حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۷: خط ۷:
== پیشینه ==
== پیشینه ==
ایران پس از سقوط صفویه، دوره‌ای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد. با وجود تلاش‌های نادرشاه افشار برای تمرکز قدرت، ضعف ساختار دیوان‌سالاری، وابستگی بیش از حد به نیروی نظامی و نبود مشروعیت پایدار، موجب شد تا دولت افشاریه نتواند تداوم یابد و پس از درگذشت او، کشور دچار هرج‌ومرج و کشمکش‌های داخلی شود. در دوره زندیه، کریم‌خان زند با تکیه بر شخصیت کاریزماتیک خود، ثبات نسبی را به ارمغان آورد و قدرت را به شیوه‌ای کمتر استبدادی اعمال کرد، اما این ثبات نیز پس از مرگ او با رقابت‌های خاندانی و فروپاشی مواجه شد. با روی کار آمدن قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری، اگرچه ظاهر حکومت متمرکز حفظ شد، اما نشانه‌های ضعف درون‌ساختاری، نفوذ روزافزون قدرت‌های خارجی و ناتوانی در اصلاحات اساسی، به‌تدریج نظام سیاسی ایران را در برابر خواست عمومی برای تغییر ناکارآمد جلوه داد. زمینه‌های مشترکی چون تمرکز قدرت، نقش دین در مشروعیت‌بخشی به حکومت و نبود نهادهای ناظر بر قدرت، از عناصر ثابت این ادوار تاریخی بود، اما در دورۀ قاجار، این ساختارها با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شدند. همچنین افزایش آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی ایرانیان، کاهش اقتدار دولت مرکزی و رشد اندیشه‌های مبتنی بر عدالت اجتماعی، زمینۀ دیگری برای شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی و در نهایت نهضت مشروطه فراهم کرد.<ref>[https://civilica.com/doc/2447368/ «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وب‌سایت سیلیویکا.]</ref>
ایران پس از سقوط صفویه، دوره‌ای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد. با وجود تلاش‌های نادرشاه افشار برای تمرکز قدرت، ضعف ساختار دیوان‌سالاری، وابستگی بیش از حد به نیروی نظامی و نبود مشروعیت پایدار، موجب شد تا دولت افشاریه نتواند تداوم یابد و پس از درگذشت او، کشور دچار هرج‌ومرج و کشمکش‌های داخلی شود. در دوره زندیه، کریم‌خان زند با تکیه بر شخصیت کاریزماتیک خود، ثبات نسبی را به ارمغان آورد و قدرت را به شیوه‌ای کمتر استبدادی اعمال کرد، اما این ثبات نیز پس از مرگ او با رقابت‌های خاندانی و فروپاشی مواجه شد. با روی کار آمدن قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری، اگرچه ظاهر حکومت متمرکز حفظ شد، اما نشانه‌های ضعف درون‌ساختاری، نفوذ روزافزون قدرت‌های خارجی و ناتوانی در اصلاحات اساسی، به‌تدریج نظام سیاسی ایران را در برابر خواست عمومی برای تغییر ناکارآمد جلوه داد. زمینه‌های مشترکی چون تمرکز قدرت، نقش دین در مشروعیت‌بخشی به حکومت و نبود نهادهای ناظر بر قدرت، از عناصر ثابت این ادوار تاریخی بود، اما در دورۀ قاجار، این ساختارها با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شدند. همچنین افزایش آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی ایرانیان، کاهش اقتدار دولت مرکزی و رشد اندیشه‌های مبتنی بر عدالت اجتماعی، زمینۀ دیگری برای شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی و در نهایت نهضت مشروطه فراهم کرد.<ref>[https://civilica.com/doc/2447368/ «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وب‌سایت سیلیویکا.]</ref>
