ایجاد لینک داخلی
جز ویکی سازی و تمیزکاری
خط ۲۱: خط ۲۱:
===ب) ادبیات===
===ب) ادبیات===
ادبیات عمومی که پیش از این به‌صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد در زمان ساسانی جای خود را به ادبیات مکتوب داد. برای مثال گردآوري و نگاشتن اوستا و نيز ترجمۀ ادبيات ملت‌های ديگر به‌ويژه يونان و هند كه مستلزم ايجاد خطي مترقي و اشراف به علم ترجمه و ادبيات غيربومي بود، موجب اصلاحات چشمگیر و پیشرفت در خط نگارش و ادبيات سنتي شد. <ref>نصرالله‌زاده و ناصری کوهبنانی، «نمود آخرين صورت ادبيات فارسي ميانة ساساني»، 1397ش، ص98-99.</ref>  
ادبیات عمومی که پیش از این به‌صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد در زمان ساسانی جای خود را به ادبیات مکتوب داد. برای مثال گردآوري و نگاشتن اوستا و نيز ترجمۀ ادبيات ملت‌های ديگر به‌ويژه يونان و هند كه مستلزم ايجاد خطي مترقي و اشراف به علم ترجمه و ادبيات غيربومي بود، موجب اصلاحات چشمگیر و پیشرفت در خط نگارش و ادبيات سنتي شد. <ref>نصرالله‌زاده و ناصری کوهبنانی، «نمود آخرين صورت ادبيات فارسي ميانة ساساني»، 1397ش، ص98-99.</ref>  
===ج) آثار ادبی===
===آثار ادبی===
آثار زیادی در این دوره تولید شده است که مقداری از آنها روی تخته‌سنگ‌ها، نگین‌ها، ظرف‌ها و سکه‌ها نگاشته شده و بخشی نیز روی پاپیروس‌ها و پوست‌ها به یادگار مانده است. از میان دستۀ اول، سنگ‌نبشته‌ها از نظر تاریخی و زبان‌شناسی از اهمیت ویژه برخوردارند که در نقش رستم، نقش رجب، حاجی‌آباد، بیشاپور، سرمشهد، طاق بستان، تخت جمشید، کعبۀ زرتشت، فیروزآباد، پایکولی (یا پایقلی در کردستان)، دربند قفقاز و آذربایجان به دست آمده است. <ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1083115/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C ترابی، «زبان و ادبیات ساسانی»، وب‌سایت راسخون.] </ref>
آثار زیادی در این دوره تولید شده است که مقداری از آنها روی تخته‌سنگ‌ها، نگین‌ها، ظرف‌ها و سکه‌ها نگاشته شده و بخشی نیز روی پاپیروس‌ها و پوست‌ها به یادگار مانده است. از میان دستۀ اول، سنگ‌نبشته‌ها از نظر تاریخی و زبان‌شناسی از اهمیت ویژه برخوردارند که در [[نقش رستم]]، نقش رجب، حاجی‌آباد، بیشاپور، سرمشهد، طاق بستان، [[تخت جمشید]]، کعبۀ زرتشت، فیروزآباد، پایکولی (یا پایقلی در [[استان کردستان|کردستان]])، دربند قفقاز و آذربایجان به دست آمده است. <ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1083115/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C ترابی، «زبان و ادبیات ساسانی»، وب‌سایت راسخون.] </ref>
 
===دین و معنویت===
===دین و معنویت===
در زمان ساسانیان ادیان مختلف مانند مسیحی، یهودی و مانوی وجود داشت، اما دین ملی و رسمی کشور، «دین زرتشتی» بود که تشکیلات پیچیده داشت. روحانیان زرتشتی از اختیارات وسیع بهره‌مند بودند. به‌خصوص موبدان و پیشوای بزرگ آنها «موبد موبدان» در دربار ساسانی مهم‌ترین مقام را داشت و تفسیر احکام دینی و مدنی از جمله آیین زناشویی، ارث و مالکیت، به عهدۀ او بود.<ref>[https://hawzah.net/fa/Question/View/7360/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA «ایران باستان چه ادیانی داشته است؟»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.]</ref>  دین در ابتدای تأسیس حکومت ساسانیان نقش مهمی در انسجام اجتماعی، تشکیل هویت ملی، یکپارچگی و پیشرفت جامعه داشت؛ اما به گفتۀ محققان در اواخر دوران ساسانی به دست موبدان زرتشتی بهشدت دچار فساد شد به‌طوری که به باور شهید مطهری مردم ایران نمی‌توانستند از صمیم قلب به آن عقیده داشته باشند و حتی اگر اسلام در آن زمان به ایران نیامده بود، مسیحیت به تدریج ایران را مسخر می‌کرد و زرتشتی‌گری را از میان می‌برد.<ref>مطهری، مرتضی، خدمات متقابل، بی‌تا، ص۹۹.</ref>   
در زمان ساسانیان ادیان مختلف مانند مسیحی، یهودی و مانوی وجود داشت، اما دین ملی و رسمی کشور، «دین زرتشتی» بود که تشکیلات پیچیده داشت. روحانیان زرتشتی از اختیارات وسیع بهره‌مند بودند. به‌خصوص موبدان و پیشوای بزرگ آنها «موبد موبدان» در دربار ساسانی مهم‌ترین مقام را داشت و تفسیر احکام دینی و مدنی از جمله آیین زناشویی، ارث و مالکیت، به عهدۀ او بود.<ref>[https://hawzah.net/fa/Question/View/7360/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA «ایران باستان چه ادیانی داشته است؟»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.]</ref>  دین در ابتدای تأسیس حکومت ساسانیان نقش مهمی در انسجام اجتماعی، تشکیل هویت ملی، یکپارچگی و پیشرفت جامعه داشت؛ اما به گفتۀ محققان در اواخر دوران ساسانی به دست موبدان زرتشتی بهشدت دچار فساد شد به‌طوری که به باور شهید مطهری مردم ایران نمی‌توانستند از صمیم قلب به آن عقیده داشته باشند و حتی اگر اسلام در آن زمان به ایران نیامده بود، مسیحیت به تدریج ایران را مسخر می‌کرد و زرتشتی‌گری را از میان می‌برد.<ref>مطهری، مرتضی، خدمات متقابل، بی‌تا، ص۹۹.</ref>