدبینی کلی همراه بود. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۳۳] موریس لامبرت نیز آنان را مردمانی خشن، بیش از حد محتاط و در عین حال بسیار توانا توصیف کرده و بر این باور بوده که گویی هرگز نمیخندیدند. این جدیت در چهرۀ یک سر مفرغی عیلامی نیز دیده میشود که به گفتۀ آندره پارو، نگاهش خیره و خالی از فریبخوردگی است. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۳۳] |
|
| |
|
| همسایگان بین النهرینی نیز با بدگمانی و هراس به عیلام مینگریستند و آن را سرزمین ساحران و شیاطین مینامیدند؛ تصویری که ریشه در احترام عیلامیان به سحر و جادو و نیروهای جهان زیرین و پرستش مارداشت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵۰؛ [https://adyan.urd.ac.ir/article_111592.html سبزی، حاتمی کنکبود و رایگانی، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی...»، ۱۳۹۶ش، ص۹۶.]</ref> با این حال، عیلامیان به داشتن احساس وفاداری به خانواده نیز مشهور بودند. با وجود همۀ این توصیفات، هینتس اذعان میکند که با هر میزان همدلی هم بکوشیم، همیشه پدیدهای غیرقابل درک در مرکز شخصیت عیلامی باقی خواهد ماند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۳۳.</ref> | | همسایگان بینالنهرینی نیز با بدگمانی و هراس به عیلام مینگریستند و آن را سرزمین ساحران و شیاطین مینامیدند. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵۰؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۳۳؛ سبزی، حاتمی کنکبود و رایگانی، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی و خدایان عیلامی در روزگار هخامنشی»، ۱۳۹۶ش، ص ۹۶] با این حال، عیلامیان به داشتن احساس وفاداری به خانواده نیز مشهور بودهاند. با وجود همۀ این توصیفات، هینتس اذعان میکند که با هر میزان همدلی هم بکوشیم، همیشه پدیدهای غیرقابل درک در مرکز شخصیت عیلامی باقی خواهد ماند. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۳۳] |
|
| |
|
| == '''<big>ساختار حکومت و نظام سیاسی</big>''' == | | === '''<big>سلسلهها و تحولات سیاسی-نظامی</big>''' === |
| | تاریخ عیلام با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی، به چهار دورۀ اصلی تقسیم میشود. [محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و باستانشناختی تمدن ایلام»، ۱۳۹۸ش، ص ۸] پیش از آغاز این دورانها، دورۀ نیا-عیلامی (حدود ۳۲۰۰-۲۷۰۰ پ.م) با پیدایش خط تصویری آغازعیلامی در شوش جریان داشت. [فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش در دورۀ آغازایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص ۷۳] |
|
| |
|
| === '''<big>نظام حکومتی</big>''' ===
| | نخستین دورۀ تاریخی، عیلام باستان (حدود ۲۷۰۰-۱۶۰۰ پ.م) با ظهور سلسلههای پادشاهی آغاز شد [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۴] که در رأس آن سلسلۀ آوان قرار داشت (حدود ۲۶۰۰-۲۲۰۰ پ.م). آوان پیوسته با سومر و اکد درگیر بود. [محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، ۱۴۰۲ش، ص ۳۷؛ درویشی و محافظی، «مروری بر گاهنگاری دوران ایلامی (از آغاز ایلامی تا هخامنشی مقدم)»، ۱۳۹۶ش، ص ۲۴۰] اوج قدرت آوان با پوزور-اینشوشیناک (حدود ۲۲۰۰ پ.م) رقم خورد که استقلال عیلام را احیا کرد و با ترویج خط «عیلامی خطی»، نمادی از هویت مستقل عیلامی به وجود آورد. [درویشی و محافظی، «مروری بر گاهنگاری دوران ایلامی (از آغاز ایلامی تا هخامنشی مقدم)»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۰] |
| عیلام<ref group="دیدگاه">عیلام اسم یک مردم است یا حکومت؟ </ref> یک دولت کاملاً متمرکز نبود، بلکه از اتحادی از ایالات<ref group="دیدگاه">در متون هم ایالات آمده است؟ دلیل پرسش من این است که ایالات یک مفهوم مدرن است. در گذشته کلمات چون ایلات یا بعدا ولایات رایج بوده است که با ایالات فرق دارد. </ref> خودمختار تشکیل میشد که دنیل پاتس آن را حکومت تکهتکه توصیف میکند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۵؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520115623-9910-10.pdf علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان...»، ۱۳۹۲ش، ص۳۳-۳۴.]</ref> این ایالات در بیشتر مواقع خودمختار بودند و تنها در برابر تهدید خارجی متحد میشدند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشه مایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۳۹؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1983754 راد، «گذری بر تاریخ چند هزار سالۀ ایلام»، ۱۳۹۶ش، ص۵۸.]</ref> وحدت سیاسی در این ساختار نه از طریق سرکوب، که با اتحاد و ازدواجهای سیاسی میان خاندانهای حاکم شکل میگرفت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.</ref> | |
|
| |
|
| در رأس هرم قدرت، پادشاه با لقب کهن عیلامی هلمنیک و عنوان سومری سوکَلمَخ قرار داشت.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶؛ [https://sid.ir/paper/210685/fa بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان»، ۱۳۹۲ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> قدرت او ریشه در نیروی الهی کیتن داشت و باور بر این بود که از جانب خدایان به شاه اعطا میشود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهشی در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.]</ref>در کنار پادشاه، نهادهای مشورتی مانند یک مجلس شورای چهار نفره (مرکب از راهب بزرگ، منشی، فرماندۀ نظامی و قاضی بزرگ) وجود داشت که شاه شخصاً ریاست آن را بر عهده میگرفت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۰.]</ref> در مراحل اولیۀ شکلگیری حکومت، معبد نیز مرکز ادارۀ امور شهر بود و رئیس روحانی همزمان ریاست آن را بر عهده داشت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۴.]</ref>
| | پس از فروپاشی آوان، سلسلۀ سیماشکی (حدود ۲۱۰۰-۱۸۵۰ پ.م) از کوهستانهای شمال قدرت گرفت. شاهان این سلسله در آغاز زیر نفوذ سلسلۀ سوم اور بودند، اما سرانجام هوتران-تمتی در حدود ۲۰۰۴ پ.م با لشکرکشی به اور، آخرین پادشاه آن را اسیر کرد و به حیات سیاسی آن سلسله پایان داد. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۱۱-۱۵] |
|
| |
|
| این نظام پیچیده که در آن قدرت از برادر به برادر منتقل میشد، با وجود ایجاد انسجام، همواره مستعد تنشهای درونی و رقابتهای خاندانی بود و شایان ذکر است که این ساختار پس از فروپاشی سیاسی عیلام نیز به شکلی کوچکتر تداوم یافت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۴؛] [https://journal.alzahra.ac.ir/article_2066_a94bce4d55b04aceb230e8202c131a3a.pdf کائید و ایمانپور، «وضعیت سیاسی ایلام...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۶۴.]</ref>
| | سپس سلسلۀ اپارتیها یا سوکلمخها (حدود ۱۸۵۰-۱۵۰۰ پ.م) در انشان بنیان نهاده شد و با ایجاد نظام حکومتی سهنفره، ثباتی نسبی به ارمغان آورد. [محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، ۱۴۰۲ش، ص ۳۸؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۰۴] در این دوره، عیلام چنان قدرتی یافت که پادشاهان بینالنهرین، شاه عیلام را «پدر» خطاب میکردند. [متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۵۰۳] |
|
| |
|
| === '''<big>مشروعیت حاکمان و ازدواج محارم</big>'''<ref group="دیدگاه">قرار گرفتن ازدواج با محارم در کنار مشروعیت حاکمان در بدو امر خیلی به ذوق میزند. چون ازدواج با محارم مربوط به جنسیت و حوزه خانواده است. ضمن اینکه مشروعیت و مقبولیت یک مفهوم جدید است که در کانتکس دنیای مدرن و حقوق شهروندی مطرح شد. از عناوین چون نحوه انتقال قدرت اگر استفاده شود شاید بهتر باشد. هدف این ست که نیاز به دقت دارد</ref>''' ''' ===
| | دومین دوره، عیلام میانه (حدود ۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ.م) عصر طلایی عیلام نامیده میشود. [حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام (با تأکید بر چند تندیس شاخص)»، ۱۳۸۸ش، ص ۵۳] در این دوره سه سلسلۀ کیدینوییها، ایگههلکیها و شوتروکیها فرمان راندند. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۴۶] شوتروک-ناهونته، مقتدرترین شاه این عصر، با حملۀ ویرانگرانه به بابل، غنایم بیشماری از جمله سنگنوشتۀ قانون حمورابی و مجسمۀ مردوک را به شوش منتقل کرد و جانشینانش مرزهای عیلام را تا دجله و زاگرس مرکزی گسترش دادند. [گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص ۵۷؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۲۶-۲۸] این دوران طلایی سرانجام با حملۀ نبوکدنصر یکم، پادشاه بابل، در حدود ۱۱۰۰ پ.م پایان یافت. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۲۸-۳۰] |
| نظام جانشینی در عیلام مبتنی بر تبار مادری بود و مشروعیت پادشاهی از طریق مادر به ارث میرسید.<ref>[https://sanad.iau.ir/Journal/aoi/Article/1103847 فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگی...»، ۱۴۰۲ش، ص۳۰-۳۱؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۱.]</ref> در این نظام، انتقال قدرت از برادر به برادر صورت میگرفت؛ به این ترتیب که پس از مرگ شاه، برادر کوچکتر او که نایبالسلطنه بود، جانشین میشد و برای حفظ مشروعیت، با بیوۀ شاه که غالباً خواهر هر دو بود، ازدواج میکرد. تنها در صورت نبود برادر یا عموزاده، پسر شاه متوفی به این مقام میرسید.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۶-۱۷؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۱۰-۳۱۲.]</ref>
| |
|
| |
|
| این شیوۀ جانشینی با سنت ازدواج محارم برای صیانت از خلوص خون شاهی پیوند خورده بود و تنها کسانی حق دستیابی به مقام سوکلمخ (شاه شاهان) را داشتند که از نسل «خواهر سیلههه»، جد مادری سلسله، باشند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۷؛ [https://sid.ir/paper/160635/fa افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۱ و ۴۴۰؛] [https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فزهتگی زن در تمدن عیلام...»، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۳.]</ref> البته مشروعیت حاکمان محلی در هر ایالت، ریشه در سنتها، نیاکان و خدایان ویژهٔ همان ایالت داشت.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۳۹.]</ref> ارتباط این دو سطح از مشروعیت، نه با ادعای تبار مشترک، بلکه از طریق پیمانهای اتحاد و ازدواجهای سیاسی میان خاندانهای حاکم محلی و خاندان مرکزی سلطنتی برقرار و تثبیت میشد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۴.</ref> این پیوندها، حاکمان محلی را در ساختار فدرال<ref group="دیدگاه">فدرال به معنای امروز به مثابه یک شکل جدید حکومت داری؟</ref> سهیم میکرد و به آنان در چهارچوب امپراتوری، نقشی مشروع میبخشید.<ref group="دیدگاه">منبع؟</ref>
| | واپسین دورۀ استقلال، عیلام نو (حدود ۷۴۰-۶۴۶ پ.م) با پادشاهی هومبان-تاهرا و رقابت با آشور همراه بود. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۶۳] نبرد سهمگین هالوله (۶۹۱ پ.م) و معاهدۀ صلح اورتاکو با اسرحدون (۶۷۴ پ.م) از رویدادهای مهم این دورهاند. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۱۷؛ بادامچی و شریفی، «پیمان صلح ایلام و آشور در ۶۷۴ پیش از میلاد؛ زمینههای شکلگیری و سرانجام آن»، ۱۳۹۸ش، ص ۳۴-۳۸] سرانجام آشوربانیپال، پادشاه آشور، در ۶۴۶ پ.م شوش را تصرف و ویران کرد و آخرین پادشاه عیلام، هومبان-هالتاش سوم، را به اسارت گرفت. [پاپیبالاگریوه، حسنی و کلبادینژاد، «آشوربانیپال و پایان شاهنشاهی ایلام»، ۱۴۰۴ش، ص ۴۳-۴۵] با وجود این ضربۀ مهلک، حکومتهای محلی عیلامی، مانند پادشاهی آیاپیر در ایذه، به بقای خود ادامه دادند تا آنکه سرانجام در شاهنشاهی هخامنشی استحاله یافتند. [کائید و ایمانپور، «وضعیت سیاسی ایلام بعد از سقوط تا برآمدن هخامنشیان (۶۴۶-۵۵۰ پ.م)»، ۱۳۹۴ش، ص ۱۴۷؛ عبدیفر و فیروزمندی شیرهجینی، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام نو بر اساس یافتههای باستانشناسی»، ۱۳۹۹ش، ص ۱۸۰] |
|
| |
|
| توان مشروعیتبخشی زنان خاندان سلطنتی جایگاهی فراتر از تشریفات به آنان داده بود؛ چنانکه میشیمروه مادر یکی از شاهان، اعطای پادشاهی به پسرش را تضمین کرده بود.<ref>[https://irhj.sbu.ac.ir/article_100952.html رحمتی کیا و غضنفری، «نقش سیاسی زنان...»، ۱۳۹۹ش، ص۹۲؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۱۲.</ref> البته این وضعیت، ضمن تضمین وحدت، به دلیل پویاییهای درونی، زمینهساز رقابتهای خاندانی نیز گردیده بود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص ۲۱۴.]</ref>
| | === '''<big>نقش عیلام در پیوند تمدنها</big>''' === |
| | | موقعیت جغرافیایی عیلام، این تمدن را به کانونی برای پیوند تمدنهای شرق و غرب باستان بدل کرده بود. شوش در محل تلاقی راههای مهمی قرار داشت که از غرب به بینالنهرین، از شمال به فلات مرکزی ایران و از جنوب به خلیج فارس منتهی میشدند. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۵۳] این موقعیت، عیلام را در مسیر ارتباطی میان بینالنهرین و درۀ سند قرار داده بود. [سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام در دورۀ سلسلههای آوان و شیماشکی»، ۱۴۰۵ش، ص ۲۲۳] |
| === '''<big>پایتختها و کانونهای قدرت</big>''' === | |
| ساختار سیاسی عیلام که بر پایۀ کنفدراسیونی از ایالتهای خودمختار شکل گرفته بود، دارای یک پایتخت واحد و ثابت نبود. با این وجود، شوش در دشت خوزستان، مهمترین مرکز شهری و قلب سیاسی-مذهبی این تمدن به شمار میرفت<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf. بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127261_708d7246fd34ae11f2eeca41d4e698bd.pdf غفوریان، «بررسی ساختار مدیریتی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱.]</ref> و در عین حال اهمیت و رونق آن در طول اعصار یکسان نبود و برای نمونه، در دورۀ آغازعیلامی با کاهش چشمگیر جمعیت و وسعت روبرو شده بود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۲.]</ref>
| |
| | |
| البته قدرت سیاسی همواره در انحصار شوش نبود و انشان بهعنوان پایتخت کهن کوهستانی، نقشی محوری و مکمل ایفا میکرد و پایگاه نظامی و خاستگاه بسیاری از خاندانهای حاکم نیز به حساب میآمد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2129973 نمیرانیان و فتحاللهی، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی...»، ۱۴۰۱ش، ص۴۸-۴۹.]</ref> افزون بر این دو قطب، دور-اونتاش (چغازنبیل) که توسط اونتاش-نپیریشا ساخته شده بود، شهری کاملاً مذهبی بود و زیگورات عظیم آن، با تقدیم مشترک به اینشوشیناک (خدای شوش) و نپیریشا (خدای انشان)، نمادی از اتحاد سیاسی-مذهبی دو بخش جلگهای و کوهستانی عیلام به حساب میآمد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی...»، ۱۳۹۵ش، ص۳؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1655004032-10518-1400-1-34.pdf شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص۵۸۲.]</ref>
| |
| | |
| در مقاطعی از تاریخ، بهویژه در دورۀ عیلام نو که شوش ناامن میشد، پایتخت سیاسی به شهرهای دیگری مانند ماداکتو و خایدالو نیز منتقل میگردید.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۳۲؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/309412 اکبری، «عیلام و عیلامیها»، ۱۳۸۱ش، ص۲۴.]</ref> این جابهجاییها نشاندهندۀ انعطافپذیری ساختار سیاسی عیلام در واکنش به تهدیدات خارجی میباشد.<ref group="دیدگاه">بحث ها به نحوی تکرار می شود. یک بار همین مابحث ذیل عنوان جغرافیای سیاسی نیز مطرح شد. مباحث یک جا منظم و دقیق و بدون تکرار مطرح شود. </ref> | |
| | |
| == '''<big>جامعه و نهادهای اجتماعی</big>''' ==
| |
|
| |
|
| === '''<big>ساختار طبقاتی</big>''' ===
| | یکی از جلوههای این نقش، تجارت مواد خام و کانیها (مانند لاجورد بدخشان) بود که از شرق فلات ایران به بینالنهرین منتقل میشد؛ نقشی که عیلام دستکم از اواخر هزارۀ چهارم پیش از میلاد برعهده داشت. [تزری، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، ۱۳۹۶ش، ص ۴] در کنار مسیرهای زمینی، عیلام از طریق خلیج فارس نیز به شبکۀ تجارت دریایی متصل بود و بنادر آن، این تمدن را به دیلمون (بحرین)، ماگان (عمان) و ملوحا (درۀ سند) پیوند میداد. [تزری، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، ۱۳۹۶ش، ص ۴-۵] |
| جامعۀ عیلامی ساختاری سلسلهمراتبی داشت که ریشۀ آن به تمایزات اقتصادی در دورۀ آغازعیلامی بازمیگشت؛ در این دوره، گروههایی با دسترسی نابرابر به منابع، به تدریج از دیگران متمایز شده بودند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۲.]</ref> در رأس هرم، شاه و خاندان سلطنتی قرار داشتند که تقدس و جایگاه ویژه تنها به شخص فرمانروا محدود نبود، بلکه تمامی افراد خاندان سلطنتی را نیز در بر میگرفت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120326151526-4019-1433.pdf آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۰۹.]</ref> پس از آن، اشراف و مقامات درباری و نظامی بودند که اغلب از میان خویشاوندان انتخاب شده و زمینهایی بهعنوان پاداش از شاه دریافت میکردند. سرانجام این شیوۀ واگذاری، به شکلگیری طبقۀ مالکان بزرگ وابسته به دربار انجامیده بود.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۴۷.</ref>
| |
|
| |
|
| شکاف طبقاتی با کشف خانۀ تمتی-واراش با پنجاه اتاق و ده حیاط در میان کلبههای فقرا بهروشنی نمایان است.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۴۷.</ref> روحانیون نیز با مدیریت املاک وسیع معابد و ورود به حوزۀ تجارت، از قدرت اقتصادی برخوردار شده بودند.<ref>[https://journals.usb.ac.ir/article_1971_d489b3e4a47303a6dc19e342087a4074.pdf بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۷.]</ref>
| | حضور فرامرزی هنر عیلامی نیز گواه این نقش ارتباطی است. موجود افسانهای گریفون (شیردال) که در عیلام ابداع شده بود، در مصر پذیرفته شد و تا دوران هخامنشی تداوم یافت. [مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص ۴-۵ و ۷] همچنین ظهور گاو-مرد در عیلام با ابداع اسفنکس (ابوالهول) در مصر همزمان دانسته شده است. [مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص ۱۲۷] در شرق فلات ایران نیز شباهت سفالهای این مناطق با محوطههای ترکمنستان و پاکستان، مؤید مبادلات فرهنگی گستردهای است که عیلام در آنها نقشی محوری ایفا میکرد. [تزری، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۰-۱۱] |
|
| |
|
| در میانۀ هرم، صنعتگران، کاتبان، بازرگانان و کشاورزان خردهمالک قرار داشتند. شواهد از وجود کارگاههای تخصصی مردانه و حتی زنانه حکایت دارند.<ref>[https://sanad.iau.ir/Journal/aoi/Article/1103847 فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگی...»، ۱۴۰۲ش، جدول۳، ص۳۵.]</ref> در پایینترین رده، بردگان بودند که کالایی قابل خرید و فروش محسوب شده و بیشتر آنان به شاه یا کاهن بزرگ تعلق داشتند؛ در این میان به بردگانی که مستقیماً در تولید دخالت داشتند، آزادی نسبی داده میشد، هرچند از دارایی شخصی محروم بودند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۴۶.</ref> الواح اداری شوش با ثبت جیره برای بیش از هزار و صد کارگر، گواه وجود این جامعۀ طبقاتی است.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۸۳.]</ref>
| | == '''<big>جامعه، حکومت و حقوق</big>''' == |
|
| |
|
| === '''<big>خانواده</big>'''<ref group="دیدگاه">مباحث مرتبط با ازدواج و تشکیل خانواده و نظام داخل خانه اگر است بیاید.</ref> '''<big>و جایگاه زنان</big>'''<ref group="دیدگاه">بحث زنان در طبقات اجتماعی مناسب تر است تا خانواده. چون خانواده به مثابه نهاد مطرح است که در کنارنهادهای چون قدرت، اقتصاد، علم و فرهنگ میاید. اما زنان به مثابه یک قشر اجتماعی</ref> === | | === '''<big>ساختار جامعه</big>''' === |
| در عیلام باستان، خانواده هستۀ اصلی نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بود و در غیاب دولت متمرکز، واحدهای خویشاوندی با اتکا به اموال و نیروی کار جمعی، تولید را به گردش درمیآوردند. این واحد اما پایۀ استواری نداشت و با مرگ رئیس خانواده، اعضا میتوانستند با سهمالارث خود به خانوادههای بزرگ دیگر بپیوندند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۴۶.</ref> جان آلدن نشان داد که مساحت پنجاه هکتاری تل ملیان در دورۀ بائش میانه بهطور کامل مسکونی نبوده، بلکه فصلی و توسط خاندانهای درگیر در تجارت و فعالیتهای سیاسی اشغال میشده است.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص۳۰۶.</ref> این شیوۀ زندگی که ترکیبی از یکجانشینی و کوچروی فصلی بود، بستر اقتصاد عیلام را تشکیل میداد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1671425066-10184-20-2.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدارشوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۴۴ و ۵۰.]</ref><ref group="دیدگاه">از جان تا این قسمت چه ربطی به خانواده دارد؟</ref> | | جامعۀ عیلامی دارای ساختاری سلسلهمراتبی بود که ریشه در تمایزات اقتصادی دورۀ آغازعیلامی داشت. [فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش در دورۀ آغازایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص ۷۲] در رأس هرم، شاه و خاندان سلطنتی قرار داشتند که تقدس و جایگاه ویژه تنها به شخص فرمانروا محدود نبود، بلکه تمامی افراد خاندان سلطنتی را در بر میگرفت. [آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص ۳۰۹] پس از آن، اشراف و مقامات درباری و نظامی بودند که اغلب از میان خویشاوندان انتخاب شده و زمینهایی بهعنوان پاداش از شاه دریافت میکردند. [گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص ۴۷] این شیوۀ واگذاری، به شکلگیری طبقۀ مالکان بزرگ وابسته به دربار انجامید. [بقایی، «تاریخچۀ مالکیت و نظام بهرهبرداری از زمین در ایلام باستان»، ۱۴۰۳ش] |
|
| |
|
| زنان ایلامی از جایگاهی ممتاز و آزادی عمل چشمگیری در زمینههای حقوقی، اقتصادی و سیاسی برخوردار بودند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127208_c57da8927ddf163c947c733ad5e36550.pdf اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰-۱۱.]</ref> ریشۀ این جایگاه والا<ref group="دیدگاه">تعابیر مثل «جایگاهی ممتاز و آزادی عمل چشمگیری» و والا و امثال آن که بیانگر کیفیت است، اگر در متن گزارش ها آمده است در مقاله شما هم باید مشکل ندارد. منتها به نحوی درج شود که بیانگر نقل دیدگاه دیگران باشد نه بیانگر قضاوت شما. و الا از چنین تعابیری نباید استفاده شود. شما به مصادیق اشاره کنید و قضاوت را به مخاطب بسپارید. برای مثال زن دارای حق مالکیت بوده، پرستش می شده و .... خود مخاطب با خواندن این امور متوجه خوبی یا بدی جایگاه زن میشود</ref> را باید در باورهای دینی ایلامیان و احترام عمیق آنان به «اصل مادینه هستی» جستجو کرد؛ باوری که نیروی خلاقه و حیاتبخش زنانه را در جهان مؤثر میدانست و در پرستش ایزدبانوانی چون پینیکیر و کیریریشا تجلی یافته بود.<ref>[https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن ایلام»، ۱۳۸۹ش، ص ۱۰۵ و ۱۰۹.]</ref> ثمرۀ عینی این باورها، در ساختار حقوقی جامعه نیز نمایان بود.<ref group="دیدگاه">امثال این عبارت ها که در متن کم نیست کاملا قلم فرسایی و تحلیلی است: «را باید در باورهای دینی ایلامیان و احترام عمیق آنان به «اصل مادینه هستی» جستجو کرد؛ باوری که نیروی خلاقه و حیاتبخش زنانه را در جهان مؤثر میدانست و در پرستش ایزدبانوانی چون پینیکیر و کیریریشا تجلی یافته بود» از باید و نباید استفاده نکنید. مصادیق را درج کنید کافی است.
