پیشنویس:سازمان مجاهدین خلق ایران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
== ترور شهروندان عادی == | == ترور شهروندان عادی == | ||
سازمان مجاهدین خلق، عملیاتهایی را نیز علیه نیروهای مردمی و شهروندان عادی از اقشار و اصناف مختلف مانند معلم، کارگر، کارمند، دانشجو، کاسب و راننده انجام میداد. <ref>{{پک|حق بین|1383|ک=از مجاهدین تا منافقین|ص=160|ج=1}}</ref>اتهام این افراد از منظر سازمان، اموری چون داشتن ظاهر انقلابی، نصب عکس سران نظام در محل کار و ایستادگی در برابر تهدید و اخاذی گزارش شده است. برای نمونه، گزارش شده که بیش از ۷۵ درصد از اهداف ترورهای سازمان در نیمه دوم سال ۱۳۶۰، شهروندان عادی از اقشار و اصناف مختلف بوده است.<ref>{{پک|حق بین|1383|ک=از مجاهدین تا منافقین|ص=160|ج=1}}</ref> | سازمان مجاهدین خلق، عملیاتهایی را نیز علیه نیروهای مردمی و شهروندان عادی از اقشار و اصناف مختلف مانند معلم، کارگر، کارمند، دانشجو، کاسب و راننده انجام میداد. <ref>{{پک|حق بین|1383|ک=از مجاهدین تا منافقین|ص=160|ج=1}}</ref>اتهام این افراد از منظر سازمان، اموری چون داشتن ظاهر انقلابی، نصب عکس سران نظام در محل کار و ایستادگی در برابر تهدید و اخاذی گزارش شده است. برای نمونه، گزارش شده که بیش از ۷۵ درصد از اهداف ترورهای سازمان در نیمه دوم سال ۱۳۶۰، شهروندان عادی از اقشار و اصناف مختلف بوده است.<ref>{{پک|حق بین|1383|ک=از مجاهدین تا منافقین|ص=160|ج=1}}</ref> | ||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
{{پانویس پیشنویس}} | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۸ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۳
سازمان مجاهدین خلق ایران[دیدگاه ۱][دیدگاه ۲]
سازمان مجاهدین خلق ایران (به اختصار: مجاهدین، MEK، MKO یا PMOI) یک سازمان سیاسی اسلامی-چپگرا با ساختاری شبهنظامی است که در ۱۵ شهریور ۱۳۴۴ (۶ سپتامبر ۱۹۶۵) توسط محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان تأسیس شد.[۱][۲] این سازمان که با هدف مبارزه مسلحانه علیه رژیم پهلوی شکل گرفت، پس از انقلاب اسلامی ایران به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی پرداخت و همچنان به عنوان یکی از مهمترین گروههای مخالف حکومت ایران فعالیت میکند. [۳][۴]
رهبری این سازمان بر عهده مسعود رجوی و مریم رجوی است و از ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، دبیرکل آن زهرا مریخی میباشد.[۵][۶] شاخه نظامی سازمان «ارتش آزادیبخش ملی ایران» (NLA) نام دارد و تعداد اعضای ثبتنامکرده آن در سال ۲۰۱۱ بین ۵٬۰۰۰ تا ۱۳٬۵۰۰ نفر تخمین زده شده است. ستاد فرماندهی سازمان هماکنون در کشور آلبانی مستقر است.[۷][دیدگاه ۳]
پیشینه و بنیانگذاری[دیدگاه ۴]
زمینههای شکلگیری
سازمان مجاهدین خلق در اواسط دهه ۱۳۴۰ شمسی[دیدگاه ۵] و در واکنش به شرایط سیاسی و اجتماعی دوران محمدرضا پهلوی شکل گرفت. بنیانگذاران سازمان که ابتدا با شعار مبارزه با فقر و استثمار فعالیت میکردند، تحت تأثیر اقدامات سرکوبگرانه حکومت پهلوی و اندیشههای مارکسیستی، به مبارزه مسلحانه روی آوردند.[۸] این سازمان به دست تعدادی از جوانان تندروی[دیدگاه ۶] نهضت آزادی با تأثیرپذیری از جنبشهای انقلابی-مارکسیستی در جهان با رویکرد مبارزه مسلحانه شکل گرفت.[۹] شکلگیری سازمان بر دو روند تاریخی در ایران متکی بوده است: نخست، محبوبیت اندیشههای انقلابی و ترقیخواه مارکسیستی در جهان؛ و دوم، پیدایش نگرشی نو به اسلام و تلاش برای ارائه تفسیری روزآمد از آن با اندیشههای مدرن غربی.[۱۰]