==هویت ایرانی در دوران قاجاریه==
=== هویت دینی ===
به گواه پژوهشگران هویت دینی که در دورۀ صفویه به‌عنوان مهم‌ترین مؤلفه هویت‌ساز ایرانیان شکل گرفته و شاه نیز به‌عنوان شخصیتی مقدس و دارای مشروعیت دینی تلقی می‌شد، در دوران قاجاریه همچنان نقشی محوری در تعریف هویت فردی و جمعی ایفا کرد، اما با تفاوتی اساسی: برخلاف صفویه که دین و سیاست در شخص شاه تلفیق یافته بود، در دوره قاجار این شاه نبود که شخصیت دینی محسوب می‌شد، بلکه روحانیان بودند که به‌تدریج به‌عنوان مرجع اصلی هویت دینی و ناظر بر مشروعیت سیاسی شناخته شدند و جدایی تدریجی نهاد دین از سیاست آغاز گردید. از نگاه ناظران خارجی، ایرانیان دوره قاجار مسائل مذهبی را در همه مجامع مطرح می‌ساختند و روحانیان در امور خانوادگی و اجتماعی از احترام و نفوذ فوق‌العاده‌ای برخوردار بودند؛ به‌گونه‌ای که پیش از هر مراجعه به دستگاه قضایی، مردم به قرآن و فتاوای روحانیان مراجعه می‌کردند. پژوهشگران بر این باورند که روحانیان در این دوره، با وجود آنکه به‌صراحت خواهان تصدی فرمانروایی نبودند، اما به‌عنوان نهاد نظارتی بر عملکرد حکومت عمل می‌کردند و دولت‌مردان نیز به دلیل نفوذ اجتماعی و توانایی آنان در بسیج توده‌ها، از ایشان هراس داشتند و در بسیاری از امور، به ویژه در مواقع بحران، ناگزیر به پذیرش نظرات روحانیان بودند. بدین‌ترتیب، در دوره قاجار، هویت دینی اگرچه همچنان به‌عنوان یکی از منابع اصلی همبستگی اجتماعی باقی ماند، اما ساختار آن دچار دگرگونی شد و زمینه‌های تحولات بعدی از جمله جنبش‌های عدالت‌خواهانه و نهضت مشروطه را نیز تحت تأثیر خود قرار داد.<ref>[https://www.rjnsq.ir/article_96739_c3bfe1482f41063ec17701dbfab7167f.pdf هاشمی و  ایمانی خوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامه‌های سفرنامه‌نویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.]</ref>


===سلطهٔ بیگانگان بر ایران===
===سلطهٔ بیگانگان بر ایران===
خط ۹۵: خط ۹۰:
همچنین زنان نسبت به مردان دارای سواد کمتر، پایگاه اجتماعی پایین‌تر و در مناسبات قدرت، شرکت ناچیز داشتند که در قوام‌بخشی سبک زندگی آنها در این دوره اثرگذار بود. اما در جامعه سنتی ایران نوع تفریحات، پوشش و حتی وجوه ذهنی الگوهای زندگی زنان طبقات فرادست با سایر اقشار زنان تفاوت‌های چشم‌گیری داشت. آموختن [[موسیقی]]، زبان فرانسه، تاریخ، فلسفه و ادبیات و گرایش به انگاره‌های نوین اجتماعی و سیاسی مانند تساوی حقوق زنان و مردان، برداشتن نقاب و روبند، گرایش به مشروطه که در زندگی‌نامه «تاج السلطنه» دختر ناصرالدین شاه نقل شده، این تفاوت را نشان می‌دهد.<ref>تاج‌السلطنه، خاطرات تاج‌السلطنه، 1361ش، ص13.</ref>