| | شکاف طبقاتی با کشف خانۀ تمتی-واراش با پنجاه اتاق و ده حیاط در میان کلبههای فقرا مشهود است. [گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص ۴۷] روحانیون نیز با مدیریت املاک وسیع معابد و ورود به حوزۀ تجارت، از قدرت اقتصادی برخوردار بودند. [بقایی، «تاریخچۀ مالکیت و نظام بهرهبرداری از زمین در ایلام باستان»، ۱۴۰۳ش؛ بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص ۲۷] |
|
| |
|
| «ثمرۀ عینی این باورها، در ساختار حقوقی جامعه نیز نمایان بود». چنین تعابیری از کل مقاله حذف شود</ref> اسناد شوش گواهی میدهند که زنان از حق وصیت و ارثبری برابر با مردان برخوردار بوده و میتوانستند بدون نیاز به قیم، بهعنوان موصی یا وارث در اسناد حقوقی ظاهر شوند.<ref>[https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۷.]</ref> آنان بهطور مستقل در معاملات اقتصادی شرکت کرده، اسناد را با اثر انگشت خود مهر و بهعنوان شاهد یا طرف دعوا در محاکم حضور مییافتند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی...»، ۱۳۹۶ش، ص۲۰-۲۱؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۳۸.</ref> حق مالکیت و ارث برای زنان همتراز با مردان بود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۱.]</ref> این استقلال اقتصادی تنها به زنان عادی محدود نماند و راهبهها و کاهنهها نیز مانند کاهنان مرد، به مدیریت املاک معابد و سرمایهگذاری در فعالیتهای تجاری میپرداختند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۰.]</ref>
| | در میانۀ هرم، صنعتگران، کاتبان، بازرگانان و کشاورزان خردهمالک قرار داشتند. شواهد از وجود کارگاههای تخصصی مردانه و زنانه نیز حکایت دارند. [فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، ۱۴۰۲ش، جدول ۳، ص ۳۵] در پایینترین رده، بردگان بودند که کالایی قابل خرید و فروش محسوب میشدند و بیشتر آنان به شاه یا کاهن بزرگ تعلق داشتند. [گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص ۴۶] |
|
| |
|
| '''<big>نظام حقوقی و قضایی</big>''' | | === '''<big>خانواده و خویشاوندی</big>''' === |
| | در عیلام باستان، خانواده هستۀ اصلی نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بود و در غیاب دولتی متمرکز، واحدهای خویشاوندی با اتکا به اموال و نیروی کار جمعی، تولید را به گردش درمیآوردند. اما این واحد پایۀ استواری نداشت و با مرگ رئیس خانواده، اعضا میتوانستند با سهمالارث خود به خانوادههای بزرگ دیگر بپیوندند. [گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص ۴۶] |
|
| |
|
| نظام حقوقی عیلام آمیزهای از قانون الهی و عرف مدنی<ref group="دیدگاه">مدنی یک اصطلاحی مدرن است که معنای خاص خود را دارد. نمی دانم چقدر می شود این عناوین را به گذشته آن زمان نسبت داد. </ref> بود. بر اساس باور عیلامیان، ایزد اینشوشیناک واضع قانون و ایزد ناهونته مجری و ضامن اجرای عدالت به شمار میرفت. تجلی عینی این باور، یادمان عدالت «آت-هوشو» بود که در میدانی در شوش نصب شده بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127208_c57da8927ddf163c947c733ad5e36550.pdf اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص1، ۷-۸.]</ref>
| | اصل مادرتباری به زنان خاندان سلطنتی جایگاهی ویژه میبخشید و مشروعیت پادشاهی از طریق مادر به ارث میرسید. [فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، ۱۴۰۲ش، ص ۳۰-۳۱] برای تحکیم این پیوند، ازدواج با محارم با هدف صیانت از میراث و خلوص خون شاهی رواج داشت. [افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۳۱ و ۴۴۰] این نظام چنان در جامعه ریشه دوانده بود که اسناد حقوقی شوش از برابری حقوق ارث دختران و پسران و امکان وصیت زن به نفع دخترش حکایت دارند. [دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص ۱۰۷] |
|
| |
|
| دادگاهها ساختاری دولایه داشتند؛ در مرحلۀ بدوی، قضات بهتنهایی رأی صادر میکردند، اما در مرحلۀ استیناف، وزرای اعظم استانها نیز در این امر دخیل بودند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۲۱-۲۲.]</ref> قضات لزوماً حقوقدان<ref group="دیدگاه">مگر حقوق آن زمان بود تا حقوق دان باشند؟ حقوق یک رشته مدرن است. </ref> نبودند و شهروندانی عادی با مشاغلی چون آشپز و ماهیگیر نیز در میان آنان دیده شده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/981644 بادامچی، «یک سند حقوقی از شوش»، ۱۳۹۰ش، ص۳۸۴-۳۸۵.]</ref>
| | === '''<big>جایگاه زنان</big>''' === |
| | زنان عیلامی بهطور مستقل در معاملات اقتصادی شرکت میکردند، اسناد را با اثر انگشت خود مهر کرده و به عنوان شاهد یا طرف دعوا در محاکم حضور مییافتند. [کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، ۱۳۹۶ش، ص ۲۰-۲۱؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۳۸] حق مالکیت و ارث برای زنان همتراز با مردان بود. [گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان در اندیشۀ کوروش هخامنشی»، ۱۳۹۴ش، ص ۵۱] چنانچه در یک لوح مشتمل بر وصیتنامه، شوهری تمام اموالش را به پاس پرستاری همسرش به او بخشیده است. [دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص ۱۰۷] |
|
| |
|
| هرگاه شواهد کافی نبود، متهم میتوانست با خوردن سوگند در معبد ایشتر به دعوا خاتمه دهد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/981644 بادامچی، «یک سند حقوقی از شوش»، ۱۳۹۰ش، ص۳۸۴.]</ref> سوگند دروغ به معنای از دست دادن نیروی محافظ الهی کیتن و مرگ اجتماعی و فیزیکی فرد بود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۸.]</ref> در اختلافات لاینحل نیز متهم به اوردالی یا داوری ایزدی سپرده میشد و عبور از رودخانه بیگناهی یا گناهکاری او را معلوم میکرد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1765024885-69342475db8df-10785-25-5.pdf عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت سوگند...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۲۲ و ۱۳۸.]</ref>
| | راهبهها و کاهنهها نیز مانند کاهنان مرد، املاک معابد را مدیریت و در فعالیتهای تجاری سرمایهگذاری میکردند. [ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی الهه مادر در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۰] جایگاه زن در جامعۀ عیلام ریشه در در باورهای دینی آنان داشت؛ چنانچه ایزدبانوانی چون پینیکیر و کیریریشا پرستش میشدند. [دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص ۱۰۵ و ۱۰۹] |
|
| |
|
| ضمانت اجرای تعهدات بر دو رکن شهادت شهود و سوگند استوار بود<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۲۱-۲۲.]</ref> و در عین حال از سازوکارهای دیگری نیز بهره میبردند. نصب میخ چوبی (سیکاتو) در ملک مورد معامله- به عنوان وثیقۀ بازپرداخت بدهی- از آن جمله بود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1596699093-10248-89-205.pdf میراشه، نیکنامی و فیروزمندی، «بررسی اسناد اقتصادی...»، ۱۳۹۵ش، ص۱۲.]</ref> در قراردادهای تجاری نیز سرمایهگذار میتوانست با گنجاندن شروطی، اصل سرمایه را در برابر خسارات احتمالی بیمه کند.<ref>[https://journals.usb.ac.ir/article_1971_d489b3e4a47303a6dc19e342087a4074.pdf بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۴ و ۲۷.]</ref>
| | === '''<big>نظام حقوقی و قضایی</big>''' === |
| | نظام حقوقی عیلام آمیزهای از قانون الهی و عرفی بود. بر اساس باور عیلامیان، ایزد اینشوشیناک واضع قانون و ایزد ناهونته مجری و ضامن اجرای عدالت به شمار میرفت و یادمانی سنگی به نام آت-هوشو در میدانی در شوش به همین منظور نصب شده بود. [اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۱ و ۷-۸] الواح بهجامانده نیز مجازاتهایی سخت مانند بریدن دست و زبان برای شهادت دروغ و اعدام برای جعل اسناد را ثبت کردهاند. [کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، ۱۳۹۶ش، ص ۲۱] |
|
| |
|
| در عیلام باستان نشانی از مفهوم زندان یافت نشده و الواح بهجامانده نیز مجازاتهایی سخت مانند بریدن دست و زبان برای شهادت دروغ و اعدام برای جعل اسناد را ثبت کردهاند.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۲۱.]</ref> | | ضمانت اجرای تعهدات بر دو رکن شهادت شهود و سوگند استوار بود. [کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، ۱۳۹۶ش، ص ۲۱-۲۲] دادگاهها ساختاری دولایه داشتند و قضات که لزوماً صاحبمنصبان قضایی نبودند، در مرحلۀ بدوی رأی صادر میکردند و در مرحلۀ بعد، وزرای اعظم استانها نیز دخیل میشدند. [کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، ۱۳۹۶ش، ص ۲۱؛ بادامچی، «یک سند حقوقی از شوش (ویرایش و ترجمۀ فارسی)»، ۱۳۹۰ش، ص ۳۸۴-۳۸۵] |
|
| |
|
| == '''<big>اقتصاد و معیشت</big>''' ==
| | هرگاه شواهد کافی نبود، متهم با خوردن سوگند در معبد ایشتر تبرئه میشد. سوگند دروغ به معنای از دست دادن نیروی محافظ الهی کیتن» و مرگ اجتماعی و فیزیکی فرد بود. [کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۸] در اختلافات لاینحل نیز متهم به داوری ایزدی (اوردالی) سپرده میشد و عبور از رودخانه بیگناهی یا گناهکاری او را معلوم میکرد. [عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت "سوگند" در حیات حقوقی و اجتماعی تمدن عیلام قدیم (۲۵۰۰ ق.م – ۶۵۰ ق.م)»، ۱۴۰۳ش، ص ۱۲۲ و ۱۳۸] |
|
| |
|
| === '''<big>کشاورزی مبتنی بر آبیاری</big>''' === | | === '''<big>کشاورزی مبتنی بر آبیاری</big>''' === |
| الواح و مهرهای عیلامی فهرستی از حرفهها را نشان میدهند اما کشاورزی پایههای اصلی معیشت آن مردم را تشکیل میداد<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶.</ref> و دشت شوشان با رودهای پرآب و خاک آبرفتی حاصلخیز، از حدود شش هزار سال پیش، بستر مناسبی برای آن شکل از معیشت، فراهم کرده بود.<ref>رضاقلی، تاریخ سیاسی ایران باستان، ۲۰۱۲م، ص۷۴؛ دورانت، تاریخ تمدن: مشرقزمین گهوارۀ تمدن، ۱۳۳۷ش، ص۱۴۳.</ref> در این میان بارندگی اندک و نامنظم، عیلامیان را به ابداع روشهای پیچیدۀ آبیاری مصنوعی، شامل شبکهای از کانالها، سدها، آببندها و قناتها میز<ref group="دیدگاه">میز یا نیز؟</ref> سوق داده بود.<ref>[https://sanad.iau.ir/Journal/aoi/Article/1103847 فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگی...»، ۱۴۰۲ش، ص۲۲ و ۲۶-۲۷.]</ref> چنانچه در قراردادهای اجارۀ زمین، تعداد کانالهای عبوری از کنار مزرعه یکی از عوامل اصلی تعیینکنندۀ مرغوبیت و قیمت زمین محسوب شده است.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1596699093-10248-89-205.pdf میراشه، نیکنامی و فیروزمندی، «بررسی اسناد اقتصادی...»، ۱۳۹۵ش، ص۳ و ۷.]</ref>
| | دشت شوشان با رودهای پرآبی چون کرخه، کارون و دز و خاک آبرفتی حاصلخیز، از حدود شش هزار سال پیش، بستر مناسبی برای کشاورزی فراهم کرده بود. [رضاقلی، تاریخ سیاسی ایران باستان، ۲۰۱۲م، ص ۷۴؛ دورانت، تاریخ تمدن: مشرقزمین گهوارۀ تمدن، ۱۳۳۷ش، ص ۱۴۳] در عین حال بارندگی اندک و نامنظم، عیلامیان را به ابداع روشهای پیچیدۀ آبیاری مصنوعی، شامل شبکهای از کانالها، سدها، آببندها و قناتها نیز سوق داده بود. [فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، ۱۴۰۲ش، ص ۲۲ و ۲۶-۲۷] در قراردادهای اجارۀ زمین، تعداد کانالهای عبوری از کنار مزرعه یکی از عوامل اصلی تعیینکنندۀ مرغوبیت و قیمت زمین محسوب میشد. [میراشه، نیکنامی و فیروزمندی شیرهجین، «بررسی اسناد اقتصادی خرید-فروش، اجاره، وام در دورۀ عیلام قدیم»، ۱۳۹۵ش، ص ۳ و ۷] |
| | |
| عمدهترین محصولات شامل جو، گندم، کنجد و عدس بود و جو افزون بر مصرف خوراکی، کالایی ارزشمند در مبادلات و پرداخت دستمزدها و جیرهها هم به شمار میرفت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1596699093-10248-89-205.pdf میراشه، نیکنامی و فیروزمندی، «بررسی اسناد اقتصادی...»، ۱۳۹۵ش، ص۳.]</ref> در این میان الواح اداری از تولید محصولات لبنی همچون روغن و پنیر نیز خبر میدهند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1671425066-10184-20-2.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۴۷-۴۸.]</ref>
| |
|
| |
|
| مساحت مزارع با واحدهای حجمی سیال و گور<ref group="دیدگاه">گور؟ مقصود چیست؟</ref> که بر اساس مقدار بذر لازم برای کاشت تعیین میشد، اندازهگیری میگردید. قراردادهای اجارۀ شوش در دورۀ سوکلمخها جزئیات دقیقی از نظام بهرهبرداری از زمین را آشکار میسازند. مدت اجاره برای زمینهای آباد یکساله، برای زمینهای بایر سهساله و برای نخلستانها پنجساله بود و پرداخت اجارهبها به چهار شیوۀ مبلغ ثابت، سهمی از محصول (معمولاً دو سوم به مالک و یک سوم به زارع)، مبلغ معین به ازای هر واحد مساحت با در نظر گرفتن حق آب، و یا بر اساس نرخ عرفی زمینهای همسایه صورت میگرفت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1596699093-10248-89-205.pdf میراشه، نیکنامی و فیروزمندی، «بررسی اسناد اقتصادی...»، ۱۳۹۵ش، ص6.]</ref> | | عمدهترین محصولات کشاورزی جو، گندم، کنجد و عدس بود. جو افزون بر مصرف خوراکی، کالایی ارزشمند در مبادلات و پرداخت دستمزدها و جیرهها نیز به شمار میرفت. [میراشه، نیکنامی و فیروزمندی شیرهجین، «بررسی اسناد اقتصادی خرید-فروش، اجاره، وام در دورۀ عیلام قدیم»، ۱۳۹۵ش، ص ۳] مساحت مزارع با واحدهای حجمی سیال (حدود یک لیتر) و گور (حدود ۳۰۰ لیتر) اندازهگیری میشد و قراردادهای اجاره در دورۀ سوکلمخها جزئیات دقیقی از شیوههای بهرهبرداری، از جمله سهمبری محصول و پرداخت بر اساس نرخ عرفی زمینهای همسایه را آشکار میسازد. [میراشه، نیکنامی و فیروزمندی شیرهجین، «بررسی اسناد اقتصادی خرید-فروش، اجاره، وام در دورۀ عیلام قدیم»، ۱۳۹۵ش، ص ۵-۶] |
|
| |
|
| === '''<big>دامداری و کوچنشینی</big>''' === | | === '''<big>دامداری و کوچنشینی</big>''' === |
| دامداری، بهویژه پرورش گوسفند و بز، نقشی پررنگ در اقتصاد معیشتی عیلام داشت و تحلیل استخوانهای جانوری از تل ملیان نشان میدهند که نسبت بز به گوسفند در رژیم غذایی دو به یک بوده است. از سوی دیگر در متون و مهرهای عیلامی اثری از گوشت خوک دیده نمیشود و این غیبت کامل، احتمال وجود تابوی غذایی یا ممنوعیت مذهبی را قوت میبخشد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1671425066-10184-20-2.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۵۲؛] متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۳۱۵ ، 338.</ref> | | دامداری، بهویژه پرورش گوسفند و بز، نقشی پررنگ در اقتصاد معیشتی عیلام داشت و نسبت بز به گوسفند در رژیم غذایی دو به یک بود. [فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص ۵۲؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۳۱۵] از سوی دیگر در متون و مهرهای عیلامی اثری از گوشت خوک دیده نمیشود و این غیبت کامل، احتمال وجود تابوی غذایی یا محدودیت مذهبی را قوت میبخشد. [متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۳۳۸] در این میان الواح اداری شوش از تولید محصولات لبنی همچون روغن و پنیر نیز خبر میدهند. [فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص ۴۷-۴۸] |
|
| |
|
| دامداران برای گریز از گرمای تابستان خوزستان، ناچار به کوچ فصلی به مناطق خنکتر کوهستانی بودند و این الگوی معیشتی، در نقشمایههای مهرهای استوانهای نیز با صحنههای بردن گلهها به سوی آغلهای خشتی بازتاب یافته است. این شیوۀ زندگی بهعنوان میراثی دیرپا تا به امروز در میان عشایر منطقه دیده میشود. اقتصاد جوامع یکجانشین و دامداران کوچرو کاملاً در هم تنیده و وابستگی دوسویهای میان آنها برقرار بود؛ کشاورزان غلات دامداران را تأمین میکردند و در مقابل فرآوردههای دامی دریافت میداشتند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1671425066-10184-20-2.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۴۴ و ۷۸، ۵۰-۵۲؛] مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶.</ref> | | دامداران برای گریز از گرمای تابستان خوزستان، ناچار به کوچ فصلی به مناطق خنکتر کوهستانی بودند و این الگوی معیشتی، در نقشمایههای مهرهای استوانهای نیز بازتاب یافته است. [فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص ۴۴ و ۷۸؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۶] کشاورزان یکجانشین و دامداران کوچرو در یک وابستگی دوسویه غلات را با فرآوردههای دامی مبادله میکردند و کوچنشینان در کنار گلهداری به کشاورزی دیمی فصلی نیز میپرداختند. [فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص ۴۴] گاو برخلاف بز و گوسفند، پیوند عمیقی با جوامع یکجانشین داشت و بهعنوان جانور بارکش و نماد قدرت در مزارع و مراسم آیینی اهمیت مییافت. [فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، ۱۴۰۱ش، ص ۴۴ و ۴۷؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۳۳۸] |
|
| |
|
| کوچنشینان در کنار گلهداری به کشاورزی دیمی فصلی نیز میپرداختند و گاو برخلاف بز و گوسفند، پیوند عمیقی با جوامع یکجانشین داشت، اما بهعنوان جانور بارکش و نماد قدرت در مزارع و مراسم آیینی هم اهمیت مییافت.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1671425066-10184-20-2.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «بررسی جامعۀ دامدار شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۴۴ و ۴۷؛] متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۸.</ref>
| | بررسی نحوۀ سکونت در محوطههای باستانی نیز تصویری از الگوی معیشتی کوچ فصلی ارائه میدهد. جان آلدن نشان داده است که مساحت پنجاه هکتاری تل ملیان در دورۀ بائش میانه بهطور کامل مسکونی نبوده، بلکه فصلی و توسط خاندانهای درگیر در تجارت و فعالیتهای سیاسی اشغال میشده است. [متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۳۰۶] |
|
| |
|
| === '''<big>تجارت منطقهای</big>''' === | | === '''<big>تجارت منطقهای</big>''' === |
