بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
در نبشتههای نوآشوری، نخست آمَد و سپس مَدَ و مَتْ بهکار رفته استمتون بابلی نو نیز اصطلاح اومانمَندا را برای اشاره به مادها ثبت کردهاند.<ref name=":0" /> در منابع بابلی، اصطلاح گوتیوم نیز گاه بهعنوان یک عنوان کلی برای اشاره به ساکنان غرب ایران، بهویژه مادها، بهکار رفته است.<ref>{{پک|ملازاده|1404|ک=مطالعات باستانشناسی|ف=حضور مادیها در مناطق مرکزی میانرودان...|ص=194}}</ref> دیاکونوف اصطلاح اومانماندا را به معنای ماد آریایی تفسیر کرده است.<ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1392|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد، پیش از تشکیل پادشاهی و گسترش آن|ص=150}}</ref> این تنوع نشان میدهد آشوریان و بابلیان با گروههای پراکندهای سروکار داشتهاند که زیر یک عنوان کلی جای میگرفتند. | در نبشتههای نوآشوری، نخست آمَد و سپس مَدَ و مَتْ بهکار رفته استمتون بابلی نو نیز اصطلاح اومانمَندا را برای اشاره به مادها ثبت کردهاند.<ref name=":0" /> در منابع بابلی، اصطلاح گوتیوم نیز گاه بهعنوان یک عنوان کلی برای اشاره به ساکنان غرب ایران، بهویژه مادها، بهکار رفته است.<ref>{{پک|ملازاده|1404|ک=مطالعات باستانشناسی|ف=حضور مادیها در مناطق مرکزی میانرودان...|ص=194}}</ref> دیاکونوف اصطلاح اومانماندا را به معنای ماد آریایی تفسیر کرده است.<ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1392|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد، پیش از تشکیل پادشاهی و گسترش آن|ص=150}}</ref> این تنوع نشان میدهد آشوریان و بابلیان با گروههای پراکندهای سروکار داشتهاند که زیر یک عنوان کلی جای میگرفتند. | ||
دادههای موجود هم برای تعیین ترکیب قومی‑زبانی این گروهها کافی نیستند. از سویی دیگر دیاکونوف با اشاره به اینکه واژۀ ماد ریشهشناسی روشنی در زبانهای ایرانی ندارد، نتیجه میگیرد که نمیتوان همۀ کسانی را که ماد خوانده میشدهاند، لزوماً ایرانیزبان دانست.<ref name=":1" /> آنچه روشن است، آن است که عنوان ماد در متون آشوری شامل جمعیتهای غیرهندواروپایی نیز میشده است<ref>{{پک|Rossi|2017|ک=Persian Religion in the Achaemenid Period|زبان=en|ص=462}}</ref> بنابراین، ماد در اصل بر یک قلمرو سرزمینی دلالت داشته است، نه یک ملت متحد قومی‑زبانی. | دادههای موجود هم برای تعیین ترکیب قومی‑زبانی این گروهها کافی نیستند. از سویی دیگر دیاکونوف با اشاره به اینکه واژۀ ماد ریشهشناسی روشنی در زبانهای ایرانی ندارد، نتیجه میگیرد که نمیتوان همۀ کسانی را که ماد خوانده میشدهاند، لزوماً ایرانیزبان دانست.<ref name=":1" /> آنچه روشن است، آن است که عنوان ماد در متون آشوری شامل جمعیتهای غیرهندواروپایی نیز میشده است<ref>{{پک|Rossi|2017|ک=in Persian Religion in the Achaemenid Period / La religion perse à l’époque achéménide|زبان=en|ص=462|ف=… how Median the Medes were»? État d’une question longuement débattue}}</ref> بنابراین، ماد در اصل بر یک قلمرو سرزمینی دلالت داشته است، نه یک ملت متحد قومی‑زبانی. | ||
== <big>منبعشناسی</big> == | == <big>منبعشناسی</big> == | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
در این میان روایتهای مورخان یونانی، بهویژه هرودوت در مدیکوس لوگوس، مهمترین منابع برای بازسازی تاریخ مادها محسوب میشوند<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ص=870|ج=2}}</ref> هرودوت حدود یک سده پس از سقوط مادها مینوشت و اطلاعات خود را از منابع شفاهی اخذ کرده بود<ref>{{پک|نیکجو|1349|ک=جستارهای نوین ادبی|ف=اهمیت اجتماعی مبارزات قوم ماد بر علیه توسعۀ نفوذ سیاسی دولت مقتدر آشور...|ص=732}}</ref> تفاوت بنیادین تصویر منابع آشوری از مادها مبنی بر حکومتهای محلی متعدد، با روایت هرودوت مبنی بر یک پادشاهی واحد، اعتبار تاریخی روایت هرودوت را زیر سؤال برده است<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد...|ص=607-608|ج=2}}</ref> در این زیمنه پژوهشگرانی چون رولینگر تصریح میکنند که منابع خط میخی از دیدگاه وجود یک امپراتوری ماد پشتیبانی نمیکنند و روایت هرودوت احتمالاً بازسازی یک حافظه ملی برساخته در دورهٔ هخامنشی است<ref>{{پک|رولینگر|1404|ک=مطالعات ایران کهن|ف=امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...|ص=2}}</ref><ref>{{پک|دریایی|1404|ک=تاریخ و هویت مادها|ص=492}}</ref> در مجموع، رویکرد محتاطانه، روایت هرودوت را تلفیقی از حافظهٔ تاریخی، سنتهای شفاهی تحریفشده، و الگوهای تاریخنگاری یونانی میداند<ref>{{پک|زرینکوب|1387|ک=دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران|ف=بنیانگذاری اتحاد مادها و اهمیت منبعشناسی آن|ص=103-104}}</ref> | در این میان روایتهای مورخان یونانی، بهویژه هرودوت در مدیکوس لوگوس، مهمترین منابع برای بازسازی تاریخ مادها محسوب میشوند<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ص=870|ج=2}}</ref> هرودوت حدود یک سده پس از سقوط مادها مینوشت و اطلاعات خود را از منابع شفاهی اخذ کرده بود<ref>{{پک|نیکجو|1349|ک=جستارهای نوین ادبی|ف=اهمیت اجتماعی مبارزات قوم ماد بر علیه توسعۀ نفوذ سیاسی دولت مقتدر آشور...|ص=732}}</ref> تفاوت بنیادین تصویر منابع آشوری از مادها مبنی بر حکومتهای محلی متعدد، با روایت هرودوت مبنی بر یک پادشاهی واحد، اعتبار تاریخی روایت هرودوت را زیر سؤال برده است<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد...|ص=607-608|ج=2}}</ref> در این زیمنه پژوهشگرانی چون رولینگر تصریح میکنند که منابع خط میخی از دیدگاه وجود یک امپراتوری ماد پشتیبانی نمیکنند و روایت هرودوت احتمالاً بازسازی یک حافظه ملی برساخته در دورهٔ هخامنشی است<ref>{{پک|رولینگر|1404|ک=مطالعات ایران کهن|ف=امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...|ص=2}}</ref><ref>{{پک|دریایی|1404|ک=تاریخ و هویت مادها|ص=492}}</ref> در مجموع، رویکرد محتاطانه، روایت هرودوت را تلفیقی از حافظهٔ تاریخی، سنتهای شفاهی تحریفشده، و الگوهای تاریخنگاری یونانی میداند<ref>{{پک|زرینکوب|1387|ک=دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران|ف=بنیانگذاری اتحاد مادها و اهمیت منبعشناسی آن|ص=103-104}}</ref> | ||
در کنار منابع نوشتاری، باستانشناسی نیز شواهد محدودی به دست داده است. مهمترین محوطههای منتسب به دورهٔ ماد، از جمله تپه نوشیجان، گودینتپه و باباجان، آثاری از دژها و نیایشگاهها را آشکار ساختهاند<ref>{{پک|ملازاده|محمدیانمنصور|جوانمردی|خدابنده|1395|ک=جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام|ف=بررسی تناسبات و نظام پیمون در معماری دوره ماد...|ص=79}}</ref><ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=451-450}}</ref> با این حال، تاکنون هیچ مدرک مستندی مبنی بر مادی بودن محوطهٔ هگمتانه به دست نیامده و قدیمیترین لایهٔ آن مربوط به دورهٔ اشکانی است.<ref>{{پک|احمدی|1402|ک=پژوهشنامۀ ایران باستان|ف=در جستجوی هگمتانه...|ص=13}}</ref> کتیبههای هخامنشی، بهویژه کتیبهٔ بیستون، نیز اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ جایگاه مادها در دورهٔ هخامنشی ارائه میدهند اما این منابع، تصویر مادها از نگاه فاتحان پارسی را منعکس میکنند و نمیتوانند جایگزین اسناد بومی مفقودشدهٔ مادی شوند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=216|ج=۱}}</ref> | در کنار منابع نوشتاری، باستانشناسی نیز شواهد محدودی به دست داده است. مهمترین محوطههای منتسب به دورهٔ ماد، از جمله تپه نوشیجان، گودینتپه و باباجان، آثاری از دژها و نیایشگاهها را آشکار ساختهاند<ref>{{پک|ملازاده|محمدیانمنصور|جوانمردی|خدابنده|1395|ک=جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام|ف=بررسی تناسبات و نظام پیمون در معماری دوره ماد...|ص=79}}</ref><ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=451-450|ف=Assyria and the Medes}}</ref> با این حال، تاکنون هیچ مدرک مستندی مبنی بر مادی بودن محوطهٔ هگمتانه به دست نیامده و قدیمیترین لایهٔ آن مربوط به دورهٔ اشکانی است.<ref>{{پک|احمدی|1402|ک=پژوهشنامۀ ایران باستان|ف=در جستجوی هگمتانه...|ص=13}}</ref> کتیبههای هخامنشی، بهویژه کتیبهٔ بیستون، نیز اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ جایگاه مادها در دورهٔ هخامنشی ارائه میدهند اما این منابع، تصویر مادها از نگاه فاتحان پارسی را منعکس میکنند و نمیتوانند جایگزین اسناد بومی مفقودشدهٔ مادی شوند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=216|ج=۱}}</ref> | ||
== <big>جغرافیای تاریخی و شکلگیری هویت</big> == | == <big>جغرافیای تاریخی و شکلگیری هویت</big> == | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
