علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
حیاء از ریشهٔ «حیی»<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص268.</ref> یا «حیو» به معنای شرم<ref>قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج2، ص215.</ref> و گرفتگی نفس از زشتیها و ترک آن به جهت زشتی آن است.<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص270.</ref> از دیگر سو به معنی انقباض (گرفتگی) و انزوا (دوری گزینی) از کار زشت، به جهت [[ترس]] از مذمت مردم نیز بیان میشود.<ref>طریحی، مجمع البحرین، 1375ش، ج1، ص116.</ref> [[حیا]] و عفت دو صفت نفسانی و از [[فطرت|فطریات]] انسانیاند که از حیث معنایی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و حتی در مواردی به جای هم کاربست دارند. در روایتی عفت و حیا قرین و همنشین هم بیان شدهاند.<ref>تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، 1410ق، ص38.</ref> با وجود این که عفاف و حیا دو صفت نفسانی بازدارندهٔ انسانیاند که بهشدت از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و هر دو گسترهٔ وسیعی را در بر میگیرند؛ عفت به بازدارندگی در برابر قوهٔ شهویه و حیا به بازدارندگی در برابر دو قوهٔ غضب و شهوت اشاره دارد. بر اساس روایات، حیا تقدم رتبی بر عفاف دارد و حیا منشأ وجودی عفاف است.<ref>[https://www.farsnews.ir/news/13921105001578/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1% «مفهومشناسی حیا و عفاف؛ آسیبها و راهکارها»، خبرگزاری فارس.]</ref> | حیاء از ریشهٔ «حیی»<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص268.</ref> یا «حیو» به معنای شرم<ref>قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج2، ص215.</ref> و گرفتگی نفس از زشتیها و ترک آن به جهت زشتی آن است.<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص270.</ref> از دیگر سو به معنی انقباض (گرفتگی) و انزوا (دوری گزینی) از کار زشت، به جهت [[ترس]] از مذمت مردم نیز بیان میشود.<ref>طریحی، مجمع البحرین، 1375ش، ج1، ص116.</ref> [[حیا]] و عفت دو صفت نفسانی و از [[فطرت|فطریات]] انسانیاند که از حیث معنایی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و حتی در مواردی به جای هم کاربست دارند. در روایتی عفت و حیا قرین و همنشین هم بیان شدهاند.<ref>تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، 1410ق، ص38.</ref> با وجود این که عفاف و حیا دو صفت نفسانی بازدارندهٔ انسانیاند که بهشدت از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و هر دو گسترهٔ وسیعی را در بر میگیرند؛ عفت به بازدارندگی در برابر قوهٔ شهویه و حیا به بازدارندگی در برابر دو قوهٔ غضب و شهوت اشاره دارد. بر اساس روایات، حیا تقدم رتبی بر عفاف دارد و حیا منشأ وجودی عفاف است.<ref>[https://www.farsnews.ir/news/13921105001578/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1% «مفهومشناسی حیا و عفاف؛ آسیبها و راهکارها»، خبرگزاری فارس.]</ref> | ||
علامه طباطبایی نیز در تفسیر آیهٔ «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاء…»<ref>سوره قصص، آیه 28.</ref> که مواجههٔ موسی و دختر شعیب را بیان میدارد، استحیاء را به معنای عفت و نجابت در طرز راه رفتن بیان کرده است؛<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج16، ص26.</ref> اما برخی روایات تفاوتهایی برای این دو ذکر کردهاند. [[امام علی]] میوه و نتیجهٔ حیا را عفت دانسته<ref>تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، 1410ق، ص257.</ref> و در روایتی دیگر سبب و علت عفت، حیا ذکر شده است؛<ref>تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، 1410ق، ص257.</ref> بنابراین میتوان عفت را مقدمهٔ کسب حیا دانست. در حدیثی دیگر نیز [[امام صادق]] حیا، عفاف و سکوت را از نشانههای ایمان برشمردهاند<ref>مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج68، ص329.</ref> | علامه طباطبایی نیز در تفسیر آیهٔ «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاء…»<ref>سوره قصص، آیه 28.</ref> که مواجههٔ موسی و دختر شعیب را بیان میدارد، استحیاء را به معنای عفت و نجابت در طرز راه رفتن بیان کرده است؛<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج16، ص26.</ref> اما برخی روایات تفاوتهایی برای این دو ذکر کردهاند. [[امام علی]] میوه و نتیجهٔ حیا را عفت دانسته<ref>تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، 1410ق، ص257.</ref> و در روایتی دیگر سبب و علت عفت، حیا ذکر شده است؛<ref>تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، 1410ق، ص257.</ref> بنابراین میتوان عفت را مقدمهٔ کسب حیا دانست. در حدیثی دیگر نیز [[امام صادق]] حیا، عفاف و سکوت را از نشانههای ایمان برشمردهاند<ref>مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج68، ص329.</ref> | ||
== خاستگاه == | == خاستگاه == | ||
نفس انسان دارای قوای متعددی است که حرکت برخی از آنها همانند قوه باصره، غیرارادی و در برخی دیگر همانند قوه شهویه، غضبیه و ناطقه حرکت ارادی است. هر یک از این قوا، میتواند سه حالت تفریط، اعتدال و افراط داشته باشد که حالت اعتدال قوه شهویه در اثر تبعیت از عقل را عفت گویند. عفت یک امر درونی و مرتبط با حوزه اخلاق است که از تمایلات ناشایست جلوگیری میکند. عفت حوزه گستردهای از رفتارهای انسان را شامل میشود و منحصر در پاکدامنی نیست بلکه شامل پاکدیدن، پاکشنیدن، پاکگفتن، پاک لمسکردن نیز هست و بههمین دلیل اختصاص به زنان ندارد و شامل مردان نیز میشود؛ بهعنوان نمونه در آیههای ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور، زنان و مردان بهصورت مساوی مخاطب امر به [[غض بصر|غَضّ بصر]] هستند. | نفس انسان دارای قوای متعددی است که حرکت برخی از آنها همانند قوه باصره، غیرارادی و در برخی دیگر همانند قوه شهویه، غضبیه و ناطقه حرکت ارادی است. هر یک از این قوا، میتواند سه حالت تفریط، اعتدال و افراط داشته باشد که حالت اعتدال قوه شهویه در اثر تبعیت از عقل را عفت گویند.<ref>طوسی، اخلاق ناصری، 1413ق، ص72.</ref> عفت یک امر درونی و مرتبط با حوزه اخلاق است که از تمایلات ناشایست جلوگیری میکند.<ref>[https://ethics.riqh.ac.ir/article_13534.html شجریان، «تبیین و تحلیل مرزهای حجاب و عفاف»، 1401ش، ص7-8.]</ref> عفت حوزه گستردهای از رفتارهای انسان را شامل میشود و منحصر در پاکدامنی نیست بلکه شامل پاکدیدن، پاکشنیدن، پاکگفتن، پاک لمسکردن نیز هست و بههمین دلیل اختصاص به زنان ندارد و شامل مردان نیز میشود؛<ref>مطهری، خانواده و اخلاق جنسی، بیتا، ص66.</ref> بهعنوان نمونه در آیههای ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور، زنان و مردان بهصورت مساوی مخاطب امر به [[غض بصر|غَضّ بصر]] هستند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111.</ref> | ||
=== عفت در زنان === | === عفت در زنان === | ||