| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
بنیادیترین مشکل در شناخت مادها، نبود اسناد مکتوب از خود آنان است. از زبان مادها، جز چند نام از پادشاهان، سرداران و شهرها دادهای باقی نمانده<ref>{{پک|ریپکا|1381|ک=تاریخ ادبیات ایران|ص=39}}</ref> و از شاهان آنان نیز کتیبهای به دست نیامده است<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=219|ج=۱}}</ref>. این وضعیت، پژوهشگران را ناگزیر به اتکای کامل به منابع بیرونی مانند اسناد آشوری نو و بابل نو، شهادت هرودوت و دیگر نویسندگان یونانی، کتیبههای هخامنشی و کتاب مقدس ساخته است.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=in The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=870|ف=Medes (Μῆδοι, οἱ)}}</ref> تنها آثار مکتوب یافتشده از قلمرو ماد، قطعه کوچکی از نقره با چند نشانهٔ ناقص میخی از تپه نوشیجان و لوح برنزی موسوم به سیلسیروخ در نزدیکی همدان است که هیچیک را نمیتوان با قطعیت به عنوان سند بومی مادی پذیرفت.<ref>{{پک|زرینکوب|1387|ک=دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران|ف=بنیان گذاری اتحاد مادها و اهمیت منبع شناسی آن|ص=۱۰۰}}</ref><ref>{{پک|واترز|1401|ک=مطالعات ایران کهن|ف=یادداشتهایی در باره مادها و پادشاهی شان|ص=31}}</ref> | بنیادیترین مشکل در شناخت مادها، نبود اسناد مکتوب از خود آنان است. از زبان مادها، جز چند نام از پادشاهان، سرداران و شهرها دادهای باقی نمانده<ref>{{پک|ریپکا|1381|ک=تاریخ ادبیات ایران|ص=39}}</ref> و از شاهان آنان نیز کتیبهای به دست نیامده است<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=219|ج=۱}}</ref>. این وضعیت، پژوهشگران را ناگزیر به اتکای کامل به منابع بیرونی مانند اسناد آشوری نو و بابل نو، شهادت هرودوت و دیگر نویسندگان یونانی، کتیبههای هخامنشی و کتاب مقدس ساخته است.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=in The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=870|ف=Medes (Μῆδοι, οἱ)}}</ref> تنها آثار مکتوب یافتشده از قلمرو ماد، قطعه کوچکی از نقره با چند نشانهٔ ناقص میخی از تپه نوشیجان و لوح برنزی موسوم به سیلسیروخ در نزدیکی همدان است که هیچیک را نمیتوان با قطعیت به عنوان سند بومی مادی پذیرفت.<ref>{{پک|زرینکوب|1387|ک=دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران|ف=بنیان گذاری اتحاد مادها و اهمیت منبع شناسی آن|ص=۱۰۰}}</ref><ref>{{پک|واترز|1401|ک=مطالعات ایران کهن|ف=یادداشتهایی در باره مادها و پادشاهی شان|ص=31}}</ref> | ||
نخستین اشارهٔ قطعی به نام مادها در سالنامهٔ شلمانسر سوم (حدود ۸۳۵ پ.م.) ثبت شده است؛<ref>{{پک|حمداللهزاده|1404|ک=پیام باستانشناس|ف=روند شکلگیری حکومت مادها بر اساس کتیبههای آشورنو...|ص=42}}</ref><ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=169|ج=۱}}</ref> در این میان مجموعه کتیبههای سلطنتی آشور، بزرگترین دادههای تاریخی دربارهٔ مادها را در بر دارد<ref>{{پک|لیورانی|1401|ک=مطالعات ایران کهن|ف=ظهور و سقوط مادها|ص=18 | نخستین اشارهٔ قطعی به نام مادها در سالنامهٔ شلمانسر سوم (حدود ۸۳۵ پ.م.) ثبت شده است؛<ref>{{پک|حمداللهزاده|1404|ک=پیام باستانشناس|ف=روند شکلگیری حکومت مادها بر اساس کتیبههای آشورنو...|ص=42}}</ref><ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=169|ج=۱}}</ref> در این میان مجموعه کتیبههای سلطنتی آشور، بزرگترین دادههای تاریخی دربارهٔ مادها را در بر دارد<ref>{{پک|لیورانی|1401|ک=مطالعات ایران کهن|ف=ظهور و سقوط مادها|ص=18}}</ref> منابع بابلی نیز اطلاعات ارزشمندی ارائه میدهند، از جمله اشاره به سقوط نینوا در ۶۱۲ پ.م. و تصرف هگمتانه توسط کوروش در حدود ۵۵۰ پ.م.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=in The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ص=871|ج=2|ف=Medes (Μῆδοι, οἱ)}}</ref> اما در فاصلهٔ میان این دو رویداد، تقریباً دربارهٔ مادیها ساکت هستند<ref>{{پک|ملازاده|1404|ک=مطالعات باستانشناسی|ف=حضور مادیها در مناطق مرکزی میانرودان...|ص=192-193}}</ref> | ||