در این پهنهٔ وسیع، مراکز شهری و دژهایی پدید آمدند که نقشی محوری در تحولات سیاسی و اقتصادی ایفا میکردند. از میان تمام شهرهای مادی، هگمتانه (همدان امروزی) جایگاهی بیهمتا داشت. این شهر که نامش در فارسی باستان به معنای محل اجتماع است<ref>{{پک|ریپکا|1381|ک=تاریخ ادبیات ایران|ص=39}}</ref><ref>{{پک|فیروزی|سعادتمهر|سودایی|1401|ک=پژوهشنامۀ تمدن ایرانی|ف=از سقوط زردوکّو تا برآمدن دیوکِس...|ص=142}}</ref> شامل هفت حصار متحدالمرکز با کنگرههای رنگارنگ بود که کاخ شاهی در درونیترین حلقۀ آن قرار داشت. این شهر که توسط دِئیوکِس نخستین شاه ماد بنا شده بود، موقعیتش در دامنهٔ کوه الوند، از جهت دسترسی به بابل، آشور و جلگههای مرتفع منطقه مناسب ارزیابی شده است<ref>{{پک|سایکس|1380|ک=تاریخ ایران|ص=156|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|پیرنیا|1392|ک=تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان|ص=56}}</ref><ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ سیاسی ماد در تاریخ جامع ایران|ص=422-423|ج=۱}}</ref> | در این پهنهٔ وسیع، مراکز شهری و دژهایی پدید آمدند که نقشی محوری در تحولات سیاسی و اقتصادی ایفا میکردند. از میان تمام شهرهای مادی، هگمتانه (همدان امروزی) جایگاهی بیهمتا داشت. این شهر که نامش در فارسی باستان به معنای محل اجتماع است<ref>{{پک|ریپکا|1381|ک=تاریخ ادبیات ایران|ص=39}}</ref><ref>{{پک|فیروزی|سعادتمهر|سودایی|1401|ک=پژوهشنامۀ تمدن ایرانی|ف=از سقوط زردوکّو تا برآمدن دیوکِس...|ص=142}}</ref> شامل هفت حصار متحدالمرکز با کنگرههای رنگارنگ بود که کاخ شاهی در درونیترین حلقۀ آن قرار داشت. این شهر که توسط دِئیوکِس نخستین شاه ماد بنا شده بود، موقعیتش در دامنهٔ کوه الوند، از جهت دسترسی به بابل، آشور و جلگههای مرتفع منطقه مناسب ارزیابی شده است<ref>{{پک|سایکس|1380|ک=تاریخ ایران|ص=156|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|پیرنیا|1392|ک=تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان|ص=56}}</ref><ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ سیاسی ماد در تاریخ جامع ایران|ص=422-423|ج=۱}}</ref> | ||
در متون آشوری، از دو شهر دیگر به نام ساگبیتا و کارکشی هم یاد شده که احتمالاً همان هگمتانهٔ دورههای بعد بودهاند.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=445}}</ref><ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1392|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد...|ص=157-158}}</ref> نخستین اشارهٔ آشکار به نام هگمتانه به عنوان تختگاه مادها در منابع بابلی (حدود ۵۵۰ پ.م.) و همزمان با تصرف آن توسط کوروش دوم دیده میشود<ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1390|ک=مطالعات شهر ایرانی اسلامی|ف=تاریخچه، جایابی و ساختار هگمتانۀ مادی|ص=6}}</ref> | در متون آشوری، از دو شهر دیگر به نام ساگبیتا و کارکشی هم یاد شده که احتمالاً همان هگمتانهٔ دورههای بعد بودهاند.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=445|ف=Assyria and the Medes}}</ref><ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1392|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد...|ص=157-158}}</ref> نخستین اشارهٔ آشکار به نام هگمتانه به عنوان تختگاه مادها در منابع بابلی (حدود ۵۵۰ پ.م.) و همزمان با تصرف آن توسط کوروش دوم دیده میشود<ref>{{پک|ملازاده|طاهری دهکردی|1390|ک=مطالعات شهر ایرانی اسلامی|ف=تاریخچه، جایابی و ساختار هگمتانۀ مادی|ص=6}}</ref> | ||
دومین شهر مهم ماد، رَگا (ری) بود. این شهر مرکز ماد راجیانا به شمار میرفت و مغان بهویژه در این ناحیه پراکنده بودند.<ref>{{پک|معطوفی|1387|ک=گرگان و استرآباد سنگ مزارها و کتیبههای تاریخی|ص=100}}</ref>گَنزَک (تخت سلیمان امروزی) نیز از دیگر مراکز مهم، بهویژه در دورهٔ ماد کوچک (آتروپاتن) بود که هم به عنوان تختگاه و هم به عنوان نیایشگاه مهم آتش شهرت داشت<ref>{{پک|قدرت دیزچی|1387|ک=فصلنامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا|ف=ماد کوچک در پایان دوره هخامنشی|ص=28}}</ref> | دومین شهر مهم ماد، رَگا (ری) بود. این شهر مرکز ماد راجیانا به شمار میرفت و مغان بهویژه در این ناحیه پراکنده بودند.<ref>{{پک|معطوفی|1387|ک=گرگان و استرآباد سنگ مزارها و کتیبههای تاریخی|ص=100}}</ref>گَنزَک (تخت سلیمان امروزی) نیز از دیگر مراکز مهم، بهویژه در دورهٔ ماد کوچک (آتروپاتن) بود که هم به عنوان تختگاه و هم به عنوان نیایشگاه مهم آتش شهرت داشت<ref>{{پک|قدرت دیزچی|1387|ک=فصلنامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا|ف=ماد کوچک در پایان دوره هخامنشی|ص=28}}</ref> | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
هرودوت، مادها را متشکل از شش قبیله معرفی میکند: بوسائیان، پارِتاکِنیان، ستروخاتیان، آریزانتیان، بودیان و مغان.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=175|ج=۱}}</ref> هرچند اعتبار تاریخی این فهرست، بهویژه برای دورهٔ پیش از پادشاهی، محل تردید است؛ اما تنها گزارش منسجم از تقسیمبندی قبیلهای مادها در منابع کهن است. از میان این شش نام، تنها پارتاکنیان و آریزانتیان ریشهٔ ایرانی آشکاری دارند. پارتاکنیان در نواحی جنوبی قلمرو ماد (منطقهٔ اصفهان کنونی) میزیستند و بهعنوان مرزنشینان ماد در همسایگی پارسها شناخته میشدند.<ref>{{پک|کاویانی پویا|1394|ک=جستارهای تاریخی|ف=بررسی مفهوم قلمرو و اهمیت مرز و مرزداری در دوران ماد و هخامنشی|ص=47}}</ref><ref>{{پک|کاویانی پویا|1395|ک=پژوهشنامۀ خراسان بزرگ|ف=بررسی موقعیت جغرافیایی داهه...|ص=3}}</ref> | هرودوت، مادها را متشکل از شش قبیله معرفی میکند: بوسائیان، پارِتاکِنیان، ستروخاتیان، آریزانتیان، بودیان و مغان.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=175|ج=۱}}</ref> هرچند اعتبار تاریخی این فهرست، بهویژه برای دورهٔ پیش از پادشاهی، محل تردید است؛ اما تنها گزارش منسجم از تقسیمبندی قبیلهای مادها در منابع کهن است. از میان این شش نام، تنها پارتاکنیان و آریزانتیان ریشهٔ ایرانی آشکاری دارند. پارتاکنیان در نواحی جنوبی قلمرو ماد (منطقهٔ اصفهان کنونی) میزیستند و بهعنوان مرزنشینان ماد در همسایگی پارسها شناخته میشدند.<ref>{{پک|کاویانی پویا|1394|ک=جستارهای تاریخی|ف=بررسی مفهوم قلمرو و اهمیت مرز و مرزداری در دوران ماد و هخامنشی|ص=47}}</ref><ref>{{پک|کاویانی پویا|1395|ک=پژوهشنامۀ خراسان بزرگ|ف=بررسی موقعیت جغرافیایی داهه...|ص=3}}</ref> | ||
منابع آشوری، بهرغم اشاره به دهها خداوندِ شهر (bēl āli، به معنای حاکم محلی یک قلمرو کوچک) در سرزمین ماد، از این تقسیمبندی ششگانهٔ هرودوتی سخنی به میان نیاوردهاند.<ref>{{پک|صالحی|1395|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=تکوین و تحول در روند سیاستهای نظامی جامعه ماد|ص=245}}</ref> آنچه متون آشوری به تصویر میکشند، مجموعهای از قلمروهای سیاسی کوچک و جدا از هم است که هر یک توسط یک فرمانروای محلی موروثی اداره میشد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=444}}</ref> این واحدهای سیاسی، که آشوریان آنها را شهر (URU) مینامیدند، گاه دارای یک شهر شاهی و شماری اقمار بودند و این نشان میدهد که دستکم از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم پ.م.، سطحی از پیوستگی سیاسی فراتر از ساختار صرفاً قبیلهای در میان مادها وجود داشته است.<ref name=":4">{{پک|فیروزی|رسولی|سعادت مهر|1402|ک=مطالعات ایرانی|ف=کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|ص=426}}</ref> جلیلیان، با تکیه بر اوستا، ساختار اجتماعی مادها را در چهار لایهٔ نَمانه (خانوادهٔ گسترده)، ویس (دوده/عشیره)، زَنتو (قبیله) و دَهِیو (کشور) توصیف میکند. بر اساس این تحلیل، واحدهای سیاسی کوچکی که آشوریان «شهر» میخواندند، در واقع همان ویسهای ایرانی بودهاند و حاکمان آنها (خداوندانِ شهر) با ویسپئیتیها (خداوندان ویس) در این نظام منطبق میشوند.<ref>{{پک|جلیلیان|1396|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد|ص=137}}</ref> | منابع آشوری، بهرغم اشاره به دهها خداوندِ شهر (bēl āli، به معنای حاکم محلی یک قلمرو کوچک) در سرزمین ماد، از این تقسیمبندی ششگانهٔ هرودوتی سخنی به میان نیاوردهاند.<ref>{{پک|صالحی|1395|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=تکوین و تحول در روند سیاستهای نظامی جامعه ماد|ص=245}}</ref> آنچه متون آشوری به تصویر میکشند، مجموعهای از قلمروهای سیاسی کوچک و جدا از هم است که هر یک توسط یک فرمانروای محلی موروثی اداره میشد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=444|ف=Assyria and the Medes}}</ref> این واحدهای سیاسی، که آشوریان آنها را شهر (URU) مینامیدند، گاه دارای یک شهر شاهی و شماری اقمار بودند و این نشان میدهد که دستکم از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم پ.م.، سطحی از پیوستگی سیاسی فراتر از ساختار صرفاً قبیلهای در میان مادها وجود داشته است.<ref name=":4">{{پک|فیروزی|رسولی|سعادت مهر|1402|ک=مطالعات ایرانی|ف=کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|ص=426}}</ref> جلیلیان، با تکیه بر اوستا، ساختار اجتماعی مادها را در چهار لایهٔ نَمانه (خانوادهٔ گسترده)، ویس (دوده/عشیره)، زَنتو (قبیله) و دَهِیو (کشور) توصیف میکند. بر اساس این تحلیل، واحدهای سیاسی کوچکی که آشوریان «شهر» میخواندند، در واقع همان ویسهای ایرانی بودهاند و حاکمان آنها (خداوندانِ شهر) با ویسپئیتیها (خداوندان ویس) در این نظام منطبق میشوند.<ref>{{پک|جلیلیان|1396|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد|ص=137}}</ref> | ||
