| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
===نثر فارسی=== | ===نثر فارسی=== | ||
پژوهشگران | پژوهشگران دوران قاجار را سرآغاز تحول نثر فارسی و نقطهٔ شروع ادبیات معاصر میدانند. به باور آنها پیش از دورهٔ قاجار، از نثر فارسی برای بیان موضوعات تاریخی، [[اخلاق|اخلاقی]]، فلسفی و برخی از رشتههای علوم استفاده میشد؛ اما در این دوره این دامنه گسترش یافت و زمینههای دیگری از جمله سیاست، علوم جدید و انتقادهای اجتماعی را نیز شامل میشد. محققان سیر تحول ادبیات عصر قاجار را به سه دورهٔ مهم تقسیم کردهاند: | ||
====دورهٔ رکود==== | ====دورهٔ رکود==== | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
===ادبیات بیداری=== | ===ادبیات بیداری=== | ||
در اواخر عصر قاجار بهخصوص دوران انقلاب مشروطه، نویسندگان و شاعران ایرانی از ادبیات تملقگویانهٔ دوران قاجار فاصله گرفتند و آثار خود را مجالی برای بروز خواست تودههای محروم ایرانی برای رسیدن به آزادی از استبداد و [[مردمسالاری دینی]] قرار دادند که به «ادبیات بیداری» مشهور شده است. در این نوع ادبیات، اندیشههای نوین مانند ستیز با استبداد، تشویق به استقلال و خودکفایی، وطن دوستی، آزادیخواهی از یوغ استبداد شاهی، دفاع از حقوق کارگر ستمدیده و دیگر مسائل خاص اجتماعی شکل گرفت.<ref>[https://khorasannews.com/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=621948 «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وبسایت روزنامۀ خراسان.]</ref> | در اواخر عصر قاجار بهخصوص دوران انقلاب مشروطه، نویسندگان و شاعران ایرانی از ادبیات تملقگویانهٔ دوران قاجار فاصله گرفتند و آثار خود را مجالی برای بروز خواست تودههای محروم ایرانی برای رسیدن به آزادی از استبداد و [[مردمسالاری دینی]] قرار دادند که به «ادبیات بیداری» مشهور شده است. در این نوع ادبیات، اندیشههای نوین مانند ستیز با استبداد، تشویق به استقلال و خودکفایی، وطن دوستی، آزادیخواهی از یوغ استبداد شاهی، دفاع از حقوق کارگر ستمدیده و دیگر مسائل خاص اجتماعی شکل گرفت.<ref>[https://khorasannews.com/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=621948 «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وبسایت روزنامۀ خراسان.]</ref> | ||
=== دیدگاه سفرنامهنویسان خارجی === | |||
بر اساس روایت سفرنامهنویسان خارجی، زبان فارسی در این در ایران دروان قاجار با تنوع گویشی و زبانی چشمگیری همراه بوده است. زبان دربار در ابتدای دوره قاجار ترکی بود و از دوره ناصرالدینشاه به بعد، فارسی جایگاه رسمی یافت. مناطق مختلف ایران از جمله خراسان، کرانههای دریای خزر، مناطق کردنشین، لرستان، بختیاری و کرمانشاه دارای گویشهای ویژهای بودند که برخی از آنها ریشه در زبانهای باستانی چون پهلوی و اوستا داشتند. گویشهای لکی، قهرودی، دری یزدی و نطنزی در زمرهٔ زبانهای بازمانده از فارسی میانه محسوب میشدند، در حالی که گویشهای کردی و لکی کمتر از سایر گویشها از ترکی تأثیر پذیرفته بودند. بیشترین تنوع گویشی در منطقه مازندران مشاهده شد و گویش براهویی در سیستان با زبان هندی آمیخته بود. همچنین زبانهای غیرایرانی مانند عربی، ارمنی، گرجی، عبری و نسطوری در بخشهایی از ایران رواج داشتند و فارسی بر زبانهای اروپایی بهویژه انگلیسی تأثیر گذاشته بود. | |||
==قشربندی اجتماعی== | ==قشربندی اجتماعی== | ||