در این میان روایتهای مورخان یونانی، بهویژه هرودوت در مدیکوس لوگوس، مهمترین منابع برای بازسازی تاریخ مادها محسوب میشوند<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=in The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ص=870|ج=2|ف=Medes (Μῆδοι, οἱ)}}</ref> هرودوت حدود یک سده پس از سقوط مادها مینوشت و اطلاعات خود را از منابع شفاهی اخذ کرده بود<ref>{{پک|نیکجو|1349|ک=جستارهای نوین ادبی|ف=اهمیت اجتماعی مبارزات قوم ماد بر علیه توسعۀ نفوذ سیاسی دولت مقتدر آشور...|ص=732}}</ref> تفاوت بنیادین تصویر منابع آشوری از مادها | در این میان روایتهای مورخان یونانی، بهویژه هرودوت در مدیکوس لوگوس، مهمترین منابع برای بازسازی تاریخ مادها محسوب میشوند<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=in The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ص=870|ج=2|ف=Medes (Μῆδοι, οἱ)}}</ref> هرودوت حدود یک سده پس از سقوط مادها مینوشت و اطلاعات خود را از منابع شفاهی اخذ کرده بود<ref>{{پک|نیکجو|1349|ک=جستارهای نوین ادبی|ف=اهمیت اجتماعی مبارزات قوم ماد بر علیه توسعۀ نفوذ سیاسی دولت مقتدر آشور...|ص=732}}</ref> تفاوت بنیادین تصویر منابع آشوری از مادها که با منابع خط میخی سازگاتر است، با روایت هرودوت - که در مبحث هویت سیاسی مادها مطرح خواهد شد- اعتبار تاریخی روایت وی را زیر سؤال برده است<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد...|ص=607-608|ج=2}}</ref><ref>{{پک|رولینگر|1404|ک=مطالعات ایران کهن|ف=امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...|ص=2}}</ref><ref>{{پک|دریایی|1404|ک=تاریخ و هویت مادها|ص=492}}</ref> | ||
در کنار منابع نوشتاری، باستانشناسی نیز شواهد محدودی به دست داده است. مهمترین محوطههای منتسب به دورهٔ ماد، از جمله تپه نوشیجان، گودینتپه و باباجان، آثاری از دژها و نیایشگاهها را آشکار ساختهاند<ref>{{پک|ملازاده|محمدیانمنصور|جوانمردی|خدابنده|1395|ک=جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام|ف=بررسی تناسبات و نظام پیمون در معماری دوره ماد...|ص=79}}</ref><ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=451-450|ف=Assyria and the Medes}}</ref> با این حال، تاکنون هیچ مدرک مستندی مبنی بر مادی بودن محوطهٔ هگمتانه به دست نیامده و قدیمیترین لایهٔ آن مربوط به دورهٔ اشکانی است.<ref>{{پک|احمدی|1402|ک=پژوهشنامۀ ایران باستان|ف=در جستجوی هگمتانه...|ص=13}}</ref> کتیبههای هخامنشی، بهویژه کتیبهٔ بیستون، نیز اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ جایگاه مادها در دورهٔ هخامنشی ارائه میدهند اما این منابع، تصویر مادها از نگاه فاتحان پارسی را منعکس میکنند و نمیتوانند جایگزین اسناد بومی مفقودشدهٔ مادی شوند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=216|ج=۱}}</ref> | در کنار منابع نوشتاری، باستانشناسی نیز شواهد محدودی به دست داده است. مهمترین محوطههای منتسب به دورهٔ ماد، از جمله تپه نوشیجان، گودینتپه و باباجان، آثاری از دژها و نیایشگاهها را آشکار ساختهاند<ref>{{پک|ملازاده|محمدیانمنصور|جوانمردی|خدابنده|1395|ک=جستارهای باستانشناسی ایران پیش از اسلام|ف=بررسی تناسبات و نظام پیمون در معماری دوره ماد...|ص=79}}</ref><ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=451-450|ف=Assyria and the Medes}}</ref> با این حال، تاکنون هیچ مدرک مستندی مبنی بر مادی بودن محوطهٔ هگمتانه به دست نیامده و قدیمیترین لایهٔ آن مربوط به دورهٔ اشکانی است.