در مجموع، جامعهٔ مادی پیش از اتحاد، ساختاری قبیلهای با سلسلهمراتب پیچیده داشت که در آن، رهبران قبایل (خداوندان شهر) از موقعیتی موروثی و مستقل برخوردار بودند. تصویر هرودوت از شش قبیله، احتمالاً بازتابی از وضعیت دورهٔ پایانی ماد یا حتی دوران هخامنشی است و نمیتوان آن را بهسادگی بر کل تاریخ این قوم تعمیم داد. آنچه مسلم است، فقدان یک قدرت سیاسی واحد و متمرکز در این دوره است و ساختار سیاسی مادها را میتوان اتحادیهای از قبایل با درجات مختلفی از پیوستگی و استقلال داخلی توصیف کرد.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهشهای علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=33}}</ref> | در مجموع، جامعهٔ مادی پیش از اتحاد، ساختاری قبیلهای با سلسلهمراتب پیچیده داشت که در آن، رهبران قبایل (خداوندان شهر) از موقعیتی موروثی و مستقل برخوردار بودند. تصویر هرودوت از شش قبیله، احتمالاً بازتابی از وضعیت دورهٔ پایانی ماد یا حتی دوران هخامنشی است و نمیتوان آن را بهسادگی بر کل تاریخ این قوم تعمیم داد. آنچه مسلم است، فقدان یک قدرت سیاسی واحد و متمرکز در این دوره است و ساختار سیاسی مادها را میتوان اتحادیهای از قبایل با درجات مختلفی از پیوستگی و استقلال داخلی توصیف کرد.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهشهای علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=33}}</ref> | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
اقتصاد مادها در دورهٔ پیش از اتحاد بر سه پایهٔ اصلی استوار بود: دامداری شبانی‑کوچنشینی، کشاورزی یکجانشین، و واسطهگری تجاری. شواهد حاصل از بازسازی فرهنگ مادها نشان میدهد که دامپروری نیمهکوچگرانه (عمدتاً اسب، گاو و گوسفند) رکن اصلی معیشت آنان را تشکیل میداده و کشاورزی سهمی اندک داشته است. در شکلگیری زندگی شبانی مادها احشام و رمههای زیاد بینقش نبوده است. این وضعیت احشام و رمههای زیاد بینقش نبوده است .<ref>{{پک|احمدی|2025|ک=The International Journal of Caspian Sea, Caucasus...|ف=خاستگاه مادها و بافت فرهنگی مادستان...|ص=3}}</ref><ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=66-67}}</ref><ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=49|ج=۱}}</ref> | اقتصاد مادها در دورهٔ پیش از اتحاد بر سه پایهٔ اصلی استوار بود: دامداری شبانی‑کوچنشینی، کشاورزی یکجانشین، و واسطهگری تجاری. شواهد حاصل از بازسازی فرهنگ مادها نشان میدهد که دامپروری نیمهکوچگرانه (عمدتاً اسب، گاو و گوسفند) رکن اصلی معیشت آنان را تشکیل میداده و کشاورزی سهمی اندک داشته است. در شکلگیری زندگی شبانی مادها احشام و رمههای زیاد بینقش نبوده است. این وضعیت احشام و رمههای زیاد بینقش نبوده است .<ref>{{پک|احمدی|2025|ک=The International Journal of Caspian Sea, Caucasus...|ف=خاستگاه مادها و بافت فرهنگی مادستان...|ص=3}}</ref><ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=66-67}}</ref><ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=49|ج=۱}}</ref> | ||
با این حال، تصویر مادها بهعنوان مردمانی صرفاً کوچنشین دقیق نیست. منابع آشوری از وجود شهرها و شهرهای شاهی در سرزمین ماد یاد میکنند.<ref name=":4" /> و کاوشهای باستانشناسی در محوطههایی چون نوشیجان، گودینتپه و باباجان، بقایای دژها و ساختمانهای عمومی را از سدههای هشتم و هفتم پ.م. آشکار کرده است.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=450-451}}</ref> | با این حال، تصویر مادها بهعنوان مردمانی صرفاً کوچنشین دقیق نیست. منابع آشوری از وجود شهرها و شهرهای شاهی در سرزمین ماد یاد میکنند.<ref name=":4" /> و کاوشهای باستانشناسی در محوطههایی چون نوشیجان، گودینتپه و باباجان، بقایای دژها و ساختمانهای عمومی را از سدههای هشتم و هفتم پ.م. آشکار کرده است.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=450-451|ف=Assyria and the Medes}}</ref> | ||
در این اقتصاد دوگانه، اسب که هم در چرخهٔ دامداریِ کوچنشینی پرورش مییافت و هم کالایی حیاتی برای تجارت و خراج بود، نقشی محوری ایفا میکرد. مادها اسبها را در مراتع زاگرس، بهویژه دشت نسا، میپروراندند که در منابع باستانی مورد ستایش واقع شدهاند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=180-181|ج=۱}}</ref> این اسبها مهمترین کالای صادراتی و خراجی مادها به شمار میرفتند و به سرزمینهایی چون بینالنهرین، عربستان و مصر نیز صادر میشدند.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=149|ج=۱}}</ref> در نظام خراجگزاری آشور، مادها ملزم به پرداخت خراج به شکل اسب بودند، در حالی که خراج سایر مناطق عمدتاً بر اساس فلزات گرانبها محاسبه میشد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=444}}</ref> دیاکونوف نیز تأکید میکند که خراج ایالات ماد منحصراً از دام، بهطور عمده اسب، وصول میگردید.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=67}}</ref> به باور رادنر، این وابستگی متقابل – نیاز آشور به اسبهای مادی و آسیبپذیری مادها در برابر یورشهای آشور – اسب را به عاملی تعیینکننده در معادلات ژئوپلیتیک منطقه تبدیل کرده بود.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=442}}</ref> | در این اقتصاد دوگانه، اسب که هم در چرخهٔ دامداریِ کوچنشینی پرورش مییافت و هم کالایی حیاتی برای تجارت و خراج بود، نقشی محوری ایفا میکرد. مادها اسبها را در مراتع زاگرس، بهویژه دشت نسا، میپروراندند که در منابع باستانی مورد ستایش واقع شدهاند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=180-181|ج=۱}}</ref> این اسبها مهمترین کالای صادراتی و خراجی مادها به شمار میرفتند و به سرزمینهایی چون بینالنهرین، عربستان و مصر نیز صادر میشدند.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=149|ج=۱}}</ref> در نظام خراجگزاری آشور، مادها ملزم به پرداخت خراج به شکل اسب بودند، در حالی که خراج سایر مناطق عمدتاً بر اساس فلزات گرانبها محاسبه میشد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=444|ف=Assyria and the Medes}}</ref> دیاکونوف نیز تأکید میکند که خراج ایالات ماد منحصراً از دام، بهطور عمده اسب، وصول میگردید.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=67}}</ref> به باور رادنر، این وابستگی متقابل – نیاز آشور به اسبهای مادی و آسیبپذیری مادها در برابر یورشهای آشور – اسب را به عاملی تعیینکننده در معادلات ژئوپلیتیک منطقه تبدیل کرده بود.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=442|ف=Assyria and the Medes}}</ref> | ||
=== '''<big>مناسبات با آشور و تجارت با همسایگان</big>''' === | === '''<big>مناسبات با آشور و تجارت با همسایگان</big>''' === | ||
مناسبات با امپراتوری آشور بهعنوان یکی از عوامل اصلی در فرایند اتحاد قبایل مادی شناخته میشود؛ چرا که از نخستین تماسها در حدود ۸۳۵ پ.م. تا سقوط آشور در ۶۱۲ پ.م.، مادها پیوسته در معرض یورشهای نظامی، خراجگزاری اجباری و مداخلات سیاسی آشوریان قرار داشتند. هدف عمدهٔ این لشکرکشیها، غارت دامها، گرفتن اسیر و تصاحب ادوات فلزی گزارش شده است.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=144|ج=۱}}</ref> پیرنیا نیز اشاره میکند که اسیران مادی بهعنوان نیروی کار در پروژههای ساختمانی آشور به کار گرفته میشدند و شمار آنان برای آشوریان اهمیت داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=170|ج=۱}}</ref> | مناسبات با امپراتوری آشور بهعنوان یکی از عوامل اصلی در فرایند اتحاد قبایل مادی شناخته میشود؛ چرا که از نخستین تماسها در حدود ۸۳۵ پ.م. تا سقوط آشور در ۶۱۲ پ.م.، مادها پیوسته در معرض یورشهای نظامی، خراجگزاری اجباری و مداخلات سیاسی آشوریان قرار داشتند. هدف عمدهٔ این لشکرکشیها، غارت دامها، گرفتن اسیر و تصاحب ادوات فلزی گزارش شده است.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=144|ج=۱}}</ref> پیرنیا نیز اشاره میکند که اسیران مادی بهعنوان نیروی کار در پروژههای ساختمانی آشور به کار گرفته میشدند و شمار آنان برای آشوریان اهمیت داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=170|ج=۱}}</ref> | ||
پاسخ مادها به این فشارها، ترکیبی از خراجگزاری، مقاومت مسلحانه و پناه بردن به کوهها بود. استراتژی پناه جستن در کوهها که در منابع آشوری نیز بازتاب یافته، یکی از موانع اصلی تسلط کامل آشور بر سرزمین ماد به شمار میرفت.<ref>{{پک|صالحی|1395|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=تکوین و تحول در روند سیاستهای نظامی جامعه ماد|ص=238}}</ref> در مقابل، آشوریان بهتدریج سیاست خود را از یورشهای پراکنده به ایجاد استانهای دائمی و اعمال کنترل مستقیم تغییر دادند. تیگلتپیلسر سوم با ایجاد دو استان پارسوا (در غرب دریاچهٔ ارومیه) و بیتهمبان (در درهٔ دیاله)، و سارگون دوم با تأسیس استانهای کیسسیم و خَرخَر، حضور نظامی‑اداری آشور را بهتدریج تا قلب سرزمین ماد گسترش دادند.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=443، 445}}</ref> در این دوره، نام شماری از شهرهای مادی به نامهای آشوری تغییر یافت و فرمانداران آشوری در عزل و نصب حاکمان محلی مداخله میکردند.<ref>{{پک|مفیدی نصرآبادی|1389|ک=پازند|ف=نگاهی به روابط سیاسی آشور و ماد|ص=89-90}}</ref> | پاسخ مادها به این فشارها، ترکیبی از خراجگزاری، مقاومت مسلحانه و پناه بردن به کوهها بود. استراتژی پناه جستن در کوهها که در منابع آشوری نیز بازتاب یافته، یکی از موانع اصلی تسلط کامل آشور بر سرزمین ماد به شمار میرفت.<ref>{{پک|صالحی|1395|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=تکوین و تحول در روند سیاستهای نظامی جامعه ماد|ص=238}}</ref> در مقابل، آشوریان بهتدریج سیاست خود را از یورشهای پراکنده به ایجاد استانهای دائمی و اعمال کنترل مستقیم تغییر دادند. تیگلتپیلسر سوم با ایجاد دو استان پارسوا (در غرب دریاچهٔ ارومیه) و بیتهمبان (در درهٔ دیاله)، و سارگون دوم با تأسیس استانهای کیسسیم و خَرخَر، حضور نظامی‑اداری آشور را بهتدریج تا قلب سرزمین ماد گسترش دادند.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=443، 445|ف=Assyria and the Medes}}</ref> در این دوره، نام شماری از شهرهای مادی به نامهای آشوری تغییر یافت و فرمانداران آشوری در عزل و نصب حاکمان محلی مداخله میکردند.<ref>{{پک|مفیدی نصرآبادی|1389|ک=پازند|ف=نگاهی به روابط سیاسی آشور و ماد|ص=89-90}}</ref> | ||
