پرش به محتوا

پیش‌نویس:مادها: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۱: خط ۳۱:


=== <big>هویت سیاسی مادها</big> ===
=== <big>هویت سیاسی مادها</big> ===
مادها و پارس‌ها دو شاخهٔ اصلی مهاجران آریایی بودند که از لحاظ قومی و فرهنگی قرابت بسیار داشتند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=220|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|ایمان‌پور|قصاب‌زاده|1390|ک=پژوهش‌های تاریخی|ف=بررسی رابطۀ مادها و پارس‌ها پیش از ظهور امپراتوری هخامنشیان|ص=74}}</ref> به‌گفتهٔ استرابو، زبان مادی با زبان پارسیان، آریان، باختریان و سغدیان مشابهت کامل داشته است<ref>{{پک|سایکس|1380|ک=تاریخ ایران|ص=157|ج=۱}}</ref> این پیوند چنان عمیق بود که مورخان یونانی تا صد سال پس از سقوط دولت ماد، همچنان واژهٔ مادی را به‌جای پارسی به‌کار می‌بردند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=206|ج=۱}}</ref>
بازسازی هویت سیاسی مادها به دلیل ناهمگونی داده‌ها در منابع، با دشواری روبه‌روست. در یک سو، منابع آشوری اصطلاح ماد را بر مجموعه‌ای از گروه‌های پراکنده و دارای حاکمان محلی متعدد اطلاق می‌کردند<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهش‌های علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=33-34}}</ref> و در میان قبایل منسوب به مادها، از گروه‌هایی با تبارهای مختلف نام می‌بردند.<ref>{{پک|مفرد|بی‌تا|ک=آکادمیا academia.edu|ف=اتحادیۀ قبایل ماد و پارس}}</ref> در سوی دیگر، روایت‌های یونانی، به‌ویژه هرودوت، تصویری از یک پادشاهی یکپارچهٔ ماد به دست می‌دهند؛ که البته پژوهشگران معاصر، این تصویر منسجم متأخر را روایتی برساخته در دورهٔ هخامنشی ارزیابی می‌کنند.<ref name=":3">{{پک|دریایی|1404=بخارا|ف=تاریخ و هویت مادها|ص=492}}</ref>  


با این‌همه، واژهٔ ماد در منابع آشوری بر گروه‌های ناهمگونی دلالت داشت. هرودوت مادها و سکاها را هم‌نژاد معرفی کرده<ref>{{پک|ریپکا، یان، ۱۳۸۱ش، ، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص۳۹|1381|ک=تاریخ ادبیات ایران|ص=39}}</ref> و به‌گفتهٔ گیرشمن، با اطلاعات کنونی نمی‌توان مادی‌ها را از سکائی‌ها و کیمری‌ها جدا کرد.<ref>{{پک|گیرشمن|1371|ک=هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی|ص=124}}</ref> فهرست قبایل اتحادیهٔ ماد شامل مغان، بودیان و ستروخاتیان است که برخی از آن‌ها ممکن است تبار غیرایرانی داشته باشند.<ref>{{پک|مفرد|بی‌تا|ک=آکادمیا academia.edu|ف=اتحادیۀ قبایل ماد و پارس}}</ref> همچنین، قبایلی مانند ماردها و کادوسیان ظاهراً مانع دسترسی دولت ماد به دریای خزر می‌شدند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=199|ج=۱}}</ref> این تنوع قومی و فرهنگی، خود شاهدی بر ماهیت فراگیر و غیرانحصاری هویت سیاسی مادها در مرحلهٔ تکوین است.
با وجود این پراکندگی سیاسی، شواهد از پیدایش تدریجی نوعی فرهنگ مشترک در منطقه حکایت دارد. آمیختگی عناصر بین‌النهرینی و ایرانی، به‌ویژه در نواحی غربی، زمینه‌ساز شکل‌‌یابی هویتی شد که مرزهای زبانی و تباری را در می‌نوردید.<ref>{{پک|ملک‌زاده|1381|ک=باستان‌پژوهی|ف=یادداشت‌هایی واژگون درباره تاریخ و باستان شناسی دوره ماد|ص=53-54}}</ref> چنانچه قرابت زبانی و فرهنگی مادها با پارس‌ها چنان بود که به‌گفتهٔ استرابو، زبان‌شان مشابهت کامل داشت<ref>{{پک|سایکس|1380|ک=تاریخ ایران|ص=157|ج=۱}}</ref> و واژهٔ «مادی» تا یک سده پس از سقوط دولت ماد، از سوی یونانیان برای اشاره به پارس‌ها نیز به کار می‌رفت<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=206|ج=۱}}</ref>  


آمیختگی مؤثر میان عناصر فرهنگ بین النهرینی و فرهنگ تازه‌وارد ایرانی، عمدتاً در ماد غربی رخ داد و مبنای آیندهٔ فرهنگی مادها را شکل داد.<ref>{{پک|ملک‌زاده|1381|ک=باستان‌پژوهی|ف=یادداشت‌هایی واژگون درباره تاریخ و باستان شناسی دوره ماد|ص=53-54}}</ref> این شواهد نشان می‌دهد که هویت مادی بیش از آنکه یک مقولهٔ نژادی یا زبانی بسته باشد، یک هویت سیاسی و فرهنگی در حال تکوین بود.
اما در پژوهش‌های معاصر، هویت مادی نه یک گوهر قومی از پیش موجود، بلکه پدیده‌ای تاریخی و در حال تکوین شناخته می‌شود که احتمالاً در مقطعی بحرانی از تحولات سیاسی فلات ایران شکل مشخص‌تری یافته است.<ref name=":3" /> آنچه در منابع آشوری ماد خوانده می‌شد، بیش از آنکه بازتاب یک ملت واحد باشد، بر مجموعه‌ای از اقوام و قلمروها در غرب ایران دلالت داشت.<ref>{{پک|ایمان‌پور|هاشمی|1382|ک=تاریخ پژوهی|ف=مادها و پارس‌ها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده‌اند؟|ص=52}}</ref> بر همین اساس، مسئلهٔ هویت مادها همچنان یکی از محورهای اصلی مناقشه در مادشناسی معاصر باقی مانده است.
 