بنیانگذاران
سازمان مجاهدین توسط سه نفر از اعضای پیشین نهضت آزادی و فارغالتحصیلان دانشگاه تهران تشکیل شد:
- محمد حنیفنژاد (۱۳۱۷-۱۳۵۱ش)
- سعید محسن (۱۳۱۸-۱۳۵۱ش)
- علیاصغر بدیعزادگان (۱۳۲۱-۱۳۵۱ش)[۱۱]
به گفته یکی از اعضای اولیه سازمان، آنان در پی نجات مردم از فقر و استثمار بودند و به همین دلیل به مطالعه پیرامون رفتار حکومت و تأثیر آن در وضع مردم پرداختند.[۱۲] آنان نهایتاً تحتتأثیر سرکوبگری رژیم پهلوی و تجربیات جهانی چپگرایان، مبارزه مسلحانه با حکومت در قالب چریک شهری را عامل نجات و اصلاح جامعه دانستند.[۱۳][دیدگاه ۷]
ایدئولوژی
تلفیق اسلام و مارکسیسم
ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق در راستای تلفیق یافتههای مارکسیستی با مفاهیم مذهبی دانسته شده است.[۱۴] تلفیق میان مارکسیسم و مذهب در نظام آموزشی سازمان نیز جریان داشت و حاصل آن ساختاری بود که نه کاملاً مذهبی بود و نه مادیگرایانه.[۱۵] مجاهدین مارکسیستهای غیرمادیگرا خوانده شدهاند؛ آنان مهمترین اصل مادیگرایی (تقدم ماده بر روح) را رد میکردند، ولی در باقی اصول بنیادی آن (از جمله مادیگرایی تاریخی) با مارکسیستها همنظر بودند.[۱۶]
یکی از اصول بنیادین سازمان مجاهدین، تحت تأثیر نظریه مهدی بازرگان، یکی بودن راه خدا و تکامل بشر به عنوان یک اصل مارکسیستی بوده است. بر اساس این نگرش، مجاهدین از یکسو با مخلوقدانستن این روند، آن را دینی تلقی میکردند و قیامهای انبیا و امامان شیعه، مانند قیام عاشورا، را با استفاده از آن تبیین میکردند؛ و از سوی دیگر، افرادی مانند کارل مارکس و مائو در عین مادیگرابودن مؤمن تلقی میشدند؛ چون در راه تکامل بشر، که با راه خدا و دین یکی بود، گام میزدند.[۱۷] امام خمینی معتقد بود این گروه به دین نگاه التقاطی و تکبعدی داشتهاست.[۱۸]
منابع مطالعاتی و آثار منتشرشده
منابع مطالعاتی سازمان شامل قرآن، نهجالبلاغه، برخی کتابهای مهدی بازرگان و سید محمود طالقانی، تاریخ انقلابهای تودهای در ایران و جهان، و کتابهای مارکسیستی بوده است. [۱۹]
از جمله آثار منتشرشده سازمان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- متدولوژی شناخت: نخستین اثر سازمان که تلاشی برای تبیین «شیوه و متد برخورد صحیح و علمی [مارکسیستی][دیدگاه ۸] با پدیدهها و هماهنگی و انطباق آن با متد برخورد قرآن» بوده است. این کتاب در سال ۱۳۵۱ به دست امام خمینی رسید و او آن را کتابی مارکسیستی با پوستهای اسلامی برشمرد.
- راه انبیاء راه بشر: تألیف محمد حنیفنژاد بر اساس تئوری مهدی بازرگان در کتاب راه طیشده نوشته شده، با این تفاوت که صورتی مارکسیستی پیدا کرده است. در این کتاب شیوههای مبارزه عیناً از آثار مائو نقل شده است.
- سیمای یک مسلمان (یا امام حسین(ع) یا راه امام حسین(ع): نظام توحیدی موردنظر پیامبر اسلام را نوعی نظام بیطبقه توحیدی در راستای صلاح عامه معرفی میکرد.
