بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== تاریخچه == | == تاریخچه == | ||
بر اساس دیدگاه پژوهشگران، مشروطه و نظریۀ مشروطیت دستاورد قرن هجدهم میلادی است و نخستین تعبیرات از نظریه دولت مشروطه در آمریکا، فرانسه و انگلستان شکل گرفت، هرچند سابقۀ بسیاری از اجزای آن در قرون وسطا نیز وجود داشت.<ref>{{پک|وینسنت|۱۳۷۶|ک=نظریههای دولت|ص=۱۲۳-۱۲۷|ج=}}</ref> واژه مشروطه در نیمههای دوره سلطنت ناصرالدینشاه قاجار در ایران بهکار گرفته شد<ref>{{پک|مهدیقلیخان|۱۳۶۳|ک=طلوع مشروطیت|ص=۱۵|ج=}}</ref> و سید محمد طباطبایی دوازده سال پیش از امضای فرمان مشروطیت به دست مظفرالدینشاه، از مشروطیت و [[مجلس شورای ملی]] سخن گفت.<ref>{{پک|کسروی|۱۳۸۳|ک=تاریخ مشروطه ایران|ص=۴۹–۵۱|ج=}}</ref><ref>{{پک|قریشی کرین|قوامی|۱۴۰۰|ک=دانشنامه امام خمینی|ف=نهضت مشروطه|ص=۱۹۸}} | بر اساس دیدگاه پژوهشگران، مشروطه و نظریۀ مشروطیت دستاورد قرن هجدهم میلادی است و نخستین تعبیرات از نظریه دولت مشروطه در آمریکا، فرانسه و انگلستان شکل گرفت، هرچند سابقۀ بسیاری از اجزای آن در قرون وسطا نیز وجود داشت.<ref>{{پک|وینسنت|۱۳۷۶|ک=نظریههای دولت|ص=۱۲۳-۱۲۷|ج=}}</ref> واژه مشروطه در نیمههای دوره سلطنت ناصرالدینشاه قاجار در ایران بهکار گرفته شد<ref>{{پک|مهدیقلیخان|۱۳۶۳|ک=طلوع مشروطیت|ص=۱۵|ج=}}</ref> و سید محمد طباطبایی دوازده سال پیش از امضای فرمان مشروطیت به دست مظفرالدینشاه، از مشروطیت و [[مجلس شورای ملی]] سخن گفت.<ref>{{پک|کسروی|۱۳۸۳|ک=تاریخ مشروطه ایران|ص=۴۹–۵۱|ج=}}</ref><ref>{{پک|قریشی کرین|قوامی|۱۴۰۰|ک=دانشنامه امام خمینی|ف=نهضت مشروطه|ص=۱۹۸}}</ref> | ||
دوره اجرایی این نهضت با صدور فرمان نظامنامۀ مجلس شورای ملی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش توسط مظفرالدینشاه قاجار آغاز شد<ref>{{پک|شمیم|۱۳۸۷|ک=ایران در دوره سلطنت قاجار|ص=۴۴۵|ج=}}</ref><ref>{{پک/بن|۱۰۰|ک=وبسایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی|ف=فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران}}</ref> و تا پایان سلطنت احمدشاه و انقراض سلسله قاجار در ۱۳۰۴ش ادامه یافت.<ref>{{پک/بن|۱۰۱|ک=وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی|ف=سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس}}</ref> در این بازه، سه پادشاه قاجار به ترتیب بر ایران حکومت کردند: مظفرالدینشاه (۱۲۷۵-۱۲۸۵ش) که گرچه با صدور فرمان مشروطه، نظام سیاسی جدید را قانونی کرد، اما چند روز پس از آن درگذشت. جانشین او، محمدعلیشاه (۱۲۸۵-۱۲۸۸ش) کوشید نظام مشروطه را برچیند، اما توسط مشروطهخواهان وادار به کنارهگیری و تبعید شد.