با این حال، باید به یک چالش شناختی مهم توجه داشت: تصویری که ما از این هویت در حال تکوین داریم، عمدتاً از صافی منابع بیرونی و اغلب متخاصم (آشوری، بابلی و یونانی) عبور کرده است. در منابع آشوری، مادها صرفاً یکی از گروه‌های متعدد منطقهٔ زاگرس به شمار می‌رفتند.<ref>{{پک|ایمان‌پور|هاشمی|1382|ک=تاریخ پژوهی|ف=مادها و پارس‌ها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده‌اند؟|ص=52}}</ref> و به‌گفتهٔ براون، دشوار است بدانیم آشوریان دقیقاً با لقب ماد چه منظوری داشتند.<ref>{{پک|Rossi|2017|ک=Persian Religion in the Achaemenid Period|زبان=en|ص=462}}</ref> از سوی دیگر، روایت هرودوت از مادها به‌عنوان یک امپراتوری یکپارچه و نیرومند، به باور پژوهشگران معاصر، نه یک گزارش تاریخی دقیق، بلکه بازسازی یک حافظۀ ملی برساخته در دورهٔ هخامنشی است. این تنش میان تصویر پراکندهٔ منابع همزمان و روایت منسجم اما متأخر یونانی، هستهٔ اصلی مناقشات مدرن بر سر ماهیت دولت ماد را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل، هویت مادی نه یک گوهر ازلی، بلکه پدیده‌ای تاریخی و در حال تکوین دانسته شده که احتمالاً محصول دگرگونی‌های سیاسی فلات ایران در مقطعی بحرانی می‌باشد.<ref>{{پک|دریایی|1404|ک=بخارا|ف=تاریخ و هویت مادها|ص=492}}</ref>
 
بدین ترتیب، آنچه هویت مادی خوانده می‌شود، نه یک امر مسلم و تثبیت‌شده، بلکه یک مسئلهٔ تاریخی پیچیده است: هویتی چندلایه، برساخته از دل همزیستی اقوام، فشارهای بیرونی و الزامات سیاسی، که در غیاب اسناد بومی، امروزه تنها از خلال گزارش‌های پراکنده و جهت‌دار همسایگان قابل بازشناسی است. روشن‌شدن ابعاد این هویت، مستلزم بررسی دقیق زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی‌ای است که به ظهور پادشاهی ماد انجامید.


=== <big>قلمرو اصلی</big><big>، تقسیمات و مراکز مهم</big> ===
=== <big>قلمرو اصلی</big><big>، تقسیمات و مراکز مهم</big> ===
خط ۵۵: خط ۵۱:


