ایجاد لینک داخلی |
جز ویکی سازی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''<big>الهیات فمینیستی</big>'''؛ تفسیر فمینیستی از آموزههای مسیحی. | '''<big>الهیات فمینیستی</big>'''؛ تفسیر فمینیستی از آموزههای مسیحی. | ||
الهیات فمینیستی در جوامعی شکل گرفت که زنان را فقط ابژه جنسی میدانستند. در این فرهنگ، حضور اجتماعی زنان تهدیدی برای خلوص و پاکی مردان تلقی میشد و بر اساس کتاب مقدس، خشم، خشونت و دوری از اجتماع در حق زنها امری مشروع و عادی بود و زنان، خود را موجودی فرودست و جنس دوم میدانستند. با گسترش جریانهای فمینیستی و حضور زنان در اجتماع، زنان بهتدریج بین زندگی خود و کتب مقدس رابطه برقرار کردند و آموزههای دینی را به چالش کشیدند. الهیات فمینیستی در آغاز، رویکرد انتقادی داشت، اما در مرحله دوم به دنبال ساختن الهیات با صفات و ویژگیهای زنانه برآمد. | الهیات فمینیستی در جوامعی شکل گرفت که زنان را فقط ابژه جنسی میدانستند. در این فرهنگ، [[مشارکت اجتماعی زنان|حضور اجتماعی زنان]] تهدیدی برای خلوص و پاکی مردان تلقی میشد و بر اساس کتاب مقدس، خشم، خشونت و دوری از اجتماع در حق زنها امری مشروع و عادی بود و زنان، خود را موجودی فرودست و جنس دوم میدانستند. با گسترش جریانهای فمینیستی و حضور زنان در اجتماع، زنان بهتدریج بین زندگی خود و کتب مقدس رابطه برقرار کردند و آموزههای دینی را به چالش کشیدند. الهیات فمینیستی در آغاز، رویکرد انتقادی داشت، اما در مرحله دوم به دنبال ساختن الهیات با صفات و ویژگیهای زنانه برآمد. | ||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==شکلگیری الهیات فمینیستی== | ==شکلگیری الهیات فمینیستی== | ||
در آغاز، پرسش از مردسالاری ذاتی مسیحیت، بهویژه با توجه به «پروتستانتیسم انجیلی» که بر جلوههای اخلاقی زنان تاکید بسیاری داشت، به برداشتهای کوتاه و پراکنده جدید دینی انجامید؛ <ref>ساشوکی، «الهیات فمنیستی»، 1382ش، ص182.</ref> مانند نامه سارا گریمکی به دوستش که مضمون اصلی آن اشاره به آفرینش برابر [[زن]] و مرد است.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، 1382ش، ص54-57.</ref> الهیات فمینیستی با انتشار مقالهای از سیونگ گلدشتاین در سال 1960م، به نام «موقعیت انسانی؛ یک دیدگاه زنانه» وارد مرحله جدیدی شد. مهمترین محور آن مقاله، نقد رویکرد مردانه در تبیین عقاید مسیحیت در زمینه گناهان بود. گلدشتاین معتقد بود صدای زنانه در تفسیر این مضامین همواره خاموش بوده است.<ref>ساشوکی، «الهیات فمینیستی»، 1382ش، ص182.</ref> در سال 1980م، جودیت پلاسکو در رسالهای با عنوان «جنسیت، گناه و توفیق» انتقادهای مهمی به آموزههای مسیحیت وارد کرد. او معتقد بود در مسیحیت حتی قالب کلمات نیز با تجربیات مردانه پیوند خورده و تجارب زنانه همیشه در حاشیه بوده است.<ref>لگنهاوزن، اسلام در رویارویی با فمبنیسم، 1383ش، ص32.</ref> | در آغاز، پرسش از [[مردسالاری]] ذاتی مسیحیت، بهویژه با توجه به «پروتستانتیسم انجیلی» که بر جلوههای اخلاقی زنان تاکید بسیاری داشت، به برداشتهای کوتاه و پراکنده جدید دینی انجامید؛ <ref>ساشوکی، «الهیات فمنیستی»، 1382ش، ص182.</ref> مانند نامه سارا گریمکی به دوستش که مضمون اصلی آن اشاره به آفرینش برابر [[زن]] و مرد است.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، 1382ش، ص54-57.</ref> الهیات فمینیستی با انتشار مقالهای از سیونگ گلدشتاین در سال 1960م، به نام «موقعیت انسانی؛ یک دیدگاه زنانه» وارد مرحله جدیدی شد. مهمترین محور آن مقاله، نقد رویکرد مردانه در تبیین عقاید مسیحیت در زمینه گناهان بود. گلدشتاین معتقد بود صدای زنانه در تفسیر این مضامین همواره خاموش بوده است.<ref>ساشوکی، «الهیات فمینیستی»، 1382ش، ص182.</ref> در سال 1980م، جودیت پلاسکو در رسالهای با عنوان «جنسیت، گناه و توفیق» انتقادهای مهمی به آموزههای مسیحیت وارد کرد. او معتقد بود در مسیحیت حتی قالب کلمات نیز با تجربیات مردانه پیوند خورده و تجارب زنانه همیشه در حاشیه بوده است.<ref>لگنهاوزن، اسلام در رویارویی با فمبنیسم، 1383ش، ص32.</ref> | ||
==تدوین آثار در الهیات فمینیستی== | ==تدوین آثار در الهیات فمینیستی== | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
==مرحله انتقادی الهیات فمینیستی== | ==مرحله انتقادی الهیات فمینیستی== | ||