<ref>{{پک|کلیفوردادموند|۱۳۸۱|ک=سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی|ص=539|ج=۱}}</ref> آخرین شاه قاجار، احمدشاه، در سیزدهسالگی و در بحبوحۀ آشفتگیهای پس از [[استبداد صغیر]] به سلطنت رسید. دورۀ پادشاهی او با بحرانهای متعددی همچون اولتیماتوم روسیه، اشغال ایران در جنگ جهانی اول و قرارداد ۱۹۱۹م همراه بود که در عمل حاکمیت ملی ایران را تضعیف کرد. سرانجام، در اسفند ۱۲۹۹، کودتای رضاخان و سیدضیاء طباطبائی رخ داد و با حمایت تدریجی رضاخان از سوی مجلس و دربار، مقدمات سلب قدرت از احمدشاه فراهم شد. در آبان ۱۳۰۴ش مجلس شورای ملی طی مصوبهای، سلسلۀ قاجار را منقرض و رضاخان را بهعنوان شاه جدید معرفی کرد و بدینترتیب، دوران مشروطه و حاکمیت قاجاریه به پایان رسید.<ref>{{پک/بن|۲۰۰|ک=مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی|ف=احمد شاه قاجار}}</ref> در دورۀ مجلس اول (۱۳۲۴-۱۳۲۶ق)، اصطلاح رایج برای نظام جدید دولت مشروطه بود، اما در دورۀ مجلس دوم (۱۳۲۷-۱۳۲۹ق)، با تثبیت نسبی نظام، واژه دولت ملی یا حکومت ملی رواج یافت که بر حاکمیت ملت و برگزیدگان آن تأکید داشت.<ref>{{پک|صفری|۱۳۸۸|ک=تاریخ پژوهان|ف=ویژگیهای دولت مشروطه در ادبیات نشریههای مشروطهخواه تهران|ص=۱۰۲-۱۱۲}}</ref> | دوره اجرایی این نهضت با صدور فرمان نظامنامۀ مجلس شورای ملی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش توسط مظفرالدینشاه قاجار آغاز شد<ref>{{پک|شمیم|۱۳۸۷|ک=ایران در دوره سلطنت قاجار|ص=۴۴۵|ج=}}</ref><ref>{{پک/بن|۱۰۰|ک=وبسایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی|ف=فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران}}</ref> و تا پایان سلطنت احمدشاه و انقراض سلسله قاجار در ۱۳۰۴ش ادامه یافت.<ref>{{پک/بن|۱۰۱|ک=وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی|ف=سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس}}</ref> در این بازه، سه پادشاه قاجار به ترتیب بر ایران حکومت کردند: مظفرالدینشاه (۱۲۷۵-۱۲۸۵ش) که گرچه با صدور فرمان مشروطه، نظام سیاسی جدید را قانونی کرد، اما چند روز پس از آن درگذشت. جانشین او، محمدعلیشاه (۱۲۸۵-۱۲۸۸ش) کوشید نظام مشروطه را برچیند، اما توسط مشروطهخواهان وادار به کنارهگیری و تبعید شد.<ref>{{پک|کلیفوردادموند|۱۳۸۱|ک=سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی|ص=539|ج=۱}}</ref> آخرین شاه قاجار، احمدشاه، در سیزدهسالگی و در بحبوحۀ آشفتگیهای پس از [[استبداد صغیر]] به سلطنت رسید. دورۀ پادشاهی او با بحرانهای متعددی همچون اولتیماتوم روسیه، اشغال ایران در جنگ جهانی اول و قرارداد ۱۹۱۹م همراه بود که در عمل حاکمیت ملی ایران را تضعیف کرد. سرانجام، در اسفند ۱۲۹۹، کودتای رضاخان و سیدضیاء طباطبائی رخ داد و با حمایت تدریجی رضاخان از سوی مجلس و دربار، مقدمات سلب قدرت از احمدشاه فراهم شد. در آبان ۱۳۰۴ش مجلس شورای ملی طی مصوبهای، سلسلۀ قاجار را منقرض و رضاخان را بهعنوان شاه جدید معرفی کرد و بدینترتیب، دوران مشروطه و حاکمیت قاجاریه به پایان رسید.<ref>{{پک/بن|۲۰۰|ک=مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی|ف=احمد شاه قاجار}}</ref> در دورۀ مجلس اول (۱۳۲۴-۱۳۲۶ق)، اصطلاح رایج برای نظام جدید دولت مشروطه بود، اما در دورۀ مجلس دوم (۱۳۲۷-۱۳۲۹ق)، با تثبیت نسبی نظام، واژه دولت ملی یا حکومت ملی رواج یافت که بر حاکمیت ملت و برگزیدگان آن تأکید داشت.<ref>{{پک|صفری|۱۳۸۸|ک=تاریخ پژوهان|ف=ویژگیهای دولت مشروطه در ادبیات نشریههای مشروطهخواه تهران|ص=۱۰۲-۱۱۲}}</ref> | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
