بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
ایران پس از سقوط صفویه، دورهای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد. با وجود تلاشهای نادرشاه افشار برای تمرکز قدرت، ضعف ساختار دیوانسالاری، وابستگی بیش از حد به نیروی نظامی و نبود مشروعیت پایدار، موجب شد تا دولت افشاریه نتواند تداوم یابد و پس از درگذشت او، کشور دچار هرجومرج و کشمکشهای داخلی شود. در دوره زندیه، کریمخان زند با تکیه بر شخصیت کاریزماتیک خود، ثبات نسبی را به ارمغان آورد و قدرت را به شیوهای کمتر استبدادی اعمال کرد، اما این ثبات نیز پس از مرگ او با رقابتهای خاندانی و فروپاشی مواجه شد. با روی کار آمدن قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری، اگرچه ظاهر حکومت متمرکز حفظ شد، اما نشانههای ضعف درونساختاری، نفوذ روزافزون قدرتهای خارجی و ناتوانی در اصلاحات اساسی، بهتدریج نظام سیاسی ایران را در برابر خواست عمومی برای تغییر ناکارآمد جلوه داد. زمینههای مشترکی چون تمرکز قدرت، نقش دین در مشروعیتبخشی به حکومت و نبود نهادهای ناظر بر قدرت، از عناصر ثابت این ادوار تاریخی بود، اما در دورۀ قاجار، این ساختارها با چالشهای تازهای روبهرو شدند. همچنین افزایش آگاهیهای سیاسی و اجتماعی ایرانیان، کاهش اقتدار دولت مرکزی و رشد اندیشههای مبتنی بر عدالت اجتماعی، زمینۀ دیگری برای شکلگیری جنبشهای اعتراضی و در نهایت نهضت مشروطه فراهم کرد.<ref>[https://civilica.com/doc/2447368/ «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وبسایت سیلیویکا.]</ref> | ایران پس از سقوط صفویه، دورهای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد. با وجود تلاشهای نادرشاه افشار برای تمرکز قدرت، ضعف ساختار دیوانسالاری، وابستگی بیش از حد به نیروی نظامی و نبود مشروعیت پایدار، موجب شد تا دولت افشاریه نتواند تداوم یابد و پس از درگذشت او، کشور دچار هرجومرج و کشمکشهای داخلی شود. در دوره زندیه، کریمخان زند با تکیه بر شخصیت کاریزماتیک خود، ثبات نسبی را به ارمغان آورد و قدرت را به شیوهای کمتر استبدادی اعمال کرد، اما این ثبات نیز پس از مرگ او با رقابتهای خاندانی و فروپاشی مواجه شد. با روی کار آمدن قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری، اگرچه ظاهر حکومت متمرکز حفظ شد، اما نشانههای ضعف درونساختاری، نفوذ روزافزون قدرتهای خارجی و ناتوانی در اصلاحات اساسی، بهتدریج نظام سیاسی ایران را در برابر خواست عمومی برای تغییر ناکارآمد جلوه داد. زمینههای مشترکی چون تمرکز قدرت، نقش دین در مشروعیتبخشی به حکومت و نبود نهادهای ناظر بر قدرت، از عناصر ثابت این ادوار تاریخی بود، اما در دورۀ قاجار، این ساختارها با چالشهای تازهای روبهرو شدند. همچنین افزایش آگاهیهای سیاسی و اجتماعی ایرانیان، کاهش اقتدار دولت مرکزی و رشد اندیشههای مبتنی بر عدالت اجتماعی، زمینۀ دیگری برای شکلگیری جنبشهای اعتراضی و در نهایت نهضت مشروطه فراهم کرد.<ref>[https://civilica.com/doc/2447368/ «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وبسایت سیلیویکا.]</ref> | ||
== | == بازتعریف هویت ملی == | ||
در پیش از دوران قاجار، هویت ملی ایرانیان عمدتاً بر پایهٔ مفاهیم سنتی همچون دین (تشیع)، زبان فارسی، فرهنگ ایرانی و پیوستگی به سرزمین تاریخی ایران شکل گرفته بود، اما در این دوره، با ورود مفاهیم مدرن و آشنایی با اندیشههای غربی، عناصر جدیدی چون باستانگرایی، ناسیونالیسم و بازتعریف وطن و ملت به مؤلفههای هویت ملی افزوده شد و آن را دستخوش دگرگونیهای بنیادین ساخت. به دنبال شکستهای ایران از روسیه و آشنایی با تمدن غرب، آگاهیهای نوینی درباره هویت ملی در میان ایرانیان شکل گرفت. روشنفکران و نواندیشان این دوره، با بازتعریف مفاهیمی چون «وطن» و «ملت» در معنای مدرن آن، و نیز با تأکید بر باستانگرایی و سرهنویسی، کوشیدند تا هویتی تازه بر پایهٔ ایرانزمین، زبان فارسی و تاریخ کهن بنیان نهند. اندیشمندانی چون آخوندزاده، جلالالدین میرزا قاجار، میرزا آقا خان کرمانی و طالبوف، هر یک بهگونهای به ترویج ناسیونالیسم ایرانی پرداختند و آن را در پیوند با مفاهیمی چون قانون، مشروطه و حقوق شهروندی مطرح ساختند. با وجود گرایشهای دینستیزانه در برخی از این جریانها، باستانگرایی قاجاری را باید در چارچوب تلاش برای جبران عقبماندگی و ایجاد همبستگی ملی در برابر بیگانگان تفسیر کرد. این تحولات فکری، زمینهساز شکلگیری گفتمان هویت ملی مدرن در ایران شد و تأثیر خود را بر جنبش مشروطه و تحولات بعدی بر جای نهاد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2066293/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 افشاری و دیگران، «تحول مفهوم هویت ملی در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ، ۱۴۰۱ش، ص۵۹-۷۰]</ref> | |||
==ساختار سیاسی == | ==ساختار سیاسی == | ||
| خط ۲۳۲: | خط ۲۲۵: | ||
*اشرف، احمد و بنوعزیزی، علی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمهٔ سهیلا ترابی فارسانی، تهران، نیلوفر، ۱۳۸۷ش. | *اشرف، احمد و بنوعزیزی، علی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمهٔ سهیلا ترابی فارسانی، تهران، نیلوفر، ۱۳۸۷ش. | ||
*اصفهانی، عمادالدین حسین، تاریخ مفصل اسلام از طلوع اسلام تا عصر حاضر، تهران، کتابفروشی اسلام، ۱۳۶۲ش. | *اصفهانی، عمادالدین حسین، تاریخ مفصل اسلام از طلوع اسلام تا عصر حاضر، تهران، کتابفروشی اسلام، ۱۳۶۲ش. | ||
*افشاری، کیانوش و دیگران، «تحول مفهوم هویت ملی در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ (دانشگاه آزاد اسلامی واحد محلات)، شمارۀ ۶۶، 1401ش. | |||
*اکبری، محمدعلی وشناسیآذری، لاله، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، مجلهٔ مسکویه، شمارهٔ ۱۰، ۱۳۸۸ش. | *اکبری، محمدعلی وشناسیآذری، لاله، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، مجلهٔ مسکویه، شمارهٔ ۱۰، ۱۳۸۸ش. | ||
*«بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکلهای دانشجویی»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ش. | *«بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکلهای دانشجویی»، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ش. | ||