متون آشوری، به‌ویژه گزارش‌های لشکرکشی تیگلت‌پیلسر سوم و سارگون دوم، فهرستی از دیگر شهرها و دژهای مادی را ثبت کرده‌اند. از جمله: نیشایه (دشت نسا) در اطراف نهاوند<ref>{{پک|گیرشمن|1372|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=93}}</ref> کیسِسیم و هَرهَر -که پس از تسخیر توسط سارگون دوم به ترتیب به کارنرگال و کارشروکین تغییر نام دادند.<ref>{{پک|مفیدی نصرآبادی|1389|ک=پازند|ف=نگاهی به روابط سیاسی آشور و ماد|ص=91}}</ref> این شهرها عمدتاً در طول مهم‌ترین راه‌های ارتباطی قرار داشتند و مادها از طریق آن‌ها به عنوان واسطه، کالاهای شرق را به بین‌النهرین منتقل می‌کردند و منافع اقتصادی مناسبی به دست می‌آوردند.<ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1392|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد...|ص=159}}</ref> نکتهٔ مهم دربارهٔ این مراکز آن است که متون آشوری آن‌ها را نه به عنوان بخش‌هایی از یک دولت واحد مادی، بلکه به عنوان قلمروهای سیاسی کوچک و مستقلی توصیف می‌کنند که هر یک حاکم یا حاکمان خاص خود را داشتند.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهش‌های علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس...|ص=41-42}}</ref> نقوش برجستهٔ دورشاروکین (خورسآباد) نیز تصویری از دژهای مادی به دست می‌دهند.<ref>{{پک|ملک‌زاده|1347|ک=هنر و مردم|ف=فرهنگ ماد|ص=6}}</ref> و هرودوت به شهری به نام پتریا (در کاپادوکیه) اشاره کرده که متعلق به ماد بوده و محوطهٔ کَرکن داغ در درهٔ قزل‌ایرماق با آن مطابقت داده شده است.<ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1394|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=جغرافیای تاریخی ماد...|ص=287}}</ref>
متون آشوری، به‌ویژه گزارش‌های لشکرکشی تیگلت‌پیلسر سوم و سارگون دوم، فهرستی از دیگر شهرها و دژهای مادی را ثبت کرده‌اند. از جمله: نیشایه (دشت نسا) در اطراف نهاوند<ref>{{پک|گیرشمن|1372|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=93}}</ref> کیسِسیم و هَرهَر -که پس از تسخیر توسط سارگون دوم به ترتیب به کارنرگال و کارشروکین تغییر نام دادند.<ref>{{پک|مفیدی نصرآبادی|1389|ک=پازند|ف=نگاهی به روابط سیاسی آشور و ماد|ص=91}}</ref> این شهرها عمدتاً در طول مهم‌ترین راه‌های ارتباطی قرار داشتند و مادها از طریق آن‌ها به عنوان واسطه، کالاهای شرق را به بین‌النهرین منتقل می‌کردند و منافع اقتصادی مناسبی به دست می‌آوردند.<ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1392|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد...|ص=159}}</ref> نکتهٔ مهم دربارهٔ این مراکز آن است که متون آشوری آن‌ها را نه به عنوان بخش‌هایی از یک دولت واحد مادی، بلکه به عنوان قلمروهای سیاسی کوچک و مستقلی توصیف می‌کنند که هر یک حاکم یا حاکمان خاص خود را داشتند.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهش‌های علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس...|ص=41-42}}</ref> نقوش برجستهٔ دورشاروکین (خورسآباد) نیز تصویری از دژهای مادی به دست می‌دهند.<ref>{{پک|ملک‌زاده|1347|ک=هنر و مردم|ف=فرهنگ ماد|ص=6}}</ref> و هرودوت به شهری به نام پتریا (در کاپادوکیه) اشاره کرده که متعلق به ماد بوده و محوطهٔ کَرکن داغ در درهٔ قزل‌ایرماق با آن مطابقت داده شده است.<ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1394|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=جغرافیای تاریخی ماد...|ص=287}}</ref>
== <big>زمینه‌های شکل‌گیری پادشاهی (جامعه و اقتصاد پیش از اتحاد)</big> ==
=== <big>ساختار قبیله‌ای و طایفه‌های شش‌گانه</big> ===
هرودوت، مادها را متشکل از شش قبیله معرفی می‌کند: بوسائیان، پارِتاکِنیان، ستروخاتیان، آریزانتیان، بودیان و مغان.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=175|ج=۱}}</ref> هرچند اعتبار تاریخی این فهرست، به‌ویژه برای دورهٔ پیش از پادشاهی، محل تردید است؛ اما تنها گزارش منسجم از تقسیم‌بندی قبیله‌ای مادها در منابع کهن است. از میان این شش نام، تنها پارتاکنیان و آریزانتیان ریشهٔ ایرانی آشکاری دارند. پارتاکنیان در نواحی جنوبی قلمرو ماد (منطقهٔ اصفهان کنونی) می‌زیستند و به‌عنوان مرزنشینان ماد در همسایگی پارس‌ها شناخته می‌شدند.<ref>{{پک|کاویانی پویا|1394|ک=جستارهای تاریخی|ف=بررسی مفهوم قلمرو و اهمیت مرز و مرزداری در دوران ماد و هخامنشی|ص=47}}</ref><ref>{{پک|کاویانی پویا|1395|ک=پژوهش‌نامۀ خراسان بزرگ|ف=بررسی موقعیت جغرافیایی داهه...|ص=3}}</ref>
منابع آشوری، به‌رغم اشاره به ده‌ها خداوندِ ‌‌شهر (bēl āli، به معنای حاکم محلی یک قلمرو کوچک) در سرزمین ماد، از این تقسیم‌بندی شش‌گانهٔ هرودوتی سخنی به میان نیاورده‌اند.<ref>{{پک|صالحی|1395|ک=جامعه‌شناسی تاریخی|ف=تکوین و تحول در روند سیاست‌های نظامی جامعه ماد|ص=245}}</ref> آنچه متون آشوری به تصویر می‌کشند، مجموعه‌ای از قلمروهای سیاسی کوچک و جدا از هم است که هر یک توسط یک فرمانروای محلی موروثی اداره می‌شد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=444}}</ref> این واحدهای سیاسی، که آشوریان آن‌ها را شهر (URU) می‌نامیدند، گاه دارای یک شهر شاهی و شماری اقمار بودند و این نشان می‌دهد که دست‌کم از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم پ.م.، سطحی از پیوستگی سیاسی فراتر از ساختار صرفاً قبیله‌ای در میان مادها وجود داشته است.<ref>{{پک|فیروزی|رسولی|سعادت مهر|1402|ک=مطالعات ایرانی|ف=کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|ص=426}}</ref> جلیلیان، با تکیه بر اوستا، ساختار اجتماعی مادها را در چهار لایهٔ نَمانه (خانوادهٔ گسترده)، ویس (دوده/عشیره)، زَنتو (قبیله) و دَهِیو (کشور) توصیف می‌کند. بر اساس این تحلیل، واحدهای سیاسی کوچکی که آشوریان «شهر» می‌خواندند، در واقع همان ویسهای ایرانی بوده‌اند و حاکمان آن‌ها (خداوندانِ شهر) با ویس‌پئیتیها (خداوندان ویس) در این نظام منطبق می‌شوند.<ref>{{پک|جلیلیان|1396|ک=جامعه‌شناسی تاریخی|ف=ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد|ص=137}}</ref>
در مجموع، جامعهٔ مادی پیش از اتحاد، ساختاری قبیله‌ای با سلسله‌مراتب پیچیده داشت که در آن، رهبران قبایل (خداوندان شهر) از موقعیتی موروثی و مستقل برخوردار بودند. تصویر هرودوت از شش قبیله، احتمالاً بازتابی از وضعیت دورهٔ پایانی ماد یا حتی دوران هخامنشی است و نمی‌توان آن را به‌سادگی بر کل تاریخ این قوم تعمیم داد. آنچه مسلم است، فقدان یک قدرت سیاسی واحد و متمرکز در این دوره است و ساختار سیاسی مادها را می‌توان اتحادیه‌ای از قبایل با درجات مختلفی از پیوستگی و استقلال داخلی توصیف کرد.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهش‌های علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=33}}</ref>


== '''<big>منابع</big>''' ==
== '''<big>منابع</big>''' ==
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمد‌امین|نام خانوادگی۳=سعادت‌مهر}}
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمد‌امین|نام خانوادگی۳=سعادت‌مهر}}

نسخهٔ ۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۹

مادها: پدیدآورندگان نخستین تشکّل سیاسی فراگیر در غرب فلات ایران.

مادها، نخستین گروه از اقوام ایرانی‌زبان، در غرب فلات ایران موجودیتی سیاسی پدید آوردند که بازسازی هویت آن، به دلیل فقدان منابع بومی، عمدتاً بر متون آشوری، بابلی و روایات یونانی متکی است. قلمرو آنان در زاگرس مرکزی شکل گرفت و اقتصادشان با تکیه بر دامداری، به‌ویژه پرورش اسب، و تجارت واسطه‌ای، زمینه‌ساز ظهور پادشاهی متحد شد. تاریخ سیاسی‌شان با اتحاد قبایل علیه آشور آغاز گردید و در عصر هووخشتره به اوج رسید، و با شورش کوروش دوم و سقوط هگمتانه در ۵۵۰ پ.م. پایان یافت. ساختار حکومت، ترکیبی از سلطنت موروثی و قدرت اشراف بود و نهادهای شورایی نیز در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشتند. جامعه طبقاتی و معیشت بر دامداری، کشاورزی و تجارت استوار بود. دین هم ترکیبی از باورهای کهن هندوایرانی و بین‌النهرینی بود که در آن ایزدانی چون میترا پرستش می‌شد. هنرشان نیز سبکی التقاطی متأثر از آشور و اورارتو بود. زبان مادی، با وجود فقدان سنت مکتوب بومی، وام‌واژه‌های بسیاری در فارسی باستان و دیگر زبان‌های منطقه باقی گذاشته است. علاوه بر آن میراث اداری و فرهنگی مادها، در نظام ساتراپی هخامنشی، پوشاک درباری، و حافظهٔ تاریخی منطقه تداوم یافته است.