در کنار این ریشههای بنیادین، مجموعهای از عوامل محرک نیز روند شکلگیری نهضت را تسریع بخشید. برای مثال افزایش ارتباط با کشورهای دارای حکومت مبتنی بر قانون، تأسیس دارالفنون، گسترش صنعت چاپ و انتشار روزنامهها و نقش علما در بیداری اذهان عمومی از جمله این عوامل بودند.<ref>{{پک|حبیبی|۱۴ مرداد ۱۳۹۶|ک=مهر|ف=انقلاب مشروطه؛ تغییر فکرها و ساختارها در جامعه ایران}}</ref> در اوایل دهه ۱۲۸۰ش، وقایعی همچون انتشار تصویر رئیس بلژیکی گمرک در لباس روحانیت، بهچوببستن تجار توسط حاکم تهران و کشتهشدن یک طلبه، جامعه را به آشوب کشاند و بستنشینیهای گستردهای در مسجد شاه، [[حرم عبدالعظیم حسنی|حرم عبدالعظیم]]، [[حضرت معصومه#حرم فاطمه معصومه|حرم حضرت معصومه]] و سفارت انگلیس در پی داشت.<ref>{{پک|همراهی|۱۴۰۰|ک=جامعه شناسی سیاسی ایران|ف=تاثیر مولفه های سرمایه اجتماعی بر روند شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران|ص=۲۶۹-۲۷۰}}</ref> همچنین انقلاب ۱۹۰۵م روسیه و ورود انقلابیون قفقاز به ایران، در اشاعه تفکر انقلابی و تقویت انگیزه مردم مؤثر بود. سرانجام، بحران اقتصادی و رفتار عینالدوله با بازاریان و علما، به تحصن مشروطهخواهان در سفارت انگلیس و مهاجرت علمای برجسته به قم انجامید و با برکناری عینالدوله و صدور فرمان مشروطیت، زمینه برای تأسیس مجلس شورای ملی فراهم شد.<ref>{{پک|حبیبی|۱۴ مرداد ۱۳۹۶|ک=خبرگزاری مهر|ف=انقلاب مشروطه؛ تغییر فکرها و ساختارها در جامعه ایران}}</ref><ref>{{پک|همراهی|جلالپور|محققنیا|اکبرزاده|۱۴۰۰|ک=جامعه شناسی سیاسی ایران|ف=تاثیر مولفه های سرمایه اجتماعی بر روند شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران|ص=۲۶۶-۲۷۹}}</ref> | در کنار این ریشههای بنیادین، مجموعهای از عوامل محرک نیز روند شکلگیری نهضت را تسریع بخشید. برای مثال افزایش ارتباط با کشورهای دارای حکومت مبتنی بر قانون، تأسیس دارالفنون، گسترش صنعت چاپ و انتشار روزنامهها و نقش علما در بیداری اذهان عمومی از جمله این عوامل بودند.<ref>{{پک|حبیبی|۱۴ مرداد ۱۳۹۶|ک=مهر|ف=انقلاب مشروطه؛ تغییر فکرها و ساختارها در جامعه ایران}}</ref> در اوایل دهه ۱۲۸۰ش، وقایعی همچون انتشار تصویر رئیس بلژیکی گمرک در لباس روحانیت، بهچوببستن تجار توسط حاکم تهران و کشتهشدن یک طلبه، جامعه را به آشوب کشاند و بستنشینیهای گستردهای در مسجد شاه، [[حرم عبدالعظیم حسنی|حرم عبدالعظیم]]، [[حضرت معصومه#حرم فاطمه معصومه|حرم حضرت معصومه]] و سفارت انگلیس در پی داشت.