حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۷: خط ۷:


وی پس از آن با پیروزی کامل بر حاکمان زند و دیگر مدعیان قدرت، در ۱۲۱۰ق در تهران به عنوان پادشاه ایران به‌صورت رسمی تاج‌گذاری کرد و به این ترتیب حکومت سلسلهٔ قاجاریه آغاز شد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۴۰.</ref> پس از او، ۶ نفر دیگر از خاندان قاجاریه به نام‌های «فتح‌علی‌شاه»، «محمدشاه»، «ناصرالدین‌شاه»، «مظفرالدین‌شاه»، «محمدعلی‌شاه» و «احمدشاه» به پادشاهی رسیدند<ref>اصفهانی، تاریخ مفصل اسلام از طلوع اسلام تا عصر حاضر، ۱۳۶۲ش، ج2، ص۱۰۸۲.</ref> و به مدت ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کردند.<ref>هاشمیان، تحولات فرهنگی ایران در دورهٔ قاجاریه و مدرسه دارالفنون، 1379ش، ص5-9.</ref> احمدشاه آخرین شاه قاجاریه با کودتای «رضاخان پهلوی» و «سیدضیاءالدین طباطبایی» از پادشاهی برکنار شد و در ۱۳۰۴ش مجلس مؤسسان، انقراض کامل قاجاریه را اعلام کرد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۶۲۹–۶۳۰.</ref>
وی پس از آن با پیروزی کامل بر حاکمان زند و دیگر مدعیان قدرت، در ۱۲۱۰ق در تهران به عنوان پادشاه ایران به‌صورت رسمی تاج‌گذاری کرد و به این ترتیب حکومت سلسلهٔ قاجاریه آغاز شد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۴۰.</ref> پس از او، ۶ نفر دیگر از خاندان قاجاریه به نام‌های «فتح‌علی‌شاه»، «محمدشاه»، «ناصرالدین‌شاه»، «مظفرالدین‌شاه»، «محمدعلی‌شاه» و «احمدشاه» به پادشاهی رسیدند<ref>اصفهانی، تاریخ مفصل اسلام از طلوع اسلام تا عصر حاضر، ۱۳۶۲ش، ج2، ص۱۰۸۲.</ref> و به مدت ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کردند.<ref>هاشمیان، تحولات فرهنگی ایران در دورهٔ قاجاریه و مدرسه دارالفنون، 1379ش، ص5-9.</ref> احمدشاه آخرین شاه قاجاریه با کودتای «رضاخان پهلوی» و «سیدضیاءالدین طباطبایی» از پادشاهی برکنار شد و در ۱۳۰۴ش مجلس مؤسسان، انقراض کامل قاجاریه را اعلام کرد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۶۲۹–۶۳۰.</ref>
== زمینه‌های تسلط و پیروزی ==
* پیشینهٔ طولانیِ حضورِ قاجارها در مناصبِ نظامی و اداریِ دورانِ صفوی و افشاری، تجربهٔ حکومت‌داری و سازمان‌دهیِ نیروهای رزمی را برای آنان به ارمغان آورده بود.
* ساختارِ ایلیِ منسجم و توانِ بالایِ سواره‌نظامِ قاجار، آنان را در مقایسه با رقیبانِ پراکنده، از برتریِ رزمیِ قابل‌توجهی برخوردار می‌ساخت.
* بهره‌گیریِ ماهرانه از خلأِ قدرتِ پس از سقوطِ صفویه و هرج‌ومرجِ دورهٔ افشاریه و زندیه، به قاجارها امکان داد تا با ائتلاف‌هایِ گزینشی و جنگ‌زنیِ هدفمند، دامنهٔ نفوذ خود را به‌تدریج گسترش دهند.
* موقعیتِ جغرافیاییِ استرآباد به‌عنوان پایگاهِ اولیهٔ قاجارها، دوریِ نسبی از مراکزِ قدرتِ رقیب و دسترسی به منابعِ انسانیِ مناطقِ ترکمن‌نشین، به تقویتِ بنیهٔ نظامی و استقلالِ عملِ آنان کمک کرد.
* رهبری آغامحمدخان که با سرکوب مدعیان محلی و شکست حکومت زندیه، توانست نیروهایِ پراکنده را یکپارچه کند و در ۱۲۱۰ق بر تخت سلطنت نشیند.<ref>پیرنیا؛ تاریخ ایران، 1375ش، ص76</ref>
* نبود رقیبی یکپارچه و قدرتمند در اواخر دورهٔ زندیه، که با مرگ کریم‌خان و جانشینی ناتوان، خلأ سیاسی چشمگیری پدید آورد و مسیر را برایِ سلطهٔ قاجار بر ایران هموار ساخت.<ref>ساسانی، سیاستگران دوره قاجار، ۱۳۳۸ش، ص۲۷۴.</ref>


== ویژگی‌ها ==
== ویژگی‌ها ==
خط ۱۲: خط ۲۱:


== مبانی سلطه و اقتدار ==
== مبانی سلطه و اقتدار ==
 
سلطهٔ شاهان قاجار بر سه رکنِ اصلیِ «نظریهٔ سنتی ظل‌اللهی»، «هماهنگی با نهاد مذهب» و «ویژگی‌های ساختاری قدرت» استوار بود. بر اساس نظریهٔ ظل‌اللهی، شاه نمایندهٔ خدا بر زمین و ارادهٔ او فراتر از حدود انسانی بود و مشروعیتِ او به صلاحیت‌های فردی و فیض الهی وابسته بود، نه به قاعدهٔ جانشینیِ منظم.<ref>[https://psq.bou.ac.ir/article_9210.html رئوفت، «مبانى اقتدار در فرهنگ سیاسى ایران (از تأسیس قاجاریه تا اواسط دوره ناصرى)»،۱۳۸۰ش، ص۱۷۰-۱۷۶.]</ref> شاهان نخستین قاجار، به‌ویژه فتحعلی‌شاه، با همکاری با علما، ساخت اماکن مذهبی و تأکید بر شعائر شیعه، از مشروعیتِ دینی بهره می‌جستند، اما با فاصله‌گرفتن دربار از علما در دورهٔ محمدشاه و ناصرالدین‌شاه، این همکاری به شکاف انجامید و زمینهٔ تزلزل اقتدار را فراهم ساخت. از نظر ساختاری، قدرتِ شاهان قاجار خودکامه و مطلق‌العنان بود و ارادهٔ آنان در حکم قانون محسوب می‌شد. مقام سلطنت در خاندان قاجار «شه‌دری» بود؛ ولیعهد می‌بایست از مادری قاجاری باشد و ویژگی‌های فردیِ او در سرکوبِ مدعیان نقش اساسی داشت، که گاه به خشونت‌های داخلی و نقصِ عضوِ رقیبان می‌انجامید. قدرتِ پادشاه به هیچ طبقهٔ اجتماعی متکی نبود و این ویژگی، فردی بودنِ سلطه را تشدید می‌کرد و به ناپایداریِ نهادهای اجتماعی می‌انجامید.
 
شاهان قاجار برای مشروعیت‌بخشی به سلطهٔ خود، از نظریهٔ سنتی «ظل‌اللهی» بهره می‌گرفتند؛ نگرشی که بر اساس آن، پادشاه نمایندهٔ خدا در روی زمین و ارادهٔ او فراتر از حدود انسانی تلقی می‌شد. از این رو، شاه قاجار نه در رأس جامعه، بلکه فوق جامعه قرار داشت و مشروعیت او ارتباطی با نخست‌زادگی یا جانشینیِ قاعده‌مند نداشت، بلکه به صلاحیت‌های فردی و برخورداری از فیض الهی وابسته بود. صرف تعیین ولیعهد برای جانشینی تعیین‌کنندهٔ نهایی نبود و جربزهٔ شخصیِ مدعیان نیز در رسیدن به پادشاهی قاجار ملاک قرار می‌گرفت؛ از این رو، قدرتمندی، دلاوری و برخورداری از هنرهای شاهی در تثبیت سلطهٔ هر یک از شاهان قاجار نقشی اساسی داشت.<ref>[https://psq.bou.ac.ir/article_9210.html رئوفت، «مبانى اقتدار در فرهنگ سیاسى ایران (از تأسیس قاجاریه تا اواسط دوره ناصرى)»،۱۳۸۰ش، ص۱۷۰-۱۷۶.]</ref>
 
سلطهٔ شاهان قاجار بر سه رکنِ اصلیِ «نظریهٔ سنتی ظل‌اللهی»، «هماهنگی با نهاد مذهب» و «ویژگی‌های ساختاری قدرت» استوار بود. بر اساس نظریهٔ ظل‌اللهی، شاه نمایندهٔ خدا بر زمین و ارادهٔ او فراتر از حدود انسانی بود و مشروعیتِ او به صلاحیت‌های فردی و فیض الهی وابسته بود، نه به قاعدهٔ جانشینیِ منظم. شاهان نخستین قاجار، به‌ویژه فتحعلی‌شاه، با همکاری با علما، ساخت اماکن مذهبی و تأکید بر شعائر شیعه، از مشروعیتِ دینی بهره می‌جستند، اما با فاصله‌گرفتن دربار از علما در دورهٔ محمدشاه و ناصرالدین‌شاه، این همکاری به شکاف انجامید و زمینهٔ تزلزل اقتدار را فراهم ساخت. از نظر ساختاری، قدرتِ شاهان قاجار خودکامه و مطلق‌العنان بود و ارادهٔ آنان در حکم قانون محسوب می‌شد. مقام سلطنت در خاندان قاجار «شه‌دری» بود؛ ولیعهد می‌بایست از مادری قاجاری باشد و ویژگی‌های فردیِ او در سرکوبِ مدعیان نقش اساسی داشت، که گاه به خشونت‌های داخلی و نقصِ عضوِ رقیبان می‌انجامید. قدرتِ پادشاه به هیچ طبقهٔ اجتماعی متکی نبود و این ویژگی، فردی بودنِ سلطه را تشدید می‌کرد و به ناپایداریِ نهادهای اجتماعی می‌انجامید. در نهایت، سلطه در قاجاریه، رنگ و بوی ایلی داشت و سنت‌های حکومتیِ ایلِ قاجار، با بهره‌گیری از نیروهای سواره‌نظام و روحیهٔ جنگاوری، بر جامعهٔ پراکندهٔ ایران حاکم شد و رویهٔ حکومت را تثبیت کرد.


== نظام سیاسی قاجاریه ==
== نظام سیاسی قاجاریه ==
خط ۶۹: خط ۷۴:


==منابع==
==منابع==
پیرنیا، حسن، تاریخ ایران، تهران، انتشارات خیام، 1375ش،
دهقانی، محمدمهدی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریه ابن خلدون»، مجلۀ جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام، شمارۀ ۲۰، ۱۴۰۱ش.
دهقانی، محمدمهدی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریه ابن خلدون»، مجلۀ جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام، شمارۀ ۲۰، ۱۴۰۱ش.