همچنین زنان نسبت به مردان دارای سواد کمتر، پایگاه اجتماعی پایین‌تر و در مناسبات قدرت، شرکت ناچیز داشتند که در قوام‌بخشی سبک زندگی آنها در این دوره اثرگذار بود. اما در جامعه سنتی ایران نوع تفریحات، پوشش و حتی وجوه ذهنی الگوهای زندگی زنان طبقات فرادست با سایر اقشار زنان تفاوت‌های چشم‌گیری داشت. آموختن [[موسیقی]]، زبان فرانسه، تاریخ، فلسفه و ادبیات و گرایش به انگاره‌های نوین اجتماعی و سیاسی مانند تساوی حقوق زنان و مردان، برداشتن نقاب و روبند، گرایش به مشروطه که در زندگی‌نامه «تاج السلطنه» دختر ناصرالدین شاه نقل شده، این تفاوت را نشان می‌دهد.<ref>تاج‌السلطنه، خاطرات تاج‌السلطنه، 1361ش، ص13.</ref>


==حجاب زنان در دوره قاجار==
=== حجاب زنان در دوره قاجار ===
[[پرونده:قاجاریه۲.jpg|جایگزین=بانوان دوره قاجار با چادر و پوشیه|بندانگشتی|بانوان دوره قاجار با چادر و پوشیه]]
[[پرونده:قاجاریه۲.jpg|جایگزین=بانوان دوره قاجار با چادر و پوشیه|بندانگشتی|بانوان دوره قاجار با چادر و پوشیه]]
در اوائل دورهٔ قاجاریهٔ فرهنگ [[حجاب]] و [[عفاف]] متأثر از سبک زندگی ایرانی و اسلامی به‌عنوان یک ارزش به شدت رعایت می‌شد. همچنین حریم اجتماعی مردانه و زنانه به‌عنوان میراث فرهنگی و دینی، در فضاهای شهری، مکان‌های مذهبی و سبک معماری نمود عینی داشت. برای مثال زنان در فضای عمومی [[چادر|چادرهای]] بلند [[لباس مشکی در فرهنگ شیعیان|مشکی]] می‌پوشیدند.  
در اوائل دورهٔ قاجاریهٔ فرهنگ [[حجاب]] و [[عفاف]] متأثر از سبک زندگی ایرانی و اسلامی به‌عنوان یک ارزش به شدت رعایت می‌شد. همچنین حریم اجتماعی مردانه و زنانه به‌عنوان میراث فرهنگی و دینی، در فضاهای شهری، مکان‌های مذهبی و سبک معماری نمود عینی داشت. برای مثال زنان در فضای عمومی [[چادر|چادرهای]] بلند [[لباس مشکی در فرهنگ شیعیان|مشکی]] می‌پوشیدند.  
خط ۱۰۲: خط ۹۷:


==دین‌داری و معنویت==
==دین‌داری و معنویت==
=== هویت دینی ===
به گواه پژوهشگران هویت دینی که در دورۀ صفویه به‌عنوان مهم‌ترین مؤلفه هویت‌ساز ایرانیان شکل گرفته و شاه نیز به‌عنوان شخصیتی مقدس و دارای مشروعیت دینی تلقی می‌شد، در دوران قاجاریه همچنان نقشی محوری در تعریف هویت فردی و جمعی ایفا کرد، اما با تفاوتی اساسی: برخلاف صفویه که دین و سیاست در شخص شاه تلفیق یافته بود، در دورۀ قاجار این شاه نبود که شخصیت دینی محسوب می‌شد، بلکه روحانیان بودند که به‌تدریج به‌عنوان مرجع اصلی هویت دینی و ناظر بر مشروعیت سیاسی شناخته شدند و جدایی تدریجی نهاد دین از سیاست آغاز گردید. از نگاه ناظران خارجی، ایرانیان دورۀ قاجار مسائل مذهبی را در همه مجامع مطرح می‌ساختند و روحانیان در امور خانوادگی و اجتماعی از احترام و نفوذ فوق‌العاده‌ای برخوردار بودند؛ به‌گونه‌ای که پیش از هر مراجعه به دستگاه قضایی، مردم به قرآن و فتاوای روحانیان مراجعه می‌کردند. پژوهشگران بر این باورند که روحانیان در این دوره، با وجود آنکه به‌صراحت خواهان تصدی فرمانروایی نبودند، اما به‌عنوان نهاد نظارتی بر عملکرد حکومت عمل می‌کردند و دولت‌مردان نیز به دلیل نفوذ اجتماعی و توانایی آنان در بسیج توده‌ها، از ایشان هراس داشتند و در بسیاری از امور، به ویژه در مواقع بحران، ناگزیر به پذیرش نظرات روحانیان بودند. بدین‌ترتیب، در دوره قاجار، هویت دینی اگرچه همچنان به‌عنوان یکی از منابع اصلی همبستگی اجتماعی باقی ماند، اما ساختار آن دچار دگرگونی شد و زمینه‌های تحولات بعدی از جمله جنبش‌های عدالت‌خواهانه و نهضت مشروطه را نیز تحت تأثیر خود قرار داد.