واژه‌شناسی ماد

واژهٔ ماد در منابع گوناگون به صورت‌های متفاوتی ضبط شده است. در کتیبه‌های پارسی باستان به‌صورت مادَ در منابع ایلامی هخامنشی مَتَه‌په و در منابع آرامی مَد آمده است. یونانیان کهن آن را مدوی و ارمنیان مارک نوشته‌اند[۱][۲][۳] در دورهٔ اسلامی، این نام به‌شکل ماه (در ماه‌کوه یا ماکو) تداوم یافته است.[۴]

در نبشته‌های نوآشوری، نخست آمَد و سپس مَدَ و مَتْ به‌کار رفته استمتون بابلی نو نیز اصطلاح اومان‌مَندا را برای اشاره به مادها ثبت کرده‌اند.[۲] در منابع بابلی، اصطلاح گوتیوم نیز گاه به‌عنوان یک عنوان کلی برای اشاره به ساکنان غرب ایران، به‌ویژه مادها، به‌کار رفته است.[۵] دیاکونوف اصطلاح اومان‌ماندا را به معنای ماد آریایی تفسیر کرده است.[۶] این تنوع نشان می‌دهد آشوریان و بابلیان با گروه‌های پراکنده‌ای سروکار داشته‌اند که زیر یک عنوان کلی جای می‌گرفتند.

داده‌های موجود هم برای تعیین ترکیب قومی‑زبانی این گروه‌ها کافی نیستند. از سویی دیگر دیاکونوف با اشاره به اینکه واژۀ ماد ریشه‌شناسی روشنی در زبان‌های ایرانی ندارد، نتیجه می‌گیرد که نمی‌توان همۀ کسانی را که ماد خوانده می‌شده‌اند، لزوماً ایرانی‌زبان دانست.[۳] آنچه روشن است، آن است که عنوان ماد در متون آشوری شامل جمعیت‌های غیرهندواروپایی نیز می‌شده است[۷] بنابراین، ماد در اصل بر یک قلمرو سرزمینی دلالت داشته است، نه یک ملت متحد قومی‑زبانی.

منبع‌شناسی

بنیادی‌ترین مشکل در شناخت مادها، نبود اسناد مکتوب از خود آنان است. از زبان مادها، جز چند نام از پادشاهان، سرداران و شهرها داده‌ای باقی نمانده است[۸] و از شاهان آنان نیز کتیبه‌ای به دست نیامده است[۹]. این وضعیت، پژوهشگران را ناگزیر به اتکای کامل به منابع بیرونی مانند اسناد آشوری نو و بابل نو، شهادت هرودوت و دیگر نویسندگان یونانی، کتیبه‌های هخامنشی و کتاب مقدس ساخته است.[۱۰]تنها آثار مکتوب یافت‌شده از قلمرو ماد، قطعه کوچکی از نقره با چند نشانهٔ ناقص میخی از تپه نوشیجان و لوح برنزی موسوم به سیل‌سیروخ در نزدیکی همدان است که هیچ‌یک را نمی‌توان با قطعیت به عنوان سند بومی مادی پذیرفت.[۱۱][۱۲]

نخستین اشارهٔ قطعی به نام مادها در سالنامهٔ شلمانسر سوم (حدود ۸۳۵ پ.م.) ثبت شده است؛[۱۳][۱۴] در این میان مجموعه کتیبه‌های سلطنتی آشور، بزرگترین داده‌های تاریخی دربارهٔ مادها را در بر دارد[۱۵] البته این متون از وجود یک دولت واحد مادی سخن نمی‌گویند، بلکه چشم‌انداز سیاسی متشکل از قلمروهای کوچک با شاهان محلی متعدد را به تصویر می‌کشند.[۱۶] منابع بابلی نیز اطلاعات ارزشمندی ارائه می‌دهند، از جمله اشاره به سقوط نینوا در ۶۱۲ پ.م. و تصرف هگمتانه توسط کوروش در حدود ۵۵۰ پ.م.[۱۷] اما در فاصلهٔ میان این دو رویداد، تقریباً دربارهٔ مادی‌ها ساکت هستند[۱۸]

در این میان روایت‌های مورخان یونانی، به‌ویژه هرودوت در مدیکوس لوگوس، مهم‌ترین منابع برای بازسازی تاریخ مادها محسوب می‌شوند[۱۹] هرودوت حدود یک سده پس از سقوط مادها می‌نوشت و اطلاعات خود را از منابع شفاهی اخذ کرده بود[۲۰] تفاوت بنیادین تصویر منابع آشوری از مادها مبنی بر حکومت‌های محلی متعدد، با روایت هرودوت مبنی بر یک پادشاهی واحد، اعتبار تاریخی روایت هرودوت را زیر سؤال برده است[۲۱] در این زیمنه پژوهشگرانی چون رولینگر تصریح می‌کنند که منابع خط میخی از دیدگاه وجود یک امپراتوری ماد پشتیبانی نمی‌کنند و روایت هرودوت احتمالاً بازسازی یک حافظه ملی برساخته در دورهٔ هخامنشی است[۲۲][۲۳] در مجموع، رویکرد محتاطانه، روایت هرودوت را تلفیقی از حافظهٔ تاریخی، سنت‌های شفاهی تحریف‌شده، و الگوهای تاریخ‌نگاری یونانی می‌داند[۲۴]

