| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
تسبیح در کشورهای اسلامی، گاهی بسیار گرانقیمت ساخته<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.</ref> و با سنگهایی از جواهر مزین میشود. تسبیح نقره شیرازی، از جملهٔ تسبیحهای معروف ایرانی بود که بزرگان و بازرگانان در دست میگرفتند.<ref>ثابت، «واژگان و اصطلاحات نقرهکاران شیرازی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.</ref> نوعی تسبیح با نام خرمهره نیز وجود داشت که بیشتر توسط لوطیها و داشمشتیها، استفاده میشد. این تسبیح، ۳۳ دانه داشت و از جنس چوب، یشم، عقیق و امثال آن تهیه میشد.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.</ref> | تسبیح در کشورهای اسلامی، گاهی بسیار گرانقیمت ساخته<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.</ref> و با سنگهایی از جواهر مزین میشود. تسبیح نقره شیرازی، از جملهٔ تسبیحهای معروف ایرانی بود که بزرگان و بازرگانان در دست میگرفتند.<ref>ثابت، «واژگان و اصطلاحات نقرهکاران شیرازی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.</ref> نوعی تسبیح با نام خرمهره نیز وجود داشت که بیشتر توسط لوطیها و داشمشتیها، استفاده میشد. این تسبیح، ۳۳ دانه داشت و از جنس چوب، یشم، عقیق و امثال آن تهیه میشد.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.</ref> | ||
تسبیحها، از نظر تعداد دانههای آن، به انواع مختلفی تقسیم میشوند. برای مثال، تسبیح «چهاریکه»، تسبیحی ۲۴ یا 25 دانهای است که در دست گرفتن آن، بیشتر جنبه تفننی داشته و جنس دانههای آن نیز از کائوچو یا چوب است. نوع دیگر تسبیح، تسبیح ۳۴ دانهای است. گروهی از پژوهشگران، این تسبیح را تسبیح اصلی میدانند، زیرا معتقدند که [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] به دخترش، [[حضرت فاطمه|فاطمه زهرا]]، سفارش کرد تا بعد از هر نماز، ۳۴ مرتبه «الله اکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحانالله» بگوید. جنس دانههای این تسبیح، معمولاً از خاک است. تسبیح ۱۰۰ دانه، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح، بهجز شیخکهای آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که این دانهها، توسط شیخکها به سه دسته ۳۳تایی تقسیم میشوند. | تسبیحها، از نظر تعداد دانههای آن، به انواع مختلفی تقسیم میشوند. برای مثال، تسبیح «چهاریکه»، تسبیحی ۲۴ یا 25 دانهای است که در دست گرفتن آن، بیشتر جنبه تفننی داشته و جنس دانههای آن نیز از کائوچو یا چوب است. نوع دیگر تسبیح، تسبیح ۳۴ دانهای است. گروهی از پژوهشگران، این تسبیح را تسبیح اصلی میدانند، زیرا معتقدند که [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] به دخترش، [[حضرت فاطمه|فاطمه زهرا]]، سفارش کرد تا بعد از هر نماز، ۳۴ مرتبه «الله اکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحانالله» بگوید. جنس دانههای این تسبیح، معمولاً از خاک است. تسبیح ۱۰۰ دانه، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح، بهجز شیخکهای آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که این دانهها، توسط شیخکها به سه دسته ۳۳تایی تقسیم میشوند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/239649/%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD احمدی، «تسبیح»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | ||
برخی از انواع تسبیحها، بهدلیل شیوه ساخت، جنس و محل ساخت آنها، شهرتی ویژه دارند. تسبیح معروف به «شاهمقصود»، در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح، از سنگی خاص، در معادن [[قندهار]] ساخته میشود و بسیار کمیاب و گرانبها است. تسبیح عقیق ساختهشده از سنگ عقیق یمنی بوده و به تسبیح «یمانی» معروف است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86 علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص 33-34.'']</ref> | |||
برخی از انواع تسبیحها، بهدلیل شیوه ساخت، جنس و محل ساخت آنها، شهرتی ویژه دارند. تسبیح معروف به «شاهمقصود»، در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح، از سنگی خاص، در معادن [[قندهار]] ساخته میشود و بسیار کمیاب و گرانبها است. تسبیح عقیق ساختهشده از سنگ عقیق یمنی بوده و به تسبیح «یمانی» معروف است. | |||
