علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''خانواده هستهای؛''' خانوادهای متشکل از زن و شوهر و فرزندان آنها (یا زن و شوهر بدون فرزند). | '''خانواده هستهای؛''' خانوادهای متشکل از زن و شوهر و فرزندان آنها (یا زن و شوهر بدون فرزند). | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۷: | ||
=== در سبک زندگی غربی === | === در سبک زندگی غربی === | ||
بسیاری از اندیشمندان معتقدند که در جهان مدرن بهدلایل مختلف نهاد خانواده افول کرده و خانواده هستهای که در چند دههٔ قبل بهعنوان جانشین [[خانواده گسترده|خانوادهٔ گسترده]]، ساختار اصلی خانواده بود، فراگیری خود را از دست داده است. به باور برخی دیگر، باوجود عمومیت خانواده هستهای، هنجارهای خانواده، مبنی بر تشکیل خانواده از طریق [[ازدواج]] قانونی، جای خود را به اشکال و ترتیبات دیگری از خانواده (خانوادهٔ تک نفره، [[خانواده تکوالدی|خانوادهٔ تکوالدی]] و همخانگی) داده است. پژوهشگران مهمترین دلیل این تحولات در ساختار خانوادهٔ هستهای در غرب را موارد ذیل میدانند: کمرنگشدن پایبندی به ارزشهای خانوادگی، کاهش اعتقاد به همکاری خانواده و حس وفاداری به آن و افزایش فردگرایی، میزان [[طلاق]] و همزیستی بدون ازدواج، کاهش کارکردهای خانواده و تقلیل آن به همخانگی، کاهش قدرت کنترل رفتارهای جنسی اعضای خانواده، کاهش نقش حمایتگری عاطفی خانواده و ناکارآمدی این نقش در برابر واقعیات زندگی مدرن و کاهش زمان حضور والدین در خانه و افزایش تنهاییهای کودکان که ریشه در نگاه مادی جهان غرب به زندگی و افول [[دین]] و معنویت دارد.<ref>جمشیدیها و دیگران، «نگرش جامعهشناختی بر تأثیر فرهنگ مدرن از منظر جنسیتی بر تحولات خانواده در تهران»، :1392ش، ص187-188.</ref> | بسیاری از اندیشمندان معتقدند که در جهان مدرن بهدلایل مختلف نهاد خانواده افول کرده و خانواده هستهای که در چند دههٔ قبل بهعنوان جانشین [[خانواده گسترده|خانوادهٔ گسترده]]، ساختار اصلی خانواده بود، فراگیری خود را از دست داده است. به باور برخی دیگر، باوجود عمومیت خانواده هستهای، هنجارهای خانواده، مبنی بر تشکیل خانواده از طریق [[ازدواج]] قانونی، جای خود را به اشکال و ترتیبات دیگری از خانواده (خانوادهٔ تک نفره، [[خانواده تکوالدی|خانوادهٔ تکوالدی]] و همخانگی) داده است. پژوهشگران مهمترین دلیل این تحولات در ساختار خانوادهٔ هستهای در غرب را موارد ذیل میدانند: کمرنگشدن پایبندی به ارزشهای خانوادگی، کاهش اعتقاد به همکاری خانواده و حس وفاداری به آن و افزایش فردگرایی، میزان [[طلاق]] و همزیستی بدون ازدواج، کاهش کارکردهای خانواده و تقلیل آن به همخانگی، کاهش قدرت کنترل رفتارهای جنسی اعضای خانواده، کاهش نقش حمایتگری عاطفی خانواده و ناکارآمدی این نقش در برابر واقعیات زندگی مدرن و کاهش زمان حضور والدین در خانه و افزایش تنهاییهای کودکان که ریشه در نگاه مادی جهان غرب به زندگی و افول [[دین]] و معنویت دارد.<ref>جمشیدیها و دیگران، «نگرش جامعهشناختی بر تأثیر فرهنگ مدرن از منظر جنسیتی بر تحولات خانواده در تهران»، :1392ش، ص187-188.</ref> | ||
| خط ۴۱: | خط ۳۹: | ||
== پیامدهای خانوادهٔ هستهای == | == پیامدهای خانوادهٔ هستهای == | ||
به باور اندیشمندان، ساختار خانوادهٔ گسترده قدرتی دارد که در آن با احساس تعلق نزدیک به دیگران و اعضای خانواده، مانع از سرگشتگیها و سرخوردگیهای عمیق روحی و روانی در افراد میشود. همچنین در این خانواده، نوعی حس بشردوستانه از همبستگی و وابستگی اقتصادی شکل میگیرد تا جایی که اعضای خانواده، توانایی غلبه بر حس میرایی در زندگی را به دست میآورد.<ref>گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1386ش، ص83-93.</ref> اما در خانوادهٔ هستهای، تمام این سرمایههای معنوی از جمله حس عاطفی و محل آرامشبودن بهعنوان بزرگترین سرمایهٔ معنوی، کمرنگ شده است. بههمین دلیل برخی از محققان خانوادهٔ امروزی را «خانوادهٔ اضطراری» نامیدهاند؛ زیرا اعضای این نوع خانواده در کشورهای غربی نه بر اساس محبت و عاطفه میان خود، بلکه از لحاظ فیزیکی مجبور خواهند بود که در کنار یکدیگر زندگیکنند.<ref>ورکیانی، «خانوادهٔ ایرانی؛ امروز، دیروز، فردا: گفتوگو با دکتر باقر ساروخانی»، 1384ش، ص7.</ref> | به باور اندیشمندان، ساختار خانوادهٔ گسترده قدرتی دارد که در آن با احساس تعلق نزدیک به دیگران و اعضای خانواده، مانع از سرگشتگیها و سرخوردگیهای عمیق روحی و روانی در افراد میشود. همچنین در این خانواده، نوعی حس بشردوستانه از همبستگی و وابستگی اقتصادی شکل میگیرد تا جایی که اعضای خانواده، توانایی غلبه بر حس میرایی در زندگی را به دست میآورد.<ref>گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1386ش، ص83-93.</ref> اما در خانوادهٔ هستهای، تمام این سرمایههای معنوی از جمله حس عاطفی و محل آرامشبودن بهعنوان بزرگترین سرمایهٔ معنوی، کمرنگ شده است. بههمین دلیل برخی از محققان خانوادهٔ امروزی را «خانوادهٔ اضطراری» نامیدهاند؛ زیرا اعضای این نوع خانواده در کشورهای غربی نه بر اساس محبت و عاطفه میان خود، بلکه از لحاظ فیزیکی مجبور خواهند بود که در کنار یکدیگر زندگیکنند.<ref>ورکیانی، «خانوادهٔ ایرانی؛ امروز، دیروز، فردا: گفتوگو با دکتر باقر ساروخانی»، 1384ش، ص7.</ref> | ||