<ref>{{پک|احمدی|1402|ک=پژوهشنامۀ ایران باستان|ف=در جستجوی هگمتانه...|ص=13}}</ref> کتیبههای هخامنشی، بهویژه کتیبهٔ بیستون، نیز اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ جایگاه مادها در دورهٔ هخامنشی ارائه میدهند اما این منابع، تصویر مادها از نگاه فاتحان پارسی را منعکس میکنند و نمیتوانند جایگزین اسناد بومی مفقودشدهٔ مادی شوند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=216|ج=۱}}</ref> | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
به طور کلی بحث حکومت مستقل داشتن یا نداشتن در چند جای مقاله تکرار شده است</ref> === | به طور کلی بحث حکومت مستقل داشتن یا نداشتن در چند جای مقاله تکرار شده است</ref> === | ||
بازسازی | بازسازی ماهیت دولت ماد، به دلیل ناهمگونیِ بنیادینِ دادههای موجود، یکی از پرسشهای کلیدی و مناقشهبرانگیز در مادشناسی معاصر است. دیدگاه سنتی، با تکیه بر روایت هرودوت، مادها را جانشینان امپراتوری آشور و پیشینیان هخامنشیان میداند که دارای سلسلهای از شاهان متوالی و پایتختی در هگمتانه بودند.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=in The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=870|ف=Medes (Μῆδοι, οἱ)}}</ref><ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=176|ج=۱}}</ref> در برابر این دیدگاه، از دههٔ ۱۹۸۰ جریان تجدیدنظرطلب این تصویر یکپارچه را به چالش کشید. این گروه استدلال میکنند که منابع آشوری و بابلی، بهجای یک پادشاهی واحد، از مجموعهای از «خداوندان شهر» و شاهان محلی مستقل در سرزمین ماد یاد کردهاند.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهشهای علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=33}}</ref> افزون بر این، در منابع معاصر مانند کتیبهٔ نبونیدوس و کتاب ارمیا، حاکمان مادی با لفظ جمع «پادشاهان» خطاب شدهاند که با ساختار یک فرمانروایی یگانه ناسازگار است.<ref>{{پک|Waters|2011|ک=in A Common Cultural Heritage: Studies on Mesopotamia and the Biblical World in Honor of Barry L. Eichler|زبان=en|ج=۱|ص=243-244|ف=Notes on the Medes and their 'Empire' from JER 25:25 to HDT 1.134}}</ref> از منظر باستانشناسی نیز هیچ شواهدی دال بر زیرساختهای یک امپراتوری متمرکز (همچون کاخهای حکومتی، سنگنبشتههای سلطنتی یا شبکهٔ راههای سراسری) یافت نشده است.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=872}}</ref> | ||
این پراکندگی سیاسی، اما مانع از پیدایش تدریجی نوعی فرهنگ مشترک در منطقه نبود. آمیزهای از عناصر بینالنهرینی و ایرانی ــ برای نمونه، در شیوههای تدفین یا نقوش هنری ــ بهویژه در نواحی غربی، زمینهساز شکلگیری هویتی شد که مرزهای زبانی و تباری را درمینوردید.<ref>{{پک|ملکزاده|1381|ک=باستانپژوهی|ف=یادداشتهایی واژگون درباره تاریخ و باستان شناسی دوره ماد|ص=53-54}}</ref> قرابت زبانی و فرهنگی مادها با پارسها چنان بود که بهگفتهٔ استرابو، زبانشان مشابهت کامل داشت.<ref>{{پک|سایکس|1380|ک=تاریخ ایران|ص=157|ج=۱}}</ref> و واژهٔ «مادی» تا یک سده پس از سقوط دولت ماد، از سوی یونانیان برای اشاره به پارسها نیز بهکار میرفت.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=206|ج=۱}}</ref> بر همین اساس، بنا بر تحلیل برخی از پژوهشگران، هویت مادی نه یک گوهر قومی از پیش موجود، بلکه پدیدهای تاریخی و در حال تکوین بوده که احتمالاً در مقطعی بحرانی از تحولات سیاسی فلات ایران شکل مشخصتری یافته است.<ref name=":3">{{پک|دریایی|1404|ک=بخارا|ف=تاریخ و هویت مادها|ص=492}}</ref> | |||