| موقعیت جغرافیایی عیلام، آن را به پلی میان فلات ایران و بینالنهرین و واسطهای برای انتقال کالاها، مواد خام و فناوریها بدل کرده بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_169132_bac760a7f8d532a99e42a69966cc11b5.pdf محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام...»، ۱۴۰۲ش، ص۱۷؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام...»، ۱۳۹۴ش، ص۴۶.]</ref> به خصوص شوش، با وجود فقدان معادن در دشت خوزستان، پایگاه تبادل کالا برای رساندن فلزات و سنگهای قیمتی از شرق فلات ایران به بین النهرین به حساب میآمد.<ref>رضاقلی، تاریخ سیاسی ایران باستان، ۲۰۱۲م، ص۷۶؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2164976 خراشادی و انتشاری نجفآبادی، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان...»، ۱۴۰۲ش، ص۵۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127176_b0c3d3c164e7b5b3efdc4b6083a9eca1.pdf تزری، «خاستگاه خط ایلام و سومر...»، ۱۳۹۶ش، ص۴.]</ref> نیاز مبرم بین النهرین به چوب، قیر، سنگهای قیمتی و فلزات، موقعیت عیلام را راهبردی ساخته بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127252_8f4fc8517ef09b9d95ccec061c993177.pdf محمودیان، «ارتباط سیاسی-اقتصادی تمدنهای ایلام...»، ۱۳۹۷ش، ص2؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127261_708d7246fd34ae11f2eeca41d4e698bd.pdf غفوریان، «بررسی ساختار مدیریتی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۴.]</ref> | | موقعیت جغرافیایی عیلام، آن را به پلی میان فلات ایران و بینالنهرین بدل کرده بود و شوش با وجود فقدان معادن در دشت خوزستان، پایگاه اصلی تبادل فلزات، چوب و سنگهای قیمتی از شرق فلات ایران به شمار میرفت. [محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، ۱۴۰۲ش، ص ۱۷؛ گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان در اندیشۀ کوروش هخامنشی»، ۱۳۹۴ش، ص ۴۶؛ رضاقلی، تاریخ سیاسی ایران باستان، ۲۰۱۲م، ص ۷۶؛ خراشادی و انتشاری نجفآبادی، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان براساس شواهد باستانشناختی و اسناد مکتوب میخی»، ۱۴۰۲ش، ص ۵۲] |
|
| |
|
| این سرزمین افزون بر صادرات مس و نقره از معادن خود، قلع را برای ساخت مفرغ به عنوان واسطه از نواحی شرقی (افغانستان امروزی) به بین النهرین میرساند و قدرت اقتصادیاش در دورۀ سوکلمخها بر همین پایه استوار بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127252_8f4fc8517ef09b9d95ccec061c993177.pdf محمودیان، «ارتباط سیاسی-اقتصادی...»، ۱۳۹۷ش، ص3؛] متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۵۰۳-۵۰۴.</ref> | | این سرزمین افزون بر صادرات مس و نقره از معادن خود، قلع را برای ساخت مفرغ بهعنوان واسطه از افغانستان به بینالنهرین میرساند و قدرت اقتصادیاش در دورۀ سوکلمخها بر همین پایه استوار بود. [محمودیان، «ارتباط سیاسی-اقتصادی ایلام و بینالنهرین در دوران باستان»، ۱۳۹۷ش، ص ۳؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۵۰۳-۵۰۴] |
|
| |
|
| اسناد تجاری شوش با تصریح به تقسیم مساوی سود و مصونیت سرمایهگذار در برابر خسارات، گواه پیچیدگی این نظام تجاری هستند.<ref>[https://journals.usb.ac.ir/article_1971_d489b3e4a47303a6dc19e342087a4074.pdf بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۴-۲۸.]</ref> در این نظام، کاتبان نقشی حیاتی ایفا میکردند. آنان که در شوش تربیت میشدند، افزون بر زبان و خط عیلامی به اکدی نیز تسلط داشته و مسئول ثبت دقیق تراکنشهای مالی را بودند.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۵۰۴؛ ب[https://sid.ir/paper/225120/fa ادامچی، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی...»، ۱۳۹۱ش، ص۲۳؛] مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶.</ref> معابد نیز با سرمایهگذاری در سفرهای تجاری پرخطر و تضمین اصل سرمایه، در اقتصاد عیلام نقشی کلیدی داشتند.<ref>[https://journals.usb.ac.ir/article_1971_d489b3e4a47303a6dc19e342087a4074.pdf بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۷-۲۸.]</ref>
| | کاتبان دوزبانه که در شوش تربیت میشدند، تراکنشهای مالی را دقیق ثبت میکردند و معابد نیز با سرمایهگذاری در سفرهای تجاری پرخطر، در این شبکه نقشی کلیدی داشتند. [بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص ۲۴-۲۸؛ متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۵۰۴؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۶] |
|
| |
|
| نقره واسطۀ استاندارد مبادله بود و وزنههای مکعبی استاندارد یافتشده در شوش، مشابه نمونههای درۀ سند و بینالنهرین، از یکپارچگی این نظام در شبکۀ تجاری باستان حکایت دارند.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۴۸۷؛ [http://www.ilamstudy.ir/article_127176_b0c3d3c164e7b5b3efdc4b6083a9eca1.pdf تزری، «خاستگاه خط، ایلام و سومر...»، ۱۳۹۶ش، ص۵.]</ref> دامنۀ این شبکهها عیلام را به بحرین (دیلمون)، عمان (مگن)، درۀ سند و سواحل خلیج فارس متصل میکرد و بندر لیان از مهمترین بنادر صادراتی، سنگهای گرانبها و مروارید را به بابل میرساند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520115623-9910-10.pdf علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان...»، ۱۳۹۲ش، ص۳۰ و ۳۸؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120413165400-5173-103.pdf یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ...»، ۱۳۷۰ش، ص۲۴ و ۲۳-۲۴.]</ref> | | نقره واسطۀ مبادله بود و وزنههای مکعبی استاندارد یافتشده در شوش، مشابه نمونههای درۀ سند و بینالنهرین، از یکپارچگی این نظام در شبکۀ تجاری باستان حکایت دارند. [متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۴۸۷؛ تزری، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، ۱۳۹۶ش، ص ۵] دامنۀ این شبکهها عیلام را به بحرین (دیلمون)، عمان (مگن)، درۀ سند و سواحل خلیج فارس متصل میکرد و بندر لیان از مهمترین بنادر صادراتی، سنگهای گرانبها و مروارید را به بابل میرساند. [علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان (بوشهر) در عصر عیلامیها»، ۱۳۹۲ش، ص ۳۰ و ۳۸؛ یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص ۲۴ و ۲۳-۲۴] |
|
| |
|
| === '''<big>صنایع و تولیدات</big>''' === | | === '''<big>فلزکاری و صنعت</big>''' === |
| فلزکاری از صنایع پیشرو در عیلام بود و صنعتگران در کار با مس، مفرغ، طلا و نقره مهارت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1494771 حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام...»، ۱۳۸۸ش، ص۵۳-۵۴.]</ref> استفاده از آهن از اواخر نیمۀ اول هزارۀ دوم پ.م آغاز شد، اما تا دورۀ مرحلۀ دوم عیلام نو رواج نیافت و عمدتاً به ساخت جنگافزارها و اشیاء زینتی محدود بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2164976 خراشادی و انتشاری نجفآبادی، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان...»، ۱۴۰۲ش، ص ۵۳ و ۵۸.]</ref> | | فلزکاری از صنایع پیشرو در عیلام بود و صنعتگران در کار با مس، مفرغ، طلا و نقره مهارت داشتند. [حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام (با تأکید بر چند تندیس شاخص)»، ۱۳۸۸ش، ص ۵۳-۵۴] البته استفاده از آهن از اواخر نیمۀ اول هزارۀ دوم پیش از میلاد آغاز شد، اما تا دورۀ عیلام نو رواج نیافت و عمدتاً به ساخت جنگافزار و اشیاء زینتی محدود بود. [خراشادی و انتشاری نجفآبادی، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان براساس شواهد باستانشناختی و اسناد مکتوب میخی»، ۱۴۰۲ش، ص ۵۳ و ۵۸] |
|
| |
|
| سفالهای منقوش شوش از کهنترین تولیدات عیلام با نقوش هندسی، گیاهی و جانوری، در کارگاههای تخصصی تولید میشدند. هنرمند سفالگر شوش از دانش ریاضی در طراحی بهره میبرد، چنانکه تناسبات ریاضی جام شوش اعدادی نزدیک به نسبت طلایی (نسبت ثابت ریاضی برای ایجاد تناسبات در هنر و معماری) را نشان میدهند.<ref>[https://jfava.ut.ac.ir/article_22901_1136af9a21c2ae44e54a7b49d4ca1ce5.pdf کبیری و براتی، «جام شوش، جامی پر از رمز و راز»، ۱۳۹۰ش، ص۴۶-۴۷، ۵۴-۵۵]</ref> | | سفالهای منقوش شوش با نقوش هندسی، گیاهی و جانوری در کارگاههای تخصصی تولید میشدند و هنرمند سفالگر از دانش ریاضی در طراحی آنها بهره میبرد. [کبیری و براتی، «جام شوش، جامی پر از رمز و راز»، ۱۳۹۰ش، ص ۴۶-۴۷ و ۵۴-۵۵] |
|
| |
|
| عیلامیان با ترکیب قیر طبیعی با مواد معدنی و حرارت، خمیر قیر را برای ساخت ظروف تزیینی، مهرهای استوانهای، اندود خمرههای تدفینی و ملات در معماری به کار میبردند. صنایع شیشهگری و فایانس(مادهای سیلیسی با لعاب قلیایی) نیز در دورۀ عیلام میانه و نو شکوفا شد که نمونههای آن در چغازنبیل یافت شده است.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1053252/fa#downloadbottom مهدینژاد خطبهسرا و همکاران، «شواهد باستانشناختی نفت...»، ۱۴۰۰ش، ص۴۰۴-۴۰۶]؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۸۲-۸۳.</ref> | | عیلامیان با ترکیب قیر طبیعی با مواد معدنی، خمیری به وجود میآوردند که در ساخت ظروف تزیینی، مهرهای استوانهای و اندود کردن خمرههای تدفینی به کار میرفتند. [مهدینژاد خطبهسرا و همکاران، «شواهد باستانشناختی نفت، قیر و مشتقات آن در تمدن ایلام باستان»، ۱۴۰۰ش، ص ۴۰۴-۴۰۶] صنایع شیشهگری و بدلچینی (فایانس) نیز در دورۀ عیلام میانه و نو شکوفا شد که نمونههای آن در چغازنبیل یافت شده است. [مهدینژاد خطبهسرا و همکاران، «شواهد باستانشناختی نفت، قیر و مشتقات آن در تمدن ایلام باستان»، ۱۴۰۰ش، ص ۴۰۶؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۸۲-۸۳] |
|
| |
|
| در زمینۀ منسوجات، دشت خوزستان و نواحی غربی ایران از مراکز مهم تولید پارچههای لطیف، منقوش و گلدوزیشده بودند و کشف پارچههای کتانی ظریف با حاشیههای گلدوزیشده از ارجان گواه رونق نساجی در عیلام نو است. <ref>[https://aaj.semnan.ac.ir/article_6653_14716684d01522a3aa64628f1b64adb3.pdf ویسی، «بررسی و مقایسۀ سرپوش زنان عیلام باستان...»، ۱۴۰۱ش، ص۳۶.]</ref>الواح اداری شوش با اشاره به تحویل مقادیر زیادی پارچه، لباسهای رنگارنگ و پشم به درباریان، بر اهمیت این صنعت در اقتصاد عیلام صحه میگذارند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2129973 نمیرانیان و فتحاللهی، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی...»، ۱۴۰۱ش، ص۵۷-۵۸.]</ref> | | در زمینۀ منسوجات، دشت خوزستان و نواحی غربی ایران از مراکز مهم تولید پارچههای لطیف و گلدوزیشده بود و کشف پارچههای کتانی ظریف از ارجان گواه رونق نساجی در عیلام نو است. [ویسی، «بررسی و مقایسۀ سرپوش زنان عیلام باستان با نمونههای معاصر در منطقۀ غرب»، ۱۴۰۱ش، ص ۳۶] الواح اداری شوش نیز با اشاره به تحویل پارچه، لباسهای رنگارنگ و پشم به درباریان، اهمیت این صنعت را نشان میدهند. [نمیرانیان و فتحاللهی، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی بر اساس شواهد باستانشناسی و زبانشناسی»، ۱۴۰۱ش، ص ۵۷-۵۸] |
|
| |
|
| == '''<big>علم و فنآوری</big>''' <ref group="دیدگاه">در مورد تعبیر فناوری مقداری تردید دارم</ref> == | | === '''<big>زندگی روزمره و آداب فرهنگی</big>''' === |
| | اطلاعات ما از جزئیات زندگی روزمرۀ عیلامیان محدود است، اما شواهد هنری و باستانشناختی تصویری از برخی آداب و رسوم آنان به دست میدهند که از آن جمله موسیقی است. استفاده از موسیقی تنها به مراسم رسمی دینی محدود نبود، بلکه در بزمها و رویدادهای اجتماعی نیز حضور پررنگی داشت. چنانچه بر روی یک جام، مراسم عقد یک زوج عیلامی با همراهی نوازندهای در حال نواختن ساز زهی به تصویر کشیده شده است. [Rostami and Mansourabadi, "String Instruments Depicted in the Paintings of Ancient Elam", 2020, p. 30] در نقوش برجستۀ کولفرح نیز صحنۀ ضیافتی باشکوه با ۱۴۱ شرکتکننده و گروهی از نوازندگان دیده میشود که نشان از برگزاری بزمهای درباری و اهمیت موسیقی در فرهنگ عمومی عیلامیان دارد. [آلوارزمون، «ایلام در عصر آهن»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۳-۱۴] |
|
| |
|
| === '''<big>ستارهشناسی و گاهشماری</big>''' ===
| | پوشاک نیز بازتابی از ساختار اجتماعی بود. در جامعۀ عیلامی، پنج طبقۀ زنان (الههها، نیایشگران، ملکهها، زنان شاغل و زنان عادی) هر یک لباس مخصوص به خود را بر تن میکردند. [ویسی، «بررسی و مقایسۀ سرپوش زنان عیلام باستان با نمونههای معاصر در منطقۀ غرب»، ۱۴۰۱ش، ص ۳۶] در نقش برجستۀ کورانگون، زنان با لباسهای بلند و پوششی بر سر و گیسوان بلند تصویر شدهاند. [ویسی، همان، ص ۳۷] لباس مردان نیز بسته به جایگاه اجتماعیشان متفاوت بود؛ برای نمونه، در نقوش کولفرح، پادشاه و ملازمانش لباسهای بلند بر تن دارند، در حالیکه سایر حاضران دامنهای چیندار کوتاهتری پوشیدهاند. [آلوارزمون، «ایلام در عصر آهن»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۳] |
| عیلامیان برای ساماندهی به امور کشاورزی و مراسم مذهبی، تقویمی بر اساس حرکت سیارۀ زهره به کار میبردند که برخلاف تقویم قمری همسایگان بین النهرینی، نشاندهندۀ نظام رصدی مستقل و بومی بود. شناخت ما از جزئیات این تقویم به دلیل کمبود منابع اندک است.<ref>آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص۳۰۸.</ref>
| |
|
| |
|
| در دوران سلطۀ بینالنهرینیها، نامهای بابلی جایگزین بخشی از نامهای بومی شدند، اما برخی نامهای عیلامی ماههای سال مانند خولتوپو (ماه یازدهم) و دینگیر مخ (ماه چهارم) همچنان باقی ماندند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۵؛ [https://sid.ir/paper/225120/fa بادامچی، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی...»، ۱۳۹۱ش، ص ۳۵.]</ref> | | === '''<big>نظام حکومتی</big>''' === |
| | عیلام به عنوان یک حکومت، نظامی متمرکز نبود، بلکه اتحادیهای از مناطق خودمختار بود؛ به گونهای که دنیل پاتس آن را حکومت تکهتکه توصیف میکند. [گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان در اندیشۀ کوروش هخامنشی»، ۱۳۹۴ش، ص ۵۵؛ علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان (بوشهر) در عصر عیلامیها»، ۱۳۹۲ش، ص ۳۳-۳۴] مهمترین این مناطق عبارت بودند از: اوان (شوشتر یا دزفول امروزی)، انشان/انزان (فارس، به مرکزیت تل ملیان)، سیماشکی (کوهستانهای شمال شوشان)، شریعوم (سواحل خلیج فارس) و پارسوماش (احتمالاً مسجد سلیمان امروزی). این مناطق اغلب خودمختار بودند و تنها در برابر تهدید خارجی متحد میشدند. [ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی الهه مادر در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۳۹؛ مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶؛ سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام در دورۀ سلسلههای آوان و شیماشکی»، ۱۴۰۵ش، ص ۲۲۸-۲۳۰؛ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص ۳۳] وحدت سیاسی در این ساختار نه از طریق سرکوب، که با اتحاد و ازدواجهای سیاسی میان خاندانهای حاکم شکل میگرفت. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۴] |
|
| |
|
| اهمیت نجوم در باورهای نمادین نیز رخنه کرده بود؛ بز کوهی نماد صورت فلکی برج حمل تعبیر میشد که در آغاز بهار طلوع میکرد و همزمانی آن با فروردینماه و شروع فصل رویش، باعث شده بود که این نماد با مفهوم تجدید حیات گیاهی پیوند پیدا کند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/1668398882-10378-7-5.pdf کاظمپور، «تحلیل مفهوم برکت در هنر عیلامی...»، ۱۴۰۰ش، ص۶۷.]</ref> شواهد باستانشناختی نیز گواه اهمیت نجوم نزد عیلامیهاست. سکوی مدور در زیگورات چغازنبیل احتمالاً برای سنجش زمان یا فعالیتهای نجومی به کار میرفته است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۳۹.]</ref> در این زمینه نمادهای خورشید، ماه و ستاره، بهویژه ستارۀ هشتپر به نشانۀ ایزدبانو ایشتار، بهوفور بر روی مُهرها، سفالینهها و آجرهای لعابدار عیلامی دیده میشوند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/674c41fdbfb85-9703-45-11.pdf کبیری، فلکی و جعفری دهکردی، «نمادشناسی اجرام آسمانی...»، ۱۴۰۳ش، ص۲۳۷-۲۴۰.]</ref>
| | در رأس هرم قدرت، پادشاه با لقب کهن عیلامی «هلمنیک» و عنوان سومری «سوکَلمَخ» قرار داشت. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶؛ بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان به همراه ویرایش، ترجمۀ فارسی و انگلیسی دو سند ایلامی»، ۱۳۹۲ش، ص ۱۹-۲۰] قدرت او ریشه در نیروی الهی کیتن داشت و باور بر این بود که از جانب خدایان به شاه اعطا میشود. [کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۸] در کنار پادشاه، نهادهای مشورتی مانند یک مجلس شورای چهار نفره (مرکب از راهب بزرگ، منشی، فرماندۀ نظامی و قاضی بزرگ) وجود داشت که شاه شخصاً ریاست آن را بر عهده میگرفت. [آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص ۳۱۰] در مراحل اولیۀ شکلگیری حکومت، معبد نیز مرکز ادارۀ امور شهر بود و رئیس روحانی همزمان ریاست آن را بر عهده داشت. [بیانی، «عیلام: یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص ۲۱۴] |
|
| |
|
| === '''<big>سنجش و سیستمهای اندازهگیری</big>''' === | | === '''<big>نظام جانشینی و کسب قدرت</big>''' === |
| عیلامیان در کنار نظام شصتتایی (شمارش بر پایهٔ عدد ۶۰) که از بین النهرین به عاریت گرفته شده بود، یک نظام اعشاری بومی را نیز برای محاسبۀ برخی محصولات به کار میبردند.<ref><sup>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۵.</sup></ref> در الواح آغازعیلامی دستکم هفت سیستم شمارشی شناسایی شده است. نظام شصتگانی برای اشیای بیجان، سیستم دهگانی برای موجودات جاندار و چندین چندین سیستم اندازهگیری برای حجم غلات.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۲۹۰.</ref> برای سنجش حجم، واحدهایی چون سیال و گور رایج بود و برای وزن کردن فلزات گرانبها از شِکِل و مینا استفاده میشد.<ref>[https://sid.ir/paper/225120/fa بادامچی، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی...»، ۱۳۹۱ش، ص۳۵؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2164976 خراشادی و انتشاری نجفآبادی، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان...»، ۱۴۰۲ش، ص۵۰.]</ref> کشف وزنههای چندوجهی استاندارد از جنس هماتیت، سنگ آهک و قیر در شوش، که با نمونههای درۀ سند و بین النهرین قابل مقایسهاند، از انسجام این نظامها در شبکۀ تجاری باستان حکایت دارد.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۴۸۹.</ref>
| | نظام جانشینی در عیلام مبتنی بر تبار مادری بود و حق پادشاهی از طریق مادر به ارث میرسید. [فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، ۱۴۰۲ش، ص ۳۰-۳۱؛ گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان در اندیشۀ کوروش هخامنشی»، ۱۳۹۴ش، ص ۵۱] در این نظام، انتقال قدرت از برادر به برادر صورت میگرفت؛ پس از مرگ شاه، برادر کوچکتر او که نایبالسلطنه بود، جانشین میشد و برای حفظ مشروعیت، با بیوۀ شاه که غالباً خواهر هر دو بود، ازدواج میکرد. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۱۶-۱۷؛ آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص ۳۱۰-۳۱۲] تنها در صورت نبود برادر یا عموزاده، پسر شاه متوفی به این مقام میرسید. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۱۷] |