به باور پژوهشگران، تداوم این فشارها عامل اصلی گرایش قبایل مادی به اتحاد بود.<ref>{{پک|اعظمی|زرقانی|حمیدی|1393|ک=فصلنامه ژئوپلیتیک|ف=بررسی ساختار فضایی قدرت سیاسی در ایران باستان|ص=43-44}}</ref> برخی نیز انتخاب هگمتانه (به معنای «محل اجتماع») را بازتابی از همین ضرورت وحدت دانستهاند.<ref>{{پک|گیرشمن|1372|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=120}}</ref> | به باور پژوهشگران، تداوم این فشارها عامل اصلی گرایش قبایل مادی به اتحاد بود.<ref>{{پک|اعظمی|زرقانی|حمیدی|1393|ک=فصلنامه ژئوپلیتیک|ف=بررسی ساختار فضایی قدرت سیاسی در ایران باستان|ص=43-44}}</ref> برخی نیز انتخاب هگمتانه (به معنای «محل اجتماع») را بازتابی از همین ضرورت وحدت دانستهاند.<ref>{{پک|گیرشمن|1372|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=120}}</ref> | ||
| خط ۸۰: | خط ۸۰: | ||
منابع آشوری نشان میدهند که دستکم از سدهٔ نهم پ.م.، واحدهای سیاسی کوچک اما سازمانیافتهای در سرزمین ماد وجود داشته است. هرودوت مادها را پیش از ظهور دئیوکس، مردمانی پراکنده و فاقد حکومت توصیف میکند، اما گزارشهای شاهان آشور حاکی از آن است که در همین دوره، مادها دارای قلمروهایی با یک شهر شاهی و اقمار وابسته به آن بودند.<ref name=":4" /> | منابع آشوری نشان میدهند که دستکم از سدهٔ نهم پ.م.، واحدهای سیاسی کوچک اما سازمانیافتهای در سرزمین ماد وجود داشته است. هرودوت مادها را پیش از ظهور دئیوکس، مردمانی پراکنده و فاقد حکومت توصیف میکند، اما گزارشهای شاهان آشور حاکی از آن است که در همین دوره، مادها دارای قلمروهایی با یک شهر شاهی و اقمار وابسته به آن بودند.<ref name=":4" /> | ||
نخستین حاکم مادی که نامش در منابع آشوری ثبت شده، هاناشیروکا است که در حدود ۸۲۰ پ.م. بر شهر شاهی ساگبیتا (که با اکباتانا/همدان امروزی تطبیق داده شده) فرمان میراند.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=445}}</ref> در سدهٔ هفتم پ.م. نیز نام حاکمان محلی دیگری در متون آشوری آمده است؛ از جمله ممیتیآرشو که در فالنامههای اسرحدون (۶۸۰‑۶۶۹ پ.م.) شاه شهری در سرزمین ماد خوانده شده است.<ref>{{پک|فیروزی|رسولی|سعادتمهر|1402|ک=مطالعات ایرانی|ف=کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|ص=424-425}}</ref> | نخستین حاکم مادی که نامش در منابع آشوری ثبت شده، هاناشیروکا است که در حدود ۸۲۰ پ.م. بر شهر شاهی ساگبیتا (که با اکباتانا/همدان امروزی تطبیق داده شده) فرمان میراند.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=445|ف=Assyria and the Medes}}</ref> در سدهٔ هفتم پ.م. نیز نام حاکمان محلی دیگری در متون آشوری آمده است؛ از جمله ممیتیآرشو که در فالنامههای اسرحدون (۶۸۰‑۶۶۹ پ.م.) شاه شهری در سرزمین ماد خوانده شده است.<ref>{{پک|فیروزی|رسولی|سعادتمهر|1402|ک=مطالعات ایرانی|ف=کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|ص=424-425}}</ref> | ||
به باور گرانتوفسکی، ساختار سیاسی مادها در این دوره احتمالاً نوعی شورای شاهان محلی بوده است که در آن، هر یک از حاکمان، قلمرو مستقل خود را داشتند.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=68}}</ref> بر پایهٔ این دیدگاه، آنچه بعدها پادشاهی متحد ماد خوانده شد، نه یک ابداع ناگهانی، بلکه تحول تدریجی همین ساختارهای رهبری محلی در پاسخ به فشارهای بیرونی، بهویژه تهدید آشور، بود. | به باور گرانتوفسکی، ساختار سیاسی مادها در این دوره احتمالاً نوعی شورای شاهان محلی بوده است که در آن، هر یک از حاکمان، قلمرو مستقل خود را داشتند.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=68}}</ref> بر پایهٔ این دیدگاه، آنچه بعدها پادشاهی متحد ماد خوانده شد، نه یک ابداع ناگهانی، بلکه تحول تدریجی همین ساختارهای رهبری محلی در پاسخ به فشارهای بیرونی، بهویژه تهدید آشور، بود. | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
=== <big>'''گسترش قلمرو ماد'''</big> === | === <big>'''گسترش قلمرو ماد'''</big> === | ||
پس از تثبیت قدرت در داخل، هووخشتره با نبوپولاسار (پادشاه بابل) متحد گردید و در سال ۶۱۲ پ.م.، نیروهای متحد ماد و بابل، نینوا پایتخت آشور را تصرف و ویران کردند.<ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ جامع ایران|ص=428-429|ج=۱}}</ref> به گواهی وقایعنامههای بابلی، هووخشتره آشور را در رأس یک ارتش متحد از مادها فتح کرد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=453}}</ref>. پس از سقوط آشور، متحدان به تقسیم میراث امپراتوری فروپاشیده پرداختند. مستملکات آشور در آسیای صغیر بهرهٔ دولت ماد شد و سرزمین شام و فلسطین جزو بابل گردید.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=53|ج=۱}}</ref> با این حال، جریان تجدیدنظرطلب در مادشناسی این تقسیمبندی را یکسویه میداند و نشان میدهد که بابل – نه ماد – بازیگر اصلی در شرق آناتولی بود.<ref>{{پک|رولینگر|1404|ک=مطالعات ایران کهن|ف=امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...|ص=5}}</ref> | پس از تثبیت قدرت در داخل، هووخشتره با نبوپولاسار (پادشاه بابل) متحد گردید و در سال ۶۱۲ پ.م.، نیروهای متحد ماد و بابل، نینوا پایتخت آشور را تصرف و ویران کردند.<ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ جامع ایران|ص=428-429|ج=۱}}</ref> به گواهی وقایعنامههای بابلی، هووخشتره آشور را در رأس یک ارتش متحد از مادها فتح کرد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=453|ف=Assyria and the Medes}}</ref>. پس از سقوط آشور، متحدان به تقسیم میراث امپراتوری فروپاشیده پرداختند. مستملکات آشور در آسیای صغیر بهرهٔ دولت ماد شد و سرزمین شام و فلسطین جزو بابل گردید.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=53|ج=۱}}</ref> با این حال، جریان تجدیدنظرطلب در مادشناسی این تقسیمبندی را یکسویه میداند و نشان میدهد که بابل – نه ماد – بازیگر اصلی در شرق آناتولی بود.<ref>{{پک|رولینگر|1404|ک=مطالعات ایران کهن|ف=امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...|ص=5}}</ref> | ||
پیشروی مادها به سوی غرب، سرانجام به رویارویی با پادشاهی لیدیه به فرمانروایی آلیاتس انجامید. جنگ پنجسالهٔ ماد و لیدیه سرانجام با خورشیدگرفتگی مشهور ۲۸ مه ۵۸۵ پ.م. و میانجیگری بابل پایان یافت و رود هالیس بهعنوان مرز دو دولت تعیین شد.<ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ جامع ایران|ص=431-432|ج=۱}}</ref> این معاهده، بر اساس شواهد موجود، نخستین سند ثبتشده از یک مرز رسمی در تاریخ ایران به شمار میرود.<ref>{{پک|کاویانی پویا|1394|ک=جستارهای تاریخی|ف=بررسی مفهوم قلمرو و اهمیت مرز و مرزداری در دوران ماد و هخامنشی|ص=49-50}}</ref> با این حال، رولینگر معتقد است مرز هالیس احتمالاً مفهومی ساخته و پرداختهٔ هرودوت است.<ref>{{پک|رولینگر|1404|ک=مطالعات ایران کهن|ف=امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...|ص=3}}</ref> به هرحال در پایان فرمانروایی هووخشتره، قلمرو تحت سلطهٔ مادها به بزرگترین گسترهٔ خود رسیده بود.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=199|ج=۱}}</ref> | پیشروی مادها به سوی غرب، سرانجام به رویارویی با پادشاهی لیدیه به فرمانروایی آلیاتس انجامید. جنگ پنجسالهٔ ماد و لیدیه سرانجام با خورشیدگرفتگی مشهور ۲۸ مه ۵۸۵ پ.م. و میانجیگری بابل پایان یافت و رود هالیس بهعنوان مرز دو دولت تعیین شد.<ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ جامع ایران|ص=431-432|ج=۱}}</ref> این معاهده، بر اساس شواهد موجود، نخستین سند ثبتشده از یک مرز رسمی در تاریخ ایران به شمار میرود.<ref>{{پک|کاویانی پویا|1394|ک=جستارهای تاریخی|ف=بررسی مفهوم قلمرو و اهمیت مرز و مرزداری در دوران ماد و هخامنشی|ص=49-50}}</ref> با این حال، رولینگر معتقد است مرز هالیس احتمالاً مفهومی ساخته و پرداختهٔ هرودوت است.<ref>{{پک|رولینگر|1404|ک=مطالعات ایران کهن|ف=امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...|ص=3}}</ref> به هرحال در پایان فرمانروایی هووخشتره، قلمرو تحت سلطهٔ مادها به بزرگترین گسترهٔ خود رسیده بود.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=199|ج=۱}}</ref> | ||
=== '''<big>فروپاشی پادشاهی و ظهور هخامنشیان</big>''' === | === '''<big>فروپاشی پادشاهی و ظهور هخامنشیان</big>''' === | ||