<ref>[https://www.rjnsq.ir/article_96739_c3bfe1482f41063ec17701dbfab7167f.pdf هاشمی و  ایمانی خوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامه‌های سفرنامه‌نویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.]</ref>
===در رفتار شاهان===
===در رفتار شاهان===
شاهان قاجار ابتدا به [[دین]] اسلام، مذهب [[شیعه]] و تعظیم نسبی شعایر دینی توجه داشتند و به نظر محققان یکی از دلایل استحکام و عمر به‌نسبت طولانی این سلسله در این تنسک دینی است. بیشتر شاهان قاجار با علما رابطهٔ خوبی داشتند. مبارزه با مذهب ساختگی بابیت و توجه به احکام اسلامی و احترام به آیین‌های مذهبی از جمله [[روضه‌خوانی]] در ایام [[ماه محرم|محرم]] یا [[زیارت]] عتبات عالیات و بارگاه امام‌زداگان از موضوعاتی بود که باعث شد مردم متدین و اکثریت روحانیت شیعه به‌جز در مواقع خاص مانند نهضت تنباکو و مشروطیت، مخالفت آشکاری با آنها نداشته باشند؛ اما براساس شواهد تاریخی به مرور زمان هر اندازه شاهان از دینداری و معنویت فاصله گرفتند، مردم نیز در مقابل، از دستگاه حاکمه تنفر پیدا کردند و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.<ref>دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.</ref>
شاهان قاجار ابتدا به [[دین]] اسلام، مذهب [[شیعه]] و تعظیم نسبی شعایر دینی توجه داشتند و به نظر محققان یکی از دلایل استحکام و عمر به‌نسبت طولانی این سلسله در این تنسک دینی است. بیشتر شاهان قاجار با علما رابطهٔ خوبی داشتند. مبارزه با مذهب ساختگی بابیت و توجه به احکام اسلامی و احترام به آیین‌های مذهبی از جمله [[روضه‌خوانی]] در ایام [[ماه محرم|محرم]] یا [[زیارت]] عتبات عالیات و بارگاه امام‌زداگان از موضوعاتی بود که باعث شد مردم متدین و اکثریت روحانیت شیعه به‌جز در مواقع خاص مانند نهضت تنباکو و مشروطیت، مخالفت آشکاری با آنها نداشته باشند؛ اما براساس شواهد تاریخی به مرور زمان هر اندازه شاهان از دینداری و معنویت فاصله گرفتند، مردم نیز در مقابل، از دستگاه حاکمه تنفر پیدا کردند و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.<ref>دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.</ref>
خط ۱۱۳: خط ۱۱۰:


==سرمایه‌های دینی و اجتماعی==
==سرمایه‌های دینی و اجتماعی==
===سرمایهٔ معنوی===
===سرمایه معنوی===
محققان، دورهٔ قاجاریه را از نظر [[اخلاق]] و تربیت، به‌دلیل حاکمیت شریعت و احکام دینی، خوب توصیف کرده و معتقدند که وجود بسیاری از صفات پسندیده در میان اکثریت مردم نتیجهٔ مستقیم رسوخ عقاید مذهبی و وجود مکتب خاص تعلیم و تربیت دینی بود. [[تربیت]] خانوادگی، براساس آشناساختن کودکان به تکالیف شرعی و اجرای دستورهای مذهبی و انجام عبادات و حفظ طهارت و [[عفت]] عمومی و گریز از مناهی مانند شراب‌خواری، قمار و زنا استوار بود. خانواده‌ها می‌کوشیدند که کودکان و جوانان را از سقوط اخلاقی محفوظ بدارند و به همین منظور، والدین به محض رسیدن پسران و دختران به سن بلوغ و رشد جسمانی آنها را به [[ازدواج]] تشویق می‌کردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.</ref>