|
| |
|
| شواهد باستانشناسی در تپه یحیی نیز نشان میدهند که ساختمانها بر اساس یک مقیاس استاندارد طراحی میشدند.<ref>متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران...، ۱۴۰۴ش، ص۳۱۷.</ref> برای جلوگیری از اختلاف در مبادلات، گاه در خود اسناد، معیار اندازهگیری مشخص میشد؛ برای نمونه، گاه از واحدهای اندازهگیری یک شهر خاص (مانند شهر خوخنور) استفاده میشد و گاه نیز معیار یک معبد (مانند معبد شمش) مبنای معامله قرار میگرفت.<ref>[https://journals.usb.ac.ir/article_1971_d489b3e4a47303a6dc19e342087a4074.pdf بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص۲۸.]</ref>
| | این شیوۀ جانشینی با سنت ازدواج با محارم برای صیانت از خلوص خون شاهی پیوند خورده بود و تنها کسانی حق پادشاهی داشتند که از نسل خواهر سیلههه، جد مادری سلسله، باشند. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۱۷؛ افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۳۱ و ۴۴۰؛ دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص ۱۱۳] نفوذ زنان خاندان سلطنتی نیز فراتر از جایگاهی تشریفاتی بود؛ چنانکه میشیمروه مادر یک شاه، اعطای پادشاهی به پسرش را تضمین کرد و خواهر سیلههه خود برای نخستین بار به مقام رسمی شاهزادۀ شوش رسید. [رحمتی کیا و غضنفری، «نقش سیاسی زنان درباری و دودمان سلطنتی در تاریخ ایلام میانه (۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ.م)»، ۱۳۹۹ش، ص ۹۲؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۱۲] |
|
| |
|
| دقت در اندازهگیری و استانداردسازی، زیربنای دستاوردهای مهندسی عیلامیان را نیز شکل میداد. آنان در بنای چغازنبیل، طاق هلالی خشتی را به کار گرفتند که قدمتی بسیار بیشتر از طاقهای رومی دارد. همچنین، یکی از قدیمیترین سیستمهای آبرسانی و تصفیۀ آب جهان باستان در این شهر احداث شده بود؛ آب از رودخانۀ کرخه در فاصلۀ ۴۵ کیلومتری از طریق کانالهای روباز به مخازن هدایت و پس از عبور از حوضچههای تهنشینی تصفیه میگردید. این شبکۀ پیچیده که شامل سد، آببند، کانالهای روباز و تنبوشههای سفالی بود، نشان از درک عیلامیان از اصول مهندسی هیدرولیک دارد.<ref>[https://sanad.iau.ir/Journal/aoi/Article/1103847 فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگی...»، ۱۴۰۲ش، ص۲۴-۲۷.]</ref>
| | === '''<big>پایتختها و کانونهای قدرت</big>''' === |
| | حکومت عیلام متأثر از خودمختاری مناطق، دارای یک پایتخت واحد و ثابت نبود. با این وجود، شوش در دشت خوزستان، مهمترین مرکز شهری و قلب سیاسی-مذهبی این تمدن به شمار میرفت. [بیانی، «عیلام: یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، ۱۳۴۹ش، ص ۲۱۲؛ غفوریان، «بررسی ساختار مدیریتی و نظام حکومتی در ایلام باستان»، ۱۳۹۷ش، ص ۱] البته قدرت سیاسی همواره در انحصار شوش نبود و انشان بهعنوان پایتخت کهن کوهستانی در تل ملیان، نقشی محوری و مکمل ایفا میکرد و پایگاه نظامی و خاستگاه بسیاری از خاندانهای حاکم بود. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵؛ نمیرانیان و فتحاللهی، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی بر اساس شواهد باستانشناسی و زبانشناسی»، ۱۴۰۱ش، ص ۴۸-۴۹] |
|
| |
|
| === '''<big>باورهای درمانی و نمادهای شفابخش</big>''' <ref group="دیدگاه">عنوان سلامت و تندرستی باشد بهتر نیست؟</ref> ===
| | افزون بر این دو قطب، دور-اونتاش (چغازنبیل) که توسط اونتاش-نپیریشا ساخته شده بود، شهری کاملاً مذهبی بود و زیگورات عظیم آن، با تقدیم مشترک به اینشوشیناک (خدای شوش) و نپیریشا (خدای انشان)، نمادی از اتحاد سیاسی-مذهبی دو بخش جلگهای و کوهستانی عیلام به حساب میآمد. [پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل بر اساس یافتههای باستانشناسی»، ۱۳۹۵ش، ص ۳؛ شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی در عرصۀ حفاظت از میراث معماری شهر (مورد پژوهی: میراث معماری شهر تاریخی چغازنبیل)»، ۱۴۰۰ش، ص ۵۸۲] |
| آگاهی ما از دانش پزشکی در عیلام باستان اندک است و تاکنون هیچ رسالۀ پزشکی مدونی از این تمدن به دست نیامده است. با این حال، در کهنترین معاهدۀ عیلامی (پیمان هیتا با نارامسین) به ایزدی به نام زیت اشاره شده که احتمالاً، خدای بهبودی و سلامت بوده است.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۵۰.</ref> رسالههای داروشناسی کهن بین النهرینی به استفادۀ از پوست مار در داروها اشاره کردهاند. با توجه به جایگاه والا و قداست مار در باورهای عیلامی، این نقش دارویی قابل تعمیم به عیلامیان نیز میباشد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1365627/fa#downloadbottom قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۱.]</ref>
| |
|
| |
|
| از سوی دیگر باور عیلامی نسبت به مار با مفاهیم جاودانگی، تجدید حیات و شفابخشی پیوند یافته و پوستاندازی آن نمادی از تولد دوباره تلقی میشده است.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127209_7659442ea387e7ac749cfa103cd00e3e.pdf پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۳؛] [https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۸.]</ref> مشهورترین نمود این پیوند، نماد دو مار به هم پیچیده به دور عصاست که امروزه بهعنوان عصای اسقلبیوس، نشان بینالمللی پزشکی شناخته میشود.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1365627/fa#downloadbottom قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۳.]</ref> در برخی از کوزههای تدفینی بندر لیان نیز تخم گیاهان یافت شده که احتمالاً بیانگر نقش درمانی گیاهان در حیات اخروی میباشد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120413165400-5173-103.pdf یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص۲۴.]</ref> | | در مقاطعی از تاریخ، بهویژه در دورۀ عیلام نو که شوش ناامن میشد، پایتخت سیاسی به شهرهای دیگری مانند ماداکتو و خایدالو (احتمالاً خرمآباد) منتقل میگردید. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۳۲؛ اکبری، «عیلام و عیلامیها»، ۱۳۸۱ش، ص ۲۴] دیگر مراکز مهم شهری نیز شامل هفتتپه (کَبنَک باستان)، چغامیش، لیان (بوشهر) و ارجان (بهبهان) میشدند. [گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان در اندیشۀ کوروش هخامنشی»، ۱۳۹۴ش، ص ۴۷؛ مشکور، ایران در عهد باستان، ۱۳۶۳ش، ص ۱۲۸؛ محمودیان، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، ۱۴۰۲ش، ص ۱۳] |
|
| |
|
| == '''<big>دین و آیین</big>''' == | | == <big>'''دین، هنر و دانش'''</big> == |
|
| |
|
| === '''<big>خدایان و ایزدان</big>''' === | | === '''<big>خدایان و ایزدان</big>''' === |
| جهانبینی دینی عیلامیان با تعدد خدایان محلی و ملی و نفوذ ایزدان بینالنهرین مانند ایشتر، ائا و نرگال شناخته میشود.<ref>[https://jarcs.ut.ac.ir/article_57752_f47b6307354a4276c439e9d85cbd14a5.pdf مرادی، «منشأ نقش مار در مواد فرهنگی...»، ۱۳۹۴ش، ص ۱۴۱.]</ref> کهنترین سند در این زمینه، معاهدۀ هیتا با نارامسین (حدود ۲۲۸۰ پ.م) است که در آن به ۳۷ خدای عیلامی سوگند یاد شده است.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دین سالاری, کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۷۹.]</ref> در صدر این فهرست، پینیکیر، ایزدبانوی بزرگ شوش، جای داشت. اما در لیان کیریریشا، الهۀ بزرگ، پرستش میشد که بعدها به مادر خدایان ارتقا یافت و همسر هومبان و اینشوشیناک بود. این برتری ایزدبانوان نشاندهندۀ نظام مادرسالاری در نگرش دینی عیلامیان است.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۴۹؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520115623-9910-10.pdf علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان...»، ۱۳۹۲ش، ص۳۹-۴۰.]</ref> | | جهانبینی دینی عیلامیان با تعدد خدایان محلی و ملی و نفوذ ایزدان بینالنهرین مانند ایشتر، ائا و نرگال شناخته میشود. [مرادی، «منشأ نقش مار در مواد فرهنگی هزارۀ سوم پیش از میلاد جنوب شرق ایران؛ نشانهای از ارتباط با عیلام و میانرودان»، ۱۳۹۴ش، ص ۱۴۱] کهنترین سند در این زمینه، معاهدۀ هیتا با نارامسین (حدود ۲۲۸۰ پ.م) است که در آن به ۳۷ خدای عیلامی سوگند یاد شده است. [عرب و شریفی نسب، «دینسالاری، کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، ۱۳۸۸ش، ص ۷۹] در صدر این فهرست، پینیکیر، ایزدبانوی بزرگ شوش، جای داشت و در لیان کیریریشا، الهۀ بزرگ، پرستش میشد که بعدها به مادر خدایان ارتقا یافت و همسر هومبان و اینشوشیناک بود. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۴۹؛ علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان (بوشهر) در عصر عیلامیها»، ۱۳۹۲ش، ص ۳۹-۴۰] |
| | |
| فرایند به تصویر کشیدن ایزدان در هنر عیلامی پنج مرحله را طی کرده است. جانوری و دیوسانی (هزارۀ چهارم پ.م)، ترکیب حیوان-حیوان (اواخر همان هزاره)، انسان-حیوان یا مارخدایان (نیمۀ هزارۀ سوم)، کاملاً انسانی (پایان هزارۀ سوم)، و انتزاعی و نادیدنی (نیمۀ نخست هزارۀ اول).<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1129096 مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۳۳-۱۳۴.]</ref> مارخدایان به سه گروه تقسیم میشدند: مارخدا با نیمتنۀ خدا، نگهبان با سر انسان، و اینشوشیناک بر تخت مار.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127209_7659442ea387e7ac749cfa103cd00e3e.pdf پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۶.]</ref>
| |
|
| |
|
| در هزارۀ دوم پ.م، هومبان، خدای آسمان، خدای خدایان خوانده میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶؛] [https://sid.ir/paper/160635/fa افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۳۷-۴۳۸.]</ref> اینشوشیناک با ارتقای شوش به پایتختی، خدای ملی عیلام شد؛ او سرور مردگان، خدای سوگند و قانون، و پدر ضعیفان بود و آشوربانیپال او را خدای اسرارآمیز میخواند.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص۲۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۲.</ref> | | در هزارۀ دوم پیش از میلاد، هومبان، خدای آسمان، خدای خدایان خوانده میشد. [توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۲۶؛ افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۳۷-۴۳۸] اینشوشیناک با ارتقای شوش به پایتختی، خدای ملی عیلام شد؛ او سرور مردگان، خدای سوگند و قانون، و پدر ضعیفان بود. [دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ بر پایۀ متون عیلامی»، ۱۳۹۴ش، ص ۲۰؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۵۲] ناهونته، خدای خورشید و مجری قانون، نیز معابدی در شوش و چغازنبیل داشت و در کنار این خدایان، از ایزدان دیگری چون هوتران، نارونته، شازی، شیموت و منزیت در متون دینی و حقوقی یاد شدهاست [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۵۴-۵۶؛ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۲۶؛ گیلانی، «بازتاب رسوم ایران باستان در فرهنگ مردم ایلام (تقدس آب و چشمه، احترام به نان و نمک، کارد و کفن)»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۰۱-۱۰۲؛ عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت "سوگند" در حیات حقوقی و اجتماعی تمدن عیلام قدیم (۲۵۰۰ ق.م – ۶۵۰ ق.م)»، ۱۴۰۳ش، ص ۱۲۲] |
|
| |
|
| ناهونته، خدای خورشید و مجری قانون، معابدی در شوش و چغازنبیل داشت.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۴.</ref> هوتران، از کهنترین ایزدان، فرزند هومبان و کیریریشا بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۶.]</ref> نارونته، الهۀ پیروزی، صاحب مجسمۀ سنگی در شوش بود و شازی، ایزد رودها، در آزمونهای اوردالی داوری میکرد.<ref>[https://www.farhangeilam.ir/article_51203_0e5c42fd3a14cc1138d7296de738073c.pdf هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۵-۵۶؛ گیلانی، «بازتاب رسوم ایران باستان...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰۱-۱۰۲.]</ref> ایزدان دیگری چون شیموت، مشاور قدرتمند خدایان، به همراه همسرش منزیت، و نیز ایشمکراب، لاگامار و راهوراتیر در متون دینی و حقوقی نامشان به میان آمده و نقش خاصی چون ضمانت سوگندها داشتهاند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۴-۵۵؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/1765024885-69342475db8df-10785-25-5.pdf عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت سوگند...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۲۲.]</ref>
| | در این میان تصویرگری ایزدان در طول تاریخ عیلام مراحلی را از شکلهای جانوری و ترکیبی تا چهرۀ کاملاً انسانی و سپس انتزاعی طی کرده است. [مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص ۱۳۳-۱۳۴] |
|
| |
|
| === '''<big>معابد و پرستشگاهها</big>''' === | | === '''<big>معابد و پرستش</big><big>گاهها</big>''' === |
| معابد در عیلام باستان فراتر از عبادتگاه، مراکز اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محسوب میشدند و به تبع آن کاهنان از قدرتی عظیم برخوردار بودند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۷۱؛ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۱۴۰.</ref> از معابد اولیه بنایی برجای نمانده، اما مهرها آنها را بنایی مرتفع واقع بر سکو با سه شاخ بزرگ در دو سو نشان میدهند که نماد الوهیت بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۸؛] هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۵.</ref> در هفتتپه (کَپنَک باستان) که در دوران تپتیآهر رونق یافت، آرامگاههای سلطنتی با طاقهای آجری و نیز معبد-آرامگاه برای تشریفات مذهبی ساخته شد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۵.]</ref> | | از معابد اولیۀ عیلام باستان، بنایی برجای نمانده است، اما مهرها آنها را بنایی مرتفع بر سکو با سه شاخ بزرگ در دو سو نشان میدهند. [توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۲۸؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۶۵] در هفتتپه (کَپنَک باستان) آرامگاههای سلطنتی با طاقهای آجری و نیز معبد-آرامگاه برای تشریفات مذهبی ساخته شده بودند. [حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص ۵] |
|
| |
|
| اوج معماری مذهبی عیلام، شهر مقدس دور-اونتاش (چغازنبیل) است که اونتاش-نپیریشا در حدود ۱۲۵۰ پ.م آن را بنا نهاد.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص۵۶.</ref> این مجموعۀ ۱۰۰ هکتاری با سه حصار متحدالمرکز و پنجطبقۀ ۵۳ متری<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۵؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1655004032-10518-1400-1-34.pdf شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص۵۷۹؛] [https://www.sid.ir/paper/1914156/fa اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام...»، ۱۴۰۴ش، ص۱۴۷-۱۴۸.]</ref> به اینشوشیناک و نپیریشا تقدیم شده بود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1655004032-10518-1400-1-34.pdf شاهرخی، نیکنامی و ایزدی، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی...»، ۱۴۰۰ش، ص۵۸۲؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۴۰.]</ref> | | اوج معماری مذهبی عیلام، شهر مقدس دور-اونتاش (چغازنبیل) دانسته شده که در حدود ۱۲۵۰ پ.م بنیاد نهاده شده بود. [گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۷۲ش، ص ۵۶] این مجموعۀ عظیم با سه حصار متحدالمرکز و زیگوراتی پنجطبقه به اینشوشیناک و نپیریشا تقدیم شده بود. [حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص ۵؛ اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام؛ مطالعۀ موردی میلههای شیشهای معبد چغازنبیل»، ۱۴۰۴ش، ص ۱۴۷-۱۴۸؛ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۴۰] |
|
| |
|
| درون حصارها معابدی برای هومبان، ایشنیکاراب، کیریریشا، نوسکو، پینیکیر و دیگر ایزدان ساخته شده بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل...»، ۱۳۹۵ش، ص۱؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127296_2a62612eaa64974b88ea00858edfb121.pdf حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص۱۶-۱۸.]</ref> درون معابد نیز با مجسمهها و اشیای زرین و سیمین آراسته میشد و بیرون حصارها باغهای مقدس پردرخت و دارای حوضچه گسترده شده بود. به نظر میرسد هدف از تأسیس این شهر، ایجاد مرکزی مذهبی برای گردهمآوردن خدایان امپراتوری بوده است.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص، ۵۳، ۵۱؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۷.</ref> | | درون حصارها معابدی برای خدایان گوناگون ساخته شده بود. [پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل بر اساس یافتههای باستانشناسی»، ۱۳۹۵ش، ص ۱؛ حاتمی نصاری، «معماری مذهبی ایلام»، ۱۳۹۷ش، ص ۱۶-۱۸] معابد نیز با مجسمهها و اشیای زرین و سیمین آراسته شده و بیرون حصارها باغهای مقدس گسترده شده بود. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵۱؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۶۷] به نظر میرسد هدف از تأسیس این مجموعه، ایجاد مرکزی مذهبی برای گردهمآوردن خدایان امپراتوری بوده است. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵۳] |
|
| |
|
| === '''<big>آیینها، مناسک و نمادها</big>''' === | | === '''<big>آیینها، مناسک و نمادها</big>''' === |
| آیینهای عیلامی با قربانیها و جشنهای پیچیدهای همراه بود که زمانبندی آنها بر اساس تقویمهای مخصوص تعیین میشد. از مهمترین آیینها، جشنوارۀ الهۀ نگهبان پایتخت (پینیکیر یا کیریریشا) بود که در نزدیکی شروع فصل پاییز برگزار میشد. در همین زمینه از جشن توگا نیز یاد شده است که در نیمۀ ماه به شیموت اختصاص داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715877 توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بین النهرین و ایلام باستان...»، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۷.]</ref> | | آیینهای عیلامی با قربانیها و جشنهایی همراه بود که طبق تقویمهای مخصوص برگزار میشد. [توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۲۷] قربانی روزانۀ گوسفند رواج داشت و از جشنهای مهم میتوان به جشنوارۀ الهۀ نگهبان پایتخت (پینیکیر یا کیریریشا) در آغاز پاییز و جشن توگا در نیمۀ ماه اشاره کرد. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۶۸؛ توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۲۷] |