آستیاگ (ایشتومِگو در منابع بابلی)، پسر و جانشین هووخشتره، واپسین فرمانروای پادشاهی ماد بر أساس روایت هرودوت، از حدود ۵۸۵ تا ۵۵۰ پ.م. سلطنت کرد.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=200|ج=۱}}</ref> به گواهی وقایعنامهٔ نبونیدوس، آستیاگ در اواخر سلطنت، با لشکرکشی به سوی کوروش، شاه انشان، جنگ را آغاز کرد.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهشهای علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=38-39}}</ref> پژوهشهای کنونی نیز تأکید دارند که آستیاگ آغازگر این جنگ بوده است، نه کوروش.<ref>{{پک|ایمانپور|هاشمی|1382|ک=تاریخ پژوهی|ف=مادها و پارسها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده اند؟|ص=66}}</ref> بنا بر روایت هرودوت، فرماندهی این لشکرکشی را هارپاگ، سردار بلندپایهٔ مادی، بر عهده داشت، اما او در گرماگرم نبرد با بخش عمدهای از سپاه به کوروش پیوست. این تغییر جبهه که به باور برخی محققان، نتیجهٔ نارضایتی اشراف مادی از سیاستهای خودکامانهٔ آستیاگ بود، توازن قوا را به سود پارسها دگرگون ساخت.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=72}}</ref> کوروش سپس به سوی هگمتانه پیشروی کرد و در حدود سال ۵۵۰ یا ۵۴۹ پ.م.، پایتخت ماد را تصرف نمود و بدینسان پادشاهی ماد به پایان رسید.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=The World of Achaemenid Persia|زبان=en|ص=64}}</ref> | آستیاگ (ایشتومِگو در منابع بابلی)، پسر و جانشین هووخشتره، واپسین فرمانروای پادشاهی ماد بر أساس روایت هرودوت، از حدود ۵۸۵ تا ۵۵۰ پ.م. سلطنت کرد.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=200|ج=۱}}</ref> به گواهی وقایعنامهٔ نبونیدوس، آستیاگ در اواخر سلطنت، با لشکرکشی به سوی کوروش، شاه انشان، جنگ را آغاز کرد.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهشهای علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=38-39}}</ref> پژوهشهای کنونی نیز تأکید دارند که آستیاگ آغازگر این جنگ بوده است، نه کوروش.<ref>{{پک|ایمانپور|هاشمی|1382|ک=تاریخ پژوهی|ف=مادها و پارسها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده اند؟|ص=66}}</ref> بنا بر روایت هرودوت، فرماندهی این لشکرکشی را هارپاگ، سردار بلندپایهٔ مادی، بر عهده داشت، اما او در گرماگرم نبرد با بخش عمدهای از سپاه به کوروش پیوست. این تغییر جبهه که به باور برخی محققان، نتیجهٔ نارضایتی اشراف مادی از سیاستهای خودکامانهٔ آستیاگ بود، توازن قوا را به سود پارسها دگرگون ساخت.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=72}}</ref> کوروش سپس به سوی هگمتانه پیشروی کرد و در حدود سال ۵۵۰ یا ۵۴۹ پ.م.، پایتخت ماد را تصرف نمود و بدینسان پادشاهی ماد به پایان رسید.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=in The World of Achaemenid Persia: History, Art and Society in Iran and the Ancient Near East|زبان=en|ص=64|ف=Cyrus and the Medes}}</ref> | ||
پیوندهای خویشاوندی میان دو خاندان سلطنتی نیز در پذیرش قدرت جدید از سوی نخبگان مادی مؤثر بود؛ کوروش بنا بر روایت هرودوت از سوی مادر، ماندانا (دختر آستیاگ)، به خاندان شاهی ماد تعلق داشت.<ref>{{پک|کاویانیپویا|خضیمه|1404|ک=مطالعات باستانشناسی پارسه|ف=پیوندهای سببی؛ آمیختگی نژادی و امتزاج فرهنگی در عصر ماد و هخامنشی|ص=131-132}}</ref> با فروپاشی پادشاهی ماد، کوروش وارث قلمرو و ساختارهای آن شد و شالودهٔ شاهنشاهی هخامنشی را پیریزی کرد. دربارهٔ سرنوشت آستیاگ، روایتهای مختلفی وجود دارد؛ بر اساس روایت هرودوت، کوروش با او با احترام رفتار کرد و او را تا پایان عمر در دربار خود نگه داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=203|ج=۱}}</ref> | پیوندهای خویشاوندی میان دو خاندان سلطنتی نیز در پذیرش قدرت جدید از سوی نخبگان مادی مؤثر بود؛ کوروش بنا بر روایت هرودوت از سوی مادر، ماندانا (دختر آستیاگ)، به خاندان شاهی ماد تعلق داشت.<ref>{{پک|کاویانیپویا|خضیمه|1404|ک=مطالعات باستانشناسی پارسه|ف=پیوندهای سببی؛ آمیختگی نژادی و امتزاج فرهنگی در عصر ماد و هخامنشی|ص=131-132}}</ref> با فروپاشی پادشاهی ماد، کوروش وارث قلمرو و ساختارهای آن شد و شالودهٔ شاهنشاهی هخامنشی را پیریزی کرد. دربارهٔ سرنوشت آستیاگ، روایتهای مختلفی وجود دارد؛ بر اساس روایت هرودوت، کوروش با او با احترام رفتار کرد و او را تا پایان عمر در دربار خود نگه داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=203|ج=۱}}</ref> | ||
=== <big>'''شورشهای مادی در آغاز فرمانروایی داریوش'''</big> === | === <big>'''شورشهای مادی در آغاز فرمانروایی داریوش'''</big> === | ||
فروپاشی پادشاهی ماد به معنای محو کامل ادعاهای سیاسی آنها نبود. تداوم خاطرهٔ سلطنت و ادعای مشروعیت حکومت توسط آنان، در شورشهای سالهای نخست سلطنت داریوش اول (حدود ۵۲۲ پ.م.) آشکار شد. یکی از مهمترین این شورشها، قیام فرورتیش (فَرَوَرتیش) بود که خود را از خاندان هووخشتره میخواند.<ref name=":6">{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=91-92}}</ref> کتیبهٔ بیستون داریوش اول، گزارش این شورشها را به تفصیل ثبت کرده است. هم فرورتیش و هم چیگانتاخما (رهبر شورش در ساگارتیا) ادعا میکردند که از خاندان هووخشتره هستند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=The World of Achaemenid Persia|زبان=en|ص=69-70}}</ref> این ادعای نسب، نشاندهندهٔ آن است که خاطرهٔ هووخشتره بهعنوان بنیانگذار قدرت ماد و فاتح آشور، هنوز در اواخر سدهٔ ششم پ.م. چنان زنده بود که میتوانست بهعنوان دستاویزی برای مشروعیتبخشی به شورش علیه هخامنشیان به کار رود. واکنش داریوش به این شورشها قاطع بود؛ او لشکری به سرداری ویدارنا به سرکوبی فرورتیش فرستاد و سرانجام او را دستگیر ساخته، پس از مثله کردن در همدان به دار آویخت.<ref name=":6" /> | فروپاشی پادشاهی ماد به معنای محو کامل ادعاهای سیاسی آنها نبود. تداوم خاطرهٔ سلطنت و ادعای مشروعیت حکومت توسط آنان، در شورشهای سالهای نخست سلطنت داریوش اول (حدود ۵۲۲ پ.م.) آشکار شد. یکی از مهمترین این شورشها، قیام فرورتیش (فَرَوَرتیش) بود که خود را از خاندان هووخشتره میخواند.<ref name=":6">{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=91-92}}</ref> کتیبهٔ بیستون داریوش اول، گزارش این شورشها را به تفصیل ثبت کرده است. هم فرورتیش و هم چیگانتاخما (رهبر شورش در ساگارتیا) ادعا میکردند که از خاندان هووخشتره هستند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=in The World of Achaemenid Persia: History, Art and Society in Iran and the Ancient Near East|زبان=en|ص=69-70|ف=Cyrus and the Medes}}</ref> این ادعای نسب، نشاندهندهٔ آن است که خاطرهٔ هووخشتره بهعنوان بنیانگذار قدرت ماد و فاتح آشور، هنوز در اواخر سدهٔ ششم پ.م. چنان زنده بود که میتوانست بهعنوان دستاویزی برای مشروعیتبخشی به شورش علیه هخامنشیان به کار رود. واکنش داریوش به این شورشها قاطع بود؛ او لشکری به سرداری ویدارنا به سرکوبی فرورتیش فرستاد و سرانجام او را دستگیر ساخته، پس از مثله کردن در همدان به دار آویخت.<ref name=":6" /> | ||
=== <big>ماهیت دولت ماد</big> <big>(امپراتوری یا اتحادیهٔ قبایل؟)</big> === | === <big>ماهیت دولت ماد</big> <big>(امپراتوری یا اتحادیهٔ قبایل؟)</big> === | ||
یک پرسش کلیدی در مادشناسی معاصر، چیستیِ ماهیت دولت ماد است. دیدگاه سنتی، که ریشه در روایت هرودوت دارد، مادها را جانشینان امپراتوری آشور و پیشینیان بلافصل هخامنشیان میداند.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=870}}</ref> این دیدگاه بر وجود یک سلسلهٔ پادشاهی متوالی با چهار شاه و یک پایتخت در هگمتانه استوار است.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=176|ج=۱}}</ref> | یک پرسش کلیدی در مادشناسی معاصر، چیستیِ ماهیت دولت ماد است. دیدگاه سنتی، که ریشه در روایت هرودوت دارد، مادها را جانشینان امپراتوری آشور و پیشینیان بلافصل هخامنشیان میداند.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=870}}</ref> این دیدگاه بر وجود یک سلسلهٔ پادشاهی متوالی با چهار شاه و یک پایتخت در هگمتانه استوار است.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=176|ج=۱}}</ref> | ||
اما از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی، جریان تجدیدنظرطلب، این تصویر را به چالش کشیده است. آنان استدلال میکنند که اولاً منابع معاصر آشوری و بابلی، بهجای یک پادشاهی یکپارچه، از دهها خداوند شهر و شاهان محلی مستقل در سرزمین ماد یاد کردهاند.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهشهای علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=33}}</ref> ثانیاً در منابع معاصر، از جمله کتیبهٔ نبونیدوس و کتاب ارمیا، حاکمان مادی با لفظ جمع پادشاهان خطاب شدهاند، که این خود با ساختار فرمانروایی یگانه ناسازگار است.<ref>{{پک|Waters|2011|ک=A Common Cultural Heritage: Studies on Mesopotamia and the Biblical World in Honor of Barry L. Eichler|زبان=en|ج=۱|ص=243-244}}</ref> ثالثاً کاوشهای باستانشناختی نیز تاکنون هیچ شاهدی دال بر وجود زیرساختهای یک امپراتوری متمرکز مانند کاخهای حکومتی، سنگنبشتههای سلطنتی، یا شبکهٔ راههای سراسری، به دست ندادهاند.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=872}}</ref> بر اساس این دیدگاه، مادها هرگز از حد یک کنفدراسیون سست قبایل فراتر نرفتهاند.<ref>{{پک|مفرد|بیتا|ک=آکادمیا Academia.edu|ف=اتحادیۀ قبایل ماد و پارس|ص=2}}</ref> | اما از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی، جریان تجدیدنظرطلب، این تصویر را به چالش کشیده است. آنان استدلال میکنند که اولاً منابع معاصر آشوری و بابلی، بهجای یک پادشاهی یکپارچه، از دهها خداوند شهر و شاهان محلی مستقل در سرزمین ماد یاد کردهاند.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهشهای علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=33}}</ref> ثانیاً در منابع معاصر، از جمله کتیبهٔ نبونیدوس و کتاب ارمیا، حاکمان مادی با لفظ جمع پادشاهان خطاب شدهاند، که این خود با ساختار فرمانروایی یگانه ناسازگار است.<ref>{{پک|Waters|2011|ک=in A Common Cultural Heritage: Studies on Mesopotamia and the Biblical World in Honor of Barry L. Eichler|زبان=en|ج=۱|ص=243-244|ف=Notes on the Medes and their 'Empire' from JER 25:25 to HDT 1.134}}</ref> ثالثاً کاوشهای باستانشناختی نیز تاکنون هیچ شاهدی دال بر وجود زیرساختهای یک امپراتوری متمرکز مانند کاخهای حکومتی، سنگنبشتههای سلطنتی، یا شبکهٔ راههای سراسری، به دست ندادهاند.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=872}}</ref> بر اساس این دیدگاه، مادها هرگز از حد یک کنفدراسیون سست قبایل فراتر نرفتهاند.<ref>{{پک|مفرد|بیتا|ک=آکادمیا Academia.edu|ف=اتحادیۀ قبایل ماد و پارس|ص=2}}</ref> | ||