- مقدمه مطالعات مارکسیستی: نوشته سعید محسن، جزوهای آموزشی برای اثبات ناگزیر بودن آموختن مارکسیسم برای مبارزه و اینکه درک عمیق ایدئولوژی اسلامی و مفاهیم قرآن، بدون آموختن آن میسر نخواهد بود.[۲۰]
تحول ایدئولوژیک از اسلام به مارکسیسم
سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۳۵۱ دچار تغییرات ایدئولوژیک شد و در سال ۱۳۵۴ این تغییر ایدئولوژیک به طور رسمی اعلام شد.[۲۱] در اعلامیهای که سازمان برای تغییر ایدئولوژی خود از اسلام به مارکسیسم صادر کرد، چنین آمده است: «پس از سالها تلاش برای تلفیق اسلام و مارکسیسم، به این نتیجه رسیدیم که مارکسیسم فلسفه مناسبتری برای رهایی طبقه کارگر است و اسلام، به عنوان ایدئولوژی طبقه متوسط، برای رسیدن به این هدف مناسب نیست».[۲۲]
این تغییرات ایدئولوژیک منجر به انشعاب و درگیریهای داخلی شدید در سازمان شد؛ اقلیتی از پذیرش مارکسیستیشدن سازمان سر باز زدند که در تصفیههای داخلی متعدد ترور شدند.[۲۳] ترور مجید شریفواقفی، مسئول شاخه کارگری سازمان و معاون او مرتضی صمدیه لباف در همین راستا گزارش شده است. گفته شده که ترورهای درونسازمانی، عامل دشمنی آشتیناپذیر جناح مسلمان و مارکسیست سازمان مجاهدین بوده و رژیم پهلوی نیز از این شکاف ایجادشده در سازمان نهایت بهرهبرداری تبلیغاتی را کرده است. با اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان، بسیاری از اعضای کادر مرکزی و قسمت عمدهای از اعضا به این تغییر پیوستند.[۲۴] مجاهدین مارکسیستشده، در آذر سال ۱۳۵۸، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر را تشکیل دادند.[۲۵]
سازمان و روحانیان شیعه
پیش از انقلاب: از حمایت تا جدایی
به گفته رسول جعفریان، هرچند روحانیان در ابتدا از سازمان مجاهدین حمایت کردند، اما اینکه روحانیان پیش از انقلاب یکسره حامی آنان بودند خلاف واقعیت تاریخی است. پایهگذاران سازمان به صورت سازمانی با روحانیان سنتی شیعه ارتباطی نداشتند و با افکار مذهبی ولی ضدسِنّتی مهدی بازرگان همراه بودند. سازمان اسلام را تنها از قرآن و نهجالبلاغه استخراج میکرد و برداشت مفسران رسمی (روحانیان) را قبول نداشت. مجاهدین نه تنها معتقد به تبعیت از روحانیان نبودند، بلکه معتقد بودند که آنان باید از پیشروان انقلابی مانند سازمان مجاهدین پیروی کنند. پس از تغییر ایدئولوژیک سازمان، بسیاری از روحانیان از حمایت خود از سازمان دست کشیدند و برخی از آنان، مانند مرتضی مطهری و عبدالرحیم ربانی شیرازی، به مبارزه جدی با آنان پرداختند. مطهری در نامهای به امام خمینی، سازمان مجاهدین را همدست سایر دشمنان روحانیان (رژیم پهلوی، شریعتی[دیدگاه ۹] و مارکسیستها) برمیشمرد که به باور او، حمله به روحانیان را به قصد نابودی روحانیان و به این دلیل انجام میدهند که مذهب را به عنوان قدرتی تودهای مصادره کنند و در جهت مقاصد خود تفسیر کنند و به کار ببندند.[۲۶]
پس از انقلاب: از جدایی تا تقابل
سازمان مجاهدین خلق پیش از تغییر ایدئولوژی نتوانستند حمایت امام خمینی را جلب کنند و انشعاب مجاهدین مارکسیست هم امیدی برای یافتن جایگاهی در نظام جمهوری اسلامی به رهبری روحانیان نداشتند. سهمی که سازمان برای خود در جریان پیروزی انقلاب قائل بود، دلیلی برای دشمنی آنان با روحانیان، به عنوان رهبران حکومت جدید، بوده است؛ دشمنیای که در ترور برخی از سران روحانی جمهوری اسلامی توسط مجاهدین نمود یافت.[۲۷]
عملکرد پیش از انقلاب اسلامی
عملکرد سازمان از آغاز تأسیس تا پیروزی انقلاب اسلامی در سه دوره قابل بررسی است: [۲۸]
از تأسیس تا ضربه رژیم در سال ۱۳۵۰
نخستین اقدام پس از بنیانگذاری سازمان، تشکیل کلاسهای آموزشی از سوی محمد حنیفنژاد و سعید محسن با موضوعهای ایدئولوژی، اقتصاد، سیاست و مسائل تشکیلات در تهران بود. [۲۹] سازمان در هیچ دورهای اساسنامه مدون نداشت و بر تدوین آن نیز اصرارى نداشت. درباره شیوه سازماندهی نیز تا سال ۱۳۴۷، هیچ گروه تخصصی در سازمان وجود نداشت و از آن سال به تدریج، گروههای ایدئولوژی، سیاسی، اطلاعات، کارگری، روحانیت و بازار به وجود آمد.[۳۰]