<ref>{{پک|همراهی|۱۴۰۰|ک=جامعه شناسی سیاسی ایران|ف=تاثیر مولفه های سرمایه اجتماعی بر روند شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران|ص=۲۶۹-۲۷۰}}</ref> همچنین انقلاب ۱۹۰۵م روسیه و ورود انقلابیون قفقاز به ایران، در اشاعه تفکر انقلابی و تقویت انگیزه مردم مؤثر بود. سرانجام، بحران اقتصادی و رفتار عینالدوله با بازاریان و علما، به تحصن مشروطهخواهان در سفارت انگلیس و مهاجرت علمای برجسته به قم انجامید و با برکناری عینالدوله و صدور فرمان مشروطیت، زمینه برای تأسیس مجلس شورای ملی فراهم شد.<ref>{{پک|حبیبی|۱۴ مرداد ۱۳۹۶|ک=خبرگزاری مهر|ف=انقلاب مشروطه؛ تغییر فکرها و ساختارها در جامعه ایران}}</ref><ref>{{پک|همراهی|جلالپور|محققنیا|اکبرزاده|۱۴۰۰|ک=جامعه شناسی سیاسی ایران|ف=تاثیر مولفه های سرمایه اجتماعی بر روند شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران|ص=۲۶۶-۲۷۹}}</ref> | ||
== نیروهای فعال در نهضت مشروطه<ref | == نیروهای فعال در نهضت مشروطه == | ||
تودههای شهری که بهطور عمده از طبقات متوسط و فقیر شهر تشکیل میشدند و مهمترین بخش آنان را کسبه، بازاریان و اهل حرف و صنعت تشکیل میدادند، بهعنوان پشتوانه تودهای انقلاب، در بستنشینیها و مقاومت در برابر استبداد نقش پیشگام داشتند.<ref>{{پک|شهبازی|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=جریان شناسی جنبش مشروطه|ص=۱۰۰}}</ref> | |||
علما و روحانیون که با توده مردم و بازاریان پیوندی نزدیک داشتند، در میان آنان مراجع ثلاث (آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا خلیل تهرانی) با صدور فتواها و اعلامیههای متعدد، نقش تعیینکنندهای در بسیج مردمی و تضعیف حکومت قاجار ایفا کردند. این گروه بعد از پیروزی مشروطه اول به دو دسته تقسیم شدند: گروهی که از خلع محمدعلیشاه دفاع میکردند و گروهی که خطر اصلی را از جانب غربگرایان افراطی میدانستند که شیخ فضلالله نوری برجستهترین چهره آن بود. | |||
دیوانسالاران غربگراکه نخبگانی دوزیستی بودند؛ یعنی هم در دستگاه حکومتی حضور داشتند و از مناصب دولتی و مزایای مادی بهرهمند میشدند و هم در موضع اپوزیسیون به نقد ساختار سیاسی میپرداختند. این گروه، استخوانبندی اولیه جریان غربگرایی را تشکیل میدادند و با بهرهگیری از اهرمهای قدرت، در نهایت گوی سبقت را از دیگر گروهها ربودند. | |||
گروه کمپرادور که بزرگترین تجار ایران را در بر میگرفت، پیوندی نزدیک با دیوانسالاران غربگرا داشت و با حمایت مالی از بستنشینیها و انجمنهای مخفی، نقشی اساسی در پیشبرد انقلاب ایفا کرد، اما بهتدریج با نگرانی از بیثباتی سیاسی و اقتصادی، حمایت خود را از انقلاب پس گرفت. | |||
سران ایلات و عشایر که حدود یکچهارم جمعیت ایران را تشکیل میدادند، با اتکا به نیروی نظامی و نفوذ قبیلهای، در حوادث مشروطه تأثیرگذار بودند و با ورود به صحنه، در بیثبات کردن اوضاع کشور نقشآفرینی کردند و گاه نیز به حمایت از یکی از دو طرف مبارزه پرداختند. | |||
روشنفکران که هرچند بهمثابه یک گروه اجتماعی قابلاعتنا هنوز شکل نگرفته بودند، اما حلقههای اولیه آنان در پیرامون مطبوعات و محافل فکری، به نشر مفاهیم مشروطهخواهی، قانونطلبی و ناسیونالیسم پرداختند و کادرهای فکری و اجرایی مشروطیت را تأمین کردند. | |||