در میانهٔ این دو قطب، رویکرد تعدیلیافتهای قرار دارد که ساختار سیاسی ماد را نه یک امپراتوری تمامعیار، بلکه کنفدراسیونی قبایلی میداند که در گذر زمان به سوی تمرکز سیاسی حرکت کرده است. بر اساس این دیدگاه، کشور ماد در آغاز اتحادیهای از قبایل بوده و سپس با تشکیل دستگاهی نظامی و اداری، قبایل گوناگون به سوی اتحاد پیش رفتهاند.<ref>{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=89}}</ref> | در میانهٔ این دو قطب، رویکرد تعدیلیافتهای قرار دارد که ساختار سیاسی ماد را نه یک امپراتوری تمامعیار، بلکه کنفدراسیونی قبایلی میداند که در گذر زمان به سوی تمرکز سیاسی حرکت کرده است. بر اساس این دیدگاه، کشور ماد در آغاز اتحادیهای از قبایل بوده و سپس با تشکیل دستگاهی نظامی و اداری، قبایل گوناگون به سوی اتحاد پیش رفتهاند.<ref>{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=89}}</ref> | ||
| خط ۱۸۸: | خط ۱۸۸: | ||
بر اساس روایات سنتی زردشتی که در قرون وسطی تدوین شده، زرتشت اهل سرزمین ماد بوده؛ اما رسالت خود را در باکتریا (بلخ) عرضه کرده است.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=87}}</ref> برخی محققان این روایت را پذیرفته و افزودهاند که احتمالاً مغان با اصلاحات او مخالفت کرده و وی به باختر رفته است.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=57-58|ج=۱}}</ref> با این حال، انتساب زرتشت به سرزمین ماد، مبتنی بر روایات فاقد شواهد متأخر و معاصر است و نمیتوان آن را قطعی دانست. | بر اساس روایات سنتی زردشتی که در قرون وسطی تدوین شده، زرتشت اهل سرزمین ماد بوده؛ اما رسالت خود را در باکتریا (بلخ) عرضه کرده است.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=87}}</ref> برخی محققان این روایت را پذیرفته و افزودهاند که احتمالاً مغان با اصلاحات او مخالفت کرده و وی به باختر رفته است.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=57-58|ج=۱}}</ref> با این حال، انتساب زرتشت به سرزمین ماد، مبتنی بر روایات فاقد شواهد متأخر و معاصر است و نمیتوان آن را قطعی دانست. | ||
صرفنظر از زادگاه زرتشت، شواهد زبانشناختی نشان میدهند که دستکم از قرن نهم تا هفتم پیش از میلاد، پرستش مزدا اهورا در میان مادها رواج داشته است. شواهد زبانشناختی نیز حضور این باورها را تأیید میکنند. چنانچه نامهای خداآور (theophoric name) ثبتشده در منابع آشوری متعلق به سدههای نهم تا هفتم پ.م. شامل نامهایی مرتبط با میترا، اهورا و مزدا میباشند.<ref>{{پک|Rossi|2017|ک=Persian Religion in the Achaemenid Period|زبان=en|ص=485}}</ref> این واقعیت نشان میدهد که باور به این خدا در غرب سرزمین مادها ریشه داشته است.<ref>{{پک|ملکزاده|1355|ک=دانشکده|ف=تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها|ص=136}}</ref> | صرفنظر از زادگاه زرتشت، شواهد زبانشناختی نشان میدهند که دستکم از قرن نهم تا هفتم پیش از میلاد، پرستش مزدا اهورا در میان مادها رواج داشته است. شواهد زبانشناختی نیز حضور این باورها را تأیید میکنند. چنانچه نامهای خداآور (theophoric name) ثبتشده در منابع آشوری متعلق به سدههای نهم تا هفتم پ.م. شامل نامهایی مرتبط با میترا، اهورا و مزدا میباشند.<ref>{{پک|Rossi|2017|ک=in Persian Religion in the Achaemenid Period / La religion perse à l’époque achéménide|زبان=en|ص=485|ف=… how Median the Medes were»? État d’une question longuement débattue}}</ref> این واقعیت نشان میدهد که باور به این خدا در غرب سرزمین مادها ریشه داشته است.<ref>{{پک|ملکزاده|1355|ک=دانشکده|ف=تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها|ص=136}}</ref> | ||
در عین حال وجود چنین باورهایی به معنای زرتشتی بودن مادها نیست؛ چرا که میان مزداپرستی و دین زرتشتی تمایز وجود دارد. شواهد باستانشناختی، بهویژه شیوهٔ تدفین مادها، با آموزههای زرتشتی سازگار نیست. در آیین زرتشت، رها کردن اجساد در هوای آزاد (دخمهگذاری) توصیه میشود، اما گورهای مادی نشان میدهند که مردگان را در گورهای صخرهای و همراه با اشیاء دفن میکردند. دیاکونوف با تأکید بر همین تفاوت در مراسم تدفین و نیز سیاست مذهبی هخامنشیان، نتیجه میگیرد که مادها را نمیتوان زرتشتی دانست.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=95}}</ref> | در عین حال وجود چنین باورهایی به معنای زرتشتی بودن مادها نیست؛ چرا که میان مزداپرستی و دین زرتشتی تمایز وجود دارد. شواهد باستانشناختی، بهویژه شیوهٔ تدفین مادها، با آموزههای زرتشتی سازگار نیست. در آیین زرتشت، رها کردن اجساد در هوای آزاد (دخمهگذاری) توصیه میشود، اما گورهای مادی نشان میدهند که مردگان را در گورهای صخرهای و همراه با اشیاء دفن میکردند. دیاکونوف با تأکید بر همین تفاوت در مراسم تدفین و نیز سیاست مذهبی هخامنشیان، نتیجه میگیرد که مادها را نمیتوان زرتشتی دانست.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=95}}</ref> | ||
| خط ۲۰۸: | خط ۲۰۸: | ||
این سبک التقاطی تنها به وامگیری ساده از عناصر بیگانه محدود نمیشد، بلکه فرایندی فعالانه از گزینش، تلفیق و بازآفرینی را در بر میگرفت.<ref>{{پک|ملکزاده|1355|ک=دانشکده|ف=تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها|ص=136}}</ref> گیرشمن در تحلیل گنجینهٔ جیحون، نمونهٔ روشنی از این التقاط را به دست میدهد: تصویر دو شهسوار که سوار بر اسبند و با نیزه و کمان به شکار میپردازند، تبیینی از یک هنر ترکیبی است که نشانههایی از هنر آشوری، سکائی و اورارتویی را در خود دارد، ولی ترکیب اصلی آن محلی است.<ref>{{پک|گیرشمن|1371|ک=هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی|ص=90-91}}</ref> | این سبک التقاطی تنها به وامگیری ساده از عناصر بیگانه محدود نمیشد، بلکه فرایندی فعالانه از گزینش، تلفیق و بازآفرینی را در بر میگرفت.<ref>{{پک|ملکزاده|1355|ک=دانشکده|ف=تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها|ص=136}}</ref> گیرشمن در تحلیل گنجینهٔ جیحون، نمونهٔ روشنی از این التقاط را به دست میدهد: تصویر دو شهسوار که سوار بر اسبند و با نیزه و کمان به شکار میپردازند، تبیینی از یک هنر ترکیبی است که نشانههایی از هنر آشوری، سکائی و اورارتویی را در خود دارد، ولی ترکیب اصلی آن محلی است.<ref>{{پک|گیرشمن|1371|ک=هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی|ص=90-91}}</ref> | ||
این سبک التقاطی در رسانههای گوناگون هنری بازتاب یافته است. سفال خاکستری عصر آهن III (حدود ۸۵۰‑۵۵۰ پ.م.) با اشکال شاخصی چون کاسههای زورقی و ظروف لولهدار منقوش، یکی از شناسههای فرهنگی این دوره است.<ref>{{پک|Rossi|2017|ک=Persian Religion in the Achaemenid Period|زبان=en|ص=485}}</ref> | این سبک التقاطی در رسانههای گوناگون هنری بازتاب یافته است. سفال خاکستری عصر آهن III (حدود ۸۵۰‑۵۵۰ پ.م.) با اشکال شاخصی چون کاسههای زورقی و ظروف لولهدار منقوش، یکی از شناسههای فرهنگی این دوره است.<ref>{{پک|Rossi|2017|ک=in Persian Religion in the Achaemenid Period / La religion perse à l’époque achéménide|زبان=en|ص=485|ف=...how Median the Medes were»? État d’une question longuement débattue}}</ref> | ||
فلزکاری نیز با آثاری چون مفرغهای لرستان و جام زرین کاردشت، از رونق برخوردار بود.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=150-151|ج=۱}}</ref> از دیگر نمونههای شاخص هنر گنجینۀ زیویه است که با وجود مناقشه بر سر انتساب آن، بازتابی از همین سبک التقاطی به شمار میرود.<ref>{{پک|گیرشمن|1372|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=109}}</ref> در این میان برخی از محققان تأثیرپذیری مادها از هنر اورارتو و آشور را بهاحتمال زیاد غیرمستقیم می دانند.<ref>{{پک|توسلی|میرزاییرشنو|1396|ک=باستان شناسی ایران|ف=سبک شناسی تزئینات معماری دوره ماد...|ص=34}}</ref> | فلزکاری نیز با آثاری چون مفرغهای لرستان و جام زرین کاردشت، از رونق برخوردار بود.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=150-151|ج=۱}}</ref> از دیگر نمونههای شاخص هنر گنجینۀ زیویه است که با وجود مناقشه بر سر انتساب آن، بازتابی از همین سبک التقاطی به شمار میرود.<ref>{{پک|گیرشمن|1372|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=109}}</ref> در این میان برخی از محققان تأثیرپذیری مادها از هنر اورارتو و آشور را بهاحتمال زیاد غیرمستقیم می دانند.<ref>{{پک|توسلی|میرزاییرشنو|1396|ک=باستان شناسی ایران|ف=سبک شناسی تزئینات معماری دوره ماد...|ص=34}}</ref> | ||
| خط ۲۲۱: | خط ۲۲۱: | ||