محققان، دورهٔ قاجاریه را از نظر [[اخلاق]] و تربیت، به‌دلیل حاکمیت شریعت و احکام دینی، خوب توصیف کرده و معتقدند که وجود بسیاری از صفات پسندیده در میان اکثریت مردم نتیجهٔ مستقیم رسوخ عقاید مذهبی و وجود مکتب خاص تعلیم و تربیت دینی بود. [[تربیت]] خانوادگی، براساس آشناساختن کودکان به تکالیف شرعی و اجرای دستورهای مذهبی و انجام عبادات و حفظ طهارت و [[عفت]] عمومی و گریز از مناهی مانند شراب‌خواری، قمار و زنا استوار بود. خانواده‌ها می‌کوشیدند که کودکان و جوانان را از سقوط اخلاقی محفوظ بدارند و به همین منظور، والدین به محض رسیدن پسران و دختران به سن بلوغ و رشد جسمانی آنها را به [[ازدواج]] تشویق می‌کردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.</ref>


===سرمایهٔ اجتماعی===
===سرمایه اجتماعی===
در دورهٔ قاجاریه، سرمایهٔ اجتماعی که میراث فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بود، شیرازهٔ روابط اجتماعی را شکل می‌داد. حس اعتماد مردم به یکدیگر در کل جامعهٔ ایران به حدی بود که برای مثال، معاملات کوچک و بزرگ فقط با قول و قرار زبانی انجام می‌گرفت و کسی که قصد سفر زیارت عتبات عالیات را داشت، [[خانه]]، ثروت و [[ناموس]] خود را با آرامش خاطر به [[همسایه‌داری|همسایه]] می‌سپرد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref>
در دورهٔ قاجاریه، سرمایهٔ اجتماعی که میراث فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بود، شیرازهٔ روابط اجتماعی را شکل می‌داد. حس اعتماد مردم به یکدیگر در کل جامعهٔ ایران به حدی بود که برای مثال، معاملات کوچک و بزرگ فقط با قول و قرار زبانی انجام می‌گرفت و کسی که قصد سفر زیارت عتبات عالیات را داشت، [[خانه]]، ثروت و [[ناموس]] خود را با آرامش خاطر به [[همسایه‌داری|همسایه]] می‌سپرد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref>


===سرمایهٔ انسانی===
===سرمایه انسانی===
در دورهٔ قاجار نهاد روحانیت نقش مهمی در حمایت مردم در برابر ستم دستگاه حکومتی شاه و حفاظت از فرهنگ و آموزه‌های مذهبی داشت. در طول حکومت قاجار، علما با ترویج نظام اعتقادی، ارزشی و نمادی تشیع در ایران توانستند مراتبی از فرهنگ مذهبی را در ایران پی‌ریزی کنند که به موازات رواج فرهنگ تشیع، تجدد و پویایی شیعی نیز بیشتر شد. بر اثر فعالیت علمای [[دین]]، آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم به‌گونه‌ای افزایش یافت که از آن پس در بحران‌ها و جریان‌های سیاسی و اجتماعی مهم بی‌تفاوت نبودند. علمای دین با همکاری مردم، نهاد «عدالت‌خانه» را در زمان مظفرالدین شاه به وجود آوردند و در گام بعدی، نهضت مشروطه را رهبری کردند و به پیروزی رساندند. آنها با ایجاد این تحولات بزرگ نه تنها جلو ستم و اجحاف دولت علیه مردم را گرفتند که در بیداری دینی و زمینه‌سازی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] نیز نقشی مهم ایفا کردند.<ref>رمضان‌نرگسی، «تأثیر فرهنگ سیاسی تشیع در بیداری مردم ایران در دورهٔ قاجاریه»، 1387ش، ص139.</ref>