==اجزای تسبیح== | ==اجزای تسبیح== | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۵: | ||
#شیخک: دانههایی که نخ تسبیح از وسط آنها گذشته و تعداد دانههای اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم میکنند؛ | #شیخک: دانههایی که نخ تسبیح از وسط آنها گذشته و تعداد دانههای اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم میکنند؛ | ||
#منگوله: این قسمت از تسبیح، بیشتر از جنس نخ قیطان، نخهای ابریشمی زرتاب یا نقرهتاب است؛ | #منگوله: این قسمت از تسبیح، بیشتر از جنس نخ قیطان، نخهای ابریشمی زرتاب یا نقرهتاب است؛ | ||
#دانههای تسبیح: | #دانههای تسبیح: بیشتر از جنس سنگهای قیمتی (مروارید، [[فیروزه]]، [[یاقوت]]، [[زمرد]]، شاهمقصود)، چوب (کهور، آبنوس، شمشاد، زیتون)، تربت (خاک)، دانههای خوشبو (یُسر)، صمغ (تسبیح کهرباییرنگ)، شاخ و استخوان حیوانات و شیشه هستند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86 علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص31-33'']؛ دائرة المعارف تشیع، ج4، ۱۳۸۱ش، ص242.</ref> | ||
==کاربردها== | ==کاربردها== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۱: | ||
استفاده از تسبیح علاوه بر شمارش اذکار، در برخی کشورها جنبۀ تفننی-نمایشی نیز دارد. گاهی تسبیح از مواد و سنگهای قیمتی مانند سندلوس ساخته میشود و برای آن خواصی بیان شده است.<ref>.[https://silver110.ir/blog/sandeloos-stone/ «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگهای آن+ تشخیص اصالت»، وبسایت سیلور 110.]</ref> در فرهنگ عامه، استفاده از تسبیح برای چرخاندن و سرگرمی، مذموم محسوب میشود.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref> امروزه استفاده از تسبیح در محافل و ملاقاتهای سیاسی نیز رایج است که بیشتر برای تمرکز ذهن بهکار میرود. در اینگونه ملاقاتها استفاده از نوع تسبیح و نحوۀ بهدست گرفتن آن نیز ممکن است حامل معنا و پیام باشد. برخی رواج تسبیح در محافل سیاسی را ناشی از ورود روحانیون به عرصۀ سیاست و تقلید از فرهنگ مخصوص علما، میدانند.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref> | استفاده از تسبیح علاوه بر شمارش اذکار، در برخی کشورها جنبۀ تفننی-نمایشی نیز دارد. گاهی تسبیح از مواد و سنگهای قیمتی مانند سندلوس ساخته میشود و برای آن خواصی بیان شده است.<ref>.[https://silver110.ir/blog/sandeloos-stone/ «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگهای آن+ تشخیص اصالت»، وبسایت سیلور 110.]</ref> در فرهنگ عامه، استفاده از تسبیح برای چرخاندن و سرگرمی، مذموم محسوب میشود.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref> امروزه استفاده از تسبیح در محافل و ملاقاتهای سیاسی نیز رایج است که بیشتر برای تمرکز ذهن بهکار میرود. در اینگونه ملاقاتها استفاده از نوع تسبیح و نحوۀ بهدست گرفتن آن نیز ممکن است حامل معنا و پیام باشد. برخی رواج تسبیح در محافل سیاسی را ناشی از ورود روحانیون به عرصۀ سیاست و تقلید از فرهنگ مخصوص علما، میدانند.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref> | ||
استفاده از تسبیح در بین عامۀ مردم بهویژه زنان در مجالس بهصورت گروهی انجام میشود که به آن سفرۀ صلوات گفته و با آداب و تشریفات خاصی انجام میشود.<ref>[https://www.niksalehi.com/din-andishe/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA.html .«نحوه برگزاری مجلس ختم صلوات» وبسایت نیکی صالحی.]</ref> ایرانیان [[مسلمان]] از تسبیح، برای ذکر و [[دعا]] بهره میگیرند. همچنین تسبیح، در افسانهها، امثال و حکم، شعر و نثر ایرانیان نیز حضوری پررنگ دارد. در لرستان، به تسبیحهایی که از [[تربت امام حسین|تربت]] کربلا ساخته شده، قسم میخورند.<ref>عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج2، ۱۳۸۷ش، ص131.</ref> مردم اراک، برای حاجتروایی خود، در امامزادهها، [[نذر]] تسبیح میکنند. اگر فردی در این منطقه به حاجت خود برسد، ابتدا تعدادی تسبیح خریده، آنها را در [[مسجد جمکران]] تبرک کرده و سپس در میان مردم توزیع میکند.<ref>پویا، «بررسی باورهای مردمشناختی امامزاده عبدالله و آمنهخاتون شهر اراک»، ۱۳۸۷ش، ص۸۶.</ref> | |||
استفاده از تسبیح در بین عامۀ مردم بهویژه زنان در مجالس بهصورت گروهی انجام میشود که به آن سفرۀ صلوات گفته و با آداب و تشریفات خاصی انجام میشود | |||