|
| |
|
| شرکتکنندگان با دو شیوۀ نیایش آشنا بودند. نیایش خطاب با دستهای بلندشده و نیایش سکوت با دستهای بر کمر.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۶۱؛ [https://journals.ut.ac.ir/article_51436_3017a605bdfe9b0cd9ee25c72c33b8a6.pdf دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه...»، ۱۳۹۳ش، ص۲۲.]</ref> پادشاه در مقام کاهن اعظم و همسرش نیز در مراسم دینی سهیم بودند؛ تندیس مفرغی ملکه نپیر-آسو، شهبانو در حال نیایش ابدی با دستهای بر سینه، نشانۀ این امر بود.<ref>[https://adyan.urd.ac.ir/article_111592.html سبزی، حاتمی کنکبود و رایگانی، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1494771 حاتم و مهراندیش، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام»، ۱۳۸۸ش، ص۵۵.]</ref> برگزارکنندگان این مناسکها کاهن اعظم با لقب پاشیشورابو، کاهنان عادی با عنوان شانن و راهبهها با عنوان مرتات بیتی بودند. <ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۰.]</ref> | | شرکتکنندگان در نیایش دو شیوه داشتند: نیایش خطاب با دستهای بلندشده و نیایش سکوت با دستهای بر کمر. [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۶۱؛ دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه در تمدن ایلام (از اوایل هزارۀ سوم تا اواسط هزارۀ اول ق.م)»، ۱۳۹۳ش، ص ۲۲] پادشاه، بهعنوان کاهن اعظم، والاترین مقام مذهبی را داشت و همسرش نیز در مراسم مشارکت میکرد. [سبزی، حاتمی کنکبود و رایگانی، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی و خدایان عیلامی در روزگار هخامنشی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۰۰] موسیقی و رقص نیز جزئی از آیینها بود و نقوش برجسته، صحنههای قربانی را با همراهی نوازندگان چنگ، بربط و فلوت به تصویر کشیدهاند. [Rostami and Mansourabadi, "String Instruments Depicted in the Paintings of Ancient Elam", 2020, p. 32-33] |
|
| |
|
| موسیقی و رقص نیز جزئی جداییناپذیر از آیینها بود. کهنترین شواهد، اثرمهرهای هزارۀ سوم پ.م هستند که نوازندهای را مقابل تخت روان خدا نشان میدهند.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۴.]</ref> نقوش برجستۀ کولفرح (در نزدیکی شهر ایذه) نیز صحنههای قربانی را با همراهی سه نوازندۀ چنگ، بربط و فلوت به تصویر کشیدهاند.<ref>[https://sid.ir/paper/360195/en .Rostami and Mansourabadi, "String Instruments...", 2020, p. 32-33]</ref>
| | مار بر در کوزهها و دروازۀ معابد نقش میبست و موجود تخیلی گریفون (شیردال) با بدن شیر و سر و بالهای عقاب نیز بهعنوان محافظ معابد ابداع شده بود. [پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱ و ۳؛ مبینی و ابراهیمزاده، «تعاملات هنری ایلام و بینالنهرین (با نگرشی بر نقوش موجودات ترکیبی در مهرها)»، ۱۳۹۷ش، ص ۱۴-۱۵] عیلامیها طبق سنتی کهن، مراسم را برهنه برگزار میکردند؛ چنانکه ماکت مفرغی «سیتشمشی» دو مرد برهنه را هنگام تطهیر پیش از برآمدن آفتاب نشان میدهد. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵۲ و ۸۵] |
|
| |
|
| اما دین عیلامی با لایهای عمیق از نمادگرایی همراه بود. چنانچه مار بهعنوان کانون این نمادگرایی بر در کوزهها و دروازۀ معابد نقش میبستند<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127209_7659442ea387e7ac749cfa103cd00e3e.pdf پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱ و ۳.]</ref> یا موجود تخیلی گریفون (شیردال) با بدن شیر و سر و بالهای عقاب نیز بهعنوان محافظ معابد ساخته می شدند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127297_7b1de496ec9380c2611cd71d7404befb.pdf مبینی و ابراهیمزاده، «تعاملات هنری ایلام و بینالنهرین...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۴-۱۵.]</ref>
| | محور نیروهای جادویی، مفهوم کیتن بود؛ قدرتی الهی که از جانب خدایان به معابد، اشیاء مقدس و پادشاه اعطا میشد و فرد با سوگند دروغ آن را از دست میداد که به معنای مرگ اجتماعی و فیزیکی او بود. [عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت "سوگند" در حیات حقوقی و اجتماعی تمدن عیلام قدیم (۲۵۰۰ ق.م – ۶۵۰ ق.م)»، ۱۴۰۳ش، ص ۱۲۲-۱۲۴؛ کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۸] |
|
| |
|
| محور نیروهای جادویی، مفهوم کیتن بود؛ قدرتی الهی که از جانب خدایان به معابد، اشیاء مقدس و پادشاه اعطا میشد و فرد با سوگند دروغ آن را از دست میداد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1765024885-69342475db8df-10785-25-5.pdf عیالوار، عادلفر و پیردهقان، «واکاوی اهمیت سوگند...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۲۲-۱۲۴؛] [https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.]</ref>
| | تدفین مردگان هم به شیوههای مختلف صورت میگرفت: در تابوتهای سفالین اندودشده با قیر، در گورهای سردابهای با طاق هلالی آجری، یا به صورت جنینی در خمرههای بزرگ. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۶ و ۷۵؛ یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص ۲۴] در لیان مردگان را مدتی در هوای آزاد میگذاشتند تا گوشت بدن تجزیه شود، سپس استخوانها را در خمره به همراه دانههای گیاهان دفن میکردند. [یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص ۲۴] هدایای تدفینی شامل ظروف، جواهرات، مهرهای استوانهای و سلاحهای شخصی بود. الواحی که با مردگان دفن میشد نیز حاوی دعاهایی برای راهیابی به جهان زیرین بود. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۶؛ هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۷۳] |
|
| |
|
| اعتقاد به زندگی پس از مرگ نیز در امتداد همین باورهای نمادین و جادویی قرار داشت. از این رو عیلامیان مردگان خود را به شیوههای گوناگونی به خاک میسپردند. در تابوتهای سفالین اندودشده با قیر، در گورهای سردابهای با طاق هلالی آجری، یا به صورت جنینی در خمرههای بزرگ.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶ و ۷۵؛ [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120413165400-5173-103.pdf یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص۲۴.]</ref> رسم نهادن سردیسهای گِلی از متوفی در کنار سر یا بر چهرۀ او احتمالاً برای محافظت در سفر به جهان زیرین ساخته میشد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۸۸؛ [https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، پانویس ۴، ص۱۸.]</ref> دیگر اشیایی که همراه مردگان دفن میشدند ظروف، جواهرات، مهرهای استوانهای و سلاحهای شخصی بودند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۶۶.</ref>
| | === '''<big>ستارهشناسی و گاهشماری</big>''' === |
| | عیلامیان برای ساماندهی به امور کشاورزی و مراسم مذهبی، تقویمی بر اساس حرکت سیارۀ زهره به کار میبردند که برخلاف تقویم قمری همسایگان بینالنهرینی، نشاندهندۀ نظام رصدی مستقل و بومی بود. [آلتای، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ۱۳۵۱ش، ص ۳۰۸] شناخت ما از جزئیات این تقویم به دلیل کمبود منابع اندک است. |
|
| |
|
| در کانون باورهای مربوط به مرگ، اینشوشیناک به عنوان داور مردگان و فرمانروای جهان زیرین قرار داشت و بر اساس الواح تدفینی، الهههای ایشمکراب و لاگامار متوفی را برای قضاوت نهایی به حضور او میبردند.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص۱۸ و ۲۰؛] [https://www.sid.ir/paper/1365627/fa#downloadbottom قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری...»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.]</ref> این الواح که با مردگان دفن میشد، حاوی استغاثههایی برای راهیابی به قلمرو سایهها و رهایی از عطش در جهانی تاریک و پرهراس میباشد.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۷۳.</ref> | | در دوران سلطۀ بینالنهرینیها، نامهای بابلی جایگزین بخشی از نامهای بومی شدند، اما برخی نامهای عیلامی ماههای سال همچنان باقی ماندند. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۵؛ بادامچی، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی: تحلیل سه سند حقوقی از ایلام باستان به همراه ویرایش متن اکدی»، ۱۳۹۱ش، ص ۳۵] |
|
| |
|
| == '''<big>هنر</big>'''<ref group="دیدگاه">صنایع دستی و معماری شاید دقیق تر باشد</ref> '''<big>و معماری</big>''' ==
| | اهمیت نجوم در باورهای نمادین نیز رخنه کرده بود؛ بز کوهی نماد صورت فلکی برج حمل تعبیر میشد که در آغاز بهار طلوع میکرد و همزمانی آن با فروردینماه باعث شده بود که این نماد با مفهوم تجدید حیات گیاهی پیوند پیدا کند. [کاظمپور، «تحلیل مفهوم برکت در هنر عیلامی و مقایسۀ آن با نقوش رایج در سفالگری قرون میانی اسلامی»، ۱۴۰۰ش، ص۶۷؛ کبیری، فلکی و جعفری دهکردی، «نمادشناسی اجرام آسمانی در آثار عصر مفرغ فلات ایران نمونههای موردی تمدنهای عیلام و جیرفت»، ۱۴۰۳ش، ص ۲۳۷-۲۴۰] |
|
| |
|
| === '''<big>معماری، پیکرهسازی و صخرهنگاری</big>''' ===
| | شواهد باستانشناختی نیز گواه اهمیت نجوم نزد عیلامیهاست. سکوی مدور در زیگورات چغازنبیل احتمالاً برای سنجش زمان یا فعالیتهای نجومی به کار میرفته است. [توحیدی و کاظمی، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، ۱۴۰۰ش، ص ۳۳۹] |
| معماری عیلامی مبتنی بر ساخت حجمهای بزرگ با خشت و آجر و استفاده از رنگ در سطوح بنا بود. در هفتتپه، آرامگاه تپتی-آهار با طاق ضربی و نقاشیهای دیواری به رنگهای گوناگون و تزئینات موزائیکی از گِل پخته و صدف ساخته شده بود.<ref>[https://sanad.iau.ir/Journal/aoi/Article/1103847 فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگی...»، ۱۴۰۲ش، ص۲۴؛] [https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه و تمدن...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۲.]</ref> در چغازنبیل، زیگورات پنجطبقه با آجرهای لعابدار آبی، سبز و سفید پوشانده شده بود و بر بدنۀ آن، ردیفهایی از آجرهای کتیبهدار با متونی به خط میخی عیلامی قرار داشت. <ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد ...»، ۱۳۹۵ش، ص ۱ و ۵.]</ref>در شوش نیز، نمای معابد با آجرهای قالبی منقوش به پیکرههای گاو-مرد، نخل و الهه تزیین شده بودند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۸۴.</ref>
| |
|
| |
|
| پیکرههای ساخته شده و برجا مانده از عیلامیان، عمدتاً بر آیینهای مذهبی و نیایشی متمرکز هستند. برای نمونه، تندیس مفرغی ملکه نپیر-آسو، وی را در حالتی ایستاده با دستهای بر هم نهاده بر سینه نشان میدهد. ماکت مفرغی سیت شمسی نیز دو پیکرۀ برهنه را در کنار بنایی کوچک در حال انجام آیین تطهیر نشان میدهد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص60، 83.</ref>
| | === '''<big>سنجشگری و سیستمهای اندازهگیری</big>''' === |
| | عیلامیان در کنار نظام شصتتایی (شمارش بر پایهٔ عدد ۶۰) که از بینالنهرین به عاریت گرفته شده بود، یک نظام اعشاری بومی را نیز برای محاسبۀ برخی محصولات به کار میبردند. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۵] در الواح آغازعیلامی دستکم هفت سیستم شمارشی شناسایی شده است. نظام شصتگانی برای اشیای بیجان، سیستم دهگانی برای موجودات جاندار و چندین سیستم اندازهگیری برای حجم غلات. [متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۲۹۰] برای سنجش حجم، واحدهایی چون سیال (برابر با یک لیتر) و گور (برابر با ۳۰۰ لیتر) رایج بود و برای وزن کردن فلزات گرانبها از شِکِل (حدود ۸ گرم) و مینا استفاده میشد. [بادامچی، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی: تحلیل سه سند حقوقی از ایلام باستان به همراه ویرایش متن اکدی»، ۱۳۹۱ش، ص ۳۵؛ خراشادی و انتشاری نجفآبادی، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان براساس شواهد باستانشناختی و اسناد مکتوب میخی»، ۱۴۰۲ش، ص ۵۰] کشف وزنههای چندوجهی استاندارد در شوش، که با نمونههای درۀ سند و بینالنهرین قابل مقایسهاند، از انسجام این نظامها در شبکۀ تجاری باستان حکایت دارد. [متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۴۸۹] |
|
| |
|
| در صخرهنگاری، نقوش مستقیماً بر سینۀ کوهها حجاری میشدند. در کورانگان، نقش خدایی بر تخت مار و الههای در برابرش دیده میشود که همراه با صفوف نیایشگران با دستهای بر کمر، بر صخرۀ مشرف بر رودخانۀ فهلیان کندهکاری شده است.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو برجایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۴.]</ref> در اشکفت سلمان، چهار نقش برجسته، صحنههای نیایش هانی، حاکم محلی، و خاندانش را نشان میدهد.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10217_8bc56cf0bafb2650146f3e48cb85d257.pdf عبدی فر و فیروزمندی شیرهجینی، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام نو...»، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۱.]</ref> در کولفرح نیز، شش نقش برجستۀ بزرگ، انبوهی از پیکرهها را در مراسم قربانی و نیایش دستهجمعی به تصویر کشیدهاند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127198_fc447fc2da79e048f8914671966f5306.pdf محمودی، محافظی، «ایلام در عصر آهن»، ۱۳۹۶ش، ص۱۳-۱۴.]</ref> اما در نقوش کولفرح و اشکفت سلمان، برخلاف کورانگان، تصویری از خود خدایان دیده نمیشود و تنها نام آنها در کتیبهها ذکر شده است.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۸.]</ref> | | شواهد باستانشناسی در تپه یحیی نیز نشان میدهند که ساختمانها بر اساس یک مقیاس استاندارد طراحی میشدند. [متیوز و فاضل نشلی، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ۱۴۰۴ش، ص ۳۱۷] برای جلوگیری از اختلاف در مبادلات، گاه در خود اسناد، معیار اندازهگیری مشخص میشد. [بادامچی، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، ۱۳۹۳ش، ص ۲۸] |
|
| |
|
| === '''<big>سفال، مُهر و پیکرکهای آیینی</big>''' ===
| | همین دقت در اندازهگیری و استانداردسازی، زیربنای دستاوردهای مهندسی عیلامیان را شکل میداد. آنان در بنای چغازنبیل، طاق هلالی خشتی را به کار گرفتند که قدمتی بسیار بیشتر از طاقهای رومی دارد. [فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، ۱۴۰۲ش، ص ۲۴] همچنین یکی از قدیمیترین سیستمهای آبرسانی و تصفیۀ آب جهان باستان در این شهر احداث شده بود که آب را از رودخانۀ کرخه از طریق کانالهای روباز به مخازن هدایت و پس از عبور از حوضچههای تهنشینی تصفیه میکرد. [فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، ۱۴۰۲ش، ص ۲۶] |
| سفالینههای منقوش شوش با بدنۀ نخودیرنگ و نقوش قهوهای تیره یا سیاه ساخته میشدند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۹۱.</ref> این نقوش شامل الگوهای هندسی (مثلث، دایره، مربع، خطوط موجی)، گیاهی (سرو، گندم، نخل) و جانوری (بز کوهی، پرندگان آبزی، سگهای شکاری) میشد.<ref>[https://rahpooye.soore.ac.ir/article_241772_d45876a9f32b7b0403ab64ded43225e5.pdf شمیلی و غفوریفر، «تحلیل عناصر تصویری...»، ۱۳۹۸ش، ص۱۴-۲۲.]</ref> جام بزرگ شوش با سه ردیف نقش، پرندگان آبزی در لبه، سگهای شکاری خفته در میانه، و بز کوهی با شاخهای هلالی در مرکز، تزیین شده و تناسب نسبتهای هندسی در آن دقیق میباشد.<ref>[https://jfava.ut.ac.ir/article_22901_1136af9a21c2ae44e54a7b49d4ca1ce5.pdf کبیری و براتی، «جام شوش جامی پر از رمز و راز»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۱۲؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1572094150-10233-97-27.pdf پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> البته نقش بز کوهی بر این سفالینهها تداعی مفاهیم مشخصی چون باروری و نزول باران را مدنظر دارند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1572094150-10233-97-27.pdf پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۲.]</ref>
| |
|
| |
|
| مهرهای عیلامی از موادی چون سنگ صابون، مرمر، لاجورد و قیر ساخته میشدند. نقوش آنها موجودات ترکیبی مانند گریفون یا شیردال، گاو-مرد، اسفنکس یا ابوالهول بالدار و اژدهای دوسر را شامل میشدند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127201_7ed50693ab8651870d8f8951a7dfa6e0.pdf مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۱۱، 4،5 .]؛ [https://sid.ir/paper/382827/fa نوری مجیری، بهروزی و حسنی، «نقوش اساطیری-مذهبی مهرها...»، ۱۳۹۹ش، ص۴۰۹-۴۱۲.]</ref> در این میان مار نیز با شکلهای گوناگون چون تخت خدا و عصای قدرت، از نقوش اصلی این مهرها بود.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_10174.html ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی نقشمایه...»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۲-۴۸.]</ref> صحنههای نیایش در برابر خدا، اجرای قربانی و حمل تخت روان خدا نیز بر روی مهرها دیده میشوند.<ref>[https://sid.ir/paper/175188/fa عرب و شریفی نسب، «دینسالاری کانون اندیشه...»، ۱۳۸۸ش، ص۸۸.]</ref>
| | === '''<big>باورهای درمانی و نمادهای شفابخش</big>''' === |
| | آگاهی ما از دانش پزشکی در عیلام باستان اندک است و تاکنون هیچ رسالۀ پزشکی مدونی از این تمدن به دست نیامده است. با این حال، در کهنترین معاهدۀ عیلامی (پیمان هیتا با نارامسین) به ایزدی به نام زیت اشاره شده که احتمالاً، خدای بهبودی و سلامت بوده است. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۵۰] در رسالههای داروشناسی بینالنهرین از پوست مار در داروها استفاده میشده و با توجه به جایگاه مار در باورهای عیلامی، این نقش دارویی احتمالاً نزد آنان نیز رواج داشته است. [قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری مرتبط با نقوش مار و مارخدا در هنر مهرسازی ایلام باستان»، ۱۴۰۳ش، ص ۱۱] |
|
| |
|