در دورهٔ قاجار نهاد روحانیت نقش مهمی در حمایت مردم در برابر ستم دستگاه حکومتی شاه و حفاظت از فرهنگ و آموزه‌های مذهبی داشت. در طول حکومت قاجار، علما با ترویج نظام اعتقادی، ارزشی و نمادی تشیع در ایران توانستند مراتبی از فرهنگ مذهبی را در ایران پی‌ریزی کنند که به موازات رواج فرهنگ تشیع، تجدد و پویایی شیعی نیز بیشتر شد. بر اثر فعالیت علمای [[دین]]، آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم به‌گونه‌ای افزایش یافت که از آن پس در بحران‌ها و جریان‌های سیاسی و اجتماعی مهم بی‌تفاوت نبودند. علمای دین با همکاری مردم، نهاد «عدالت‌خانه» را در زمان مظفرالدین شاه به وجود آوردند و در گام بعدی، نهضت مشروطه را رهبری کردند و به پیروزی رساندند. آنها با ایجاد این تحولات بزرگ نه تنها جلو ستم و اجحاف دولت علیه مردم را گرفتند که در بیداری دینی و زمینه‌سازی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] نیز نقشی مهم ایفا کردند.<ref>رمضان‌نرگسی، «تأثیر فرهنگ سیاسی تشیع در بیداری مردم ایران در دورهٔ قاجاریه»، 1387ش، ص139.</ref>


خط ۱۲۶: خط ۱۲۳:
در عهد قاجار، سیستم آموزشی امروزی وجود نداشت و بعد از محیط خانه، نهادهای دینی مانند [[مسجد]] و فعالیت روحانیت به عنوان سرمایهٔ جمعی نقش مهمی در تربیت عمومی و فرهنگ مذهبی داشت. والدین علاوه‌بر این که خود به انجام فرایض دینی اهتمام می‌ورزیدند و برای ادای [[نماز]] و شنیدن و پندواندرز دینی به مسجد می‌رفتند، فرزندان خود را نیز از ۵ سالگی به مسجد می‌بردند. در مسجد مردم با تربیت عمومی و اجتماعی، احکام و احادیث و اخبار مذهبی آشنا می‌شدند. عالمان دینی، فضایل اخلاقی، صفات و ملکات پسندیده را ترویج می‌کردند. بر اثر فعالیت مراکز مذهبی و تربیت اخلاقی، روحیهٔ همکاری و مواسات اسلامی وجهه همت اکثریت مردم بود.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref>
در عهد قاجار، سیستم آموزشی امروزی وجود نداشت و بعد از محیط خانه، نهادهای دینی مانند [[مسجد]] و فعالیت روحانیت به عنوان سرمایهٔ جمعی نقش مهمی در تربیت عمومی و فرهنگ مذهبی داشت. والدین علاوه‌بر این که خود به انجام فرایض دینی اهتمام می‌ورزیدند و برای ادای [[نماز]] و شنیدن و پندواندرز دینی به مسجد می‌رفتند، فرزندان خود را نیز از ۵ سالگی به مسجد می‌بردند. در مسجد مردم با تربیت عمومی و اجتماعی، احکام و احادیث و اخبار مذهبی آشنا می‌شدند. عالمان دینی، فضایل اخلاقی، صفات و ملکات پسندیده را ترویج می‌کردند. بر اثر فعالیت مراکز مذهبی و تربیت اخلاقی، روحیهٔ همکاری و مواسات اسلامی وجهه همت اکثریت مردم بود.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref>


===حقوقی===
== نظام حقوقی ==