در کنار منابع نوشتاری، باستان‌شناسی نیز شواهد محدودی به دست داده است. مهم‌ترین محوطه‌های منتسب به دورهٔ ماد، از جمله تپه نوشیجان، گودین‌تپه و باباجان، آثاری از دژها و نیایشگاه‌ها را آشکار ساخته‌اند[۲۵][۲۶] با این حال، تاکنون هیچ مدرک مستندی مبنی بر مادی بودن محوطهٔ هگمتانه به دست نیامده و قدیمی‌ترین لایهٔ آن مربوط به دورهٔ اشکانی است.[۲۷] کتیبه‌های هخامنشی، به‌ویژه کتیبهٔ بیستون، نیز اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ جایگاه مادها در دورهٔ هخامنشی ارائه می‌دهند اما این منابع، تصویر مادها از نگاه فاتحان پارسی را منعکس می‌کنند و نمی‌توانند جایگزین اسناد بومی مفقودشدهٔ مادی شوند.[۲۸]

جغرافیای تاریخی و شکل‌گیری هویت

ورود اقوام ایرانی‌زبان و تکوین بستر هویت

هستهٔ اولیهٔ شکل‌گیری قدرت مادها را باید در کوه‌های زاگرس مرکزی جستجو کرد. در سده‌های پایانی هزارهٔ سوم پیش از میلاد، ساختار قوم‌شناسی این منطقه متشکل از اقوام هوریان، لولوبیان، گوتیان و کاسیان بود که با عیلامی‌ها از یک تبار بودند. تا پیش از ورود تازه‌واردان ایرانی‌زبان در پایان هزارهٔ دوم پیش از میلاد، دگرگونی اساسی در این ساختار رخ نداده بود.[۲۹] اما نیاکان هندوایرانی مادها در نیمهٔ دوم هزارهٔ دوم یا آغاز هزارهٔ یکم پیش از میلاد پس از حرکت به شرق دریای خزر، از مسیر قفقاز و ماوراءالنهر وارد فلات ایران شدند و در طول زاگرس مرکزی به حرکت درآمدند.[۳۰][۳۱][۳۲] آنان اقتصادی مبتنی بر دام‌پروری نیمه‌کوچ‌گرانه داشتند و در خانه‌های نیمه‌زیرزمینی یا خیمه‌های سبک، زندگی می‌کردند[۳۳]

هرچند زمان دقیق این مهاجرت نامعلوم است[۳۴] ولی گسترش سریع سفالینه‌های عصر آهن III (۸۰۰‑۵۰۰ پ.م.) در سراسر زاگرس، به‌عنوان یکی از معدود شواهد باستان‌شناختی برای ورود این اقوام پیشنهاد شده است[۳۳] افزون بر آن‌ها، از اوایل قرن هشتم پ.م.، اقوام ایرانی دیگری چون کیمریان و سکاییان نیز موجب اغتشاشاتی در شمال‌غربی ایران شدند[۳۵]

این تازه‌واردان با تمدن‌های کهن اورارتو، مانّا، لولوبیان، کاسیان و عیلام همسایه شدند[۳۶][۳۷] بافت فرهنگی لبهٔ غربی فلات ایران پیش از چیرگی مادها، متشکل از گویندگان زبان‌های گوناگون با پیوند با خانواده‌های زبانی هوری‑اورارتو و کاسی بود[۳۸] سطح فرهنگ مادها به‌تدریج و تحت تأثیر این تمدن‌ها ارتقا یافت[۳۹][۴۰]

در این دوره، واژهٔ ماد بر کلیت ساکنان منطقه، اعم از ایرانی‌زبان و غیرایرانی‌زبان، اطلاق می‌شد[۴۱][۴۲]. این فرایند همزیستی، سنگ بنای هویت پیچیده و چندلایهٔ مادی را بنا نهاد. برخی واحدهای سیاسی همسایه، مانند پادشاهی مانّا، بعدها به‌عنوان هستهٔ اولیهٔ پادشاهی ماد در سدهٔ هفتم پ.م. عمل کردند بدین ترتیب، از دل این بستر کوهستانی و چندفرهنگی، به‌تدریج قلمرویی شکل گرفت که به زودی به عرصهٔ رقابت قدرت‌های بزرگ منطقه تبدیل شد.[۴۳]

هویت سیاسی مادها

بازسازی هویت سیاسی مادها به دلیل ناهمگونی داده‌ها در منابع، با دشواری روبه‌روست. در یک سو، منابع آشوری اصطلاح ماد را بر مجموعه‌ای از گروه‌های پراکنده و دارای حاکمان محلی متعدد اطلاق می‌کردند[۴۴] و در میان قبایل منسوب به مادها، از گروه‌هایی با تبارهای مختلف نام می‌بردند.[۴۵] در سوی دیگر، روایت‌های یونانی، به‌ویژه هرودوت، تصویری از یک پادشاهی یکپارچهٔ ماد به دست می‌دهند؛ که البته پژوهشگران معاصر، این تصویر منسجم متأخر را روایتی برساخته در دورهٔ هخامنشی ارزیابی می‌کنند.[۴۶]

با وجود این پراکندگی سیاسی، شواهد از پیدایش تدریجی نوعی فرهنگ مشترک در منطقه حکایت دارد. آمیختگی عناصر بین‌النهرینی و ایرانی، به‌ویژه در نواحی غربی، زمینه‌ساز شکل‌‌یابی هویتی شد که مرزهای زبانی و تباری را در می‌نوردید.[۴۷] چنانچه قرابت زبانی و فرهنگی مادها با پارس‌ها چنان بود که به‌گفتهٔ استرابو، زبان‌شان مشابهت کامل داشت[۴۸] و واژهٔ «مادی» تا یک سده پس از سقوط دولت ماد، از سوی یونانیان برای اشاره به پارس‌ها نیز به کار می‌رفت[۴۹]

اما در پژوهش‌های معاصر، هویت مادی نه یک گوهر قومی از پیش موجود، بلکه پدیده‌ای تاریخی و در حال تکوین شناخته می‌شود که احتمالاً در مقطعی بحرانی از تحولات سیاسی فلات ایران شکل مشخص‌تری یافته است.[۴۶] آنچه در منابع آشوری ماد خوانده می‌شد، بیش از آنکه بازتاب یک ملت واحد باشد، بر مجموعه‌ای از اقوام و قلمروها در غرب ایران دلالت داشت.[۵۰] بر همین اساس، مسئلهٔ هویت مادها همچنان یکی از محورهای اصلی مناقشه در مادشناسی معاصر باقی مانده است.