| پیکرکهای آیینی عیلامی، بهویژه پیکرکهای مادینه، اغلب زنان را برهنه و با تأکید بر اندامهای باروری نشان میدهند. پیکرکهای زنان نیایشگر با دستهای گرهخورده بر سینه یا با ظرفی در دست نیز از انواع رایج این آثارند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1679223408-10655-1400-385.pdf نصر اصفهانی و طاهری، «مطالعۀ پیکرکهای زنانه...»، ۱۳۹۹ش، ص۳۳ و ۳۵ و ۳۷، 46]</ref> برآورد میشود که در شوش، زنان باردار این پیکرکها را به عنوان طلسم نگهداری میکردند و پس از زایمان، آنها را میشکستند.<ref>[https://jwica.ut.ac.ir/article_20825_7df75fb3e07933143e1c412bb70532c0.pdf دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۷.]</ref>
| | از سوی دیگر باور عیلامی نسبت به مار با مفاهیم جاودانگی، تجدید حیات و شفابخشی پیوند یافته و پوستاندازی آن نمادی از تولد دوباره تلقی میشده است. [پلاسعیدی، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص ۳؛ ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی الهه مادر در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۸] مشهورترین نمود این پیوند، نماد دو مار به هم پیچیده به دور عصاست که امروزه بهعنوان عصای اسقلبیوس، نشان بینالمللی پزشکی شناخته میشود. [قائمپناه، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری مرتبط با نقوش مار و مارخدا در هنر مهرسازی ایلام باستان»، ۱۴۰۳ش، ص ۱۳] در برخی از کوزههای تدفینی بندر لیان نیز تخم گیاهان یافت شده که احتمالاً بیانگر نقش درمانی گیاهان در حیات اخروی میباشد. [یاحسینی، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، ۱۳۷۰ش، ص ۲۴] |
|
| |
|
| === '''<big>شیشه، قیر و کاشیهای تزیینی</big>''' === | | === '''<big>معماری، پیکرهسازی و صخرهنگاری</big>''' === |
| در چغازنبیل، میلههای شیشهای توخالی به رنگ آبی تیره مایل به بنفش تولید میشدند که در پنجرهها به کار میرفتند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1914156/fa اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام...»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۱ و ۱۵۲-۱۵۳.]</ref> ظروفی با لعاب شیشه ای با نقوش نیلوفر آبی، گریفون و اسفنکس نیز در این شهر ساخته میشد. اما در قیرتراشی، از قیر طبیعی برای ساخت ظروف تزیینی با نقوش برجستۀ جانوران استفاده میشد و یا کاسهها و جامهایی تولید میشد که سر جانوران به صورت برجسته از سطح آنها بیرون میآمد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص 69، 85، ۹۳.</ref> | | معماری عیلامی مبتنی بر ساخت حجمهای بزرگ با خشت و آجر و استفاده از رنگ در سطوح بنا بود. نمونۀ آن آرامگاه تپتی-آهار در هفتتپه است که با طاق ضربی و نقاشیهای دیواری به رنگهای گوناگون و تزئینات موزائیکی از گِل پخته و صدف ساخته شده است. [فرهنگدوست و حنایی، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، ۱۴۰۲ش، ص ۲۴؛ عرب و شریفی نسب، «دینسالاری، کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، ۱۳۸۸ش، ص ۸۲] در چغازنبیل نیز، زیگورات پنجطبقه با آجرهای لعابدار آبی، سبز و سفید پوشانده شده بود و بر بدنۀ آن ردیفهایی از آجرهای کتیبهدار با متونی به خط میخی عیلامی قرار داشت. [پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل بر اساس یافتههای باستانشناسی»، ۱۳۹۵ش، ص ۱ و ۵] |
|
| |
|
| اوج هنر تزیینی عیلام در کاشیهای لعابدار و آجرهای رنگین نمایان است. در چغازنبیل، آجرهای لعابدار ساده به رنگهای آبی، سبز و سفید به کار رفتهاند که در این میان آجرهای دورۀ عیلام نو، از تنوع رنگ بیشتر برخوردارند.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۹۳.</ref> بر سطح این آجرها، نقوش برجستۀ شیر، گاو، اسب، گریفون و اسفنکس، دو به دو در دو سوی یک درخت تزیینی نقش بستهاند.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127360_8039afa70765452dbca8b98a84a37d80.pdf نیاکان، «'''مطالعه و بررسی ویژگی ها ومشخصات خشت های رنگین'''...»، ۱۳۹۸ش، ص۲۳-۲۴.]</ref> پیکرۀ بزرگی از شیر هم که از گل پخته ساخته شده و لعابدار میباشد در ورودی معبد اینشوشیناک در شوش قرار داده شده بود.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۹۳.</ref>
| | پیکرهسازی عیلامی غالباً با ریختهگری مفرغ و با محوریت پیکرههای شاهانه و آیینی شناخته میشود. تندیس مفرغی ملکه نپیر-آسو، از آن جمله است. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۸۳] سطح دامن بلند او با نقوش ریز پولکدوزی یا مرواریددوزی و کتیبهای به خط عیلامی نشان از توانایی حکاکان آن دارد. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۰] |
|
| |
|
| == '''<big>میراث و پیوستگی</big>''' ==
| | در صخرهنگاری، نقوش مستقیماً بر سینۀ کوهها حجاری میشدند. در کورانگان، نقش خدایی بر تخت مار و الههای در برابرش دیده میشود که همراه با صفوف نیایشگران با دستهای بر کمر، بر صخرۀ مشرف بر رودخانۀ فهلیان کندهکاری شده است. [ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی الهه مادر در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۴] در اشکفت سلمان، چهار نقش برجسته، صحنههای نیایش هانی، حاکم محلی، و خاندانش را نشان میدهد. [عبدیفر و فیروزمندی شیرهجینی، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام نو بر اساس یافتههای باستانشناسی»، ۱۳۹۹ش، ص ۱۷۱] در کولفرح نیز، شش نقش برجستۀ بزرگ، انبوهی از پیکرهها را در مراسم قربانی و نیایش دستهجمعی به تصویر کشیدهاند. [آلوارزمون، «ایلام در عصر آهن»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۳-۱۴] |
|
| |
|
| === '''<big>میراث عیلامی در دوارن هخامنشی</big>''' === | | === '''<big>سفال، مُهر و پیکرکهای آیینی</big>''' === |
| هخامنشیان که خود فاقد خط و زبان نوشتاری بودند، برای ادارۀ قلمرو خود به میراث دیوانسالاری عیلامیان متکی شدند و زبان عیلامی را به عنوان زبان رسمی دستگاه اداری برگزیدند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/1642570527-10505-1400-57.pdf آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۸.]</ref> الواح تخت جمشید گواه کاربرد این زبان در سراسر امپراتوری هخامنشیان میباشند و کاتبان عیلامی با سدهها تجربۀ دیوانی، ستون فقرات دستگاه اداری هخامنشیان را تشکیل میدادند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520120239-9911-81.pdf ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها...»، ۱۳۹۰ش، ص۵۸؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20160217145008-9462-111.pdf ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «جایگاه شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۵.]</ref> برخی پژوهشگران معتقدند که این کاتبان به فرمان داریوش بزرگ در ابداع خط میخی فارسی باستان نقشی اساسی ایفا کردند و نخستین نگارش کتیبۀ بیستون نیز به زبان عیلامی نوشته شد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520115623-9910-10.pdf علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان»، ۱۳۹۲ش، ص۴۰؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520120239-9911-81.pdf ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها...»، ۱۳۹۰ش، ص۵۸.]</ref> نفوذ این زبان چنان پایدار بود که مهر رئیس تشریفات داریوش نیز به خط عیلامی نگاشته شد و این زبان حدود سی قرن در منطقه رواج داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1983767 اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20120329104352-2087-2.pdf عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان...»، ۱۳۸۴ش، ص۴۰.]</ref>
| | سفالینههای منقوش شوش با بدنۀ نخودیرنگ و نقوش قهوهای تیره یا سیاه ساخته میشدند [هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص ۱۹۱] و نقوش آنها الگوهای هندسی، گیاهی و جانوری را شامل میشد. [شمیلی و غفوریفر، «تحلیل عناصر تصویری سفالینههای شوش (براساس رویکرد نشانهشناختی)»، ۱۳۹۸ش، ص ۱۴-۲۲] جام بزرگ شوش با سه ردیف نقش از پرندگان آبزی، سگهای شکاری خفته و بز کوهی با شاخهای هلالی، نمونهای برجسته با تناسبات دقیق هندسی است و نقش بز کوهی بر این سفالینهها مفاهیمی چون باروری و نزول باران را تداعی میکند. [کبیری و براتی، «جام شوش، جامی پر از رمز و راز»، ۱۳۹۰ش، ص ۸ و ۱۲؛ پولادچنگ، جابریراد و ضرغام، «تحلیل نقوش جام شوش از منظر ساختار و مفهوم»، ۱۳۹۳ش، ص ۱۲ و ۱۹-۲۰] |
|
| |
|
| در حوزۀ دین، نام خدای عیلامی هومبان در الواح باروی تخت جمشید ۳۶ بار ذکر شده و سهمیۀ غلۀ او بیشتر از سهمیۀ اهورامزدا بوده است. کوروش نیز در استوانۀ خود از بازسازی معابد خدایان عیلامی خبر داده است.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20140520120239-9911-81.pdf ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها...»، ۱۳۹۰ش، ص۶۰-۶۲.]</ref>
| | مهرهای عیلامی از موادی چون سنگ صابون، مرمر، لاجورد و قیر ساخته میشدند. [مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۱] نقوش آنها موجودات ترکیبی چون گریفون (شیردال)، گاو-مرد، اسفنکس بالدار و اژدهای دوسر را در بر میگرفت و مار با شکلهایی چون تخت خدا و عصای قدرت از نقوش اصلی بود. [مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص ۴-۵؛ نوری مجیری، بهروزی و حسنی، «نقوش اساطیری-مذهبی مهرها و اثر مهرهای استوانهای در ایلام باستان»، ۱۳۹۹ش، ص ۴۰۹-۴۱۲؛ ظهوریان، فرزین و حاجیزاده، «تأملی نو بر جایگاه مذهبی الهه مادر در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۲-۴۸] |
|
| |
|
| تثلیث خدایان هخامنشی (اهورامزدا، میترا و آناهیتا) در کتیبههای اردشیر دوم، به احتمال قوی ریشه در تثلیث کهن عیلامی (هومبان، اینشوشیناک و کیریریشا) دارد و مفهوم فرّۀ ایزدی نیز از باور عیلامیان به نیروی محافظ الهی کیتن سرچشمه گرفته است.<ref>[https://sid.ir/paper/160635/fa افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم...»، ۱۳۹۶ش، ص۴۴۵؛] [https://iaej.sku.ac.ir/article_10172.html کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۸.]</ref> اینشوشیناک، خدای بزرگ شوش، به همراه ایشمکراب و لاگامار، سهگانهای را تشکیل میدادند که بر جهان پس از مرگ نظارت داشتند و این الگو با سهگانۀ زرتشتی میترا، سروش و رشن شباهت دارد.<ref>[https://sid.ir/paper/190206/fa دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ...»، ۱۳۹۴ش، ص ۷-۸.]</ref>
| | پیکرکهای آیینی، بهویژه پیکرکهای مادینه، اغلب زنان را برهنه و با تأکید بر اندامهای باروری نشان میدهند. [نصر اصفهانی و طاهری، «مطالعۀ پیکرکهای زنانه عصر مفرغ شوش از منظر ریختشناسی»، ۱۳۹۹ش، ص ۳۳ و ۳۵ و ۳۷] پیکرکهای زنان نیایشگر با دستهای گرهخورده بر سینه یا با ظرفی در دست نیز رایج بوده است. [نصر اصفهانی و طاهری، «مطالعۀ پیکرکهای زنانه عصر مفرغ شوش از منظر ریختشناسی»، ۱۳۹۹ش، ص ۴۶] چنین مینماید که زنان باردار در شوش این پیکرکها را بهعنوان طلسم نگه میداشتند و پس از زایمان میشکستند. [دادور، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، ۱۳۸۹ش، ص ۱۰۷] |
|
| |
|
| در استوانۀ کوروش، وی با برگزیدن لقب شاه انشان، خود را وارث سنت سیاسی عیلامیان معرفی کرده است. در مجموع نفوذ فرهنگی عیلام در زمینههایی چون لباس، اخلاق سیاسی و نظام حکومتداری فدرال در دوران کوروش قابل تشخیص است.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۳ و ۵۵؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127208_c57da8927ddf163c947c733ad5e36550.pdf اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲.]</ref> نقش ساده و آرامگاه کوروش نیز بازتابی از آیین سلطنتی عیلامی به شمار میرود.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160917153429-9984-56.pdf گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان...»، ۱۳۹۴ش، ص۵۲.]</ref>
| | === '''<big>شیشه، قیر و کاشیهای تزیینی</big>''' === |
| | | در چغازنبیل، میلههای شیشهای توخالی به رنگ آبی تیره مایل به بنفش تولید میشدند که در پنجرهها به کار میرفتند. [اکبری دیزجی و خانپور، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام؛ مطالعۀ موردی میلههای شیشهای معبد چغازنبیل»، ۱۴۰۴ش، ص ۱۵۱ و ۱۵۲-۱۵۳] ظروفی با لعاب شیشهای با نقوش نیلوفر آبی، گریفون و اسفنکس نیز در این شهر ساخته میشد. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۹۳] اما در قیرتراشی، از قیر طبیعی برای ساخت ظروف تزیینی با نقوش برجستۀ جانوران استفاده میشد و یا کاسهها و جامهایی تولید میشد که سر جانوران به صورت برجسته از سطح آنها بیرون میآمد. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۶۹ و ۸۵] |
| از سوی دیگر شوش به عنوان پایتخت زمستانی پارسیها برگزیده شد و داریوش بزرگ کاخ خود را بر روی ویرانههای شوش عیلامی بنا کرد.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20160217145008-9462-111.pdf ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «جایگاه شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۱؛] اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۲.</ref>
| |
| | |
| در عرصۀ هنر، نقوش برجستۀ صخرهای عیلام، سنتی را پایهگذاری کردند که الهامبخش حجاریهای هخامنشی و ساسانی شدند و معماری و نقشمایههای حیوانی در هنر هخامنشی، در واقع بسط و گسترش سنتهای عیلامی بودند.<ref>[https://journals.ut.ac.ir/article_51436_3017a605bdfe9b0cd9ee25c72c33b8a6.pdf دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه...»، ۱۳۹۳ش، ص۲۱؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/1642570527-10505-1400-57.pdf آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی...»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۷.]</ref>
| |
| | |
| === '''<big>نقش عیلام در پیوند تمدنها</big>''' === | |
| موقعیت جغرافیایی ایلام، این تمدن را به کانونی برای پیوند تمدنهای شرق و غرب باستان بدل کرده بود. شوش در محل تلاقی راههای مهمی قرار داشت که از غرب به بینالنهرین، از شمال به فلات مرکزی ایران و از جنوب به خلیج فارس منتهی میشدند.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۵۳.</ref> این موقعیت، ایلام<ref group="دیدگاه">چنانکه قبلا هم گفته بودم شما باید در بحث مفهوم شناسی بگید که ایلام همان عیلام است</ref> را در مسیر ارتباطی میان بینالنهرین و درۀ سند قرار داده و زمینۀ ورود فلات ایران به دوران تاریخی را فراهم کرده بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1715902 سرخآبی و افخمی، «جغرافیای تاریخی ایلام...»، ۱۴۰۵ش، ص۲۲۳.]</ref>
| |
| | |
| یکی از ابعاد این نقش پیوندی، تجارت گستردۀ مواد خام و کانیها بود که ایلام را به واسطهای حیاتی در زنجیرۀ تأمین نیازهای میانرودان بدل کرده بود.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127176_b0c3d3c164e7b5b3efdc4b6083a9eca1.pdf تزری، «خاستگاه خط ایلام و سومر... »، ۱۳۹۶ش، ص۴-۵.]</ref> اما تأثیرگذاری ایلام به حوزۀ اقتصاد محدود نماند و در عرصۀ فرهنگ و هنر نیز تمدنهای دوردست را تحت تأثیر قرار داد. موجود افسانهای گریفون (شیردال)، ابداعی ایلامی، در مصر پذیرفته شده و تا دوران هخامنشی تداوم یافت.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127201_7ed50693ab8651870d8f8951a7dfa6e0.pdf مؤمنی، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، ۱۳۹۶ش، ص۴-۵ و ۷.]</ref> همچنین، ظهور «گاو-مرد» در ایلام با ابداع اسفنکس (ابوالهول) در مصر همزمان دانسته شده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1129096 مهرآفرین و قائمپناه، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۷.]</ref>
| |
| | |
| در شرق فلات ایران نیز شواهدی از پیوندهای فرهنگی با ایلام به دست آمده است. شباهت سفالهای این مناطق با محوطههای ترکمنستان و پاکستان، مؤید مبادلات فرهنگی گستردهای است که ایلام در آنها نقشی محوری ایفا میکرد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127176_b0c3d3c164e7b5b3efdc4b6083a9eca1.pdf تزری، «خاستگاه خط ایلام و سومر...»، ۱۳۹۶ش، ص۱۰-۱۱.]</ref> | |
| | |
| == '''<big>اسناد و کاوشها</big>''' ==
| |
|
| |
|
| === '''<big>سرچشمههای شناخت ما از عیلام</big>''' <ref group="دیدگاه">واقعا عناوین ویکی نگارانه نیست. این بحث را میشود در اول مقاله تحت عنوان پیشینه نگارش کرد. </ref> ===
| | اوج هنر تزیینی عیلام در کاشیهای لعابدار و آجرهای رنگین نمایان است. در چغازنبیل، آجرهای لعابدار ساده به رنگهای آبی، سبز و سفید به کار رفتهاند که در این میان آجرهای دورۀ عیلام نو، از تنوع رنگ بیشتر برخوردارند. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۹۳] بر سطح این آجرها، نقوش برجستۀ شیر، گاو، اسب، گریفون و اسفنکس، دو به دو در دو سوی یک درخت تزیینی نقش بستهاند. [نیاکان، «مطالعۀ خشتهای رنگین و آجرهای لعابدار دوران ایلامی»، ۱۳۹۸ش، ص ۲۳-۲۴] پیکرۀ بزرگی از شیر هم که از گل پخته ساخته شده و لعابدار میباشد در ورودی معبد اینشوشیناک در شوش قرار داده شده بود. [مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص ۹۳] |
| شناخت ما از عیلام تا پیش از کاوشهای علمی در شوش، عمدتاً بر منابع بیرونی و اغلب خصمانۀ همسایگانش متکی بود که کهنترین آنها، الواح و کتیبههای سومری و اکدی هستند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲.]</ref>
| |
|
| |
|
| در کتاب مقدس نیز نام عیلام در کتابهای پیدایش، اشعیا، ارمیا و حزقیال ذکر شده و در کتاب استر هجده مرتبه به شوش به عنوان تختگاه پادشاهان اشاره شده است.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120329104352-2087-2.pdf عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان...»، ۱۳۸۴ش، ص۳۶-۳۷؛] [https://www.ensani.ir/file/download/article/20160217145008-9462-111.pdf ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «جایگاه شوش در دوران هخامنشی...»، ۱۳۹۴ش، ص۶].</ref> عیلام در اساطیر یونانی نیز راه یافته است؛ داستان ممنون، پسر سپیدهدم، که با سپاهیان شوش به یاری تروا شتافت و اشارۀ استرابون به شوش به عنوان پایتخت برگزیدۀ کوروش، نمونههایی از این حضور هستند.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۶۵ و ۱۲۴.</ref> | | === '''<big>میراث عیلامی در دوران هخامنشی</big>''' === |