در شهریور ۱۳۵۰، در آستانه برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، با یورش گسترده گروههای ضربت ساواک، بیش از ۹۰ درصد اعضا و ۱۰۰ درصد مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران دستگیر شدند.[۳۱] در فروردین و خرداد ۱۳۵۱، نه تن از اعضای کادر مرکزی تیرباران شدند.[۳۲] بنیانگذاران سازمان در ۴ خرداد ۱۳۵۱ به همراه دو عضو مرکزیت تیرباران شدند.[۳۳]
دوره رکود و تغییر ایدئولوژی (۱۳۵۰-۱۳۵۴)
پس از کشته شدن رضا رضایی در سال ۱۳۵۲، تقی شهرام و بهرام آرام تشکیلات سازمان در خارج از زندان را به دست گرفتند. [۳۴] آنان اعلام کردند که سازمان مجاهدین مارکسیست شده است و اقدام به ترور و حذف اعضای متعهد به ایدئولوژی سازمان، از جمله مجید شریف واقفی، کردند.[۳۵]
در مهر ۱۳۵۴، با انتشار بیانیه هزار صفحهای اعالم مواضع ایدئولوژیک، تغییر ایدئولوژی در سازمان جنبه رسمی یافت و سازمان با مواضع ایدئولوژیک مارکسیستی اعالم موجودیت کرد.[۳۶] [۳۷]در بخشی از این بیانیه آمده است: «ما هیچگاه نمیتوانستیم و بالاخره هم نتوانستیم به چنین نتیجهای دست یابیم که ایدئولوژی و تفکری که محصول ۱۳۰۰ سال پیش است، میتواند پاسخگوی مسائل مبارزاتی امروز ما باشد». [۳۸]
دوره ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷
پس از تغییر ایدئولوژی، سازمان در زمستان ۱۳۵۳، برای اثبات کارایی خود پس از تغییر ایدئولوژی، رضا زندیپور، رئیس کمیته مشترک ضدخرابکاری رژیم پهلوی را ترور کرد.[۳۹] در ادامه عملیات نظامی، سازمان اقدام به ترور دو مستشار عالیرتبه آمریکایی کرد که هم آمریکا و هم رژیم پهلوی را نگران ساخت.[۴۰]
بسیاری از اعضای زندانی سازمان نیز تحت تأثیر فضای خارج از زندان، به اندیشههای مارکسیستی گرویدند؛ اما موسی خیابانی و مسعود رجوی که در آن مقطع رهبری اعضای زندانی را بر عهده داشتند، مصمم شدند با توجه به جایگاه مذهب و روحانیت در میان مردم، مانع گسترش این خبر شوند و همچنان با تظاهر به اسلام از منابع مالی و انسانی نیروهای مذهبی بهره ببرند. [۴۱]
عملکرد پس از پیروزی انقلاب اسلامی
فاز سیاسی (۱۳۵۷-۱۳۶۰)
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سران سازمان مجاهدین خلق که از شهریور ۱۳۵۰ در زندان بودند، در آذر و دی ۱۳۵۷ آزاد شدند و در صدد احیای سازمان و جذب اعضای جدید برآمدند. [۴۲]گروه چشمگیری از آنان که به مارکسیسم گرایش بیشتری داشتند، سازمان «پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» را تأسیس کردند و بقیه تحت رهبری رجوی، با مواضع و تفسیرهای چپگرایانه و افراطی از اسلام، بر ایدئولوژی اسلامی سازمان و جدایی از گروه اول تأکید کردند.[۴۳] [۴۴]سازمان در چگونگی همکاری با انقلاب اسلامی، سیاست دوگانهای در پیش گرفت؛ از یک سو تلاش کرد با استفاده از فرصت بهدستآمده، با تربیت نیروی شبهنظامی با نام «میلیشیا» و انتشار نشریه «مجاهد»، به تجهیز و سازماندهی و افزایش سطح توانایی نظامی و تبلیغاتی خود بپردازد و از سوی دیگر، در صدد برآمد با مشارکت فعال در عرصه سیاسی، از امکانات قانونی و زمینه سیاسی برای دستیابی به سطوح بالای قدرت، بیشترین بهره را ببرد. [۴۵]
سازمان با نفوذ میان دانشجویان، دانشآموزان و کارمندان، تا نیمههای سال ۱۳۵۹، تلاش کرد برای جذب نیرو در دانشگاهها و مدرسهها و بعضی مراکز کارمندی، دفتر، کتابخانه یا دستکم یک میز یا تابلوی اعلانات به نام مجاهدین خلق داشته باشد.[۴۶] انسجام سازمان در آغاز پیروزی انقلاب، موجب نفوذ اعضای آن در نهادهای حساس و تعیینکنندهای چون دادگاهها و دادسراهای انقلاب، سپاه پاسداران، وزارتخانهها، نخستوزیری و شورای امنیت کشور شد [۴۷] [۴۸]
رویارویی با نظام اسلامی
سازمان مجاهدین خلق در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در ۱۳۵۸، با وجود ائتلاف با بسیاری از گروهها، با ناکامی مواجه شد.[۴۹] در آذر ۱۳۵۸ در همهپرسی قانون اساسی به علت اشکالات و نقائصی که بر آن وارد میدانست، شرکت نکرد [۵۰] همچنین در انتخابات ریاست جمهوری (آذر ۱۳۵۸)، رجوی نامزد سازمان معرفی شد؛ اما پس از اعلام نظر امام خمینی مبنی بر عدم صلاحیت کسانی که به قانون اساسی رأی مثبت ندادهاند، سازمان در اطلاعیهای از کنارهگیری رجوی از انتخابات خبر داد[۵۱]
در انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۳۵۸ شرکت کرد که به واسطه سفارشهای امام خمینی به مردم مبنی بر رأیندادن به اشخاصی که انحراف عقیدتی یا اخلاقی دارند، با توفیقنیافتن این سازمان در صحنه سیاسی برای دستیابی به قدرت، این هدف با تبلیغات گسترده علیه نظام و اقدامات مسلحانه پیگیری شد.[۵۲]
اعلام رسمی مبارزه مسلحانه
پس از آنکه امام خمینی در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ بنیصدر را از فرماندهی نیروهای مسلح عزل کرد و عدم کفایت وی در دستور کار مجلس قرار گرفت، سازمان مجاهدین خلق در ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ طی اطلاعیهای به صورت رسمی، مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی را اعلام و عصر ۳۰ خرداد، در تهران و چند شهر بزرگ، حرکت نظامی خود را با بستن خیابانها و تظاهرات و درگیری آغاز کرد.[۵۳] شورش ۳۰ خرداد، موجب ضربه به سازمان، شناسایی پیدرپی امکانات و اعضای آن به دست مردم، و زندگی مخفی افراد سازمان شد. [۵۴]
پس از این تحولات، سازمان دست به اقدامات تروریستی گستردهای زد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ترور نافرجام سیدعلی خامنهای، امامجمعه تهران، در ۶ تیر ۱۳۶۰ [۵۵]
- بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰ و کشتن بیش از هفتاد تن از مسئولان کشور از جمله سیدمحمد حسینی بهشتی[۵۶]
- انفجار ساختمان نخستوزیری و شهادت محمدعلی رجایی (رئیسجمهور) و محمدجواد باهنر (نخستوزیر) در ۸ شهریور ۱۳۶۰ [۵۷]
- ترور شخصیتهایی مانند سیداسدالله مدنی (امامجمعه تبریز)، علی قدوسی (دادستان کل انقلاب)، سیدعبدالکریم هاشمینژاد و سیدعبدالحسین دستغیب (امامجمعه شیراز)[۵۸]
امام خمینی در واکنش به این اقدامات، آن را نشانه بیاعتقادی «منافقین» به اصول اسلامی و بینصیببودن از بینش سیاسی دانست؛ [۵۹] همچنین با تشبیه آنان به گروه خوارج، این اعمال را مخالفت با اساس حکومت اسلامی خواند.[۶۰]
استقرار در عراق و عملیات نظامی
پس از رویارویی مستقیم سازمان با نظام جمهوری اسلامی و شکست شورش ۳۰ خرداد، در ۶ مرداد ۱۳۶۰، خبر فرار یک هواپیمای بوئینگ سوخترسانی نظامی از فرودگاه تهران منتشر شد. خلبان این هواپیما سرهنگ معزی و مسافران آن مسعود رجوی و سیدابوالحسن بنیصدر بودند که پنهانی ایران را به مقصد فرانسه ترک کردند.[۶۱]
پس از امضای معاهدهای با طارق عزیز (معاون نخستوزیر وقت عراق)، رجوی در سال ۱۳۶۵ به عراق رفت و به تدریج نیروهای نظامی سازمان در قرارگاههای تشکیلاتی سازماندهی شدند و اطلاعات جبههها و تحرکات نظامی ایران را در اختیار عراق قرار میدادند[۶۲]
عملیات آفتاب
عملیات آفتاب در ۸ فروردین ۱۳۶۷ آغاز شد. این عملیات با شرکت ۱۵ تیپ رزمی ارتش آزادیبخش ملی ایران در منطقه شوش و مرز فکه انجام شد و به تصرف ۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران انجامید.[۶۳] در جریان این عملیات، تلفات وارده به لشکر ۷۷ خراسان ۳۵۰۰ تن کشته و مجروح و ۵۸۰ اسیر بیان میشود و مقدار زیادی تجهیزات جنگی به غنیمت ارتش آزادیبخش درآمد.[۶۴]
عملیات چلچراغ
سه ماه پس از عملیات آفتاب، در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷، سازمان عملیات چلچراغ را اجرا کرد. هدف از این عملیات تصرف شهر مهران بود که محقق شد.[۶۵] در این عملیات لشکر ۱۶ رزمی قزوین، لشکر ۱۱ سپاه پاسداران و گردانهای مختلف توپخانه و کاتیوشای حکومت اسلامی به طور کامل از بین رفت و ۸ هزار تن از نیروهای نظامی کشته و زخمی شدند.[۶۶] .
عملیات فروغ جاویدان و شکست در مرصاد
پس از عملیات چلچراغ و شش روز پس از قبول قطعنامه آتشبس توسط حکومت ایران، سازمان مجاهدین در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۶۷ عملیات فروغ جاویدان را در منطقه کرمانشاه با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و فتح تهران آغاز کرد.[۶۷] آنها توانستند تا عمق ۱۵۰ کیلومتری از مرز در داخل ایران پیشروی کرده، شهرهای قصرشیرین و اسلامآباد غرب را به تصرف خود درآورند.[۶۸]