یکی از نوآوریهای شاخص معماری نوشیجان، شیوهٔ بدیع طاقزنی آن با ردیفهای متوالی تویزههای خشتی است.<ref>{{پک|ملازاده|محمدیان منصور|1390|ک=مطالعات باستانشناسی|ف=مطالعه و معرفی شیوۀ بدیع طاقزنی دورۀ ماد در تپه نوشیجان ملایر|ص=129}}</ref> این نوع طاقها معمولاً در مناطقی متداول میشود که دسترسی آسانی به تیرهای چوبی مناسب وجود نداشته است و این احتمال را مطرح میسازد که استفاده از این نوع پوشش متعلق به یک سنت خاص معماری بوده که مادیها از مناطق شرقی و وطن نخستین خود به غرب ایران وارد کردهاند.<ref>{{پک|ملازاده|محمدیان منصور|1390|ک=مطالعات باستانشناسی|ف=مطالعه و معرفی شیوۀ بدیع طاقزنی دورۀ ماد در تپه نوشیجان ملایر|ص=145}}</ref> | یکی از نوآوریهای شاخص معماری نوشیجان، شیوهٔ بدیع طاقزنی آن با ردیفهای متوالی تویزههای خشتی است.<ref>{{پک|ملازاده|محمدیان منصور|1390|ک=مطالعات باستانشناسی|ف=مطالعه و معرفی شیوۀ بدیع طاقزنی دورۀ ماد در تپه نوشیجان ملایر|ص=129}}</ref> این نوع طاقها معمولاً در مناطقی متداول میشود که دسترسی آسانی به تیرهای چوبی مناسب وجود نداشته است و این احتمال را مطرح میسازد که استفاده از این نوع پوشش متعلق به یک سنت خاص معماری بوده که مادیها از مناطق شرقی و وطن نخستین خود به غرب ایران وارد کردهاند.<ref>{{پک|ملازاده|محمدیان منصور|1390|ک=مطالعات باستانشناسی|ف=مطالعه و معرفی شیوۀ بدیع طاقزنی دورۀ ماد در تپه نوشیجان ملایر|ص=145}}</ref> | ||
گودینتپه (در جنوب شرقی کنگاور) دومین محوطهٔ مهم مادی است. کاوشهای کایلر یانگ نشان داد که بالای این تپه توسط یک ارگ مستحکم با سه تالار ستوندار و انبارهای بزرگ اشغال شده بود.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=450-451}}</ref> تپه باباجان در دلفان لرستان نیز ویژگیهای مشابهی دارد. کاوشهای اخیر در پاتپۀ ملایر نیز شواهدی از دورهٔ ماد به دست داده است.<ref>{{پک|توفیقیان|صادقیراد|1396|ک=جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام|ف=ششمین فصل از کاوشهای باستان شناختی تپۀ پاتپه|ص=58}}</ref> | گودینتپه (در جنوب شرقی کنگاور) دومین محوطهٔ مهم مادی است. کاوشهای کایلر یانگ نشان داد که بالای این تپه توسط یک ارگ مستحکم با سه تالار ستوندار و انبارهای بزرگ اشغال شده بود.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=450-451|ف=Assyria and the Medes}}</ref> تپه باباجان در دلفان لرستان نیز ویژگیهای مشابهی دارد. کاوشهای اخیر در پاتپۀ ملایر نیز شواهدی از دورهٔ ماد به دست داده است.<ref>{{پک|توفیقیان|صادقیراد|1396|ک=جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام|ف=ششمین فصل از کاوشهای باستان شناختی تپۀ پاتپه|ص=58}}</ref> | ||
گوردخمههای صخرهای (مقابر کندهشده در دل کوه) از جمله بحثبرانگیزترین یادمانهای منسوب به دورهٔ ماد هستند. این گوردخمهها که پیشتر از منظر دینی بررسی شدند، از نظر ساختار معماری معمولاً شامل یک ایوان با ستونهای آزاد یا نیمستون در نما، و یک یا چند اتاق درونی هستند.<ref>{{پک|حاتم|1381|ک=هنر|ف=گوردخمهها در دوران مادها|ص=1-4}}</ref> با این حال، انتساب قطعی این گوردخمهها به دورهٔ ماد با تردیدهای جدی روبهروست و احتمال دارد بعضی از آنها مربوط به دوران هخامنشی و حتی جدیدتر باشند. به نظر میرسد سنت گوردخمهسازی صخرهای، که ریشه در معماری اورارتو و آسیای صغیر دارد، در دورهٔ مادها آغاز شد، در دورهٔ هخامنشی به اوج گسترش خود رسید، و سپس تا دورههای سلوکی و اشکانی تداوم یافت.<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد، در هشتاد سال باستانشناسی ایران|ص=608|ج=2}}</ref> | گوردخمههای صخرهای (مقابر کندهشده در دل کوه) از جمله بحثبرانگیزترین یادمانهای منسوب به دورهٔ ماد هستند. این گوردخمهها که پیشتر از منظر دینی بررسی شدند، از نظر ساختار معماری معمولاً شامل یک ایوان با ستونهای آزاد یا نیمستون در نما، و یک یا چند اتاق درونی هستند.<ref>{{پک|حاتم|1381|ک=هنر|ف=گوردخمهها در دوران مادها|ص=1-4}}</ref> با این حال، انتساب قطعی این گوردخمهها به دورهٔ ماد با تردیدهای جدی روبهروست و احتمال دارد بعضی از آنها مربوط به دوران هخامنشی و حتی جدیدتر باشند. به نظر میرسد سنت گوردخمهسازی صخرهای، که ریشه در معماری اورارتو و آسیای صغیر دارد، در دورهٔ مادها آغاز شد، در دورهٔ هخامنشی به اوج گسترش خود رسید، و سپس تا دورههای سلوکی و اشکانی تداوم یافت.<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد، در هشتاد سال باستانشناسی ایران|ص=608|ج=2}}</ref> | ||
| خط ۲۴۸: | خط ۲۴۸: | ||
نظام اداری ساتراپی که ساختار شاهنشاهی هخامنشی را شکل میداد، ریشه در دورهٔ ماد داشت. اصطلاح ساتراپ را تمام زبانها، جز عیلامی، از مادها وام گرفتند.<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد در هشتاد سال باستانشناسی ایران|ص=608|ج=2}}</ref> سرزمین ماد نیز بهعنوان یکی از ساتراپیهای اصلی تثبیت شد و هگمتانه بهعنوان پایتخت تابستانی شاهان هخامنشی مورد استفاده قرار میگرفت.<ref>{{پک|محمدیفر|1384|ک=پیام باستانشناس|ف=جغرافیای تاریخی منطقه زاگرس مرکزی در دوران پیش از اسلام|ص=84}}</ref> جایگاه این ساتراپی در فهرستهای هخامنشی نشاندهندهٔ اهمیت آن بود؛ ماد در کتیبهٔ بیستون در ردیف دهم و پس از آن در تمامی کتیبههای هخامنشی در ردیف دوم پس از پارسه آورده شده است.<ref>{{پک|ایمانپور|شهابادی|1389|ک=مطالعات تاریخ فرهنگی|ف=بررسی تحلیلی محدوده های جغرافیایی و اداری ساتراپیها...|ص=46}}</ref> | نظام اداری ساتراپی که ساختار شاهنشاهی هخامنشی را شکل میداد، ریشه در دورهٔ ماد داشت. اصطلاح ساتراپ را تمام زبانها، جز عیلامی، از مادها وام گرفتند.<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد در هشتاد سال باستانشناسی ایران|ص=608|ج=2}}</ref> سرزمین ماد نیز بهعنوان یکی از ساتراپیهای اصلی تثبیت شد و هگمتانه بهعنوان پایتخت تابستانی شاهان هخامنشی مورد استفاده قرار میگرفت.<ref>{{پک|محمدیفر|1384|ک=پیام باستانشناس|ف=جغرافیای تاریخی منطقه زاگرس مرکزی در دوران پیش از اسلام|ص=84}}</ref> جایگاه این ساتراپی در فهرستهای هخامنشی نشاندهندهٔ اهمیت آن بود؛ ماد در کتیبهٔ بیستون در ردیف دهم و پس از آن در تمامی کتیبههای هخامنشی در ردیف دوم پس از پارسه آورده شده است.<ref>{{پک|ایمانپور|شهابادی|1389|ک=مطالعات تاریخ فرهنگی|ف=بررسی تحلیلی محدوده های جغرافیایی و اداری ساتراپیها...|ص=46}}</ref> | ||
انتقال قدرت از مادها به پارسها با پیوندهای خویشاوندی میان دو دودمان سلطنتی همراه بود. کوروش دوم از طریق مادر خود، ماندانا، با خاندان سلطنتی ماد پیوند داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1392|ک=تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان|ص=57}}</ref> در نتیجهٔ این انتقال، شماری از مقامات مادی در مناصب درباری هخامنشی ابقا شدند یا به کار گمارده شدند. بهگفتهٔ واترز، مادها تنها مردم مغلوبی بودند که به بالاترین مناصب در ساختار قدرت هخامنشی دست یافتند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=The World of Achaemenid Persia|زبان=en|ص=70}}</ref> در کتاب استر از هفت شاهزادهٔ پارس و ماد یاد شده که اجازهٔ دیدار با شاه را داشتند و در شاهنشاهی صاحب جایگاه بودند.<ref>{{پک|داندامایف|1400|ک=مطالعات ایران کهن|ف=دربار و درباریان در دوره مادها و هخامنشیان|ص=3}}</ref> | انتقال قدرت از مادها به پارسها با پیوندهای خویشاوندی میان دو دودمان سلطنتی همراه بود. کوروش دوم از طریق مادر خود، ماندانا، با خاندان سلطنتی ماد پیوند داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1392|ک=تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان|ص=57}}</ref> در نتیجهٔ این انتقال، شماری از مقامات مادی در مناصب درباری هخامنشی ابقا شدند یا به کار گمارده شدند. بهگفتهٔ واترز، مادها تنها مردم مغلوبی بودند که به بالاترین مناصب در ساختار قدرت هخامنشی دست یافتند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=in The World of Achaemenid Persia: History, Art and Society in Iran and the Ancient Near East|زبان=en|ص=70|ف=Cyrus and the Medes}}</ref> در کتاب استر از هفت شاهزادهٔ پارس و ماد یاد شده که اجازهٔ دیدار با شاه را داشتند و در شاهنشاهی صاحب جایگاه بودند.<ref>{{پک|داندامایف|1400|ک=مطالعات ایران کهن|ف=دربار و درباریان در دوره مادها و هخامنشیان|ص=3}}</ref> | ||
فراتر از ساختار اداری، میراث مادها در مفهوم ماد و پارس نیز تداوم یافت. در کتیبههای هخامنشی، نام ماد و پارس همواره در کنار یکدیگر ذکر میشود.<ref>{{پک|ایمانپور|هاشمی|1382|ک=تاریخ پژوهی|ف=مادها و پارسها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده اند؟|ص=68}}</ref> این کاربرد همزمان در منابع یونانی نیز بازتاب یافته است؛ مورخان یونانی تا یک سده پس از سقوط هگمتانه، واژهٔ ماد را بهجای پارس به کار میبردند.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=58}}</ref> بهگفتهٔ سایکس، در نگاه یونانیان، دولت ماد منقرض نشده بود، بلکه تنها یک تغییر داخلی در آن رخ داده بود.<ref>{{پک|سایکس|1380|ک=تاریخ ایران|ص=172|ج=۱}}</ref> | فراتر از ساختار اداری، میراث مادها در مفهوم ماد و پارس نیز تداوم یافت. در کتیبههای هخامنشی، نام ماد و پارس همواره در کنار یکدیگر ذکر میشود.<ref>{{پک|ایمانپور|هاشمی|1382|ک=تاریخ پژوهی|ف=مادها و پارسها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده اند؟|ص=68}}</ref> این کاربرد همزمان در منابع یونانی نیز بازتاب یافته است؛ مورخان یونانی تا یک سده پس از سقوط هگمتانه، واژهٔ ماد را بهجای پارس به کار میبردند.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=58}}</ref> بهگفتهٔ سایکس، در نگاه یونانیان، دولت ماد منقرض نشده بود، بلکه تنها یک تغییر داخلی در آن رخ داده بود.<ref>{{پک|سایکس|1380|ک=تاریخ ایران|ص=172|ج=۱}}</ref> | ||