الهیات فمینیستی دو مرحله اساسی را طی کرده است، مرحله اول صرفا به نقد و چالش کشیدن مباحث مردسالار مسیحیت گذشته است. مباحثی مانند مردانه بودن خدای مسیحیت، آیات مرتبط با آفرینش انسانها و گناه نخستین از موارد انتقاد الهیات فمینیستی بوده است. | الهیات فمینیستی دو مرحله اساسی را طی کرده است، مرحله اول صرفا به نقد و چالش کشیدن مباحث مردسالار مسیحیت گذشته است. مباحثی مانند مردانه بودن خدای مسیحیت، آیات مرتبط با آفرینش انسانها و گناه نخستین از موارد انتقاد الهیات فمینیستی بوده است. | ||
===انتقاد به خدای پدر=== | ===انتقاد به خدای پدر=== | ||
ربکا چاپ معتقد بود باید خدا را با تعابیری مانند «نشانه کاملا گشوده» تفسیر کرد و عنوان محدودکنندهای مانند خدای پدر نمیتواند بهدرستی ویژگیهای تعالیبخشی این حقیقت متعالی را بیان کند.<ref>ساشوکی، «الهیات فمنیستی»، 1382ش، ص187.</ref> پیشنهاد مری دالی، برای بیرون کشیدن خدا از چهره مردانه این بود که خدا باید از «کلمه» به «فعل»، «وجود»، «فعل آشکار» و «فرا وجود» تغییر نام دهد. الیزابت جانسون، دیگر نماینده الهیات فمینیستی، معتقد بود در ارتباط با تثلیث باید به فهم جدیدی رسید که هم تعالیم مسیحیت در آن اعمال شود و هم حساسیتهای فمینیستها در آن پاسخ داده شود. از نظر او صفاتی مانند «قدرت مطلق بودن» و «انفعال ناپذیری» یادآور صفات مردانه است و با ویژگیهای اخلاقی زنان کاملا متفاوت است. او معتقد است با بازنگری در همین دو صفت بسیاری از مشکلات و دغدغههای فمینیستها حل میشود. او مانند اکثر الهیدانان فمینیسم معتقد بود برای بیان صفات خداوند بهعنوان یک موجود متعالی باید به صفات و ویژگیهای فراجنسیتی اشاره کرد.<ref>ساشوکی، «الهیات فمینیستی»، 1382ش، ص188.</ref> | ربکا چاپ معتقد بود باید خدا را با تعابیری مانند «نشانه کاملا گشوده» تفسیر کرد و عنوان محدودکنندهای مانند خدای پدر نمیتواند بهدرستی ویژگیهای تعالیبخشی این حقیقت متعالی را بیان کند.<ref>ساشوکی، «الهیات فمنیستی»، 1382ش، ص187.</ref> پیشنهاد مری دالی، برای بیرون کشیدن خدا از چهره مردانه این بود که خدا باید از «کلمه» به «فعل»، «وجود»، «فعل آشکار» و «فرا وجود» تغییر نام دهد. الیزابت جانسون، دیگر نماینده الهیات فمینیستی، معتقد بود در ارتباط با تثلیث باید به فهم جدیدی رسید که هم تعالیم مسیحیت در آن اعمال شود و هم حساسیتهای فمینیستها در آن پاسخ داده شود. از نظر او صفاتی مانند «قدرت مطلق بودن» و «انفعال ناپذیری» یادآور صفات مردانه است و با ویژگیهای اخلاقی زنان کاملا متفاوت است. او معتقد است با بازنگری در همین دو صفت بسیاری از مشکلات و دغدغههای فمینیستها حل میشود. او مانند اکثر الهیدانان فمینیسم معتقد بود برای بیان صفات خداوند بهعنوان یک موجود متعالی باید به صفات و ویژگیهای فراجنسیتی اشاره کرد.<ref>ساشوکی، «الهیات فمینیستی»، 1382ش، ص188.</ref> | ||
===انتقاد به خدای پسر=== | ===انتقاد به خدای پسر=== | ||
به گمان مسیحیان، [[خدا]] با تجلی در مسیح از حالت متعالی به حد انسانی تنزل میکند. انتقاد فمینیستها این است که چرا خدا برای تجلی خود از یک کالبد مردانه استفاده کرده و در یک کالبد زنانه متجلی نشده است؟ آیا این نشانه برتری کالبد مردانه بر کالبد زنانه است؟<ref>Verlag Aachen-God or Goddess. 1995m-p 193.</ref> دالی، معتقد است حتی اگر موضوع جنسیت در مسیحشناسی وجود نداشته باشد باز هم نمیتوان تصویر مردانه را از مسیح گرفت. از نظر او تجسد خداوند در وجود انسان مذکر بزرگترین دلیل برای رد و انکار مسیحیت است و به همین دلیل او مسیحیت را همان بتپرستی میداند.<ref>Verlag Aachen-God or Goddess. 1995m-p 193.</ref> | |||
به گمان مسیحیان، خدا با تجلی در مسیح از حالت متعالی به حد انسانی تنزل میکند. انتقاد فمینیستها این است که چرا خدا برای تجلی خود از یک کالبد مردانه استفاده کرده و در یک کالبد زنانه متجلی نشده است؟ آیا این نشانه برتری کالبد مردانه بر کالبد زنانه است؟<ref>Verlag Aachen-God or Goddess. 1995m-p 193.</ref> دالی، معتقد است حتی اگر موضوع جنسیت در مسیحشناسی وجود نداشته باشد باز هم نمیتوان تصویر مردانه را از مسیح گرفت. از نظر او تجسد خداوند در وجود انسان مذکر بزرگترین دلیل برای رد و انکار مسیحیت است و به همین دلیل او مسیحیت را همان بتپرستی میداند.<ref>Verlag Aachen-God or Goddess. 1995m-p 193.</ref> | |||
===انتقاد به معنای رستگاری زنان=== | ===انتقاد به معنای رستگاری زنان=== | ||