قلمرو اصلی، تقسیمات و مراکز مهم

سرزمین ماد در دوران باستان به پهنه‌ای وسیع از نواحی غربی فلات ایران اطلاق می‌شد و از شمال به رود ارس و کوه‌های البرز و از شرق به دشت کویر و از غرب و جنوب به رشته کوه‌های زاگرس محدود می‌گشت[۵۱] پژوهشگران این پهنه را به سه بخش اصلی تقسیم کرده‌اند: ماد بزرگ که عراق عجم را در بر می‌گرفت، مادآتروپاتن (آذربایجان امروزی)، و ماد راجیانا که نواحی اطراف تهران و ری را شامل می‌شد[۵۲][۵۳] ماد سفلی (یا ماد بزرگ) در فاصلهٔ میان کوه‌های البرز و زاگرس قرار داشت و از مشرق به دشت کویر محدود می‌شد؛ و ماد پارتاکنا که توسط زاینده‌رود مشروب می‌شد و اصفهان و نواحی جنوبی‌تر را در بر می‌گرفت[۵۴][۵۵]

پس از مرگ اسکندر مقدونی (۳۲۳ پ.م.) تقسیمات دیگری شکل گرفت و ساتراپی ماد به دو بخش تقسیم گردید: بخش شمال غربی (ماد کوچک یا آتروپاتن) که تحت فرمان آتورپات از سلطهٔ مقدونیان مستقل ماند، و بخش جنوب شرقی (ماد بزرگ) که به قلمرو سلوکیان پیوست[۵۶][۵۷][۵۸]

با این حال، این تقسیم‌بندی‌ها عمدتاً بازتاب وضعیت سیاسی دوره‌های متأخرتر است و مدرکی وجود ندارد که بیانگر وجود چنین تقسیم‌بندی‌ای در دوران پادشاهی مادها باشد[۵۹] چنانچه کتیبۀ بیستون داریوش اول، مادها را حداقل به سه بخش مختلف تقسیم کرده است: ماد اصلی، ساگارتیا و اورارتو که نشان‌دهندهٔ ساختار سیاسی غیرمتمرکزی است[۶۰]همچنین، تمامی این پهنه تحت کنترل مستقیم و یکپارچهٔ مادها نبود؛ کادوسیان (اقوام ساکن در محدودهٔ گیلان و طالش امروزی) همواره دشمنان مادی‌ها بوده و تسلط آنان را نپذیرفته‌ بودند.[۶۱]

در این پهنهٔ وسیع، مراکز شهری و دژهایی پدید آمدند که نقشی محوری در تحولات سیاسی و اقتصادی ایفا می‌کردند. از میان تمام شهرهای مادی، هگمتانه (همدان امروزی) جایگاهی بی‌همتا داشت. این شهر که نامش در فارسی باستان به معنای محل اجتماع است[۶۲][۶۳] شامل هفت حصار متحدالمرکز با کنگره‌های رنگارنگ بود که کاخ شاهی در درونی‌ترین حلقۀ آن قرار داشت. این شهر که توسط دیوکس نخستین شاه ماد بنا شده بود، موقعیتش در دامنهٔ کوه الوند، از جهت دسترسی به بابل، آشور و جلگه‌های مرتفع منطقه مناسب ارزیابی شده است[۶۴][۶۵][۶۶]

در متون آشوری، از دو شهر دیگر به نام ساگبیتا و کارکشی هم یاد شده که احتمالاً همان هگمتانهٔ دوره‌های بعد بوده‌اند.[۶۷][۶۸] نخستین اشارهٔ آشکار به نام هگمتانه به عنوان تختگاه مادها در منابع بابلی (حدود ۵۵۰ پ.م.) و همزمان با تصرف آن توسط کوروش دوم دیده می‌شود[۶۹]

دومین شهر مهم ماد، رَگا (ری) بود. این شهر مرکز ماد راجیانا به شمار می‌رفت و مغان به‌ویژه در این ناحیه پراکنده بودند.[۷۰]گَنزَک (تخت سلیمان امروزی) نیز از دیگر مراکز مهم، به‌ویژه در دورهٔ ماد کوچک (آتروپاتن) بود که هم به عنوان تختگاه و هم به عنوان نیایشگاه مهم آتش شهرت داشت[۷۱]

متون آشوری، به‌ویژه گزارش‌های لشکرکشی تیگلت‌پیلسر سوم و سارگون دوم، فهرستی از دیگر شهرها و دژهای مادی را ثبت کرده‌اند. از جمله: نیشایه (دشت نسا) در اطراف نهاوند[۷۲] کیسِسیم و هَرهَر -که پس از تسخیر توسط سارگون دوم به ترتیب به کارنرگال و کارشروکین تغییر نام دادند.[۷۳] این شهرها عمدتاً در طول مهم‌ترین راه‌های ارتباطی قرار داشتند و مادها از طریق آن‌ها به عنوان واسطه، کالاهای شرق را به بین‌النهرین منتقل می‌کردند و منافع اقتصادی مناسبی به دست می‌آوردند.[۷۴] نکتهٔ مهم دربارهٔ این مراکز آن است که متون آشوری آن‌ها را نه به عنوان بخش‌هایی از یک دولت واحد مادی، بلکه به عنوان قلمروهای سیاسی کوچک و مستقلی توصیف می‌کنند که هر یک حاکم یا حاکمان خاص خود را داشتند.[۷۵] نقوش برجستهٔ دورشاروکین (خورسآباد) نیز تصویری از دژهای مادی به دست می‌دهند.[۷۶] و هرودوت به شهری به نام پتریا (در کاپادوکیه) اشاره کرده که متعلق به ماد بوده و محوطهٔ کَرکن داغ در درهٔ قزل‌ایرماق با آن مطابقت داده شده است.[۷۷]

زمینه‌های شکل‌گیری پادشاهی (جامعه و اقتصاد پیش از اتحاد)

ساختار قبیله‌ای و طایفه‌های شش‌گانه

هرودوت، مادها را متشکل از شش قبیله معرفی می‌کند: بوسائیان، پارِتاکِنیان، ستروخاتیان، آریزانتیان، بودیان و مغان.[۷۸] هرچند اعتبار تاریخی این فهرست، به‌ویژه برای دورهٔ پیش از پادشاهی، محل تردید است؛ اما تنها گزارش منسجم از تقسیم‌بندی قبیله‌ای مادها در منابع کهن است. از میان این شش نام، تنها پارتاکنیان و آریزانتیان ریشهٔ ایرانی آشکاری دارند. پارتاکنیان در نواحی جنوبی قلمرو ماد (منطقهٔ اصفهان کنونی) می‌زیستند و به‌عنوان مرزنشینان ماد در همسایگی پارس‌ها شناخته می‌شدند.[۷۹][۸۰]