در ابتدای دوران قاجاریه، مرجع رسمی قانون و اطمینان قضایی برای رسیدگی دعواها و اختلافات مردم وجود نداشت. اختلافات خانوادگی به‌وسیلهٔ علمای دین و گاهی از طریق کدخدامنشی، بزرگان محله یا شهر حل و فصل می‌شد؛<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref> اما در زمان ناصرالدین شاه ساختاری حقوقی به نام عدلیه و دیوان‌خانه شکل گرفت. بعد از آن نیز دعاوی حقوقی از سوی روحانیون و مجتهدین رسیدگی می‌شد و دعاوی غیرحقوقی از طرف مقامات دولتی مورد رسیدگی قرار می‌گرفت. در شهرستان‌ها نیز امور حقوقی را علما و امور جزایی و انتظامی را حکومت‌ها حل و فصل می‌کردند. رئیس دیوانخانه از طرف شاه منصوب می‌شد.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اقتصاد-36/1081764-نظام-قضایی-دوره-قاجار «نظام قضایی دورۀ قاجار»، وب‌سایت دنیای اقتصاد.]</ref>
در ابتدای دوران قاجاریه، مرجع رسمی قانون و اطمینان قضایی برای رسیدگی دعواها و اختلافات مردم وجود نداشت. اختلافات خانوادگی به‌وسیلهٔ علمای دین و گاهی از طریق کدخدامنشی، بزرگان محله یا شهر حل و فصل می‌شد؛<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref> اما در زمان ناصرالدین شاه ساختاری حقوقی به نام عدلیه و دیوان‌خانه شکل گرفت. بعد از آن نیز دعاوی حقوقی از سوی روحانیون و مجتهدین رسیدگی می‌شد و دعاوی غیرحقوقی از طرف مقامات دولتی مورد رسیدگی قرار می‌گرفت. در شهرستان‌ها نیز امور حقوقی را علما و امور جزایی و انتظامی را حکومت‌ها حل و فصل می‌کردند. رئیس دیوانخانه از طرف شاه منصوب می‌شد.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اقتصاد-36/1081764-نظام-قضایی-دوره-قاجار «نظام قضایی دورۀ قاجار»، وب‌سایت دنیای اقتصاد.]</ref>


===اقتصادی===
== ساختار اقتصادی ==
 
====کشاورزی====
====کشاورزی====
نظام اقتصادی ایران در دوره قاجار، ساختار سنتی داشت و زیربنای آن را کشاورزی و دامداری تشکیل می‌داد. به تخمین پژوهشگران حدود هفتاد درصد جمعیت ایران از کشاورزان (ده‌نشین و چادرنشین) تشکیل می‌شد که مهم‌ترین و مشخص‌ترین طبقهٔ مولد ثروت کشور بود، اما در شرایط خاص ناشی از نظام ارباب‌رعیتی، استعداد تولید به کار نمی‌افتاد. غلات مانند گندم، جو، ارزن، [[برنج]]، [[پنبه]]، توتون، تنباکو، حبوبات و محصولات صیفی و میوه و [[خشخاش]] با کاشت آبی و دیمی به دست می‌آمد. از منابع طبیعی روییدنی، محصولات جنگلی، کتیرا و انواع دیگر صمغ نباتی فراهم می‌شد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.</ref>
نظام اقتصادی ایران در دوره قاجار، ساختار سنتی داشت و زیربنای آن را کشاورزی و دامداری تشکیل می‌داد. به تخمین پژوهشگران حدود هفتاد درصد جمعیت ایران از کشاورزان (ده‌نشین و چادرنشین) تشکیل می‌شد که مهم‌ترین و مشخص‌ترین طبقهٔ مولد ثروت کشور بود، اما در شرایط خاص ناشی از نظام ارباب‌رعیتی، استعداد تولید به کار نمی‌افتاد. غلات مانند گندم، جو، ارزن، [[برنج]]، [[پنبه]]، توتون، تنباکو، حبوبات و محصولات صیفی و میوه و [[خشخاش]] با کاشت آبی و دیمی به دست می‌آمد. از منابع طبیعی روییدنی، محصولات جنگلی، کتیرا و انواع دیگر صمغ نباتی فراهم می‌شد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.</ref>
خط ۱۴۸: خط ۱۴۶:
#صنایع جدید به‌صورت ابتدایی آن در انحصار دولت بود که شامل کارخانه‌های ضرب سکه، قورخانه، تسلیحات، بلورسازی، چینی‌سازی که بانی آن میرزا تقی‌خان [[امیرکبیر]] بود. صنعت چاپ نیز ابتدا در آذربایجان و سپس در [[تهران]] رواج یافت و چاپ سنگی به تدیج به چاپ سربی تبدیل شد و این در توسعهٔ سواد و بالابردن اطلاعات عمومی و سطح فکر مردم نقش مهم داشت.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص265-367.</ref>
#صنایع جدید به‌صورت ابتدایی آن در انحصار دولت بود که شامل کارخانه‌های ضرب سکه، قورخانه، تسلیحات، بلورسازی، چینی‌سازی که بانی آن میرزا تقی‌خان [[امیرکبیر]] بود. صنعت چاپ نیز ابتدا در آذربایجان و سپس در [[تهران]] رواج یافت و چاپ سنگی به تدیج به چاپ سربی تبدیل شد و این در توسعهٔ سواد و بالابردن اطلاعات عمومی و سطح فکر مردم نقش مهم داشت.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص265-367.</ref>


==پول==
=== نظام پولی ===
واحد [[پول]] ایران «قِران» بود که از نقره ضرب می‌شد. هر قرآن معادل بیست شاهی و هر شاهی برابر با پنجاه دینار بود. دو شاهی را صد دیناری و چهارشاهی را عباسی می‌نامیدند. ده قران مساوی یک «تومان» بود. اصطلاح «ریال» در بعضی شهرستان‌ها رواج داشت.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378.</ref>
واحد [[پول]] ایران «قِران» بود که از نقره ضرب می‌شد. هر قرآن معادل بیست شاهی و هر شاهی برابر با پنجاه دینار بود. دو شاهی را صد دیناری و چهارشاهی را عباسی می‌نامیدند. ده قران مساوی یک «تومان» بود. اصطلاح «ریال» در بعضی شهرستان‌ها رواج داشت.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378.</ref>


خط ۱۷۱: خط ۱۶۹:
===علم جغرافیا===
===علم جغرافیا===
علم جغرافیا پیش از تأسیس دارالفنون چندان مورد توجه نبود، اما پس از آن که رشتهٔ جغرافیا، نقشه‌کشی و مهندسی در این مرکز علمی زیر نظر معلمین اروپایی تأسیس و حس کنجکاوی دانشجویان نسبت به اوضاع کشورهای دیگر بیدار شد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.</ref>
علم جغرافیا پیش از تأسیس دارالفنون چندان مورد توجه نبود، اما پس از آن که رشتهٔ جغرافیا، نقشه‌کشی و مهندسی در این مرکز علمی زیر نظر معلمین اروپایی تأسیس و حس کنجکاوی دانشجویان نسبت به اوضاع کشورهای دیگر بیدار شد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.</ref>
==عوامل فروپاشی==
عیاشی، شهوت‌رانی، سوءاستفاده از قدرت، استفاده نادرست از امکانات عمومی، حف‌ومیل اموال مردم، سفرهای خارجی پرخرج، زمان‌بر و بی‌حاصل برای کشور، خرج مالیات مردم به جای آبادانی کشور برای هزینهٔ خوش‌گذرانی، شیوع تجمل‌گرایی، اشرافی‌گری، فاصله‌گرفتن شاهان و کارگزاران قاجار از مردم، دوری از ارزش‌های دینی، خودکامگی وستمگری آنها، گسترش فساد در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، تشکیل شبکهٔ فساد در حکومت قاجار، ناامیدی، نارضایتی و بی‌اعتمادی مردم، علمای [[دین]] و نخبگان جامعه نسبت به حکومت قاجاریه، از مهم‌ترین عوامل فروپاشی و انقراض این سلسلهٔ پادشاهی بود.<ref>دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسلهٔ قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص207-209.</ref>


==پانویس==
==پانویس==