در کنار این شش گروه، نیروهای دیگری نیز در انقلاب مشروطه حضور داشتند که هر یک بهنحوی در روند آن مؤثر بودند. **کارگران و دهقانان** به دلیل محدودیت تعداد، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند نقشی تعیینکننده ایفا کنند، هرچند در برخی مناطق، بهویژه گیلان و تبریز، شاهد حضور فعال آنان در کنار مشروطهخواهان بودیم. زنان با سخنرانیهای آتشین، تأسیس انجمنهای مخفی، حضور در نبردها با پوشش مردانه و تحریم کالاهای خارجی، حضوری چشمگیر داشتند و به نظر پژوهشگران نهضت حقوق زنان ریشه در همین دوره دارد. در مقابل، **دربار، شاهزادگان، زمینداران و اعیان** که منافعشان در خطر بود، به صف مخالفان مشروطه پیوستند و با بهرهگیری از نفوذ خود، در تضعیف انقلاب کوشیدند. همچنین، **دو دولت استعماری روسیه و انگلیس** با انعقاد قرارداد ۱۹۰۷، ایران را به مناطق نفوذ تقسیم کردند و با حمایت از عناصر وابسته و طراحی کودتا، زمینههای سقوط مشروطه و صعود سلطنت پهلوی را فراهم ساختند؛ بهگونهای که نقش کانونهای دسیسهگر استعمار، بهویژه سازمان ماسونی بیداری ایران، در انتقال قدرت به دیوانسالاران غربگرا و کمپرادورها و تحقق اندیشه دیکتاتوری مصلح، غیرقابل انکار است. | |||
به نظر پژوهشگران، حوزه علمیه بهعنوان نهادی دارای نفوذ اجتماعی، سهمی تعیینکننده در شکلگیری نهضت مشروطه و تدوین قانون اساسی داشت و علمای درگیر در این جنبش، به دو گروه کلی موافق و مخالف تقسیم میشدند. در میان علمای موافق، در تهران سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی و در نجف اشرف، آخوند محمدکاظم خراسانی، ملا عبدالله مازندرانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی با صدور فتواها و اعلامیههای متعدد، نقش مهمی در بسیج مردمی و تضعیف حکومت قاجار ایفا کردند. همچنین میرزا محمدحسین غروی نائینی با نگارش کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله، نظام مشروطه را بهعنوان مقدمهای برای مهار قدرت در عصر غیبت توجیه نمود. در مقابل، علمای مخالف به رهبری شیخ فضلالله نوری در تهران و سیدکاظم یزدی طباطبایی در نجف، ضمن تأیید ضرورت محدودسازی سلطنت، با اصولی چون آزادی مطبوعات، حقوق مساوی و انتخاب وکلا با رأی اکثریت، بهدلیل مغایرت با شرع مخالفت کردند و برخی تا مرز تکفیر مشروطهخواهان پیش رفتند.'''<ref>{{پک|قریشی کرین|قوامی|۱۴۰۰|ک=دانشنامه امام خمینی|ف=نهضت مشروطه|ص=۲۰۳}}</ref>'''<ref group="دیدگاه">عبارتی را در مفهوم شناسی آوردین که شیخ فضل الله موافق مشروطه مشروعه بوده است. اینجا کمی احساس مخالفت میشود که شیخ فضل الله از اساس با مشروطه مخالف بوده. این قسمت که گفته شده «ضمن تأیید ضرورت محدودسازی سلطنت» کمی روشن و شفافتر شود. | به نظر پژوهشگران، حوزه علمیه بهعنوان نهادی دارای نفوذ اجتماعی، سهمی تعیینکننده در شکلگیری نهضت مشروطه و تدوین قانون اساسی داشت و علمای درگیر در این