اما نیروهای نظامی ایران در عملیات مرصاد، با فرماندهی علی صیاد شیرازی، موفق شدند ستون نیروهای مجاهدین را در تنگه مرصاد، در نزدیکی کرمانشاه، متوقف کنند. [۶۹]در این عملیات که با فرماندهی سپاه پاسداران، پشتیبانی هوانیروز ارتش و با حضور گسترده مردم اجرا شد، رزمندگان از سه محور وارد عمل شدند و در دو مرحله نیروهای سازمان را سرکوب کردند. [۷۰]مطابق اعلام رسمی مجاهدین، ۱۳۰۴ نفر از اعضای آن طی این عملیات کشته شدند.[۷۱]
تحول به فرقه و ساختار رهبری
پس از خروج از ایران، مسعود رجوی طی بیش از سه سال، سازمان را از یک تشکیلات سیاسی مذهبی، به فرقهای مذهبی-مافیایی فروکاست [۷۲] ازدواج او با مریم قجر عضدانلو (همسر مهدی ابریشمچی) در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، و ده سال پس از تغییر ایدئولوژی به عنوان «انقلاب یا ارتقای ایدئولوژیک» و معرفی رهبری دونفره، نشان داد این ایدئولوژی در اساس خود آماده زیرپاگذاشتن صریحترین احکام اسلامی بود[۷۳]
پس از این انقلاب ایدئولوژیک، نظام کار شورایی به طور رسمی و با اعلام علنی، از میان رفت و رهبری نوین مصون از اشتباه و بازخواست زاده شد.[۷۴] به گفته برخی محققان، سازمان در این دوره تحت قوانین سختگیرانه فرقهای در زمینههای سیاسی، خانوادگی و جنسی اداره میشد؛ قوانینی که بر اساس آن مخالفان یا منتقدان ایدئولوژی سازمان، زندانی و شکنجه میشدند تا از سازمان جدا نشوند. [۷۵] [۷۶]
وضعیت فعلی و جایگاه بینالمللی
پس از سقوط رژیم بعث عراق و با فشار دولت جدید عراق، مجاهدین ناچار به ترک اردوگاه اشرف شدند. در سال ۱۳۹۵، آخرین افراد سازمان مجاهدین خلق ایران به کشورهای اروپایی و بیشتر به آلبانی منتقل شدند.ستاد فرماندهی سازمان هماکنون در کشور آلبانی مستقر است.[۷۷]
سازمان مجاهدین خلق ایران در دورههایی از حمایتهای بینالمللی، به خصوص از سوی کشورهای غربی، برخوردار بوده است؛ با این حال، در مقاطعی از سوی آنان به عنوان سازمانی تروریستی به شمار رفته است. این سازمان در سال ۲۰۰۹ از فهرست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا خارج شد و در سال ۲۰۱۲ نیز وزارت خارجه آمریکا نام آن را از فهرست سازمانهای تروریستی خارجی حذف کرد.[۷۸]
ترور شهروندان عادی
سازمان مجاهدین خلق، عملیاتهایی را نیز علیه نیروهای مردمی و شهروندان عادی از اقشار و اصناف مختلف مانند معلم، کارگر، کارمند، دانشجو، کاسب و راننده انجام میداد. [۷۹]اتهام این افراد از منظر سازمان، اموری چون داشتن ظاهر انقلابی، نصب عکس سران نظام در محل کار و ایستادگی در برابر تهدید و اخاذی گزارش شده است. برای نمونه، گزارش شده که بیش از ۷۵ درصد از اهداف ترورهای سازمان در نیمه دوم سال ۱۳۶۰، شهروندان عادی از اقشار و اصناف مختلف بوده است.[۸۰]
پانویس
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۶۸۲.
- ↑ احمدی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱۶.
- ↑ حقبین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۹۱.
- ↑ دارابی، جریانشناسی سیاسی در ایران، ۱: ۹۷.
- ↑ احمدی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱: ۱۶.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۷۵۳.
- ↑ Schwartz، «National Security and the Protection of Constitutional Liberties: How the Foreign Terrorist Organization List Satisfies Procedural Due Process»، Penn State Journal of Law & International Affairs، ۲۹۲-۳۲۳.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۱: ۶۰۲-۶۰۳.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۶۸۰.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۱: ۶۰۳.
- ↑ احمدی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱: ۱۶.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۶۸۳.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۶۸۴.