منابع آشوری، به‌رغم اشاره به ده‌ها خداوندِ ‌‌شهر (bēl āli، به معنای حاکم محلی یک قلمرو کوچک) در سرزمین ماد، از این تقسیم‌بندی شش‌گانهٔ هرودوتی سخنی به میان نیاورده‌اند.[۸۱] آنچه متون آشوری به تصویر می‌کشند، مجموعه‌ای از قلمروهای سیاسی کوچک و جدا از هم است که هر یک توسط یک فرمانروای محلی موروثی اداره می‌شد.[۸۲] این واحدهای سیاسی، که آشوریان آن‌ها را شهر (URU) می‌نامیدند، گاه دارای یک شهر شاهی و شماری اقمار بودند و این نشان می‌دهد که دست‌کم از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم پ.م.، سطحی از پیوستگی سیاسی فراتر از ساختار صرفاً قبیله‌ای در میان مادها وجود داشته است.[۸۳] جلیلیان، با تکیه بر اوستا، ساختار اجتماعی مادها را در چهار لایهٔ نَمانه (خانوادهٔ گسترده)، ویس (دوده/عشیره)، زَنتو (قبیله) و دَهِیو (کشور) توصیف می‌کند. بر اساس این تحلیل، واحدهای سیاسی کوچکی که آشوریان «شهر» می‌خواندند، در واقع همان ویسهای ایرانی بوده‌اند و حاکمان آن‌ها (خداوندانِ شهر) با ویس‌پئیتیها (خداوندان ویس) در این نظام منطبق می‌شوند.[۸۴]

در مجموع، جامعهٔ مادی پیش از اتحاد، ساختاری قبیله‌ای با سلسله‌مراتب پیچیده داشت که در آن، رهبران قبایل (خداوندان شهر) از موقعیتی موروثی و مستقل برخوردار بودند. تصویر هرودوت از شش قبیله، احتمالاً بازتابی از وضعیت دورهٔ پایانی ماد یا حتی دوران هخامنشی است و نمی‌توان آن را به‌سادگی بر کل تاریخ این قوم تعمیم داد. آنچه مسلم است، فقدان یک قدرت سیاسی واحد و متمرکز در این دوره است و ساختار سیاسی مادها را می‌توان اتحادیه‌ای از قبایل با درجات مختلفی از پیوستگی و استقلال داخلی توصیف کرد.[۸۵]

منابع

فیرزوی، سورنا؛ رسولی، آرزو؛ سعادت‌مهر، محمد‌امین (۱۴۰۲). ««کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او» (PDF). مطالعات ایرانی. بیست و دوم (۴۴): ۴۱۵–۴۶۰.