جنبش، به دو گروه کلی موافق و مخالف تقسیم میشدند. در میان علمای موافق، در تهران سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی و در نجف اشرف، آخوند محمدکاظم خراسانی، ملا عبدالله مازندرانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی با صدور فتواها و اعلامیههای متعدد، نقش مهمی در بسیج مردمی و تضعیف حکومت قاجار ایفا کردند. همچنین میرزا محمدحسین غروی نائینی با نگارش کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله، نظام مشروطه را بهعنوان مقدمهای برای مهار قدرت در عصر غیبت توجیه نمود. در مقابل، علمای مخالف به رهبری شیخ فضلالله نوری در تهران و سیدکاظم یزدی طباطبایی در نجف، ضمن تأیید ضرورت محدودسازی سلطنت، با اصولی چون آزادی مطبوعات، حقوق مساوی و انتخاب وکلا با رأی اکثریت، بهدلیل مغایرت با شرع مخالفت کردند و برخی تا مرز تکفیر مشروطهخواهان پیش رفتند.'''<ref>{{پک|قریشی کرین|قوامی|۱۴۰۰|ک=دانشنامه امام خمینی|ف=نهضت مشروطه|ص=۲۰۳}}</ref>'''<ref group="دیدگاه">عبارتی را در مفهوم شناسی آوردین که شیخ فضل الله موافق مشروطه مشروعه بوده است. اینجا کمی احساس مخالفت میشود که شیخ فضل الله از اساس با مشروطه مخالف بوده. این قسمت که گفته شده «ضمن تأیید ضرورت محدودسازی سلطنت» کمی روشن و شفافتر شود. | ||
| خط ۲۸: | خط ۳۹: | ||
نکته بعدی هم رفع تکرار این بند و بحث مفهوم شناسی است.</ref> | نکته بعدی هم رفع تکرار این بند و بحث مفهوم شناسی است.</ref> | ||
روشنفکران متأثر از پیشرفتهای غرب، بهویژه در آذربایجان، به نشر مفاهیم مشروطهخواهی و قانونطلبی پرداختند. بازرگانان که از سیاستهای اقتصادی دولت و رقابت خارجی زیان دیده بودند، با حمایت مالی از بستنشینیها و مجلس نقش مهمی داشتند، اما بعداً بهدلیل نگرانی از بیثباتی، حمایت خود را پس گرفتند. پیشهوران و اصناف به عنوان | روشنفکران متأثر از پیشرفتهای غرب، بهویژه در آذربایجان، به نشر مفاهیم مشروطهخواهی و قانونطلبی پرداختند. بازرگانان که از سیاستهای اقتصادی دولت و رقابت خارجی زیان دیده بودند، با حمایت مالی از بستنشینیها و مجلس نقش مهمی داشتند، اما بعداً بهدلیل نگرانی از بیثباتی، حمایت خود را پس گرفتند. پیشهوران و اصناف به عنوان پشتوانۀ تودهای نهضت، از بستنشینی تهران تا مقاومت تبریز پیشگام مبارزات بودند. زنان با سخنرانی، تأسیس انجمنهای مخفی و حتی حضور در نبردها با پوشش مردانه، حضوری فعال داشتند و به نظر پژوهشگران نهضت حقوق زنان ریشه در همین دوره دارد. در مقابل، دربار، شاهزادگان، زمینداران و اعیان که منافعشان در خطر بود، به صف مخالفان مشروطه پیوستند و برخی بعدها رهبری آن را نیز به دست گرفتند. کارگران و دهقانان به دلیل محدودیت تعداد، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.<ref>{{پک/بن|۱۰۰|ک=وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی|ف=نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی}}</ref> | ||
== دستاوردها == | == دستاوردها == | ||