- ↑ دارابی، جریان شناسی سیاسی در ایران، ۱: ۴۰۴.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۶۸۶.
- ↑ آبراهامیان، اسلام رادیکال مجاهدین ایرانی، ۱: ۱۲۷.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۶۸۷-۶۸۸.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، ۱۰: ۴۵۹-۴۶۰.
- ↑ احمدی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱: ۲۶-۳۵.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۶۹۷-۶۹۹.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۳۴۶.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۷۰۰.
- ↑ کوشکی، تبار ترور، ۱: ۱۰۲-۱۰۵.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۷۰۱-۷۰۲.
- ↑ فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱: ۴۰۵-۴۰۶.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۷۰۴-۷۰۷.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۷۰۸.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، ۱: ۳.
- ↑ احمدی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱: ۲۶-۳۵.
- ↑ احمدی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱: ۵۷-۵۸.
- ↑ احمدی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱: ۳۷-۳۹.
- ↑ نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ۱: ۴۰۲-۴۰۴.
- ↑ نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ۱: ۴۰۳.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۴۲۲-۴۲۳.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۴۱۶-۴۲۱.
- ↑ احمدی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱: ۱۴۳.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۳۴۶.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۷۰۰.
- ↑ مهرآبادی، بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق در 1354، ۱: ۷۶-۷۷.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۳۴۵-۳۴۶.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۴۴۹.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۴۶۵-۴۶۶.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۲۶.
- ↑ فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱: ۴۰۵-۴۰۶.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۴۵۱.
- ↑ فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱: ۴۰۶-۴۰۷.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳: ۳۹۵.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۳۸.
- ↑ فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱: ۴۱۳.
- ↑ فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در یران، ۱: ۴۱۳.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۴۲.
- ↑ فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱: ۴۱۳.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۹۰.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۲: ۵۷۹.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۹۸.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۹۳.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۹۴.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۹۹-۲۰۶.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، ۱۴: ۵۰۳-۵۰۴ و ۵۱۹.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، ۱۵: ۲۲۴-۲۲۵.
- ↑ هاشمی رفسنجانی، عبور از بحران، ۱: ۲۱۸-۲۱۹.
- ↑ راستگو، مجاهدین خلق در آیینه تاریخ، ۱: ۲۲۲-۲۲۳.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۲: ۵۷۹.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳: ۲۷۵.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳: ۲۸۱.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳: ۲۸۴.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳: ۳۰۴-۳۰۵.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳: ۳۱۸-۳۱۹.