در برخی از نقاط ایران، اگر روی غذای نذری آنها، شکلی همچون تسبیح ظاهر شود، آن غذا را نظرکرده ائمه و نمادی از برآورده شدن مراد دل خود میدانند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۹ و ۶۳.</ref> پاره شدن ناگهانی بند تسبیح نیز نشانه حاجتروایی انگاشته میشود.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص631.</ref> مردم [[سیرجان]] برای شفای بیمار خود، بالای سر او نشسته و یک دست بر سر بیمار گذاشته و با دست دیگر، تسبیح میگردانند و ذکر میگویند.<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۶ش، ۳۲۴ و ۳۱۹.</ref> همچنین به بیماری که دچار تنگینفس یا تپش قلب است، سفارش میشود که تسبیج کهربایی بهدست گرفته و دعا بخواند.<ref>Massé, Croyances et coutumes persanes, 1938, V.II, P335.</ref> تسبیحهای ساختهشده از خاک کربلا، نزد مردم ایران بسیار باارزش بوده و آن را در جانماز<ref>Aubin, La Perse d’aujourd’hui, 1908, P387.</ref> و [[سفره نذری|سفرههای نذری]] خود قرار میدهند.<ref>کریمی فروتقه، «نگاهی به سفرههای نذری در مزارات کاشمر»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۷؛ برزویی، آیینها و باورهای مذهبی مردم لرستان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۰.</ref> نقش حک شدهٔ تسبیح بر روی سنگ مزار درگذشتگان نیز نشان از ارزش بسیار آن دارد.<ref>پورکریم، «نقشونگارهای عامیانهٔ ایران و اهمیت گردآوری و بررسی آنها»، ۱۳۵۳ش، ص۲۶؛ عناصری، «پایگاه هنرهای تجسمی در باورهای عامه»، ۱۳۶۱ش، ص۱۲۸.</ref> | |||
استخاره با تسبیح، روشی رایج در میان شیعیان برای طلب خیر و تشخیص مصلحت در تصمیمگیریهاست که شیوههای گوناگونی برای آن ذکر شده است. در یکی از شیوههای منسوب به حضرت امام مهدی، فرد پس از فرستادن سه صلوات، بخشی از تسبیح را جدا کرده و مهرهها را دوتادوتا جدا میکند؛ باقی ماندن یک مهره به معنای امر به انجام کار و باقی ماندن دو مهره، نشانه نهی از آن است. در شیوهای دیگر که به امام صادق منسوب است، پس از قرائت سوره حمد، سه بار سوره توحید و پانزده صلوات، دعای ویژهای خوانده میشود؛ سپس فرد بخشی از تسبیح را جدا کرده و مهرهها را سه دسته میکند: با اولی «سُبحانَ الله»، با دومی «الحمدلله» و با سومی «لا إله إلا الله» میگوید. در این روش، نتیجه نهایی بر اساس تکرار این اذکار و مهره باقیمانده تعیین میگردد، بهطوری که «الحمدلله» نشانه امر، «لا إله إلا الله» نشانه نهی، و «سُبحان الله» نشانه مخیر بودن میان انجام و ترک کار دانسته شده است.<ref>[https://old.makarem.ir/main.aspx?reader=1&pid=61829&lid=0&mid=12353 «استخاره با تسبیح»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله مکارم شیرازی.]</ref> | |||
استخاره، بیشتر با تسبیح ۱۰۰ دانه انجام میشود. در فرهنگ عامیانه برای [[استخاره]] با تسبیح، ابتدا سورهای از [[قرآن]] خوانده میشود و سپس با دو دست، بخشی از دانههای تسبیح را جدا میکنند. پس از آن از سمت راست، دانههای تسبیح را یکییکی بهنام آدم، حوا و ابلیس میشمرند. اگر آخرین دانه بهنام آدم بیفتد، انجام آن کار خوب؛ اگر بهنام حوا بیفتد، انجام آن کار میانه و اگر بهنام ابلیس بیفتد، انجام آن کار، بد دانسته میشود.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ج1، ۱۳۷۵ش، ص42.</ref> برخی، از واژههای «خیر» و «شر» برای شمارش دانههای تسبیح استفاده میکردند. در صورتیکه آخرین دانه به واژه خیر ختم میشد، انجام آن کار خوب بود و برعکس.<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۳۷۱.</ref> | |||
استخاره، بیشتر با تسبیح ۱۰۰ دانه انجام میشود. در فرهنگ عامیانه برای [[استخاره]] با تسبیح، ابتدا سورهای از [[قرآن]] خوانده میشود و سپس با دو دست، بخشی از دانههای تسبیح را جدا میکنند. پس از آن از سمت راست، دانههای تسبیح را یکییکی بهنام آدم، حوا و ابلیس میشمرند. اگر آخرین دانه بهنام آدم بیفتد، انجام آن کار خوب؛ اگر بهنام حوا بیفتد، انجام آن کار میانه و اگر بهنام ابلیس بیفتد، انجام آن کار، بد دانسته میشود.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ج1، ۱۳۷۵ش، ص42.</ref> برخی، از واژههای «خیر» و «شر» برای شمارش دانههای تسبیح استفاده میکردند. در صورتیکه آخرین دانه به واژه خیر ختم میشد، انجام آن کار خوب بود و برعکس.<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۳۷۱.</ref> | |||