| | هخامنشیان که خود فاقد خط و زبان نوشتاری بودند، برای ادارۀ قلمرو خود به میراث دیوانسالاری عیلامیان متکی شدند و زبان عیلامی را به عنوان زبان رسمی دستگاه اداری برگزیدند. [آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی در سنتها و نقشمایههای مشترک هنری تمدن ایلام و هخامنشی»، ۱۳۹۷ش، ص ۱۱۸] الواح تخت جمشید گواه کاربرد این زبان در سراسر امپراتوری هخامنشیان میباشند و کاتبان عیلامی با سدهها تجربۀ دیوانی، ستون فقرات دستگاه اداری هخامنشیان را تشکیل میدادند. [ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها: واکاوی پیامدهای نفوذ فرهنگ و تمدن عیلام در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۰ش، ص ۵۸؛ ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «شوش در دوران هخامنشی: پایتخت زمستانی»، ۱۳۹۴ش، ص ۵] برخی پژوهشگران معتقدند که این کاتبان به فرمان داریوش بزرگ در ابداع خط میخی فارسی باستان نقشی اساسی ایفا کردند و نخستین نگارش کتیبۀ بیستون نیز به زبان عیلامی نوشته شد. [علیزاده مقدم و شکریان، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان (بوشهر) در عصر عیلامیها»، ۱۳۹۲ش، ص ۴۰؛ ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها: واکاوی پیامدهای نفوذ فرهنگ و تمدن عیلام در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۰ش، ص ۵۸] نفوذ این زبان چنان پایدار بود که مهر رئیس تشریفات داریوش نیز به خط عیلامی نگاشته شد و این زبان حدود سی قرن در منطقه رواج داشت. [اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۲؛ عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان و نقش این قوم در آغاز تاریخ ایران»، ۱۳۸۴ش، ص ۴۰] |
|
| |
|
| اما مهمتر از این منابع بیرونی که غالباً تصویری تحریفشده از عیلام به دست میدهند، کاوشهای باستانشناسی در شوش و دیگر محوطههاست که امکان شناخت مستقیمتری را فراهم کرده است. اسناد اکدی شوش، شامل صدها سند حقوقی، اقتصادی و اداری از دورۀ سوکلمخها، و گِلنبشتههای آغازعیلامی، کتیبههای سلطنتی از چغازنبیل و نقوش برجستۀ صخرهای، منابع دستاول ارزشمندی برای فهم تاریخ و فرهنگ عیلامیان بهدست میدهند.<ref>[https://sid.ir/paper/210685/fa بادامچی، «دادرسی در ایلام باستان...»، ۱۳۹۲ش، ص۲۲؛] [http://www.ilamstudy.ir/article_127169_0305dbb6fd6621116a603f1b834043ac.pdf پورمحمدی، «خطوط میخی ایلامی...»، ۱۳۹۵ش، ص ۱ و ۵.]</ref>
| | در حوزۀ دین، نام خدای عیلامی هومبان در الواح باروی تخت جمشید ۳۶ بار ذکر شده و سهمیۀ غلۀ او بیشتر از سهمیۀ اهورامزدا بوده است. [ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها: واکاوی پیامدهای نفوذ فرهنگ و تمدن عیلام در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۰ش، ص ۶۰-۶۱] کوروش نیز در استوانۀ خود از بازسازی معابد خدایان عیلامی خبر داده است. [ایمانپور و علیزاده، «پارسیها و عیلامیها: واکاوی پیامدهای نفوذ فرهنگ و تمدن عیلام در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۰ش، ص ۶۱-۶۲ و ۶۰] |
|
| |
|
| به گفتۀ پیر آمیه، عیلامشناس فرانسوی، اگر این تمدن آنگونه که شایسته است معرفی نشده، دلیل آن معرفی از روی شهادت اسناد و مدارک دشمنانش است. مشکل دیگری که مانع ترسیم تصویر واقعیتر از عیلامیها به حساب میآید، عدم ثبت وقایع تاریخی توسط خود عیلامیهاست؛ آنان کمتر به ثبت وقایع تاریخی میپرداختند و دانش خود را سینه به سینه منتقل میکردند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120509085112-4048-1726.pdf بیانی، «عیلام یکی از سرچشمههای تمدن»، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۲-۲۱۳.]</ref> | | تثلیث خدایان هخامنشی (اهورامزدا، میترا و آناهیتا) در کتیبههای اردشیر دوم، به احتمال قوی ریشه در تثلیث کهن عیلامی (هومبان، اینشوشیناک و کیریریشا) دارد و مفهوم فرّۀ ایزدی نیز از باور عیلامیان به نیروی محافظ الهی کیتن سرچشمه گرفته است. [افخمی و خسروی، «پدیدارشناسی ازدواج با محارم در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۴۴۵؛ کوهستانی و قاسمنژاد، «پژوهش در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۸] اینشوشیناک، خدای بزرگ شوش، به همراه ایشمکراب و لاگامار، سهگانهای را تشکیل میدادند که بر جهان پس از مرگ نظارت داشتند و این الگو با سهگانۀ زرتشتی میترا، سروش و رشن شباهت دارد. [دارا، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ بر پایۀ متون عیلامی»، ۱۳۹۴ش، ص ۷-۸] |
|
| |
|
| === '''<big>پیشگامان عیلامشناسی و تاریخ کاوشها</big>''' ===
| | کوروش نیز با برگزیدن لقب شاه انشان، خود را وارث سنت سیاسی عیلامیان معرفی کرد و نفوذ فرهنگی عیلام در دوران وی در زمینههایی چون لباس، اخلاق سیاسی، نظام حکومتداری و حتی معماری (آرامگاه سادهٔ کوروش) قابل تشخیص است. [گیلانی، اکبری و یاری، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان در اندیشۀ کوروش هخامنشی»، ۱۳۹۴ش، ص ۵۲-۵۵؛ اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۲] |
| نخستین گامها جهت شناخت عیلام در دهۀ ۱۸۵۰ میلادی با کوششهای ویلیام کنت لفتوس انگلیسی برداشته شد و سپس مارسل دیولافوا و همسرش در سال ۱۸۸۴ کاوشهایی را در شوش آغاز کردند که به کشف کاخ داریوش انجامید.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۰؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.</ref> در سال ۱۸۹۷ میلادی، ژاک دمرگان پس از عقد قرارداد انحصاری حفاری با دولت ایران، هیئت کاوش فرانسوی را پایهگذاری و شوش را به چهار بخش اصلی تقسیم کرد.<ref>[https://iaej.sku.ac.ir/article_11379_94e945f53cd92f059c89b61e2a4b1323.pdf فروزان، یوسفی زشک و طاووسی، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش...»، ۱۴۰۱ش، ص۷۳؛] پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.</ref> در جریان کاوشهای او، آثاری چون ستون یادبود پیروزی نارامسین و سنگنبشتۀ قانون حمورابی کشف شد.<ref>مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام، ۱۳۷۰ش، ص۲۵.</ref>
| |
|
| |
|
| در این میان رومن گیرشمن از دهۀ ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ میلادی نقشی محوری در عیلامشناسی ایفا کرد و کاوشهای روشمند او در شوش و بهویژه دور-اونتاش دریچهای نو به تاریخ و مذهب عیلامیان گشود.<ref>هینتس، دنیای گمشدۀ عیلام، بیتا، ص۱۵.</ref> در ایران نیز، عزتالله نگهبان با کاوش در هفتتپه از سال ۱۳۴۴ خورشیدی، بخش مهمی از تاریخ عیلام میانه را روشن کرد و ویلیام سامنر با کاوش در تل ملیان در دهۀ ۱۹۷۰ میلادی، به کشف الواح و آثار مهمی از دورههای مختلف عیلامی نائل آمد.<ref>[http://www.ilamstudy.ir/article_127554_0ea171b9dcccdd7bc1056ee20e307bdb.pdf محمودیان، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و...»، ۱۳۹۸ش، ص۱۱ و ۲۰.]</ref>
| | از سوی دیگر شوش به عنوان پایتخت زمستانی پارسیها برگزیده شد و داریوش بزرگ کاخ خود را بر روی ویرانههای شوش عیلامی بنا کرد. [ایمانپور، نصراللهزاده و علیزاده، «شوش در دوران هخامنشی: پایتخت زمستانی»، ۱۳۹۴ش، ص ۱؛ اکبری، گیلانی و اکبری، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، ۱۳۹۶ش، ص ۱۲] |
|
| |
|
| همزمان با کاوشهای میدانی، پیشرفتهایی در زمینۀ رمزگشایی خطوط عیلامی صورت گرفت. در نتیجه والتر هینتس آلمانی به نقشی مؤثر در خوانش و فهم زبان و تاریخ عیلام دست یافت. در دهههای بعد، پژوهشگرانی چون پیر آمیه، جرج کامرون، متیو استولپر و یوسف مجیدزاده هر یک به شناخت این تمدن مدد رساندند.<ref>[https://www.ensani.ir/file/download/article/20120329104352-2087-2.pdf عامریان، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان...»، ۱۳۸۴ش، ص۳۳.]</ref>در سالهای اخیر نیز، پروژههای بینالمللی حفاظت از چغازنبیل با همکاری یونسکو و سازمان میراث فرهنگی ایران، گامهایی در زمینۀ حفظ و معرفی این میراث جهانی برداشتهاند.<ref>.Guillaud, Okada, Vatandoust, Chogha Zanbil, 2003, p. 29</ref>
| | در عرصۀ هنر نیز، نقوش برجستۀ صخرهای عیلام، سنتی را پایهگذاری کرد که الهامبخش حجاریهای هخامنشی و ساسانی شد و معماری و نقشمایههای حیوانی در هنر هخامنشی، در واقع بسط و گسترش سنتهای عیلامی بود. [دادور و صادقی طاهری، «بررسی نقشمایههای مردانه در تمدن ایلام (از اوایل هزارۀ سوم تا اواسط هزارۀ اول ق.م)»، ۱۳۹۳ش، ص ۲۱؛ آفرین، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی در سنتها و نقشمایههای مشترک هنری تمدن ایلام و هخامنشی»، ۱۳۹۷ش، ص ۱۱۷] |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |
| {{پانویس}}
| |
| {{پانویس پیشنویس}} | | {{پانویس پیشنویس}} |
|
| |
|
| خط ۲۹۱: |
خط ۲۱۳: |
|
| |
|
| * آلتای، شمسالدین م. گون، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ترجمۀ داوود اصفهانیان، وحید، شماره ۱۰۲، خرداد ۱۳۵۱ش. | | * آلتای، شمسالدین م. گون، «تمدن و فرهنگ عیلام»، ترجمۀ داوود اصفهانیان، وحید، شماره ۱۰۲، خرداد ۱۳۵۱ش. |
| * آفرین، فریده، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی در سنتها و نقشمایههای مشترک هنری تمدن ایلام و هخامنشی»، مطالعات تطبیقی هنر، سال هشتم، شمارۀ ۱۵، بهار و تابستان ۱۳۹۷ش. | | * آفرین، فریده، «مطالعۀ رابطۀ بینامتنی در سنتها و نقشمایههای مشترک هنری تمدن ایلام و هخامنشی»، مطالعات تطبیقی هنر، سال هشتم، شمارۀ ۱۵، بهار و تابستان ۱۳۹۷ش. آلوارزمون، «ایلام در عصر آهن»، مطالعات ایلامشناسی، سال ۳، شمارۀ ۷، تابستان ۱۳۹۶ش. |
| * انتشاری نجفآبادی، علیرضا، و خراشادی، سرور، «پژوهشی در چرایی غیبت اینشوشینک در متون مذهبی باروی تخت جمشید»، مطالعات باستانشناسی، دورۀ ۱۵، شمارۀ ۱ (پیاپی ۳۲)، زمستان ۱۴۰۱ و بهار ۱۴۰۲ش. | | *انتشاری نجفآبادی، علیرضا، و خراشادی، سرور، «پژوهشی در چرایی غیبت اینشوشینک در متون مذهبی باروی تخت جمشید»، مطالعات باستانشناسی، دورۀ ۱۵، شمارۀ ۱ (پیاپی ۳۲)، زمستان ۱۴۰۱ و بهار ۱۴۰۲ش. |
| * اکبری، حسن، «عیلام و عیلامیها»، باستانپژوهی، شمارۀ ۹، تابستان ۱۳۸۱ش. | | *اکبری، حسن، «عیلام و عیلامیها»، باستانپژوهی، شمارۀ ۹، تابستان ۱۳۸۱ش. |
| * اکبری، مرتضی؛ گیلانی، نجمالدین؛ و اکبری، اشرف، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، مطالعات ایلامشناسی، شمارۀ ۵، زمستان ۱۳۹۶ش. | | *اکبری، مرتضی؛ گیلانی، نجمالدین؛ و اکبری، اشرف، «رویکرد عدالتمحوری در ایلام باستان»، مطالعات ایلامشناسی، شمارۀ ۵، زمستان ۱۳۹۶ش. |
| * اکبری دیزجی، عاطفه، و خانپور، آرزو، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام؛ مطالعۀ موردی میلههای شیشهای معبد چغازنبیل»، شباک، دورۀ ۱۱، شمارۀ ۳ (پیاپی ۸۴)، ۱۴۰۴ش. | | *اکبری دیزجی، عاطفه، و خانپور، آرزو، «هنر شیشهگری در تمدن ایلام؛ مطالعۀ موردی میلههای شیشهای معبد چغازنبیل»، شباک، دورۀ ۱۱، شمارۀ ۳ (پیاپی ۸۴)، ۱۴۰۴ش. |
| * بادامچی، حسین، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی: تحلیل سه سند حقوقی از ایلام باستان به همراه ویرایش متن اکدی»، پژوهشهای ایرانشناسی، سال دوم، شمارۀ ۱ (پیاپی ۲)، بهار ۱۳۹۱ش. | | *ایمانپور، محمدتقی، و علیزاده، زهرا، «پارسیها و عیلامیها: واکاوی پیامدهای نفوذ فرهنگ و تمدن عیلام در شاهنشاهی هخامنشی»، مطالعات تاریخ فرهنگی، سال ۲، شمارۀ ۷، بهار ۱۳۹۰ش. |
| * بادامچی، حسین، «دادرسی در ایلام باستان به همراه ویرایش، ترجمۀ فارسی و انگلیسی دو سند ایلامی»، پژوهشهای علوم تاریخی، دورۀ ۵، شمارۀ ۲، پاییز ۱۳۹۲ش. | | *ایمانپور، محمدتقی؛ نصراللهزاده، سیروس؛ و علیزاده، زهرا، «شوش در دوران هخامنشی: پایتخت زمستانی»، مطالعات باستانشناسی، دورۀ ۷، شمارۀ ۱۳، بهار و تابستان ۱۳۹۴ش. |
| * بادامچی، حسین، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، پژوهشهای تاریخی ایران و اسلام، دورۀ ۸، شمارۀ ۱۴، فروردین ۱۳۹۳ش. | | *بادامچی، حسین، «اجارهنامۀ زمین کشاورزی: تحلیل سه سند حقوقی از ایلام باستان به همراه ویرایش متن اکدی»، پژوهشهای ایرانشناسی، سال دوم، شمارۀ ۱ (پیاپی ۲)، بهار ۱۳۹۱ش. |
| * بادامچی، حسین، «یک سند حقوقی از شوش (ویرایش و ترجمۀ فارسی)»، اسناد بهارستان، شمارۀ ۴، زمستان ۱۳۹۰ش. | | *بادامچی، حسین، «دادرسی در ایلام باستان به همراه ویرایش، ترجمۀ فارسی و انگلیسی دو سند ایلامی»، پژوهشهای علوم تاریخی، دورۀ ۵، شمارۀ ۲، پاییز ۱۳۹۲ش. |
| * بیانی (اسلامی)، شیرین، «عیلام: یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، یغما، سال بیستوسوم، شمارۀ ۴ (پیاپی ۲۶۲)، تیر ۱۳۴۹ش. | | *بادامچی، حسین، «قراردادهای مشارکت تجاری در دورۀ ایلامی قدیم»، پژوهشهای تاریخی ایران و اسلام، دورۀ ۸، شمارۀ ۱۴، فروردین ۱۳۹۳ش. |
| * پاپیبالاگریوه، مرادحسین؛ حسنی، میرزامحمد؛ و کلبادینژاد، مریم، «آشوربانیپال و پایان شاهنشاهی ایلام»، پیام باستانشناس، سال ۱۷، شمارۀ ۳۳، پاییز و زمستان ۱۴۰۴ش. | | *بادامچی، حسین، «یک سند حقوقی از شوش (ویرایش و ترجمۀ فارسی)»، اسناد بهارستان، شمارۀ ۴، زمستان ۱۳۹۰ش. |
| * پلاسعیدی، کتایون، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۵، زمستان ۱۳۹۶ش. | | *بادامچی، حسین، و شریفی، سعیده، «پیمان صلح ایلام و آشور در ۶۷۴ پیش از میلاد؛ زمینههای شکلگیری و سرانجام آن»، پژوهشهای تاریخی، دورۀ ۱۱، شمارۀ ۲، تیر ۱۳۹۸ش. |
| * پورمحمدی، پریسا، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل بر اساس یافتههای باستانشناسی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۱، شمارۀ ۱، زمستان ۱۳۹۵ش. | | *بقایی، مرضیه، «تاریخچۀ مالکیت و نظام بهرهبرداری از زمین در ایلام باستان»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۱۰، شمارۀ ۳۴، فروردین ۱۴۰۳ش. |
| * پولادچنگ، مرضیه، جابریراد، مائده، ضرغام، ادهم، «تحلیل نقوش جام شوش از منظر ساختار و مفهوم»، پیکره: دورۀ 3، شمارۀ 5، بهار و تابستان 1393ش. | | *بیانی (اسلامی)، شیرین، «عیلام: یکی از سرچشمههای تمدن ایرانی»، یغما، سال بیستوسوم، شمارۀ ۴ (پیاپی ۲۶۲)، تیر ۱۳۴۹ش. |
| * پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، ج۱، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۵ش. | | *پاپیبالاگریوه، مرادحسین؛ حسنی، میرزامحمد؛ و کلبادینژاد، مریم، «آشوربانیپال و پایان شاهنشاهی ایلام»، پیام باستانشناس، سال ۱۷، شمارۀ ۳۳، پاییز و زمستان ۱۴۰۴ش. |
| * تزری، رحیم، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۲، بهار ۱۳۹۶ش. | | *پلاسعیدی، کتایون، «نقش مار در فرهنگ و تمدن ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۵، زمستان ۱۳۹۶ش. |
| * توحیدی، محسن، و کاظمی، اعظم، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، مجموعۀ مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق، ج۲۷، ۱۴۰۰ش. | | *پورمحمدی، پریسا، «خطوط میخی ایلامی معبد چغازنبیل بر اساس یافتههای باستانشناسی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۱، شمارۀ ۱، زمستان ۱۳۹۵ش. |
| * حاتم، غلامعلی، و مهراندیش، محمدرضا، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام (با تأکید بر چند تندیس شاخص)»، نقشمایه، سال دوم، شمارۀ ۴، پاییز و زمستان ۱۳۸۸ش. | | *پولادچنگ، مرضیه، جابریراد، مائده، ضرغام، ادهم، «تحلیل نقوش جام شوش از منظر ساختار و مفهوم»، پیکره: دورۀ 3، شمارۀ 5، بهار و تابستان 1393ش. |
| * حاتمی نصاری، طیبه، «معماری مذهبی ایلام»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۸، پاییز ۱۳۹۷ش. | | *پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، ج۱، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۵ش. |
| * خراشادی، سرور، و انتشاری نجفآبادی، علیرضا، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان براساس شواهد باستانشناختی و اسناد مکتوب میخی»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، شمارۀ ۳۸، پاییز ۱۴۰۲ش. | | *تزری، رحیم، «خاستگاه خط، ایلام و سومر یا کرانههای کویر لوت»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۲، بهار ۱۳۹۶ش. |
| * دادور، ابوالقاسم، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، زن در فرهنگ و هنر، دورۀ ۱، شمارۀ ۴، تابستان ۱۳۸۹ش. | | *توحیدی، محسن، و کاظمی، اعظم، «تأثیر معماری مذهبی بینالنهرین و ایلام باستان بر یکدیگر با نگاهی بر ساخت زیگوراتها»، مجموعۀ مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق، ج۲۷، ۱۴۰۰ش. |
| * دادور، ابوالقاسم، صادقی طاهری، علی، «بررسی نقشمایههای مردانه در تمدن ایلام (از اوایل هزارۀ سوم تا اواسط هزارۀ اول ق.م)»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دورۀ ۱۹، شمارۀ ۲، مرداد ۱۳۹۳ش. | | *حاتم، غلامعلی، و مهراندیش، محمدرضا، «بررسی فلزکاری دورۀ کلاسیک تمدن ایلام (با تأکید بر چند تندیس شاخص)»، نقشمایه، سال دوم، شمارۀ ۴، پاییز و زمستان ۱۳۸۸ش. |
| * دارا، مریم، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ بر پایۀ متون عیلامی»، پژوهشنامۀ ادیان، دورۀ ۹، شمارۀ ۱۸، ۱۳۹۴ش. | | *حاتمی نصاری، طیبه، «معماری مذهبی ایلام»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۸، پاییز ۱۳۹۷ش. |
| * درویشی، سهیلا، و محافظی، بهزاد، «مروری بر گاهنگاری دوران ایلامی (از آغاز ایلامی تا هخامنشی مقدم)»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۲، بهار ۱۳۹۶ش. | | *خراشادی، سرور، و انتشاری نجفآبادی، علیرضا، «نگاهی به آهن و آهنگری در ایلام باستان براساس شواهد باستانشناختی و اسناد مکتوب میخی»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، شمارۀ ۳۸، پاییز ۱۴۰۲ش. |
| * دورانت، ویل، تاریخ تمدن: مشرقزمین گهوارۀ تمدن، ترجمۀ احمد آرام، ع. پاشایی، امیرحسین آریانپور، تهران، اقبال: فرانکلین، ۱۳۳۷ش. | | *دادور، ابوالقاسم، «موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام»، زن در فرهنگ و هنر، دورۀ ۱، شمارۀ ۴، تابستان ۱۳۸۹ش. |
| * راد، ناصر، «گذری بر تاریخ چند هزار سالهی ایلام»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۳، تابستان ۱۳۹۶ش. | | *دادور، ابوالقاسم، صادقی طاهری، علی، «بررسی نقشمایههای مردانه در تمدن ایلام (از اوایل هزارۀ سوم تا اواسط هزارۀ اول ق.م)»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دورۀ ۱۹، شمارۀ ۲، مرداد ۱۳۹۳ش. |
| * راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، جلد ۱، تهران، امیر کبیر، ۱۳۵۴ش.
| | *دارا، مریم، «اهمیت قضاوت در جهان پس از مرگ بر پایۀ متون عیلامی»، پژوهشنامۀ ادیان، دورۀ ۹، شمارۀ ۱۸، ۱۳۹۴ش. |
| * رحمتی کیا، اسفندیار، و غضنفری، کلثوم، «نقش سیاسی زنان درباری و دودمان سلطنتی در تاریخ ایلام میانه (۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ.م)»، تاریخ ایران، دورۀ ۱۳، شمارۀ ۲ (پیاپی ۲۶)، ۱۳۹۹ش.