در میانهٔ این دو قطب نظری، رویکرد تعدیلیافتهای نیز شکل گرفته است که ساختار سیاسی ماد را یک امپراتوری تمامعیار نمیداند، بلکه آن را کنفدراسیونی قبایلی توصیف میکند که در گذر زمان به سوی تمرکز سیاسی حرکت کرده است. بر اساس این دیدگاه، کشور ماد در آغاز اتحادیهای از قبایل بود و سپس با تشکیل دستگاهی نظامی و اداری، قبایل گوناگون به سوی اتحاد پیش رفتند.<ref>{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=89}}</ref> بر اساس همین رویکرد، مادها دولتی در گسترهای محدود با گرایشهایی به تمرکز در دورهٔ پایانی خود توصیف شدهاند که این فرایند با سقوط ناگهانی پادشاهی ناتمام ماند.<ref>{{پک|جلیلیان|1400|ک=پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی|ف=بنیاد شهریاری در تاریخ ماد|ص=95}}</ref> | |||
=== <big>قلمرو اصلی</big><big>، تقسیمات و مراکز مهم</big> === | === <big>قلمرو اصلی</big><big>، تقسیمات و مراکز مهم</big> === | ||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
منابع آشوری، بهرغم اشاره به دهها خداوندِ شهر (bēl āli، به معنای حاکم محلی یک قلمرو کوچک) در سرزمین ماد، از این تقسیمبندی ششگانهٔ هرودوتی سخنی به میان نیاوردهاند.<ref>{{پک|صالحی|1395|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=تکوین و تحول در روند سیاستهای نظامی جامعه ماد|ص=245}}</ref> آنچه متون آشوری به تصویر میکشند، مجموعهای از قلمروهای سیاسی کوچک و جدا از هم است که هر یک توسط یک فرمانروای محلی موروثی اداره میشد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=444|ف=Assyria and the Medes}}</ref> این واحدهای سیاسی، که آشوریان آنها را شهر (URU) مینامیدند، گاه دارای یک شهر شاهی و شماری اقمار بودند و این نشان میدهد که دستکم از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم پ.م.، سطحی از پیوستگی سیاسی فراتر از ساختار صرفاً قبیلهای در میان مادها وجود داشته است.<ref name=":4">{{پک|فیروزی|رسولی|سعادت مهر|1402|ک=مطالعات ایرانی|ف=کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|ص=426}}</ref> جلیلیان، با تکیه بر اوستا، ساختار اجتماعی مادها را در چهار لایهٔ نَمانه (خانوادهٔ گسترده)، ویس (دوده/عشیره)، زَنتو (قبیله) و دَهِیو (کشور) توصیف میکند. بر اساس این تحلیل، واحدهای سیاسی کوچکی که آشوریان «شهر» میخواندند، در واقع همان ویسهای ایرانی بودهاند و حاکمان آنها (خداوندانِ شهر) با ویسپئیتیها (خداوندان ویس) در این نظام منطبق میشوند.<ref>{{پک|جلیلیان|1396|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد|ص=137}}</ref> | منابع آشوری، بهرغم اشاره به دهها خداوندِ شهر (bēl āli، به معنای حاکم محلی یک قلمرو کوچک) در سرزمین ماد، از این تقسیمبندی ششگانهٔ هرودوتی سخنی به میان نیاوردهاند.<ref>{{پک|صالحی|1395|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=تکوین و تحول در روند سیاستهای نظامی جامعه ماد|ص=245}}</ref> آنچه متون آشوری به تصویر میکشند، مجموعهای از قلمروهای سیاسی کوچک و جدا از هم است که هر یک توسط یک فرمانروای محلی موروثی اداره میشد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=in The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=444|ف=Assyria and the Medes}}</ref> این واحدهای سیاسی، که آشوریان آنها را شهر (URU) مینامیدند، گاه دارای یک شهر شاهی و شماری اقمار بودند و این نشان میدهد که دستکم از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم پ.م.، سطحی از پیوستگی سیاسی فراتر از ساختار صرفاً قبیلهای در میان مادها وجود داشته است.<ref name=":4">{{پک|فیروزی|رسولی|سعادت مهر|1402|ک=مطالعات ایرانی|ف=کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|ص=426}}</ref> جلیلیان، با تکیه بر اوستا، ساختار اجتماعی مادها را در چهار لایهٔ نَمانه (خانوادهٔ گسترده)، ویس (دوده/عشیره)، زَنتو (قبیله) و دَهِیو (کشور) توصیف میکند. بر اساس این تحلیل، واحدهای سیاسی کوچکی که آشوریان «شهر» میخواندند، در واقع همان ویسهای ایرانی بودهاند و حاکمان آنها (خداوندانِ شهر) با ویسپئیتیها (خداوندان ویس) در این نظام منطبق میشوند.<ref>{{پک|جلیلیان|1396|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد|ص=137}}</ref> | ||
