بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
عیلامیها قومی کهن در جنوب غربی فلات ایران بودند که تمدنی دیرپا با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی پدید آوردند. قلمرو آنان در پیوند میان دشت خوزستان و کوههای زاگرس شکل گرفت و تاریخشان فراز و فرود سلسلههایی از آوان تا عیلام نو را در بر میگرفت. ساختار حکومتشان بر پایۀ نظام مادرتباری و اتحادی از مناطق خودمختار استوار بود و نظام حقوقیشان بر سوگند و داوری ایزدی تکیه داشت. جامعۀ عیلامی ساختاری سلسلهمراتبی داشت و زنان از حق مالکیت و ارث برابر با مردان برخوردار بودند. معیشت آنان بر کشاورزی مبتنی بر آبیاری، دامداری کوچرو و تجارت واسطهای متکی بود. دینشان با پرستش ایزدبانوان و نمادگرایی عمیق همراه بود و در عرصۀ دانش و هنر، دستاوردهایی از گاهشماری مبتنی بر حرکت زهره تا زیگورات چغازنبیل پدید آوردند. میراث سیاسی، اداری، هنری و دینی عیلامیان پس از فروپاشی سیاسیشان، در ساختار امپراتوری هخامنشی ادغام شد و تداوم یافت. | عیلامیها قومی کهن در جنوب غربی فلات ایران بودند که تمدنی دیرپا با بیش از دو هزار سال حیات سیاسی پدید آوردند. قلمرو آنان در پیوند میان دشت خوزستان و کوههای زاگرس شکل گرفت و تاریخشان فراز و فرود سلسلههایی از آوان تا عیلام نو را در بر میگرفت. ساختار حکومتشان بر پایۀ نظام مادرتباری و اتحادی از مناطق خودمختار استوار بود و نظام حقوقیشان بر سوگند و داوری ایزدی تکیه داشت. جامعۀ عیلامی ساختاری سلسلهمراتبی داشت و زنان از حق مالکیت و ارث برابر با مردان برخوردار بودند. معیشت آنان بر کشاورزی مبتنی بر آبیاری، دامداری کوچرو و تجارت واسطهای متکی بود. دینشان با پرستش ایزدبانوان و نمادگرایی عمیق همراه بود و در عرصۀ دانش و هنر، دستاوردهایی از گاهشماری مبتنی بر حرکت زهره تا زیگورات چغازنبیل پدید آوردند. میراث سیاسی، اداری، هنری و دینی عیلامیان پس از فروپاشی سیاسیشان، در ساختار امپراتوری هخامنشی ادغام شد و تداوم یافت. | ||
== عیلام یا ایلام و پیشگامان عیلامشناسی == | == عیلام یا ایلام و پیشگامان عیلامشناسی<!-- پس از تأمل بر دیدگاه راهگشای داور محترم، مبنی بر درهمتنیدگی سه بحث قوم، تمدن و حکومت، ساختار مقاله بر اساس یک چارچوب نظری در علوم انسانی بازطراحی شد. در این چارچوب، شناخت یک قوم یا تمدن در گرو پاسخ به پنج پرسش بنیادین تلقی شده است: ۱. کیستی؟ (ذات): تبار، زبان و هویت قومی. ۲. در چه بستری (زمینه): اقلیم، جغرافیا، خلقیات و تحولات تاریخی. ۳. چگونه سازمان یافت؟ (ساختار): جامعه، اقتصاد، حقوق و حکومت. ۴. چه آفرید و چه باور داشت؟ (دستاورد): دین، هنر، دانش. ۵. چه پیوندی با جهان داشت و چه از آن ماند؟ (تعاملات و میراث). انتخاب این پنج بُعد، نه بر اساس سلیقه، بلکه مبتنی بر دو معیار روششناختیِ جامعیت (پوشش همۀ ابعاد ضروری) و عدم همپوشانی (اجتناب از تکرار ذاتی میان ابعاد) بوده است. این ابعاد بر منطقی متحدالمرکز از درون به بیرون استوارند: از ذات و هویت آغاز میشوند، به زمینه و ساختار میرسند، دستاوردها را در بر میگیرند و سرانجام به تعاملات و میراث ختم میشوند تا تصویری کامل از یک قوم یا تمدن، بیآنکه بُعدی زائد یا مفقود برجای بگذارند، ارائه دهند. با این حال، اجرای دقیق این چارچوب در یک مقالۀ دانشنامهای با محدودیتهای عملی، بهویژه توازن حجم بخشها، مواجه بود. دو بُعد نخست (ذات و زمینه) هر یک بهتنهایی فاقد حجم کافی برای تشکیل یک بخش مستقل بودند و بعد پنجم (تعاملات و میراث) نیز با دو زیربخش، چنین وضعیتی داشت. از این رو، برای پرهیز از چندپارگی ساختاری و دستیابی به توازن، تصمیم به ادغام منطقی گرفته شد: بعد اول و دوم در بخش «جغرافیا، تاریخ و هویت» ادغام شدند، زیرا هر دو به پرسش «این قوم که بود و در چه بستری تنفس میکرد» پاسخ میدهند. بعد پنجم نیز میان دو بخش دیگر توزیع شد: «نقش عیلام در پیوند تمدنها» به بخش نخست (به دلیل پیوند با جغرافیا و موقعیت تاریخی) و «میراث عیلامی در دوران هخامنشی» به بخش سوم (بهعنوان دستاوردهای تمدنی) منتقل گردید. نتیجۀ نهایی، ساختاری سهبخشی(جغرافیا، تاریخ و هویت قومی- جامعه، حکومت و حقوق- دین، هنر و دانش)، متوازن و منطبق بر همان چارچوب پنجگانه است که خواننده را گامبهگام از کیستی به ساختار و سپس به دستاوردها و میراث پیش میبرد. -->== | ||
دربارۀ املای نام عیلامیها، میان محققان اتفاق نظر کامل وجود ندارد. خود عیلامیان سرزمین خویش را هَلتَمتی (Haltamti) به معنای سرزمین خدا مینامیدند، اما نام رایج در متون همسایگان بینالنهرینی (سومری، اکدی و عبری) از ریشۀ «ع ل م» به معنای بلندی مشتق شده است. ساکنان جنوب بینالنهرین، به دلیل مشرف بودن کوههای زاگرس بر جلگههای سومر و اکد، این سرزمین را سرزمین بلند میخواندند. واژۀ عَلَم در عربی نیز بر همین معنا دلالت دارد و کتاب مقدس عبری نیز نام این سرزمین را با حرف «عین» ثبت کرده است. از این رو، نگارش عیلام هماهنگ با سنت دیرینۀ زبانی سامی و مستندات تاریخی بهشمار میرود.<ref>علیزاده، تئوری و عمل در باستانشناسی، ۱۳۸۶ش، ص ۱۴-۱۵.</ref> | دربارۀ املای نام عیلامیها، میان محققان اتفاق نظر کامل وجود ندارد. خود عیلامیان سرزمین خویش را هَلتَمتی (Haltamti) به معنای سرزمین خدا مینامیدند، اما نام رایج در متون همسایگان بینالنهرینی (سومری، اکدی و عبری) از ریشۀ «ع ل م» به معنای بلندی مشتق شده است. ساکنان جنوب بینالنهرین، به دلیل مشرف بودن کوههای زاگرس بر جلگههای سومر و اکد، این سرزمین را سرزمین بلند میخواندند. واژۀ عَلَم در عربی نیز بر همین معنا دلالت دارد و کتاب مقدس عبری نیز نام این سرزمین را با حرف «عین» ثبت کرده است. از این رو، نگارش عیلام هماهنگ با سنت دیرینۀ زبانی سامی و مستندات تاریخی بهشمار میرود.<ref>علیزاده، تئوری و عمل در باستانشناسی، ۱۳۸۶ش، ص ۱۴-۱۵.</ref> | ||