| خط ۳۹۸: | خط ۳۹۸: | ||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=مفیدی نصرآبادی|نام۱=بهزاد|عنوان=نگاهی به روابط سیاسی آشور و ماد|پیوند=https://www.pazand.ir/article_206799_95e89c494f41cb40dc6fa705bb4fdb2a.pdf|ژورنال=پازند|شماره=20-21|صفحات=84-102|دوره=6}} | {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=مفیدی نصرآبادی|نام۱=بهزاد|عنوان=نگاهی به روابط سیاسی آشور و ماد|پیوند=https://www.pazand.ir/article_206799_95e89c494f41cb40dc6fa705bb4fdb2a.pdf|ژورنال=پازند|شماره=20-21|صفحات=84-102|دوره=6}} | ||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ملازاده|نام۱=کاظم|تاریخ=1390|عنوان=مطالعه معماری مذهبی دوره ماد و تداوم آن تا دوره اشکانی بر اساس دادههای باستانشناسی | {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ملازاده|نام۱=کاظم|تاریخ=1390|عنوان=مطالعه معماری مذهبی دوره ماد و تداوم آن تا دوره اشکانی بر اساس دادههای باستانشناسی به دست آمده از نوشیجان و قومس|پیوند=https://www.academia.edu/2604445/The_study_of_Median_religious_architecture_and_its_Continuity_to_Parthian_period_based_on_archaeological_data_obtained_from_Nushijan_and_Qumis|ژورنال=پژوهشهای باستانشناسی ایران|شماره=1|صفحات=123-136}} | ||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ملازاده|نام۱=کاظم|تاریخ=1390|عنوان=تاریخچه، جایابی و ساختار هگمتانه مادی|پیوند=https://www.sid.ir/FileServer/JF/24213900601|ژورنال=مطالعات شهر ایرانی اسلامی|شماره=6|صفحات=5-16|نام۲=معصومه|نام خانوادگی۲=طاهری دهکردی}} | {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ملازاده|نام۱=کاظم|تاریخ=1390|عنوان=تاریخچه، جایابی و ساختار هگمتانه مادی|پیوند=https://www.sid.ir/FileServer/JF/24213900601|ژورنال=مطالعات شهر ایرانی اسلامی|شماره=6|صفحات=5-16|نام۲=معصومه|نام خانوادگی۲=طاهری دهکردی}} | ||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ملازاده|نام۱=کاظم|تاریخ=1392|عنوان=مطالعۀ جغرافیای تاریخی ماد، پیش از تشکیل پادشاهی و گسترش آن|پیوند=https://www.ensani.ir/file/download/article/20140824163940-9911-132.pdf|ژورنال=تاریخ اسلام و ایران|شماره=110|صفحات=143-165|نام۲=معصومه|نام خانوادگی۲=طاهری دهکردی}} | |||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ملازاده|نام۱=کاظم|تاریخ=1394|عنوان=جغرافیای تاریخی ماد بعد از تشکیل پادشاهی و گسترش آن(612 – 550ق.م)|پیوند=https://hii.alzahra.ac.ir/article_2220_1b7d823a6c6914b5e8545d85eccf45ef.pdf|ژورنال=تاریخ اسلام و ایران|دوره=25|شماره=28|صفحات=273-300|نام۲=معصومه|نام خانوادگی۲=طاهری دهکردی}} | |||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ملازاده|نام۱=کاظم|تاریخ=1395|عنوان=بررسی تناسبات و نظام پیمون در معماری دوره ماد: مطالعه موردی محوطه نوشیجان|پیوند=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2106313|ژورنال=جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام|شماره=2|صفحات=79-93|نام۲=صاحب|نام خانوادگی۲=محمدیان منصور|نام۳=فاطمه|نام خانوادگی۳=جوانمردی|دیگران=مریم خدابنده}} | |||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ملکزاده|نام۱=فرخ|تاریخ=1355|عنوان=تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها|پیوند=https://www.ensani.ir/file/download/article/20120514094901-7072-119.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=2|شماره=6|صفحات=133-140}} | |||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ملکزاده|نام۱=مهرداد|تاریخ=1381|عنوان=یادداشتهایی واژگون درباره تاریخ و باستان شناسی دوره ماد|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/20101108165147-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%D9%88%D8%A7%DA%98%DA%AF%D9%88%D9%86%20%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%20%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%20%D9%88%20%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%20%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87%20%D9%85%D8%A7%D8%AF.pdf|ژورنال=باستان پژوهی|شماره=10|صفحات=36-54}} | |||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=نیکجو|نام۱=مهوش|تاریخ=1349|عنوان=اهمیت اجتماعی مبارزات قوم ماد بر علیه توسعۀ نفوذ سیاسی دولت مقتدر آشور و اقوام مهاجم، به منظور تشکیل یک حکومت ملی در سرزمین ایران|پیوند=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/746023|ژورنال=جستارهای نوین ادبی|شماره=24|صفحات=732-750}} | |||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=واترز|نام۱=متیو|تاریخ=1401|عنوان=یادداشتهایی در باره مادها و پادشاهی شان|پیوند=https://www.historyancient.ir/article_196712_0be866ed8d423ace99498cd48d797311.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=2|شماره=1|صفحات=25-41|مترجم=منصور حمدالله زاده}} | |||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=یاوری|نام۱=معصومه|عنوان=مقایسه تطبیقی میزان تاثیر فرهنگ و اقلیم بر روی معماری آرامگاههای مادها و هخامنشیان|پیوند=https://www.sid.ir/FileServer/SF/3941395h0359.pdf|ژورنال=سومین کنفرانس بین المللی پژوهشهای نوین درعمران، معماری و شهرسازی|صفحات=1-16|نام۲=پگاه سادات|نام خانوادگی۲=عقیلی یگانه|نام۳=سعید|نام خانوادگی۳=توده فالح}} | |||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=Bivar|نام۱=A. D. H.|تاریخ=1971|عنوان=A Hoard of Ingot-Currency of the Median Period from Nūsh-i Jān, near Malayir|پیوند=http://www.jstor.org/stable/4300441|ژورنال=Iran|کد زبان=en|pp=97-111}} | |||
{{یادکرد کتاب|عنوان=The Oxford Handbook of Ancient Iran: Assyria and the Medes|سال=2013|ناشر=Oxford University Press|پیوند=https://discovery.ucl.ac.uk/id/eprint/1397066/1/Radner_OHAI%20(2013)%20Assyria%20%26%20Medes.pdf|نام۱=Karen|نام خانوادگی۱=Radner|کد زبان=en|نام ویراستار=Daniel T.|نام خانوادگی ویراستار=Potts}} | |||
{{یادکرد کتاب|عنوان=«… how Median the Medes were»? État d’une question longuement débattue in Persian Religion in the Achaemenid Period / La religion perse à l’époque achéménide|سال=2017|مکان=Wiesbaden|ناشر=Harrassowitz Verlag|پیوند=https://d1wqtxts1xzle7.cloudfront.net/54590902/Rossi__How_Median_the_Medes..-libre.pdf?1506865333=&response-content-disposition=inline%3B+filename%3Dhow_Median_the_Medes_were_Etat_dune_que.pdf&Expires=1780734602&Signature=ZWiAWWh68BR~pyEMIa7~H9F2uro9y272Z7PqS8B-h8npmqglft2lsIPR-PBJuUQVz8R9szRH9BmXahUNKs6jdCm3CsxUfc1-XN4Bl-CEkB2CkPV8mtc3YbgKdmGei~OyF5jK58VCLzS0kYwUzs~Uv67CtU1IB-26KYjuS6lcsFBPdl7iZvYFfpu2xCgSkRtxx43wE~z7l-Mm~lAr9bJ8AJ5LGa84p1H~wHSz2l~2d90TspGKIaxaaa7E-uTMpwfaqP0tmyNwajCK0EmQuJYMYmxU2-nEhAULD3mAmFZdxM1i0zXKFuTmnkat-HhWdh6RzuHO6om9kwyxsZl~rYBBug__&Key-Pair-Id=APKAJLOHF5GGSLRBV4ZA|نام۱=Adriano V|نام خانوادگی۱=Rossi|کد زبان=en|نام ویراستار=Wouter F.M. and Céline|نام خانوادگی ویراستار=Henkelman and Redard}} | |||
{{یادکرد کتاب|عنوان=“Cyrus and the Medes”, in The World of Achaemenid Persia: History, Art and Society in Iran and the Ancient Near East|سال=2010|مکان=London|ناشر=I.B. Tauris|پیوند=https://d1wqtxts1xzle7.cloudfront.net/5243598/Waters__2010_-Cyrus_and_the_Medes-libre.pdf?1390840564=&response-content-disposition=inline%3B+filename%3DCyrus_and_the_Medes.pdf&Expires=1780733299&Signature=d9WDL0Hpw1WyVQw2Qlsw3ZFybHihnKsR4gcafQSF111fnXxKdWCNyFYUeAcnKxkGgTt775crZc6MJKpDbOvlLCL4Zsyo~TnVfBQI4GAW8BLADKecoV9lgk5PS5kqZEDu-u-kbqRGZPFG8x0nBJZvc0NMnHiYC1PZSKFiU86w2A48sPGnbiVT9G4NQRTaQxI8BBSEn~ogUb~hdtX~tRzLZ5IQwFLFnSkKbaiDzm7x~EkNpn4ljnhT6gbfyfSBkeB5ebk1lmSBnK5zhGYOau~FLm6wR85pDtg29mPD1U43zrqC0NQA4~pWNOqqaaTDBTRkdYWyP2o1x1z72QQPTmjKkw__&Key-Pair-Id=APKAJLOHF5GGSLRBV4ZA|نام۱=Matthew|نام خانوادگی۱=Waters|کد زبان=en|نام ویراستار=John and St. John|نام خانوادگی ویراستار=Curtis and Simpson}} | |||
{{یادکرد کتاب|عنوان=“Notes on the Medes and their 'Empire' from JER 25:25 to HDT 1.134” in A Common Cultural Heritage: Studies on Mesopotamia and the Biblical World in Honor of Barry L. Eichler|سال=2011|مکان=Bethesda, MD|ناشر=CDL Press|پیوند=https://d1wqtxts1xzle7.cloudfront.net/45666193/Waters_2011_-_Medes_and_their_empire_Eichler_Fs-libre.pdf?1463412998=&response-content-disposition=inline%3B+filename%3DNotes_on_the_Medes_and_Their_Empire_from.pdf&Expires=1780735198&Signature=PTS6el6OUA4t0WnzP9woFwkGDcwthcXrqM3exSuIh7tEydPsid1tWNO6-8jzwQqjjCecHC6ajXagOXWPidfZLegNfbcoAaL49WkFBeYGbFxxawXebk9ovQj5mzOQ99tMz9fdx1jj7GgoSPVqhfQXAJFKP6GFzVAgSFdSn~IkVV-rEPu0TNR~vXgkJrqrQc39UUef4ggwqcI5GBxxlaCC3N82gShigvF~6oj4xWOckb4209K4F02u04MFftetwBw5IQ61i6V99QJP6L4ENGpKpnMVOx57iGurH8RH8Ess8IdOsqJ85Hl1ZwbPWZyO1hi8CaEp4hVLW3wFgMCscteDXw__&Key-Pair-Id=APKAJLOHF5GGSLRBV4ZA|نام۱=Matthew|نام خانوادگی۱=Waters|کد زبان=en|نام ویراستار=reza|نام خانوادگی ویراستار=Grant Frame et al}} | |||