  1. ملک‌زاده، «مدن و فرهنگ ایران در زمان مادها»، دانشکده، ۱۳۴.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ فیروزی، رسولی و سعادت‌مهر، «کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او»، مطالعات ایرانی، ۴۱۶‑۴۱۷.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ جلیلیان، «بنیاد شهریاری در تاریخ ماد»، پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، ۷۸.
  4. حسن جاف، «بازماندگان ماد»، بررسی‌های تاریخی، ۴۶،۵۲.
  5. ملازاده، «حضور مادی‌ها در مناطق مرکزی میان‌رودان...»، مطالعات باستان‌شناسی، ۱۹۴.
  6. ملازاده و طاهری دهکردی، «مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد، پیش از تشکیل پادشاهی و گسترش آن»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۵۰.
  7. Rossi, Persian Religion in the Achaemenid Period, 462.
  8. ریپکا، تاریخ ادبیات ایران، ۳۹.
  9. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۱۹.
  10. Zournatzi, The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 870.
  11. زرین‌کوب، «بنیان گذاری اتحاد مادها و اهمیت منبع شناسی آن»، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ۱۰۰.
  12. واترز، «یادداشت‌هایی در باره مادها و پادشاهی شان»، مطالعات ایران کهن، ۳۱.
  13. حمدالله‌زاده، «روند شکل‌گیری حکومت مادها بر اساس کتیبه‌های آشورنو...»، پیام باستان‌شناس، ۴۲.
  14. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۶۹.
  15. لیورانی، «ظهور و سقوط مادها»، مطالعات ایران کهن، ۱۸.
  16. بادامچی، «تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی»، پژوهش‌های علوم تاریخی، ۳۳-۳۴.
  17. Zournatzi, The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 871.
  18. ملازاده، «حضور مادی‌ها در مناطق مرکزی میان‌رودان...»، مطالعات باستان‌شناسی، ۱۹۲-۱۹۳.
  19. Zournatzi, The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 870.
  20. نیکجو، «اهمیت اجتماعی مبارزات قوم ماد بر علیه توسعۀ نفوذ سیاسی دولت مقتدر آشور...»، جستارهای نوین ادبی، ۷۳۲.
  21. طاهری دهکردی، تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد...، ۲:‎ ۶۰۷-۶۰۸.
  22. رولینگر، «امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...»، مطالعات ایران کهن، ۲.
  23. دریایی، تاریخ و هویت مادها، ۴۹۲.
  24. زرین‌کوب، «بنیان‌گذاری اتحاد مادها و اهمیت منبع‌شناسی آن»، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ۱۰۳-۱۰۴.
  25. ملازاده و دیگران، «بررسی تناسبات و نظام پیمون در معماری دوره ماد...»، جستارهای باستان‌شناسی ایران پیش از اسلام، ۷۹.
  26. Radner, The Oxford Handbook of Ancient Iran, 451-450.
  27. احمدی، «در جستجوی هگمتانه...»، پژوهشنامۀ ایران باستان، ۱۳.
  28. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۱۶.
  29. محمدی‌فر، «جغرافیای تاریخی منطقه زاگرس مرکزی در دوران پیش از اسلام»، پیام باستان‌شناس، ۸۱-۸۳.
  30. حسن‌جاف، «بازماندگان ماد»، بررسی‌های تاریخی، ۴۵، ۴۰.
  31. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۶۶.
  32. ایمان‌پور، «بررسی رابطۀ مادها و پارس‌ها پیش از ظهور امپراتوری هخامنشیان»، پژوهش‌های تاریخی، ۷۴.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ احمدی، «خاستگاه مادها و بافت فرهنگی مادستان...»، The International Journal of Caspian Sea, Caucasus, and Transoxiana Studies، ۳.
  34. خدادادیان، تاریخ ایران باستان، آریایی‌ها و مادها، ۱۴۶.
  35. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۹۷.
  36. مشکور، نظری به تاریخ آذربایجان، ۸۹.
  37. کالیکان، باستان‌شناسی و تاریخ هنر در دوران مادها و پارسی‌ها، ۹-۱۰.
  38. احمدی، «خاستگاه مادها و بافت فرهنگی مادستان...»، The International Journal of Caspian Sea, Caucasus, and Transoxiana Studies، ۷.
  39. ریپکا، تاریخ ادبیات ایران، ۳۹.
  40. اصغرپورسارویی، «بررسی تطبیقی گوردخمه‌های ماد و اورارتو»، نقش مایه، ۶۵.
  41. طاهری دهکردی، تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد...، ۲:‎ ۶۰۶.
  42. ملک‌زاده، «یادداشت‌هایی واژگون درباره تاریخ و باستان شناسی دوره ماد»، باستان‌پژوهی، ۵۲.
  43. جلیلیان، «ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۱۳۶.
  44. بادامچی، «تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی»، پژوهش‌های علوم تاریخی، ۳۳-۳۴.
  45. مفرد، «اتحادیۀ قبایل ماد و پارس»، آکادمیا academia.edu.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ دریایی، «تاریخ و هویت مادها»، بخارا، ۴۹۲.
  47. ملک‌زاده، «یادداشت‌هایی واژگون درباره تاریخ و باستان شناسی دوره ماد»، باستان‌پژوهی، ۵۳-۵۴.
  48. سایکس، تاریخ ایران، ۱:‎ ۱۵۷.
  49. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۰۶.
  50. ایمان‌پور و هاشمی، «مادها و پارس‌ها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده‌اند؟»، تاریخ پژوهی، ۵۲.
  51. جلیلیان، «ساختار سیاسی- اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۱۳۵.
  52. قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۲:‎ ۷۳۷.
  53. سایکس، تاریخ ایران، ۱:‎ ۱۴۹.
  54. حسن جاف، «بازماندگان ماد»، بررسی‌های تاریخی، ۴۷-۴۸.
  55. ایمان‌پور و شهابادی، «بررسی تحلیلی محدوده های جغرافیایی...»، مطالعات تاریخ فرهنگی، ۴۶-۴۷.
  56. قدرت دیزجی، «آتوپارت، شهربان هخامنشی ماد کوچک»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۲۹-۱۳۰.
  57. پیغمبری، «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورۀ یونانی مآبی»، پژوهش‌های ایران‌شناسی، ۴۱.
  58. قدرت دیزچی، «ماد کوچک در پایان دوره هخامنشی»، فصلنامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، ۲۶-۲۷.
  59. سعیدیان، «نخستین تاریخ ماد...»، پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی، ۸۲-۸۳.
  60. رولینگر، «امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...»، مطالعات ایران کهن، ۱۴.
  61. ملازاده و طاهری دهکردی، «جغرافیای تاریخی ماد...»، تاریخ اسلام و ایران، ۲۸۳.
  62. ریپکا، تاریخ ادبیات ایران، ۳۹.
  63. فیروزی، سعادت‌مهر و سودایی، «از سقوط زردوکّو تا برآمدن دیوکِس...»، پژوهش‌نامۀ تمدن ایرانی، ۱۴۲.
  64. سایکس، تاریخ ایران، ۱:‎ ۱۵۶.
  65. پیرنیا، تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان، ۵۶.
  66. فیروزمندی، تاریخ سیاسی ماد در تاریخ جامع ایران، ۱:‎ ۴۲۲-۴۲۳.
  67. Radner, The Oxford Handbook of Ancient Iran, 445.
  68. ملازاده و طاهری دهکردی، «مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد...»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۵۷-۱۵۸.
  69. ملازاده و طاهری دهکردی، «تاریخچه، جایابی و ساختار هگمتانۀ مادی»، مطالعات شهر ایرانی اسلامی، ۶.
  70. معطوفی، گرگان و استرآباد سنگ مزارها و کتیبه‌های تاریخی، ۱۰۰.
  71. قدرت دیزچی، «ماد کوچک در پایان دوره هخامنشی»، فصلنامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، ۲۸.
  72. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۹۳.
  73. مفیدی نصرآبادی، «نگاهی به روابط سیاسی آشور و ماد»، پازند، ۹۱.
  74. ملازاده و طاهری دهکردی، «مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد...»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۵۹.
  75. بادامچی، «تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس...»، پژوهش‌های علوم تاریخی، ۴۱-۴۲.
  76. ملک‌زاده، «فرهنگ ماد»، هنر و مردم، ۶.
  77. ملازاده و طاهری دهکردی، «جغرافیای تاریخی ماد...»، تاریخ اسلام و ایران، ۲۸۷.
  78. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۷۵.
  79. کاویانی پویا، «بررسی مفهوم قلمرو و اهمیت مرز و مرزداری در دوران ماد و هخامنشی»، جستارهای تاریخی، ۴۷.
  80. کاویانی پویا، «بررسی موقعیت جغرافیایی داهه...»، پژوهش‌نامۀ خراسان بزرگ، ۳.
  81. صالحی، «تکوین و تحول در روند سیاست‌های نظامی جامعه ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۲۴۵.
  82. Radner, The Oxford Handbook of Ancient Iran, 444.
  83. فیروزی، رسولی و سعادت مهر، «کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او»، مطالعات ایرانی، ۴۲۶.
  84. جلیلیان، «ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۱۳۷.
  85. بادامچی، «تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی»، پژوهش‌های علوم تاریخی، ۳۳.