== در ادبیات فارسی == | == در ادبیات فارسی == | ||
واژۀ تسبیح در ادبیات فارسیزبانان نیز حضور یافته است؛ برای مثال، قائممقام فراهانی میگويد: | واژۀ تسبیح در ادبیات فارسیزبانان نیز حضور یافته است؛ برای مثال، قائممقام فراهانی میگويد:<ref>.[https://ganjoor.net/ghaemmagham/divan/ghasghet/sh9 قائم مقام فراهانی، «دیوان اشعار»، وبسایت گنجور.]</ref>{{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | |||
{{ب|زاهد چه بلائي تو كه اين دانه تسبيح|از دست تو سوراخ به سوراخ گريزد}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
{{پایان نستعلیق}} | |||
حافظ نیز به این واژه اشاره کرده است:<ref>.[https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh206 حافظ، «غزلیات»،] وبسایت گنجور.</ref>{{آغاز نستعلیق}} | |||
حافظ نیز به این واژه اشاره کرده است: | |||
{{آغاز نستعلیق}} | |||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
{{ب| | {{ب|رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار|دستم اندر دامن ساقی سيمين ساق بود}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
[[ | [[سعدی شیرازی|سعدی]] در شعر خود میگوید:<ref>[https://ganjoor.net/saadi/boostan/bab1/sh9 سعدی، بوستان، باب اول، بخش 9، بیت 7، سایت گنجور.]</ref> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
{{ب| | {{ب|طریقت به جز خدمت خلق نیست|به تسبیح و سجاده و دلق نیست}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}}در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژه تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانههای محلی بسیاری، در اینباره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاهزاده بهکمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج میکند.<ref>کوهی، افسانههای دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.</ref> امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بیبهره نبوده است. از آن جمله میتوان به ضربالمثلهای «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» (کنایه از بدبیاری)؛ «مثل مهر و تسبیح» (کنایه از وفور هر چیز)؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.</ref> «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آنجا خبر داری؟»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.</ref> «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» (کنایه از زهدفروشی و ریا)؛<ref>بهمنیار، داستاننامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.</ref> «تسبیح آب کشیدن» (کنایه از [[ریا]])؛ «تسبیح انداز» (سختگیر)<ref>پرچمی، پسکوچههای فرهنگ، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۹.</ref> و «تسبیح دستتم» (اظهار کوچکی).<ref>اکرامی، مردمشناسی اصطلاحات خودمانی، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶.</ref> | ||
در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژه تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانههای محلی بسیاری، در اینباره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاهزاده بهکمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج میکند.<ref>کوهی، افسانههای دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.</ref> امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بیبهره نبوده است. از آن جمله میتوان به ضربالمثلهای «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» (کنایه از بدبیاری)؛ «مثل مهر و تسبیح» (کنایه از وفور هر چیز)؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.</ref> «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آنجا خبر داری؟»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.</ref> «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» (کنایه از زهدفروشی و ریا)؛<ref>بهمنیار، داستاننامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.</ref> «تسبیح آب کشیدن» (کنایه از | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||