| | *درویشی، سهیلا، و محافظی، بهزاد، «مروری بر گاهنگاری دوران ایلامی (از آغاز ایلامی تا هخامنشی مقدم)»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۲، شمارۀ ۲، بهار ۱۳۹۶ش. |
| * رضاقلی، محمود، تاریخ سیاسی ایران باستان (نقدی بر تاریخنگاری ایرانی و کوششی در تحلیل علمی تاریخ)، نشر آنلاین، ۲۰۱۲م. | | *دورانت، ویل، تاریخ تمدن: مشرقزمین گهوارۀ تمدن، ترجمۀ احمد آرام، ع. پاشایی، امیرحسین آریانپور، تهران، اقبال: فرانکلین، ۱۳۳۷ش. |
| * سایکس، پرسی مولزورث، تاریخ ایران، جلد ۱، تهران، افسون، ۱۳۸۰ش. | | *رحمتی کیا، اسفندیار، و غضنفری، کلثوم، «نقش سیاسی زنان درباری و دودمان سلطنتی در تاریخ ایلام میانه (۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ.م)»، تاریخ ایران، دورۀ ۱۳، شمارۀ ۲ (پیاپی ۲۶)، ۱۳۹۹ش. |
| * سبزی، موسی؛ حاتمی کنکبود، حبیب؛ و رایگانی، ابراهیم، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی و خدایان عیلامی در روزگار هخامنشی»، پژوهشهای ادیانی، دورۀ ۵، شمارۀ ۹ (پیاپی ۹)، شهریور ۱۳۹۶ش. | | *رضاقلی، محمود، تاریخ سیاسی ایران باستان (نقدی بر تاریخنگاری ایرانی و کوششی در تحلیل علمی تاریخ)، نشر آنلاین، ۲۰۱۲م. |
| * سرخآبی، عبیداله، و افخمی، بهروز، «جغرافیای تاریخی ایلام در دورۀ سلسلههای آوان و شیماشکی»، مجموعۀ مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق، ج۲۳، ۱۴۰۵ش. | | *سایکس، پرسی مولزورث، تاریخ ایران، جلد ۱، تهران، افسون، ۱۳۸۰ش. |
| * شاهرخی، شیما؛ نیکنامی، کمالالدین؛ و ایزدی، محمدسعید، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی در عرصۀ حفاظت از میراث معماری شهر (مورد پژوهی: میراث معماری شهر تاریخی چغازنبیل)»، جغرافیا و برنامهریزی منطقهای، سال ۱۲، شمارۀ ۱ (پیاپی ۴۵)، زمستان ۱۴۰۰ش. | | *سبزی، موسی؛ حاتمی کنکبود، حبیب؛ و رایگانی، ابراهیم، «بررسی میزان تداوم نمادهای مذهبی و خدایان عیلامی در روزگار هخامنشی»، پژوهشهای ادیانی، دورۀ ۵، شمارۀ ۹ (پیاپی ۹)، شهریور ۱۳۹۶ش. |
| * شمیلی، فرنوش، و غفوریفر، فاطمه، «تحلیل عناصر تصویری سفالینههای شوش (براساس رویکرد نشانهشناختی)»، رهپویه هنرهای تجسمی، دورۀ ۲، شمارۀ ۴ (پیاپی ۴)، زمستان ۱۳۹۸ش. | | *سرخآبی، عبیداله، و افخمی، بهروز، «جغرافیای تاریخی ایلام در دورۀ سلسلههای آوان و شیماشکی»، مجموعۀ مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق، ج۲۳، ۱۴۰۵ش. |
| * عامریان، حمید، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان و نقش این قوم در آغاز تاریخ ایران»، هنرنامه، سال هشتم، شمارۀ ۲۶، بهار ۱۳۸۴ش. | | *شاهرخی، شیما؛ نیکنامی، کمالالدین؛ و ایزدی، محمدسعید، «تداوم ارزشهای جغرافیای طبیعی در عرصۀ حفاظت از میراث معماری شهر (مورد پژوهی: میراث معماری شهر تاریخی چغازنبیل)»، جغرافیا و برنامهریزی منطقهای، سال ۱۲، شمارۀ ۱ (پیاپی ۴۵)، زمستان ۱۴۰۰ش. |
| * عبدیفر، نرگس، و فیروزمندی شیرهجینی، بهمن، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام نو بر اساس یافتههای باستانشناسی»، جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام، دورۀ ۵، شمارۀ ۱ (پیاپی ۹)، بهار و تابستان ۱۳۹۹ش. | | *شمیلی، فرنوش، و غفوریفر، فاطمه، «تحلیل عناصر تصویری سفالینههای شوش (براساس رویکرد نشانهشناختی)»، رهپویه هنرهای تجسمی، دورۀ ۲، شمارۀ ۴ (پیاپی ۴)، زمستان ۱۳۹۸ش. |
| * عرب، حسنعلی، و شریفی نسب، کوثر، «دینسالاری، کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، پژوهشنامۀ تاریخ، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۴، ۱۳۸۸ش. | | *عامریان، حمید، «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان و نقش این قوم در آغاز تاریخ ایران»، هنرنامه، سال هشتم، شمارۀ ۲۶، بهار ۱۳۸۴ش. |
| * علیزاده مقدم، بدرالسادات، و شکریان، احترام، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان (بوشهر) در عصر عیلامیها»، پژوهشنامۀ تاریخهای محلی ایران، سال اول، شمارۀ ۲، بهار و تابستان ۱۳۹۲ش. | | *عبدیفر، نرگس، و فیروزمندی شیرهجینی، بهمن، «پیشنهادی برای حدود و ثغور عیلام نو بر اساس یافتههای باستانشناسی»، جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام، دورۀ ۵، شمارۀ ۱ (پیاپی ۹)، بهار و تابستان ۱۳۹۹ش. |
| * عیالوار، ندا؛ عادلفر، باقرعلی؛ و پیردهقان، مینا، «واکاوی اهمیت "سوگند" در حیات حقوقی و اجتماعی تمدن عیلام قدیم (۲۵۰۰ ق.م – ۶۵۰ ق.م)»، مطالعات ایرانشناسی، سال ۸، شمارۀ ۴ (پیاپی ۲۵)، زمستان ۱۴۰۳ش. | | *عرب، حسنعلی، و شریفی نسب، کوثر، «دینسالاری، کانون اندیشه و تمدن در ایلام باستان»، پژوهشنامۀ تاریخ، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۴، ۱۳۸۸ش. |
| * غفوریان، محمدرضا، «بررسی ساختار مدیریتی و نظام حکومتی در ایلام باستان»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۷، تابستان ۱۳۹۷ش. | | *علیزاده، عباس، تئوری و عمل در باستانشناسی (با فصلهایی در زیستشناسی تحولی و معرفتشناسی)، چاپ سوم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۶ش. |
| * فرهنگدوست، هادی، و حنایی، تکتم، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، باستانشناسی ایران، دورۀ ۱۳، شمارۀ ۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۲ش. | | *علیزاده مقدم، بدرالسادات، و شکریان، احترام، «بررسی جایگاه فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بندر لیان (بوشهر) در عصر عیلامیها»، پژوهشنامۀ تاریخهای محلی ایران، سال اول، شمارۀ ۲، بهار و تابستان ۱۳۹۲ش. |
| * فروزان، فریدا؛ یوسفی زشک، روحالله؛ و طاووسی، محمود، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش در دورۀ آغازایلامی»، جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام، دورۀ ۷، شمارۀ ۱ (پیاپی ۱۳)، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش. | | *عیالوار، ندا؛ عادلفر، باقرعلی؛ و پیردهقان، مینا، «واکاوی اهمیت "سوگند" در حیات حقوقی و اجتماعی تمدن عیلام قدیم (۲۵۰۰ ق.م – ۶۵۰ ق.م)»، مطالعات ایرانشناسی، سال ۸، شمارۀ ۴ (پیاپی ۲۵)، زمستان ۱۴۰۳ش. |
| * فروزان، فریدا؛ یوسفی زشک، روحالله؛ و طاووسی، محمود، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، مطالعات باستانشناسی پارسه، سال ششم، شمارۀ ۲۰، تابستان ۱۴۰۱ش. | | *غفوریان، محمدرضا، «بررسی ساختار مدیریتی و نظام حکومتی در ایلام باستان»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۷، تابستان ۱۳۹۷ش. |
| * قائمپناه، نورالدین مهدی، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری مرتبط با نقوش مار و مارخدا در هنر مهرسازی ایلام باستان»، پژوهشنامۀ ایران باستان، دورۀ ۳، شمارۀ ۹، ۱۴۰۳ش. | | *فرهنگدوست، هادی، و حنایی، تکتم، «بازشناسی پایداری فرهنگیِ برآمده از هژمونی تمدنیِ عیلام، در حکومتهای ایران باستان»، باستانشناسی ایران، دورۀ ۱۳، شمارۀ ۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۲ش. |
| * کائید، زهرا، و ایمانپور، محمدتقی، «وضعیت سیاسی ایلام بعد از سقوط تا برآمدن هخامنشیان (۶۴۶-۵۵۰ پ.م)»، تاریخ اسلام و ایران دانشگاه الزهرا، دورۀ ۲۵، شمارۀ ۲۶، شهریور ۱۳۹۴ش. | | *فروزان، فریدا؛ یوسفی زشک، روحالله؛ و طاووسی، محمود، «تحلیلی بر ساختار سیاسی و معیشتی شوش در دورۀ آغازایلامی»، جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام، دورۀ ۷، شمارۀ ۱ (پیاپی ۱۳)، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش. |
| * کاظمپور، زیبا، «تحلیل مفهوم برکت در هنر عیلامی و مقایسۀ آن با نقوش رایج در سفالگری قرون میانی اسلامی»، هنرهای صناعی ایران، سال چهارم، شمارۀ 2، (پیاپی 7)، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش. | | *فروزان، فریدا؛ یوسفی زشک، روحالله؛ و طاووسی، محمود، «بررسی جامعۀ دامدار شوش براساس الواح آغاز ایلامی»، مطالعات باستانشناسی پارسه، سال ششم، شمارۀ ۲۰، تابستان ۱۴۰۱ش. |
| * کبیری، فرانک، و براتی، بهاره، «جام شوش، جامی پر از رمز و راز»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دورۀ ۲، شمارۀ ۴۳، مرداد ۱۳۹۰ش. | | *قائمپناه، نورالدین مهدی، «بازشناسی هویت شخصیتهای اساطیری مرتبط با نقوش مار و مارخدا در هنر مهرسازی ایلام باستان»، پژوهشنامۀ ایران باستان، دورۀ ۳، شمارۀ ۹، ۱۴۰۳ش. |
| * کبیری، فرانک؛ فلکی، معین؛ و جعفری دهکردی، ناهید، «نمادشناسی اجرام آسمانی در آثار عصر مفرغ فلات ایران نمونههای موردی تمدنهای عیلام و جیرفت»، مطالعات ایرانی، سال ۲۳، شمارۀ ۴۵، بهار و تابستان ۱۴۰۳ش. | | *کائید، زهرا، و ایمانپور، محمدتقی، «وضعیت سیاسی ایلام بعد از سقوط تا برآمدن هخامنشیان (۶۴۶-۵۵۰ پ.م)»، تاریخ اسلام و ایران دانشگاه الزهرا، دورۀ ۲۵، شمارۀ ۲۶، شهریور ۱۳۹۴ش. |
| * گرانتوفسکی، ادوین آرویدوویچ، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، تهران، پویش، ۱۳۵۹ش. | | *کاظمپور، زیبا، «تحلیل مفهوم برکت در هنر عیلامی و مقایسۀ آن با نقوش رایج در سفالگری قرون میانی اسلامی»، هنرهای صناعی ایران، سال چهارم، شمارۀ 2، (پیاپی 7)، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش. |
| * گیرشمن، رومن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمۀ محمد معین، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۲ش. | | *کبیری، فرانک، و براتی، بهاره، «جام شوش، جامی پر از رمز و راز»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دورۀ ۲، شمارۀ ۴۳، مرداد ۱۳۹۰ش. |
| * گیلانی، نجمالدین، «بازتاب رسوم ایران باستان در فرهنگ مردم ایلام (تقدس آب و چشمه، احترام به نان و نمک، کارد و کفن)»، ایلام باستان، دورۀ ۱۸، شمارۀ ۵۴ و ۵۵، شهریور ۱۳۹۶ش. | | *کبیری، فرانک؛ فلکی، معین؛ و جعفری دهکردی، ناهید، «نمادشناسی اجرام آسمانی در آثار عصر مفرغ فلات ایران نمونههای موردی تمدنهای عیلام و جیرفت»، مطالعات ایرانی، سال ۲۳، شمارۀ ۴۵، بهار و تابستان ۱۴۰۳ش. |
| * گیلانی، نجمالدین؛ اکبری، مرتضی؛ و یاری، سیاوش، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان در اندیشۀ کوروش هخامنشی»، فرهنگ ایلام، دورۀ ۱۶، شمارۀ ۴۸ و ۴۹، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش. | | *کوهستانی، حسین، و قاسمنژاد، رؤیا، «پژوهش در اسناد اکدی شوش: الواح حقوقی و قضایی»، پژوهشهای ایرانشناسی، سال ۷، شمارۀ ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۶ش. |
| * مبینی، مهتاب، و ابراهیمزاده، فرزام، «تعاملات هنری ایلام و بینالنهرین (با نگرشی بر نقوش موجودات ترکیبی در مهرها)»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۸، پاییز ۱۳۹۷ش. | | *گرانتوفسکی، ادوین آرویدوویچ، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، تهران، پویش، ۱۳۵۹ش. |
| * متیوز، راجر، و فاضل نشلی، حسن، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ترجمۀ جواد حسینزاده ساداتی و اشکان اولی پوریان، تهران، موزۀ ملی ایران، ۱۴۰۴ش. | | *گیرشمن، رومن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمۀ محمد معین، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۲ش. |
| * مجیدزاده، یوسف، تاریخ و تمدن ایلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۰ش. | | *گیلانی، نجمالدین، «بازتاب رسوم ایران باستان در فرهنگ مردم ایلام (تقدس آب و چشمه، احترام به نان و نمک، کارد و کفن)»، ایلام باستان، دورۀ ۱۸، شمارۀ ۵۴ و ۵۵، شهریور ۱۳۹۶ش. |
| * محمودی، ماندانا، «ساختار شکلگیری اولیۀ تمدن ایلام»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۱، تابستان ۱۳۹۸ش. | | *گیلانی، نجمالدین؛ اکبری، مرتضی؛ و یاری، سیاوش، «بازتاب فرهنگ پیشرفتۀ ایلام باستان در اندیشۀ کوروش هخامنشی»، فرهنگ ایلام، دورۀ ۱۶، شمارۀ ۴۸ و ۴۹، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش. |
| * محمودیان، حبیبالله، «ارتباط سیاسی-اقتصادی ایلام و بینالنهرین در دوران باستان»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۶، بهار ۱۳۹۷ش.
| | *مبینی، مهتاب، و ابراهیمزاده، فرزام، «تعاملات هنری ایلام و بینالنهرین (با نگرشی بر نقوش موجودات ترکیبی در مهرها)»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۸، پاییز ۱۳۹۷ش. |
| * محمودیان، حبیبالله، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۸، شمارۀ ۲۵، بهار ۱۴۰۲ش. | | *متیوز، راجر، و فاضل نشلی، حسن، باستانشناسی ایران از دوران پارینه سنگی تا پایان هخامنشی، ترجمۀ جواد حسینزاده ساداتی و اشکان اولی پوریان، تهران، موزۀ ملی ایران، ۱۴۰۴ش. |
| * محمودیان، حبیبالله، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و باستانشناختی تمدن ایلام»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۳، زمستان ۱۳۹۸ش. | | *مجیدزاده، یوسف، تاریخ و تمدن ایلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۰ش. |
| * مرادی، حسین، «منشأ نقش مار در مواد فرهنگی هزارۀ سوم پیش از میلاد جنوب شرق ایران؛ نشانهای از ارتباط با عیلام و میانرودان»، مطالعات باستانشناسی، دورۀ ۷، شمارۀ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش. | | *محمودیان، حبیبالله، «ارتباط سیاسی-اقتصادی ایلام و بینالنهرین در دوران باستان»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۳، شمارۀ ۶، بهار ۱۳۹۷ش. |
| * مشکور، محمدجواد، ایران در عهد باستان (در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام)، تهران، سازمان انتشارات اشرفی، ۱۳۶۳ش. | | *محمودیان، حبیبالله، «بررسی تاریخ تمدنهای فلات ایران تا پایان دورۀ ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۱۱، شمارۀ ۳۷، بهار ۱۴۰۵ش. |
| * مهرآفرین، رضا، و قائمپناه، نورالدین، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، جستارهای تاریخی، سال هفتم، شمارۀ ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۵ش. | | *محمودیان، حبیبالله، «همگرایی تاریخی و باستانشناسی ایلام و تمدنهای همجوار»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۸، شمارۀ ۲۵، بهار ۱۴۰۲ش. |
| * مؤمنی، آتوسا، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۵، شمارۀ ۱۴، بهار ۱۳۹۹ش. | | *محمودیان، حبیبالله، «نگاهی اجمالی به تحولات تاریخی و باستانشناختی تمدن ایلام»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۳، زمستان ۱۳۹۸ش. |
| * میراشه، زهرا؛ نیکنامی، کمالالدین؛ و فیروزمندی شیرهجین، بهمن، «بررسی اسناد اقتصادی خرید-فروش، اجاره، وام در دورۀ عیلام قدیم»، پژوهشنامۀ تاریخ، سال یازدهم، شمارۀ ۴۳، تابستان ۱۳۹۵ش. | | *مرادی، حسین، «منشأ نقش مار در مواد فرهنگی هزارۀ سوم پیش از میلاد جنوب شرق ایران؛ نشانهای از ارتباط با عیلام و میانرودان»، مطالعات باستانشناسی، دورۀ ۷، شمارۀ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش. |
| * میرقادری، محمدامین، و رضائی باغبیدی، بهار، «عیلام، ایلام یا هَلتمتی؟»، زبانشناخت، دورۀ ۱۴، شمارۀ ۲، ۱۴۰۲ش.
| | *مشکور، محمدجواد، ایران در عهد باستان (در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام)، تهران، سازمان انتشارات اشرفی، ۱۳۶۳ش. |
| * نصر اصفهانی، سمیرا، و طاهری، علیرضا، «مطالعۀ پیکرکهای زنانه عصر مفرغ شوش از منظر ریختشناسی»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دورۀ ۲۵، شمارۀ ۳، پاییز ۱۳۹۹ش. | | *مهرآفرین، رضا، و قائمپناه، نورالدین، «دگردیسی خدایان در ایلام باستان»، جستارهای تاریخی، سال هفتم، شمارۀ ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۵ش. |
| * نمیرانیان، کتایون، و فتحاللهی، نیما، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی بر اساس شواهد باستانشناسی و زبانشناسی»، آوای تاریخ، سال دوم، شمارۀ ۳، بهار ۱۴۰۱ش. | | *مهدینژاد خطبهسرا، سیدعلی، و همکاران، «شواهد باستانشناختی نفت، قیر و مشتقات آن در تمدن ایلام باستان»، مطالعات باستانشناسی پارسه، سال ۵، شمارۀ ۱۵، بهار ۱۴۰۰ش. |
| * نوری مجیری، مهرداد؛ بهروزی، مهرناز؛ و حسنی، میرزامحمد، «نقوش اساطیری-مذهبی مهرها و اثر مهرهای استوانهای در ایلام باستان»، مطالعات هنر اسلامی، دورۀ ۱۷، شمارۀ ۳۹، ۱۳۹۹ش. | | *مؤمنی، آتوسا، «حیوانات اسطورهای مصور بر مهرهای ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۵، شمارۀ ۱۴، بهار ۱۳۹۹ش. |
| * نیاکان، لیلی، «مطالعۀ خشتهای رنگین و آجرهای لعابدار دوران ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۲، پاییز ۱۳۹۸ش. | | *میراشه، زهرا؛ نیکنامی، کمالالدین؛ و فیروزمندی شیرهجین، بهمن، «بررسی اسناد اقتصادی خرید-فروش، اجاره، وام در دورۀ عیلام قدیم»، پژوهشنامۀ تاریخ، سال یازدهم، شمارۀ ۴۳، تابستان ۱۳۹۵ش. |
| * ویسی، مهسا، «بررسی و مقایسۀ سرپوش زنان عیلام باستان با نمونههای معاصر در منطقۀ غرب»، هنرهای کاربردی، دورۀ ۲، شمارۀ ۱ (پیاپی ۵)، خرداد ۱۴۰۱ش. | | *نصر اصفهانی، سمیرا، و طاهری، علیرضا، «مطالعۀ پیکرکهای زنانه عصر مفرغ شوش از منظر ریختشناسی»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دورۀ ۲۵، شمارۀ ۳، پاییز ۱۳۹۹ش. |
| * هینتس، والتر، دنیای گمشدۀ عیلام:بازسازی یک تمدن گمشده، ترجمۀ فیروز فیروزنیا، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، بیتا. | | *نمیرانیان، کتایون، و فتحاللهی، نیما، «خاستگاه پادشاهی هخامنشی بر اساس شواهد باستانشناسی و زبانشناسی»، آوای تاریخ، سال دوم، شمارۀ ۳، بهار ۱۴۰۱ش. |
| * یاحسینی، سید قاسم، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، کیهان فرهنگی، شمارۀ ۸۰، بهمن ۱۳۷۰ش. | | *نوری مجیری، مهرداد؛ بهروزی، مهرناز؛ و حسنی، میرزامحمد، «نقوش اساطیری-مذهبی مهرها و اثر مهرهای استوانهای در ایلام باستان»، مطالعات هنر اسلامی، دورۀ ۱۷، شمارۀ ۳۹، ۱۳۹۹ش. |
| * Guillaud, M.; Okada, A.; Vatandoust, A., Chogha Zanbil, UNESCO, 2003.
| | *نیاکان، لیلی، «مطالعۀ خشتهای رنگین و آجرهای لعابدار دوران ایلامی»، مطالعات ایلامشناسی، دورۀ ۴، شمارۀ ۱۲، پاییز ۱۳۹۸ش. |
| * Rostami, Mostafa, and Mansourabadi, Mostafa, "String Instruments Depicted in the Paintings of Ancient Elam", International Journal of Humanities, Vol. 27, No. 2, 2020. | | *ویسی، مهسا، «بررسی و مقایسۀ سرپوش زنان عیلام باستان با نمونههای معاصر در منطقۀ غرب»، هنرهای کاربردی، دورۀ ۲، شمارۀ ۱ (پیاپی ۵)، خرداد ۱۴۰۱ش. |
| | *هینتس، والتر، دنیای گمشدۀ عیلام:بازسازی یک تمدن گمشده، ترجمۀ فیروز فیروزنیا، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، بیتا. |
| | *یاحسینی، سید قاسم، «بوشهر از آغاز تاریخ تا حکومت عیلامیان»، کیهان فرهنگی، شمارۀ ۸۰، بهمن ۱۳۷۰ش. |
| | *Rostami, Mostafa, and Mansourabadi, Mostafa, "String Instruments Depicted in the Paintings of Ancient Elam", International Journal of Humanities, Vol. 27, No. 2, 2020 |