=== <big>اقتصاد دوگانه و نقش محوری اسب</big> <ref group="دیدگاه">نقش محوری اسب درواقع تکرار همان اقتصاد دوگانه است</ref> === | === <big>اقتصاد دوگانه و نقش محوری اسب</big> <ref group="دیدگاه">نقش محوری اسب درواقع تکرار همان اقتصاد دوگانه است</ref> === | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۲۴: | ||
=== <big>'''شورشهای مادی در آغاز فرمانروایی داریوش'''</big> === | === <big>'''شورشهای مادی در آغاز فرمانروایی داریوش'''</big> === | ||
فروپاشی پادشاهی ماد به معنای محو کامل ادعاهای سیاسی آنها نبود. تداوم خاطرهٔ سلطنت و ادعای مشروعیت حکومت توسط آنان، در شورشهای سالهای نخست سلطنت [[داریوش]] اول (حدود ۵۲۲ پ.م.) آشکار شد. یکی از مهمترین این شورشها، قیام فرورتیش (فَرَوَرتیش) بود که خود را از خاندان هووخشتره میخواند.<ref name=":6">{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=91-92}}</ref> کتیبهٔ بیستون داریوش اول، گزارش این شورشها را بهتفصیل ثبت کرده است. هم فرورتیش و هم چیگانتاخما (رهبر شورش در ساگارتیا) ادعا میکردند که از خاندان هووخشتره هستند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=in The World of Achaemenid Persia: History, Art and Society in Iran and the Ancient Near East|زبان=en|ص=69-70|ف=Cyrus and the Medes}}</ref> این ادعای نسب، نشاندهندهٔ آن است که خاطرهٔ هووخشتره بهعنوان بنیانگذار قدرت ماد و فاتح آشور، هنوز در اواخر سدهٔ ششم پ.م. چنان زنده بود که میتوانست بهعنوان دستاویزی برای مشروعیتبخشی به شورش علیه [[هخامنشیان]] به کار رود. واکنش داریوش به این شورشها قاطع بود؛ او لشکری به سرداری ویدارنا به سرکوبی فرورتیش فرستاد و سرانجام او را دستگیر ساخته، پس از مثله کردن در همدان به دار آویخت.<ref name=":6" /> | فروپاشی پادشاهی ماد به معنای محو کامل ادعاهای سیاسی آنها نبود. تداوم خاطرهٔ سلطنت و ادعای مشروعیت حکومت توسط آنان، در شورشهای سالهای نخست سلطنت [[داریوش]] اول (حدود ۵۲۲ پ.م.) آشکار شد. یکی از مهمترین این شورشها، قیام فرورتیش (فَرَوَرتیش) بود که خود را از خاندان هووخشتره میخواند.<ref name=":6">{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=91-92}}</ref> کتیبهٔ بیستون داریوش اول، گزارش این شورشها را بهتفصیل ثبت کرده است. هم فرورتیش و هم چیگانتاخما (رهبر شورش در ساگارتیا) ادعا میکردند که از خاندان هووخشتره هستند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=in The World of Achaemenid Persia: History, Art and Society in Iran and the Ancient Near East|زبان=en|ص=69-70|ف=Cyrus and the Medes}}</ref> این ادعای نسب، نشاندهندهٔ آن است که خاطرهٔ هووخشتره بهعنوان بنیانگذار قدرت ماد و فاتح آشور، هنوز در اواخر سدهٔ ششم پ.م. چنان زنده بود که میتوانست بهعنوان دستاویزی برای مشروعیتبخشی به شورش علیه [[هخامنشیان]] به کار رود. واکنش داریوش به این شورشها قاطع بود؛ او لشکری به سرداری ویدارنا به سرکوبی فرورتیش فرستاد و سرانجام او را دستگیر ساخته، پس از مثله کردن در همدان به دار آویخت.<ref name=":6" /> | ||
== '''<big>ساختار حکومت، جامعه و اقتصاد در دورۀ پادشاهی</big>''' == | == '''<big>ساختار حکومت، جامعه و اقتصاد در دورۀ پادشاهی</big>''' == | ||