- ↑ صدر شیرازی، عملیات مرصاد و سرنوشت منافقین، ۱: ۳۰۶-۳۲۷.
- ↑ هاشمی رفسنجانی، پایان دفاع آغاز بازسازی، ۱: ۲۴۰.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳: ۳۲۶-۳۲۹.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱: ۴۶۷.
- ↑ راستگو، مجاهدین خلق در آیینه تاریخ، ۱: ۱۰۹.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳: ۱۴۳.
- ↑ آبراهامیان، اسلام رادیکال مجاهدین ایرانی، ۱: ۲۸۴-۲۹۳.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۲۵۴-۲۶۸.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۳۱۰.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳: ۳۸۶.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۶۰.
- ↑ حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱: ۱۶۰.
دیدگاههای ارزیابان
- ↑ شناسه و هندسه را اضافه کنید.
- ↑ مقاله خیلی شبیه به مقاله ویکی شیعه و ویکی خمینی شده است. شما باید ساختار و ادبیات را به شکلی تغییر بدهید که خواننده حس نکند این همان مقاله است. عناوین، واژگان مورد استفاده، حتی سیر و نظام مباحث باید متفاوت باشد. تا بخشی از مقاله را خواندم و نکاتی کوتاه نوشتم اما به دلیل این نکته از مطالعه بقیه مقاله صرف نظر کردم. مقاله نیاز به بازسازی است و البته یک سؤال: آیا مطالب مندرج در ویکی ها را چک کردید و بعد از اطمینان از صحت مطلب در اینجا آوردید یا اعتماد کردید به آنها؟
- ↑ این بند اگر هندسه است؛ باید تمام آدرسهای آن حذف شود.
- ↑ خوب است که ابتدا یک معرفی از سازمان و نام آن بشود.
- ↑ از حروف اختصاری ش ق م استفاده کنید
- ↑ قضاوت و داوری نکنید. این متن نوعی برچسب زنی است که در ویکی نباید باشد، بی طرف گزارش کنید
- ↑ قبلتر هم به این مطلب اشاره شد و اینجا تکرار است. البته این متن بهتر و کاملتر است به نظرم این را جایگزین کنید
- ↑ عبارت در قلاب برای چه امده است؟ وجهی ندارد در ویکی عبارتی در قلاب بیاید.
- ↑ شریعتی را در اینجا نیاورید
منابع
- آبراهامیان، یرواند (۱۳۸۲). ایران بین دو انقلاب. ترجمهٔ احمد گل محمدی و ابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی.
- آبراهامیان، یرواند (۱۳۸۶). اسلام رادیکال مجاهدین ایرانی. ترجمهٔ فرهاد احمدی. آلمان: نیما.
- احمدی روحانی، حسین (۱۳۸۴). سازمان مجاهدین خلق ایران. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- خمینی، سید روح الله (۱۳۸۹). صحیفه امام. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- جعفریان، رسول (۱۳۹۶). جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران (از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷). تهران: نشر علم.
- جمعی از پژوهشگران (۱۳۸۵). سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- حق بین، علی (۱۳۹۳). از مجاهدین تا منافقین. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- دارابی، علی (۱۳۸۹). جریان شناسی سیاسی در ایران. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
- راستگو، علی اکبر (۱۳۸۴). مجاهدین خلق در آیینه تاریخ. مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- صدر شیرازی، علی (۱۳۸۲). عملیات مرصاد و سرنوشت منافقین. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- فوزی، یحیی (۱۳۸۵). تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
- کوشکی، محمد صادق (۱۳۹۷). تبار ترور. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- مهرآبادی، مظفر (۱۳۸۴). بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق در 1354. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- نجاتی، غلامرضا (۱۳۷۳). تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران. تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
- هاشمی رفسنجانی، اکبر (۱۳۷۸). عبور از بحران. به کوشش یاسر هاشمی. تهران: دفتر نشر معارف انقلاب.
- هاشمی رفسنجانی، اکبر (۱۳۸۹). پایان دفاع آغاز بازسازی. به کوشش علیرضا هاشمی. تهران: دفتر نشر معارف انقلاب.
- Schwartz، Aaron (۲۰۱۴). National Security and the Protection of Constitutional Liberties: How the Foreign Terrorist Organization List Satisfies Procedural Due Process. The Penn State Journal of Law & International Affairs. ص. ۲۹۳-۳۲۳.